پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

  • آیا می‌دانید سوره یوسف شرح حال امام زمان علیه السلام است؟
  • یوسف چه اشكالی داشت‌ كه برادران یوسف زیر بار او نمی‌رفتند: اذ قالوا لیوسف ... ونحن عصبة (یوسف، 8 ) تعصب آنها به قدرت خودشان، مال خودشان، ثروتشان و كارشان بود. آیا امّت با اهل بیت، رفتاری غیر از رفتار برادران یوسف با یوسف كردند؟
  • امامت یك نپذیرفتن اول دارد و یك پذیرفتن آخر که در سوره یوسف نخست یک نپذیرفتن و در آخر پذیرفتن مطرح شده است .مهدویت یعنی پذیرفتن آخر از جانب امّت. امّتی كه نپذیرفته است دوباره بپذیرد. برادرانی كه از اول می‌گفتند: ...لیوسف ... احب الی ابینا منّا و ... لفی ضلال مبین، اقتلوا یوسف (یوسف، 8 و 9). این تمام جریان كربلا است. قتل همه امامان از باب: اقتلوا یوسف... یخل لكم وجه ابیكم (یوسف،9) است .
  • دوباره اهل‌بیت در زمان حضرت مهدی بر می‌گردند: قالوا تالله لقد ... لخاطئین. این مهدویت است كه امّت اعم از شیعه و غیر شیعه، مانند برادران یوسف، همه آنها بگویند: قالوا تالله لقد اثرك الله علینا و ان كنّا لخاطئین(یوسف،91) حضرت هم بگوید: ...لا تثریب علیكم...(یوسف،92)

سوره یوسف و امام زمان (ع)
.:: آنچه فراروی شماست تالیف خادم قرآن ، نویسنده این وبلاگ است که در تالیف آن از کتاب باران حکمت ،اثر محمد رضا رنجبر و سخنرانی های بزرگانی نظیر آیت الله حایری شیرازی و ...  بهره برده ام .
چرا امامان را کشتند ؟

امّت چه زمانی به سوی امام برمی‌گردد؟

 آن روز آخری كه دستشان از همه چاره‌ها كوتاه شد، آمدند و گفتند: ...یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضّر ... ان الله یجزی المتصدقین.(یوسف،92)

  • چرا امامان را کشتند ؟
- آیا می توان با نفی دیگران اثبات شد ؟ آیا کارها با مکر و حیله و کید و نیرنگ پیش می رود؟ آیا زور بازو آدمی را محبوب و دلنشین می کند؟ پاسخ تمام این سوالات در قصه یوسف آمده است :
لقد کان فی یوسف و اخوته آیات للسائلین ( سوره یوسف ، آیه 7 ) | نهفته است بسیار اندرز و پند
- اما پاسخ به سوال :
زهی مراتبی خوابی که به ز بیداری است
قصه برادران یوسف با بیداری شروع می شود که عین خواب و غفلت است . روزی به دور هم نشسته اند و با هم گفتگو می کنند :
اذ قالوا یوسف و اخوه احب الی ابینا منا و نحن عصبه
سوره یوسف و امام زمان (ع)
.:: چه چیز مایه محبوبیت است ؟

.:: کسانی که به امید محبوبیت با تحمل سختی ها ، به اندام خود شکلی شکیل می دهند نمی دانند که آن ، نه تنها آن ها را دلنشین نکرده ، بلکه ته نشین خواهد ساخت .



آنگاه که گفتند : یوسف و برادرش نزد پدرمان محبوب تر از ما هستند ، حال آنکه ما خود گروهی نیرومندیم !
و تو همین جا می توانی خواب آلودگی آنها را درک کنی که بیچاره ها فکر می کردند آنچه مایه محبوبیت است ، هیکل و تیپ وقیافه و زور بازو و سینه ستبر داشتن است.
این درست همان خطایی است که امروز هم به روز است و چه بسا بسیاری که روزها و ماه ها چه رنچ ها و ملالت ها می کشند تا بازو و اندام خود را فرم داده و شکلی شکیل پیدا کنند آن هم به امید و آرزوی هیچ و پوچ و خام که مثلا در دل ها نشسته و دلنشین باشند حال آنکه این کارها نه تنها آن ها را دلنشین نکرده ، بلکه ته نشین خواهد ساخت و آن ها را پایین می کشد و از چشم می اندازد .


ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، از منظر قران کریم، 
برچسب ها : ان ابانا لفی ضلال مبین و برادران یوسف گفتند : پدر ما گمراه است و راه را گم کرده است و آشکارا به بیراهه می رود چون هیچ نمی داند چه کسی را باید دوست داشته باشد، او گمگشته مسیر عشق است، یعنی عاشق است اما معشوق خود را اشتباهی گرفته است . آن ها پس از مشورت با هم نتیجه گرفتند که عشق را نمی توان از دل پدر ربود، پس تنها راه ربودن یوسف است و حال تو ببین : از حسد بر یوسف مصری چه رفت یکی از آن میان گفت : اقتلوا یوسف یوسف را بکشید . امام را کشتند تا تحت الشعاع قدرت و یا محبوبیت او قرار نگیرند . مأمون، امام رضا (ع) را مسموم می‌كند برای یخل‌ لكم وجه ابیكم. در میان امّت این چراغ نباشد كه نورش، مأمون را تحت الشعاع قرار دهد. امّت از اول گفته است: ان ابانا لفی ضلال مبین تعصب آنها به قدرت خودشان، مال خودشان، ثروتشان و كارشان دلیل کشتن امامان بود . آیا امّت با اهل بیت، رفتاری غیر از رفتار برادران یوسف با یوسف كردند؟ * امّت چه زمانی به سوی امام برمی‌گردد؟ کسی که کنار دریاست چه غمی دارد از اینکه دستش یا جامه اش آلوده شود ؟ و این است که یعقوب فرزندانش را می گفت : هیچ مایوس از رحمت حق نباشید، یعنی اگرچه دست شما به گناه آلوده است، اما یادتان باشد که در کنار خدایید و خداوند دریای رحمت و لطف و عنایت است. البته انسان تا آنجا که می تواند باید جبران کند . به همین خاطر یعقوب ابتدا به فرزندان خویش میگوید : « ای پسران من، بروید و یوسف و برادرش را بجویید » . و سپس فرمود : « و از رحمت خدا مایوس نشوید ». نا امیدی راخدا گردن زده ست (مولانا) فلما دخلوا علیه قالوا یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببعضه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین چون بر یوسف داخل شدند، گفتند : ای عزیز، ما و کسان مان به گرسنگی افتاده ایم و با سرمایه ای اندک آمده ایم، پیمانه ما را تمام ادا کن و بر ما صدقه بده، زیرا خداوند صدقه دهندگان را دوست دارد . و تو ببین چه کسانی امروز درخواست تصدق و صدقه می کنند، همان کسانی که دیروز بالا بودند و یوسف پایین پایین یعنی ته چاه، حالا باور می کنی که دنیا مثل چرخ و فلک است که می چرخد و آنکه بالاست فروآمده و آن که فرورفته بود بالا می آید . این آیات به اندازه‌ای بر اوضاع منطبق است كه كسانی كه می‌خواهند در شب قدر دعای قرآن را بخوانند و اسم اهل بیت را ببرند، وقتی به اسم امام آخر می‌رسند، این آیه را مطرح می‌كنند كه در رابطه با یوسف است: یا ایها العزیزمسنا و اهلنا الضّر ... ان الله یجزی المتصدقین ( یوسف، 88) كار به درخواست صدقه رسیده است. این‌جا كه رسید غیبت برمی‌گردد: قال هل علمتم ما ... جاهلون، قالوا أ انك لأنت یوسف قال انا یوسف و هذا اخی، قد منّ الله علینا.(یوسف، 89 و 90) ...انا یوسف و هذا اخی، یعنی اهل بیت و شیعیان. شیعه همه جا با اهل بیت و كنارشان بوده است. آن‌قدر این قوم وفادار است، آن‌قدر خدا شكور است كه هر جا اهل بیت را می‌آورد، وفاداران به اهل بیت را هم كنارش می‌آورد. :: والسلام علی من اتبع الهدی ::،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بیداری اسلامی
مروری بر آثار بازگشت به قرآن و نقش پیشگامان تفسیر اجتماعی قرآن در بیداری جوامع اسلامی می‌باشد.
تفسیر اجتماعی قرآن و بیداری اسلامی
.:: سید جمال الدین اسدآبادی ، محمد عبده، سید قطب، آیة الله سید محمود طالقانی، علامه طباطبایی، و امام خمینی (ره) را به عنوان پیشگامان تفسیر اجتماعی اند .
.:: نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را از آثار بازگشت به قرآن در کشورهای اسلامی معرفی کرده است


 در این مقاله نویسنده بازگشت جوامع اسلامی به قرآن را رابطه قرآن کریم با سرنوشت فرد و اجتماع دانسته و از آن به نام « تفسیر اجتماعی» و جدا از مقوله « تفسیر نگاری» یاد کرده است. وی سید جمال الدین اسدآبادی ، محمد عبده، سید قطب، آیة الله سید محمود طالقانی، علامه طباطبایی، و امام خمینی (ره) را به عنوان پیشگامان تفسیر اجتماعی معرفی کرده و نقش هر یک را در بیداری جوامع اسلامی و عملی کردن احکام اسلامی بیان نموده است و در نهایت نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را از آثار بازگشت به قرآن در کشورهای اسلامی معرفی کرده است .


دانلود
 تفسیر اجتماعی قرآن و بیداری اسلامی

ملیحه ارزانی



  فصلنامه پژوهش و حوزه - شماره 30 - سال 87


این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است .
 لطفا در باز نشر آن ، منبع را درج نمایید .
منبع : maarefquran.com/Files/fullInfo.php?session=2&id=1623
جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم ، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید.

( آپلود شده توسط وبلاگ"بینات" )
مقاله قرآنی
مشاهده متن [PDF 520KB]





نوع مطلب : تفسیر قران کریم، دانلود، 
برچسب ها : بیداری اسلامی مروری بر آثار بازگشت به قرآن و نقش پیشگامان تفسیر اجتماعی قرآن در بیداری جوامع اسلامی می‌باشد. تفسیر اجتماعی قرآن و بیداری اسلامی .:: سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، سید قطب، آیة الله سید محمود طالقانی، علامه طباطبایی، و امام خمینی (ره) را به عنوان پیشگامان تفسیر اجتماعی اند . .:: نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را از آثار بازگشت به قرآن در کشورهای اسلامی معرفی کرده است در این مقاله نویسنده بازگشت جوامع اسلامی به قرآن را رابطه قرآن کریم با سرنوشت فرد و اجتماع دانسته و از آن به نام « تفسیر اجتماعی» و جدا از مقوله « تفسیر نگاری» یاد کرده است. وی سید جمال الدین اسدآبادی، و امام خمینی (ره) را به عنوان پیشگامان تفسیر اجتماعی معرفی کرده و نقش هر یک را در بیداری جوامع اسلامی و عملی کردن احکام اسلامی بیان نموده است و در نهایت نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را از آثار بازگشت به قرآن در کشورهای اسلامی معرفی کرده است . دانلود تفسیر اجتماعی قرآن و بیداری اسلامی ملیحه ارزانی فصلنامه پژوهش و حوزه - شماره 30 - سال 87 این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن، منبع را درج نمایید . منبع : maarefquran.com/Files/fullInfo.php?session=2&id=1623 جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید. ( آپلود شده توسط وبلاگ"بینات" ) مقاله قرآنی مشاهده متن [PDF 520KB]،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بشارت
تفسیر به رأى چیست؟

تفسیر به رأى آن است كه معنایى را بر قرآن تحمیل كنیم،


متاسفانه اخیرا شاهد ظهور وب نوشت هایی با مضمون تفسیر قرآن هستیم که بدون معرفی خود و بدون معرفی منبع و استدلالی علمی و قوی ، به تحلیل آیات از دیدگاه  خود یا ... می پردازند .

لازم دانستم این مطلب را برای شناخت و تمییز تفسیر به رای ارائه کنم تا مصداق کلام امام باقر (ع) که در ذیل آمده است قرار نگیریم .ان شاء الله

از دوستان وب نویس خواهشمندم این گونه وبلاگ ها را تحریم کنند و به هیچ عنوان لینکی به آنها ندهند تا مهجور بمانند و شاید هم از بی اهمیتی دیگران از این عمل دست بردارند


تفسیر به رای
.:. اگر شخصی از یك لفظی قطع به معنایی پیدا کند و بدون دلیل شرعی و تنها به رأی و نظر شخصی و استحسان خودش تكیه كند؛ تفسیر به رأی است.

.::.  امام باقر (ع) وای بر تو ای قتاده اگر قرآن را از پیش خود تفسیر كنی، به یقین هلاك می‌شوی و دیگران را نیز به هلاكت خواهی كشاند .
 به چند نمونه دقت كنید:
الف) امام در حدیثى در ذیل آیه، «فلینظر الانسان الى طعامه»(عبس، 24) می فرماید: مراد از غذا، علمى است كه انسان می آموزد؛ یعنى یكى از مصادیق طعام، طعام علمى و معنوى است.

ب) در حدیث مى‏خوانیم: امام براى خرید لباس احرام حج، به بازار رفتند و این آیه را تلاوت فرمودند: «ولو ارادوا الخروج لاعدّوا له عُدّة»( توبه، 46.) یعنى اگر قصد رفتن به میدان جهاد داشتند، خود را آماده می كردند.
با اینكه آیه در مورد جهاد است؛ ولى امام این آیه را در مورد حج نیز بكار مى‏برد؛ زیرا آماده‏باش براى حج و جهاد دو مصداق از یك حقیقت و آن انجام تكالیف الهى می باشد.(هدایة الامّة، ج 5، ص 14)

ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : ج) نجاشى به خاطر شرابخوارى در ماه مبارك رمضان، صد ضربه شلاق خورد؛ هشتاد ضربه به خاطر شراب و بیست ضربه به خاطر رعایت نكردن احترام ماه رمضان. او از حضرت على‏علیه السلام ناراحت شد و به معاویه پیوست و علیه حضرت شعرى گفت. طارق بن عبدالله رئیس قبیله‏ى نجاشى نزد حضرت على‏علیه السلام گلایه كرد كه چرا شما بین دوست و بیگانه تفاوت قائل نمى‏شوید! شخص معروفى مثل نجاشى نباید شلاق بخورد! ما این گونه رفتار را تحمّل نمى‏كنیم. امام این آیه را تلاوت فرمود: «و انّها لكبیرة الاّ على الخاشعین»(بقره، 45) طارق نیز به معاویه و دشمنان على پیوست با این‏كه همه می دانیم این آیه مربوط به نماز است؛ ولى حضرت على خود را یكى از مصادیق آیه دانست. یكی از روش‌ها و گرایش‌های تفسیر قرآن تفسیر به رأی است كه در روایات فراوانی به شدّت از آن نكوهش و تقبیح شده است قبل از بیان روایات، به معنی تفسیر و رأی مورد بررسی قرار می گیرد. معنای تفسیر و رأی: تفسیر از واژه «فَسَرَ» به معانی روشن كردن و آشكار ساختن است و تفسیر در اصطلاح مفسران عبارت است از زدودن ابهام از لفظ مشكل و دشوار، كه در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشكال است.[1] «رأی» عبارت است از آن تصوراتی كه مانند محسوسات مورد رؤیت ذهنی باشد و اصطلاحاً به معنای «اعتقاد حاصل از اجتهاد و تفكّر» استعمال می‌شود[2] و برخی از دانشمندان، رأی در این‌ مورد را به معنای «هوی و هوس»[3] گرفته‌اند. روایات در مذمت تفسیر به رأی: احادیثی نقل شده كه مردم را از تفسیر به رأی برحذر داشته است. و قائل به این است که اگر شخصی از یك لفظی قطع به معنایی پیدا کند و بدون دلیل شرعی و تنها به رأی و نظر شخصی و استحسان خودش تكیه كند؛ تفسیر به رأی است.[4] رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «ما امَنَ بی مَنْ فَسَّر برأیه كلامی»[5] (خدای جلّ‌جلاله می‌فرماید: هر كسی به رأی و دلخواه خویش گفتار مرا تفسیر كند به من ایمان نیاورده است) «من فَسّر القرآن برأیه فلیتبوَأ مقعدَه من النّار»[6] (كسی كه قرآن را به رأی و نظر خود تفسیر كند، جایگاهش آتش جهنم است) و عیّاشی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند كه فرمودند: «مَنْ فسّر القرآن برأیه ان اصابَ لم یُوجَز، و ان اخطاً فهو ابعدُ من السماء»[7] (كسی كه قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر كند، اگر درست و مطابقِ با واقع باشد، اجر و پاداشی برایش نیست و اگر خطا رود، هر آینه (از مرز و حق و حقیقت) بیشتر از فاصله آسمان‌ها از یكدیگر، دور شده است. منظور از تفسیر به رأی چیست؟ هر چند مفسران در معنای «تفسیر به رأی» اختلاف كرده‌اند ولی روایات متعدّدی كه از ناحیه ائمه ـ علیهم السّلام ـ وارد شده است «تفسیر به رأی» را به روشنی معنا نموده است.[8] الف. امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ به قتاده مفسِّر معروف فرمودند: «وَیْحَكَ یا قتادة ان كنتَ انما فَسَّرت القرآن من تلقاء نفسِك فَقَدْ هلكتَ و اهلكت و ان اخذتَه من الرجال فقد هلكت و اهلكت» وای بر تو ای قتاده اگر قرآن را از پیش خود تفسیر كنی، به یقین هلاك می‌شوی و دیگران را نیز به هلاكت خواهی كشاند (هم‌چنین) اگر تفسیر قرآن را از دیگر مردم (درست مانند حالتی كه از پیش خود تفسیر كنی) فراگیری، سرانجام هلاك شده دیگران را نیز به هلاكت خواهی كشاند. ب. در تفسیر منسوب به امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است كه:[9] «آیا می‌دانید چه كسانی به قرآن، كه آن را شرفی بسی بزرگ و والا است تمسك می‌جویند؟ آنان كه قرآن و تأویلش را از ما اهل بیت و یا از نمایندگان و سفیران ما به سوی شیعیانمان به دست آورند، نه از طریق قیاس بدكاران و آرای اهل جدل. امّا آنان كه به رأی و نظر خود درباره قرآن اظهار نظر می‌كنند، اگر تصادفاً گفتارشان درست باشد، عملشان از روی نادانی بوده، قرآن را از غیر اهلش فرا گرفته‌اند، و امّا اگر دچار خطا و اشتباه شده، سخنشان مطابق با واقعِ امور نباشد، جایگاهشان آتش جهنم خواهد بود.»[10] پس از نقل دو روایت با تلخیص و دسته‌بندی نظر مؤلف (مقدمه تفسیر برهان)[11] در این مورد بیان می گردد: 1. شخص رأی دارد و یا عاشق نظر خودش است و لذا آیه قرآن را بر اساس خواسته و هوای خودش تأویل و تفسیر می‌كند و چنان‌چه رأی او نبود هیچ‌گاه آن معنا از آیه استفاده نمی‌شد و این نوع تفسیر به رأی خودش دو نوع است یكی این‌كه تفسیر او از راه جهل و نادانی است. پس مثال می‌فرماید مثل اكثر تفاسیر مخالفین. دوم آن‌كه با علم و آگاهی این كار را انجام می‌دهد مثل آنهایی كه با آیات قرآن برای تصحیح بدعت‌های خود استدلال می‌كند در حالی كه خودش می‌داند معنی آیه چنان نیست كه او می‌گوید ولی برای این‌كه خصم خود را به اشتباه بیندازد و او را گمراه كند. سوم این‌كه همین‌ شخص كه بر اساس هوای نفس قرآن را تفسیر می‌كند و با علم و آگاهی می‌داند این تفسیر غلط است ولی غرض صحیح ممكن است داشته باشد (مثل اصحاب تأویلات باطنیه) مثلاً برای این‌كه دلیلی از قرآن برای مجاهده با نفس داشته باشد به آیه «اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى»[12] كه اشاره به قلبش می‌نماید كه فرعون این است و این نوع تفسیر هم ممنوع است (البتّه دلیلش روشن است اگر راهش باز شود هر كسی براساس خواسته هوی و هوس از قرآن برداشتی می‌كند همان‌طور كه مجاهدین خلق می‌گفتند: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[13] یعنی مبارزه زیر زمینی و همین مطلب خواسته طرفداران «قرائت‌های مختلف می‌‌باشد» پس در این اقسام سه‌گانه كه بخش نخست بود طرف دنبال تفسیر قرآن نیست بلكه خودش ایده و هوی و هوسی دارد كه می‌خواهد آن را توجیه كند سعی می‌كند از قرآن برای خودش دلیل توجیه‌كننده‌ای بیاورد. 2. شخص از پیش خود تسریع دارد در تفسیر نمودن قرآن ولی سرمایه عملی‌اش فقط به طور اندك است، ظاهر زبان عربی را بلد است. دنبال طلب روایت و گفتاری كه از ائمه ـ علیهم السّلام ـ در مورد این آیه است نیستند مخصوصاً روایاتی كه در مورد مطالب بلند و غرائب (دور) و الفاظ مبهمه، الفاظ جابجائی در موارد اختصار حذف، اضمار، تقدیم و تأخیر، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، رخص و عزائم محكم متشابه و چهره‌های گوناگون آیات متفرقه وجود دارد كه محتاج به استماع از ائمة ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد. كسی که در چنین موردی مبادرت بورزد در استنباط معانی قرآن (و تفسیر آن) به مجرد همان مقدار فهم لغت عربی اشتباه و غلط خواهد شد و جزء آنهای كه تفسیر به رأی دارند می‌باشد. بنابراین لازم است دنبال شنیدن (اخبار تفسیر باشد) تا موارد غلط و اشتباه از بین برود و تازه بعد از شنیدن روایات باید اهل نظر و استنباط باشد، تا بتواند آن را بفهمد، و از جمله برنامه تفسیر، وارد بودن به زبان و لغت عربی است تا با آشنایی به لغت و زبان آن را تفسیر نماید. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 1. تفسیر تسنیم، ج1، اثر استاد جوادی آملی. 2. البیان، ج1 و 2، اثر مرحوم خویی. -------------------------------------------------------------------------------- [1] . معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون، مشهد، الجامعة الرضویه، 1418 ق، ج 1، ص 13. [2] . عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی و روش‌های تفسیر قرآن تهران، چاپ ارشاد، 1373، ص 229. [3] . معرفت، همان، ص 63. [4] . مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ص 21. [5] . معرفت، ص 60. [6] . همان، ص 61. [7] . مرآة الانوار، مقدمه تفسیر قرآن، ص 16، به نقل از: عمید زنجانی، ص 223. [8] . تمام این روایات در مقدمه تفسیر برهان كه قبل از جلد اوّل است به عنوان مرآة الانوار و مشكوة الاسرار وجود دارد. [9] . متن حدیث را به علت اختصار پاسخ، حذف نمودیم و به ترجمه آن اكتفاء نمودیم. [10] . مقدمه تفسیر برهان، (مرأة الانوار)، ص 16. [11] . همان. [12] . طه/ 24. [13] . بقره/ 3. منابع مورد استفاده : 1. راسخون 2. درس هایی از قرآن،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
«و ننزل من القــرآن ما هو شفــاء و رحمــة للمؤمنین و لا یزیـد الظالمین الاخسـارا»
این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مبارکه اسرا میباشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن کریم سخن به میان آورده است.

راهنمایی قرآن کریم بر هدایت
 

در آیه 9 این سوره، قرآن کریم را با این اوصاف به مردم معرفی می‌کند که همانا این قرآن، خلق را به استوارترین طریقه هدایت می‌کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت میدهد.
در آیات 82 الی 100 این سوره خداوند برای بار دوم در این سوره، قرآن کریم را معجزه و آیت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» معرفی می‌کند و همچنین آن را موجب رحمت و برکت می خواند.
همانگونه که می‌دانیم کلمه «من» دارای معانی مختلفی است؛ گاهی برای بیان تبعیض می‌آید و گاهی بیانیه است.
علامه طباطبایی کلمه «من» را در این آیه «بیانیه» دانسته اند؛ زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتی از قرآن نیست بلکه اثر قطعی همه آیات قرآن است. بنابراین اگر این کلمه بیانیه باشد معنای آیه به این صورت خواهد شد: «ما نازل می‌کنیم آنچه را که شفاء و رحمت است و آن قرآن است و...»

دارویی بدون عوارض جانبی !

قرآن شفاء است

ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، دین و اندیشه، 
برچسب ها : در آیه بالا، خداوند قرآن کریم را شفاء نامیده است و اگر خداوند قرآن کریم را شفاء نامیده با در نظر داشتن اینکه شفاء باید حتما مسبوق به‌مرضی باشد خود افاده می‌کند که دل‌های بشر احوال و کیفیاتی دارد که اگر قرآن را با آن احوال مقایسه کنیم، خواهیم دید که همان نسبتی را دارد که یک داروی معالج با مرض دارد. انسان همانطور که سلامتی و بیماری جسمی دارد یک سلامتی و بیماری روحی هم دارد، و همانطور که اختلال در نظام جسمی او باعث میشود که دچار مرض‌های جسمی شود همچنین اختلال در نظام روحی او باعث میشود به مرض‌های روحی مبتلا شود، و همانطور که برای مرض‌های جسمیش دوایی است، مرض‌های روحی نیز درمانی دارد. قرآن کریم با حجت‌های قاطع و براهین ساطع خود، انواع شک و تردیدها و شبهاتی را که در راه عقاید حق و معارف حقیقیه میشود از بین برده، با مواعظ شافی خود و داستان‌های آموزنده و عبرت‌انگیز، مثل‌های دلنشین، وعده و وعید، انزار و تبشیرش و احکام و شرایعش با تمامی آفات و عاهات دل‌ها مبارزه کرده همه را ریشه‌کن میسازد، بدین جهت خداوند قرآن را شفای دل مؤمنان نامیده است همچنانکه خداوند در میانه مؤمنین گروهی را چنین معرفی می‌کند که در دل‌هایشان مرض دارند و این مرض غیر کفر و نفاق صریح است و می‌فرماید: «لئن لم ینثه المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة لنغرینک بهم» و نیز می‌فرماید: «و لیقول الذین فی قلوبهم مرض و الکافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا» اینکه قرآن کریم آنرا مرض خوانده قطعا چیزیست که ثبات قلب و استقامت نفس را مختل میسازد، از قبیل شک و ریب که هم آدمی را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوی باطل و پیروی هوی متمایل میسازد و هم با ایمان ـ البتــه با نازل‌ترین درجه ایمــان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان نیز دچار آن هستند و خود یکی از نواقص، نسبت به مراتب عالیه ایمان، شرک شمرده میشود و خداوند در این باره می‌فرماید:«ولا یؤمن اکثر هم بالله الاوهم مشرکون»و نیز می‌فرماید: «فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکمون فیما شجر بینهم ثم لا یجــدون فی انفسهــم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " چرا خداوند قرآن را شفای دل مؤمنین نامیده است؟ قرآن کریم با حجت‌های قاطع و براهین ساطع خود، بدین جهت خداوند قرآن را شفای دل مؤمنان نامیده است. دارویی بدون عوارض جانبی ! قرآن رحمت برای مؤمنان است چرا خداوند بعد از اینکه قرآن را شفاء برای مؤمنان معرفی می‌کند آن را رحمت نیز میخواند ؟ باید در نظر داشت که رحمت افاضه‌ای است که به وسیله آن کمبودها جبران گشته حوایج برآورده میشود. قرآن دل آدمی را به نور علم و یقین روشن میسازد و تاریکی‌های جهل و شک را از آن دور می‌کند و آن را به زیور ملکات فاضله و حالات شریفه می‌آراید و این گونه زیورها را جایگزین پلیدی‌ها و صورت‌های زشت و صفات نکوهیده میسازد. استاد مکارم شیرازی در توضیح این مطلب می‌نویسد: «شفاء» اشاره به «پاکسازی»، و «رحمت» اشاره به «نوســازی» است و یا به تعبیر فلاسفه و عرفا، اولی به مقام «تخلیــه» اشاره می‌کند و دومی به مقام «تحلیــه». قرآن برای چه کسانی رحمت است؟ قرآن برای مردم و اهل قرآن رحمت است و شکی در آن نیست و اهل قرآن کریم، ائمه هدی هستند که خداوند می‌فرمایند: «ثمّ اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا.» قرآن برای کسانی رحمت است که به فرایض آن عمل می‌کنند و آنچه را که در قرآن حلال است حلال، و آنچه را که حرام است، حرام میدانند. پس اینان مؤمنان هستند که وارد بهشت میشوند و عذاب نمیشوند، بلکه از عذاب نجات می‌یابند. قرآن رحمت است برای کسی که طلب رحمت می‌کند و رحمت را برای خویش میخواهد. قرآن شفاء از کفر، شرک، جهل، فساد و هر رذیلتی است البته برای کسی که بخواهد برای خداوند تعالی خالص شود. قرآن چگونه شفا می‌دهد ورحمت عطا می‌کند؟ قرآن کریم از آن جهت که شفاء است، اول صفحه دل را از انواع مرض‌ها و انحرافات پاک می‌کند و زمینه را برای جای دادن فضایل آماده میسازد؛ از آن جهت که رحمت است صحت و استقامت اصلی و فطری دل را به او باز میگرداند؛ از آن جهت که شفاء است محل دل را از موانعی که ضد سعادت است پاک کرده آماده پذیرش سعادت میسازد؛ از آن جهت که رحمت است هیبت سعادت به او داده و نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین می‌کند. دارویی بدون عوارض جانبی ! قرآن چگونه خسران را زیاد می‌کند؟ قرآن برای ستمگران افزونی خسارت است . در این قسمت از آیه «و لا یزید الظالمین الا خسارا»، مراد از ظالمین قهرا غیر مؤمنان یعنی کفار خواهند بود زیرا سیاق آیه دلالت بر این می‌کند که مراد از این قسمت از آیه بیان اثری است که قرآن در غیر مؤمنان دارد. در یکی از عبارات نهج البلاغه می‌خوانیم: «شفاء لا تخشی اسقامه» یعنی اینکه «قرآن داروی شفابخشی است که هیچ بیماری از آن بر نمی‌خیزد.» کلمه «خسار» به معنای ضرر دادن از اصل سرمایه است، کفار مانند همه افراد یک سرمایه اصلی داشتند و آن دین فطریشان بود که هر دل ساده و سالمی به آن ملهم است، ولی ایشان به خاطر کفری که به خدا و آیات او ورزیدند از این سرمایه اصلی کاستند و چون به قرآن کفر ورزیدند و بدون منطق و دلیل بلکه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان نموده نقصی روی نقص قبلیشان اضافه کرد. البته این در صورتی است که از آن فطرت اصلی چیزی در دل‌هایشان مانده باشد و گرنه هیچ اثری در آن‌ها نخواهد داشت و لذا به جای اینکه بفرماید: «یزید الظالمین خسارا» که به معنی «در ستمگران خسران را زیادتر می‌کند» فرمود: «ولا یزیدالظالمین الاخسارا» که به معنی «در ظالمان اثری جز خسران ندارد» یعنی در آن کسانی که از فطرت اصلیشان چیزی نمانده هیچ اثر ندارد و در آن کسانی که هنوز از موهبت فطریشان مختصری مانده این اثر را دارد که کمترش می‌کند. این خسران و نقصان نیز از جهت تکذیب و کفر آنها به قـرآن کریم است و همچنین خداوند می‌فرماید: «فزادتهم رجسا الی رجسهم». در این قسمت زیاد شدن خسران کفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر کفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت نفوسشان است. در حدیثی که منسوب به امام محمد باقر «علیهالسلام» است می‌خوانیم که حضرت می‌فرمایند: جبرئیل بر پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» نازل شد و فرمود: «و لا یزید الظالمین آل محمــد حقهم الاخسارا». دارویی بدون عوارض جانبی برای روح و جسم با این اوصاف که خداوند قرآن کریم را شفاء و رحمت برای مؤمنان خوانده در واقع آن را به عنوان یک دارو برای امراض جسمی و روحی معرفی کرده است. همانطور که می‌دانیم داروی دردهای جسمانی غالبا اثرهای نامطلوبی روی ارگان‌های بدن میگذارند تا آنجا که در حدیث معروفی آمده: «هیچ دوایی نیست مگر اینکه خود سرچشمه بیماری دیگری است.» اما این داروی شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روی جان و فکر و روح آدمی ندارد، بلکه برعکس تمامی آن خیر و برکت است. در یکی از عبارات نهج البلاغه می‌خوانیم: «شفاء لا تخشی اسقامه» یعنی اینکه «قرآن داروی شفابخشی است که هیچ بیماری از آن بر نمی‌خیزد.» کوتاه سخن این که قرآن مؤمنان را صحت و استقامت می‌افزاید و سعادتـــی بر سعادت و استقامتی بر استقامتشان اضافه می‌کند و اگر در کافــران هم چیزی زیاد کند آن چیز عبارت از نقص و خسران خواهد بــود. منبع: پایگاه شیعه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    ...   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو