تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

لاَّ یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ 
وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ
فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً
وَکُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى 
وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً
...
ملاک‌ها را می‌بینید؟
قاعدون‌های غیر اولی الضّرر؛ خانه‌نشین‌هایی که به خاطر دین ضرری ندیده‌اند، رنجی نکشیده‌اند، جان و مال و آبرو نداده‌اند.
من و تو کجای این نامساوی هستیم؟
مجاهدون یا قاعدون های غیر اولی الضّرر (مؤمن‌های نایس)؟





نوع مطلب : قرآن از نگاهی دیگر، 
برچسب ها : نساء 95، قاعدون، قارعه، قران فارسی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

سۆالی مطرح است و آن اینکه شیطان با این که می‌داند در آینده‌ای نه چندان دور در آتش بزرگ جهنم گرفتار می‌شود؛ چرا توبه نمی‌کند؟

 

در پاسخ به سۆال یادشده می‌توان چنین گفت:

پاسخ 1)

بین دانستن و عمل کردن تفاوت وجود دارد. انسان می‌تواند به خیلی از مسائل علم داشته باشد، ولی به علت اهمیت ندادن یا به جهت پیروی از هوای نفس و ... مخالف علم خودش عمل کند. قرآن کریم درباره عده‌ای می‌فرماید: "و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود".(1) شیطان هم - مانند خیلی از انسان‌ها که به وجود معاد و ضرورت آن و به حرمت خیلی از گناهان علم دارند، ولی باز هم گناه می‌کنند،- با علم به وجود جهنم و بهشت، به اعمال خود ادامه می‌دهد. غرور و تکبر شیطان هرگز راه بازگشتی برای او نگذاشته است.

برخی از روایات از توبه ابلیس در زمان حضرت نوح (ع) خبر می‌دهد که نوح به خداوند عرض کرد: پروردگارا! اگر ابلیس توبه کند توبه‌اش قبول می‌شود؟ خطاب رسید: اگر به قبر آدم سجده کند توبه‌اش را می‌پذیریم هنگامی که نوح (ع) این موضوع را به ابلیس خبر داد. ابلیس گفت: تا آدم زنده بود من بر او سجده نکردم. آیا اکنون که مرده است به او سجده کنم؟(2)

یکی از شرایط توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و این امر برای شیطان قابل اجرا نیست، زیرا گناه او علاوه بر نافرمانی خدا، گمراهی بسیاری از مردم بوده است. کسی که دیگری را گمراه کرده، اگر بخواهد توبه کند و توبه‌اش پذیرفته شود، باید همه آن‌ها را هدایت نماید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : چرا شیطان توبه نمی‌کند؟، شیطان، توبه، چرا، قارعه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

آنچه می‌خوانید یادداشتی است در باب ویژگی‌های معجزه و تفاوت آن با کرامت، سحر و جادو ، به قلم جناب حجت‌الاسلام وحید واحدجوان، از اساتید دانشگاه تهران.

وحید واحد جوان

 

تفاوت معجزه با سحر و اعمال مرتاضان‏

قرآن کریم در سوره بقره، آیه 102 و نیز سوره طه آیه 66 به سحر و جادو اشاره کرده است. این عمل خارق‏العاده در شریعت اسلام، حرام و گناه کبیره شمرده شده است و در قوانین اسلامى، ساحر، محکوم به اعدام مى‏شود.

تفاوت‏هاى اساسى سحر با معجزه عبارت است از:

1. معجزه قابل تعلیم و تعلّم نیست بلکه عنایتى الهى و به اذن خداست. امّا سحر قابل تعلیم و تعلّم است.


معجزه مى‏تواند ماهیت چیزى را عوض کند امّا سحر ماهیت چیزى را عوض نمى‏کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : 7 تفاوت معجزه با جادو، تفاوت جادو و معجزه، فرق معجزه با سحر و جادو، اسرا 88، قران فارسی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

رشوه

آنچه می خوانید بیانات حکیم متاله و مفسر فرزانه‌ی قرآن، آیت الله جوادی آملی است که در  خلال جلسه دیدار مسئولین سازمان دارالقرآن‌الكریم و گروه تدوین سند راهبردی "قرآن و فضای مجازی" با معظم له ایراد فرموده‌اند:

« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم‌الله الرحمن الرحیم – بنده هم متقابلاً حضور اساتید بزرگوار را گرامی می‌دارم و از این گزارش امیدبخش بسیار خوشحالیم و از خدای سبحان به بركت قرآن و عترت مسئلت می‌كنیم كه سعی شما بزرگواران را مشكور بكند و این مجاز را به حقیقت تبدیل كند كه انشاءالله بتواند جامعه را روشن كند و میلاد وجود مبارك ثامن الحج(علیه‌السلام) را هم به پیشگاه ولی‌عصرمان تبریك عرض می‌كنم و این دهه پربركت كرامت را هم گرامی می‌داریم.

مطالب مهم این است كه ما خودمان قرآنی فكر كنیم. وقتی قرآنی فكر كردیم، قرآن در زندگی ما حضور پیدا می‌كند. الان به استثناء اوحدیِ از ما، ما قرآنی زندگی نمی‌كنیم. قرآن می‌خوانیم، مسلمانیم، نماز می‌خوانیم، حج عمره هم داریم، انشاءالله بهشت هم می‌رویم، اما قرآن در زندگی ما نیست، یعنی دین در زندگی ما نیست. دین داریم، زندگی هم داریم. بعضی‌ها دین در زندگیشان هست. اما ما دین داریم، زندگی هم می‌كنیم. فرقش این است كه اگر ما از همین مثالهای ساده و قرآنی شروع بكنیم و بعد دوباره برگردیم و نگاه بكنیم، می‌بینیم دین در زندگی ما نیست. ما از همین مثالهای ساده و عرفی روزانه‌مان مثال می‌زنیم. اگر كسی یك ظرف میوه‌ای برای ما بفرستد ما اول سۆال می‌كنیم آن چیست؟ می‌گویند این میوه‌ است[می‌پرسیم] كی داد؟ فلان آقا و بعد از او تشكر می‌كنیم. یك پارچه‌ای برایمان بیاورند، سۆال می‌كنیم این چیست[می‌گویند] پارچه است. كی داد؟ فلان شخص داد. این زندگی ماست. اما یك موحد قرآنی این جور زندگی نمی‌كند. می‌گوید این چیست؟ می‌گویند میوه است. می‌گوید كی آورد؟ و نه كی داد؟، كی آورد؟ فلان آقا. ما[كی داد] را با[كی آورد] یكی می‌كنیم.[در حالی] كه این نیست؟

خوب خیلی فرق است. در كلمات ائمه(ع) كه حسابش جدا، آن اوحدیِ از مردان الهی مثل مرحوم قاضی، هرگز نمی‌گویند كی داد؟ می‌گویند كه آورد؟ معلوم می‌شود كه زندگی زندگی قرآنی نیست.

این را عرض می‌كنم برای اینكه معلوم بشود چه جور آدم، عالم بی‌عمل[می‌شود]. یعنی آیات را خوب تفسیر می‌كند، سخنرانی می‌كند، منبر می‌رود، «قل للمۆمنین...» را خوب سخنرانی می‌كند و بعدش هم به نامحرم نگاه می‌كند. چه طور می‌شود؟! آیه «اكالون لسحت» را می‌خواند، «فیسحتكم» را می‌خواند كه رشوه – رومیزی[یا] زیرمیزی - پوست آدم را می‌‌كند. «سُحت» است. «فیسحتكم» یعنی پوستتان را می‌كند. این را خوب معنی می‌كند، بررسی می‌كند اما رومیزی و زیرمیزی، هر كدام آمد، می‌گیرد! چه جور می‌شود؟!


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : گناه، آیت الله جوادی آملی، قارعه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

قران

چگونه قرآن درباره خدا می‌گوید: ( یداه مبسوطتان )؟

قرآن، معجزه جاودانه پیامبر است و از نظر شیرینی بیان و برتری معانی، نمونه‌ای ندارد، و یکی از ملاکات بلاغت، به‌کارگیری مجاز در کلام است و بزرگان گفته‌اند: «کلام البلغاء مشحون بالمجاز». بنابراین، این نوع صفاتی که نمونه‌هایی از آن ذکر شد، از باب مجاز و تشبیه است.

مثلاً در محاورات عمومی می‌گویند: فلانی دست بسته یا دست باز است و هر دو کنایه از بخل و بخشش است، یا این که می‌گویند: دست بالای دست بسیار است، کنایه از قدرت برتر است. اگر قرآن می‌فرماید: ( ید الله فوق أیدیهم ) کنایه از تسلّط او بر بیعت کنندگان است.

کسانی که راه تجسیم را در پیش گرفته‌اند، داوری آنان درباره این الفاظ این است که باید بر معنی حقیقی حمل شوند، از این جهت برای خدا دست و پا و چشم و گوش ثابت کرده‌اند و او را به سان انسان می‌پندارند که فقط درباره ریش و شرمگاه او نمی‌توان سخن گفت و اثبات بقیه اعضا برای او اشکالی ندارد.

این گروه، چشم بسته به قرآن می‌نگرند، در حالی که قرآن می‌فرماید:( لیس کمثله شیء ).



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : ید الله فوق أیدیهم، چرا قرآن می‌گوید خدا دست دارد؟، دست خدا، چرا خدا دست دارد، قران فارسی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

اسم اعظم

یک چیزی که در اسرار قرآنی هست  این است که همه آیات بسیار روی حساب و کتاب است. وقتی خداوند متعال می‌فرماید: «لایأتیه الباطل» ، در کل قرآن و در آیاتش هم باطل نمی‌تواند نفوذ کند. باطل اگر بخواهد نفوذ کند یکی از کانال‌های نفوذ آن، این آن است که از کانال نفس آدمی بدخواه اسراری [معلوم شود] یا اضافاتی به قرآن شود یا راه پیدا بشود؛ یعنی باطلی که می‌خواهد به قرآن وارد شود، ممکن است [این باطل،] مطلب باشد و ممکن است فرد باشد و قرآن باید جلوی هر دو را گرفته باشد. پس وقتی قرآن می‌فرماید «لایأتیه الباطل»، باطلی که می‌خواهد در قرآن نفوذ کند، نه از یمین و شمال و نه از هیچ کانالی [نمی‌تواند نفوذ کند. این باطل،] می‌تواند مطلبی باشد، می‌تواند شخصی باشد؛ یعنی این که یک انسان نامحرم پی به اسرار قرآن پی ببرد. این هم یک ورود باطل است به قرآن. برای این کار، خدای متعال چارچوب قرآن را جوری چیده و طلسم کرده که نه فرد بتواند وارد شود و نه مطلب، و نه اضافه بتواند پیدا کند و نه نقیصه و راه‌ها را بسته. ما باید برای ورود به این کار، خودمان حق بشویم و باطل نباشیم؛ ان شاء الله و از خدای متعال و خود قرآن کمک بگیریم و نیت‌هایمان خیر باشد.

... قرآن، کتابی نیست که مربوط به محدوده خاصی باشد... بعضی از مسیحی‌ها آیات قرآن را که می‌شنیدند، گریه می‌کردند که این به خاطر عدم بیماری آن‌ها بود و بعضی از سادات قریش می‌خندیدند و نمی‌پذیرفتند. کسی که می‌خواهد به قرآن وارد شود باید عناد را کنار بگذارد و قلبی جویای حقیقت داشته باشد؛ خرده خرده یک نظام و نظام بندی را در قرآن به او توجه می‌دهند که [می‌فهمد] همه کارها روی قواعد است و چینشی که در آیات آمده روی حساب و کتاب است.

سرمایه اهل برزخ و قیامت، دیگر به پول نیست، به دانایی و معرفت و شناخت آن‌هاست نسبت به خداوند و قرآن و اهل بیت. هر کسی آن جا به این قضایا معرفت بیشتری پیدا کرده، سرمایه‌دارتر است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : شرط اسم اعظم خدا برای اثرگذاری، چرا اسم خدا تاثیر ندارد، قارعه، نام خدا، به نام خدا،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

ولایت شیطان

داستانک:

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده‌ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»

گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می‌زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز ".

 

سوارکاری به سبک شیطان

آنچه در صدر نوشتار حاضر خواندید اگرچه یک داستان کوتاه خیالی است اما حکایت از یک امر واقعی دارد و آن اینکه شیطان که گاهی نفس چموش و سرکش آدمی را می‌‌جهاند خود البته سوارکار ماهری است و از گرده‌ی مردم سواری می‌گیرد؛ این را من نمی‌گویم که صادق مصدق در کتاب آفتاب آفرینش می‌گوید؛ آنجا که می‌فرماید:

قَالَ أَرَأَیتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیتَهُ إِلَّا قَلِیلًا(الإسراء/62)

(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!»

اما چه کسانی به شیطان سواری می‌دهند؟

كسانی كه ولایت شیطان را پذیرفتند، و دست رفاقت به سوی او داز کرده‌اند. تعبیر قرآن درباره ایشان چنین است:

إنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّونَهُ والَّذینَ هُم بِهِ مُشرِكون.

تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند، و نها که نسبت به او [= خدا] شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند).

در جایی دیگر "خداوند در باره كسانی كه تحت ولایت شیطان‏اند فرمود: (كُتب علیه أنه من تولاه فأنه یضلّه و یهدیه إلی عذاب السعیر)[1] كار شیطان این است كه زمام افراد تحت ولایت خود را می‏گیرد و او را تا جهنم هدایت می‏كند، چنانكه شیطان فرزندان آدم (علیه السلام) را تهدید به احتناك می‏كند. به خدای سبحان عرض كرد: آدم را كه بر من گرامی‏داشتی، (لأحتنكنّ ذریّته)[2] همان طور كه زمامدار اسب، زمام یا حنك یا افسار اسب را به دست می‏گیرد و بر او سوار می‏شود و به هر جا بخواهد، راهنمایی می‏كند، شیطان هم تبهكار را احتناك می‏كند و به گردنش افسارزده بر او سوار می‏شود یا بر او بار می‏نهد تا آن را به مقصد برساند. (3)

همان‏گونه كه سواركارِ مسلّط، افسار را در حَنَك اسب می‏گذارد، در نتیجه آن را در اختیار خود می‏گیرد و به هر جا و هرگونه بخواهد اسب را می‏راند، شیطان نیز گروهی را به بند می‏كشد و بر گُرده آنان سوار می‏شود






نوع مطلب : قرآن از نگاهی دیگر، 
برچسب ها : سوارکاری به سبک شیطان، نفس اماره، شیطان، الإسراء/62،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

بیگ بنگ

در قرآن می‌خوانیم:

«أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُۆْمِنُونَ» (سوره الانبیاء، آیه30).

این آیه در عداد و در شمارش آیاتی است كه معمولاً مفسرین از آنان به عنوان آیات علمی یاد میكنند. مقصودشان هم از آیات علمی، آیاتی است كه مطلبی در آن در 1400سال پیش عنوان شده، كه بعداً بوسیله علم و تجربه خودش به آن مطلب رسیده است، به تعبیر دیگر منظورشان از آیات علمی یعنی آیات تجربی (به تجربه و از طریق آزمون و خطا ثابت شده) است. البته بحث مفصلی در این خصوص وجود دارد كه آیا قرآن كریم جامع تمام دانشها هست یا نیست؟ دانش فیزیك، شیمی، ستاره‌شناسی و...، برخی ادعا كردند بله هست، این مباحث از غزالی شروع میشود و همینطور ادامه دارد، و برخی گزارشات قبل از غزالی كه در آن آمده است كه علم اولین و آخرین (یعنی علم بشری) در قرآن وجود دارد ناظر به همین مطلب است. اثبات این سخن برای ما حقیقتاً كار سختی است، از این رو عده‌ای گفته‌اند همه علوم در قرآن هست اما در زمان ظهور روشن می‌شود و حجت خدا می‌تواند آنها را دربیاورد. این یك ادعای فرضی است كه نه می‌توان آن را اثبات كرد و نه نفی كرد. در مقابل گروه دیگری هستند كه می‌گویند نخیر علوم بشری در قرآن وجود ندارد و اساساً قرآن مربوط به این مسائل نیست بلكه آمده است برای امور اخروی (آمده است تا بگوید چه بكن و چه كاری را نكن تا آخرتت خوب شود)، از این صرفاً علوم مربوط به آخرت و هدایت بشر در آن وجود دارد. اما در مورد دنیا عقل و شعور به انسان داده شده و خودش باید برود و آنها را بدست آورد. نظریه وسطی هم در این بین شكل گرفته است كه می‌گوید قرآن در حین این كه برای هدایت انسان است، و آمده است تا بشر راه را گم نكند، اما در عین حال گاهی اشارات علمی در آن مطرح شده است، مفهوم این سخن آنست كه ما نمی‌توانیم همه علوم را در قرآن به شما نشان بدهیم اما سرنخ‌هایی در مورد برخی از دانشها در قرآن وجود دارد، شیوه قرآن هم ـ حتی در مورد مسائل هدایتی (: نماز)ـ آن است كه كلیات را می‌گوید و وارد جزئیات نمی‌شود. از این رو در برخی مسائل علمی سرفصل آنها و اشارات علمی در مورد آنها وجود دارد. به نظر می‌رسد این نظر سوم به عنوان یك نظریه معتدل پذیرفتنی است.

نباید قرآن را با نظریات علمی تطبیق داد چرا كه نظریات علمی ممكن است در طول زمان رد شود یا تغییری در آن بوجود آید، اما اگر مطلبی به عنوان قانون علمی پذیرفته شده یعنی تثبیت شده است (مثل جاذبه زمین) اشكالی ندارد قرآن را با آن قانون تطبیق داده و به عنوان دلیل بر اعجاز قرآن مطرح نمود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : اعجاز قرآنی بسته بودن آسمان و زمین، الانبیاء، آیه30)، اعجاز قران، قران، اعجاز،
لینک های مرتبط :

مرکز دروغ گویی

 

چرا انسان دروغ می گوید و خطا می کند؟ آیا در مغز انسان جای مشخصی وجود دارد که انسان را به دروغ گفتن و گناه ....

چرا انسان دروغ می گوید و خطا می کند؟ آیا در مغز انسان جای مشخصی وجود دارد که انسان را به دروغ گفتن و گناه کردن وامی دارد؟ مرکز هدایت و رهبری انسان کجاست؟

در این خصوص کشفیات جدیدی صورت گرفته است که قرآن سالیان قبل در مورد آن سخن گفته است.

مرکز دروغ گویی:

مردم در قدیم و هم اکنون نسبت به دروغ چه نظر و دیدگاهی دارند؟ آیا دانش بشر نسبت به این بخش تأثیر گذار در زندگی انسان، تغییر کرده است؟ اگر به تاریخ بشر بنگریم متوجه می شویم که تمامی انسان ها دروغ گفتن را رفتاری زشت می دانند.

اما با گذشت زمان و دگرگونی و پیشزفت علم دانشمندان در پی آن هستند تا از جهان و آنچه در آن می گذرد تفسیری مادی و علمی به دست دهند. در این خصوص نیز می گویند: چرا انسان دروغ میگوید و خطا می کند؟ آیا در مغز انسان جای مشخصی وجود دارد که مسؤول دروغ باشد؟ هنگام دروغ گفتن در مغز انسان چه اتفاقاتی رخ می دهد؟ آیا انسان برای دروغ گفتن انرژی مصرف می کند؟

از طرف دیگر در مورد راست گویی چه؟ آیا عملیات مغز در هنگام دروغ گفتن و هنگام گفتن حقیقت متفاوت است؟ این ها سؤالاتی است که ذهن دانشمندان را در سالیانی نه چندان دور به خود مشغول کرده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عجایب قرآن، 
برچسب ها : دروغ گویی وقرآن، عجایب قرآن، قران، قران فارسی، عجیب ترین ها، دروغ گویی انسان در قران،
لینک های مرتبط :


در این مقاله درباره یکشف علمی جدیدی سخن میگوییم که قرآن نیز از آن خبر داده است و آن چیزی نیست جز صحبت کردن پوست

  این آیاتی  بس عظیم میباشند که علم نیز بر درست بودنشان گواهی داده و نیز حق بودن سخن خدا را می رساند جایی که درباره ی خوش می گوید: (وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلًا) [النساء: 122].در روزگاری که علم همه روزه چیز جدیدی را به اثبات می رساند که قبلا کسی از آنها آگاه نبوده ، در کتاب  خدا اما اشاره هایی واضح به آنها شده که نشان می دهد این کتاب ، کتاب خدای خالق و دانا و بی مانند است

ادامه مطلب را از دست ندهید ..



ادامه مطلب


نوع مطلب : عجایب قرآن، 
برچسب ها : سخن گفتن پوست، عجایب قران، قران، قران فارسی، قارعه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 128 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :