پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بشارتپیام های شریفه 187 سوره مبارکه بقره :

1- تخفیف و آسان‏ گیرى در احكام، از ویژگى ‏هاى دین اسلام است. «اُحلّ لكم»
2- رعایت ادب در سخن، از ویژگى ‏هاى قرآن است. «رفث» به معناى سخن گفتن پیرامون مسائل زناشویى است كه در آیه به كنایه از آمیزش آمده است.
3- هر كجا خواستید راهى را ببندید، یك راه مشروع را باز بگذارید. چون خداوند در روز رمضان، آمیزش را ممنوع مى ‏كند، لذا در شب آنرا مجاز مى ‏شمرد. [1] «اُحلّ لكم لیلة الصیام الرفث»
4- عبادتِ روز و لذّت مشروع شب، نشانه‏ ى جامعیّت دین است. در یك آیه هم احكام روزه وهم مسائل زناشویى آمده است. «احلّ لكم لیلة الصیام الرفث الى نسائكم»
5 - اسلام به نیازهاى طبیعى توجّه كامل دارد. «الرفث الى نسائكم»
6- نیاز زن و مرد به یكدیگر، دو طرفه است و هریك براى پوشش نیازهاى طبیعى خود به دیگرى نیازمند است. «هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ»
7- خداوند از جزئیات كارهاى انسان آگاه است. «علم اللَّه انكم»
8 - انسان، جایزالخطا وغریزه جنسى در او قوى است. «كنتم تختانون انفسكم»
9- ترك فرمان خدا، خیانت و ظلمى است به خود ما. «تختانون انفسكم»
10- در آمیزش و فرزند خواهى، براى خداوند تكلیف معیّن نكنید كه پسر باشد یا دختر. «و ابتغوا ما كتب اللَّه لكم»
11- حتّى آمیزش جنسى باید هدف دار باشد. «وابتغوا ما كتب اللَّه لكم»
12- معیار احكام اسلامى، معیارهاى عمومى، طبیعى و ساده است. پیدا شدن سپیده‏ ى صبح یا تاریكى شب را، هركس در هر كجا باشد مى ‏تواند بفهمد. «یتبیّن لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود»
13- نقش زمان‏ بندى را در عبادات فراموش نكنیم. «اتموا الصیام الى اللیل»
14- اعتكاف، سكونت در مسجد است، مشروط به روزه گرفتن. «عاكفون فى المساجد»
15- پیشگیرى از گناه لازم است. قرآن مى‏ فرماید: به گناه نزدیك نشوید. چون نزدیك شدن به گناه همان و افتادن در آن همان. «فلا تقربوها»
16- تقوى، فلسفه ‏ى احكام الهى است. روزه براى تقواست، آمیزش جنسى مشروع نیز براى تقواست. [2] «لعلهم یتقون»
17- عمل به دستورات الهى، بستر رشد و تقوا مى ‏باشد. «لعلهم یتقون»

1) با اینكه آمیزش جنسى، در اوّل هر ماه مكروه است، لكن در اوّل ماه رمضان مستحبّ است و شاید به خاطر این است كه باید به نحوى مردم را تأمین نمود، سپس از آنان تكلیف خواست.
2) این سوره كه با جمله‏ى «هدىً للمتّقین» آغاز گردیده است، در آیات مختلف تقوا را به عنوان هدف دستورات الهى مطرح مى‏ كند.


أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الْصِّیَامِ الْرَّفَثُ إِلَى‏ نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ واشْرَبُواْ حَتَّى‏ یَتَبَیَّنَ لَكُمْ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ
ثُمَّ أَتِمُّواْ الْصِّیَامَ إِلَى الَّیْلِ وَلاَ تُبَشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عَكِفُونَ فِى الْمَسَجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ
فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ ءَایَتِهِ لِلْنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ‏


 در شب ‏هاى روزه (ماه رمضان)، آمیزش با همسرانتان براى شما حلال شد، آنها براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس. خداوند مى‏ دانست كه شما به خود خیانت مى‏ كردید (وآمیزش را كه ممنوع بود، بعضاً انجام مى ‏دادید) پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. اكنون (مى‏توانید) با آنها هم بستر شوید و آنچه را خداوند بر شما مقرّر فرموده، طلب كنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سفید از رشته سیاه (شب) براى شما آشكار گردد. سپس روزه را تا شب به اتمام رسانید. و در حالى كه معتكف در مساجد هستید، با زنان آمیزش نكنید. این حدود واحكام الهى است پس (به قصد تجاوز وگناه) به آن نزدیك نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم، روشن مى‏ سازد، باشد كه پرهیزگار گردند.






نوع مطلب : دانلود، مقاله، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : پیام شریفه 187 سوره مبارکه بقره بشارتپیام های شریفه 187 سوره مبارکه بقره : 1- تخفیف و آسان‏ گیرى در احكام، از ویژگى ‏هاى دین اسلام است. «اُحلّ لكم» 2- رعایت ادب در سخن، از ویژگى ‏هاى قرآن است. «رفث» به معناى سخن گفتن پیرامون مسائل زناشویى است كه در آیه به كنایه از آمیزش آمده است. 3- هر كجا خواستید راهى را ببندید، یك راه مشروع را باز بگذارید. چون خداوند در روز رمضان، آمیزش را ممنوع مى ‏كند، لذا در شب آنرا مجاز مى ‏شمرد. [1] «اُحلّ لكم لیلة الصیام الرفث» 4- عبادتِ روز و لذّت مشروع شب، نشانه‏ ى جامعیّت دین است. در یك آیه هم احكام روزه وهم مسائل زناشویى آمده است. «احلّ لكم لیلة الصیام الرفث الى نسائكم» 5 - اسلام به نیازهاى طبیعى توجّه كامل دارد. «الرفث الى نسائكم» 6- نیاز زن و مرد به یكدیگر، دو طرفه است و هریك براى پوشش نیازهاى طبیعى خود به دیگرى نیازمند است. «هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ» 7- خداوند از جزئیات كارهاى انسان آگاه است. «علم اللَّه انكم» 8 - انسان، جایزالخطا وغریزه جنسى در او قوى است. «كنتم تختانون انفسكم» 9- ترك فرمان خدا، خیانت و ظلمى است به خود ما. «تختانون انفسكم» 10- در آمیزش و فرزند خواهى، براى خداوند تكلیف معیّن نكنید كه پسر باشد یا دختر. «و ابتغوا ما كتب اللَّه لكم» 11- حتّى آمیزش جنسى باید هدف دار باشد. «وابتغوا ما كتب اللَّه لكم» 12- معیار احكام اسلامى، معیارهاى عمومى، طبیعى و ساده است. پیدا شدن سپیده‏ ى صبح یا تاریكى شب را، هركس در هر كجا باشد مى ‏تواند بفهمد. «یتبیّن لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود» 13- نقش زمان‏ بندى را در عبادات فراموش نكنیم. «اتموا الصیام الى اللیل» 14- اعتكاف، سكونت در مسجد است، مشروط به روزه گرفتن. «عاكفون فى المساجد» 15- پیشگیرى از گناه لازم است. قرآن مى‏ فرماید: به گناه نزدیك نشوید. چون نزدیك شدن به گناه همان و افتادن در آن همان. «فلا تقربوها» 16- تقوى، فلسفه ‏ى احكام الهى است. روزه براى تقواست، آمیزش جنسى مشروع نیز براى تقواست. [2] «لعلهم یتقون» 17- عمل به دستورات الهى، بستر رشد و تقوا مى ‏باشد. «لعلهم یتقون» 1) با اینكه آمیزش جنسى، در اوّل هر ماه مكروه است، لكن در اوّل ماه رمضان مستحبّ است و شاید به خاطر این است كه باید به نحوى مردم را تأمین نمود، سپس از آنان تكلیف خواست. 2) این سوره كه با جمله‏ى «هدىً للمتّقین» آغاز گردیده است، در آیات مختلف تقوا را به عنوان هدف دستورات الهى مطرح مى‏ كند. أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الْصِّیَامِ الْرَّفَثُ إِلَى‏ نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ واشْرَبُواْ حَتَّى‏ یَتَبَیَّنَ لَكُمْ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الْصِّیَامَ إِلَى الَّیْلِ وَلاَ تُبَشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عَكِفُونَ فِى الْمَسَجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ ءَایَتِهِ لِلْنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ‏ در شب ‏هاى روزه (ماه رمضان)، آمیزش با همسرانتان براى شما حلال شد، آنها براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس. خداوند مى‏ دانست كه شما به خود خیانت مى‏ كردید (وآمیزش را كه ممنوع بود، بعضاً انجام مى ‏دادید) پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. اكنون (مى‏توانید) با آنها هم بستر شوید و آنچه را خداوند بر شما مقرّر فرموده، طلب كنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سفید از رشته سیاه (شب) براى شما آشكار گردد. سپس روزه را تا شب به اتمام رسانید. و در حالى كه معتكف در مساجد هستید، با زنان آمیزش نكنید. این حدود واحكام الهى است پس (به قصد تجاوز وگناه) به آن نزدیك نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم، روشن مى‏ سازد، باشد كه پرهیزگار گردند.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بشارتپیام های شریفه 184 سوره مبارکه بقره :
1- اسلام براى هر فرد در هر شرایطى، قانون مناسب دارد. در این آیه، حكم مسافران، بیماران و سالمندان بیان شده است. «فمن كان منكم مریضاً او على سفر»
2- شرایط نباید فلسفه كلّى حكم و آثار و منافع آنرا تماماً از بین ببرد. اگر انسان مریض یا مسافر در شرایطى نمى‏تواند روزه بگیرد، باید در ایام دیگرى قضا كند تا از منافع روزه برخوردار شود. «فعدة من ایّام اُخر»
3- قصد سفر، به تنهایى مانع روزه نیست، در سفر بودن لازم است. «على سفر»
4- قضاى روزه، زمان خاصّى ندارد. «فعدة من ایام اُخر»
5 - توانایى، شرط تكلیف است. «على الّذین یطیقونه»
6- تغذیه‏ى فقرا، در متن احكام جاسازى شده است. «طعام مسكین»
7- عباداتى سبب رشد و قرب است كه با علاقه و رغبت باشد. «فمن تطوّع»
8 - دستورات الهى بگونه ‏اى است كه حداقل را بر همه واجب كرده است و بیش از آن را به اختیار انسان مى‏گذارد. در این آیه سیر كردن یك گرسنه واجب، ولى بیش از آن به عنوان عمل مستحبّى در اختیار خود انسان است. «فمن تطوع خیراً فهم خیر له»
9- انجام دستورات خداوند، آثار خوبى دارد كه به خود انسان باز مى‏گردد نه خدا. «ان تصوموا خیر لكم»

 أَیَّاماً مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَّرِیْضاً أَوْ عَلَى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْكِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

  چند روزى معدود (روزه بر شما مقرّر شده است)، ولى هر كس از شما بیمار یا در سفر باشد، پس (به همان) تعداد از روزهاى دیگر (را روزه بگیرد) و بر كسانى كه طاقت روزه ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان)، لازم است كفّاره‏ اى بدهند، مسكینى را اطعام كنند. و هر كس به میل خود بیشتر نیكى كند (وبیش از مقدار واجب، طعام بدهد)، براى او بهتر است، ولى اگر (آثار روزه را) بدانید، (مى‏ فهمید كه) روزه گرفتن، برایتان بهتر است. (و هرگز به روزه‏ خوارى معذوران، غبطه نمى ‏خوردید.)




نوع مطلب : دانلود، تفسیر قران کریم، مقاله، 
برچسب ها : پیام شریفه 187 سوره مبارکه بقره بشارتپیام های شریفه 187 سوره مبارکه بقره : 1- تخفیف و آسان‏ گیرى در احكام، از ویژگى ‏هاى دین اسلام است. «اُحلّ لكم» 2- رعایت ادب در سخن، از ویژگى ‏هاى قرآن است. «رفث» به معناى سخن گفتن پیرامون مسائل زناشویى است كه در آیه به كنایه از آمیزش آمده است. 3- هر كجا خواستید راهى را ببندید، یك راه مشروع را باز بگذارید. چون خداوند در روز رمضان، آمیزش را ممنوع مى ‏كند، لذا در شب آنرا مجاز مى ‏شمرد. [1] «اُحلّ لكم لیلة الصیام الرفث» 4- عبادتِ روز و لذّت مشروع شب، نشانه‏ ى جامعیّت دین است. در یك آیه هم احكام روزه وهم مسائل زناشویى آمده است. «احلّ لكم لیلة الصیام الرفث الى نسائكم» 5 - اسلام به نیازهاى طبیعى توجّه كامل دارد. «الرفث الى نسائكم» 6- نیاز زن و مرد به یكدیگر، دو طرفه است و هریك براى پوشش نیازهاى طبیعى خود به دیگرى نیازمند است. «هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ» 7- خداوند از جزئیات كارهاى انسان آگاه است. «علم اللَّه انكم» 8 - انسان، جایزالخطا وغریزه جنسى در او قوى است. «كنتم تختانون انفسكم» 9- ترك فرمان خدا، خیانت و ظلمى است به خود ما. «تختانون انفسكم» 10- در آمیزش و فرزند خواهى، براى خداوند تكلیف معیّن نكنید كه پسر باشد یا دختر. «و ابتغوا ما كتب اللَّه لكم» 11- حتّى آمیزش جنسى باید هدف دار باشد. «وابتغوا ما كتب اللَّه لكم» 12- معیار احكام اسلامى، معیارهاى عمومى، طبیعى و ساده است. پیدا شدن سپیده‏ ى صبح یا تاریكى شب را، هركس در هر كجا باشد مى ‏تواند بفهمد. «یتبیّن لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود» 13- نقش زمان‏ بندى را در عبادات فراموش نكنیم. «اتموا الصیام الى اللیل» 14- اعتكاف، سكونت در مسجد است، مشروط به روزه گرفتن. «عاكفون فى المساجد» 15- پیشگیرى از گناه لازم است. قرآن مى‏ فرماید: به گناه نزدیك نشوید. چون نزدیك شدن به گناه همان و افتادن در آن همان. «فلا تقربوها» 16- تقوى، فلسفه ‏ى احكام الهى است. روزه براى تقواست، آمیزش جنسى مشروع نیز براى تقواست. [2] «لعلهم یتقون» 17- عمل به دستورات الهى، بستر رشد و تقوا مى ‏باشد. «لعلهم یتقون» 1) با اینكه آمیزش جنسى، در اوّل هر ماه مكروه است، لكن در اوّل ماه رمضان مستحبّ است و شاید به خاطر این است كه باید به نحوى مردم را تأمین نمود، سپس از آنان تكلیف خواست. 2) این سوره كه با جمله‏ى «هدىً للمتّقین» آغاز گردیده است، در آیات مختلف تقوا را به عنوان هدف دستورات الهى مطرح مى‏ كند. أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الْصِّیَامِ الْرَّفَثُ إِلَى‏ نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ واشْرَبُواْ حَتَّى‏ یَتَبَیَّنَ لَكُمْ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الْصِّیَامَ إِلَى الَّیْلِ وَلاَ تُبَشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عَكِفُونَ فِى الْمَسَجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ ءَایَتِهِ لِلْنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ‏ در شب ‏هاى روزه (ماه رمضان)، آمیزش با همسرانتان براى شما حلال شد، آنها براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس. خداوند مى‏ دانست كه شما به خود خیانت مى‏ كردید (وآمیزش را كه ممنوع بود، بعضاً انجام مى ‏دادید) پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. اكنون (مى‏توانید) با آنها هم بستر شوید و آنچه را خداوند بر شما مقرّر فرموده، طلب كنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سفید از رشته سیاه (شب) براى شما آشكار گردد. سپس روزه را تا شب به اتمام رسانید. و در حالى كه معتكف در مساجد هستید، با زنان آمیزش نكنید. این حدود واحكام الهى است پس (به قصد تجاوز وگناه) به آن نزدیك نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم، روشن مى‏ سازد، باشد كه پرهیزگار گردند.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

تفسیر آیات:

وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ و ماه شكافته شد، ابن عباس گوید: مشركان مكّه جمع شدند خدمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، پس گفتند اگر راست مى‏گویى كه پیامبر خدایى پس ماه را براى ما بشكاف و دو نصف كن آن را، پس پیامبر (ص) بآنها فرمود: اگر من این كار را بكنم شما ایمان مى‏آورید؟ گفتند آرى، و آن شب، شب بدر بود یعنى شب چهاردهم ماه بود، پس رسول خدا (ص) از                        ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 10

 پروردگارش درخواست كرد كه آنچه آنها میخواهند عطا فرماید، پس ماه شكافته شد و دو نیمه گردید، و رسول خدا (ص) فریاد میكرد اى فلانى اى فلانى شهادت دهید.

ابن مسعود گوید: ماه در عهد و زمان پیامبر خدا (ص) شكافته شد بدو پاره پس رسول خدا (ص) بما فرمود: گواهى دهید، و نیز از ابن مسعود روایت شده كه گفت: قسم بآن خدایى كه جانم در دست اوست كوه حرا را میان دو نیمه ماه دیدم و از جبیر بن مطعم روایت شده كه گفت ماه در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شكافته شد تا آنكه دو نیمه شد، یك نیمه بر این كوه و نیمه دیگر بر آن كوه دیده شد، پس عدّه‏اى از مردم (كه در رأس آنها ابو جهل بود) گفتند محمّد ما را سحر كرد، پس مردى گفت: اگر شما را سحر كرد پس همه مردم را كه سحر نكرد.

روات و مخبرین از شقّ القمر

حدیث شقّ القمر را جماعت بسیارى از صحابه رسول خدا (ص) نقل كرده اند كه از آنها نامبردگان ذیل‏اند:

1- عبد اللَّه بن مسعود 2- انس بن مالك 3- حذیفة بن الیمان 4- عبد اللَّه بن عمر                        ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 11

 5- عبد اللَّه بن عباس 6- جبیر بن مطعم 7- ابن عمرو جماعت دیگرى.

مفسّرین هم بر همین نظر و عقیده‏اند مگر آنكه از عثمان بن عطاء از- پدرش روایت شده كه او گوید: معنایش اینست كه بزودى ماه شكافته میشود و این معنى از حسن هم نقل شده و بلخى هم نیز انكار آن را نموده است، و این درست نیست، براى آنكه تمام مسلمین بر این معجزه اجماع كرده‏اند، پس اعتنایى بمخالفت مخالف نیست، چون كه اشتهار شقّ القمر در میان صحابه پیغمبر بقدریست كه منع میكند قول بخلاف را، و كسى كه طعنه میزند و اشكال میكند كه اگر شقّ القمر در عصر رسول خدا (ص) واقع شده بود هر آینه بر هیچكس از اهل علم مخفى نمى‏ماند، و گفته این مخالف باطل است، زیرا ممكن است كه خداوند تعالى ماه را از بیشتر مردم بسبب ابرو مانند آن محجوب داشته باشد، و براى اینكه این معجزه چون در شب واقع شده، پس ممكن است مردم اقطار عالم در آن موقع خواب بوده باشند، و این موضوع را ندانند مضافا اینكه مردم بتمامى چنین نیستند كه در حوادث جوّى و آسمانى تأمل و دقّت داشته باشند «1» و در فضاء آسمان آیه و علامتهائیست مثل سقوط ستارگان و غیر آن از چیزهایى كه اكثر مردم از آن غافل هستند



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : 1)- علّامه بزرگوار و فقیه اهل البیت علیهم السلام آیه اللَّه العظمى نجفى مرعشى مد ظلّه فرمودند: كه در چند سال قبل در پكن پایتخت كشور چین كمونیست، ساختمانى خراب شد و آنجا را حفّارى كردند در زیر زمین و سرداب ستونهایى نمایان شد كه بر بالاى ستونى بخط چینى نوشته بود این بناء در سال دو نیمه شدن ماه انجام گرفت، و حساب كردند با سال هشتم از بعثت‏ (مطابق آمد، پس در جرائد نوشتند، و از مصر هم جماعتى رفتند و آن را دیده و در مجلّات مصرى منعكس نمودند. پس خلاصه موضوع شقّ القمر كه از آیات ظاهرات و معجزات باهرات- پیامبر (ص) بوده و جاى تردید نیست. (1)- مترجم گوید: موضوع شقّ القمر و صدور این معجزه و آیه باهره در سال هشتم بعثت پنجسال قبل از هجرت از مسلّمیات كلیه مسلمین و اهل قبله است، و مفسّرین عامّه و خاصه آن را نقل كرده‏اند، و چون این ناچیز مشغول به ترجمه این آیات بودم روز یكشنبه هجدهم محرّم الحرام سال 1402 برابر 24 آبان ماه 1360 كه ناعى خبر محنت اثر ضایعه اسفناك و حادثه جبران ناپذیر رحلت و فقدان فیلسوف شرق عالم ربّانى و حكیم متالّه سبحانى مفسّر بزرگوار و نابغه جهان تشیّع آیت اللَّه حاج سید محمد حسین علّامه طباطبائى قدس اللَّه سره را داد كه گفتم: لا صوت الناعى لفقدك انّه یوم على آل الرسول عظیم‏ خبر ندهد خبر دهنده مرگ و فقدان تو را زیرا كه آن روز بر خاندان رسالت بسى بزرگ است. پس براى بزرگداشت و اداء بعضى از حقوق این استاد بزرگ نظر و گفتار آن مرحوم را در این مورد از تفسیر ارزنده المیزان ج 19 ص 58 «كلام فیه اجمال القول فى شقّ القمر» نقل مینمایم: شقّ القمر بدست پیامبر (ص) در مكّه معظّمه بتقاضاى بعضى از مشركین از چیزهاییست كه همه مسلمین بدون شك قبول دارند و بر آن دلالت میكند از قرآن كریم دلالت واضح و آشكارایى چون سخن حق تعالى: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» پس آیه دوّم امتناع میكند مگر آنكه بوده مدلول قول خداى تعالى (وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ) معجزه‏اى بود كه كه نزدیك زمان نزول آیه مذكور واقع شده كه از ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: معجزه ی شقّ القمرو اعتراف ناسا روزنامه ی کیهان ( در تاریخ ۱۴ / ۱۱/ ۱۳۸۲ ٬ ص ۱ ٬ به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران ٬ و آن خبرگزاری هم به نقل از پایگاه خبری kuwait chat ) نوشته است : « فضانوردان آمریکائی در آخرین تحقیقات زمین شناسی خود به این نتیجه رسیده اند که کره ی ماه در گذشته به دو نیم تقسیم شده و سپس در یک فعل و انفعال ٬ دوباره به هم پیوند خورده است . این مطلب که در یک میزگرد تلویزیونی و از زبان یک گروه فضائی اعلام گردید ٬ ......ناسا و شق القمر نشریه نسل سوم كه مربوط به دانشگاه سمنان است به نقل از خبر گزاری قرانی ایکتا می نویسد که در تحقیقاتی که در مطالب ناسا(سازمان هوا و فضای امریکا) داشته اند نا سا سه نوع شکاف در ماه شناشایی کرده که عبارتند از 1- شکافهای دایره ای که مال شهابها و سنگهای آسمانی است 2- شکافهای مارپیچی که مال که دلیل آن هم یافته اند3- شکاف کمر بندی که نتوانشته اند توجیه علمی برای ان پیدا کنند این مطالب بخشی از سخنان دکتر بی آزار شیرازی رییس دانشگاه مذاهب اسلامی بود که در این ماههنامه منعکس شده بود و ایشان گله مندند که چرا ما بر مطلب قران کار علمی نمی کنیم برای شرح این مقاله كه به انگلیسی و عربی است به منبع مراجعه كنید،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

در سوره عبس، قرآن با لحنی تند به سرزنش شخصی می‌پردازد که وقتی نابینایی را دید، اخم نمود و رویش را برگردانید. قرآن نامی از آن شخص که این عمل را مرتکب شده است نبرده است؛ اما عده ای اصرار دارند که آن شخص، خود پیامبر بوده است و قرآن به پیامبر گوشزد کرده که دیگر این خطا را مرتکب نشود. در مقابل کسانی که این عقیده را دارند، مفسران دیگری که عمدتاً شیعه هستند معتقدند که این شخص پیامبر نبوده است. آنان از عقل و خود قرآن و روایت برای اثبات عقیده خود کمک می‌گیرند.


نابینا

در سوره هشتادم قرآن که نامش عبس است این‌گونه می‌خوانیم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‌ عَبَسَ وَ تَوَلیَّ(1) أَن جَاءَهُ الْأَعْمَی(2)

چهره در هم کشید و روی گردانید، (1) از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد! (2)

جریان از این قرار بوده که شخصی نابینا وارد مجلسی می‌شود که جمعی از مردم در آن حضور داشته‌اند. در میان آن جمع یک نفر که این نابینا پیشش رفته بود، اخم می‌کند و رویش را بر می‌گرداند.

این داستان ساده به حدی برای خدا مهم بوده که یکی از سوره‌های قرآن را با همین داستان شروع می‌کند و در دو آیه اول، مختصراً آن را بیان می‌کند و سپس شدیداً این کار را تقبیح می‌کند و با این لحن تند می‌گوید:

وَ مَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکیَّ(3) أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّکْرَی(4) أَمَّا مَنِ اسْتَغْنیَ(5) فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّی(6) وَ مَا عَلَیْکَ أَلَّا یَزَّکیَ(7) وَ أَمَّا مَن جَاءَکَ یَسْعَی(8) وَ هُوَ یخَْشیَ(9) فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّی(10)

تو چه می‌دانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود(3) یا متذکّر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد(4) اما کسی که خود را ثروتمند نشان می‌دهد(5) تو به او روی می‌آوری [و نسبت به وی اهتمام می‌ورزی] (6) در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگی‌های باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست(7) و اما آنکه شتابان نزد تو آمد(8) در حالی که [از پروردگارش] می‌ترسد،(9) تو [با روی گردانی] از او به دیگران می‌پردازی.(10)

این آیات خبر از یک امر مهم می‌دهد که هر چند قضیه‌ای بوده که در زمان پیامبر رخ داده است، اما اصل آن به همه انسان‌ها مربوط می‌شود و این تأکیدها و این لحن نکوهش آمیز، خبر از اهمیت زیاد این موضوع می‌دهد که خدا آن را در آخرین کتاب هدایت آورده تا برای همیشه مورد توجه بندگانش باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : عده‌ای دیگر از مفسران که عمدتاً از علمای شیعه می‌باشند، می‌گویند که محال است این توبیخ‌های قرآن، درباره پیامبر باشد و آن شخص حتماً کس دیگری – غیر از پیامبر – بوده است زیرا پیامبر معصوم است و به درجات بالای اخلاقی نائل شده است و این عمل از یک شخص اخلاقی عادی هم سر نمی‌زند چه رسد به پیامبر اما این شخص که اخم نمود کیست؟ قرآن نامی از او به میان نیاورده است. عده‌ای از مفسران، معتقدند که این آیه درباره پیامبر است و جریان از این قرار بوده که ایشان در حال صحبت با بزرگان مشرکین مانند عتبه و شیبه و ابوجهل بوده و با اشتیاق فراوان نیت داشته که ایشان را به راه خدا بیاورد تا بقیه عرب‌ها هم که ببینند بزرگانشان مسلمان شده‌اند، ایمان بیاورند. در این میان آن شخص نابینا وارد می‌شود و غافل از این که پیامبر به امید اسلام آوردن همه مردم مشغول صحبت و ارشاد این افراد بوده، با اصرار تمام به پیامبر می‌گفت: ای رسول خدا برایم قرآن بخوان و آنچه خدا یادت داده به من بیاموز. این آیات نازل شد و به اخم کردن پیامبر ایراد گرفت و از آن شخص نابینا دلجویی کرد. حتی این مفسران نقل کرده‌اند که بعدها هم که پیامبر آن نابینا را می‌دیدند به یاد این واقعه می‌افتادند و با دلجویی او می‌گفتند مرحبا به کسی که خدا به خاطر او مرا سرزنش کرد. در این میان، درباره پیامبر باشد و آن شخص حتماً کس دیگری – غیر از پیامبر – بوده است زیرا پیامبر معصوم است و به درجات بالای اخلاقی نائل شده است و این عمل از یک شخص اخلاقی عادی هم سر نمی‌زند چه رسد به پیامبر. اثباتی برای دفاع از پیامبر این دلیل عقلی، برای اثبات مطلب کافی است. با این حال آنان از خود قرآن هم کمک می‌گیرند و می‌گویند خدا در قرآن کریم(سوره قلم، آیه4) درباره اخلاق پیامبر این چنین آورده است: وَ إِنَّکَ لَعَلی‌ خُلُقٍ عَظیمٍ : و یقیناً تو بر ملکات و سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری. پیامبر حضرت محمد (ص) و در آیات 215 شعرا و 88 حجر خطاب به پیامبر آمده است: پر و بال[فروتنی و تواضع] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر. بنابراین نمی‌توان قبول کرد که خدا در سوره عبس، شخص پیامبر را مورد نکوهش قرار می‌دهد زیرا قرآن در مجموع از هر گونه تناقض و نابسامانی به دور است و با توجه به سه آیه بالا در می‌یابیم که این گونه برخورد اصلاً با اخلاق پیامبر سازگاری ندارد و در نتیجه آن شخص اخم کننده، کس دیگری بوده است. بجز دلایل عقلی و دلایل قرآنی، شأن نزول دیگری هم برای این آیه وارد شده است که مورد استناد این علماست. مطابق این شأن نزول، یک مؤمن نابینا در کنار یک شخص ثروتمند می‌نشیند و آن شخص رویش را برمی گرداند و بر چهره‌اش اخم می‌نشیند و به همین مناسبت آن آیات نازل می‌شود. در روایتی نامی از آن شخص ثروتمند هم برده شده است اما در روایت دیگر، به شکل سربسته آمده است که او مردی از اهل قریش بود. بنابراین در می‌یابیم که قرآن در این توبیخ، هرچند ظاهراً با پیامبر سخن گفته است اما در حقیقت مخاطب اصلی این سخن پیامبر نیست بلکه آن شخص ثروتمندی است که باد تکبر او را گرفت و نیز همه افرادی که در همه زمان‌ها و مکان‌ها، به خاطر ثروت یا قدرت یا دانایی و سایر نعمت‌های خدا به آن‌ها، دچار تکبر می‌شوند و خود را از مؤمنان بالاتر می‌دانند و اشکالات ظاهری مثل نابینایی یا فقر را ملاک ارزشیابی انسان‌ها قرار داده‌اند.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر


امام رضا (علیه السلام) فرمود : حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت‏دارى این جوان را فهمیدى كه او را امین مى‏خوانى؟ گفت: وقتى دعوت شما را به او ابلاغ كردم ، به من گفت : از پشت‏سر من، مرا راهنمایى كن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد


روابط دختر و پسر

سیماى سوره‏ى قصص‏

سوره مباركه قصص چهل و نهمین سوره است كه بعد از سوره نمل نازل گردید ، در ترتیب فعلى قرآن مجید ، سوره بیست و هشتم است ‏.

این سوره هشتاد و هشت آیه دارد . تعداد كلمات آن : هزار و چهار صد و چهل و یك كلمه وتعداد حروف آن : پنج هزار و هشتصد حرف است و قبل از هجرت ، در مكّه نازل شده است .

به مناسبت ورود كلمه « قصص » در آیه‏ى  25، این سوره نیز « قَصص » نام گرفته است كه به معناى «بیان سرگذشت » مى‏باشد . در روایات نبوى « طسم القصب » نامیده شده و در روایات اهل بیت (علیهم السّلام) « الطواسین الثلاث » ذكر شده است كه مراد از آن « شعراء و نمل و قصص » است .                       

آیات 3 تا 46 این سوره بطور مفصّل به ماجراى حضرت موسى و فرعون و آیات انتهایى آن نیز به داستان قارون مى‏پردازد و به سرنوشت صابران نیكوكار و فاسدان گناهكار اشاره مى‏فرماید .

اگر چه در سى و چهار سوره از سوره‏هاى قرآن كریم به نحوى از ماجراى حضرت موسى و فرعون سخن رفته ولى تنها در این سوره است كه به تمام زوایاى زندگى آن حضرت از تولّد ، كودكى ، جوانى تا ازدواج ، نبوّت و دعوت به یكتاپرستى توجّه شده است . (تفسیر فی ظلال القرآن)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حكمت، حقّ پیشنهاد دارند و فرقى با دیگران ندارند دختران حقّ پیشنهاد دارند !! « قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ؛ یكى از آن دو (دختر شعیب، خطاب به پدر) گفت : اى پدر! او (موسی) را استخدام كن، زیرا بهترین كسى كه (مى‏توانى) استخدام كنى، شخصِ توانا و امین است . »(قصص26) نكته‏های آیه : امام رضا (علیه السلام) فرمود : حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت‏دارى این جوان را فهمیدى كه او را امین مى‏خوانى؟ گفت: وقتى دعوت شما را به او ابلاغ كردم، به من گفت : از پشت‏سر من، مرا راهنمایى كن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد . (بحارالأنوار، ج 13، ص 44) برداشتهایی از آیه : 1ـ دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حكمت، حقّ پیشنهاد دارند و فرقى با دیگران ندارند ؛ « قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » 2ـ روابط حسنه میان والدین و فرزندان و آزادى بیان در خانواده، یك ارزش است ؛ « یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » 3ـ همه‏ى اعضاى خانه در نقش پیشنهاد دهنده می باشند، ولى تصمیم نهایى با سرپرست خانواده است ؛ « اسْتَأْجِرْهُ » 4ـ زنان عفیفه بدنبال آنند تا كمتر از منزل خارج شوند ؛ « اسْتَأْجِرْهُ » (براى كارهاى سخت خارج از منزل، از مرد استفاده شود .) 5 –كار کردن، عار نیست، اولیاى خدا نیز كار مى‏كرده‏اند ؛ « اسْتَأْجَرْتَ » 6ـ در گزینش‏ها، به بهترین‏ها توجّه كنیم ؛ « خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ » 7ـ براى استخدام، دو عنصر توانایى (تخصّص) و امانتدارى (تعهّد)، لازم است ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » 8ـ توانایى‏ها و امانتدارى‏ها را باید در شرایط عادّى و بدون توجّه طرف، شناسایى و احراز كرد ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » (غالب افراد با تصنّع، تملّق و ریاكارى، واقعیّت خود را مى‏پوشانند . امّا حضرت موسى در یك صحنه طبیعى، با یك كار حمایتى و برخورد عفیفانه، خود را نشان داد .) دعا و کار مسئله كار و كارگرى‏ خداوند از مردم، عمران و آبادى زمین را خواسته كه بدون كار و تلاش محقّق نمى‏شود ؛ « هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِیها » (وسائل الشیعه، ج 12، ص 43) ـ انبیاى الهى، كشاورز، چوپان، خیّاط و نجّار بوده‏اند . ـ كار در اسلام عبادت و به منزله‏ى جهاد است.(وسائل، ص 43) ـ دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود . ـ كار وسیله‏ى تربیت جسم و روح، پركردن ایّام فراغت، مانع فساد و فتنه، عامل رشد و نبوغ و ابتكار، توسعه‏ى اقتصادى، عزّت و خودكفایى و كمك به دیگران مى‏باشد . قرآن مى‏فرماید : ما زمین را براى شما رام قرار دادیم، پس از پشت آن بالا روید و از رزق آن بخورید ؛ « هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ » (ملك، 67) اسلام براى بازویى که کار می کند، احترام ویژه‏اى قائل شده است و مراعات حقّ كارگر و تحصیل رضاى او و پرداخت سریع مزد او و اضافه پرداخت بر مقدار تعیین شده و احترام به او را از ملزمات این دین معرفی کرده است . مقام و ارزش کشاورز در نگاه دین اسلام دین اسلام برمسأله ی كشاورزى سفارش نموده تا آنجا كه برای سیراب كردن درخت، پاداش سیراب كردن مؤمن را قرار داده است . حضرت على (علیه السلام) به استاندارش سفارش مى‏كند كه كشاورزان مورد ستم قرار نگیرند و در گرفتن مالیات مراعات آنان بشود . کارهای فکری نیز ارزش دارند ! كارهاى فكرى نیز از ارزش بالایى برخوردار است تا آنجا كه یك ساعت فكر مفید از ساعت‏ها عبادت بهتر است . تنبلی و سهل انگاری را فراموش کنید ! اسلام توجّه خاصّى به كیفیّت كار دارد نه به مقدار و کمیت آن ! كم‏كارى و سهل‏انگارى در كار، مورد انتقاد است تا آنجا كه رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود : خداوند دوست دارد هر كس كارى انجام مى‏دهد آن را به نحو أحسن انجام دهد . قرآن مى‏فرماید : هر گاه از كار مهمى فارغ شدى به كار مهم دیگرى بپرداز ؛« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ » (انشراح، 7) بنا بر این بیكارى، ممنوع! بیكارى مایه‏ى خستگى، تنبلى، فرسودگى، فرصتى براى نفوذ شیطان، ایجاد فتنه و گسترش گناه مى‏باشد . البتّه اسلام براى كار، ساعت و مرز قرار داده و به كسانى كه در ایّام تعطیل كار مى‏كنند، لقب متجاوز داده است ؛ « الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَّبْتِ » (بقره، 65) روزت را تقسیم کن ! امام رضا (علیه السلام) فرمود : مؤمن باید ساعات خود را بر چهار بخش تقسیم كند : ساعتى براى كار، ساعتى براى عبادت، ساعتى براى لذّت و ساعتى براى دوستان و رسیدگى به امور اجتماعى كه در غیر این صورت انسان به صورت عنصرى حریص در آمده و مورد تمام انتقادهایى كه درباره حرص است، قرار مى‏گیرد. اسلام توجّه خاصّى به كیفیّت كار دارد نه به مقدار و کمیت آن ! بیکار « أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » (هود، 7) به هر حال اسلام به كار اهمّیت داده تا آنجا كه در حدیث مى‏خوانیم: خداوند بنده پرخواب و انسان بیكار را دشمن دارد . (وسائل، ص 37) ونیز امام باقر (علیه السلام) فرمود: كسى كه در كار دنیایش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‏تر است. (وسائل الشیعه، ص 37) در جستجوی ابزاز کار باشید ! در حدیث مى‏خوانیم : شخص فقیر و بیكارى نزد پیامبر آمد و تقاضاى كمك كرد . حضرت فرمود : آیا كسى در منزل تبرى دارد ؟ یك نفر گفت : بله، او تبر را آورد و پیامبر چوبى كه در كنارش بود، دسته‏ى آن تبر قرار داد و به آن شخص بیكار تحویل داد و فرمود: این ابزار كار، امّا تلاش با خودت . از این حركت چند نكته استفاده مى‏شود: 1ـ انبیا در فكر زندگى مردم نیز هستند . 2ـ ضعیف‏ترین فرد جامعه مى‏تواند با شخص اوّل جامعه ملاقات كند. 3ـ جامعه نیاز به تعاون و همكارى دارد . تبر از یك نفر و چوب آن از دیگرى، هماهنگى و سازندگى و تبر سازى از شخص پیامبر. 4ـ براى مبارزه با فقر، باید ابزار تولید را در اختیار نیروهاى فعّال جامعه قرار داد. آمنه اسفندیاری بخش قرآن تبیان منابع: 1- تفسیر نور، ج 9 2- تفسیر اثنی عشری، ج 10 3- تفسیر احسن الحدیث، ج 8 4- وسائل الشیعه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
اموال و اولاد انسان اگر در مسیر الهی قرار گیرند به صبغه الهى در مى‏آیند و رنگ ایمان و عمل صالح مى‏پذیرند، و مایه قرب به خداوند متعال مى‏شوند، اما اموال و اولادى كه انسان را از خدا دور سازند و همچون بتى مورد پرستش قرار گیرند و مایه فساد و افساد گردند آتش‏گیره‏هاى جهنمند، و به گفته قرآن: دشمن جان انسان و دشمن سعادت او هستند.

خانواده

مال و فرزند دلیل قرب به خدا نیست!

وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏ إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ (سبا/ 37)

و اموال و فرزندانتان آن گونه (فضیلتى) نیست كه شما را به پیشگاه ما نزدیك گرداند، مگر كسانى كه ایمان آورده و كار شایسته انجام داده‏اند.

پس آنانند كه برایشان دو برابر آن چه عمل كردند پاداش است و آنانند كه در غرفه‏ها و طبقات (بهشتى) آسوده خاطرند.

این اشتباه بزرگى است كه دامنگیر گروهى از عوام شده است كه تصور مى‏كنند آنها كه در این جهان از نظر مادى گرفتار محرومیتند مغضوب و مطرود درگاه خدا هستند و آنها كه در رفاه نعمت غوطه‏ورند محبوب و مقبول او مى‏باشند.

چه بسیار افراد محرومى كه با این وسیله آزمایش مى‏شوند و به برترین مقامات مى‏رسند، و چه بسیار افراد متنعمى كه اموال و ثروتشان بلاى جانشان و مقدمه مجازاتشان است.

مگر قرآن در آیه 15 سوره تغابن صریحا نمى‏گوید: «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ»‏. "اموال فرزندان شما وسیله آزمایش شما هستند و پاداش عظیم نزد خدا است".

كسانى كه به مال و فرزند زیاد افتخار مى‏كنند بدانند كه كثرت مال و فرزند همیشه نشانه‏ى گشایش رزق نیست، بلكه گاهى خداوند افرادى را با سرمایه عذاب مى‏دهد. «فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها» (توبه، 55)

تمام معیارها به این دو امر باز مى‏گردد" ایمان" و عمل" صالح" از هر كس و در هر زمان و در هر مكان، و از هر قشر و هر گروه، و تفاوت انسانها در پیشگاه خدا به تفاوت درجات ایمان و مراتب عمل صالح آنها است، و جز این چیز دیگرى نیست


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : این سخن بدان معنى نیست كه انسان دست از تلاش و كوشش لازم براى‏ زندگى بر دارد، بلكه هدف این است كه داشتن امكانات اقتصادى و نیروى انسانى فراوان هرگز معیار ارزش معنوى انسانها در پیشگاه خدا نمى‏شود. سپس به معیار اصلى ارزشهاى انسانها و آنچه مایه تقرب به درگاه خدا مى‏شود پرداخته مى‏گوید:" مگر كسانى كه ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه براى آنها در برابر اعمالشان پاداش مضاعف است، و در غرفه‏هاى بهشتى در نهایت امنیت به سر مى‏برند" (إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ). بنا بر این تمام معیارها به این دو امر باز مى‏گردد" ایمان" و عمل" صالح" از هر كس و در هر زمان و در هر مكان، و از هر قشر و هر گروه، و تفاوت انسانها در پیشگاه خدا به تفاوت درجات ایمان و مراتب عمل صالح آنها است، و جز این چیز دیگرى نیست. حتى علم دانش و انتساب به افراد بزرگ، حتى به پیامبران، اگر توأم با این دو معیار نباشد به تنهایى چیزى بر ارزش انسان نمى‏افزاید. اینجا است كه قرآن با صراحت بى‏نظیرش قلم بطلان بر تمام پندارهاى انحرافى و خرافى در زمینه عوامل قرب به پروردگار، و ارزش وجودى انسان كشیده، و معیار اصیل را در دو چیز خلاصه كرده كه همه انسانها قدرت بر تحصیل آن را دارند، و امكانات و محرومیت‏هاى مادى در آن مؤثر نیست. پدر و مادر بچه آرى اموال و اولاد نیز اگر در این مسیر قرار گیرند به همین صبغه الهى در مى‏آیند و رنگ ایمان و عمل صالح مى‏پذیرند، و مایه قرب خدا مى‏شوند، اما اموال و اولادى كه انسان را از خدا دور سازند و همچون بتى مورد پرستش قرار گیرند و مایه فساد و افساد گردند آتش‏گیره‏هاى جهنمند، و به گفته قرآن: دشمن جان انسان و دشمن سعادت او هستند: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ:" اى كسانى كه ایمان آورده‏اید بعضى از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنها بر حذر باشید"! (تغابن- 14). ضمنا " ضعف" تنها به معنى" دو چندان" نیست، بلكه به معنى" چند برابر" آمده است، و در آیه مورد بحث به همین معنى است، زیرا مى‏دانیم پاداش هر كار نیك در نزد خدا حد اقل ده برابر است، مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (انعام- 160) و گاه به مراتب از این هم فراتر مى‏رود. " غرفات" جمع" غرفه" به معنى حجره‏هایى است در طبقه بالا قرار گرفته كه هم نور بیشتر دارد و هم هواى بهتر، و هم از آفات به دور است، به همین دلیل این تعبیر در مورد برترین منازل بهشت به كار رفته است. تعبیر به آمنون (كسانى كه در امنیت به سر مى‏برند) در مورد بهشتیان تعبیر بسیار جامعى است كه آرامش روح و جسم آنها را از هر نظر منعكس مى‏كند، چرا كه نه ترس فنا و زوال و مرگ دارند، و نه ترس هجوم دشمن، و نه بیمارى و آفت و اندوه، و نه حتى ترس از ترس! و نعمتى برتر از این نیست كه انسان از هر نظر در امنیت به سر برد، همان گونه كه بلائى بدتر از ناامنى در جنبه‏هاى مختلف زندگى وجود ندارد. پیام‏های آیه: 1ـ به تبلیغات و تفكّرات غلط دشمنان پاسخ دهید. كفّار (در آیه 35) مى‏گفتند: ما با داشتن اموال و فرزندانِ بیشتر، عذاب نمى‏شویم. «نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ»، این آیه پاسخ مى‏دهد: كه مال و فرزند سبب در امان ماندن از عذاب نیست. «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ» ... 2ـ قرب به خدا، همیشه براى انسان یك هدف بوده امّا گاهى انسان براى رسیدن به آن راه‏ها و وسایل نادرستى را انتخاب كرده است، نظیر بت پرستى. «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏» (زمر، 3)، «وَ ما أَمْوالُكُمْ ... عِنْدَنا زُلْفى‏» 3ـ داشتن مال و فرزند و سایر امكانات، نشانه‏ى رشد و كمال نیست، بلكه بهره‏گیرى صحیح از آنها كمال است. «وَ ما أَمْوالُكُمْ ... إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» (آرى، اگر مال و فرزند در راستاى ایمان و عمل صالح باشد، وسیله‏ى قرب است.) «وَ ما أَمْوالُكُمْ ... إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ» 4ـ گرچه پاداش دو برابر داده مى‏شود ولى باز هم در برابر عمل است. «جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا» 5ـ در بهشت، هیچ گونه بیمارى، ترس، اندوه و اضطرابى وجود ندارد. «آمِنُونَ»،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
« چکیده مقاله »
قرآن كریم این عظیم ترین سند الهی كه باطل در آن راه ندارد در آیات متعددی از بالاترین مرتبه ای كه امام حسین(ع)در نزد خداوند متعال به آن دست یافت با شیوایی بسیار سخن می گوید.
سوره فجر و هدف خلقت
::شان نزول سوره فجر به سومین سپهر ولایت و امامت بر می گردد.

::
هدف از خلقت چیست؟

::سوره فجر و سیماى امام حسین

:: فجر وامام مهدى

این مقاله به معرفی سوره ای (سوره فجر) می پردازد كه شان نزولش به سومین سپهر ولایت و امامت بر می گردد.ابتدا به هدف خلقت اشاره و سپس سیمای امام حسین(ع)به تصویر كشیده می شود و در ادامه به تحقق رسیدن هدف نهایی خلقت و اتم مطلوب خداوند نیز اشاره می گردد






دانلود مقاله قرآنی

مشاهده متن [PDF 410KB]
مقاله قرآنی



سوره فجر و هدف خلقت

  نویسنده مقاله : مریم سلیمانی میمند

فصلنامه بینات-فصلنامه قرآن پژوهی

سال شانزدهم، شماره 64
این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن ، منبع را درج نمایید .

جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم ، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید.
(آپلود شده توسط وبلاگ"بینات")





نوع مطلب : دانلود، مقاله، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : « چکیده مقاله » قرآن كریم این عظیم ترین سند الهی كه باطل در آن راه ندارد در آیات متعددی از بالاترین مرتبه ای كه امام حسین(ع)در نزد خداوند متعال به آن دست یافت با شیوایی بسیار سخن می گوید. سوره فجر و هدف خلقت ::شان نزول سوره فجر به سومین سپهر ولایت و امامت بر می گردد. :: هدف از خلقت چیست؟ ::سوره فجر و سیماى امام حسین :: فجر وامام مهدى این مقاله به معرفی سوره ای (سوره فجر) می پردازد كه شان نزولش به سومین سپهر ولایت و امامت بر می گردد.ابتدا به هدف خلقت اشاره و سپس سیمای امام حسین(ع)به تصویر كشیده می شود و در ادامه به تحقق رسیدن هدف نهایی خلقت و اتم مطلوب خداوند نیز اشاره می گردد دانلود مقاله قرآنی مشاهده متن [PDF 410KB] مقاله قرآنی سوره فجر و هدف خلقت نویسنده مقاله : مریم سلیمانی میمند فصلنامه بینات-فصلنامه قرآن پژوهی سال شانزدهم، شماره 64 این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن، منبع را درج نمایید . جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید. (آپلود شده توسط وبلاگ"بینات")،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (آیه 33سوره توبه )
او كسى است كه رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند
.
ایده جهانی سازی در قرآن
::جهانی شدن یکی از جریان های فکری عصر مدرنیته و نوآوری است که در سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ، موج های پرتلاطمی را به راه انداخته است و بسیاری از بوم های فکری جوامع بشری را به چالش کشانده است و براساس قانون ظرف های مرتبط این جریان هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای در حال توسعه، به گونه ای تأثیرگذار بوده است.


« چکیده مقاله »

زمینه: درباره «جهانی سازی» تعریف ها و نظریه های گوناگونی بیان شده است و هریك از اندیشمندان از موضع مخالف یا موافق و از زاویه ای خاص به این موضوع نگریسته اند. در بین همه نوشته ها، جای این مطلب را خالی دیدم كه دیدگاه قرآن دراین-باره چیست و آیا قرآن به این موضوع پرداخته است؟ یا آن طور كه غربی ها القا و وانمود می كنند، ایده مزبور ابتكار و ابداع نوظهور آنان است؟

یافته ها و نتیجه گیری: درپی بررسی مشخص شد كه قرآن كریم بیش از چهارده قرن قبل، ایده جهانی سازی را با تعریفی كاملاً مغایر با غربی ها، درطی آیات متعدد خود، آشكارا و با توضیح كافی بیان فرموده است و این آیات در سه قالب ( اهداف ، مخاطبین و مفاهیم عام ) قابل دریافت می باشند .


دانلود
 ایده جهانی سازی در قرآن

مهدی رفیعی موحد



آفاق دین ، شماره 3



این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است .
 لطفا در باز نشر آن ، منبع را درج نمایید .


جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم ، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید.
( آپلود شده توسط وبلاگ"بینات" )
مقاله 
قرآنی
مشاهده متن [PDF 324KB]




نوع مطلب : دانلود، مقاله، تفسیر قران کریم، دین و اندیشه، 
برچسب ها : هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (آیه 33سوره توبه ) او كسى است كه رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند. ایده جهانی سازی در قرآن ::جهانی شدن یکی از جریان های فکری عصر مدرنیته و نوآوری است که در سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ، موج های پرتلاطمی را به راه انداخته است و بسیاری از بوم های فکری جوامع بشری را به چالش کشانده است و براساس قانون ظرف های مرتبط این جریان هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای در حال توسعه، به گونه ای تأثیرگذار بوده است. « چکیده مقاله » زمینه: درباره «جهانی سازی» تعریف ها و نظریه های گوناگونی بیان شده است و هریك از اندیشمندان از موضع مخالف یا موافق و از زاویه ای خاص به این موضوع نگریسته اند. در بین همه نوشته ها، جای این مطلب را خالی دیدم كه دیدگاه قرآن دراین-باره چیست و آیا قرآن به این موضوع پرداخته است؟ یا آن طور كه غربی ها القا و وانمود می كنند، ایده مزبور ابتكار و ابداع نوظهور آنان است؟ یافته ها و نتیجه گیری: درپی بررسی مشخص شد كه قرآن كریم بیش از چهارده قرن قبل، ایده جهانی سازی را با تعریفی كاملاً مغایر با غربی ها، درطی آیات متعدد خود، آشكارا و با توضیح كافی بیان فرموده است و این آیات در سه قالب ( اهداف، مخاطبین و مفاهیم عام ) قابل دریافت می باشند . دانلود ایده جهانی سازی در قرآن مهدی رفیعی موحد آفاق دین، شماره 3 این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن، منبع را درج نمایید . جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید. ( آپلود شده توسط وبلاگ"بینات" ) مقاله قرآنی مشاهده متن [PDF 324KB]،
لینک های مرتبط :
مبانی فهم و تفسیر قرآن، به مباحثی بنیادی و زیرساختی می‌گویند که زمینه‌های دست‌یابی به مراد خداوند را فراهم می‌سازد.
مبانی صدوری، به صدور قرآن مجید از ناحیه‌ی ذات‌ اقدس حق تعالی و مبانی دلالی به فرایند فهم مراد خداوند مربوط‌اند. استاد شهید، مبانی اول را اصالت انتساب و مبنای دو را اصالت مطالب و معارف قرآن نامیده‌اند که از این رهیافت به اصل دیگری، یعنی الهی بودن قرآن به عنوان معجزه‌ای جاوید می‌توان دست یافت.
از مهم‌ترین مبانی دلالتی فهم قرآن کریم، امکان فهم قرآن است که طبق آیات قرآن و دلایل عقلی، فهم قرآن امری ممکن است؛ برخلاف دیدگاه اخباریون که قرآن را برای همه قابل فهم نمی‌دانند. مبنای دیگر، زبان قرآن است. استاد شهید با توجه به بعد معنوی و تأثیرگذاری قرآن کریم، زبان قرآن را زبان دل و عقل معرفی می‌کند.
استقلال داشتن در دلالت، ارجاع متشابهات به محکمات، جهانی بودن و جاودانگی قرآن، از دیگر مبانی است که در آثار استاد قابل جست‌وجو است.
افزون بر مبانی فوق، عوامل تأثیرگذار دیگری در فهم قرآن، از جانب استاد مطرح شده است که می‌توان از آن‌ها به عنوان دانش‌های لازم برای مفسر، از جمله آشنایی با زبان عربی، تاریخ اسلام، اسباب نزول و احادیث یاد کرد. عامل مهم دیگر برای فهم قرآن، بینش و تدبر است که استاد شهید، تدبر را راهی برای برداشت‌های صحیح از قرآن و دوری از انحراف‌ها دانسته است.



دانلود
مبانی فهم و تفسیر قرآن از نگاه شهید مطهری

دكتر حسین علوی مهر



فصلنامه رشد آموزش قرآن ، شماره 32



این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است .
لطفا در باز نشر آن ، منبع را درج نمایید .


جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم ، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید.
(آپلود شده توسط وبلاگ"بینات")
مقاله قرآنی
مشاهده متن [PDF 359KB]





نوع مطلب : دانلود، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : مبانی فهم و تفسیر قرآن، به مباحثی بنیادی و زیرساختی می‌گویند که زمینه‌های دست‌یابی به مراد خداوند را فراهم می‌سازد. مبانی صدوری، به صدور قرآن مجید از ناحیه‌ی ذات‌ اقدس حق تعالی و مبانی دلالی به فرایند فهم مراد خداوند مربوط‌اند. استاد شهید، مبانی اول را اصالت انتساب و مبنای دو را اصالت مطالب و معارف قرآن نامیده‌اند که از این رهیافت به اصل دیگری، یعنی الهی بودن قرآن به عنوان معجزه‌ای جاوید می‌توان دست یافت. از مهم‌ترین مبانی دلالتی فهم قرآن کریم، امکان فهم قرآن است که طبق آیات قرآن و دلایل عقلی، فهم قرآن امری ممکن است؛ برخلاف دیدگاه اخباریون که قرآن را برای همه قابل فهم نمی‌دانند. مبنای دیگر، زبان قرآن است. استاد شهید با توجه به بعد معنوی و تأثیرگذاری قرآن کریم، زبان قرآن را زبان دل و عقل معرفی می‌کند. استقلال داشتن در دلالت، ارجاع متشابهات به محکمات، جهانی بودن و جاودانگی قرآن، از دیگر مبانی است که در آثار استاد قابل جست‌وجو است. افزون بر مبانی فوق، عوامل تأثیرگذار دیگری در فهم قرآن، از جانب استاد مطرح شده است که می‌توان از آن‌ها به عنوان دانش‌های لازم برای مفسر، از جمله آشنایی با زبان عربی، تاریخ اسلام، اسباب نزول و احادیث یاد کرد. عامل مهم دیگر برای فهم قرآن، بینش و تدبر است که استاد شهید، تدبر را راهی برای برداشت‌های صحیح از قرآن و دوری از انحراف‌ها دانسته است. دانلود مبانی فهم و تفسیر قرآن از نگاه شهید مطهری دكتر حسین علوی مهر فصلنامه رشد آموزش قرآن، شماره 32 این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن، منبع را درج نمایید . جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید. (آپلود شده توسط وبلاگ"بینات") مقاله قرآنی مشاهده متن [PDF 359KB]،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    ...   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic