پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 3 اسفند 1389 :: نویسنده : صفدر

آزادی در محدوده اسلام
آزادی بیان، در حقیقت زیر مجموعه آزادی اجتماعی و سیاسی است . این گونه آزادی، در چارچوب مبانی اعتقادی به نحو کامل در اسلام وجود دارد . آزادی بدون این مبنا، مورد نظر اسلام نیست . در دموکراسی غربی چیزی به نام مبانی اعتقادی و ارزش ها وجود ندارد; بنابراین، الگو قرار دادن آن آزادی در نظام اسلامی خطا است .

در اسلام مبانی و ارزش های مسلم و ثابتی وجود دارد که ساختار آزادی را مشخص می کند . به تعبیر مقام معظم رهبری مدظله: «همین آزادی اجتماعی که این قدر در اسلام ارزش دارد، اگر در خدمت ضایع کردن فراورده های ارزشمند معنوی یا مادی یک لت به کار گرفته بشود، مضر است . . . ارزش ها و حقایق ثابت مسلم این آزادی را محدود می کند .» (1)

باید بر این نکته نیز تاکید داشته باشیم که نباید آزادی فلسفی را با آزادی سیاسی اشتباه گرفت و این گونه گفت که: چون بشر آزاد آفریده شد، پس در عرصه سیاست هم آزاد مطلق است! !

روسو، متفکر مشهور فرانسوی می گوید: «همه افراد بشر مساوی آفریده شده اند . . . کسی که از آزادی صرف نظر کند، از مقام آدمیت، از حقوق و حتی از وظایف بشری صرف نظر نموده و هیچ چیزی نمی تواند این خسارت را جبران نماید .» (2)

همو گوید:

«طبیعت، انسان را آزاده آفریده، ولی جامعه او را بنده گردانیده است . طبیعت، انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او را بدبخت و بیچاره نموده است .» (3)

طرف داران آزادی مطلق و دموکراسی غربی از این غافلند که در آدمی تنها عقل حاکم نیست، بلکه هواهای نفسانی نیز هست که اگر مراقبت نشود عقل به راحتی تسلیم توفان سهمگین خواهش های نفسانی و اسیر خودخواهی ها و زیاده طلبی ها می گردد . تجربه نشان داده است دموکراسی غرب نه تنها ابتلاها و نارسایی های فراوان برای بشر به ارمغان آورده، بلکه ارزش و شخصیت انسان ها را مسخ نموده است .

ای مرغ چو آزاد بر آیی زقفس

آزادی مطلق نکنی هیچ هوس

آزادی سودمند آن باشد و بس

کز وی نرسد زیان به آزادی کس

آزادی بیان در اسلام
مقصود از آزادی بیان روشن است و نیازی به توضیح ندارد آزادی در اظهار عقیده و ابراز آن; آزادی انتقاد; آزادی ابراز موضع سیاسی و . . . از مصادیق آزادی بیان می باشد .

این مقوله از آزادی در اسلام جایگاه شایسته خود را دارد تا جایی که مبانی و ارزش ها را متزلزل نکند، دقیقا همان چیزی است که هم در قانون اساسی و هم در قوانین عادی به وضوح تبیین شده است .

در اسلام، حق اظهار نظر کردن نه تنها جایز، بلکه در مواردی که منکری مطرح باشد، واجب شمرده شده است و به عنوان امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه مطرح شده است . در موارد دیگر اظهار نظر ناصحانه و دل سوزانه از مصادیق «النصیحة لائمة المسلمین » امری کاملا پسندیده و مطلوب تلقی شده است .

اسلام، با ایجاد روح مسئولیت در همه، در حقیقت خود بهترین زمینه را برای آزادی بیان و قلم فراهم آورده است . نبی گرامی اسلام (ص) فرمود: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته; (4) آگاه باشید همه شما نگهبان و مسئول از مجموعه تحت سئولیت خویش می باشید .»

در این راستا است که از روش های مستمر پیامبر (ص) مشورت با امت بوده است . از سیره حضرت استفاده می شود حضرت یازده بار با اصحاب مشورت کرده است .

با آن که نبی گرامی (ص) از اشتباه و خطا مصون است، مشورت می کند تا این سنت را به همه زمام داران جامعه اسلامی آموزش دهد که احترام به مردم، و نظریات و پیشنهادهای آن ها و زمینه اظهار نظر برای آن ها فراهم کردن روشی الهی و پسندیده است .

توضیح این نکته ضروری است که همه مشورت های پیامبر (ص) در مواردی بود که حکم خاصی، از ناحیه خداوند در آن مورد نرسیده بود . که در این موارد حکم، حکم خدا است و همه باید تسلیم امر باشند:

«و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا; (5) و هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارند، هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری از خود در برابر فرمان خدا داشته باشد و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند به گمراهی آشکار گرفتار شده است .»

مقوله امامت و ولایت بر امت «عهدالله » ; یعنی میثاق الهی است که پیامبر به امر خداوند، امام علی (ع) را به امامت منصوب کرد و به مسلمانان امر فرمود که با حضرت بیعت کنند . بیعت برای تحکیم و تثبیت امر خداوند بود، نه برای مشروعیت دادن به ولایت مولی علی (ع) . که مشروعیت ولایت امام علی (ع) فقط و فقط به امر خداوند بود و بس .

آزادی بیان در سیره امام علی (ع)
حضرت، در دوره حکومت خود نه تنها آزادی بیان را محدود نکرد، بلکه با صراحت بر گسترش این آزادی تاکید ورزید و فرمود:

«. . . فلاتکلمونی بما تکلم به الجبابرة و لاتتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادرة و لاتخالطونی بالمصانعة و لاتظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی . . . ; (6) آن سان که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آن چه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند . هم چنین به چاپلوسی و تملق با من رفتار نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید .»

«. . . فلاتکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل; (7) بنابراین، از گفتن سخن حق و یا مشورت عدالت آمیز خودداری مکنید . . . .

امام علی (ع)، در مدت حکومت خویش در برخورد با خوارج تا جایی که تنها اظهار نظر بود و بس، آنان را آزاد گذاشت، با این که برخورد آن ها بسیار سخیف و به دور از ادب بود، ولی موضع مولا در نهایت سعه صدر و خویشتن داری بود . بی ادبی آن ها همین بس که به هنگام نماز جماعت امام علی (ع) گوشه ای می ایستادند و فرادی نماز می خواندند!

به هنگام خطابه حضرت سر و صدا به راه می انداختند و مزاحم استفاده مردم از خطابه دلنشین حضرت می شدند!

به هنگام نماز حضرت، با خواندن آیات کفر و شرک به امام تعریض داشتند!

ولی امام، با صبر و حلم و بردباری و سعه صدر می فرمود:

«لکم عندنا ثلاث خصال: لا نمنعکم مساجد الله ان تصلوا فیها و لانمنعکم الفی ء ما کانت ایدیکم مع ایدینا و لانبدؤکم بحرب حتی تبدؤنا; (8) شما نزد ما سه چیز را دارید 1 - مانع نماز خواندن شما در مسجد نمی شویم 2 - حق تان را از فی ء (بیت المال) قطع نمی کنیم مادامی که دستتان در دست ماست; (یعنی دست به توطئه عملی علیه حکومت نزدید). 3 - تا شما جنگ را آغاز نکردید، ما نبرد نمی کنیم (ما آغازگر جنگ با شما نیستیم).

متاسفانه این برخورد بزرگ وارانه مولا در روح آن نادانان اثر نگذاشت و سرانجام راه جنگ با حضرت را در پیش گرفتند . به همان میزانی که امام تا قبل از حرکت توطئه آمیز و عملی آن ها رفتار کریمانه و توام با سعه صدر داشت، (9) بعد از بروز توطئه عملی و جنگ آن ها امام قاطعانه با آن ها جنگید و دستور داد همه را به قتل برسانند جز نه نفر که از معرکه گریختند، بقیه کشته شدند . (10)

نصح در نهج البلاغه
امام علی (ع) در نهج البلاغه از «نصح » و «تناصح » فراوان سخن گفته است . نصح، به معنای خلوص است . به عسل خالص، عسلی که موم نداشته باشد ناصح گفته می شود . اظهارنظر ناصحانه; عبارت است از: اظهار نظری که جز قصد خیرخواهی غرضی دیگر در آن نباشد و با شیوه صحیح و درست و خیرخواهانه صورت پذیرد، آن حضرت در سخنی مهرآمیز فرمود:

«فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش سلیمة من الریب; (11) پس مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هرگونه شک و تردید یاری کنید .»

در سخن دیگری فرمود:

«فعلیکم بالتناصح فی ذلک و حسن التعاون علیه . . . ; (12) بر شما باد که یکدیگر را بر ادای حقوق نصیحت کنید (حقوق متقابل حکومت و مردم) و به خوبی در انجام آن همکاری نمایید .

آن امام همام، در بیان حقوق متقابل حاکم و مردم فرمود:

«ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کی لاتجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعة والنصیحة فی المشهد والمغیب والاجابة حین ادعوکم والطاعة حین امرکم; (13) ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است; حقی که شما بر گردن من دارید، خیرخواهی نسبت به شما; غنایم را به تمامی میان شما تقسیم کردن; تعلیم دادن شما است تا جاهل نمانید و تادیب شما است تا بیاموزید . و اما حقی که من بر گردن شما دارم آن است که در بیعت وفادار باشید و در آشکارا و نهان خیرخواهی را از دست ندهید و چون فرا می خوانمتان به من پاسخ دهید و چون فرمان می دهم فرمان برید .»

«نصح » در این کلمات معنای گسترده ای دارد هم شامل پیشنهادهای مفید و سازنده است و هم شامل انتقادهای سازنده و راهگشا، نه انتقادهای سوزنده و مغرضانه و از سر عقده و عقده گشایی! !

پرواضح است که امام علی (ع) معصوم است و انتقادی بر او وارد نیست . حضرت با این شیوه و این سخنان در حقیقت شیوه زمام داری را می آموزد .

امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه
از مقولاتی که در زمینه آزادی بیان در نهج البلاغه می توان استفاده کرد: «امر به معروف و نهی از منکر» است . معروف و منکر را نباید تنها در محدوده مسائل فردی و اجتماعی دید، بلکه در همه زمینه ها از جمله مسائل سیاسی این اصل جایگاه دارد .

مولا، در نهج البلاغه بر این اصل زندگی ساز و نشاط آفرین جامعه تاکید خاص دارد . تا جایی که سفارش پایانی عمر مولا همین فریضه است:

«. . . لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلایستجاب لکم; (14) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار بر شما مسلط می شوند، آن گاه هرچه دعا کنید دعایتان مستجاب نخواهد شد .»

در سخنی دیگر ترک کننده این فریضه را مرده زنده نما نامیده است: «. . . و منهم تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میت الاحیاء . . . ; (15) و گروهی دیگر نه با زبان نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نمی کنند این ها مردگان زنده نمایند .»

«. . . و ما اعمال البر کلها والجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی . . . ; (16) تمام اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای است در مقابل یک دریای پهناور .»

این سخنان بلند حماسی را در محدوده جزیی زندگی دیدن خطا است . قطعا بخشی از مصادیق آن نهی از منکرات سیاسی است که دست اندرکاران نظام با همه قصد خیری که دارند معصوم نیستند و نیاز به تذکر و امر و نهی دارند . جالب این جا است که مولا در سخنی فریاد و خروش برآوردن در برابر حاکم جائر را برترین جهاد نامیده است:

«و افضل من ذلک کله کلمة عدل عند امام جائر; (17) و اما از همه اینها مهم تر سخنی است که برای دفاع از عدالت در برابر پیشوای ستمگری گفته می شود .»

این ها بخشی از مقولاتی است که می توان برای آزادی بیان از دیدگاه مولا علی (ع) بهره گرفت .

مرزهای آزادی بیان
آزادی بی حد و مرز از ویژگی های لیبرالیسم غربی است که بر مبنای امور مادی استوار است .

لیبرالیسم نظریه «بگذار هر کس هر چه می خواهد بکند (لسه فر)» را شعار خود قرار داده و توصیه های اخلاقی و دینی را مغایر با آزادی دانسته آن ها را نفی می کند .

آزادی مطلوب اسلام، در همه زمینه ها حد دارد و حدود آن را قانون، به ویژه قانون اساسی مشخص کرده است .

اولین حد آن این است که نباید آزادی مخل به مبانی اسلام باشد .

اصل 24 قانون اساسی می گوید:

«نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشد .»

اصل 26 می گوید:

«احزاب، جمعیتها، انجمنهای اسلامی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .»

اصل 27 می گوید:

«تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است .»

دیگر حد آزادی «مصالح جامعه » است . اگر گوینده یا نویسنده ای بخواهد با سوء استفاده از آزادی، استقلال جامعه اسلامی و یا آزادی های مشروع را خدشه دار کند باید جلو او گرفته شود و این نص قانون است:

در ماده 3 قانون مطبوعات مصوب سال 1364 آمده است: «مطبوعات حق دارند نظریات، انتقادات سازنده، پیشنهادات و توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند .»

و در ماده 6 همان قانون آمده است:

«نشریات جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی که در این فصل مشخص می شود آزادند .»

و در ماده 26 همین قانون آمده است:

«هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند در صورتی که به ارتداد منجر شود، حکم ارتداد در حق وی صادر و اجرا و اگر به ارتداد نیانجامد، طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد . سخن در این زمینه را با رهنمودی از حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مدظله به پایان می بریم .

امام خمینی (ره) فرمود:

«. . . قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد، قلمی آزاد است، روزنامه ای آزاد است که نخواهد این ملت را به عقب و به تباهی بکشد این قلم ها همان سرنیزه سابق است که می خواهند ملت را به تباهی بکشند . . . قلم های فاسد آزاد نباید باشد . الآن هم فاسدهاشان خیلی هایشان آزادند من جمله همین قلم هایی که می گویند چرا آزاد نمی گذارید اینها هم توطئه گر هستند .» (18)

مقام معظم رهبری در زمینه مرزهای آزادی فرمودند:

«در اسلام مرزهای اخلاقی وجود دارد . در اسلام آزادی علاوه بر آن حدود مادی مرزهای معنوی هم دارد . البته بله کسی که علیه منافع کشور و علیه سود کشور اقدامی بکند آزادی اش محدود می شود این منطقی است اما مرزهای معنوی هم دارد .

اگر کسی عقیده گمراهی دارد، عیبی ندارد، وقتی می گوییم عیبی ندارد یعنی پیش خدا و پیش انسان های مؤمن عیب دارد لیکن حکومت هیچ وظیفه ای در قبال او ندارد در جامعه مسلمان، یهودی و مسیحی و بقیه ادیان گوناگون هستند الآن در کشور ما هم هستند در زمان صدر اسلام هم بودند هیچ مانعی ندارد، اما اگر قرار باشد آن کسی که عقیده فاسد دارد به جان ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند بیفتد و بخواهد آن ها را هم گمراه کند این برای آدم یک مرز است این جا آزادی محدود می شود . از نظر اسلام اینگونه است یا مثلا بخواهند اشاعه فساد کنند، بخواهند فساد سیاسی و فساد جنسی و فساد فکری به وجود بیاورند یا همین فیلسوف نماهایی که در گوشه و کنار هستند بخواهند درباره این که تحصیلات عالیه برای جوانان خوب نیست مقاله بنویسند بنا کنند عیوبش را ذکر کردن البته به احتمال قوی درصدی نود اثر نخواهد کرد اما ممکن است درصدی ده جوان تنبل اثر بکند نمی شود اجازه داد کسانی بنشینند با وسوسه و دروغ انسان ها را از تحصیل باز دارند . آزادی دروغ گویی نیست، آزادی شایعه پراکنی نیست . آزادی ارجاف نیست .» (19)

پی نوشت ها:

1) بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس کیهان 14/6/77 .

2) مقدمه قرارداد اجتماعی ص 13 .

3) همان، ص 16 .

4) مجموعه ورام، ص 6 .

5) سوره احزاب، آیه 36 .

6) و 7) نهج البلاغه، خطبه 216 .

8) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 254 .

9) نمونه هایی از این برخورد کریمانه را بنگرید به: شرح نهج البلاغه خوئی، ج 4، ص 122 و 123 .

10) شرح ابن ابی الحدید، ج 2، ص 268 و272 .

11) همان، ج 2، ص 272 .

12) نهج البلاغه، خطبه 118 .

13) همان، خطبه 216 .

14) همان، خطبه 34 .

15) همان، نامه 47 .

16) و 17) نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 374 .

18) صحیفه نور، ج 10 .

19) بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس کیهان 14/6/77 .
 



منبع:
http://14dar.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic