پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

اوایل بیماری که با خدا راز و نیاز می‌کردم و در مورد بیماری‌ام از او یاری می‌جستم یک شب خواب عجیبی دیدم که شخصی نورانی بهم می‌گوید: " همیشه بعد از هر نماز سوره‌ی شرح را بخوان"

راستش نمی‌دانستم سوره‌ای بنام شرح در قرآن هست و وقتی نگاه کردم دیدم آری سوره‌ی شرح یا همان انشراح سوره‌ی 94 قرآن مجید می‌باشد و با خواندن آن و تعمق در معنایش اشک در چشمانم جمع شد و این بیماری را با تمام رنج‌ها و سختی‌هایش نردبانی برای ترقی خود در یافتم و بدین وسیله تمام مشکلاتش را با آغوشی باز پذیرا شدم .


گشایش کار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ (1) وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ (2) الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ (3) وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ (4) فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا (5) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا (6) فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَإِلَی رَبِّکَ فَارْغَبْ (8)

 

بنام خداوند بخشنده و مهربان

آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم، (1) و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؟!(2) همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می‌کرد!(3) و آوازه تو را بلند ساختیم!(4) به یقین با (هر) سختی گشایشی است!(5)(آری) مسلماً با (هر) سختی گشایشی هست،(6) پس چون از نماز و طاعت پرداختی برای دعا همت مصروف دار ، (7) و به سوی پروردگار خود همیشه متوجه و مشتاق باش! (8)

 

معنی آن باشد که بستاند ترا                         بی نیاز از نقش گرداند ترا

معنی آن نبود که کور و کر کند                     مرد را بر نقش عاشق‌تر کند

 

مصائب, سنتی از سنت‌های الهی

مجرای تحقق اراده الهی در جهان, قانون‌های ثابت جهان می‌باشد که در تمام هستی برقرار است. این قانون‌ها در واقع روابط بین علت‌ها و معلول‌ها است. از این قوانین در عرف دینی به سنت الهی تعبیر می‌شود. مصائب و بلاها به عنوان سنتی از سنت‌های الهی نردبان کمال را بر ای انسان مهیا می‌کنند.و در اینجاست که انسان در مواجه با سنت‌های الهی دو وظیفه دارد . وقتی خداوند برای امتحان  او را دچار بلا و مصیبتی کرد صبر و استقامت کند و وقتی نعمتی به او داد شکر کند ؛بنا بر این هر آنچه خداوند می‌دهد اعم از بلا و درد و یا نعمت  و آسایش  هردو برای امتحان است و انسان مؤمن نه بابت از دست دادن چیزی اندوهگین می‌شود  و نه وقتی امکانات و نعمت به او می‌رسد فرحناک می‌گردد."لکیلا تاسواعلی ما فاتکم ولاتفرحوا بما اتاکم "(قران کریم- حدید 23)


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : خداوند متعال قدرت مواجه شدن با مصائب و مشکلات را در وجود هر انسانی به ودیعت گذاشته و این انسان است که بایستی از موهبت و نعمت الهی بهره بگیرد و هرچه به کار ببندد، قدرتمندتر می‌شود. از این رو نباید هنگام بروز بلاها و گرفتاری‌ها از حرکت باز ایستد و از آن گریزان می‌شود، بلکه باید عاقلانه و مدبرانه با این مسائل مبارزه کند تلازم بین سختی و آسایش قرآن کریم می‌فرماید: (یولج اللیل فی النهار ویولج النهار فی اللیل; خدا شب را در شکم روز فرو می‌برد و روز را در شکم شب.) در شکم گرفتاری‌ها و مصیبت‌ها، نیک بختی‌ها و سعادت‌ها نهفته است; هم چنان که گاهی هم در درون سعادت‌ها، بدبختی‌ها تکوین می‌یابند و این فرمول جهان است. ضرب‌المثل معروف: (پایان شب سیه، سپید است)، تلازم قطعی بین تحمل رنج و نیل به سعادت را بیان می‌کند. گویی سپیدی‌ها از سیاهی‌ها زاییده می‌شوند; هم چنان که سفیدی نیز در شرایط انحرافی، سیاهی تولید می‌کند. قرآن برای بیان تلازم سختی‌ها و آسایش‌ها می‌فرماید: (فان مع العسر یسراً* ان مع العسر یسراً ؛پس حتماً با سختی آسانی است، حتماً با سختی آسانی است.)(انشراح(94) آیه 5و6.) قرآن نمی‌فرماید که بعد از سختی، آسانی است; تعبیر قرآن این است که با سختی آسانی است; یعنی آسانی در شکم سختی و همراه آن است. روزی پیامبر اکرم(ص) به خانه یکی از مسلمانان دعوت شدند، وقتی وارد منزل شدند مرغی را دیدند که در بالای دیوار تخم کرد و تخم مرغ افتاد و نشکست. رسول اکرم(ص) در شگفت شدند. صاحب خانه گفت: آیا تعجب فرمودید؟ قسم به خدایی که تو را به پیامبری برانگیخته است، به من هرگز آسیبی نرسیده است. رسول اکرم برخاستند و از خانه آن مرد رفتند، گفتند: کسی که هرگز مصیبتی نبیند، مورد لطف خدا نیست. ( بحارالانوار، ج15، ص56.) حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه، قصار93 می‌فرماید: نگویید خدایا به تو از فتنه‌ها و گرفتاری‌ها پناه می‌برم، زیرا هیچ کس نیست که با گرفتاری‌ها مواجه نباشد. بگویید: خدایا از فتنه‌های گمراه کننده و از آن جنبه گمراه کننده فتنه‌ها به تو پناه می‌برم. آری اگر نیک بنگریم خداوند سراسر شفقت و مرحمت است و تنها به منظور تجربه‌ای آموزشی و برای تکامل روحمان به ما رنج ارزانی می‌دارد و رنج چیزی نیست مگر سکوی پرتاب تکامل انسان.درست همان‌گونه که طلا پس از حرارت دیدن در آتش، جلا و درخشش می‌یابد، انسان نیز با معنا دادن به رنج‌ها و سختی‌هایش به خلوص و بلوغ معنوی می‌رسد تقسیم بندی مردم در برابر شداید و حوادث در برخورد با سختی‌ها و شداید مردم چهار دسته‌اند: 1. گروهی همین که با حوادث تلخ روبرو شدند، داد و فریاد راه می‌اندازند و به لطف و حکمت خداوند و به نظام آفرینش بد می‌گویند: (اذا مسهُ الشرُّ جزوعاً).( معارج(70) آیه 20.) 2. دسته دوم کسانی هستند که سختی‌ها را با روح استقامت و پشتکار تحمل می‌کنند و با زبان دل می‌گویند: ما همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم: (انا لله و انا الیه راجعون).( بقره(2) آیه 155) 3. دسته‌ای دیگر کسانی هستند که حتی از گروه دوم بیشتر رشد کرده‌اند و در برابر سختی‌ها شکر هم می‌کنند. در زیارت نامه عاشورا می‌خوانیم: (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم).(از جملاتی است که در سجده پس از زیارت عاشورا خوانده می‌شود.) 4. دسته چهارم آنانند که هنگام برخورد با ناگواری‌ها نه تنها به عدل خدا بدبین نمی‌شوند و نه تنها شکر می‌کنند، بلکه عاشقانه به سراغ ناگواری‌ها می‌روند: (واجعلنی فی میادین السابقین. قسمتی از دعای کمیل ) پیامبر اعظم (ص)و حضرت علی(ع) و سایر ائمه اطهار و اولیاء الهی در این طیف قرار دارند . اگر نیک بنگریم خداوند سراسر شفقت و مرحمت است و تنها به منظور تجربه‌ای آموزشی و برای تکامل روحمان به ما رنج ارزانی می‌دارد و رنج چیزی نیست مگر سکوی پرتاب تکامل انسان.درست همان‌گونه که طلا پس از حرارت دیدن در آتش، انسان نیز با معنا دادن به رنج‌ها و سختی‌هایش به خلوص و بلوغ معنوی می‌رسد موفقیت خداوند متعال قدرت مواجه شدن با مصائب و مشکلات را در وجود هر انسانی به ودیعت گذاشته و این انسان است که بایستی از موهبت و نعمت الهی بهره بگیرد و هرچه به کار ببندد، بلکه باید عاقلانه و مدبرانه با این مسائل مبارزه کند. متأسفانه افراد زیادی هستند که در مقابل مشکلات شانه خالی می‌کنند، آشفته می‌شوند و ناسزا می‌گویند و حتی بعضی در مصیبت‌های بزرگ مانند از دست دادن عزیزان خود، پا را فراتر نهاده و خداوند را بی عدالت و بی رحم می‌دانند، که این خود گناهی بزرگ است. البته تحمل ناپذیری این دسته از افراد دارای عواملی است; عدم اعتماد به نفس، نازپروردگی، سست ایمانی و ندانستن فلسفه سختی‌ها و… از جمله عواملی هستند که موجب می‌شوند افراد توان تحمل مشکلات و شداید را نداشته باشند و به همین دلیل روحیه صبر، استقامت و شکیبایی در آنان وجود ندارد. شهید مطهری می‌نویسد: (به هر نسبت که مواجهه با شداید، مربی و مکمل و صیقل ده و جلا بخش و کیمیا اثر است، پرهیز کردن، اثر مخالف دارد، لذا دانشمندان گفته‌اند: بزرگ‌ترین دشمنی‌هایی که درباره اطفال و کودکان می‌شود، همان‌ها است که پدران و مادرانِ نادان به عنوان محبت و از روی کمال علاقه انجام می‌دهند; یعنی نوازش‌های بی حساب، مانع شدن از برخورد با سختی، نازپرورده کردن آن‌ها; این‌ها است که طفل را بیچاره و ناتوان بار می‌آورد و او را از صحنه زندگی خلع سلاح می‌کند، کاری می‌کند که کوچک‌ترین ناملایمی، آن‌ها را از پا درآورد و کم‌ترین تغییر وضعی، سبب نابودی آن‌ها گردد. (اخلاق در قرآن، آیت‌الله مکارم شیرازی.ص 211) آری اگر نیک بنگریم خداوند سراسر شفقت و مرحمت است و تنها به منظور تجربه‌ای آموزشی و برای تکامل روحمان به ما رنج ارزانی می‌دارد و رنج چیزی نیست مگر سکوی پرتاب تکامل انسان. درست همان‌گونه که طلا پس از حرارت دیدن در آتش، انسان نیز با معنا دادن به رنج‌ها و سختی‌هایش به خلوص و بلوغ معنوی می‌رسد. سیر و تعمق درباره‌ی خداوند همراه با ایمانی ثابت و تحسین او و پذیرش در دو اندوه و نیز سرور و شادمانی در کمال شکیبایی و قبول آن‌ها به منزله‌ی موهبت‌های ارزشمند الهی؟ برای برخورد با حوادث زندگی، رویکرد شایسته‌ای است. از آنجا که بدون اراده و خواست او هیچ اتفاقی نمی‌دهد پس چه خوبست حتی در دوغممان را به منزله‌ی خواست و اراده‌ی او بپذیریم و به او ایمان داشته باشیم . مطمئن باشید با این تصور هیچ درد و رنجی مانع پیشرفت ما نخواهد شد. در این ایام معنوی از راز و نیاز با خدا غافل نشوید و ما را هم از فیض دعاها تون بی نصیب مگذارید. دل باصفاتون پر از نور و معنویت.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

وسوسه شیطان بنوعی فرصت سخاوت انگیز خداوند به بنده های خویش است. بدین معنا که هر که بر وسوسه او غلبه کند "جهاد اکبر" کرده است. بدون وسوسه، دیگر اطاعت از خدا یکطرفه و بدون اختیار خواهد شد و هیچ لطفی نخواهد داشت. وقتی هم که اطاعت اجباری گردد، دیگر نیازی به وحی، ماموریت الهی(نبوت و امامت)، بندگی و دین نخواهد بود. جهان بدون وسوسه یعنی جهانی که در آن دین، بندگی، ذات بشیر و نذیر و نظیر آنها وجود ندارد.


امام و شیطان

یکی از مشکلاتی که نوع بشر و بخصوص شخص مسلمان به آن دچار است، وسوسه شیطان می باشد. رمضان ماهی است که در آن شیاطین در غل و زنجیر هستند و چون نمی توانند کسی را وسوسه کرده و بیازارند، فقط فریاد میکشند. اگر اذن خدا نبود شیطان قادر به وسوسه آدمی نمیگشت.

وسوسه شیطان بنوعی فرصت سخاوت انگیز خداوند به بنده های خویش است. بدین معنا که هر که بر وسوسه او غلبه کند "جهاد اکبر" کرده است. بدون وسوسه، دیگر اطاعت از خدا یکطرفه و بدون اختیار خواهد شد و هیچ لطفی نخواهد داشت. وقتی هم که اطاعت اجباری گردد، دیگر نیازی به وحی، ماموریت الهی(نبوت و امامت)، بندگی و دین نخواهد بود. جهان بدون وسوسه یعنی جهانی که در آن دین، بندگی، ذات بشیر و نذیر و نظیر آنها وجود ندارد.

ماموریت شیطان وسوسه و گمراه ساختن است. آنهایی که این را می دانند بدون ترس از خواسته شیطان پای را در راه گذارده و به هدف میرسند. اما آنهایی که با حقیقت موضوع آنشا نیستند، گمراه شده و پای را در دام او می نهند. شیطان در آغاز وسوسه کرده سپس زخم میزند. آشکار است که او بدون اذن پروردگار قادر به کاری نخواهد بود. خداوند به کسانیکه که توسط شیطان فریفته می شوند فرصت بازگشت میدهد و اگر قدر این فرصت دانسته نشود، آنگه شیطان است که کنترل او را به دست میگیرد. چنانچه در قرآن کریم آمده است: "همانا شیاطین را دوستان منکران قرار دادیم."(سوره اعراف: آیه 27)

خداوند در ماه رمضان شیطان را چون سگی رام در بند میکند. این سگ فقط از دور پارس میکند. اما اگر با دستان خود زنجیرش را باز کنید، خداوند اجازه میدهد بر شما چیره گردد. سوالی مطرح می شود: "اگر فرشتگان مبرا از گناه هستد، پس چرا شیطان گناه کرد؟" پاسخ این که شیطان از اجنه است و فرشته محسوب نمیشود. او جنی بود در میان فرشتگان. فرشتگان مبرا از گناه هستند. اما جن گاهی اطاعت دارد و گاهی عدم اطاعت. اگر خداوند کسی را رها کند، شیطان از راه جسمانی و نفسانی بر او چیره میگردد. خداوند نیروی نفسانی او را در اختیار شیطان قرار می دهد.






نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : وسوسه شیطان بنوعی فرصت سخاوت انگیز خداوند به بنده های خویش است. بدین معنا که هر که بر وسوسه او غلبه کند "جهاد اکبر" کرده است. بدون وسوسه، دیگر اطاعت از خدا یکطرفه و بدون اختیار خواهد شد و هیچ لطفی نخواهد داشت. وقتی هم که اطاعت اجباری گردد، دیگر نیازی به وحی، ماموریت الهی(نبوت و امامت)، بندگی و دین نخواهد بود. جهان بدون وسوسه یعنی جهانی که در آن دین، بندگی، ذات بشیر و نذیر و نظیر آنها وجود ندارد. امام و شیطان یکی از مشکلاتی که نوع بشر و بخصوص شخص مسلمان به آن دچار است، وسوسه شیطان می باشد. رمضان ماهی است که در آن شیاطین در غل و زنجیر هستند و چون نمی توانند کسی را وسوسه کرده و بیازارند، فقط فریاد میکشند. اگر اذن خدا نبود شیطان قادر به وسوسه آدمی نمیگشت. وسوسه شیطان بنوعی فرصت سخاوت انگیز خداوند به بنده های خویش است. بدین معنا که هر که بر وسوسه او غلبه کند "جهاد اکبر" کرده است. بدون وسوسه، ذات بشیر و نذیر و نظیر آنها وجود ندارد. ماموریت شیطان وسوسه و گمراه ساختن است. آنهایی که این را می دانند بدون ترس از خواسته شیطان پای را در راه گذارده و به هدف میرسند. اما آنهایی که با حقیقت موضوع آنشا نیستند، گمراه شده و پای را در دام او می نهند. شیطان در آغاز وسوسه کرده سپس زخم میزند. آشکار است که او بدون اذن پروردگار قادر به کاری نخواهد بود. خداوند به کسانیکه که توسط شیطان فریفته می شوند فرصت بازگشت میدهد و اگر قدر این فرصت دانسته نشود، آنگه شیطان است که کنترل او را به دست میگیرد. چنانچه در قرآن کریم آمده است: "همانا شیاطین را دوستان منکران قرار دادیم."(سوره اعراف: آیه 27) خداوند در ماه رمضان شیطان را چون سگی رام در بند میکند. این سگ فقط از دور پارس میکند. اما اگر با دستان خود زنجیرش را باز کنید، خداوند اجازه میدهد بر شما چیره گردد. سوالی مطرح می شود: "اگر فرشتگان مبرا از گناه هستد، پس چرا شیطان گناه کرد؟" پاسخ این که شیطان از اجنه است و فرشته محسوب نمیشود. او جنی بود در میان فرشتگان. فرشتگان مبرا از گناه هستند. اما جن گاهی اطاعت دارد و گاهی عدم اطاعت. اگر خداوند کسی را رها کند، شیطان از راه جسمانی و نفسانی بر او چیره میگردد. خداوند نیروی نفسانی او را در اختیار شیطان قرار می دهد.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
گاهی با افرادی آشنا می شویم که رفتاری گزینشی با دین دارند و مثلا می گویند: روزه می‌گیریم ولی نماز را قبول نداریم، یا نماز می‌خوانیم اما حجاب را قبول نداریم، یا همه را قبول داریم اما خمس را قبول نداریم ...
روزه

و حتی برخی می‌گویند: این را که در قرآن آمده قبول داریم و آن را که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده قبول نداریم (آیه را قبول داریم، ولی حدیث را قبول نداریم). چنین افرادی خواسته یا ناخواسته دین خدا را تجزیه می‌کنند و مصداق آیه‌ی ذیل می‌گردند:

«إِنَّ الَّذینَ یكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یریدُونَ أَنْ یفَرِّقُوا بَینَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یریدُونَ أَنْ یتَّخِذُوا بَینَ ذلِكَ سَبیلاً»‌(البقره، 150) ؛ بى‏گمان كسانى كه به خدا و پیامبرانش كفر مى‏ورزند و مى‏خواهند میان خدا و پیامبرانش جدایى افكنند و مى‏گویند: به بعضى مى‏گرویم و به بعضى كفر مى‏ورزیم و مى‏خواهند میان آن [دو] راهى پیش گیرند.

الف – اولین نکته‌ی بسیار مهم و حایز اهمیت این است که به خود و سایرین متذکر شویم: اگر خدای ناکرده واجبی را ترک نموده یا حرامی را مرتکب می‌شویم، دست کم نگوییم «قبول نداریم». چرا که در صورت اول انسان دچار معصیت شده است، اما گاهی ممکن است انسان با بیان «قبول ندارم»، یکی از ضروریات دین را رد کند، که در این صورت وارد جرگه‌ی «کفر» می‌شود. پس اگر کسی خدای ناکرده یکی از ضروریات دین مانند نماز، روزه، حجاب، خمس و ... را ترک می‌کند، نگوید «قبول ندارم» و بداند این از عمل شیطان است که گناه را نزد انسان زینت می‌دهد و فرد گمان می‌کند که اگر گفت قبول ندارم، خیلی حرف مهمی زده، و توجیه مناسبی برای عصیانش آورده و یا آدم بزرگی شده است!

اگر خدای ناکرده واجبی را ترک نموده یا حرامی را مرتکب می‌شویم، دست کم نگوییم «قبول نداریم». چرا که در صورت اول انسان دچار معصیت شده است، اما گاهی ممکن است انسان با بیان «قبول ندارم»، یکی از ضروریات دین را رد کند، که در این صورت وارد جرگه‌ی «کفر» می‌شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : ب – کسی که روزه می‌گیرد، یا برای خدا روزه می‌گیرد و یا برای خودش یا هر علت دیگری به غیر از اطاعت خدا. در هر حال اگر روزه برای اطاعت امر خدا نباشد، فقط یک نوع ریاضت یا رژیم غذایی است و هیچ ارزش دیگری و از جمله ارزش عبادی ندارد و فرقی نمی‌کند که روزه بگیرد یا نگیرد و یا در زمان دیگری و به نحو دیگری این رژیم غذایی را بر خود تحمیل نماید. اما اگر مسلمان است و برای خدا روزه می‌گیرد، دقت کند همان خدایی که فرمود روزه بگیرید، فرمود اقامه‌ی نماز کنید. وقتی خداوند متعال با حضرت موسی (ع) سخن گفته و به او می‌فرماید که من «الله» هستم، پس تو مرا عبادت کن [نه هوای نفس یا دیگران را]، بلا فاصله نحوه‌ی عبادت را نیز بیان نموده و می‌فرماید نماز بخوان. «إِنَّنی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری» (طه، 14) ؛ من خداى یكتایم، معبودى جز من نیست، مرا عبادت كن و براى یاد كردن من نماز به پا كن‏. خداوند متعال نماز را بر همه‌ی بندگانش واجب فرمود و در قرآن کریم بیش از 60 یه مستقیماً به نماز و ضرورت اقامه‌ی نماز تصریح و تأکید نموده است و به مسلمانان نیز مؤکداً فرمود: «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتینَ» (البقره، 238) ؛ بر همه نمازها مخصوصاً نماز وسطى (در مورد اینکه نماز وسطی کدام نماز است بین مفسیرین اختلاف است عده ای قائلند نماز صبح است و عده ای می گویند نماز ظهر منظور یه است) مواظبت كنید و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا به پا خیزید. ج – دقت شود که «اسلام» یعنی تسلیم امر خدا بودن. پس اگر کسی بگوید: من این را قبول دارم اما آن را قبول ندارم، این را به این شکلی که خودم می‌پسندم انجام می‌دهم، یا به نظر من این لازم است اما آن لازم نیست و ...، او تسلیم هوای نفس خودش است و نه تسلیم خدا و عبادت و بندگی‌ خودش را می‌کند و نه عبادت خداوند متعال را. چنین نیست که کسی نماز نخواند و بگوید خدا بخشنده است، یا روزه نگیرد و بگوید خدا بخشنده است، یا واجبات را ترک کند و محرمات را انجام بدهد و بگوید خدا بخشنده است، این مسخره کردن است. اگر قرار بود چنین باشد، نه پیامبری ارسال می‌نمود و نه امر و نهی می‌کرد و نه حساب و کتاب و بهشت و جهنمی قرار می‌داد د – خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم، اشاراتی به وضعیت اسف‌بار دنیوی و اخروی کسانی دارد که دین خدا را مسخره می‌کنند. و یکی از مصادیق مسخره کردن دین، مسخره بازی درآوردن در دین و دینداری است. لذا مجدداً تأکید می‌گردد که اگر کسی در انجام واجب یا ترک حرامی کوتاهی و اهمال دارد، سعی کند دست کم بر این معصیت خود نبالد، ضروریات را منکر نگردد، دین خدا را تجزیه نکند و بداند که بخشش خدا نیز اگر چه بر اساس رحمت واسعه‌اش گسترده است، اما طبق اراده، مشیت، حکمت، نظام، علم و فرمایشات خودش تعلق می‌گیرد، نه طبق آن چه ما می‌خواهیم یا بر او دیکته می‌کنیم. فرمود: کفر و شرک و نفاق را نمی‌بخشم، هدایت و نجات به ظالمین نمی‌رسد، افترا زنندگان به خدا و قرآن نجات نمی‌یابند، گناه کبیره بدون توبه بخشیده نمی‌شود ...، و حضرت امیر (ع) فرمود: بزرگ‌ترین گناه، آن گناهی است که صاحبش آن را کوچک شمارد. لذا چنین نیست که کسی نماز نخواند و بگوید خدا بخشنده است، نه پیامبری ارسال می‌نمود و نه امر و نهی می‌کرد و نه حساب و کتاب و بهشت و جهنمی قرار می‌داد و نه با تبیین باید‌ها و نبایدها هدایت می‌نمود، بلکه می‌فرمود: بروید هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید که من بخشنده‌ام! همین خداوند بخشنده، عواقب بسیار بدی را برای کسانی که نسبت به نماز اهمال دارند بیان فرموده است، چه رسد به کسانی که اصلاً ترک نماز می‌کنند و یا خدایی ناکرده رد می‌کنند: روزه «فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یرَاءُونَ» (الماعون، 4 تا 6) ؛ پس واى بر نمازگزاران * کسانی كه از نماز خود غفلت مى‏ورزند [در نماز سستی می‌کنند یا سبک می‌شمارند] کسانی كه ریا مى‏كنند. ھ – در هر حال بدیهی است کسانی که نماز نمی‌خوانند، لذت نماز و راز و نیاز با پروردگار عالم، [ن طور که او فرموده و نه ن طور که نفس امر می‌کند] را نیز نچشیده‌اند و بی‌تردید اگر یک بار این واجب را به جا ورده و لذتش را بچشند، ترک نخواهند نمود. نکته ای که نباید فراموش کرد اسلام و قرآن همواره بر این تأكید دارند كه جهان بینی، معارف و قوانین اسلام، یک كل منسجم است، باور و برنامه در آن هماهنگ است؛ كسی كه به یگانگی پروردگار و آفریدگار هستی باور دارد و آن را گواهی می دهد، برنامه زندگی خویش را نیز بر اساس برنامه ن تنظیم می كند. چنین باوری او را از پرستش و كمک خواستن از غیر «الله» یا پذیرش و پرستش طاغوت باز می دارد وگرنه كافر به حساب (بقره/257 ) خود برنامه دارد، و این برنامه كه حق و تكلیف را مشخص می كند مرزهای قوانین الهی است كه نباید از آنها فراتر رفت. و نباید با عقل ناقص خود آن را کم و زیاد کرد . عدالت یعنی رعایت حقوق و تكالیف در چارچوب قانون الهی، و ستم، نقطه مقابل آن است؛ عبور از این مرزهای قانون الهی، نه تنها ظلم بر دیگران كه بر خویش نیز هست. «…تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ …» (بقره/229) اینها مرزهای (تعیین شده از سوی) خدا است، هر كه از این مرزها بیرون رود بر خویشتن ستم كرده است. این حدود، همان حقوق و تكالیف است كه انسان ها نسبت به هم، نسبت به جهان و نسبت به خدای متعال دارند. باید مواظب بود و در عملکردمان تجدید نظر کنیم که مبادا در اثر تنبلی و شانه خالی کردن از زیر بار تکلیف منکر دستور خدا شویم و حکم نابخردانه خود را بر حکم خداوند حکیم و علیم برتری دهیم اگر كسی میان باور و برنامه تفكیک قایل شود، در عین باورمندی به خدا، برنامه های تعیین شده از سوی او را نپذیرد، یا گزینشی رفتار كند؛ برخی را بپذیرد و برخی را نپذیرد و به دست فراموشی بسپارد، چنین كسی نمی تواند به نسبت نچه انجام داده مزد و پاداش بخواهد. و در این جهت فرق نمی كند كه پاداش به تفضل باشد یا استحقاق، زیرا بند دیگری از كتاب قانون الهی این شیوه گزینشی را طرد می كند و می گوید: این كتاب یك برنامه كامل است، و نمی توان برخی از قوانین آن را پذیرفت و برخی را كنار گذاشت: «…أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » (بقره/85) ؛‌یا به بعضی از دستورات كتاب آسمانی ایمان می ورید و به بعضی كافر می شوید؟ برای كسانی از شما كه این عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین الهی) را انجام دهند جز رسوایی در این جهان چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذاب ها گرفتار خواهند شد. همه قوانین این گونه است. كسی كه از میان صدها ماده قانونی فقط یكی را محترم نشمرده باشد مؤاخذه خواهد شد، مانند راننده ای كه با تخلف از یک ماده قانون راهنمایی جریمه می شود. لازم است به این نكته اشاره شود كه فرق است بین كسی كه حكمی را به گونه ای دیگر می فهمد ـ كه چه بسا شناخت او حجت و عمل او مجزی باشد ـ با كسی كه به اصل حكم شرعی اعتراف دارد، ولی به دلیل ناسازگاری آن با یک قانون دیگر، قانون اسلام را كنار می گذارد. اگر تنها به دلیل حكم عرف، یا قوانینی كه در فلان مجمع یا نهاد تصویب شده یا چند كشور به آن رأی داده اند، حكم خدا را به حالت تعلیق در بیاوریم، این گزینشی عمل كردن است این راه ستم رفتن و خارج شدن از حدود خدا است . پس باید مواظب بود و در عملکردمان تجدید نظر کنیم که مبادا در اثر تنبلی و شانه خالی کردن از زیر بار تکلیف منکر دستور خدا شویم و حکم نابخردانه خود را بر حکم خداوند حکیم و علیم برتری دهیم . از شر وسوسه های شیطان به خدا پناه می بریم و از او می خواهیم توفیق بندگی و اطاعتش را نصیب همه ما بگرداند. إن شاء الله .،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

توبه کردن آسان نیست و حتی از ترک گناه هم سخت‌تر است. ولی بدانیم که باید به سوی خداوند برگردیم و توبه کنیم اما توبه را که حقیقتاً بین ما و گناه فاصله بیندازد و ما را به سوی پروردگار خوش رجعت دهد .


توبه

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و به فرموده اهل بیت علیهم السّلام بهار آن است. اگرچه تلاوت آیات قرآن و حتی نگاه کردن به صفحات قرآن کریم نیز دارای اجر و پاداش الهی است؛ اما تدبّر در آیات قرآن دستور اکید خود قرآن و سفارش جدی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه اطهار علیهم السّلام است، تا جایی که فرموده‌اند در تلاوت قرآنی که همراه با تدبر نباشد، خیری نیست.

 

توبه؛ بازگشت به سوی خداوند

آیه 90 سوره «هود» می‌فرماید: «وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ»؛ از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او باز گردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است.

با نگاهی به آیات قبل و بعد این آیه شریفه متوجه می‌شویم که این آیه نقل قول حضرت شعیب است که قوم خود را به آمرزش و توبه دعوت می‌کند. مسلم است که این دعوت خاص قوم این پیامبر رسمی نیست و تمام انبیاء امت خود را به بازگشت به سوی خداوند دعوت کرده‌اند.

«توبه» در لغت به معنای «بازگشت و رجوع» است. برخی علما سخت از آن به «الرجوع من الذنب» یاد کرده‌اند یعنی توبه بازگشت از گناه است.(1) برخی نیز از «توبه» به بازگشت به سوی خدا« تعبیر کرده‌اند.(2)

 

توبه به سوی خداوند 

اگر توبه را به معنای «رجوع به خدا» بدانیم باید گفت توبه همیشگی و دائمی است و انسان باید همواره در حال توبه به سوی خداوند باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : «توبه» در لغت به معنای «بازگشت و رجوع» است. برخی علما سخت از آن به «الرجوع من الذنب» یاد کرده‌اند یعنی توبه بازگشت از گناه است.(1) برخی نیز از «توبه» به بازگشت به سوی خدا« تعبیر کرده‌اند از رسول مکرم اسلام(ص) نقل است که فرمودند: «ای مردم، پیش خدای خود، توبه کنید، زیرا من روزی صدبار توبه می‌کنم!»(3) توبه در این معنا همان «انابه» است؛ زیرا معنای «انابه» نیز «بازگشت به سوی خداست». قرآن کریم درباره حضرت ابراهیم(ع) می‌گوید: «این که ابراهیم لحلیم؛ آواه منیب»(4) که مینب در این آیه شریفه، معنای انابه کننده و کسی است که بسیار به سوی خداوند بازگشت می‌کند و دائماً در حال رجوع به سوی خداست. اما توبه در مرحله پایین‌تر به معنای «بازگشت از گناه» است که البته منافاتی با معنای قبلی ندارد زیرا توبه کننده در حقیقت از گناه و عصیان خویش به سوی حضرت حق رجوع می‌کند. ولی باید بدانیم توبه شرایطی دارد که مهم‌ترین آن «پشیمانی از گناه است.» مرحوم شهید استاد مطهری در این باره می‌نویسد: «برخی میان صیغه توبه و خود توبه اشتباه می‌کنند. توبه یعنی پشیمانی شدید از گناه، تصمیم اکید بر تکرار نکردن گناه و بازگشت به سوی حقیقت. این، یک لفظ بیانگر دارد که می‌گوییم: «استغفرا..... ربی و اتوب الیه» ولی خود این که توبه نیست...»(5) لذاست که قرآن کریم خداوند را «نواب» به معنای بسیار توبه پذیر معرفی می‌کند. در حدیثی قدسی آمده است که حضرت حق - جل و علا - خطاب به داوود پیامبر(ع) فرمود: «یا داوود تشر المذنبین ابن اقبل التوبه.»(6) یعنی ای داود گنه‌کاران را بشارت بده که من توبه را قبول کرده و می‌پذیرم توبه دو سو دارد؛ یک سو بنده گنه‌کار است که از گناه خویش به سوی حضرت حق توبه و رجوع می‌نماید و طرف دیگر خداوند است که با نظر رحمتش به سوی بنده رجوع کرده و او را می‌پذیرد. لذاست که قرآن کریم خداوند را «نواب» به معنای بسیار توبه پذیر معرفی می‌کند. در حدیثی قدسی آمده است که حضرت حق - جل و علا - خطاب به داوود پیامبر(ع) فرمود: «یا داوود تشر المذنبین ابن اقبل التوبه.»(6) یعنی ای داود گنه‌کاران را بشارت بده که من توبه را قبول کرده و می‌پذیرم. توبه کردن آسان نیست و حتی از ترک گناه هم سخت‌تر است. ولی بدانیم که باید به سوی خداوند برگردیم و توبه کنیم اما توبه را که حقیقتاً بین ما و گناه فاصله بیندازد و ما را به سوی پروردگار خوش رجعت دهد باید بدانیم که اگر توبه درست و با شرایط کامل انجام شود و واقعاً توبه کار، هیجان و نادم باشد و قصه بر ترک همیشگی گناه خویش کرده باشد، پس از توبه مانند کسی است که گناهی مرتکب نشده است. روایت مشهوری است که: «اتائب من اذنب فمن لاذنب که: توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناهی مرتکب نشده است.»(7) قرآن کریم هم در آیه 70 سوره فرقان صراحتاً اعلام می‌کند که اگر کسی توبه کند و ایمان آورد و عمل نیکو انجام دهد، حضرت حق تمام گناهانش را به حسنات تبدیل می‌کند! اما همه این‌ها در صورتی که «توبه» حقیقی باشد و شرایطش رعایت شده باشد که قطعاً کار سختی است و با گفتن چند ذکر و خواندن چند صفحه دعا و حتی ریختن چند قطره اشک، حاصل نمی‌شود. باید باور کنیم که توبه کردن کار آسانی نیست و ترک همیشگی گناه و رجوع همیشگی از گناه به سوی خدا، کار آسانی نیست. تا جایی که در روایات فرموده‌اند: «ترک الخطئیة اسیر من طلب التوبه: ترک گناه آسان‌تر از توبه کردن است.»(8) این روایت نشان می‌دهد توبه کردن آسان نیست و حتی از ترک گناه هم سخت‌تر است. ولی بدانیم که باید به سوی خداوند برگردیم و توبه کنیم اما توبه را که حقیقتاً بین ما و گناه فاصله بیندازد و ما را به سوی پروردگار خوش رجعت دهد. پی‌نوشت‌ها: 1- لسان العرب، ج 1، ص 233 2- مجمع البحرین، ج 2، ص 14 3- ترجمه مجمع‌البیان، ج 17، ص 129 4- سوره مبارکه هود، آیه 75 5- مجموعه آثار شهید مطهری، ج 13، ص 362 6- الکافی، ص 314 7- الکافی، ص 435، یا همان، ص 435 8- الکافی، ص 451، ص451،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

شرح دعای روز بیست و هفتم

قرآن

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ                       خدایا روزی کن مرا در آن فضیلت شب قدر را

 وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیُسْرِ             و بگردان در آن کارهای مرا از سختی به آسانی

واقْبَلْ مَعاذیری                                                 و بپذیر عذرهایم

وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ                                      و بریز از من گناه و بار گران را

یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین                                    ای مهربان به بندگان شایسته خویش

 


اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر

فضیلت شب قدر

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: ”لیله‌القدر خیر من الف شهر”‌(قدر ،3) یعنی ”شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است”‌ چرا که در شب قدر قرآن نازل گردید ”انا انزلناه فی لیله القدر”‌(قدر ،1) یعنی ”ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم”‌ و در این شب سرنوشت انسان‌ها رقم می‌خورد و فرشتگان در این شب به زمین تنزل می‌کنند ”تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر”‌(قدر ،4) یعنی ”ملائکه و روح به اذن ذات اقدس پروردگار از (برای) هر امر و فرمانی در (این شب) نازل می‌گردند”‌ و این شب تا صبحگاه سلامت و رحمت است ”سلام هی حتی مطلع الفجر”‌(قدر ،6) ”این شب تا صبحگاه رحمت و تحیت و سلامت است”‌ که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم آن فضیلتی را که شب قدر دارد و با توجه به آیات بالا بیان گردید نصیب ما گرداند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : انسان هنگامی که سختی بر کار او باشد به حتم در کنار ن سایش و راحتی خواهد داشت و منظور از راحت بودن عسر و سختی کار شاید صبری باشد که خداوند در تحمل ن کار به انسان می‌دهد تا به ن راحتی و سایش دست یابد، چرا که خداوند نیز برای بندگانش سختی نمی‌خواهد بلکه سایش و راحتی را برای نان می‌خواهد و صیر اموری فیه من العسر الی الیسر منظور از (من العسر الی الیسر) چه می‌باشد؟ منظور از ”من العسر الی الیسر”‌ ”از سختی به سوی آسایش و راحتی”‌ می‌تواند همان وعده خداوند باشد که دو بار در یک سوره مکرر می‌فرماید: ”إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا”‌(انشراح، 6) یعنی ”به درستی که همراه هر سختی آسانی می‌باشد”‌ یعنی انسان هنگامی که سختی بر کار او باشد به حتم در کنار آن آسایش و راحتی خواهد داشت و منظور از راحت بودن عسر و سختی کار شاید صبری باشد که خداوند در تحمل آن کار به انسان می‌دهد تا به آن راحتی و آسایش دست یابد، چرا که خداوند نیز برای بندگانش سختی نمی‌خواهد بلکه آسایش و راحتی را برای آنان می‌خواهد .چنانچه در قرآن می‌فرماید: ”یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ”‌(بقره، 185) یعنی ”خداوند برای شما آسانی و آسایش می‌خواهد و برای شما سختی و مشقت نمی‌خواهد”‌ چرا که خداوند به انسان‌ها به خاطر ضعیف بودنشان در خلقت تخفیف دهد چنانچه می‌فرماید: ”یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا”‌(نساء، 28) یعنی ”خداوند می‌خواهد بر شما آسان گیرد”‌ هنگامی که خداوند عذر بنده خویش را بپذیرد به یقین گناه او را می‌آمرزد چرا که وقتی بنده به درگاه خداوند تضرع نموده و بگوید ”‌رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی”‌‌ یعنی ”‌خدایا من به خودم ظلم کردم پس مرا ببخش”‌‌ خداوند نیز در جواب او می‌فرماید: تو را آمرزیدم که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم که به حق آن نظر رحمتی که بر بندگان صالح خود دارد عذر ما را پذیرفته و گناهانمان را بیامرزد اقبل معاذیری و حط عنی اذنب و العذر یا رئوفا بعباده الصالحین رابطه پذیرش عذر و بخشش گناهان مناجات همان‌طور که در قسمت قبل دعا توضیح داده شد خداوند برای انسان‌ها آسایش و راحتی می‌خواهد و سختی و مشقت نمی‌خواهد پس باید یقین داشته باشیم که اولاً خداوند عذرهای ما را می‌پذیرد، اما باید این نکته را رعایت کرد و آن این است که هنگامی که از روی جهالت و نادانی گناهی را انجام دادیم سریعاً به سوی خداوند بازگشته و به درگاهش توبه کنیم ”ثم یتوبون من قریب"؛ ”سپس به زودی توبه کنند”‌ که اگر این عمل را انجام دهیم خداوند نیز توبه ما را پذیرفته و گناهان ما را می‌آمرزد ”فاولئک یتوب الله علیهم”‌ ؛ ”پس خداوند توبه آنان را می‌پذیرد”‌ و باید این را بدانیم که هیچ کس جز خداوند نمی‌تواند گناهان ما را بیامرزد ”وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ”‌(آل عمران، 135) یعنی ”و چه کسی غیر از خداوند گناهان ما را می‌آمرزد”‌ و ثانیاً هنگامی که خداوند عذر بنده خویش را بپذیرد به یقین گناه او را می‌آمرزد چرا که وقتی بنده به درگاه خداوند تضرع نموده و بگوید ”رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی”‌ یعنی ”خدایا من به خودم ظلم کردم پس مرا ببخش”‌ خداوند نیز در جواب او می‌فرماید: تو را آمرزیدم که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم که به حق آن نظر رحمتی که بر بندگان صالح خود دارد عذر ما را پذیرفته و گناهانمان را بیامرزد. نماز شب بیست و هشتم شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آیةالكرسى و صد مرتبه توحید و صد مرتبه كَوْثَرْ و بعد از نماز صـد مـرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

حفظ کرامت همه انسان‌ها به ویژه زنان در رأس برنامه‌های دین مبین اسلام قرار دارد و از میان آموزه‌های اسلامی که در آن‌ها کرامت و عزت زن به عنوان اصلی خدشه ناپذیر عنوان شده، ستر و پوشش (حجاب) جایگاه ویژه‌ای دارد . 


چادر

اهمیت پوشش برای دختران و زنان

در اهمیت ستر و پوشش (حجاب) همین بس که احکام جزئی نماز - با همه اهمیتی که دارد - در قرآن کریم بیان نشده و همه تاکید قرآن بر اصل وجوب نماز، به پا داشتن و اوقات آن است؛ اما حدود ستر و پوشش (حجاب) زنان در قرآن کریم بیان شده است. این امر نشانگر اهتمام شارع مقدس بر حجاب و پوشش دختران و بانوان است.

 

جایگاه حجاب در اسلام

اصل حجاب به عنوان یکی از دستورات اسلامی از صدر اسلام تاکنون امری مسلم بوده و انکار اصل حجاب اگر به انکار قرآن یا پیامبر باز گردد موجب خروج از دین می‌شود. (نک: امام خمینی، استفتائات، ج‌3، ص 253؛ مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج‌2، ص 348)

حدود ستر و پوشش (حجاب) زنان در قرآن کریم بیان شده است. این امر نشانگر اهتمام شارع مقدس بر حجاب و پوشش دختران و بانوان است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : حجاب مقابل همه نامحرم‌ها حجاب در مقابل هر نامحرمی لازم و واجب است و هیچ فرقی بین نامحرمان نسبت به یک خانم وجود ندارد. از این رو افراد بیگانه برای یک زن که آن‌ها را نمی‌شناسد از لحاظ حجاب، تفاوتی با برادر شوهر یا پسر خاله و یا پسر عمو ندارند و همه در یک حد نامحرم هستند. بنابراین حجاب ناقص در برابر پسر خاله، پسر عمو، برادر شوهر و ... به خاطر آنکه از دوران کودکی با هم بزرگ شده‌اند یا به جهت ارتباط فامیلی وجه شرعی ندارد و حکمش مثل دیگر نامحرم‌هاست همچنان که حجاب ناقص زن عمو در برابر برادر زاده شوهرش به این دلیل که زن عمو او را از هنگام تولد در آغوش می‌گرفته یا او را مثل فرزند خودش تربیت کرده فاقد توجیه شرعی است. محدوده حجاب رعایت ستر و پوشش برای بانوان در مقابل نامحرمان واجب است و تمام بدن و موهای زن باید پوشیده باشد. اگر صورت و دست‌ها بدون آرایش باشند ظاهر کردن آن‌ها اشکالی ندارد. برخی از بانوان محترم گمان می‌کنند که چون پوشانیدن روی پا تا مچ در نماز (اگر نامحرمی وجود ندارد) واجب نیست پس می‌توانند در برابر نامحرم نیز بدون پوشش پا ظاهر شوند اما این اشتباه است و ظاهر ساختن پاها تا مچ در برابر نامحرم حرام است. حجاب در مقابل هر نامحرمی لازم و واجب است و هیچ فرقی بین نامحرمان نسبت به یک خانم وجود ندارد. از این رو افراد بیگانه برای یک زن که آن‌ها را نمی‌شناسد از لحاظ حجاب، تفاوتی با برادر شوهر یا پسر خاله و یا پسر عمو ندارند و همه در یک حد نامحرم هستند آشکار ساختن دست‌ها بیش از مچ دست در برابر نامحرم حرام است و ساعد بانوان نباید در معرض دید نامحرم قرار گیرد. گردی صورت که مجاز است پوشیده نباشد شامل گردن نمی‌شود و لذا ظاهر ساختن گردن برای نامحرم حرام است. پوشانیدن بدن باید به گونه‌ای باشد که حجم بدن و برآمدگی‌های بدن زن را بپوشاند، بنابراین ظاهر کردن لباس‌های تنگ و چسبان در مقابل نامحرم از لحاظ شرعی حرام است. نمایان کردن آرایش صورت و دست‌ها و به طور کلی هر چیزی که آرایش محسوب شود در مقابل نامحرمان جایز نیست. شایان ذکر است که پوشیدن هر چیزی که باعث خودنمایی و تهییج و تحریک نامحرم شود جایز نیست هرچند تمام بدن و موها را پوشانده باشد. این نوع پوشش گاهی با تنگ بودن یا کوتاه بودن لباس و گاهی با رنگ خاص و مهیج آن یا مدل بسیار خاص و نا معمول و یا دیگر موارد تحقق می‌یابد. از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولاً تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیاً مهیج، محرک، تنگ و چسبان نباشد و برآمدگی‌های بدن را بپوشاند. این گونه لباس برای حجاب کافی است اما به نظر علمای دین، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچ‌گاه باعث جلب توجه نامحرم نمی‌شود و علاوه از آن، حالت چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می‌پوشاند مقام معظم رهبری می‌فرماید: پوشیدن چیزی که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبی شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست. (مقام معظم رهبری، اجوبه الاستفتائات، ص 305) نوع حجاب از منظر اسلام و حجاب برتر از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولاً تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیاً مهیج، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچ‌گاه باعث جلب توجه نامحرم نمی‌شود و علاوه بر آن، حالت چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می‌پوشاند. در این باره حضرت امام خمینی (ره) می‌فرماید: زن باید تمام بدن را- به استثناء دست‌ها تا مچ و صورت- از مرد نامحرم بپوشاند، و در حجاب لباس خاصّی معتبر نیست، اگر چه پوشیدن چادر بهتر است و از لباسهائی که جلب توجّه نامحرم کند اجتناب شود. (امام خمینی، استفتائات ج 3، ص 253) در قرآن کریم، فایده و فلسفه پوشش زنان، ‌ محفوظ ماندن از آزارها و مزاحمت جنسی مردان معرفی شده است.[احزاب 59] هم‌چنین رعایت حریم جنسی میان زن و مرد به عنوان عامل رشد و تعالی بیان شده است یعنی پوشش و کنترل نگاه موجب حفظ سلامت جنسی انسان شده او را رشد و ارتقاء می‌دهد همچنان که حجاب برای بانوان واجب است، چشم پوشی از نامحرم نیز بر مردان واجب است. قرآن کریم، لباس را وسیله‌ای می‌داند که اندام‌های انسان به ویژه اندام جنسی را از دیدگان دیگران مستور می‌دارد. قرآن برهنگی را زشت و ناروا می‌داند و از همین روست که می‌فرماید: «ای انسان‌ها مراقب باشید که همان‌گونه شیطان لباس پدر و مادرتان آدم و حوا را ربود و آن دو را برهنه کرد شما را نفریبد( و لباس تقوا را از شما نرباید)[اعراف 27].» فلسفه لباس و پوشش آنچنان که ایشان تصور کرده‌اند نمایاندن لباس و ارائه زیبایی‌های لباس نیست. در قرآن کریم، ‌ محفوظ ماندن از آزارها و مزاحمت جنسی مردان معرفی شده است.[احزاب 59] هم‌چنین رعایت حریم جنسی میان زن و مرد به عنوان عامل رشد و تعالی بیان شده است یعنی پوشش و کنترل نگاه موجب حفظ سلامت جنسی انسان شده او را رشد و ارتقاء می‌دهد[4نور30]. البته لباس، کارکردهای دیگری از قبیل پوشاندن بدن در برابر سرما و آفتاب و آسیب‌های طبیعت نیز داراست. قرآن کریم در یکی از آیات خود لباس انسان را به پر پرندگان تشبیه کرده است[اعراف 26] که برخی از مفسران این را به معنای عاملی برای پوشاندن بدن تفسیر کرده و برخی دیگر گفته‌اند لباس موجب زیبایی انسان نیز می‌شود . اما این زیبایی بدین معناست که با پوشیده ماندن اندام‌ها به ویژه اندام‌های جنسی، انسان ظاهری مناسب و زیبا پیدا می‌کند . در اسلام نمایاندن و جلوه دادن لباس مورد نظر نیست و لباس نمایی هدف نیست. حجاب چادر و رنگ مشکی بعضی در اظهارات خود بیان کرده‌اند که رنگ مشکی نشانه تکبر است اما باید این نکته را یادآوری کرد که رنگ مشکی رنگ عظمت و بزرگی و شکوه و جلال است و این با تکبر و خود را بزرگ و برتر دیدن متفاوت است. نکته دیگر این که اتفاقاً در سختی از حضرت علی (ع) آمده است که چند خصلت در مردان وجود دارد که در زنان ضدّ آن‌ها مطلوب است، از جمله آن‌ها تواضع در مردان است که در زنان تکبر در برابر نامحرم مطلوب است. بنابراین بر فرض اگر رنگ مشکی پوشش زنان در مقابل نامحرم نشانه تکبر و عدم تواضع در برابر نامحرم باشد، مورد تأیید دین است. البته تکبر در اینجا معنای عامّ تکبر را ندارد مقصود این است که زن در برابر نامحرم خود را کنار بکشد، صمیمی نشود و به نامحرم راه نفوذ ندهد تا زمینه انحراف اخلاقی و جنسی پدید نیاید. در روایاتی که پوشش سیاه مکروه شمرده شده است چندین چیز استثناء شده است، بر اساس روایات در کلاه، عمامه، کفش و کساء رنگ مشکی مکروه نیست و کساء، امروزه همان عبا و لباس رو برای آقایان و چادر یا مانتو و یا دیگر لباس‌های رو برای خانم‌ها محسوب می‌شود مکروه بودن رنگ سیاه مکروه بودن رنگ سیاه که در روایات آمده است: اولاً اختصاص به مردان دارد و شامل زنان نمی‌شود چنان که بسیاری از فقیهان شیعه به این نکته اشاره کرده‌اند.[ر.ک به: محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 8، ص 235.]ثانیاً بر فرض که رنگ سیاه برای همگان مکروه باشد، در روایاتی که پوشش سیاه مکروه شمرده شده است چندین چیز استثناء شده است، امروزه همان عبا و لباس رو برای آقایان و چادر یا مانتو و یا دیگر لباس‌های رو برای خانم‌ها محسوب می‌شود.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مذئوم مدموره: یعنی ذلیلانه و با خواری رانده شده، راندن به قهر و غلبه؛ طرد کردن از رحمت؛ معیوب شده؛ ننگ و عار و تمام این ها درباره شیطان صادق است؛ چون او را با خفت و خواری و با قهر و غلبه از بهشت بیرون کردند.


شیطان
برای شیطان اسامی و صفات متعددی ذکر شده و آن ها از این قرارند:

1.ابلیس: این کلمه ای ست مفرد و دارای دو جمع (ابالیس و ابالسه) از ماده ی بلس و ابلاس گرفته شده. معنای آن نا امیدی، مأیوس شدن از رحمت خدا، تحیر و سرگردانی، حزنی که از شدت یاس پیدا می شود، اندوهگین و سر گریبان کردن، آمده ابلیس، کلمه عربی و اسم خاص است و معروف شده برای همان کسی که آدم را فریب داد و باعث بیرون شدن او و همسرش از بهشت گردید. و الان با تمام قدرت، خود و لشگریانش در کمین انسان های بی ایمان و سست عنصر، بلکه در کمین همه ی انسان ها بوده مگر بندگان مخلص، که از آنان مأیوس است.ابلیس، موجودی است حقیقی و زنده، با شعور، مکلف، نامرئی و فریب کار، همان که از امر خدا سرپیچی نمود و هم اکنون هم مردم را اغوا می کند و بر انجام گناه و خلاف تشویق می نماید.

چهره ی ابلیس،چهره ی تکبر و عصیان، نخوت و تمرد، خودخواهی و خودمحوری و مظهر غرور و خود برتربینی است.

لفظ ابلیس، به صورت مفرد، یازده بار در قرآن آمده که جز دو مورد بقیه مربوط به خلقت آدم (ع) است. از جمله: «همانا شما آدمیان را بیافریدیم و سپس شکل دادیم پس از آن به فرشتگان امر کردیم تا بر آدم سجده کنند؛ همه سجده کردند، جز ابلیس، که از سجده کنندگان نبود

«فرشتگان را فرمان دادیم که ار آدم سجده کنند؛ همه سجده کردند، جز ابلیس، که سرپیچی و تکبر نمود و از کافران گردید.»

«چون فرمان سجده بر آدم رسید، همگی اطاعت کردند جز ابلیس، که از سجده بر آدم امتناع ورزید. خداوند فرمود: ای ابلیس! چه شد تو را که با دیگران بر آدم سجده نکردی؟»

«ابلیس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقیقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندکی از اهل ایمان، همه او را تصدیق کردند و پیرو او شدند.»

«کافران و معبودان آن ها (همگی) به رو، در آتش جنم در آیند و با تمام سپاه و لشگریان ابلیس به دوزخ وارد گردند»؛ زیرا آنان پیروان او هستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : به معنای کنار رفتن، عقب گرد کردن و پنهان شدن است، چون هنگامی که انسان به یاد خدا بیفتد و نام او را ببرد، شیطان عقب گرد می کند، پنهان و مخفی می شود. ین واژه نیز به چند چیز اعتبار معنای خاصی پیدا می کند؛ مثلا" رجوع کردن و برگشتن به این اعتبار که انسان وقتی از خدا غافل شد و او را فراموش کرد، شیطان برای وسوسه و اغوا نمودن بر می گردد و نیز در نهج البلاغه یازده مرتبه کلمه ابلیس آمده است: چه تلبیس بلیس منظور شد ملائک پی سجده مأمور شد یکایک بدین سجده اقرار کرد جز ابلیس کز سجده انکار کرد به خود گفت من ز آتش او ز خاک گر از سجده روی از تو تابم چه باک تکبر به سویش چه آورد روی بشد طوقی از لعنتش در گلوی 2. وسواس: به معنای چیز وسوسه گر، وسوسه کننده؛ کلامی که در باطن انسان می گذرد از درون خود انسان بجوشد یا شیطان و یا از کس دیگری- که از بیرون عامل آن شود وسواس گویند. وسواس در اصل صدای آهسته است که از به هم خوردن زینت آلاتبر می خیزد و به هر صدای آهسته ای هم گفته می شود. معنای دیگر آن افکار بد نامطلوب و مضری است که به ذهن انسان خطور می کند. یا با صدای آهسته به سوی چیزی دعوت کردن و مخفیانه در قلب کسی نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. کلمه و ماده ی وسواس در قرآن 4 بار استعمال شده: 1. مِن شَرِ الوَسوَاسِ الخَناس. اَلَّذی یوَسوِسُ فی صُدورِ النّاسِ. الناس.( آیات 4 و 5) 2. فَوَسوَسَ اِلیهِ.( اعراف. آیه 19) 3. فَوَسوَسَ اِلیهِ الشَیطانُ. (طه. آیه 119) 4. وَ لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ وَ نَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِه نَفسُهُ.َ( ق. آیه 16) 3. الخناس: به معنای کنار رفتن، شیطان برای وسوسه و اغوا نمودن بر می گردد. پنهان کاری، از این رو که انسان وجود وسوسه را کمتر حس می کند، و همه جا هست، با ظاهری آراسته می آید و خود را در لعابی از حق، در پوسته ای از راست در لباس عبادت و گمراهی در پوشش هدایت، جلوه گر می شود. عزازیل: این کلمه لغت «عبری» است و به معنی عزیز شده؛ کسی که در میان ملائکه عزیز و با احترام بوده، کسی که عزت و توانایی ظاهری داشته باشد. شیطان را از این رو عزازیل گفته اند که در میان ملائکه عزیز و با احترام و در عبارت خدا کوشا و سخت مقام بوده است 4.رجیم: به معنای سنگسار کردن؛ سنگ زدن؛ سنگ زده شده؛ از روی گمان سخن گفتن؛ رانده شده از خیرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان؛ زده شده با سنگ های شهابی است و وقتی می خواهد به آسمان عروج کند ملائکه او را سنگسار میکنند یه وسیله ی سنگ های شهابی. حضرت عبدالعظیم می فرماید: از امام هادی (ع) شنیدم که می فرمود: «رجیم» یعنی رانده شده از مواضع خیر، هیچ مؤمنی آن ملعون را به یاد نمی آورد مگر آن که بر او اعن نماید. در علم خدا گشته است: هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام کند مؤمنی نیست مگر آن که شیطان را سنگ می زند. 5. عزازیل: این کلمه لغت «عبری» است و به معنی عزیز شده؛ کسی که در میان ملائکه عزیز و با احترام بوده، کسی که عزت و توانایی ظاهری داشته باشد. شیطان را از این رو عزازیل گفته اند که در میان ملائکه عزیز و با احترام و در عبادت خدا کوشا و سخت مقام بوده است. 6. حارث: در حدیث طولانی امیر المؤمنین نقل شده که: از آن حضرت سؤال شد: ابلیس در میان ملائکه ی آسمان چه بوده؟ آن حضرت فرمود: حارث. 7.صاغر: یکی از صفات شیطان است. به معنای پست و ذلیل، ذلیل بودن به واسطه رفتن عزت و حکومت و استقلال؛ از بین رفتن حیثیت و مقام و حقیر و زبدن بودن و... شیطان بعد از آن که شیطان انسان را سجده نکرد و در مقابل خدا تکبر نمود، خداوند خطاب به او کرد و فرمود: «فَاخرُج اِنَّک مِنَ الصّاغِرینَ» ؛ از بهشت خارج شو، زیرا تو از افراد ذلیل و زبون و درمانده و پستی. به خاطر سجده نکردن از مقام عزت و بلندی به زیر افتادی و سرنگون شدی. نه این که سود نبری بلکه ضرر و زیان هم کردی. 8 و 9. مذئوم مدموره: یعنی ذلیلانه و با خواری رانده شده، راندن به قهر و غلبه؛ طرد کردن از رحمت؛ معیوب شده؛ ننگ و عار و تمام این ها درباره شیطان صادق است؛ چون او را با خفت و خواری و با قهر و غلبه از بهشت بیرون کردند. 10. مذموم: سرزنش شده؛ زیرا خداوند بعد از آن که شیطان سجده نکرد او را سرزنش کرده و خطاب نمود: چرا سجده نکردی؟ آیا کافر شدی یا از بلند مرتبه گان بودی؟ 11.غوی: یعنی راه هلاکت را در پیش گرفتن نومیدی از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه کردن؛ کاری جاهلانه که از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانی که ناشی از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسیدن.چون شیطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا"حضرت آدم و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر کرد، از مقصد خودش بازماند و از رحمت خدا نا امید شد. 12. عفریت: یعنی قوی، پر زور، زیرک، گردنکش و خبیث؛ اگر جن خبیث باشد همان را شیطان می گویند و یا اگر با داشتن خباثت و شرارت نیروی زیادی هم داشته باشد عفریت نامیده می شود. همان طور که در داستان حضرت سلیمان آمده، وقتی که حضرت فرمود: چه کسی تخت بلقیس را برای من می آورد؟ عفریتی از جن گفت: من آورم، معلوم می شود که به اسم اعظم واقف بوده است؛ زیرا می خواست در یک مدت کمی تخت را که صدها کیلو متر از آن جا دور بود بیاورد. 13 و 14. مارید و مرید: که معنی هر دو تقریبا" یکی است و به معنی شیطان سرکش و متمرد، ظلم و عصیان گر؛ بی شخصیت اعم از انسان و جن و شیطان، عاری از خیر و نیکی و برکت و فایده و (شَیطانٌ مارِد وَ شَیطانا" مَریدا".) در قرآن به همین معنی آمده است. یعنی راه هلاکت را در پیش گرفتن نومیدی از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه کردن؛ کاری جاهلانه که از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانی که ناشی از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسیدن.چون شیطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا"حضرت آدم و اولاد او را گمراه نمود، از مقصد خودش بازماند و از رحمت خدا نا امید شد 15. شیصبان: مرحوم علامه ی مجلسی می گوید: یکی از نام های شیطان شیصبان است. و به بنی عباس هم بنو شیصبان می گویند؛ زیرا شیطان در نطفه ی بعضی از آن ها رسوخ کرده بود. 16. ابو مره.17 ابو خلاف.18 ابو لبین.19 ابیض: که او مردم را به خشم می آورد. 20. وهار: به خواب مؤمنان می آید و آنان را اذیت می کند. 21. ابو لبینی: یکی از دختران ابلیس «لبینی» است و لقبی برای ابلیس است. 22 و 23. نائل و ابوالجان است.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است.


نیایش

اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً                                  خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـی شده

و ذَنْبی فیهِ مَغْفوراً                                                        و گناه مرا در این ماه آمرزیده

و عَملی فیهِ مَقْبولاً                                                        کردارم را در آن مورد قبول

و عَیبی فیهِ مَسْتوراً                                                      و عیب مرا در آن پوشیده‌

یا أسْمَعِ السّامعین                                                       شنواترین شنوایان


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً» در این بخش از دعا می‌خوانیم، خدایا سعی و تلاش ما در ماه رمضان را بپذیر! واژه «مشکوراً» به معنای «تشکر کن» است و مقصود آن در این دعا «بپذیر» و «قبول کن» است. وی می‌افزاید: آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است. اگر عمل انسان و سعی و تلاش او مورد رضایت خدا قرار بگیرد و پروردگار به عین عنایت در آن بنگرد و از او بخرد، چنین عملی «سعی مشکور» است یعنی سعی که سپاس الهی و تشکر را به همراه دارد گاهی ما باید غصه‌ی این مطلب را بخوریم که نکند اعمال ما را آفت بزند. مثلاً یک غیبت می‌تواند تمام زحمات ما را هدر دهد. اگر غیبت کنید 40 روز اعمال خوب شما در نامه اعمال شخص غیبت شونده نوشته می‌شود و اگر عمل خوبی نداشته باشید، گناهان آن شخص در نامه اعمال شما نوشته می‌شود. این روایت از معصوم (ع) است. «آیا به شما خبر دهم که زیان‌کارترین افراد چه کسانی‌اند؟ آنان که در زندگی دنیا، تلاششان گم شده و نابود می‌شود و در عین حال، خیال می‌کنند که نیکو عمل می‌کنند!» (کهف، 104) هرکس «آخرت» را بجوید و بطلبد و برای آن تلاش و سعی شایسته بنماید و دارای ایمان هم باشد، چنین کسانی سعی‌شان «مشکور» است این خطاب الهی فقط به پیامبر نیست به همه ماست به آنانی که می‌روند و نمی‌رسند، عمل می‌کنند و نتیجه نمی‌گیرند. می‌جویند و نمی‌یابند. رنج می‌برند و گنج نمی‌برند .تلاششان بی‌فایده است و سعیشان بدون شکر! و این خسران است. اگر عمل انسان و سعی و تلاش او مورد رضایت خدا قرار بگیرد و پروردگار به عین عنایت در آن بنگرد و از او بخرد، چنین عملی «سعی مشکور» است یعنی سعی که سپاس الهی و تشکر را به همراه دارد. اما سعی مشکور آن است که آمیزه‌هایی از خلوص و صدق داشته باشد. «صبغه الله» در آن باشد. ایمان و عمل صالح، طلب آخرت و در زمره ابرار بودن و... شرایط رسیدن به سعی مشکور است. آری، هرکس «آخرت» را بجوید و بطلبد و برای آن تلاش و سعی شایسته بنماید و دارای ایمان هم باشد، چنین کسانی سعی‌شان «مشکور» است.(اسراء.آیه19) از خداوند می‌خواهیم روزه ما و اعمال الهی ما را سعی مشکور برشمارد و گناهان ما را مورد بخشایش قرار دهد . این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد در پی عیوب مردم نباشیم ! باید به خودمان بپردازیم و ببینیم که خودمان چه کار کرده‌ایم؛ آیا هیچ عیبی نداریم؟ گل بی‌عیب خداست و ممکن نیست که ما عیب نداشته باشیم. در روایت آمده که «چه می‌شود انسان را، یک خار کوچک را در چشم رفیقش می‌بیند؛ اما شاخه‌ای که در چشم خودش رفته را نمی‌بیند.» این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند. این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد. پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید «وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً» در این فراز از دعای روز بیست‌وششم ماه رمضان خدا می‌خواهیم تا گناهان ما را بیامرزد و اعمالمان را قبول کند! از خدا می‌خواهیم تا گناهانی که پیش از ماه رمضان انجام داده‌ایم را ببخشد؛ چون ماه رمضان، فصل درآمد معنوی و کسب ثواب است، حتی خوابیدن و نفس کشیدن در این ماه عبادت محسوب می‌شود. در ماه رمضان این همه درآمد وجود دارد و آیا امکان ندارد با این همه درآمد کسب شده، انسان جان خودش را از گرو دربیاورد؟ پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید». دلیل سختی نماز صبح و نماز شب خواندن چیست ؟ برخی هنگام نماز صبح نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است. شخصی به امام حسن عسگری (ع) گفت که هر شب قصد می‌کنم تا نماز شب بخوانم؛ اما نمی‌شود. امام فرمود: «گناه تو را زنجیر کرده است.» دلیل اینکه کسی دلش می‌خواهد نماز شب بخواند اما نمی‌تواند، انجام گناه است و با استغفار می‌تواند آن را رفع کند. نماز سجده بیدار شدن در هنگام سحر و استفاده کردن از برکات شعری هست که می‌گوید : «هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد» هر کسی که هنگام سحر خواب است، نمی‌داند که کیست و باید خود را پیدا کند. حدیث از معصوم (ص) است که می‌فرماید، عجب است که مردم به دنبال گم‌شده خود هستند اما به دنبال خود نمی‌گردند. «وعَیبی فیهِ مَسْتوراً» خدایا کاری کن تا عیب من مستور باشد و کسی از عیبم مطلع نباشد! خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند. حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد. در پایان دعا می‌گویم ای خدایی که از همه شنونده‌ها تو شنواتری! خدا همه چیز را می‌شنود. اگر یواش هر حرف بزنیم خدا باز هم می‌شنود. حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من هم‌نشین کسی هستم که یاد من باشد.» خدا شنواترین است؛ پس می‌گوییم، ای خدایی که از همه شنوایان شنواتری، این دعاها را درباره ما مستجاب کن! نماز شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان چهار ركعت در هر ركعت حمد و تَبارَكَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْكُ و اگر نتواند بیست و پنج مرتبه توحید،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

خیلی از ما هنگامی که حس می کنیم کمی چاق شده ایم و اضافه وزن داریم سریعا به فکر چاره می افتیم تا وزن خود را کاهش دهیم . اما شاید هرگز فکر نکنیم که گناهان ما چقدر وزن دارد؟  تا چه وزنی نرمال است؟  و چه وزنی از آن ها ما را در بحران قرار خواهد داد؟


گناه

ما باید کمی به فکر این گناهان چاق شده مان باشیم اگر کمی بنشینیم و حساب کتاب کنیم تا حدودی می توانیم وزنشان را تخمین بزنیم ، نباید بگذاریم اینقدر رشد کند و چاق شود که نتوانیم تحملش کنیم و کمر انسانیتمان را بشکند .

خوب هم می دانیم که دیر یا زود باید برداریمش بر کولمان بگذاریم و راهی سفری پر خوف و خطر شویم ، حالا چطور ممکن است بتوانیم با این غول بی شاخ و دم که سوارمان شده از پلی که به اندازه مو باریک است و به اندازه شمشیر برنده  گذشت؟ این امکان ندارد با هیچ محاسبه ریاضی هم جور در نمی آید این سقوط حتمی است. پس هر چه سریعتر باید یا خود ، درمانی برایش پیدا کنیم  یا به یک متخصص مراجعه کرده و بخواهیم کمکمان کند .

اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد

اما چیزی که حتما باید در دست داشته باشیم ترازوئیست که عملکردمان را با آن ارزیابی کنیم ببینیم در یک زمان مشخص مثلا چقدر کاهش وزن گناه داشته ایم که آن هم مشخص است کتاب خدا و سیره اولیای دینش بهترین سنجش و میزان است.

و یک نکته ای که در این موازین به آن اشاره شده . بسیار هم مورد تأکید است روزه است که در کم کردن قامت نتراشیده گناهان حکم چاقویی تیز را دارد که سریعا آن ها را کنده و جدا می کند .

فایده ی روزه، تقواست و آن خود سودی است که عاید خود شما می شود و فایده ی داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد  چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می کند که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد. اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد و این تقوا تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست می آید و نزدیکترین راه و مؤثرترین رژیم معنوی و عمومی ترین آن بطوری که همه ی مردم و همه ی اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد و هم شکم بارگان اهل دنیا عبارت است از خود داری از شهوتی که همه ی مردم در همه ی اعصار متبلوی بدانند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند و این ورزش را تمرین نمایند به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می گیرد و نیز به تدریج بر اراده ی خود مسلط می شوند آنوقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی دهند و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی گردند . چون پر واضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می کند قهرا ً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نا فرمانیها شنواتر و مطیع تر خواهد بود ] (1) وقتی انسان یک ماه کارهای مباح را به فرمان حق تعالی به راحتی ترک می کند پس این قدرت را دارد که حرام را کنار بگذارد؛ هر چه اجتناب از معاصی بیشتر شود و اغیار از خانه ی دل بیرون روند صاحب اصلی که همان پروردگار باشد در آن مسکن می گزیند . القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله وقتی دل جایگاه رب شد آنگاه تنها در راستای رضای خالقش گام بر می دارد و این اطاعت محض او را به لقاء الله خواهد رساند . در حدیث معراج است که خداوند فرمود : یا احمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) آیا می دانی که میراث روزه چیست ؟ عرض کرد : نه . فرمود : میراث روزه کم خوراکی و کم گویی است سپس فرمود : سکوت مورث حکمت می شود و حکمت مورث معرفت و معرفت مورث یقین است و چون به مرتبه ی یقین برسد باکی ندارد که چگونه بر او می گذرد ! به سختی یا به آسانی . برای او متفاوت نیست و این مقام صاحبان رضاست . (2) مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت ( حتی حلال ) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است در حدیث قدسی در مورد مقام کسانی که به رضای الهی رسیده اند آمده است : هر کس بر وفق رضای من عمل کند مداومت و ملازمت بر سه چیز را به او بدهم اول آنکه با شکری آشنایش می کنم که دیگر مانند شکر دیگران آمیخته با جهل نباشد و قلبش را آنچنان از یاد خودم پر کنم که دیگر جایی برای نسیان در آن نباشد و آنچنان از محبت خودم پر کنم که دیگر جایی برای محبت مخلوقها در آن نماند آنوقت است که وقتی به من محبت می ورزد به او محبت می ورزم و چشم دلش را به سوی جلالم باز می کنم و دیگر هیچ سری از اسرار خلقتم را از او مخفی نمی دارم و در تاریکیهای شب و روز با او راز می گویم آنچنان که دیگر مجالی برای سخن گفتن با مخلوقین و نشست و برخاست با آنان برایش نماند سخن خود و ملائکه ام را به گوشش می شنوانم و با آن اسرار که از خلق خود پوشانده ام آشنایش سازم (3) نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت (حتی حلال) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است؛ لذا وقتی ظرف دل مؤمن از نجاست گناه پاک شود و بر این امر استقامت کند کم کم محبت خداوند در چنین دلی جای خواهد گرفت . نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند . لذا اگر به حرکت در این مسیر ادامه دهد و بر قوت اراده ی خویش بیافزاید می تواند به بهترین مدارج معنوی و مراتب عالیه ی سلوک رسیده و به قرب حق نائل آید . الهی توفیق عبودیت و بندگی خویش را که کلید رستگاری است نصیب همه ی ما بفرما . پی نوشت ها : (1) تفسیر المیزان / ج 2 / ص 9 (2) المراقبات / ص 202 (3) تفسیر المیزان / ج 1 / ص 464،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

رواج فساد اخلاقی و گناهان اجتماعی که موجب افزایش اضطراب و پریشانی در جامعه شده است، از عمل نکردن به آیات انسان ساز قرآن کریم و اعراض از قرآن سرچشمه می‌گیرد.


قرآن

مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی مظاهری در ادامه سلسله مباحث اخلاقی، با عنوان «فضیلت‌های فراموش شده» از تمسّک و انس با قرآن کریم به عنوان فضیلت فراموش شده دیگری نام بردند و خاطرنشان کردند:

قرآن کریم، تجلّی ذات خداوند متعال و روشنی عالم وجود و در بر دارنده علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن است و امتیازات و ویژگی‌های فراوان دیگری نیز دارد که ذکر آن در این فرصت کوتاه نمی‌گنجد، امّا آنچه باید به بدان توجّه شود این است که این کتاب نورانی با همه امتیازات و ثمرات مادّی و معنوی که دارد، به دست فراموشی سپرده شده است.

ایشان در این زمینه افزودند: اگرچه پس از تشکیل جمهوری اسلامی، قرآن کریم به صحنه اجتماع وارد شد، امّا هنوز آن‌طور که شایسته این کتاب الهی است، جامعه، دانشگاه‌ها و مدارس و عموم مردم، جایگاه ویژه قرآن کریم را درک نکرده و به آن تمسّک نمی‌جویند.

حضرت آیت‌الله العظمی مظاهری ضمن بازگویی روایت شریف ثقلین تصریح کردند: پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه وآله وسلّم» در مدّت رسالت خویش، بیش از هزار مرتبه، روایت ثقلین را بیان فرموده و به مسلمانان از صدر اسلام تا روز قیامت گوشزد کرده‌اند که رستگاری آنان در پرتو تمسّک توأمان به قرآن کریم و عترت طاهره است و نیز به همگان فهمانده‌اند که قرآن کریم، کتاب هدایت بشریت و اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» مبین و مفسّر این کتاب نورانی هستند.

قرآن باید در همه خانه‌ها و در بین اقشار مختلف جامعه زنده باشد، در دانشگاه‌ها و مقاطع مختلف تحصیلی، بیش از این باید به مقوله انس با قرآن پرداخته شود و همه جهت‌گیری‌ها و سیاست گزاری‌های فرهنگی در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران، باید قرآنی باشد

حضرت آیت‌الله العظمی مظاهری در ادمه بیانات خود با تأکید بر ضرورت انس با قرآن کریم، به تشریح مراتب چهارگانه تمسّک و انس با قرآن پرداخته و از «قرائت یا تلاوت» به عنوان مرتبه اول انس با آن کتاب نورانی یاد کرده و افزودند:

مرتبه اول انس با قرآن کریم، عبارت از خواندن قرآن، حفظ قرآن و انس با جلسات و محافل قرآنی است.

قرآن باید در همه خانه‌ها و در بین اقشار مختلف جامعه زنده باشد، در دانشگاه‌ها و مقاطع مختلف تحصیلی، بیش از این باید به مقوله انس با قرآن پرداخته شود و همه جهت‌گیری‌ها و سیاست گزاری‌های فرهنگی در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران، باید قرآنی باشد.

حضرت آیت‌الله العظمی مظاهری با اشاره به آیاتی از قرآن کریم که بر خواندن و تلاوت آیات آن تأکید می‌ورزد، خاطرنشان ساختند: قرآن حد یسر و توانایی را در تلاوت آیات مطرح فرموده و بدیهی است که این توانایی، حدّ محدودی ندارد و هر چه انسان بیشتر قرآن بخواند، باز در خود احساس می‌كند توانایی تلاوت آیات دیگری را نیز دارد.

ایشان ادامه دادند: آیات نورانی قرآن کریم، از طراوت، لطافت و جاذبه ویژه‌ای برخوردار است  و برکات و خواص بی‌بدیلی نصیب انسان می‌کند، اگرچه ممکن است کسی که قرآن می‌خواند، از میزان بهره‌ای که می‌گیرد، مطلّع نباشد و یا نورانیت الفاظ قرآن را درک نکند. نظیر انسانی که میوه‌ای مانند سیب را می‌خورد و علی‌رغم عدم آگاهی از خواصّ آن، از ارزش غذائی نهفته در آن میوه، بهره‌مند می‌گردد.

معظّم‌له با بیان برخی دیگر از آیات قرآن کریم، افزودند: قرآن هیچ زمانی را برای خواندن آیات الهی استثنا نکرده است؛ یعنی خداوند با اینکه می‌داند انسان گاهی در حالت بیماری و گاه در حال مسافرت و گاه در حال كسب و تجارت و حتّی گاهی در حال جهاد با دشمنان خداست و در خط مقدم جبهه در حال كارزار با دشمنان است ولی با این حال توصیه می‌كند تا آنجا كه می‌توانید از آیات قرآن تلاوت كنید.

تلاوت همراه با تدبّر و تفسیر قرآن کریم مرتبه دوم انس با آن کتاب شریف است و متأسّفانه مراجعه به تفاسیر قرآن کریم و بهره‌مندی از آن کتب ارزشمند، در جامعه کنونی رویکرد مناسبی ندارد. اگرچه مفسّرین نیز هنوز قادر به فهم و درک کامل لایه‌های درونی اقیانوس بی‌کران قرآن نیستند و نتوانسته‌اند به اعماق آن دست یابند،  ولی از تفاسیر موجود نیز که زحمات فراوانی برای تألیف و گردآوری آنها کشیده شده است، به شایستگی استفاده نمی‌شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : «نمی‌دانم»، «نمی‌توانم» و «نمی‌شود» در نهاد انسان راه ندارد و هرکسی با اراده قوی به هر مرتبه علمی یا معنوی که بخواهد می‌تواند دست یابد ایشان اضافه کردند: «ابن عربی» که خود از مفسّران قرآن کریم است گفته است: «تاکنون هفتصد تفسیر بر قرآن نوشته شده، امّا هنوز قرآن بكر است.» یعنی کسی نتوانسته است به عمق معانی قرآن کریم دسترسی پیدا كند. امام خمینی«قدّس سرّه» نیز با نقل این مطلب از ابن‌عربی می‌فرمودند: «از زمان ابن عربی تا عصر حاضر، تقریباً تعداد تفسیرها دو برابر شده است، امّا هنوز هم قرآن بكر است و كسی نتوانسته عمق آن را بفهمد.» به عبارت دیگر هنوز قطره‌ای از دریای قرآن برداشت نشده است، ولی با این وجود، توجّه به معانی قرآن کریم و استفاده از تفسیرهای نوشته شده، مخصوصاً برای نسل جوان، لازم مرتبه سوم مرتبه سوّم تمسّک و انس با قرآن، این است كه بعد از تدبّر و تفسیر قرآن، برای انسان، عنایتی پیش می‌آید كه می‌تواند از قرآن کریم برداشت كند. ایشان با بیان اینکه «نمی‌دانم»، «نمی‌توانم» و «نمی‌شود» در نهاد انسان راه ندارد و هرکسی با اراده قوی به هر مرتبه علمی یا معنوی که بخواهد می‌تواند دست یابد، تصریح کردند: بانو مجتهده امین با اینکه یك بانوی شوهردار و فرزند ‌دار بود، اراده کرد که درس هم بخواند و با اینکه در آن زمان مدرسه طلبگی مخصوص بانوان نبوده و استاد هم به سختی یافت می‌شده است، اراده و همّت كرد و در خانه درس خواندن را ادامه داد تا یک مجتهد، عارف و مفسّر قرآن شد و یک دوره چهارده‌ جلدی تفسیر قرآن کریم از آن بانوی نمونه به‌جای مانده است. بنابراین نسل جوان باید آن‌قدر با قرآن شریف مأنوس شوند که بتوانند از قرآن برداشت داشته باشند. حیا والاترین مرتبه انس با قرآن کریم را «عمل» به آن کتاب نورانی است متأسّفانه جامعه کنونی آن‌طور که شایسته است به ‌قرآن عمل نمی‌كند، در حالی که در همه امور زندگی، باید از قرآن کریم استفاده كرد و به دستورات آن عمل نمود. رواج فساد اخلاقی و گناهان اجتماعی که موجب افزایش اضطراب و پریشانی در جامعه شده است، از عمل نکردن به آیات انسان ساز قرآن کریم و اعراض از قرآن سرچشمه می‌گیرد. پیامبر گرامی«صلی‌الله‌علیه وآله وسلّم» می‌فرمایند: وقتی ظلم‌، گرفتاری و فساد و فتنه‌های گوناگون مثل ابر تاریک بر شما هجوم می‌آورد به ‌قرآن تمسّک کنید. زیرا قرآن برای سعادت دنیا و آخرت شما شفاعت می‌كند و شفاعتش پذیرفته می‌شود. سپس پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه وآله وسلّم» می‌فرمایند: هر كس قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهد، بهشت آن شخص از همان جا شروع می‌شود تا به بهشت موعود نائل گردد. و كسی كه از قرآن رو گردان شده و به آن عمل نكند، جهنّم او از همان جا شروع می‌شود تا به جهنّم موعود برسد.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 20 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic