تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب مهر 1390
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : صفدر
ازدواج در قرآن» مراسم خواستگاری و ازدواج در قرآن

 در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ی شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟
 اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسه‌ی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى‏» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون‏» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك‏» تو را بكشند. «فَاخْرُج‏» فرار كن. خوب موسی منطقه‌ی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانه‌ی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمی‌خورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.

قرآن می‌گوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك‏» (قصص/27) من نمی‌خواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. می‌گویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه می‌خواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بی‌اعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.

ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو می‌دهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد می‌كنم. گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز می‌گوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!

- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
 ( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 )




منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : صفدر
ازدواج در قرآن» مراسم خواستگاری و ازدواج در قرآن

 در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ی شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟
 اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسه‌ی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى‏» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون‏» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك‏» تو را بكشند. «فَاخْرُج‏» فرار كن. خوب موسی منطقه‌ی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانه‌ی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمی‌خورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.

قرآن می‌گوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك‏» (قصص/27) من نمی‌خواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. می‌گویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه می‌خواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بی‌اعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.

ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو می‌دهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد می‌كنم. گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز می‌گوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!

- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
 ( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 )




منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : صفدر
ازدواج در قرآن» مراسم خواستگاری و ازدواج در قرآن

 در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ی شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟
 اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسه‌ی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى‏» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون‏» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك‏» تو را بكشند. «فَاخْرُج‏» فرار كن. خوب موسی منطقه‌ی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانه‌ی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمی‌خورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.

قرآن می‌گوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك‏» (قصص/27) من نمی‌خواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. می‌گویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه می‌خواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بی‌اعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.

ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو می‌دهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد می‌كنم. گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز می‌گوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!

- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
 ( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 )




منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : صفدر
ازدواج در قرآن» مراسم خواستگاری و ازدواج در قرآن

 در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ی شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟
 اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسه‌ی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى‏» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون‏» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك‏» تو را بكشند. «فَاخْرُج‏» فرار كن. خوب موسی منطقه‌ی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانه‌ی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمی‌خورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.

قرآن می‌گوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك‏» (قصص/27) من نمی‌خواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. می‌گویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه می‌خواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بی‌اعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.

ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو می‌دهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد می‌كنم. گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز می‌گوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!

- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
 ( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 )




منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : صفدر
ازدواج در قرآن» مراسم خواستگاری و ازدواج در قرآن

 در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ی شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟
 اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسه‌ی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى‏» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون‏» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك‏» تو را بكشند. «فَاخْرُج‏» فرار كن. خوب موسی منطقه‌ی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانه‌ی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمی‌خورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.

قرآن می‌گوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك‏» (قصص/27) من نمی‌خواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. می‌گویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه می‌خواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بی‌اعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.

ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو می‌دهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد می‌كنم. گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز می‌گوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!

- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
 ( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 )




منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدس
سوره اسراء مكی است و در شرایطی بر پیامبر نازل شده كه هنوز كعبه در اختیار مشركان بود وپیامبر و پیروان اندكش مورد آزار وتعقیب آنان بودند ومعبد قدس هم نزد آنان بی اهمیت بود. خداوند بر این دو مكان نام مسجد نهاد و در‌آن شرایط خبر از حاكمیت مؤمنین، بر این دو مكان داد. مسلمان ها با پیروزی بر قریش كعبه را از وجود بتان پاك كردند و‌ آن را مسجد خدا قرار دادند و در عهد خلیفه دوم، قدس به تصرف مسلمانان در آمد و معبد قدس، نام قرآنی مسجدالاقصی را گرفت. در آیه چهارم از سوره اسراء خداوند خطاب به یهود چنین می‌گوید:
وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا كبیراً
ما به بنی اسرائیل خبر دادیم كه شما در زمین دوبار به فساد خواهید پرداخت، زیراكه در پی تمكن و سلطه بزرگ هستید.
از این آیه چنین برمی‌آید كه استعلاء و افساد یهود در زمین است، نه در یك منطقه خاص. در عهد رسول خدا نخستین افساد یهود به وجود آمد، آنان بانقض پیمان،‌ قصد توجه به هم پیمانان آنان از قبایل عرب و قریش، از بین رفتنی نبود. خداوند در سوره حشر می‌فرماید:
هو الذی اخرج الذین كفروا من اهل الكتاب من دیارهم لاوِّل الحشر ما ظنتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یحُربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار(حشر59/2)
بر اساس این آیه، قوم یهود هم گمان نمی‌كردند كه روزی به دست مسلمانان شكست بخورند و مقهور مسلمین شوند، به این ترتیب نخستین توطئه یهود نقش برآب شد. آیه 5 سوره اسراء اشاره به نابودی و توطئه یهود دارد: فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیكم عباداً لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعداً مفعولاً.

افساد دوم: ‌پس از هزیمت یهودیان از برابر مسلمین و پراكندگی آنان در سطح جهان، بر اثر فاصله گرفتن مسلمان ها از ایمان و جهاد، بار دیگر یهود با كمك سایر دشمنان اسلام، در منطقه قدس تجمع كرد و با حیله‌های مختلف در سایه استعمار، برتری جویی را در منطقه آغاز كرد و با جنگ و خونریزی دست به افساد زد و این در حالی است كه این بار یهود با مكنت و قدرت افزون‌تری وارد میدان شده است. قرآن كریم با اشاره به این واقعیت می‌فرماید:
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیراً(اسراء17-6)
لازم به یاد‌آوری است كه تجمعی كه یهود در منطقه قدس داشته است خیلی كم‌تر از آن چیزی است كه در تورات وعده داده شده است، ولی قرآن كریم در آیه 7 سوره اسراء، اشاره به یك مبارزه خونین میان مسلمانان و صهیونیست ها می‌كند.
ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیراً.

پیام آیه، پیروزی مسلمانان بر اشغال‌گران است كه با داخل شدن مسلمانان درمسجد الاقصی تحقق می‌یابد، همان‌طور كه در زمان عمربن‌خطاب تحقق یافت و آنگاه سیطره یهود در همه اشكال آن از بین رفت.
تشابه فراوانی بین ظروف افساد اولی كه در عهد رسول خدا بود و افساد دومی كه در عصر حاضر تحقق یافته، وجود دارد. مكنت و قدرت فراوان در اختیار صیهونیست ها است، همان‌طور كه در عهد رسول خدا بود و اینكه دشمن خود را شكست‌ناپذیر تصور می‌كند و در جبهه مقابل پراكندگی و چند دستگی مسلمان ها و عرب ها و وجود منافقین در بین آنان و اكنون ظهور آثار وحدت و پناه بردن عرب ها به اسلام، همه نشان از تكرار تاریخ می‌دهد و امید آن می‌رود كه با ایمان و همت مسلمین بار دیگر قدس شریف از دست اشغال‌گران آزاد شود و وعده قرآن تحقق یابد. طبعاً سرور شادی كه این پیروزی برای مسلمانها خواهد آورد بالاترین سرور است، زیرا كه پیروزی آن بالاترین پیروزی است. در پایان بار دیگر به آیه قرآن تمسك می‌كنیم كه فرمود: و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة اول و لیتبروا ما علواتتبیراً(اسراء17/7).






منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدس
سوره اسراء مكی است و در شرایطی بر پیامبر نازل شده كه هنوز كعبه در اختیار مشركان بود وپیامبر و پیروان اندكش مورد آزار وتعقیب آنان بودند ومعبد قدس هم نزد آنان بی اهمیت بود. خداوند بر این دو مكان نام مسجد نهاد و در‌آن شرایط خبر از حاكمیت مؤمنین، بر این دو مكان داد. مسلمان ها با پیروزی بر قریش كعبه را از وجود بتان پاك كردند و‌ آن را مسجد خدا قرار دادند و در عهد خلیفه دوم، قدس به تصرف مسلمانان در آمد و معبد قدس، نام قرآنی مسجدالاقصی را گرفت. در آیه چهارم از سوره اسراء خداوند خطاب به یهود چنین می‌گوید:
وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا كبیراً
ما به بنی اسرائیل خبر دادیم كه شما در زمین دوبار به فساد خواهید پرداخت، زیراكه در پی تمكن و سلطه بزرگ هستید.
از این آیه چنین برمی‌آید كه استعلاء و افساد یهود در زمین است، نه در یك منطقه خاص. در عهد رسول خدا نخستین افساد یهود به وجود آمد، آنان بانقض پیمان،‌ قصد توجه به هم پیمانان آنان از قبایل عرب و قریش، از بین رفتنی نبود. خداوند در سوره حشر می‌فرماید:
هو الذی اخرج الذین كفروا من اهل الكتاب من دیارهم لاوِّل الحشر ما ظنتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یحُربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار(حشر59/2)
بر اساس این آیه، قوم یهود هم گمان نمی‌كردند كه روزی به دست مسلمانان شكست بخورند و مقهور مسلمین شوند، به این ترتیب نخستین توطئه یهود نقش برآب شد. آیه 5 سوره اسراء اشاره به نابودی و توطئه یهود دارد: فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیكم عباداً لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعداً مفعولاً.

افساد دوم: ‌پس از هزیمت یهودیان از برابر مسلمین و پراكندگی آنان در سطح جهان، بر اثر فاصله گرفتن مسلمان ها از ایمان و جهاد، بار دیگر یهود با كمك سایر دشمنان اسلام، در منطقه قدس تجمع كرد و با حیله‌های مختلف در سایه استعمار، برتری جویی را در منطقه آغاز كرد و با جنگ و خونریزی دست به افساد زد و این در حالی است كه این بار یهود با مكنت و قدرت افزون‌تری وارد میدان شده است. قرآن كریم با اشاره به این واقعیت می‌فرماید:
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیراً(اسراء17-6)
لازم به یاد‌آوری است كه تجمعی كه یهود در منطقه قدس داشته است خیلی كم‌تر از آن چیزی است كه در تورات وعده داده شده است، ولی قرآن كریم در آیه 7 سوره اسراء، اشاره به یك مبارزه خونین میان مسلمانان و صهیونیست ها می‌كند.
ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیراً.

پیام آیه، پیروزی مسلمانان بر اشغال‌گران است كه با داخل شدن مسلمانان درمسجد الاقصی تحقق می‌یابد، همان‌طور كه در زمان عمربن‌خطاب تحقق یافت و آنگاه سیطره یهود در همه اشكال آن از بین رفت.
تشابه فراوانی بین ظروف افساد اولی كه در عهد رسول خدا بود و افساد دومی كه در عصر حاضر تحقق یافته، وجود دارد. مكنت و قدرت فراوان در اختیار صیهونیست ها است، همان‌طور كه در عهد رسول خدا بود و اینكه دشمن خود را شكست‌ناپذیر تصور می‌كند و در جبهه مقابل پراكندگی و چند دستگی مسلمان ها و عرب ها و وجود منافقین در بین آنان و اكنون ظهور آثار وحدت و پناه بردن عرب ها به اسلام، همه نشان از تكرار تاریخ می‌دهد و امید آن می‌رود كه با ایمان و همت مسلمین بار دیگر قدس شریف از دست اشغال‌گران آزاد شود و وعده قرآن تحقق یابد. طبعاً سرور شادی كه این پیروزی برای مسلمانها خواهد آورد بالاترین سرور است، زیرا كه پیروزی آن بالاترین پیروزی است. در پایان بار دیگر به آیه قرآن تمسك می‌كنیم كه فرمود: و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة اول و لیتبروا ما علواتتبیراً(اسراء17/7).






منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدس
سوره اسراء مكی است و در شرایطی بر پیامبر نازل شده كه هنوز كعبه در اختیار مشركان بود وپیامبر و پیروان اندكش مورد آزار وتعقیب آنان بودند ومعبد قدس هم نزد آنان بی اهمیت بود. خداوند بر این دو مكان نام مسجد نهاد و در‌آن شرایط خبر از حاكمیت مؤمنین، بر این دو مكان داد. مسلمان ها با پیروزی بر قریش كعبه را از وجود بتان پاك كردند و‌ آن را مسجد خدا قرار دادند و در عهد خلیفه دوم، قدس به تصرف مسلمانان در آمد و معبد قدس، نام قرآنی مسجدالاقصی را گرفت. در آیه چهارم از سوره اسراء خداوند خطاب به یهود چنین می‌گوید:
وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا كبیراً
ما به بنی اسرائیل خبر دادیم كه شما در زمین دوبار به فساد خواهید پرداخت، زیراكه در پی تمكن و سلطه بزرگ هستید.
از این آیه چنین برمی‌آید كه استعلاء و افساد یهود در زمین است، نه در یك منطقه خاص. در عهد رسول خدا نخستین افساد یهود به وجود آمد، آنان بانقض پیمان،‌ قصد توجه به هم پیمانان آنان از قبایل عرب و قریش، از بین رفتنی نبود. خداوند در سوره حشر می‌فرماید:
هو الذی اخرج الذین كفروا من اهل الكتاب من دیارهم لاوِّل الحشر ما ظنتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یحُربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار(حشر59/2)
بر اساس این آیه، قوم یهود هم گمان نمی‌كردند كه روزی به دست مسلمانان شكست بخورند و مقهور مسلمین شوند، به این ترتیب نخستین توطئه یهود نقش برآب شد. آیه 5 سوره اسراء اشاره به نابودی و توطئه یهود دارد: فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیكم عباداً لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعداً مفعولاً.

افساد دوم: ‌پس از هزیمت یهودیان از برابر مسلمین و پراكندگی آنان در سطح جهان، بر اثر فاصله گرفتن مسلمان ها از ایمان و جهاد، بار دیگر یهود با كمك سایر دشمنان اسلام، در منطقه قدس تجمع كرد و با حیله‌های مختلف در سایه استعمار، برتری جویی را در منطقه آغاز كرد و با جنگ و خونریزی دست به افساد زد و این در حالی است كه این بار یهود با مكنت و قدرت افزون‌تری وارد میدان شده است. قرآن كریم با اشاره به این واقعیت می‌فرماید:
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیراً(اسراء17-6)
لازم به یاد‌آوری است كه تجمعی كه یهود در منطقه قدس داشته است خیلی كم‌تر از آن چیزی است كه در تورات وعده داده شده است، ولی قرآن كریم در آیه 7 سوره اسراء، اشاره به یك مبارزه خونین میان مسلمانان و صهیونیست ها می‌كند.
ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیراً.

پیام آیه، پیروزی مسلمانان بر اشغال‌گران است كه با داخل شدن مسلمانان درمسجد الاقصی تحقق می‌یابد، همان‌طور كه در زمان عمربن‌خطاب تحقق یافت و آنگاه سیطره یهود در همه اشكال آن از بین رفت.
تشابه فراوانی بین ظروف افساد اولی كه در عهد رسول خدا بود و افساد دومی كه در عصر حاضر تحقق یافته، وجود دارد. مكنت و قدرت فراوان در اختیار صیهونیست ها است، همان‌طور كه در عهد رسول خدا بود و اینكه دشمن خود را شكست‌ناپذیر تصور می‌كند و در جبهه مقابل پراكندگی و چند دستگی مسلمان ها و عرب ها و وجود منافقین در بین آنان و اكنون ظهور آثار وحدت و پناه بردن عرب ها به اسلام، همه نشان از تكرار تاریخ می‌دهد و امید آن می‌رود كه با ایمان و همت مسلمین بار دیگر قدس شریف از دست اشغال‌گران آزاد شود و وعده قرآن تحقق یابد. طبعاً سرور شادی كه این پیروزی برای مسلمانها خواهد آورد بالاترین سرور است، زیرا كه پیروزی آن بالاترین پیروزی است. در پایان بار دیگر به آیه قرآن تمسك می‌كنیم كه فرمود: و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة اول و لیتبروا ما علواتتبیراً(اسراء17/7).






منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدس
سوره اسراء مكی است و در شرایطی بر پیامبر نازل شده كه هنوز كعبه در اختیار مشركان بود وپیامبر و پیروان اندكش مورد آزار وتعقیب آنان بودند ومعبد قدس هم نزد آنان بی اهمیت بود. خداوند بر این دو مكان نام مسجد نهاد و در‌آن شرایط خبر از حاكمیت مؤمنین، بر این دو مكان داد. مسلمان ها با پیروزی بر قریش كعبه را از وجود بتان پاك كردند و‌ آن را مسجد خدا قرار دادند و در عهد خلیفه دوم، قدس به تصرف مسلمانان در آمد و معبد قدس، نام قرآنی مسجدالاقصی را گرفت. در آیه چهارم از سوره اسراء خداوند خطاب به یهود چنین می‌گوید:
وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا كبیراً
ما به بنی اسرائیل خبر دادیم كه شما در زمین دوبار به فساد خواهید پرداخت، زیراكه در پی تمكن و سلطه بزرگ هستید.
از این آیه چنین برمی‌آید كه استعلاء و افساد یهود در زمین است، نه در یك منطقه خاص. در عهد رسول خدا نخستین افساد یهود به وجود آمد، آنان بانقض پیمان،‌ قصد توجه به هم پیمانان آنان از قبایل عرب و قریش، از بین رفتنی نبود. خداوند در سوره حشر می‌فرماید:
هو الذی اخرج الذین كفروا من اهل الكتاب من دیارهم لاوِّل الحشر ما ظنتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یحُربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار(حشر59/2)
بر اساس این آیه، قوم یهود هم گمان نمی‌كردند كه روزی به دست مسلمانان شكست بخورند و مقهور مسلمین شوند، به این ترتیب نخستین توطئه یهود نقش برآب شد. آیه 5 سوره اسراء اشاره به نابودی و توطئه یهود دارد: فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیكم عباداً لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعداً مفعولاً.

افساد دوم: ‌پس از هزیمت یهودیان از برابر مسلمین و پراكندگی آنان در سطح جهان، بر اثر فاصله گرفتن مسلمان ها از ایمان و جهاد، بار دیگر یهود با كمك سایر دشمنان اسلام، در منطقه قدس تجمع كرد و با حیله‌های مختلف در سایه استعمار، برتری جویی را در منطقه آغاز كرد و با جنگ و خونریزی دست به افساد زد و این در حالی است كه این بار یهود با مكنت و قدرت افزون‌تری وارد میدان شده است. قرآن كریم با اشاره به این واقعیت می‌فرماید:
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیراً(اسراء17-6)
لازم به یاد‌آوری است كه تجمعی كه یهود در منطقه قدس داشته است خیلی كم‌تر از آن چیزی است كه در تورات وعده داده شده است، ولی قرآن كریم در آیه 7 سوره اسراء، اشاره به یك مبارزه خونین میان مسلمانان و صهیونیست ها می‌كند.
ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیراً.

پیام آیه، پیروزی مسلمانان بر اشغال‌گران است كه با داخل شدن مسلمانان درمسجد الاقصی تحقق می‌یابد، همان‌طور كه در زمان عمربن‌خطاب تحقق یافت و آنگاه سیطره یهود در همه اشكال آن از بین رفت.
تشابه فراوانی بین ظروف افساد اولی كه در عهد رسول خدا بود و افساد دومی كه در عصر حاضر تحقق یافته، وجود دارد. مكنت و قدرت فراوان در اختیار صیهونیست ها است، همان‌طور كه در عهد رسول خدا بود و اینكه دشمن خود را شكست‌ناپذیر تصور می‌كند و در جبهه مقابل پراكندگی و چند دستگی مسلمان ها و عرب ها و وجود منافقین در بین آنان و اكنون ظهور آثار وحدت و پناه بردن عرب ها به اسلام، همه نشان از تكرار تاریخ می‌دهد و امید آن می‌رود كه با ایمان و همت مسلمین بار دیگر قدس شریف از دست اشغال‌گران آزاد شود و وعده قرآن تحقق یابد. طبعاً سرور شادی كه این پیروزی برای مسلمانها خواهد آورد بالاترین سرور است، زیرا كه پیروزی آن بالاترین پیروزی است. در پایان بار دیگر به آیه قرآن تمسك می‌كنیم كه فرمود: و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة اول و لیتبروا ما علواتتبیراً(اسراء17/7).






منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدس
سوره اسراء مكی است و در شرایطی بر پیامبر نازل شده كه هنوز كعبه در اختیار مشركان بود وپیامبر و پیروان اندكش مورد آزار وتعقیب آنان بودند ومعبد قدس هم نزد آنان بی اهمیت بود. خداوند بر این دو مكان نام مسجد نهاد و در‌آن شرایط خبر از حاكمیت مؤمنین، بر این دو مكان داد. مسلمان ها با پیروزی بر قریش كعبه را از وجود بتان پاك كردند و‌ آن را مسجد خدا قرار دادند و در عهد خلیفه دوم، قدس به تصرف مسلمانان در آمد و معبد قدس، نام قرآنی مسجدالاقصی را گرفت. در آیه چهارم از سوره اسراء خداوند خطاب به یهود چنین می‌گوید:
وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا كبیراً
ما به بنی اسرائیل خبر دادیم كه شما در زمین دوبار به فساد خواهید پرداخت، زیراكه در پی تمكن و سلطه بزرگ هستید.
از این آیه چنین برمی‌آید كه استعلاء و افساد یهود در زمین است، نه در یك منطقه خاص. در عهد رسول خدا نخستین افساد یهود به وجود آمد، آنان بانقض پیمان،‌ قصد توجه به هم پیمانان آنان از قبایل عرب و قریش، از بین رفتنی نبود. خداوند در سوره حشر می‌فرماید:
هو الذی اخرج الذین كفروا من اهل الكتاب من دیارهم لاوِّل الحشر ما ظنتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یحُربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار(حشر59/2)
بر اساس این آیه، قوم یهود هم گمان نمی‌كردند كه روزی به دست مسلمانان شكست بخورند و مقهور مسلمین شوند، به این ترتیب نخستین توطئه یهود نقش برآب شد. آیه 5 سوره اسراء اشاره به نابودی و توطئه یهود دارد: فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیكم عباداً لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعداً مفعولاً.

افساد دوم: ‌پس از هزیمت یهودیان از برابر مسلمین و پراكندگی آنان در سطح جهان، بر اثر فاصله گرفتن مسلمان ها از ایمان و جهاد، بار دیگر یهود با كمك سایر دشمنان اسلام، در منطقه قدس تجمع كرد و با حیله‌های مختلف در سایه استعمار، برتری جویی را در منطقه آغاز كرد و با جنگ و خونریزی دست به افساد زد و این در حالی است كه این بار یهود با مكنت و قدرت افزون‌تری وارد میدان شده است. قرآن كریم با اشاره به این واقعیت می‌فرماید:
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیراً(اسراء17-6)
لازم به یاد‌آوری است كه تجمعی كه یهود در منطقه قدس داشته است خیلی كم‌تر از آن چیزی است كه در تورات وعده داده شده است، ولی قرآن كریم در آیه 7 سوره اسراء، اشاره به یك مبارزه خونین میان مسلمانان و صهیونیست ها می‌كند.
ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیراً.

پیام آیه، پیروزی مسلمانان بر اشغال‌گران است كه با داخل شدن مسلمانان درمسجد الاقصی تحقق می‌یابد، همان‌طور كه در زمان عمربن‌خطاب تحقق یافت و آنگاه سیطره یهود در همه اشكال آن از بین رفت.
تشابه فراوانی بین ظروف افساد اولی كه در عهد رسول خدا بود و افساد دومی كه در عصر حاضر تحقق یافته، وجود دارد. مكنت و قدرت فراوان در اختیار صیهونیست ها است، همان‌طور كه در عهد رسول خدا بود و اینكه دشمن خود را شكست‌ناپذیر تصور می‌كند و در جبهه مقابل پراكندگی و چند دستگی مسلمان ها و عرب ها و وجود منافقین در بین آنان و اكنون ظهور آثار وحدت و پناه بردن عرب ها به اسلام، همه نشان از تكرار تاریخ می‌دهد و امید آن می‌رود كه با ایمان و همت مسلمین بار دیگر قدس شریف از دست اشغال‌گران آزاد شود و وعده قرآن تحقق یابد. طبعاً سرور شادی كه این پیروزی برای مسلمانها خواهد آورد بالاترین سرور است، زیرا كه پیروزی آن بالاترین پیروزی است. در پایان بار دیگر به آیه قرآن تمسك می‌كنیم كه فرمود: و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة اول و لیتبروا ما علواتتبیراً(اسراء17/7).






منبع:
http://noormag.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :