تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب ویژگی های قران
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

اعجازی جدید در دو سوره‌ی کهف و قلم نشان می‌دهد هر کلمه در کتاب خداوند با دقتی بی نظیر و اعجاز آور نهاده شده است.

قرآن کریم

 

اعجاز عددی سوره قلم

قاعده ای که بر آن سیر می‌کنیم این است که کلمات قرآنی به گونی اعجاز آور چیده شده‌اند به گونه ای که کسی را توانایی سخن راندن و نوشتن به مانند آن نیست.

در سوره قلم (آیات 21 تا 32 ) داستان صاحبان باغی نقل شده است که دو نفر از آن‌ها خواستار محروم کردن مسکینان از محصول باغ بودند و یک نفرشان نیز بینوایان را فراموش نمی‌کرد... لیکن خداوند درسی بس مهم به آن‌ها داد و شبانه با طوفانی آتشین باغشان را نابود کرد ...حال آیه را مرور می‌کنیم.

(فَتَنَادَوْا مُصْبِحِینَ أَنِ اغْدُوا عَلَی حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَارِمِینَ فَانْطَلَقُوا وَهُمْ یَتَخَافَتُونَ أَنْ لَا یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ وَغَدَوْا عَلَی حَرْدٍ قَادِرِینَ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ یَتَلَاوَمُونَ قَالُوا یَوَیْلَنَا إِنَّا کُنَّا طَاغِینَ عَسَی رَبُّنَا أَنْ یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَی رَبِّنَا رَاغِبُونَ) [القلم: 21-32].

ترجمه: صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند که به سوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید آن‌ها حرکت کردند در حالی که آهسته با هم می‌گفتند، مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود!  آن‌ها صبحگاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند هنگامی که (وارد باغ شدند، و) آن را دیدند گفتند: ما راه را گم کرده‌ایم!  (آری همه چیز به طور کامل از دست ما رفته) بلکه ما محرومیم.  یکی از آن‌ها که از همه عاقل‌تر بود گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی‌گوئید؟ گفتند: منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بودیم.  سپس آن‌ها رو به هم کردند و به ملامت یکدیگر پرداختند.  (و فریادشان بلند شد) گفتند: وای بر ما که طغیانگر بودیم.  امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن را بجای آن به ما بدهد، چرا که ما به او دل بسته‌ایم.

متن با (فَتَنَادَوْا) یعنی همدیگر را صدا زدند آغاز و با کلمه (رَاغِبُونَ) یعنی دل بسته‌ایم به پایان می‌رسد اما شاهد ما در این آیات کلمه (أَوْسَطُهُمْ) می‌باشد که از ریشه وسط می‌آید و به معنای میانه و وسط می‌باشد و در ترجمه‌ها خردمندترین و عاقل‌ترین نیز معنی شده است اما آیا این کلمه ممکن است در بین کلمات متن قرآنی بالا نیز وسط و میانه باشد؟

هنگامی که به شمردن کلمات می‌پردازیم در می‌یابیم که تعداد کلمات متن 63 کلمه می‌باشد و کلمه (أَوْسَطُهُمْ) دقیقا در بین کلمات قرار می‌گیرد یعنی 31 کلمه قبل و 31 کلمه بعد از آن قرار می‌گیرند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : اعجاز در سوره کهف، اعجاز قران، تازه های قران، قران فارسی، قارعه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

افسون قرآن آنچه می‌خوانید برگردان رساله «التصویر الفنی فی القران» تألیف سید قطب است که به قلم قرآن‌پژوه و مترجم بنام معاصر، مرحوم دکتر محمد مهدی فولادوند، به فارسی روان برگردانده شده است.

از همان لحظه‌ی نخستین قرآن عرب را مسحور کرد چه آنهایی که خداوند سینه‌شان را برای پذیرش اسلام گشاده و چه آنهایی که بر دیده‌شان پرده‌یی افکنده بود. اگر از عده‌ی انگشت شماری که شخصیت محمّد (ص) انگیزه‌ی اصلی ایمان آن‌ها بود صرف نظر کنیم، نظیر:همسر وی خدیجه و دوست وفادارش ابوبکر و پسر عمویش علی (ع) و غلامش زید و چند تن دیگر، به خوبی مشاهده می‌کنیم که در روزگاری که محمّد (ص) کرّوفّری و اسلام قدرت دفاعی از خود نداشت، قرآن انگیزه‌ی اصلی گرویدن یا یکی از عوامل قطعی ایمان مسلمانان در نخستین روزهای دعوت آن‌ها به اسلام به شمار می‌رفت.

قران

داستان ایمان عمر و اعراض ولید بن مغیرة دو نمونه است از ماجراهای بسیار ایمان و اعراض مردمان و وجه مشترک این اقبال و ادبار در دو مسیر مختلف، باز همان افسون شگرف قرآنی از لحظات نخستین دعوت است یعنی آنچه مۆمن و کافر را به طور یکسان تحت تأثیر قرار داد، همان افسون قرآنی بود.

در مورد ایمان عمر روایات گوناگونی است.

از آن جمله است روایت عطا و مجاهد به نقل از ابن اسحق، از عبد اللّه بن نجیح. طبق این روایت عمر چنین می‌گوید:

3 «نخست دشمن اسلام و مردی می‌گسار بودم و در روزگار جاهلیّت دلباخته‌ی شراب بودم و مجلسی داشتیم که بزرگان قریش در آن گرد می‌آمدند. روزی از خانه بیرون آمدم و در پی همدمان خود می‌گشتم، کسی از آن‌ها را نیافتم. پیش خود گفتم کاش به خانه‌ی فلان می‌فروش می‌رفتم! بدان جا شدم و او را نیافتم. گفتم کاش به کعبه می‌رفتم و برگرد آن هفت یا هفتاد بار طواف می‌کردم! پس به آهنگ طواف به مسجدالحرام در آمدم و به ناگاه فرستاده‌ی خدا را به نماز ایستاده دیدم و چون وی به نماز می‌ایستاد رو به بیت‌المقدس می‌کرد و خانه کعبه را میان خود و شام قرار می‌داد و میان دو رکن (حجر الاسود و یمانی) قرار می‌گرفت. چون او را دیدم با خود گفتم کاش می‌توانستم امشب به گوش باشم تا سخن محمّد (ص) را بشنوم ولی در دلم گذشت که اگر به او نزدیک شوم شاید مایه‌ی ترس او گردد. پس از جانب حجر الاسود در آمدم و خود را در زیر پوشش کعبه نهان کردم به گونه‌یی که میان من و او حایلی جز پوشش خانه‌ی کعبه نبود. چون به قرآن گوش فرا دادم دلم نرم شد و گریستم و اسلام در دلم راه یافت.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : اعجاز قران، افسون قران، دل نشین بودن قران، قران فارسی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

اشاره:

چگونگی آفرینش آدم، از دیرباز مورد توجّه دانشمندان بوده و تاکنون دو نظریّه عمده، در این باره ابراز شده است: 

1. نظریّه ثبوت صفات گونه‌ها و انواع و خلقت مستقل (فیکسیسم Fixism)؛ 

2. نظریّه تحوّل انواع و تغییر تدریجی صفات گونه‌ها و پیوستگی نسلی جان‌داران و تکاملی بودن حیات آن‌ها (ترانسفورمیسم Transformism). دانشمندان اسلامی نیز با الهام از قرآن، در این‌باره بحث و گفت و گو کرده‌اند و هر یک از دو نظریّه پیش گفته، در میان آنان طرف‌دارانی دارد و به آیاتی از قرآن برای اثبات هر یک از آن دو استدلال شده است.  

شایان ذکر است که اعتقاد به نظریّه تکامل، به هیچ وجه به معنای انکار صانع و عدم توجّه به خدا و دین نبوده و با اعتقاد به ربوبیّت خداوند تباینی ندارد؛ زیرا تحوّلِ چیزی به چیز دیگر در جهان (خواه در انواع و یا هر چیز دیگر) نشان دهنده نظام متقن طبیعت است که به قدرت خداوند حکیم طرّاحی شده است. داروین خود نیز تصریح می‌کند که در عین قبول تکاملِ انواع، خداپرست است و اصولاً بدون قبول خدا نمی‌توان تکامل را توجیه کرد.

قرآن

استاد فقید، محمد مهدی فولادوند در کتاب قرآن‌شناسی، نوشتاری در باب این فرضیه با عنوان "درک زنده از قرآن"، دارد که عیناً در زیر می‌آید:

 

از خود می‌پرسیم این زمین و اختران و آفتاب و ماه چگونه پدید آمده‌اند و نخستین انسان چه وقت بر روی کره خاک به وجود آمده است؟ شناخت این مسائل فرع آگاهی است از علوم زیست شناسی و مردم شناسی و شیمی و ستاره شناسی و شیمی عضوی و زمین شناسی و جنین شناسی و کالبد شناسی و غیره...

یکی از اشخاصی که درباره‌ی مبدأ حیات تحقیق و آراء او غوغا به پا کرده چارلزداروین انگلیسی است.

داروین در سفینه‌یی به نام «بیگل» به مسافرت در دریاها و اکناف عالم پرداخت ونمونه‌هایی از گیاه‌ها گرد آوری و در احوال حیوانات گوناگون به مطالعه و مقایسه پرداخت. نخستین امری که نظر داروین را جلب کرد سازگاری گیاه‌ها و حیوانات با محیط و متناسب شدن با آن بود.

اسکیموها که در نزدیکی‌های مناطق قطبی به سر می‌برند پیه بدنشان-مانند ماهی‌های همان مناطق-زیاد است. خرس‌های آنجا نیز پوستین‌های پر پشمی دارند و حال آنکه همان موجودات در جاهای بسیار گرم سیاه و لاغرند.

مارمولک‌ها-و برخی از انواع موش‌هایی-که در اعماق غارهای تار زندگی می‌کنند کورند ولی در بیابان‌های گرم چشم‌های تیز بینی دارند و رنگ‌ها را به خوبی تشخیص می‌دهند.

دهان جانوران بر حسب وظیفه‌یی که ایفا می‌کنند متفاوت است:گاهی خنجری و بسیار تیز و گاه منقاری و گاهی چنگک‌دار و زمانی-مانند مگس-دارای خرطوم یا چون پشه سوزن دارند. برخی کرم‌ها-چون کرم معده یا زالو به جدار معده یا پوست می‌چسبند.

آیا حیوانات همه از اصل واحدی سرچشمه گرفته و بعد هر یک-بر حسب ظروف و محیط-به گونه و شکلی در آمده و بر اساس نیازهای جدید با محیط تازه خود را تطبیق داده‌اند؟ آن‌هایی که روی زمین زندگی می‌کرده به پا نیاز داشته‌اند و آن‌هایی که در آب زندگی می‌کرده‌اند آلت شنا در آن‌ها پدید آمده و آن‌ها که در هوا به پرواز در آمده‌اند اطراف بدن آن‌ها به دو بال تبدیل شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : درک زنده از قران، قران، قارعه، مقاله قران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
در سوره‌ی الرحمٰن ابتدا «علم القرآن» بیان شده و سپس «خلق الانسان»، پس قرآن قبل از انسان به چه کسانی تعلیم داده شده است؟

قرآن مجید
موضوع را از چند جنبه باید مطرح و به چند معنا باید نمود:

- در سوره مبارکه‌ی «الرحمٰن»، از ابتدا تا به انتها به رحمت‌ها و نعمات واسعه‌ی الهی اشاره شده است، چنان چه ابتدای آن با کلمه و اسم رحمت خدا «الرحمن» آغاز شده است و ختم به اسمای جلال و کریم می‌گردد. «تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الجَْلَالِ وَ الْاکْرَام» و در طی سوره 31 مرتبه به نعمت‌های غیر قابل انکار و شمارش خدا تذکر می‌دهد «فَبِأَیّ‌ِ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَان» و به برخی از آن نعمت‌ها و آلاء (قرآن، انسان، علم بیان، خورشید، ماه، خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، بهشت و حتی جهنم و ...) نیز اشاره می‌نماید.

- نعمت‌های شمارش شده [و نشده از این قبیل] همه صادره از جلوه‌ی رحمانیت خداوند متعال است و به همین دلیل، نمی‌فرماید: الله، یا حکیم، یا علیم، یا قادر و ...، در امر خلقت چنین و چنان نمود، بلکه می‌فرماید «الرحمن» قرآن را تعلیم داد، انسان را خلق کرد، علم بیان را آموخت، خورشید و ماه و ستارگان را به نظم درآورد و ... . یعنی این‌ها همه جلوه‌ی رحمت الهی است.

پس از قرآن کریم، انسان از عظمت وجودی بالاتری قرار می‌گیرد که این عظمت به شرط برخورداری و استفاده‌ی صحیح از قدرت «بیان» به معنای امکان و قدرت «تبیین» و روشنگری و تکلم هدایتگرانه (بر اساس آگاهی و آگاه کننده) می‌باشد و آگاهی و قدرت تبیین و تکلم آگاه کننده نیز مستلزم تمسک و بهره‌وری از ظاهر و باطن قرآن کریم است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، ویژگی های قران، 
برچسب ها : اما ترتیب بیان شده توجه به عظمت مراتب وجودی آن تجلیات دارد و نه مبتلا و مبتلابه یا خطیب و مخاطب ...، و بدیهی است که عظمت و حقیقت وجودی قرآن کریم به مراتب والاتر از «انسان» به معنای عام آن است. پس از قرآن کریم، انسان از عظمت وجودی بالاتری قرار می‌گیرد که این عظمت به شرط برخورداری و استفاده‌ی صحیح از قدرت «بیان» به معنای امکان و قدرت «تبیین» و روشنگری و تکلم هدایتگرانه (بر اساس آگاهی و آگاه کننده) می‌باشد و آگاهی و قدرت تبیین و تکلم آگاه کننده نیز مستلزم تمسک و بهره‌وری از ظاهر و باطن قرآن کریم است. پس از توجه به نکات فوق، تأمل در مباحث دیگری نیز لازم است که از جمله موارد ذیل می‌باشد: الف – هر چیزی «جسم، روح و ملکوتی» دارد، که ملکوت هر چیز نزد خداوند متعال و در اختیار اوست: «فَسُبْحانَ الَّذی بِیدِهِ مَلَکُوتُ کلشی‌ءٍ وَ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ» (یس - 83) ؛ منزه است آنکه ملکوت (سلطنت به کنه وجود) همه چیز به دست اوست و به سوی او بازگشت می‌یابید. و آن چه نازل می‌گردد نیز از منبع و خزینه است که همه‌ی خزاین زمین و آسمان‌ها نزد اوست و از هر چه حکمت و مشیت‌اش تعلق بگیرد، به اندازه‌ی لازم از آن خزاین نازل می‌نماید: «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» (المنافقون – 7) ؛ گنج‌های زمین و آسمان‌ها از آن خداوند است. «وَ إِنْ منشی‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ به قدر مَعْلُومٍ» (الحجر - 21) ؛ هیچ چیز نیست مگر آنکه نزد ما خزینه‌های آنست و ما نازلش نمی‌کنیم مگر به اندازه معین. قرآن کریم نیز از این قواعد مستثنیٰ نمی‌باشد. قرآن نیز جسمی دارد که در قالب کتاب در اختیار ماست و روحی دارد که انسان کامل است و ملکوت و خزینه‌ای دارد که در نزد پروردگار عالم است و از آن به حدی که لازم بوده است (به قدر مَعْلُومٍ) نازل نموده است. لذا خداوند خود در به اره‌ی قرآن کریم می‌فرماید: قرآن مجید «وَ الْکِتَابِ الْمُبِینِ * إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِیا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فیِ أُمّ‌ِ الْکِتَابِ لَدَینَا لَعَلیِ‌ٌّ حَکِیمٌ» (الزخرف -4) ترجمه: سوگند به کتاب روشنگر * که ما آن را خواندنی عربی کردیم، شاید تعقل کنید * و سوگند که این خواندنی قبلاً درم الکتاب نزد ما بود، که مقامی بلند و فرزانه دارد. پس، قرآن کریم نیز از قبل خلق شده است و خزینه‌ای نزد پرودگار دارد و در عالم ملکوت نام این کتاب (علی حکیم) است. و همه‌ی کتب آسمانی در هر زمانی به حدی که لازم بود «به قدر معلوم» از آن خزینه نازل شده‌اند. ب – پس ملکوت و روح قرآن کریم، کتاب علم همه‌ی مخلوقات و از جمله ملائک، جنیان و انسان می‌باشد. و انسان نیز پس از جن و ملک خلق شده است. ج – اما ملکوت همین انسان نیز قبل از هر چیزی خلق شده است. خلق اول انسان کامل و نور حضرت محمد صلوات‌الله علیه و آله و مشتق از نور او، نور وجود اهل عصمت علیهم‌السلام بوده است و علمی که خداوند متعال به حضرت آدم (ع) تعلیم داد و سپس به واسطه عدم آگاهی ملائک از این معلم، آدم (ع) را معلم و مسجود ملائک ساخت، همین معرفت انوار مقدسه‌ی وجودهای مبارک بوده است و این وجودهای برتر نیز به علم قرآن (یا شاید بتوان گفت ملکوت قرآن) تعلم یافتند. پس از همان ابتدا که خلق اول، انسان کامل و اشرف مخلوقات خلق شد، قرآن کریم به او تعلیم داده شد و در عالم ظاهر نیز همین‌طور است. قرآن کریم انسان کامل و انسان کامل قرآن کریم است. چنان چه در همین عالم ماده و طبعیت شاهدیم که امیرالمؤمنین (ع) در جنگ صفین فریاد بر می‌آورد که فریب نخورید، قرآن منم. و یا در روایات دیگر می‌فرماید: انا الحوامیم، انا المثانی و ... – حاء میم‌های قرآن منم، سوره حمد منم و ... . پس، اگر بیان شد که خداوند کریم قرآن را به حضرت محمد و سایر معصومین (ع) تعلیم داد، معنایش این نیست قرآن همین جلد کتاب و دامنه‌ی حیات، تعلیم و تعلم نیز همین عالم طبیعت است. اگر چه در عالم طبیعت نیز به حضرت آدم (ع) و سایر انبیاء و به تبع آنان سایر انسان‌ها، و همین‌طور به جنیان که مکلب به تبعیت انبیای بشری بودند، همین قرآن تعلیم داده شده است. قرآن کریم کتاب هدایت بشر و نیاز ضروری و اولیه بشر است و خداوند حکیم، پاسخ نیاز بشر را قبل از خودش خلق نموده است. چنان چه اگر خلقت بدن مادی او نیاز به «آب و خاک – گل» داشت، این آب و خاک قبل از او خلق شده‌اند و اگر قرار بود به زمین هبوط پیدا کند، این زمین قبل از او خلق شده بود در روایت آمده است: «حسین بن خالد روایت کرده که امام علیه السّلام، «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» را چنین تفسیر کرده که «اللَّه علم محمدا القرآن – یعنی الله جل جلاله قرآن را به محمد صلوات الله علیه و آله تعلیم داد». راوی می‌گوید: سپس پرسیدم: «خلق الانسان» چه معنی دارد؟ فرمود مراد از انسان، امیرالمؤمنین علیه السّلام است که بعد از پیغمبر او فرد کامل است. و گفتم: «علمه البیان»؟ چه معنی دارد: فرمود تعلیم کرد حضرت امیر را هر چه مردم به آن احتیاج دارند.» (تفسیر شریف لاهیجی، ج‌4، ص: 328) پس، از همان ابتدا که خلقت آغاز شد، ملکوت و روح قرآن نیز خلق شد و اساساً این دو جدای از هم نیستند. چنان در عالم طبیعت نیز، پیامبر اکرم (ص) فرمود: «این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر به من برسند». مضاف بر آن که در همین عالم طبیعت، قرآن کریم کتاب هدایت بشر و نیاز ضروری و اولیه بشر است و خداوند حکیم، این زمین قبل از او خلق شده بود. پس، اگر بگوییم که قرآن در عالم طبیعت به انبیاء الهی، از حضرت آدم (ع) گرفته تا خاتم (ص) نازل گردیده است، معلوم است که قبل از آنها به ناقل وحی، حضرت جبرئیل و ... تعلیم شده است.،
لینک های مرتبط :
جهانی بودن زبان قرآن
یكی از ویژگیهای قرآن جهانی بودن زبان قرآن است.
در فهم معارف قرآن نه بهره‌مندی از فرهنگی خاص شرط است و نه تمدّن ویژه‌ای مانع است تا انسان‌ها با داشتن آن مدنیّتِ مخصوص از مفاهیم قرآنی محروم باشند و یگانه زبانی كه عامل هماهنگی جهان گسترده بشری است. زبانِ فطرت است كه فرهنگ عمومی و مشترك همه انسانها در همة اعصار است و هر انسانی به آن آشنا و از آن بهره‌مند است و هیچ فردی نمی‌تواند بهانه بیگانگی آن را در سر بپروراند.
مراد از زبان قرآن لغت و ادبیات نیست؛ زیرا روشن است كه معارف قرآن كریم در چهرة لغت و ادبیات عربی بر انسانها نمودار گشته است و غیر عرب‌زبانان قبل از فراگیری زبان و ادبیات عرب با لغت قرآن ناآشنایند مراد ما از زبان قرآن و مردمی بودن آن، سخن گفتن به فرهنگ مشترك مردم است. انسانها اگر چه در لغت و ادبیات از یكدیگر بیگانه‌اند از فرهنگهای قومی و اقلیمی نیز با هم اشتراكی ندارند؛ امّا در فرهنگ انسانی كه همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییرناپذیرست با هم مشتركند و قرآن با همین فرهنگ با انسانها سخن می‌گوید.[4] مخاطب آن فطرت انسان‌ها و رسالت آن شكوفا كردنِ آرمان‌های والای انسانهاست.
40. زیبایی ظاهر و عمق معنا
آثار اُدباء و نویسندگان به دو دستة متمایز تقسیم می‌شوند جمعی به زیبایی الفاظ اهمیت می‌دهند و در بند عمق معنا نیستند و گروهی به الفاظ توجهی ندارند و تمام قدرت خود را متوجّه عمق معانی می‌كنند البته در میان اهل قلم عده‌ای هم هستند كه به هر دو قسمت توجّه دارند. ولی بسیار محدود هستند.
امّا قرآن این ویژگی بزرگ را دارد كه الفاظ آن در نهایت شیوایی و جمله بندیهای آن در نهایت ظرافت و زیبایی و معانی نیز با رعایت تمام ریزه‌كاریها و دقایق می‌باشند.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : جهانی بودن زبان قرآن یكی از ویژگیهای قرآن جهانی بودن زبان قرآن است. در فهم معارف قرآن نه بهره‌مندی از فرهنگی خاص شرط است و نه تمدّن ویژه‌ای مانع است تا انسان‌ها با داشتن آن مدنیّتِ مخصوص از مفاهیم قرآنی محروم باشند و یگانه زبانی كه عامل هماهنگی جهان گسترده بشری است. زبانِ فطرت است كه فرهنگ عمومی و مشترك همه انسانها در همة اعصار است و هر انسانی به آن آشنا و از آن بهره‌مند است و هیچ فردی نمی‌تواند بهانه بیگانگی آن را در سر بپروراند. مراد از زبان قرآن لغت و ادبیات نیست؛ زیرا روشن است كه معارف قرآن كریم در چهرة لغت و ادبیات عربی بر انسانها نمودار گشته است و غیر عرب‌زبانان قبل از فراگیری زبان و ادبیات عرب با لغت قرآن ناآشنایند مراد ما از زبان قرآن و مردمی بودن آن، سخن گفتن به فرهنگ مشترك مردم است. انسانها اگر چه در لغت و ادبیات از یكدیگر بیگانه‌اند از فرهنگهای قومی و اقلیمی نیز با هم اشتراكی ندارند؛ امّا در فرهنگ انسانی كه همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییرناپذیرست با هم مشتركند و قرآن با همین فرهنگ با انسانها سخن می‌گوید.[4] مخاطب آن فطرت انسان‌ها و رسالت آن شكوفا كردنِ آرمان‌های والای انسانهاست. 40. زیبایی ظاهر و عمق معنا آثار اُدباء و نویسندگان به دو دستة متمایز تقسیم می‌شوند جمعی به زیبایی الفاظ اهمیت می‌دهند و در بند عمق معنا نیستند و گروهی به الفاظ توجهی ندارند و تمام قدرت خود را متوجّه عمق معانی می‌كنند البته در میان اهل قلم عده‌ای هم هستند كه به هر دو قسمت توجّه دارند. ولی بسیار محدود هستند. امّا قرآن این ویژگی بزرگ را دارد كه الفاظ آن در نهایت شیوایی و جمله بندیهای آن در نهایت ظرافت و زیبایی و معانی نیز با رعایت تمام ریزه‌كاریها و دقایق می‌باشند.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
اصل تنوع در قرآن
یكی از ویژگیهای قرآن تنوع در بیان است كه حلاوت و شیرینی خاصّی به سخن می‌دهد و آن را جذّاب می‌سازد... به همین دلیل سخنوران سعی دارند گفتار خود را با استخدام واژه‌های زیبا، متنوع و دلنشین سازند. در اینجا به نمونه از تنوّعات قران اشاره می‌شود.
«وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ وَ لاَ الظُّلُماتُ وَ لاَ النُّورُ وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ وَ ما یَسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ...»[2]
و یكسان نیستند كور و بینا و نه تاریكی‌ها و روشنایی و نه سایه و سوزش گرما و یكسان نیستند مردگان و زندگان...
جالب این كه در تشبیهات چهارگانه كه در آیات فوق آمده است تعبیرات كاملاً متفاوتی دیده می‌شود مثلاً «اعمی» و «بصیر» و «ظل» و «حرور» به صورت مفرد آمده در حالی كه «احیاء» و «اموات»، هر دو به صورت جمع است و «ظلمات» و «نور» یكی مفرد و دیگری به صورت جمع آمده است[3] از نظر محتوا نیز متنوع آمده است و چنین نیست كه به صورت موضوعی بحث كند؛ بلكه شیوه قرآن شیوة تركیبی و تلفیقی است كه این سبك در اكثر سوره‌های قرآن رعایت شده است.
38. پیراستگی از عیبها
یكی دیگر از جلوه‌های اعجاز قرآن، پیراستگی از عیوب است. امّا پدیده‌های بشر دارای كاستیهای فراوان است. از آنجا كه انسان در مسیر تكامل است فرهیختگان از نویسندگان، شعرا و هنرمندان پیوسته آثار خود را مورد تصحیح، تردید، تغییر و بازبینی قرار می‌دهند.
گاهی هنرمندان و نویسندگان، مكتب و سبك كار خود را دگرگون می‌سازند. نویسندة بزرگ فرانسوی «آناتول فرانس» گاهی هنگام پیرایش، هفت بار یك جمله را تغییر می‌داده است. تولستوی نویسندة روسی، كتاب «جنگ و صلح» را 20 بار بازنویسی كرده است. شهید دكتر پاك‌نژاد در مقدمه كتابش اولین دانشگاه و آخرین پیغمبر نوشته است جلد اوّل این مجموعه را 11 بار نوشتم و سیزده بار پاك‌نویس كردم.
با این كه قرآن در طول 23 سال فرود آمده است ولی سبك و شیوة مفاهیم قرآن همگون و بدون اختلاف بوده است.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : اصل تنوع در قرآن یكی از ویژگیهای قرآن تنوع در بیان است كه حلاوت و شیرینی خاصّی به سخن می‌دهد و آن را جذّاب می‌سازد... به همین دلیل سخنوران سعی دارند گفتار خود را با استخدام واژه‌های زیبا، متنوع و دلنشین سازند. در اینجا به نمونه از تنوّعات قران اشاره می‌شود. «وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ وَ لاَ الظُّلُماتُ وَ لاَ النُّورُ وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ وَ ما یَسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ...»[2] و یكسان نیستند كور و بینا و نه تاریكی‌ها و روشنایی و نه سایه و سوزش گرما و یكسان نیستند مردگان و زندگان... جالب این كه در تشبیهات چهارگانه كه در آیات فوق آمده است تعبیرات كاملاً متفاوتی دیده می‌شود مثلاً «اعمی» و «بصیر» و «ظل» و «حرور» به صورت مفرد آمده در حالی كه «احیاء» و «اموات»، هر دو به صورت جمع است و «ظلمات» و «نور» یكی مفرد و دیگری به صورت جمع آمده است[3] از نظر محتوا نیز متنوع آمده است و چنین نیست كه به صورت موضوعی بحث كند؛ بلكه شیوه قرآن شیوة تركیبی و تلفیقی است كه این سبك در اكثر سوره‌های قرآن رعایت شده است. 38. پیراستگی از عیبها یكی دیگر از جلوه‌های اعجاز قرآن، پیراستگی از عیوب است. امّا پدیده‌های بشر دارای كاستیهای فراوان است. از آنجا كه انسان در مسیر تكامل است فرهیختگان از نویسندگان، شعرا و هنرمندان پیوسته آثار خود را مورد تصحیح، تردید، تغییر و بازبینی قرار می‌دهند. گاهی هنرمندان و نویسندگان، مكتب و سبك كار خود را دگرگون می‌سازند. نویسندة بزرگ فرانسوی «آناتول فرانس» گاهی هنگام پیرایش، هفت بار یك جمله را تغییر می‌داده است. تولستوی نویسندة روسی، كتاب «جنگ و صلح» را 20 بار بازنویسی كرده است. شهید دكتر پاك‌نژاد در مقدمه كتابش اولین دانشگاه و آخرین پیغمبر نوشته است جلد اوّل این مجموعه را 11 بار نوشتم و سیزده بار پاك‌نویس كردم. با این كه قرآن در طول 23 سال فرود آمده است ولی سبك و شیوة مفاهیم قرآن همگون و بدون اختلاف بوده است.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
ابتكار و استقلال
تقلید، اقتباس، نقل قول ـ الهام‌پذیری از آثار گذشته یك واقعیت در پدیده‌های فرهنگی و هنری است و به همین انگیزه است كه در نقد و كاوش آثار ادبی و فرهنگی پیشینه‌ها و عوامل مؤثّر در پدیده را می‌كاوند، و می‌گویند: این نویسنده یا شاعر از كدام شاعر یا نویسنده الهام گرفته است. مثلاً می‌گویند: فردوسی از دقیقی، مولوی از عطّار، حافظ از این فارض، علی ـ علیه السّلام ـ از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ الهام گرفته‌اند و ممكن است یك اثر از یك جهتی ابتكاری باشد لكن از جهات دیگر تقلیدی باشد.
لكن قرآن در همه قلمروها ابتكاری است چه در سبك و اسلوب و چه در نام‌گذاری، و تمثیلات و تعابیر و معارف و نمی‌توان مانندی برای آن در نظر گرفت.
36. ابعاد ابتكاری قرآن
الف. ابتكار در سبك اسلوب
سبك قرآن، آمیزشی است نه موضوعی یعنی همة مفاهیم و موضوعها به هم آمیخته است و این شیوه انحصاری قرآن است. سبك قرآن نه نثر است و نه نظم و نه خطابه و نه مقاله.
ب. ابتكار در نام‌گذاری
قرآن در تقسیم‌بندیهای اجزاء نام‌های مخصوص به خود را دارد.
آیه، سوره، حزب، جزء
ج. ابتكار در عدم اقتباس
یكی از شیوه‌های ابتكاری قرآن این است كه به هیچ شعر و مثل بشری استشهاد نكرده آنچه در قرآن آمده تمثیل‌های خدایی است كه دریایی از حكمتها و معارف است.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : ابتكار و استقلال تقلید، اقتباس، نقل قول ـ الهام‌پذیری از آثار گذشته یك واقعیت در پدیده‌های فرهنگی و هنری است و به همین انگیزه است كه در نقد و كاوش آثار ادبی و فرهنگی پیشینه‌ها و عوامل مؤثّر در پدیده را می‌كاوند، و می‌گویند: این نویسنده یا شاعر از كدام شاعر یا نویسنده الهام گرفته است. مثلاً می‌گویند: فردوسی از دقیقی، مولوی از عطّار، حافظ از این فارض، علی ـ علیه السّلام ـ از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ الهام گرفته‌اند و ممكن است یك اثر از یك جهتی ابتكاری باشد لكن از جهات دیگر تقلیدی باشد. لكن قرآن در همه قلمروها ابتكاری است چه در سبك و اسلوب و چه در نام‌گذاری، و تمثیلات و تعابیر و معارف و نمی‌توان مانندی برای آن در نظر گرفت. 36. ابعاد ابتكاری قرآن الف. ابتكار در سبك اسلوب سبك قرآن، آمیزشی است نه موضوعی یعنی همة مفاهیم و موضوعها به هم آمیخته است و این شیوه انحصاری قرآن است. سبك قرآن نه نثر است و نه نظم و نه خطابه و نه مقاله. ب. ابتكار در نام‌گذاری قرآن در تقسیم‌بندیهای اجزاء نام‌های مخصوص به خود را دارد. آیه، سوره، حزب، جزء ج. ابتكار در عدم اقتباس یكی از شیوه‌های ابتكاری قرآن این است كه به هیچ شعر و مثل بشری استشهاد نكرده آنچه در قرآن آمده تمثیل‌های خدایی است كه دریایی از حكمتها و معارف است.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
مقدمه و ذو المقدمه
فرق معجزه قرآن با سایر معجزات انبیاء در این جهت است كه معجزات پیامبران مقدمه بود، برای پذیرش پیام‌های الهی. امّا قرآن تنها معجزه‌ای است كه هم مقدمه است و هم ذو المقدمة یعنی هم معجزه است و هم مجموعه‌ای از پیام‌ها و قوانین الهی.
33. حكم همراه با دلیل
یكی از ویژگی‌های قرآن این است كه احكام الهی را همراه با دلیل بیان می‌كند. مثل این كه اگر دعوت به نماز می‌كند دلیلش را دوری از فحشاء و منكرات می‌داند و اگر دعوت به روزه می‌كند؛ دلیلش را كسب تقوی می‌داند اگر شراب و قمار را تحریم كرده است دلیلش را ایجاد عداوت و دشمنی توسط شیطان می‌داند. اگر خبر از نابودی قوم عاد و ثمود و فرعون می‌دهد دلیلش را فساد و طغیان آن‌ها ذكر می‌كند. اگر از چهره‌هایی چون حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ ، آسیه ـ علیها السّلام ـ ، مریم ـ علیها السّلام ـ و... را به عظمت یاد می‌كند به دنبالش دلیل آن عظمت و تجلیل را بیان می‌كند.[14]




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : مقدمه و ذو المقدمه فرق معجزه قرآن با سایر معجزات انبیاء در این جهت است كه معجزات پیامبران مقدمه بود، برای پذیرش پیام‌های الهی. امّا قرآن تنها معجزه‌ای است كه هم مقدمه است و هم ذو المقدمة یعنی هم معجزه است و هم مجموعه‌ای از پیام‌ها و قوانین الهی. 33. حكم همراه با دلیل یكی از ویژگی‌های قرآن این است كه احكام الهی را همراه با دلیل بیان می‌كند. مثل این كه اگر دعوت به نماز می‌كند دلیلش را دوری از فحشاء و منكرات می‌داند و اگر دعوت به روزه می‌كند؛ دلیلش را كسب تقوی می‌داند اگر شراب و قمار را تحریم كرده است دلیلش را ایجاد عداوت و دشمنی توسط شیطان می‌داند. اگر خبر از نابودی قوم عاد و ثمود و فرعون می‌دهد دلیلش را فساد و طغیان آن‌ها ذكر می‌كند. اگر از چهره‌هایی چون حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ، آسیه ـ علیها السّلام ـ، مریم ـ علیها السّلام ـ و... را به عظمت یاد می‌كند به دنبالش دلیل آن عظمت و تجلیل را بیان می‌كند.[14]،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
یكی از ویژگی‌های قرآن برخورد غیر مستقیم با مخاطبان است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«انّ اللهَ بَعَثَ نَبیَّهُ بِایّاكَ اَعْنی وَ اسْمَعی یا جارَه»[10]
«خداوند پیامبرش را به شیوه (به تو می‌گویم كه همسایه‌ات بشنود) مبعوث كرد.»
از این رو، آیات بسیاری به ظاهر، عام یا فرد خاصی مورد خطاب قرار گرفته است. حال آنكه مقصود از عموم فرد خاص یا افراد دیگری غیر از مخاطبین است. به عنوان مثال در سورة «توبه» گروهی مورد اعتراض شدید واقع گشته‌اند كه چرا به دنیا روی آورده‌اند و از رفتن به میدان جنگ خودداری می‌كنند. این عدّه با خطاب
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِیلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَةِ»[11]
مورد توبیخ قرار گرفته‌اند. حال آن كه گروه خاصی مقصود است كه همان منافقین باشند. و قرآن نفرمود یا اَیُّها الَّذینَ نَافَقوا. این كه در آیه فوق به صورت مستقیم منافقان را خطاب قرار نداده و بر ادعای ایمان آن‌ها تكیه كرده است با خطاب (یا اَیُّها الّذین آمنوا) می‌خواهد روحیة ایمان را در آن‌ها تحریك نموده و از نفاق و دنیا طلبی دور نماید.
در «سورة مائده» حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ مورد بازپرسی و محاكمه شدید خداوند قرار گرفته است كه در واقع تعریضی است به اهل كتاب:
«وَ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ...»[12]
«یاد كن هنگامی را كه خداوند فرمود: ای عیسی آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را هم چون دو خدا به جای خدا بپرستید؟»
و یا مؤمن آل یاسین با وجود آن كه از صدّیقین بزرگ در تاریخ انبیاء بوده خود را در موضع مشابه قومش قرار داده و از خود انتقاد می‌كند و می‌فرماید:
«وَ ما لِیَ لا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»[13]
«من چرا كسی را پرستش نكنم كه مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید.»
در این آیه عدول از متكلم به جمع مخاطب « وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » نشان می‌دهد كه اصلاً مصداق واقعی، قومش می‌باشند. این نحوة برخورد تأثیر بسزایی در كنار زدن حالت عناد و جبهه‌گیری در افراد مخالف دارد و موضع فروتنی و حق پذیری را در وجودشان تقویت می‌نماید.
در آیة دیگر قرآن خطاب به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید:
«اگر شرك ورزی، حتماً عملت تباه می‌شود و مسلّماً از زیانكاران خواهی شد.» و طبیعی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هرگز شرك نمی‌ورزد و مراد مردم هستند».
«ای مؤمنان چرا هنگامی كه به شما گفته می‌شود در راه خدا رهسپار (جهاد) شوید، بر زمین سنگینی می‌كنید؟ آیا زندگی دنیا را به جای آخرت راضی شده‌اید؟



نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : یكی از ویژگی‌های قرآن برخورد غیر مستقیم با مخاطبان است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «انّ اللهَ بَعَثَ نَبیَّهُ بِایّاكَ اَعْنی وَ اسْمَعی یا جارَه»[10] «خداوند پیامبرش را به شیوه (به تو می‌گویم كه همسایه‌ات بشنود) مبعوث كرد.» از این رو، آیات بسیاری به ظاهر، عام یا فرد خاصی مورد خطاب قرار گرفته است. حال آنكه مقصود از عموم فرد خاص یا افراد دیگری غیر از مخاطبین است. به عنوان مثال در سورة «توبه» گروهی مورد اعتراض شدید واقع گشته‌اند كه چرا به دنیا روی آورده‌اند و از رفتن به میدان جنگ خودداری می‌كنند. این عدّه با خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِیلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَةِ»[11] «ای مؤمنان چرا هنگامی كه به شما گفته می‌شود در راه خدا رهسپار (جهاد) شوید، بر زمین سنگینی می‌كنید؟ آیا زندگی دنیا را به جای آخرت راضی شده‌اید؟ مورد توبیخ قرار گرفته‌اند. حال آن كه گروه خاصی مقصود است كه همان منافقین باشند. و قرآن نفرمود یا اَیُّها الَّذینَ نَافَقوا. این كه در آیه فوق به صورت مستقیم منافقان را خطاب قرار نداده و بر ادعای ایمان آن‌ها تكیه كرده است با خطاب (یا اَیُّها الّذین آمنوا) می‌خواهد روحیة ایمان را در آن‌ها تحریك نموده و از نفاق و دنیا طلبی دور نماید. در «سورة مائده» حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ مورد بازپرسی و محاكمه شدید خداوند قرار گرفته است كه در واقع تعریضی است به اهل كتاب: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ...»[12] «یاد كن هنگامی را كه خداوند فرمود: ای عیسی آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را هم چون دو خدا به جای خدا بپرستید؟» و یا مؤمن آل یاسین با وجود آن كه از صدّیقین بزرگ در تاریخ انبیاء بوده خود را در موضع مشابه قومش قرار داده و از خود انتقاد می‌كند و می‌فرماید: «وَ ما لِیَ لا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»[13] «من چرا كسی را پرستش نكنم كه مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید.» در این آیه عدول از متكلم به جمع مخاطب « وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » نشان می‌دهد كه اصلاً مصداق واقعی، قومش می‌باشند. این نحوة برخورد تأثیر بسزایی در كنار زدن حالت عناد و جبهه‌گیری در افراد مخالف دارد و موضع فروتنی و حق پذیری را در وجودشان تقویت می‌نماید. در آیة دیگر قرآن خطاب به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «اگر شرك ورزی، حتماً عملت تباه می‌شود و مسلّماً از زیانكاران خواهی شد.» و طبیعی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هرگز شرك نمی‌ورزد و مراد مردم هستند».،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
. حفظ قرآن
قرآن همیشه حافظان بسیاری داشته، صاحب كتاب انیس الاعلام می‌گوید:
«مسیحیان كتاب مقدّس را نمی‌خوانند تا چه رسد به این كه حفظ كنند» او می‌گوید: من به چشم خود پانصد حافظ قرآن را دیده‌ام؛ ولی هرگز حافظ انجیل ندیده‌ام.
یكی از علمای مسیحیّت به نام میخائیل مشاقّه از علمای پروتستانت در خاتمة كتاب خود[5] می‌گوید: روزی از یكی از دانشمندان مسیحی پرسیدم چند بار انجیل را مطالعه كرده‌ای؟ گفت: من بعضی از مواقع مقداری خوانده‌ام، و لكن در دوازده سالی كه مشغول خدمت شده‌ام هیچ نخوانده‌ام.
فخر الاسلام می‌گوید: در صدر اسلام بیش از صد هزار حافظ قرآن بود و در تمام اروپا هیچ حافظ انجیل وجود نداشته و ندارد.[6]
29. نمادهای قرآن
قرآن دارای نمادها و درجاتی است و این نكته را می‌توان از مفهوم «اَنْزَلنا وَ نَزََََّلْنا» به دست آورد؛ زیرا نزول و انزال، به معنای فرستادن یا فرود آمدن یك شییء از مرتبه عالی به مرتبة پایین‌تر است و در موردی كه شیئی در مرتبه‌ای خاص از وجود ظهور پیدا كند؛ باید كلمه ابلاغ به كار برده شود، نه كلمه نزول و انزال و از روایات نیز ذو مراتب بودن قرآن استفاده می‌شود.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«آیاتُ الله علی اَربَعَة اَشْیاءٍ عَلَی الْعبارة وَ الاِشارَةِ و اللّطائِفِ وَ الحقایقِ فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللّطائف للاولیاء و الحقایق للانبیاء»[7].
«آیات خدا بر چهار (مرتبه) استوار است: 1. عبارات، 2. اشارت، 3. لطایف، 4. حقایق، عبارات مخصوص عوام و اشارات مخصوص خواص است و لطائف برای اولیاء و حقایق برای انبیاء است.»




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : . حفظ قرآن قرآن همیشه حافظان بسیاری داشته، صاحب كتاب انیس الاعلام می‌گوید: «مسیحیان كتاب مقدّس را نمی‌خوانند تا چه رسد به این كه حفظ كنند» او می‌گوید: من به چشم خود پانصد حافظ قرآن را دیده‌ام؛ ولی هرگز حافظ انجیل ندیده‌ام. یكی از علمای مسیحیّت به نام میخائیل مشاقّه از علمای پروتستانت در خاتمة كتاب خود[5] می‌گوید: روزی از یكی از دانشمندان مسیحی پرسیدم چند بار انجیل را مطالعه كرده‌ای؟ گفت: من بعضی از مواقع مقداری خوانده‌ام، و لكن در دوازده سالی كه مشغول خدمت شده‌ام هیچ نخوانده‌ام. فخر الاسلام می‌گوید: در صدر اسلام بیش از صد هزار حافظ قرآن بود و در تمام اروپا هیچ حافظ انجیل وجود نداشته و ندارد.[6] 29. نمادهای قرآن قرآن دارای نمادها و درجاتی است و این نكته را می‌توان از مفهوم «اَنْزَلنا وَ نَزََََّلْنا» به دست آورد؛ زیرا نزول و انزال، به معنای فرستادن یا فرود آمدن یك شییء از مرتبه عالی به مرتبة پایین‌تر است و در موردی كه شیئی در مرتبه‌ای خاص از وجود ظهور پیدا كند؛ باید كلمه ابلاغ به كار برده شود، نه كلمه نزول و انزال و از روایات نیز ذو مراتب بودن قرآن استفاده می‌شود. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آیاتُ الله علی اَربَعَة اَشْیاءٍ عَلَی الْعبارة وَ الاِشارَةِ و اللّطائِفِ وَ الحقایقِ فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللّطائف للاولیاء و الحقایق للانبیاء»[7]. «آیات خدا بر چهار (مرتبه) استوار است: 1. عبارات، 2. اشارت، 3. لطایف، 4. حقایق، عبارات مخصوص عوام و اشارات مخصوص خواص است و لطائف برای اولیاء و حقایق برای انبیاء است.»،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :