پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(5)
بر سفره رنگین رمضان(5)


 





 
ماه رمضان، از طعام مادی تا طعام معنوی
براساس سخنان بزرگان، همانگونه كه جسم انسان به غذای مادی نیاز دارد، روح او به غذای معنوی محتاج است. همانگونه كه اگر به جسم انسان برای مدتی غذا نرسد، خواهد مرد، روح او نیز بر اثر بازماندن از غذای روحی و ملكوتی، خواهد مرد. به تعبیر مولوی:
بریان نخورم كه هم زیان است
من نور خورم كه قوت جان است1
فیلسوف شرق، ملاصدرای شیرازی، درباره غذای ملكوتی كه برای انسان، لطیف و از جنس نور است، می‎گوید:
خداوند بزرگ، به پیغمبر خویش ـ كه پیغمبر همه جهانیان است ـ فرمود: «ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛ بر اساس حكمت و پند دادن نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با مخالفان به طریقی كه نیكوتر است، مجادله كن!» (نحل: 125) بدان كه این خواندن، خواندن به سوی قرآن است؛ چرا كه آن به منزله طعامی معنوی و خوانی آسمانی است كه از آسمان به زمین فرود آمده و در آن غذاهایی از آسمان جهان عقول موجود است و در آن، برای هر گروهی از انسان به اندازه گنجایش آنها غذاهایی معنوی آماده شده است. برای توده مردم، رزقی مشخص و بهره‎ای معین است و برای خاصان نیز غذاهایی لطیف و میوه‎هایی آسمانی است كه نه تمام می‎شود و نه مانعی برای خوردن آنها وجود دارد.2
بنابراین، همانگونه كه خداوند برای انسان خوان زمینی قرار داده، خوان آسمانی نیز برای او گسترده و همانگونه كه وجود مادی او به طعام مادی نیازمند است، وجود معنوی او نیز به طعام معنوی نیاز دارد. البته این طعام معنوی و مائده آسمانی، در دسترس همگان نیست و بهره یافتن از آن، نیازمند شرایطی روحی است. دهان مادی در فرصت‎هایی چون ماه مبارك رمضان، از غذا و طعام بسته و شخص از پرخوری و شكم‌پرستی دور می‌شود، تا بر اثر آن، دهان معنوی باز و آدمی خورنده لقمه‎های راز و مائده آسمانی گردد. به تعبیر زیبای مولوی: این دهان بستی، دهانی باز شد
تا خورنده، لقمه‎های راز شد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان كن چند روزی در صیام
دست بردار از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی كن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی كنی
پُر زگوهرهای اجلالی كنی
طفل جان از شیر شیطان بازدار
بعد از آنش با مَلَك انباز3 دار
محی‌الدین بن عربی می‎نویسد:
در روایت، خدواند، لقا و دیدارش را به منزله افطار روزه‎دار و غذای معنوی او قرار داده است، چنان‌كه در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله می‎خوانیم: «للصائم فرحتان؛ فرحه عند فطره و فرحه عند لقاء ربه؛ روزه‎دار را دو سرور و خوشحالی است: یكی خوشحالی هنگام افطارش و دیگری هنگام دیدار پروردگارش.» اما خوشحالی افطار روزه‎دار از آن جهت است كه از غذای طبیعی می‎خورد و آن غذای جسمانی اوست؛ چرا كه روزی‌دهنده خداست و اما خوشحالی ملاقات پروردگارش، غذای حقیقی اوست كه بقایش بدان بستگی دارد».4
خداوند و پذیرایی از جنس گرسنگی
در ماه مبارك رمضان، خداوند، میزبان و روزه‎دار، مهمان اوست و در اینكه خداوند بهترین میزبان است، تردیدی نیست. پرسش این است كه آیا پذیرایی خدا مانند پذیرایی بندگان از یكدیگر در مهمانی‎هاست یا تفاوت دارد‎؟ شكی نیست كه جنس پذیرایی خداوند از روزه‎دار، با پذیرایی بندگان از یكدیگر متفاوت است. آنجا كه گرسنگی، سرچشمه بركات جسمانی و روحی است و سلامت جسم و روح روزه‎دار را تضمین می‎كند و «خورش مؤمن و غذای روح و خوراك قلب است»،5 یكی از بهترین پذیرایی خداوند از بندگان روزه‌دارش، گرسنگی دادن به آنهاست. استاد اخلاق، مرحوم آیت‎الله علی قاضی می‎فرمود:

در زمان یكی از پیامبران گذشته، سه نفر رفیق، گذرشان به دیار غربت افتاد. شب فرا رسید و هر یك از آنها برای تحصیل غذا به گوشه‎ای از شهر رفتند و به یكدیگر قول دادند كه فردا در وقت و مكان معین، یكدیگر را ببینند، اما دو نفر از آنها هر كدام، مهمان شخصی شدند و چون سومی جایی نداشت، با خود گفت: من به عبادتگاه عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسجد] می‎روم و مهمان خدا می‎شوم. و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقی ماند. صبحدم در میعادگاه، هر سه نفر حضور یافتند و هر یك سرگذشت خود را بیان كردند. از سوی خداوند به پیامبر آن زمان وحی رسید كه به آن مهمان عزیز ما بگو: ما مهمانی او را قبول كردیم و خود، میزبان او شدیم و برای او درصدد تهیه بهترین غذاها برآمدیم، لكن در خزانه غیب خود، تفحص كردیم و بهتر از گرسنگی، غذایی برای او نیافتیم.6
روزه‎دار و بوی خوش دهانش
انسان در تنگنای حواس مادی گرفتار و دانشش اندك و ناچیز است. از این‌رو، در بسیاری از موارد، قضاوت‌ و داوری وی درباره رویدادها و آنچه در ظاهر می‌بیند، با داوری پروردگار در این‌باره متفاوت است. چه بسا امور خوشایند ما، ناخوشایند پروردگار است و ای بسا كارهایی كه انجام دادن آن برای ما تلخ و ناگوار است، در پیشگاه خداوند، شیرین و گواراست و چه بسا اموری كه برای ما زیباست، برای آفریدگار، زشت و نازیباست. بر همین اساس، ای بسا ما از بوی دهان روزه‎دار، بیزار و روی‌گردانیم، در حالی كه این بو نزد خداوند، از مشك، خوشبوتر است. امام صادق علیه السلام در این‌باره فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد كه چرا با من مناجات نمی‎كنی؟ عرض كرد: خدایا! روزه دارم و در حال روزه، دهان، خیلی معطر نیست. خداوند فرمود: ای موسی! بوی دهان روزه‎دار نزد من، از مشك خوشبوتر است.»7 در كلامی دیگر از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم:
اگر كسی در روز گرمی روزه بگیرد و تشنه شود، خدای سبحان هزار فرشته را موكل می‎كند تا چهره او را مسح كنند و تا هنگام افطار به او بشارت دهند و هنگام افطار، خداوند می‎فرماید: «ما اطیب ریحك و روحك! یا ملائكتی اشهدوا انی غفرت له؛ عجب عطری و چه بوی خوبی داری! ای فرشتگان من! شاهد باشید كه اورا آمرزیدم.8
«انسانی كه می‎خواهد در آن عالم معطر باشد، باید بداند كه آنجا دیگر سخن از آهو و نافه آهو نیست كه عطری داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطر می‎كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور می‎كند؛ آن هم در سطح بدن و اما مافوق آن را خدای سبحان می‎داند كه چیست. اگر خداوند چیزی را به عظمت بستاید، دیگر نمی‎شود آن را به نافه آهو و مشك نافه او همانند كرد كه مشك، چیزی نیست جز برآمده از بعضی از خون غزال و با عطری كه خدای سبحان از آن تعریف می‎كند، قابل قیاس نخواهد بود».9
محی‌الدین ابن عربی در این‌باره سخنی شنیدنی دارد. وی می‎گوید:
اینكه در روایت فرمود: «بوی دهان روزه‎دار از بوی مشك خوشبوتر است»، از آن روست كه بوی مشك، امری وجودی است و شامه ما آن را درك می‎كند و كسی كه دارای مزاج سالم و معتدلی باشد، از آن لذت می‎برد، اما اینكه بوی دهن روزه‎دار در نزد خدا خوشبوتر از مشك است و برای ما این‌گونه نیست، برای این است كه فراتر از ادراك شامه ماست و ادراك بوها از سوی خداوند، با ادراك بوها از سوی ما حتی فرشتگان متفاوت است. بنابراین، شگفت نیست كه چیزی نزد ما و حتی نزد فرشتگان بدبو باشد، ولی نزد خداوند، خوشبو باشد و برای من در این‌باره واقعه‎ای است كه آن را نقل می‌كنم و آن اینكه: من نزد موسی بن محمد در حرم مكه بودم و او در آنجا اذان‎گو بود. غذایی داشت كه از بوی آن هر كس استشمام می‎كرد، اذیت می‎شد و من در خبری نبوی دیده بودم كه فرشتگان، از انچه آدمیان اذیت می‎شوند، اذیت می‎گردند و دین مقدس، نهی كرد كه كسی با بوی پیاز و تره به مساجد نزدیك شود. من آن شب آنجا ماندم و قصد داشتم به آن مرد بگویم كه آن غذا را از مسجد بیرون ببرد. همان شب خواب دیدم كه حق‌تعالی به من فرمود: «چیزی درباره غذا به او مگو؛ زیرا بوی آن نزد ما، مانند بویش نزد شما نیست.» چون صبح شد، موسی بن محمد، طبق عادتش نزد من آمد و من انچه را در خواب دیدم، برایش نقل كردم. او گریست و سجده شكر به جا آورد و سپس به من گفت: ای سرور من! با این همه، ادب نگه داشتن برای شرع، سزاوارتر است و آن غذا را از مسجد بیرون برد.10
پاداش روزه، از بهشت تا بهشت‌آفرین
عبادت‌كنندگان خدا گوناگونند. برخی خدا را می‎پرستند، تا گرفتار دوزخ نگردند، برخی‎ او را عبادت می‎كنند تا به بهشت درآیند، ولی گروهی خداوند را فقط برای او و رسیدن به بهشت دیدار و قرب به او می‎پرستند. این گروه، فراتر از ترس دوزخ و طمع بهشت و فقط به عشق و شوق پروردگار، او را عبادت می‎كنند و اگر دوزخ و بهشتی نبود، همچنان عاشقانه خدا را می‎پرستیدند.
در حكایت است كه: عیسی مسیح علیه السلام روزی از كنار سه مرد می‌گذشت كه نزار شده بودند و رنگ بر رخسار نداشتند. از آنها پرسید: «چگونه به این روز افتاده‎اید؟» گفتند: «دلیل آن خوف از آتش دوزخ است.» آن حضرت فرمود: «خداوند به یقین، به خائفان امنیت ارزانی می‎دارد.» سپس عیسی مسیح علیه السلام سه مرد دیگر را دید كه نزارتر و رنگ‌پریده‎تر بودند. از آنها پرسید: «چه چیزی شما را به این حال گرفتار كرده است؟» گفتند: «شوق بهشت.» آن حضرت فرمود: «امید است خداوند آنچه را بدان امید دارید، به شما ارزانی دارد.» سرانجام، عیسی مسیح علیه السلام بر سه مرد دیگر گذشت كه نحیف‎تر از دو گروه قبل بودند و چهره‎هایشان مانند آیینه می‎درخشید. آنها در پاسخ به این پرسش عیسی مسیح علیه السلام كه «چگونه به این حال درآمده‎اید؟» گفتند: «ما خداوند را دوست داریم و او را از سر عشق و نه از خوف دوزخ و امید به بهشت می‎پرستیم.» آن حضرت فرمود: «شما از مقربان هستید، شما از مقربان هستید».11
با نگاهی به دعاهای ماه مبارك رمضان درمی‎یابیم در برخی دعاها، سخن از تمنای رهایی از دوزخ و درآمدن به بهشت نیست، بلكه سخن از جمال و جلال خداست و اینكه شخص، فقط قرب خدا را می‎خواهد و فقط به او می‎اندیشد.
ماه رمضان، ماه آزادی
آزاد نخوانند گرفتار هوا را
گر صاحب صد دل چو صنوبر شده باشد
صائب تبریزی
ماه مبارك رمضان، بهترین فرصت برای آزادی و رهایی است. آن‌كه در اسارت خواسته‎های نفس و زیاده‎خواهی‎های آن به سر می‎برد، آزاد نیست. ماه رمضان، ماه آزادپروری است؛ زیرا بیشترین تأثیر را در رهایی انسان از دام هواهای نفس دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه‎ای در آخرین جمعه ماه شعبان، درباره آثار و بركات ماه مبارك رمضان فرمود: «یا ایها الناس أن انفسكم مرهونه باعمالكم ففكوها باستغفاركم؛ مردم! جان‌هایتان در گرو و اسارت عملكردهای عجل الله تعالی فرجه الشریف ناشایست] شماست. پس با استغفار، آن را عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اسارت] رها كنید.»11 در حقیقت، در این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله راهكاری برای آزادی از هواهای نفس بیان شده است. «باری، معصومان علیهم السلام در بسیاری از كلمات به ما اموختند كه آزاد بشوید و آزاد باشید. البته آزاد شدن از دشمن بیرونی، چندان مهم نیست. آنچه مهم است، آزاد شدن از دشمن درونی است. راه تشخیص اینكه شخص، بنده است یا آزاد نیز این است كه اگر به دلخواه خود عمل می‎كنیم، معلوم می‎شود در قفس هوای نفس و آز و طمع زندانی هستیم و اگر به خواسته خدای سبحان عمل كنیم، آزاد هستیم. از برجسته‎ترین وظایف در ماه مبارك رمضان، آزاد شدن و رهیدن است. راه آزادی نیز استغفار و طلب آمرزش است. كسانی كه گرفتار اسارت نفس هستند، هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از رها شدن می‎ترسند. اسلام این دو اصل را محكوم و دو اصل دیگر را جانشین آن كرده است: یكی اینكه به طبیعت دل نبندید و دیگر آنكه از ماورای طبیعت نترسید و ماه مبارك رمضان، یكی از بهترین فرصت‎هاست كه اصل آزادی تحقق یابد و انسان روزه‌دار به مقام والای آزادگی و در جمع آزادگان راه یابد».12
 

پی‌نوشت‌ها:
 

1. مولوی، کلیات شمس تبریزی، ص 115.
2. صدرالمتألهین شیرازی، مفاتیح الغیب، ترجمه و تعلیق: محمد خواجوی، صص399 و 400.
3. شریک.
4. الفتوحات المکیة، ج 2، ص 322 (باب 69).
5. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‎خوانیم: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب؛ گرسنگی، خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب است.» سید محمدحسین طهرانی، رساله لب اللباب، ص127.
6. سید محمدحسین طهرانی، رساله لب اللباب، صص 128 و 129.
7. محمدتقی مجلسی، روضة المتقین. (شرح من لایحضره الفقیه، ج3، ص 229.)
8. همان.
9. حکمت عبادات، صص 141 و 142.
10. الفتوحات المکیة، ج 3، ص 64 (باب هفتاد و یکم).
11. آنه ماری شیمل، عیسی و مریم در عرفان اسلامی، ترجمه و تحقیق: محمدحسین خواجه‌زاده، ص53.
11. شیخ صدوق، امالی، ص 85 (مجلس 20)، ح4.
12. حکمت عبادات، صص 129 و 130



نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : این دهان بستی، دهانی باز شد تا خورنده، لقمه‎های راز شد چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان كن چند روزی در صیام دست بردار از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی كن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی كنی پُر زگوهرهای اجلالی كنی طفل جان از شیر شیطان بازدار بعد از آنش با مَلَك انباز3 دار محی‌الدین بن عربی می‎نویسد: در روایت، خدواند، لقا و دیدارش را به منزله افطار روزه‎دار و غذای معنوی او قرار داده است، چنان‌كه در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله می‎خوانیم: «للصائم فرحتان؛ فرحه عند فطره و فرحه عند لقاء ربه؛ روزه‎دار را دو سرور و خوشحالی است: یكی خوشحالی هنگام افطارش و دیگری هنگام دیدار پروردگارش.» اما خوشحالی افطار روزه‎دار از آن جهت است كه از غذای طبیعی می‎خورد و آن غذای جسمانی اوست؛ چرا كه روزی‌دهنده خداست و اما خوشحالی ملاقات پروردگارش، غذای حقیقی اوست كه بقایش بدان بستگی دارد».4 خداوند و پذیرایی از جنس گرسنگی در ماه مبارك رمضان، خداوند، میزبان و روزه‎دار، مهمان اوست و در اینكه خداوند بهترین میزبان است، تردیدی نیست. پرسش این است كه آیا پذیرایی خدا مانند پذیرایی بندگان از یكدیگر در مهمانی‎هاست یا تفاوت دارد‎؟ شكی نیست كه جنس پذیرایی خداوند از روزه‎دار، با پذیرایی بندگان از یكدیگر متفاوت است. آنجا كه گرسنگی، سرچشمه بركات جسمانی و روحی است و سلامت جسم و روح روزه‎دار را تضمین می‎كند و «خورش مؤمن و غذای روح و خوراك قلب است»، 5 یكی از بهترین پذیرایی خداوند از بندگان روزه‌دارش، گرسنگی دادن به آنهاست. استاد اخلاق، مرحوم آیت‎الله علی قاضی می‎فرمود: در زمان یكی از پیامبران گذشته، سه نفر رفیق، گذرشان به دیار غربت افتاد. شب فرا رسید و هر یك از آنها برای تحصیل غذا به گوشه‎ای از شهر رفتند و به یكدیگر قول دادند كه فردا در وقت و مكان معین، یكدیگر را ببینند، اما دو نفر از آنها هر كدام، مهمان شخصی شدند و چون سومی جایی نداشت، با خود گفت: من به عبادتگاه عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسجد] می‎روم و مهمان خدا می‎شوم. و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقی ماند. صبحدم در میعادگاه، هر سه نفر حضور یافتند و هر یك سرگذشت خود را بیان كردند. از سوی خداوند به پیامبر آن زمان وحی رسید كه به آن مهمان عزیز ما بگو: ما مهمانی او را قبول كردیم و خود، میزبان او شدیم و برای او درصدد تهیه بهترین غذاها برآمدیم، لكن در خزانه غیب خود، تفحص كردیم و بهتر از گرسنگی، غذایی برای او نیافتیم.6 روزه‎دار و بوی خوش دهانش انسان در تنگنای حواس مادی گرفتار و دانشش اندك و ناچیز است. از این‌رو، در بسیاری از موارد، قضاوت‌ و داوری وی درباره رویدادها و آنچه در ظاهر می‌بیند، با داوری پروردگار در این‌باره متفاوت است. چه بسا امور خوشایند ما، ناخوشایند پروردگار است و ای بسا كارهایی كه انجام دادن آن برای ما تلخ و ناگوار است، در پیشگاه خداوند، شیرین و گواراست و چه بسا اموری كه برای ما زیباست، برای آفریدگار، زشت و نازیباست. بر همین اساس، ای بسا ما از بوی دهان روزه‎دار، بیزار و روی‌گردانیم، در حالی كه این بو نزد خداوند، از مشك، خوشبوتر است. امام صادق علیه السلام در این‌باره فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد كه چرا با من مناجات نمی‎كنی؟ عرض كرد: خدایا! روزه دارم و در حال روزه، دهان، خیلی معطر نیست. خداوند فرمود: ای موسی! بوی دهان روزه‎دار نزد من، از مشك خوشبوتر است.»7 در كلامی دیگر از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: اگر كسی در روز گرمی روزه بگیرد و تشنه شود، خدای سبحان هزار فرشته را موكل می‎كند تا چهره او را مسح كنند و تا هنگام افطار به او بشارت دهند و هنگام افطار، خداوند می‎فرماید: «ما اطیب ریحك و روحك! یا ملائكتی اشهدوا انی غفرت له؛ عجب عطری و چه بوی خوبی داری! ای فرشتگان من! شاهد باشید كه اورا آمرزیدم.8 «انسانی كه می‎خواهد در آن عالم معطر باشد، باید بداند كه آنجا دیگر سخن از آهو و نافه آهو نیست كه عطری داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطر می‎كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور می‎كند؛ آن هم در سطح بدن و اما مافوق آن را خدای سبحان می‎داند كه چیست. اگر خداوند چیزی را به عظمت بستاید، دیگر نمی‎شود آن را به نافه آهو و مشك نافه او همانند كرد كه مشك، چیزی نیست جز برآمده از بعضی از خون غزال و با عطری كه خدای سبحان از آن تعریف می‎كند، قابل قیاس نخواهد بود».9 محی‌الدین ابن عربی در این‌باره سخنی شنیدنی دارد. وی می‎گوید: اینكه در روایت فرمود: «بوی دهان روزه‎دار از بوی مشك خوشبوتر است»، از آن روست كه بوی مشك، امری وجودی است و شامه ما آن را درك می‎كند و كسی كه دارای مزاج سالم و معتدلی باشد، از آن لذت می‎برد، اما اینكه بوی دهن روزه‎دار در نزد خدا خوشبوتر از مشك است و برای ما این‌گونه نیست، برای این است كه فراتر از ادراك شامه ماست و ادراك بوها از سوی خداوند، با ادراك بوها از سوی ما حتی فرشتگان متفاوت است. بنابراین، شگفت نیست كه چیزی نزد ما و حتی نزد فرشتگان بدبو باشد، ولی نزد خداوند، خوشبو باشد و برای من در این‌باره واقعه‎ای است كه آن را نقل می‌كنم و آن اینكه: من نزد موسی بن محمد در حرم مكه بودم و او در آنجا اذان‎گو بود. غذایی داشت كه از بوی آن هر كس استشمام می‎كرد، اذیت می‎شد و من در خبری نبوی دیده بودم كه فرشتگان، از انچه آدمیان اذیت می‎شوند، اذیت می‎گردند و دین مقدس، نهی كرد كه كسی با بوی پیاز و تره به مساجد نزدیك شود. من آن شب آنجا ماندم و قصد داشتم به آن مرد بگویم كه آن غذا را از مسجد بیرون ببرد. همان شب خواب دیدم كه حق‌تعالی به من فرمود: «چیزی درباره غذا به او مگو؛ زیرا بوی آن نزد ما، مانند بویش نزد شما نیست.» چون صبح شد، موسی بن محمد، طبق عادتش نزد من آمد و من انچه را در خواب دیدم، برایش نقل كردم. او گریست و سجده شكر به جا آورد و سپس به من گفت: ای سرور من! با این همه، ادب نگه داشتن برای شرع، سزاوارتر است و آن غذا را از مسجد بیرون برد.10 پاداش روزه، از بهشت تا بهشت‌آفرین عبادت‌كنندگان خدا گوناگونند. برخی خدا را می‎پرستند، تا گرفتار دوزخ نگردند، برخی‎ او را عبادت می‎كنند تا به بهشت درآیند، ولی گروهی خداوند را فقط برای او و رسیدن به بهشت دیدار و قرب به او می‎پرستند. این گروه، فراتر از ترس دوزخ و طمع بهشت و فقط به عشق و شوق پروردگار، او را عبادت می‎كنند و اگر دوزخ و بهشتی نبود، همچنان عاشقانه خدا را می‎پرستیدند. در حكایت است كه: عیسی مسیح علیه السلام روزی از كنار سه مرد می‌گذشت كه نزار شده بودند و رنگ بر رخسار نداشتند. از آنها پرسید: «چگونه به این روز افتاده‎اید؟» گفتند: «دلیل آن خوف از آتش دوزخ است.» آن حضرت فرمود: «خداوند به یقین، به خائفان امنیت ارزانی می‎دارد.» سپس عیسی مسیح علیه السلام سه مرد دیگر را دید كه نزارتر و رنگ‌پریده‎تر بودند. از آنها پرسید: «چه چیزی شما را به این حال گرفتار كرده است؟» گفتند: «شوق بهشت.» آن حضرت فرمود: «امید است خداوند آنچه را بدان امید دارید، به شما ارزانی دارد.» سرانجام، عیسی مسیح علیه السلام بر سه مرد دیگر گذشت كه نحیف‎تر از دو گروه قبل بودند و چهره‎هایشان مانند آیینه می‎درخشید. آنها در پاسخ به این پرسش عیسی مسیح علیه السلام كه «چگونه به این حال درآمده‎اید؟» گفتند: «ما خداوند را دوست داریم و او را از سر عشق و نه از خوف دوزخ و امید به بهشت می‎پرستیم.» آن حضرت فرمود: «شما از مقربان هستید، شما از مقربان هستید».11 با نگاهی به دعاهای ماه مبارك رمضان درمی‎یابیم در برخی دعاها، سخن از تمنای رهایی از دوزخ و درآمدن به بهشت نیست، بلكه سخن از جمال و جلال خداست و اینكه شخص، فقط قرب خدا را می‎خواهد و فقط به او می‎اندیشد. ماه رمضان، ماه آزادی آزاد نخوانند گرفتار هوا را گر صاحب صد دل چو صنوبر شده باشد صائب تبریزی ماه مبارك رمضان، بهترین فرصت برای آزادی و رهایی است. آن‌كه در اسارت خواسته‎های نفس و زیاده‎خواهی‎های آن به سر می‎برد، آزاد نیست. ماه رمضان، ماه آزادپروری است؛ زیرا بیشترین تأثیر را در رهایی انسان از دام هواهای نفس دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه‎ای در آخرین جمعه ماه شعبان، درباره آثار و بركات ماه مبارك رمضان فرمود: «یا ایها الناس أن انفسكم مرهونه باعمالكم ففكوها باستغفاركم؛ مردم! جان‌هایتان در گرو و اسارت عملكردهای عجل الله تعالی فرجه الشریف ناشایست] شماست. پس با استغفار، آن را عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اسارت] رها كنید.»11 در حقیقت، در این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله راهكاری برای آزادی از هواهای نفس بیان شده است. «باری، معصومان علیهم السلام در بسیاری از كلمات به ما اموختند كه آزاد بشوید و آزاد باشید. البته آزاد شدن از دشمن بیرونی، چندان مهم نیست. آنچه مهم است، آزاد شدن از دشمن درونی است. راه تشخیص اینكه شخص، بنده است یا آزاد نیز این است كه اگر به دلخواه خود عمل می‎كنیم، معلوم می‎شود در قفس هوای نفس و آز و طمع زندانی هستیم و اگر به خواسته خدای سبحان عمل كنیم، آزاد هستیم. از برجسته‎ترین وظایف در ماه مبارك رمضان، آزاد شدن و رهیدن است. راه آزادی نیز استغفار و طلب آمرزش است. كسانی كه گرفتار اسارت نفس هستند، هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از رها شدن می‎ترسند. اسلام این دو اصل را محكوم و دو اصل دیگر را جانشین آن كرده است: یكی اینكه به طبیعت دل نبندید و دیگر آنكه از ماورای طبیعت نترسید و ماه مبارك رمضان، یكی از بهترین فرصت‎هاست كه اصل آزادی تحقق یابد و انسان روزه‌دار به مقام والای آزادگی و در جمع آزادگان راه یابد».12 پی‌نوشت‌ها: 1. مولوی، کلیات شمس تبریزی، ص 115. 2. صدرالمتألهین شیرازی، مفاتیح الغیب، ترجمه و تعلیق: محمد خواجوی، صص399 و 400. 3. شریک. 4. الفتوحات المکیة، ج 2، ص 322 (باب 69). 5. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‎خوانیم: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب؛ گرسنگی، خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب است.» سید محمدحسین طهرانی، رساله لب اللباب، ص127. 6. سید محمدحسین طهرانی، صص 128 و 129. 7. محمدتقی مجلسی، روضة المتقین. (شرح من لایحضره الفقیه، ج3، ص 229.) 8. همان. 9. حکمت عبادات، صص 141 و 142. 10. الفتوحات المکیة، ج 3، ص 64 (باب هفتاد و یکم). 11. آنه ماری شیمل، عیسی و مریم در عرفان اسلامی، ترجمه و تحقیق: محمدحسین خواجه‌زاده، ص53. 11. شیخ صدوق، امالی، ص 85 (مجلس 20)، ح4. 12. حکمت عبادات، صص 129 و 130،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic