پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

در این نوشتار استاد شهید ابتدا ویژگیهای واقعیات محسوس را می شمارند؛سپس نتیجه می گیرند که عقل انسان هستی را فراتر از این امور می داند و از اینجا وارد واقعیت مطلق هستی که همان خداست شده و مسأله پرستش خدا را مطرح می کنند.

تسلیم حق

«اولین شرط مسلمان بودن تسلیم واقعیتها و حقیقتها بودن است...از نظر اسلام اگر انسانی حقیقت جو بی نظر و کوشا در راه وصول به حق باشد فرضا به حقیقت نرسد معذور است...مسلمان واقعی چه مرد و چه زن به حکم روح حقیقت جویی خود حکمت و حقیقت را هر کجا و نزد هر کس یافت فرا می گیرد.[1] پندارهای سطحی و یکجانبه در مسائل و همچنین تقلیدهای کورکورانه از پدران و مادران و تسلیم سنتهای موروثی شدن از همین نظر که بر ضد روح تسلیم و حقیقت خواهی اسلامی است و موجب خطا و انحراف و دوری از حقیقت می شود محکوم است.»[جهان بینی توحیدی،ص22]

در همه موجودات محسوس موجودی نتوان یافت که به خود باشد یعنی از غیر خود بی نیاز باشد و با فرض نیست شدن غیر خود بتواند موجود بماند. این است که فقر احتیاج و نیازمندی سراسر این موجودات را فراگرفته است

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

انسان به دنیای پیرامونش به هرگونه ای بنگرد همانگونه برنامه زندگی اش را تنظیم می کند. انسانها دیدگاههای متفاوتی از عالم دارند؛به همین خاطر هدفها متفاوت خواهد بود.استاد مطهری رحمة الله علیه با ارائه معیارهای جهان بینی خوب جهان بینی اسلامی توحیدی را نگرشی، مناسب با این معیارها می دانند.

 

تعریف جهان بینی

جهان بینی توحیدی

نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان و هستی عرضه می دارد ...اصطلاحا جهان بینی نامیده می شود.(جهان بینی توحیدی، ص7)

حکما حکمت را تقسیم می کنند به حکمت عملی و حکمت نظری حکمت نظری دریافت هستی است آنچنان که هست و حکمت عملی دریافت خط مشی زندگی است آنچنان که باید.[جهان بینی توحیدی، ص7] بایدها نتیجه منطقی آنچنان هست هاست.

جهان احساسی

جهان بینی به معنی جهان شناسی است و به مسئله مغروف شناخت مربوط می شود. شناخت از مختصات انسان است برخلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است...برتری انسان از سایر جانداران در شناخت جهان یعنی نوعی بینش عمق درباره جهان است.[همان، ص8] آنچه مسلم است این است که احساس یک چیز غیر از شناخت آن است. [همان، ص 9]

کار علم از آن جهت که بر آزمون عملی مبتنی است مزایایی دارد و نارساییهایی. بزرگترین مزیت کشفیات علمی این است که دقیق و جزئی و مشخص است...اما علم به موازات اینکه دقیق و مشخص و جزئی است...دایره اش محدود است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر جواز؛ بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور اولیای الهی اجماع داشته‌اند. اما از ناحیه ابن تیمیه ممنوع شد؛ زیرا وی اولین کسی است که از این مسئله جلوگیری کرده و شدیداً با آن مقابله نمود و به حرمت آن فتوا داد. بعد از او شاگردان و مروجان افکارش این نظر را دنبال کرده و تا زمان محمد بن عبدالوهاب و وهابیان – که همگی به حرمت زیارت قبور معتقدند- ادامه داشت. از آنجا که این مسئله آثار مهمی در پی دارد بجاست تا در مورد جواز و عدم جواز آن تحقیق و بررسی نماییم .


زیارت
فتاوای وهابیان

1- ابن تیمیه می‌گوید: «تمام احادیثی که از پیامبر (ص) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است». ( منهاج السنة جلد 2 صفحه 441)

عسقلانی از ابن تیمیه نقل می‌کند نقل که او به طور مطلق از زیارت قبور انبیاء و اولیاء منع کرده و آن را حرام نموده است؛ چه با شدّ رحال ( بار سفر زیارت بستن) و چه بدون آن.(ارشاد الساری جلد 2 صفحه 329)

2- عبدالعزیز بن باز می‌گوید:« اما مردان؛ برای آنان زیارت قبور و زیارت قبر پیامبر (ص) و دو صاحبش مستحب است، البته بدون شدّ رحال و قصد حرکت برای زیارت؛ زیرا پیامبر (ص) فرمود: قبور را زیارت کنید به جهت آن که شما را به یاد آخرت می‌اندازد، ولی شدّ رحال برای زیارت قبور جایز نیست». ( مجموع فتاوی بن باز جلد 2 صفحه 754 و 755).

 باز هم خدا را شکر که به بهانه آن دو اجازه زیارت پیغمبر را داد !!!

3- اعضای استفتای دائمی وهابیان در ضمن فتوایی چنین اعلام کردند: «شدّ رحال برای زیارت قبور انبیا و صالحین و غیر آنان جایز نیست، بلکه این عمل بدعت است.» (اللجنة الدائمه للبحوث العلمیة و الافتا ، رقم فتوا 423)

خداوند پیامبر را از هر نوع «طلب رحمت» بر منافق خواه از طریق نماز بر مرده او و یا مطلق دعا و از هر نوع وقوف بر قبر او خواه هنگام دفن یا پس از آن نهی کرده است و مفهوم آن است که این دو عمل؛ طلب رحمت و قیام و وقوف بر قبر در تمام اوقات جایز و شایسته است و یکی از آن اوقات وقوف بر زیارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، که سال‌ها است به خاک سپرده شده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مرحوم شیخ مفید(1) در کتاب گران‌سنگ خود به نام «الاختصاص» روایتی را از امام سجاد علیه السلام نقل می کند(2) که در واقع گفتگوی مردیست با آن حضرت.

 

امام سجاد
روایت اینگونه آغاز می شود:

«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام یَشْكُو إِلَیْهِ حَالَهُ»؛

مردی نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و از اوضاع و احوال بد خود، خدمت آن حضرت گلایه کرد که مثلا خرج بالاست و درآمدم کفاف زندگیم را نمی دهد؛ طلبکاران امانم را بریده اند و خلاصه سفره دل باز کرد و شکایتهایی از این دست را که بین ما هم رایج است خدمت امام علیه السلام بازگو کرد و منتظر شنیدن سخنی راهگشا از آن حضرت شد.

امام سجاد علیه السلام برای تسکین دردهای این مرد و تمام کسانی که مانند او گرفتار ناملایمتی روزگار شده اند به حقایقی اشاره کردند که توجه به آنها سبب می شود تا فشار جانکاه روزگار از گُرده آدمی برداشته و به فراموشی سپرده شود.

مصیبت اول آن است که هر روز از عمر انسان کاسته می شود و بعد ادامه می دهند: «وَ إِنْ نَالَهُ نُقْصَانٌ فِی مَالِهِ اغْتَمَّ بِهِ»؛ اگر کمبودی در سرمایه و دارایی انسان رخ دهد؛ او از این نقصان به وجود آمده بسیار غمگین می شود در حالی که «الدِّرْهَمُ یَخْلُفُ عَنْهُ»؛ پول و دارایی جبران پذیر است و در نهایت با قدری کمی و زیادی، دیر یا زود، جای خالی شده آن پر می شود؛ اما «الْعُمُرُ لَا یَرُدُّهُ شَیْ‏ءٌ»؛ جای خالی شده عمر را هیچ چیز پر نمی کند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

درباره شفاعت، مشاجرات و گفتگوهایی هست و مخصوصاً پس از ظهور کیش وهابیت بازار گرم‌تری پیدا کرده است. کیش وهابیت منسوب به محمد بن عبدالوهاب است و هم اکنون تقریباً مذهب رسمی دولت صعودی بشمار می‌رود، کیشی است که به نحوی بسیار سطحی و قشری دم از توحید در پرستش می‌زند و به همین جهت بسیاری از معارف دقیق و عالی اسلام را منکر است. توحیدی که وهابی‌ها طرفدار آن هستند مانند توحید اشاعره با بسیاری از اصول اسلامی مخالف است.


وهابیت

بحثی که وهابیون مطرح کرده‌اند بیشتر درباره شفاعت خواهی است. البته ریشه این حرف در پنج شش قرن پیش است یعنی از ابن تیمیه حنبلی معروف است که در دمشق بود و افکار خاصی داشت. او معتقد شد که شفاعت خواهی از هر شفیعی ولو پیغمبر به طور کلی شرک در عبادت است و جایز نیست، که بعد همین فکر به وسیله محمد بن عبدالوهاب بیشتر تأیید شد و بعد به شکل یک مذهب درآمد که همین مذهب وهابی‌هاست. بطلان این فکر هم خیلی روشن است. وهابی‌ها با پاره‌ای از دلایل، درخواست و طلب شفاعت را شرک می‌دانند و معتقدند که شفیع قرار دادن کسی شرک در عبادت است و شفاعت پرستش شفیع است.

شفاعت به صراحت در قرآن کریم و روایات فراوانی بیان شده و اصل شفاعت اولیای الهی در آخرت، مطلبی مسلّم و مورد قبول جمیع مسلمین است. برخی از علمای اهل‌سنت، به تفصیل در مورد شفاعت سخن گفته و بر آن تأکید کرده‌اند

به اعتقاد وهابی‌ها شفاعت فعل خداست و یا به تعبیر صحیح‌تر: حق اوست و درخواست فعل وی از غیر او عبادت او می‌باشد. و عیناً این سخن را درباره درخواست شفا بیمار از اولیا و مشابه آن تکرار می‌کند و می‌گویند این درخواست‌ها درخواست فعل خدا از غیر اوست و طبعاً چنین درخواستی شرک است.

شفاعت به صراحت در قرآن کریم و روایات فراوانی بیان شده و اصل شفاعت اولیای الهی در آخرت، مطلبی مسلّم و مورد قبول جمیع مسلمین است. برخی از علمای اهل‌سنت، به تفصیل در مورد شفاعت سخن گفته و بر آن تأکید کرده‌اند.(1)



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

در اصطلاح فقهی، توسل به معنای واسطه قرار دادن بین خود و خدا برای تقرب و نزدیکی به خداست. شیعه بر اساس آیات روشن قرآن مجید و احادیث ائمه‌ی اطهار و همچنین سنت پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله و سلم به توسل معتقد است.

اما در دیگر سو سالیانی است که گروهی به نام وهابیت به وجود آمده است. آن‌ها خود را پیرو محمد بن عبدالوهاب می‌دانند. وهابیان به شدت مخالف توسل هستند. آن‌ها کسانی را که به مقربان الهی مثل پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله متوسل می‌شوند، مشرک می‌خوانند؛ غافل از آن که این اعتقاد، یکی از ریشه دارترین اعتقادات در میان شیعیان و بلکه تمام مسلمانان است.


وهابیت

این نوشته بر آن است که با ارائه‌ی اسناد مورد قبول وهابیان، موضوع توسل و علل منع آن را از منظر تاریخی مورد بررسی قرار دهد. در انتها، نظر پیشوایان اهل سنت در این بحث بررسی خواهد شد.

 

معنای توسل

توسل یعنی گرفتن وسیله برای نزدیک شدن به چیزی یا کسی.

اما در اصطلاح توسل، یعنی واسطه قرار دادن انبیاء، امامان و صالحان به پیشگاه خداوند .(قاموس قرآن، ج‌7، ص: 218، کتاب العین، ج‌7، ص: 298)

 

 فلسفه‌ی توسل

توسل وسیله و واسطه قرار دادن چیزی بین خود و مطلوب است. وسیله جویی خود دو قسم دارد:

نوع اول در امور مادی است. مثل آن که انسان برای رفع گرسنگی به غذا و برای رفع تشنگی به آب نیازمند است یا مثلاً برای درمان بیماری خود به پزشک مراجعه کنیم اما با این اعتقاد که این خداوند متعال است که بیماریمان را شفا می‌دهد.

نوع دوم توسل، در امور معنوی است. مثل آن که انسان در زندگی اجتماعی‌اش دوست دارد به چیزی و یا کسی محبت ورزد یا علاقه‌مند است دیگران او را دوست بدارند.

مهم‌ترین عاملی که سبب می‌شود که وهابیان از زیارت پیامبر اکرم و توسل به ایشان ممانعت کنند، ضعف منطق و برداشت نادرست از بعضی از واژه‌های قرآنی است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

هشتم شوال، سالروز حزن‌انگیز تخریب بارگاه ائمه بقیع است؛ جنایتی که بی‌تردید بزرگ‌ترین جنایت فرهنگی قرن بیستم به شمار می‌رود. در گزارش حاضر به بررسی جامعی درباره تاریخچه، خاستگاه و بازتاب این جنایت بزرگ پرداخته شده است:پیامبر به زیارت بقیع می‌رفت .


حضرت محمد

در کتاب «صحیح مسلم» که از کتب اصلی اهل سنت به شمار می‌رود، در حدیث شماره 974 آمده: رسول الله (ص) آخر شب به بقیع می‌رفت، و می‌فرمود: "السلام علیکم دار قوم مؤمنین، وأتاکم ما توعدون، غداً مؤجلون، وإنا إن شاء الله بکم لاحقون، اللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد".«طبرانی» در کتاب "الکبیر"، «محمد بن سنجر» در کتاب "مسند" و «إبن شبة» در کتاب "أخبار المدینة" از «أم قیس بنت محصن» که خواهر "عکاشه" بود نقل کرده اند که با حضرت پیامبر (ص) به بقیع رفت. در آنجا رسول الله (ص) به وی گفت: ((یُحشر من هذه المقبرة سبعون ألفاً یدخلون الجنة بغیر حساب، وکأن وجوههم القمر لیلة البدر)). ترجمه: در این قبرستان هفتاد هزار نفر دفن می‌شوند که بدون حساب و کتاب وارد بهشت خواهند شد و صورت آنان مانند ماه شب بدر است.

اولین کسی که به توصیه پیامبر(ص) در بقیع دفن شد «جناب عثمان بن مظعون» بود که از اصحاب خالص پیامبر(ص) و ارادتمندان امیرالمؤمنین علی(ع) به شمار می‌رفت. سپس برخی از شهدای اُحُد در این محل دفن شدند و بر شرافت آن افزوده شد


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

اهمیت و جایگاه قرض الحسنه یکی از کارهای خداپسندانه‌ای که می‌توان با آن، گره ای از کار فرو بسته انسانی گشود، دلی را شاد کرد و اسباب خرسندی خداوند را فراهم نمود، قرض دادن است. اهتمام بدین مهم؛ به گونه‌ای است که خداوند، وام دادن به غیر را قرض دادن به خود به حساب آورده است.


قرض الحسنه
 چنان که می‌فرماید:

‌مَّن ذَا الَّذِی یقْرِض‌ُ اللَّه‌َ قَرْضًا حَسَنًا فَیضَـَاعِفَه‌ُ لَه‌ُ أَضْعَافًا کَثِیرَة‌ً وَاللَّه‌ُ یقْبِض‌ُ وَیبْصُـطُ وَ إِلَیه‌ِ تُرْجَعُون‌َ”‌‌؛[1]  کیست که به خدا قرض نیکو دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگدستی دهد و توانگری بخشد و شما به سوی او باز گردانده می‌شوید.

”‌… وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً …”‌‌؛[2] … و به خدا قرض نیکو دهید … .

اگر چه منظور از ”‌قرض الحسنه”‌‌ در آیات مذکور، قرض به معنای مصطلح آن نیست، بلکه معنای عام آن مراد است و شامل وام دادن، انفاق کردن، صدقه و… به برادران دینی است، ولی قرض الحسنه یکی از مصادیق آن است، اما در روایات منظور از قرض، همین قرض عرفی است و بدان تصریح شده است.

قرض الحسنه در روایات قرض دادن به برادران دینی برای کسانی که توان مالی دارند، سنت اسلامی است و خودداری از آن عملی ناپسند و مورد نکوهش است.

در روایات، قرض گرفتن بدون نیاز عملی نکوهیده تلقّی شده و از آن نهی شده است. براساس‌ این روایات، انسان باید در شرایطی روی به قرض آورد که ناچار و درمانده باشد؛ چون مدیون‌ کردن خود جز تحمّل مسئولیت و زیر بار حقوق دیگری رفتن و اغتشاش فکری و دغدغه روحی و غم و غصّه، چیز دیگری در پی نخواهد


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بعضی از طرفداران وهابیت این‌گونه وانمود می‌کنند که وهابیت همان اهل سنت است و شیعیان برای اینکه اهل سنت را بکوبند بجای اینکه از کلمه اهل سنت استفاده کنند ، به آنان برچسب وهابیت می‌زنند . آنان این را در ذهن خود با عمل خود که از شیعه با عنوان " رافضی " یاد می‌کنند مقایسه کرده و خیال می‌کنند ، ماهم  در مقابل، یک چنین کلمه‌ای علیه اهل سنت ، اختراع کرده‌ایم .


وهابیت

در این نوشتار مختصری از برخی از کتاب‌هایی را که  اهل سنت علیه وهابیت نگاشته‌اند ، فهرست کنیم تا معلوم  شود که " وهابیت " یک فرقه‌ای نوظهور است و از اختراعات لفظی شیعیان برای کوبیدن اهل سنت نیست. ما به اهل سنت و عقایدشان در عین اینکه با آنان برای اثبات حقانیت اعتقادات خود بحث می‌کنیم ، احترام  می‌گذاریم و هرگز به اهل سنت  که با همان  عقاید سنی خودشان باقی مانده و تحت تأثیر وهابیت واقع نشده اند، این عنوان نامطلوب (وهابیت) را اطلاق نمی‌کنیم و به کار نمی‌بریم .

 

علمایی از اهل سنت که در رد فرقه گمراه و ضاله وهابیت کتاب نوشته‌اند و کتاب‌هایشان عبارتند : 

وهابیت غیر از اهل سنت است که علمای اهل سنت علیه آن کتاب نوشته‌اند و این کلمه اختراع نیست بلکه واقعیتی است حکایت کننده از یک فرقه گمراه که هیچ هدفی جز تکفیر مسلمانان و کشتار و جنایت ندارد


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو