پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
دوشنبه 23 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

با نعمت خدا معصیت نكنیم‏ !


عبد شاكر آن انسانى است كه با نعمت خدا معصیت نكند و با تكیه بر نعمت الهى، با امر و نهى حضرت او- كه به مصلحت انسان تنظیم شده- به مخالفت با وجود مقدس پروردگار برنخیزد.


شهوت

راستى چه جنایت بزرگ و سنگینى است كه انسان نعمت الهى را كه عبارت از تمام اعضا و جوارح انسانى و زمین و هوا و خوراك و پوشاك و تمام مواد مادى است صرف گناه و مخالفت با حضرت دوست كه از باب كرم و لطف و عنایت این همه نعمت در اختیار آدمى گذارده بنماید!!

گناه‏كار براى گناه ابزارى جز نعمت‏هاى الهى در اختیار ندارد، كسى كه مى‏خواهد به نامحرم نظر كند و راه خیانت به ناموس یك مملكت را به روى خود باز كند جز این نیست كه باید از نعمت چشم و قدم و مال و شهوت براى رسیدن به امیال شیطانى و جهنمى‏اش مایه بگذارد.

كسى كه مى‏خواهد از صداى حرام و آواز محرم و لهو و لعب و موسیقى‏هاى ایمان برانداز، لذّت ببرد جز این نیست كه باید از گوش و مال كه هر دو نعمت حق‏اند مایه بگذارد.

كسى كه مى‏خواهد دروغ بگوید، تهمت بزند، استهزا كند، افترا ببندد و دو به‏ هم زنى نماید، نفاق افكنى پیشه سازد، فحش بدهد، باطل بگوید، حق را ناحق كند، زورگویى كند، شهادت ناحق بدهد، جز این نیست كه باید از نعمت زبان استفاده كند.

كسى كه مى‏خواهد كار خلاف خدا انجام دهد، مگر نباید تمام هستى خود را براى افتادن در حرام به كار بگیرد؟!

مواظب باشیم نعمت، عامل غفلت و بدبختى ما نشود، تمام این نعمت‏ها را خداوند مهربان براى خوشبختى ما قرار داده، قدرشناس نعمت باشید و راه خرج كردن نعمت را از انبیا و ائمه و قرآن بیاموزید


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چرا دختران زودتر از پسران مکلف می‌شوند؟ ‌


توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از نُه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‌ شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش می‌دهد. آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.


تکلیف

شش سال، زمینه‌سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایسته‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است. ‌

 

بهره‌مندی از ثواب نماز

زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد، اما تمامی آن‌ها جبران‌پذیر است، زیرا قضای روزه‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبران‌پذیر است. ‌

عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به مقام عبودیت است.

محرومیت‌هایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار می‌شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

دو نکته مهم در آداب حج

حفظ چشم از نگاه به نامحرمان و رهایی از قید و بند دنیا و دلبستگی هایش دو نکته مهمی که زائر باید برای قبولی حج خود به آن ها توجه داشته باشد؛ در ادامه به توضیح ان ها می پردازیم.

 

حج
حفظ چشم از نگاه‌ به نامحرمان

زائران حج معمولاً یا مجرد هستند، یا بدون همسر به زیارت رفته‌اند و یا اگر با همسر موفق به زیارت خانه خدا شده‌اند، به خاطر کثرت زائران و کمبود جا، به ناچار باید در طبقاتی از هتل جدای از یکدیگر باشند. و علاوه بر این در احرام عمره تمتّع، و حجّ تمتّع باید به عنوان واجب شرعی محرمات احرام را رعایت کنند؛ از این جهت ممکن است شیطان دست به کار شده، آنان را به سوی غریزه شهوت سوق دهد؛ به خصوص زن نامحرمی که هنگام ادای مناسک حج گِردی صورتش باید بدون پوشش باشد. اینجاست که زائر باید توجه داشته باشد که هر لحظه امکان دارد از طریق چشم چرانی ـ آن هم در حرم امن الهی ـ در خطری عظیم قرار گیرد.

پس باید با کمک گرفتن از حضرت حق و توجه به قیامت، و برای این که حجّش آمیخته با چشم‌چرانی نگردد، از این گناه زشت (چشم‌چرانی و نگاه به صورت و اعضای ناموس دیگران) بپرهیزد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) در روایاتی چنین می‌فرماید:

«چشم‌ها دام‌های شیطان‌اند».(1)

« کوری چشم بهتر است از بسیاری از نگاه‌ها!».(2)

«کسی که چشمش را در نگاه کردن آزاد بگذارد، اندوهش بسیار می‌شود».(3)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) درباره نتیجه خودداری از چشم‌چرانی می‌فرماید: اگر مرد مسلمانی نگاهش به زنی افتد و چشم فروبندد، خدای تعالی توفیق عبادتی به او عنایت می‌کند که شیرینی‌اش را در دلش حس می‌کند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

راه مقابله با طلسم و سحر


طلسم کار ساده و راحتی نیست و از دست هر کسی بر نمی آید. باید توجه داشت که از هر کسی که ادعای دانستن این امور را دارد، نباید به راحتی پذیرفت؛ چون بسیاری از سودجویان از این راه برای خود منبع درآمد درست کرده و مردم را فریب می دهند.


جادو به مثابه یک  قدرت قدسی!!!
انسان موجود پیچیده‌ و ناشناخته ای است که می‌تواند کارهای خارق ‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد. این قبیل کارها از ابعاد مادی و غیر مادی وجود انسان سرچشمه می‌گیرد. از جهت مادی انسان می‌تواند با کمک ابزار مادی و با انجام برخی تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی کارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت کند که برای دیگران تعجب آور باشد. از جهت معنوی نیز انسان با به کارگیری نیروی‌های روانی و روحی کارهای فوق العاده انجام می دهد. یکی از این امور خارق العاده طلسم است.

مجمع البحرین در ذیل کلمه طلسم می نویسد: «سه نظریه مشهور درباره واژه طلسم وجود دارد: 1 از دو لفظ طلٌ به معنای اثر و اسم ترکیب یافته است. 2 لفظی است یونانی به معنای گره غیر قابل گشودن. 3 مقلوب کلمه مسلط است».[1]

نویسنده «کشٌاف اصطلاحات العلوم و الفنون» می نویسد: «عبد العلی بیرجندی در شرح تذکره می گوید: طلسم عبارت از کار خارق عادتی که مبدأ آن قوای فعٌاله (اثر گذار) آسمانی آمیخته با قوابل زمینی منفعله (اثر پذیر) است، تا بدان امور شگفت و غریب پدید آورند؛ زیرا برای حدوث کائنات عنصری که اسباب آنها قوای آسمانی است، شرایط مخصوصی است و به این شرایط استعداد قابل، کمال می پذیرد و از این رو کسی که احوال قابل و فاعل را بشناسد و بر جمع میان آنها قادر باشد، می تواند به ظهور آثار عجیب و شگفتی پی برد».[2]

پس اولاً: در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی، نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند.

ثانیاً: طلسم کار ساده و راحتی نیست و از دست هر کسی بر نمی آید. باید توجه داشت که از هر کسی که ادعای دانستن این امور را دارد، نباید به راحتی پذیرفت؛ چون بسیاری از سودجویان از این راه برای خود منبع درآمد درست کرده و مردم را فریب می دهند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

کرامت رضوی

کرامت در قرآن
کرامت در قرآن:

آیات بسیاری درباره کرامت در قرآن آمده است. در اینجا به چند نمونه از این بسیار اشاره می شود:

وَ مَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ‏ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ (1)

 و هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد(و صلاح بداند) انجام مى‏دهد!

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (2)

گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!

وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً (3)

 ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم؛ و آنها را در خشكى و دریا، (بر مركبهاى راهوار) حمل كردیم؛ و از انواع روزیهاى پاكیزه به آنان روزى دادیم؛ و آنها را بر بسیارى از موجوداتى كه خلق كرده‏ایم، برترى بخشیدیم‏.

امام‏ رضا علیه السّلام از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل فرماید كه فرمود: از گرامیداشت سر باز نمى‏زند مگر الاغ، سؤال شد: معناى آن چیست؟ فرمود: به این معنا كه بوى خوشى را بر شخص عرضه نمایند و او از استشمام آن خوددارى نماید، و در مجلس برایش جا باز كنند و او ننشیند، هر كه از این دو خوددارى كند آنچنان باشد كه حضرت فرموده ‏اند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حضرت علی علیه السلام دومین سید عالم !

امام علی

سیادت به معنای بزرگی و ریاست بر دیگران است. در لغتنامه معین به معنای سروری، شرافت و بزرگی کسی بر دیگران ترجمه شده است و در مقابل معنای عبد و ذلیل قرار دارد. با لحاظ این معنا چه، کسی هاشمی و علوی باشد یا نباشد، به شرط سروری و ریاست و به اندازه همان بر دیگران سیادت دارد.


مجمع البحرین این معنا را تایید می کند:السید الرئیس الكبیر فی قومه المطاع فی عشیرته و إن لم یكن هاشمیا و لا علویا(ج 3 ص71)؛ سید، سرور بزرگ قوم است که مورد اطاعت اهل قومش قرار دارد، چه هاشمی باشد یا نباشد. بنابراین هر کسی که بر گروهی ریاست دارد و مورد اطاعت آنها قرار گرفته است بر آنها سیادت دارد. مثل رهبر بر امت، رییس یک سازمان بر اعضاء آن، و حتی سرپرست یک خانواده بر اهل خانواده و ... معنای دینی سیادت نیز همین است اما معیار سروری و بزرگی در دین  با معیار های اجتماعی غیر دینی متفاوت است. سیادت در دین با انتصابهای الهی معنا پیدا می کند.

«... أَنَّ اللهَ یُبَشِّرُكَ بِیَحْیى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ» (آل عمران،39)؛ همانا(ای زکریا) خدا مژده مى‏دهد تو را به یحیى، همان كه گواهى دهنده است به كلمه‏اى از خدا! سرور و پیشوا، و پارسائیست خوددار، و پیمبری از شایستگان است.

سیادت در معنای خاص، سیادتی است که نه به دلیل سروری کسی بر دیگران، بلکه به دلیل انتساب به خاندان پیامبر خدا حاصل شده است. در تفاسیر آمده است که: «سیادت، اجماع امت است كه خاص در حضرت هاشم و اولاد هاشم است و از خدا نازل شده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، اخبار قرانی، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر
خطابه غدیر

 

متن عربی خطبه غدیر

 

غدیر

به نام خداوند بخشاینده مهربان

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی‌همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده‌ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمان‌های بلند و گستراننده گستره شده‌ها و فرمانروای مطلق زمین‌ها و آسمان‌هاست و بی‌اندازه پاک و بی‌نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح‌القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزون‌بخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده‌ای را می‌بیند، و هیچ دیده‌ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی‌کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی‌نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه‌ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی‌افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آن که به دیده‌ها مشهود گردد ولیکن او هر دیده‌ای را در می‌یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

خداوند، بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می‌دهم او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه‌ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می‌گردد.

و گواهی می‌دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سرافکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملک‌ها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

از جبرئیل خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می‌دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده‌جویی گنه آلودگان و نیرنگ‌بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته‌اند، آگاهی داشتم

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده‌اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می‌برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می‌دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملک‌ها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریادخواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی‌سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

غدیر

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده‌ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمان‌هایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله‌اش، ایمن نتوان نشست با آن که از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می‌کنم که بنده اویم و گواهی می‌دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: «اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده‌ام کوتاهی کنی، در حقیقت، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده‌ای» و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده‌ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده‌ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا - جبرئیل- سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی‌طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه‌ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

«إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ.»

علی بن ابی‌طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می‌جوید.

از جبرئیل خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می‌دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده‌جویی گنه آلودگان و نیرنگ‌بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته‌اند، آگاهی داشتم؛ همان‌ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

«یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَاللهِ عَظیمً.» هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده‌ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیبجویی من برخاستند و مرا زودباور که هر چه می‌شنود، بی‌اندیشه می‌پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

«وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ.»

غدیر

من هم اکنون می‌توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می‌کنم.

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی‌طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‌ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی‌سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه «یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...» یافته‌ام، به انجام برسانم.

'حال که چنین است پس ...'

 

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی‌طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‌ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (علیه السلام) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می‌کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

ای مردم! علی(علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‌دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، اخبار قرانی، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

در این مقاله انواع شرک بیان می شود اما بدترین نوع شرک به فرقه وهابیه نسبت داده می شود، با وجود اینکه این گروه، مذاهب اصیل اسلامی را متهم به شرک کرده است؛ دانسته یا ندانسته خود در شرک فرو رفته است. استاد مطهری توضیح مبسوط را داده اند.

شرک

تاریخ نشان می دهد که در برابر توحیدی که پیامبران الهی از فجر تاریخ به آن دعوت می کرده اند انواع شرکها نیز وجود داشته است.[1]

الف.شرک ذاتی: بعضی از ملل به دو(ثنویت) یا سه(تثلیث) یا چند اصل قدیم ازلی مستقل از یکدیگر قائل بوده اند.[ جهان بینی توحیدی،ص59] آنچه مکتب انبیاء به شدت آن را نفی می کند این است که هر مکتب فکری الزاما تبلوریافته خواستهای اجتماعی است که خود آن خواستها به نوبه خود زاییده شرایط اقتصادی می باشند. بنابر،این نظریه که صددرصد نظریه ای ماتریالیستی است مکتب توحیدی انبیاء نیز به نوبه خود تبلور یافته خواستهای اجتماعی و مولود نیازهای اقتصادی زمان خودشان بوده است ...که می بایست به صورت یک اندیشه توحیدی توجیه شوند...این است معنی زیربنای اقتصادی داشتن یک فکر و عقیده و اندیشه و از آن جمله اندیشه توحید. قرآن به حکم اینکه برای انسان قائل به فطرت است و فطرت را یک بعد وجودی اساسی انسان می شمارد که به نوبه خود منشأ یک سلسله اندیشه ها و خواستهاست، دعوت توحیدی انبیاء را پاسخگویی به این نیاز فطری می داند و برای توحید، زیربنایی جز فطرت توحیدی عمومی بشر قائل نیست.[ص61] انسان محکوم به اندیشه طبقاتی نیست؛ می تواند بر ضد منافع طبقاتی خود شورش کند(مانند موسای بزرگ شده در تنعم فرعون) این خود دلیل بر این است که مسئله زیربنا و روبنا علاوه بر اینکه انسانیت انسان را از او سلب می کند، خرافه ای بیش نیست. [ص62] به هر حال اعتقاد به چند مبدئی شرک در ذات است و نقطه مقابل توحید ذاتی...اسلام شرک ذاتی را در هر شکل و هر صورت بکلی طرد می کند.[ص64]

شرک در پرستش نقطه مقابل توحید در عبادت است. سایر مراتب شرک که در بالا گفته شد شرک نظری و از نوع شناخت دروغین است اما این نوع شرک شرک عملی و از نوع بودن و شدن دروغین است. البته شرک عملی نیز به نوبه خود مراتب دارد. بالاترین مراتبش (پرستش چوب و سنگ یا فلز یا حیوان یا ستاره یا خورشید یا درخت یا دریا) سبب خروج از حوزه اسلام است و شرک جلی خوانده می شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

در این مقاله کلام آیت الله مطهری(ره) درباره چهار مرحله توحید ارائه شده است که هر یک از این مراتب توحیدی در سعادت انسان نقش آفرین است. در ادامه سه نظریه در مورد یگانگی اجتماعی در راستای  تکامل انسان و جامعه بیان شده و در پایان استاد نظریه اسلامی را بهترین نظریه می داند.

توحید

استاد بر این عقیده اند که «تا انسان همه مراحل توحید را طی نکند موحد واقعی نیست.»[1]

1. توحید ذاتی:توحید ذاتی یعنی شناختن ذات حق به وحدت و یگانگی.[جهان بینی توحیدی، ص35] این اولین شناخت و اولین تصوری است که هر کس از خداوند دارد...توحید ذاتی یعنی این حقیقت دویی بردار و تعددپذیر نیست، مثل و مانند ندارد.[ص36]

2.توحید صفاتی: یعنی درک و شناسایی ذات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر.[ص37] اختلاف ذات با صفات و اختلاف صفات با یکدیگر لازمه محدودیت وجود است...توحید صفاتی مانند توحید ذاتی از اصول معارف اسلامی و از عالی ترین و پر ارج ترین اندیشه های بشری است که بخصوص در مکتب شیعی تبلور یافته است. [ص38]

یک نفر مسلمان که بینشش درباره انسان این است که واقعیت انسان تنها واقعیت بدنی نیست واقعیت اصیل انسانی واقعیت روح اوست به خوبی می فهمد که توحید به اصطلاح نظری علاوه بر اینکه پایه و زیربنای توحید عملی است خود بذاته کمال نفسانی است؛ بلکه بالاترین کمال نفسانی است، انسان را به حقیقت به سوی خدا بالا می برد و به او کمال می بخشد.انسانیت انسان در گرو شناخت خداوند است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic