پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
مطالب قرآن با تمام كتاب‌های بشری تفاوت اساسی دارد، زیرا در كتاب‌هایی كه به دست بشر تألیف شده است، معمولاً یك یا چند موضوع مورد بحث قرار می‌گیرد؛ ولی قرآن مطالب مختلف اعتقادی، اجتماعی، عبادی، اقتصادی و سیاسی را به صورت متنوع در مقاطع مختلف بیان كرده و در واقع آیات قرآن بسان سفرة گسترده‌ای است كه در آن انواع غذاها را می‌توان دید و استفاده كرد و دیگران را نیز به این مائدة معنوی فرا خواند.
و یا همچون عالم طبیعت است كه دارای تنوع فوق العاده و مجموعه‌ای روح نواز از اشیاء و رنگ‌ها و طعم‌ها و پدیده‌های مختلف است كه هر كدام در جای خود نیكو است و بدین جهت قرآن جاذبة خاصّی دارد كه همگان را به سوی خود جذب می‌نماید.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : مطالب قرآن با تمام كتاب‌های بشری تفاوت اساسی دارد، زیرا در كتاب‌هایی كه به دست بشر تألیف شده است، معمولاً یك یا چند موضوع مورد بحث قرار می‌گیرد؛ ولی قرآن مطالب مختلف اعتقادی، اجتماعی، عبادی، اقتصادی و سیاسی را به صورت متنوع در مقاطع مختلف بیان كرده و در واقع آیات قرآن بسان سفرة گسترده‌ای است كه در آن انواع غذاها را می‌توان دید و استفاده كرد و دیگران را نیز به این مائدة معنوی فرا خواند. و یا همچون عالم طبیعت است كه دارای تنوع فوق العاده و مجموعه‌ای روح نواز از اشیاء و رنگ‌ها و طعم‌ها و پدیده‌های مختلف است كه هر كدام در جای خود نیكو است و بدین جهت قرآن جاذبة خاصّی دارد كه همگان را به سوی خود جذب می‌نماید.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
در صدرِ اسلام آیات الهی در دل‌های مسلمانان بسیار اثرگذار و نافذ بود و آثار آن سریع ظاهر می‌شد. یكی از یاران پیامبر به نام «ابو طلحة انصاری» در مدینه نخلستانی بسیار زیبا داشت كه همه از آن سخن می‌گفتند. در آن جا چشمه‌ای بود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آن آب می‌آشامید و وضو می‌ساخت. آن باغ در آمد خوبی برای صاحبش داشت. پس از نزول آیة «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»[5]: «هرگز به حقیقت نیكوكاری نمی‌رسید مگر این كه از آنچه دوست دارید انفاق كنید» ابوطلحه خدمت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد و عرض كرد: می‌دانی كه محبوب‌ترین اموال من همین باغ است. می‌خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخیره‌ای برای آخرتم باشد. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: آفرین بر تو، این ثروتی است كه برای تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح می‌دانم كه آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی.» ابوطلحه دستور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمل كرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم كرد.[6]
زبیده همسر هارون الرشید، قرآن بسیار گران قیمتی داشت كه آن را با، زر و زیور و جواهرات تزیین كرده بود و علاقة فراوانی به آن داشت؛ روزی هنگامِ تلاوتِ همان قرآن به آیة « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» رسید با خواندن آیة ‌مذكور در فكر فرو رفت و با خود گفت: هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق كنم. كسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را فروخت و بهای آن را در بیابان‌های حجاز برای تهیه آبِ موردِ نیازِ بادیه نشینان مصرف كرد.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : در صدرِ اسلام آیات الهی در دل‌های مسلمانان بسیار اثرگذار و نافذ بود و آثار آن سریع ظاهر می‌شد. یكی از یاران پیامبر به نام «ابو طلحة انصاری» در مدینه نخلستانی بسیار زیبا داشت كه همه از آن سخن می‌گفتند. در آن جا چشمه‌ای بود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آن آب می‌آشامید و وضو می‌ساخت. آن باغ در آمد خوبی برای صاحبش داشت. پس از نزول آیة «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»[5]: «هرگز به حقیقت نیكوكاری نمی‌رسید مگر این كه از آنچه دوست دارید انفاق كنید» ابوطلحه خدمت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد و عرض كرد: می‌دانی كه محبوب‌ترین اموال من همین باغ است. می‌خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخیره‌ای برای آخرتم باشد. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: آفرین بر تو، این ثروتی است كه برای تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح می‌دانم كه آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی.» ابوطلحه دستور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمل كرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم كرد.[6] زبیده همسر هارون الرشید، قرآن بسیار گران قیمتی داشت كه آن را با، زر و زیور و جواهرات تزیین كرده بود و علاقة فراوانی به آن داشت؛ روزی هنگامِ تلاوتِ همان قرآن به آیة « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» رسید با خواندن آیة ‌مذكور در فكر فرو رفت و با خود گفت: هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق كنم. كسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را فروخت و بهای آن را در بیابان‌های حجاز برای تهیه آبِ موردِ نیازِ بادیه نشینان مصرف كرد.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
برای كسانی كه به طور منظم قرآن را تلاوت می‌كنند؛ این مطلب جالب است كه قرآن را همیشه تازه می‌یابند و این همه تكرار برای آنها خسته كننده نیست.
و این درحالی است كه اگر انسان یك كتابی را یك بار بخواند؛ دیگر رغبتی به خواندن مجدّد آن ندارد و اگر به ناچار مجدّداً آن را بخواند برایش خسته كننده خواهد بود.
سرّ این كه قرآن همیشه تازگی خود را حفظ نموده در این است كه هم از نظر آهنگ، بسیار دلنشین است و هم از نظر محتوی، بسیار متنوع و گسترده است. به طوری كه هر كس به میزان درك علمی خود از آن بهره می‌برد و هر بار كه آیات قرآن را می‌خواهد مطلب تازه‌ای به دست می‌آورد امّا نمی‌تواند به تمام معانی قرآن دست یابد. لذا قرآن همواره برای او تازگی دارد. مردی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید: چه سرّی است كه هر چند زمان بر قرآن می‌گذرد بر تازگی قرآن افزوده می‌شود؟ امام فرمود: برای این كه خداوند متعال قرآن را برای زمانِ خاصّ و مردمِ خاصی قرار نداده است؛ بلكه برای همه زمان‌ها و تمام انسان‌ها نازل نموده است. بدین جهت در هر زمان تازه ونزد هر قومی پرطراوت و آموزنده است




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : برای كسانی كه به طور منظم قرآن را تلاوت می‌كنند؛ این مطلب جالب است كه قرآن را همیشه تازه می‌یابند و این همه تكرار برای آنها خسته كننده نیست. و این درحالی است كه اگر انسان یك كتابی را یك بار بخواند؛ دیگر رغبتی به خواندن مجدّد آن ندارد و اگر به ناچار مجدّداً آن را بخواند برایش خسته كننده خواهد بود. سرّ این كه قرآن همیشه تازگی خود را حفظ نموده در این است كه هم از نظر آهنگ، بسیار دلنشین است و هم از نظر محتوی، بسیار متنوع و گسترده است. به طوری كه هر كس به میزان درك علمی خود از آن بهره می‌برد و هر بار كه آیات قرآن را می‌خواهد مطلب تازه‌ای به دست می‌آورد امّا نمی‌تواند به تمام معانی قرآن دست یابد. لذا قرآن همواره برای او تازگی دارد. مردی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید: چه سرّی است كه هر چند زمان بر قرآن می‌گذرد بر تازگی قرآن افزوده می‌شود؟ امام فرمود: برای این كه خداوند متعال قرآن را برای زمانِ خاصّ و مردمِ خاصی قرار نداده است؛ بلكه برای همه زمان‌ها و تمام انسان‌ها نازل نموده است. بدین جهت در هر زمان تازه ونزد هر قومی پرطراوت و آموزنده است،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
در سوره‌های قرآن بسیاری از آیات با آیات دیگر هم وزن و هماهنگ است و این هماهنگی و هم وزنی در حروف، از مصادیق بارز نظم و ساختار ویژه قرآن است. برای اثباتِ این معنا سیر كوتاهی در سوره‌ها داریم. تمام آیات سورة حمد با حروف ن و میم تمام می‌شود و این دو حرف «م ـ ن» از نظر مخرج نزدیك به هم هستند مضافاً به این كه در آخر آیات هفتگانة سورة حمد، توازنی عالی به شكل زیر مشاهده می‌شود.
عالمین، الرحیم، الدین، نستعین، مستقیم، ضالین.
كه اكثر آیات سورة بقره با حرف «ن» یا «م» آمده است و یا با حرف دیگر قریب المخرجند.
آیاتِ سورة‌آل عمران با حروف «راء» و «باء» ختم شده كه مخارج این حروف به هم نزدیكند. و سورة نساء اكثر آیاتش با صدای «الف» و حرفشحروف، وزن كلماتِ آن‌ها نیز با هم هماهنگی دارند.
در آخر اكثر آیات سوره اسراء، كهف، مریم، مانند سوره‌ نساء با صدای «الف» و حرف منوّن منصوب ختم شده است مانند: رسولاً، صغیراً، تبذیراً، كفوراً، مشكوراً.
و سوره‌های انعام، اعراف، انفال، توبه، یونس، هود، یوسف و رعد با حرف «باء» و سوره ابراهیم با حرف «دال» و سوره حجر با حرف «ن» و اكثر آیات سوره الرحمن با «نون» و سوره‌های قدر، عصر، كوثر با «ر» و قارعه با «ت» و لیل با «ی» و تین با «ن» و ناس با «س» تمام شده است.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : در سوره‌های قرآن بسیاری از آیات با آیات دیگر هم وزن و هماهنگ است و این هماهنگی و هم وزنی در حروف، از مصادیق بارز نظم و ساختار ویژه قرآن است. برای اثباتِ این معنا سیر كوتاهی در سوره‌ها داریم. تمام آیات سورة حمد با حروف ن و میم تمام می‌شود و این دو حرف «م ـ ن» از نظر مخرج نزدیك به هم هستند مضافاً به این كه در آخر آیات هفتگانة سورة حمد، توازنی عالی به شكل زیر مشاهده می‌شود. عالمین، الرحیم، الدین، نستعین، مستقیم، ضالین. كه اكثر آیات سورة بقره با حرف «ن» یا «م» آمده است و یا با حرف دیگر قریب المخرجند. آیاتِ سورة‌آل عمران با حروف «راء» و «باء» ختم شده كه مخارج این حروف به هم نزدیكند. و سورة نساء اكثر آیاتش با صدای «الف» و حرف منوّن منصوب ختم شده است مانند: رقیباً، غفوراً، معروفاً، حسیباً، مفروضاً، سدیداً، سعیراً و... . گذشته از مطابقت درحروف، وزن كلماتِ آن‌ها نیز با هم هماهنگی دارند. در آخر اكثر آیات سوره اسراء، كهف، مریم، مانند سوره‌ نساء با صدای «الف» و حرف منوّن منصوب ختم شده است مانند: رسولاً، صغیراً، تبذیراً، كفوراً، مشكوراً. و سوره‌های انعام، اعراف، انفال، توبه، یونس، هود، یوسف و رعد با حرف «باء» و سوره ابراهیم با حرف «دال» و سوره حجر با حرف «ن» و اكثر آیات سوره الرحمن با «نون» و سوره‌های قدر، عصر، كوثر با «ر» و قارعه با «ت» و لیل با «ی» و تین با «ن» و ناس با «س» تمام شده است.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
الفاظ قرآن و نحوة تركیب و جمله‎بندی آن به گونه‎ای است كه نمی‎توان یك كلمه از آن را تغییر داد. و اهل فن تحتِ تأثیر این سبك زیبا قرار می‎گیرند.
برای آن كه به قابل مقایسه نبودن ساخته‎های فكر بشر با آیات الهی واقف شویم و از عظمت قرآن در بعد هنری (فصاحت، بلاغت، جذّابیت‎ جلوه‎های ویژه و...) آگاه شویم به آن چه در ذیل می‎آید توجه كنید:
یكی از مسائل حیاتی در زندگی بشر، حلّ مشكلِ قتل‎ها و جنایت‎هاست، ملل مختلف و مكتب‎های گوناگون راه حل‎های متفاوتی ارائه داده‎اند؛ قرآن نیز از آن جا كه كتاب هدایت و سازندگی است به این مسأله توجه عمیق داشته و برای جلوگیری از این فاجعه چاره اندیشی كرده است. قرآن علاوه بر طرق دیگری كه برای پیش‎گیری از این جنایت قرار داده است با جعل قانون قصاص، بهترین راه جلوگیری از این مشكل را ارائه داده است. این موضوع در آیات متعدّدی مطرح شده است. در سورة بقره چنین آمده است.
«وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[3]
«و برای شما در قصاص، زندگی نهفته است. ای صاحبان اندیشه، بدان امید كه تقوی پیشه كنید.»
جمله (فی الْقِصاصِ حَیوةٌ) ضمن آن كه از روح این حكم اسلامی و فلسفه آن سخن می‎گوید، مشروعیت این حكم را نیز بیان می‎دارد، دانشمندان عرب پیش از نزول قرآن با نهایت دقت و جدّیت تلاش كردند تا جمله‎ای كوتاه ولی پرمحتوا و رسا در این زمینه بیاورند و عبارتی شعارگونه كه از فوائدكیفر دادن مجرمین حكایت كند؛ ارائه دهند، جملات بسیار گوناگونی مطرح كردند تا سرانجام جملة:
«اَلْقَتْلُ اَنْفی لِلْقَتْلِ» را به عنوان بهترین جمله‎ای كه می‎تواند این مفهوم را برساند پذیرفتند و به صورت شاهكاری افتخارآفرین آن را به صورت لوحه‎ای نصب كردند.
ولی با نزول قرآن مجید جملة، فی الْقِصاصِ حَیوةٌ تمام شگفتی‎ها و زیبایی‎های جمله مذكور محو گشت و در برابر این عبارت قرآنی رنگ باخت.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : الفاظ قرآن و نحوة تركیب و جمله‎بندی آن به گونه‎ای است كه نمی‎توان یك كلمه از آن را تغییر داد. و اهل فن تحتِ تأثیر این سبك زیبا قرار می‎گیرند. برای آن كه به قابل مقایسه نبودن ساخته‎های فكر بشر با آیات الهی واقف شویم و از عظمت قرآن در بعد هنری (فصاحت، بلاغت، جذّابیت‎ جلوه‎های ویژه و...) آگاه شویم به آن چه در ذیل می‎آید توجه كنید: یكی از مسائل حیاتی در زندگی بشر، حلّ مشكلِ قتل‎ها و جنایت‎هاست، ملل مختلف و مكتب‎های گوناگون راه حل‎های متفاوتی ارائه داده‎اند؛ قرآن نیز از آن جا كه كتاب هدایت و سازندگی است به این مسأله توجه عمیق داشته و برای جلوگیری از این فاجعه چاره اندیشی كرده است. قرآن علاوه بر طرق دیگری كه برای پیش‎گیری از این جنایت قرار داده است با جعل قانون قصاص، بهترین راه جلوگیری از این مشكل را ارائه داده است. این موضوع در آیات متعدّدی مطرح شده است. در سورة بقره چنین آمده است. «وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[3] «و برای شما در قصاص، زندگی نهفته است. ای صاحبان اندیشه، بدان امید كه تقوی پیشه كنید.» جمله (فی الْقِصاصِ حَیوةٌ) ضمن آن كه از روح این حكم اسلامی و فلسفه آن سخن می‎گوید، مشروعیت این حكم را نیز بیان می‎دارد، دانشمندان عرب پیش از نزول قرآن با نهایت دقت و جدّیت تلاش كردند تا جمله‎ای كوتاه ولی پرمحتوا و رسا در این زمینه بیاورند و عبارتی شعارگونه كه از فوائدكیفر دادن مجرمین حكایت كند؛ ارائه دهند، جملات بسیار گوناگونی مطرح كردند تا سرانجام جملة: «اَلْقَتْلُ اَنْفی لِلْقَتْلِ» را به عنوان بهترین جمله‎ای كه می‎تواند این مفهوم را برساند پذیرفتند و به صورت شاهكاری افتخارآفرین آن را به صورت لوحه‎ای نصب كردند. ولی با نزول قرآن مجید جملة، فی الْقِصاصِ حَیوةٌ تمام شگفتی‎ها و زیبایی‎های جمله مذكور محو گشت و در برابر این عبارت قرآنی رنگ باخت.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
یكی از ویژگی‎های قرآن بُعد هنری الفاظ است كه در این جا به چند نمونه از آن‎ها اشاره می‎شود:
1. همة آیاتِ سورة «مجادله» اسم جلاله دارد و در مقابل این سوره وسوره‎های القمر، الرحمن و الواقعه جز در «بسمله» اسم جلاله درهیچ آیه‎ای از آیات این سُوَر به كار نرفته است.نام جلاله در بزرگترین آیة قرآن (282 بقره) شش بار آمده است كه بیش‎ترین تكرار «الله» در یك آیه است و سورة «انفطار» تنها سوره‎ای كه با «الله» ختم می‎شود.
2. در 13 آیه قرآن (در سورة‌ عبس 27 ـ 15) حرف واو به كار نرفته است با این كه كاربرد واو در محاوره و كتابت غیر قابل اجتناب است).
3. چهار آیه پی در پی در قرآن وجود دارد كه در آنها حرف «الف» به كار نرفته است و آن در سورة مدثّر آیة «19 ـ 22» است.
4. در دو آیه تمامی حروف الفبای قرآن به كار رفته است و آن عبارت است از 29 «فتح»‌ و 154 «آل عمران».
5. در یك آیة قرآن 47 مرتبه حرف «ن» بدون احتساب نون مشدّد در آن به كار رفته است و آن آیة 31 «نور» است و در آیة 61 همین سوره 32 حرف میم به كار رفته است.
6. در آیه «وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ»[1] كه تا میم الرّحمن نقطه ندارد.
7. یك آیه در قرآن از دو طرف خوانده می‎شود: «وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ»[2]




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : نام جلاله در بزرگترین آیة قرآن (282 بقره) شش بار آمده است كه بیش‎ترین تكرار «الله» در یك آیه است و سورة «انفطار» تنها سوره‎ای كه با «الله» ختم می‎شود. 2. در 13 آیه قرآن (در سورة‌ عبس 27 ـ 15) حرف واو به كار نرفته است با این كه كاربرد واو در محاوره و كتابت غیر قابل اجتناب است). 3. چهار آیه پی در پی در قرآن وجود دارد كه در آنها حرف «الف» به كار نرفته است و آن در سورة مدثّر آیة «19 ـ 22» است. 4. در دو آیه تمامی حروف الفبای قرآن به كار رفته است و آن عبارت است از 29 «فتح»‌ و 154 «آل عمران». 5. در یك آیة قرآن 47 مرتبه حرف «ن» بدون احتساب نون مشدّد در آن به كار رفته است و آن آیة 31 «نور» است و در آیة 61 همین سوره 32 حرف میم به كار رفته است. 6. در آیه «وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ»[1] كه تا میم الرّحمن نقطه ندارد. 7. یك آیه در قرآن از دو طرف خوانده می‎شود: «وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ»[2]،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
همان طوری كه درقرآن آیات، مختصر دارد، جملات مختصر و كلمات قصار بسیاری نیز دارد كه جدای از ابعاد محتوایی آن، پر از نكات ادبی است كه بیان اسرار و نكات ادبی و محتوایی آن تألیف كتاب جداگانه‎ای را می‎طلبد، اینك به ذكر بعضی از آن جملات و كلمات قصار می‎پردازیم.
«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»[11]
«آیا مردم را به خیر و نیكی امر می‎كنید و خود را فراموش می‎كنید؟!!».
«فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»[12] «مرا یاد كنید، تا شما را یاد كنم».
«عَسی أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ...»[13]
«چه بسا چیزی كه شما آن را نمی‎پسندید آن برای شما خیر باشد و چه بسا چیزی كه شما آن را دوست دارید و آن چیز برای شما بد باشد».
«... أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ...»[14]
«به پیمان من وفا كنید تا به پیمان شما وفا كنم».
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ...»[15]
«اگر خدا را كمك كنید، خدا شما را كمك خواهد كرد».
«وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ»[16]
«در بهشت آن چه را كه دل‎ها بخواهد و چشم‎ها لذت برد وجود دارد».
«...یُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلُوبُهُمْ...»[17]
«مشركان، شما را با زبان خود خشنود می‎سازند؛ ولی در دل عقیده‎ای ندارند».
«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[18]
«همانا نماز انسان را از فحشاء و منكرات دور می‎كند».
«... ما عَلَی الُْمحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ...»[19]
«بر نیكوكاران راه (مؤاخذه و تاوانی) نیست.»




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : همان طوری كه درقرآن آیات، مختصر دارد، جملات مختصر و كلمات قصار بسیاری نیز دارد كه جدای از ابعاد محتوایی آن، پر از نكات ادبی است كه بیان اسرار و نكات ادبی و محتوایی آن تألیف كتاب جداگانه‎ای را می‎طلبد، اینك به ذكر بعضی از آن جملات و كلمات قصار می‎پردازیم. «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»[11] «آیا مردم را به خیر و نیكی امر می‎كنید و خود را فراموش می‎كنید؟!!». «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»[12] «مرا یاد كنید، تا شما را یاد كنم». «عَسی أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ...»[13] «چه بسا چیزی كه شما آن را نمی‎پسندید آن برای شما خیر باشد و چه بسا چیزی كه شما آن را دوست دارید و آن چیز برای شما بد باشد». «... أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ...»[14] «به پیمان من وفا كنید تا به پیمان شما وفا كنم». «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ...»[15] «اگر خدا را كمك كنید، خدا شما را كمك خواهد كرد». «وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ»[16] «در بهشت آن چه را كه دل‎ها بخواهد و چشم‎ها لذت برد وجود دارد». «...یُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلُوبُهُمْ...»[17] «مشركان، شما را با زبان خود خشنود می‎سازند؛ ولی در دل عقیده‎ای ندارند». «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[18] «همانا نماز انسان را از فحشاء و منكرات دور می‎كند». «... ما عَلَی الُْمحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ...»[19] «بر نیكوكاران راه (مؤاخذه و تاوانی) نیست.»،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
الف:
«یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»[9]
«ای فرزندان آدم، خود را برای حضور در مساجد به زینت‎های متداول آراسته سازید و بخورید و بیاشامید و اسراف نورزید كه خدای تعالی اسراف كنندگان را دوست ندارد.»
این آیه كه اساس جمله‎بندی آن را یك خطاب عمومی و سه امر اباحه‎ای ویا ترغیبی و یك نهی الزامی و یك جمله خبری تشكیل می‎دهد، در قسمت اوّل مردم را به آراستگی و نظافت ومراعات بهداشت در مجامع عمومی، مانندِ مساجد و محل‎های نیایش و عبادت و جلسات طبیعی و غیر طبیعی را كه حفظ حیات مادی و سلامت بدن را تأمین می‎كند در طی دو امر و یك نهی (بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید) گوشزد می‎فرماید و در جمله اخیر با اشاره به حكم نهی، مردم را به اخلاق اسلامی، یعنی اعتدال در خوردن و آشامیدن آشنا می‎سازد.
ب:
« إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَیَّ وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ »[10]
«این نامه سلیمان است و آن چنین است، به نام خدای بخشندة مهربان، بر من برتری نورزید و با تسلیم شدن به طرف من آیید.»
قرآن كریم در این دو آیه كه به اختصار گفته‎های ملكة سبا را نقل می‎كند، با آوردن دو جملة خبری و دو جملة انشایی، هنر اختصار مفید را به حدّ كمال رسانیده است، ودر ضمن این جملات، نویسندة نامه، عنوان نامه، آیین و جهان‎بینی نویسنده، معبود نویسنده، هدف از نامه، شیوة نامه‎نگاری و غیر اینها را تفهیم نموده است.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : الف: «یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»[9] «ای فرزندان آدم، خود را برای حضور در مساجد به زینت‎های متداول آراسته سازید و بخورید و بیاشامید و اسراف نورزید كه خدای تعالی اسراف كنندگان را دوست ندارد.» این آیه كه اساس جمله‎بندی آن را یك خطاب عمومی و سه امر اباحه‎ای ویا ترغیبی و یك نهی الزامی و یك جمله خبری تشكیل می‎دهد، در قسمت اوّل مردم را به آراستگی و نظافت ومراعات بهداشت در مجامع عمومی، مانندِ مساجد و محل‎های نیایش و عبادت و جلسات طبیعی و غیر طبیعی را كه حفظ حیات مادی و سلامت بدن را تأمین می‎كند در طی دو امر و یك نهی (بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید) گوشزد می‎فرماید و در جمله اخیر با اشاره به حكم نهی، مردم را به اخلاق اسلامی، یعنی اعتدال در خوردن و آشامیدن آشنا می‎سازد. ب: « إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَیَّ وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ »[10] «این نامه سلیمان است و آن چنین است، به نام خدای بخشندة مهربان، بر من برتری نورزید و با تسلیم شدن به طرف من آیید.» قرآن كریم در این دو آیه كه به اختصار گفته‎های ملكة سبا را نقل می‎كند، با آوردن دو جملة خبری و دو جملة انشایی، هنر اختصار مفید را به حدّ كمال رسانیده است، ودر ضمن این جملات، نویسندة نامه، عنوان نامه، آیین و جهان‎بینی نویسنده، معبود نویسنده، هدف از نامه، شیوة نامه‎نگاری و غیر اینها را تفهیم نموده است.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
. اختصار در قرآن كریم
قرآن كریم در مقایسه با سایر نوشته‎ها، آن چنان ایجاز[7] و اختصار را با مهارت و استادی رعایت كرده است كه با آشنایی كمی به زبان و ادبیات عرب؛ می‎توان آن را فهمید و ایجاز مفید برای بیان مسائل مختلف و متنوع كار ساده‎ای نیست بلكه بی‎نظیر است. در قرآنِ كریم آیات و جملاتی كوتاه و پرمحتوا می‎بینیم كه مانند آنها را در سایر گفته‎ها و نوشته‎ها نمی‎بینیم.[8]
در این جا به ذكر بعضی از آیات و جملاتی كه مسألة ایجاز و اختصار را مورد عنایت قرار داده است می‎پردازیم.




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : . اختصار در قرآن كریم قرآن كریم در مقایسه با سایر نوشته‎ها، آن چنان ایجاز[7] و اختصار را با مهارت و استادی رعایت كرده است كه با آشنایی كمی به زبان و ادبیات عرب؛ می‎توان آن را فهمید و ایجاز مفید برای بیان مسائل مختلف و متنوع كار ساده‎ای نیست بلكه بی‎نظیر است. در قرآنِ كریم آیات و جملاتی كوتاه و پرمحتوا می‎بینیم كه مانند آنها را در سایر گفته‎ها و نوشته‎ها نمی‎بینیم.[8] در این جا به ذكر بعضی از آیات و جملاتی كه مسألة ایجاز و اختصار را مورد عنایت قرار داده است می‎پردازیم.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
هشام بن حكم می‎گوید: چهار نفر از مشاهیر وفلاسفه مادی به نام عبدالكریم ابن ابی العوجاء و ابوشاكر عبدالْمِلك دیصانی و عبدالله ابن مقفع و عبد الملك بصری در مكه و در كنار خانة خدا اجتماع كرده و در خصوص مسألة حج، پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ، و تمسك مسلمانان به شعائر دینی و فشارهایی كه مسلمانان به بركت ایمان برخود هموار می‎كنند؛ فكر می‎كردند. تا بالاخره نظر آن‎ها بر این شد كه در مقامِ معارضه با قرآن ـ كه اساس این دین است ـ برآیند، و هر یك از آن چهار نفر متعهد شوند كه یك قسمت از چهار قسمت قرآن را بیاورند. آن‎ها با خود می‎گفتند: وقتی كه اساس یعنی قرآن از بین رفت، تمام قوانین دین اسلام موهون و سست خواهد گشت.
پس از آن، از یكدیگر جدا شدند وبا هم قرار گذاشتند در سال آینده و در همین ایّام گرد هم آیند و از كرده‎های خود یكدیگر را مطلع سازند و چون سال بعد، موسم حج اجتماع كردند و تعهد خود را از هم خواستند، ابن ابی العوجاء معذرت خواست و گفت: چون من به آیة
«لَوْ كانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»[2]
«اگر در آسمان و زمین معبودان دیگری غیر از خدای واحد بوده باشد! امور آنها دچار تباهی خواهد گشت».
برخورد نمودم بلاغت و عظمت علمی آن به قدری مرا به دهشت انداخت كه از تعرّض به آیات دیگر منصرف شدم.
دیصانی نیز عذر خواست و گفت: آیه
«یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»[3]
«ای مردم مشرك و كافر به این مثل گوش كنید (تا حقیقت حال خود را بدانید) آن بت‎های جمادی كه غیر از خدامعبود خود می‎دانید و آن‎ها را می‎خوانید اگر اجتماع كنند بر خلقت مگسی! قادر نیستند واگر مگسی (ناتوان) چیزی از آن‎ها بگیرد قدرت بازگرفتن آن چیز را از مگس ندارند طالب ومطلوب (یعنی عابد و معبود) هر دو ناچیز و ناتوانند».
مرا متحیّر ساخته و از كاری كه در نظر داشتم منصرف كرد.
عبدالملك گفت: بلاغت و فصاحت این آیه: «فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا»[4] «و چون برادران (یوسف) از پذیرفتن خواهش خود مأیوس شدند با خود خلوت كردند»، مرا مدهوش كرد و از تعقیب هدف منصرف گردیدم.
ابن مقفّع گفت: تنها این آیه: «وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَكِ...»[5] مرا از اندیشه دربارة‌ سایر آیات قرآن بازداشت.
هشام بن حكم می‎گوید: در این موقع امام صادق ـ علیه السّلام ـ ازكنار آن‎ها می‎گذشت و گویی می‎دانست آن‎ها به چه امری مشغولند و برچه می‎اندیشند؛ این آیه را تلاوت فرمود:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[6]
«بگو اگر جن و انس جمع و بخواهند كتابی مثل قرآن بیاورند نمی‎توانند اگر چه یكدیگر را یاری دهند.»




نوع مطلب : ویژگی های قران، 
برچسب ها : هشام بن حكم می‎گوید: چهار نفر از مشاهیر وفلاسفه مادی به نام عبدالكریم ابن ابی العوجاء و ابوشاكر عبدالْمِلك دیصانی و عبدالله ابن مقفع و عبد الملك بصری در مكه و در كنار خانة خدا اجتماع كرده و در خصوص مسألة حج، پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ، و تمسك مسلمانان به شعائر دینی و فشارهایی كه مسلمانان به بركت ایمان برخود هموار می‎كنند؛ فكر می‎كردند. تا بالاخره نظر آن‎ها بر این شد كه در مقامِ معارضه با قرآن ـ كه اساس این دین است ـ برآیند، و هر یك از آن چهار نفر متعهد شوند كه یك قسمت از چهار قسمت قرآن را بیاورند. آن‎ها با خود می‎گفتند: وقتی كه اساس یعنی قرآن از بین رفت، تمام قوانین دین اسلام موهون و سست خواهد گشت. پس از آن، از یكدیگر جدا شدند وبا هم قرار گذاشتند در سال آینده و در همین ایّام گرد هم آیند و از كرده‎های خود یكدیگر را مطلع سازند و چون سال بعد، موسم حج اجتماع كردند و تعهد خود را از هم خواستند، ابن ابی العوجاء معذرت خواست و گفت: چون من به آیة «لَوْ كانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»[2] «اگر در آسمان و زمین معبودان دیگری غیر از خدای واحد بوده باشد! امور آنها دچار تباهی خواهد گشت». برخورد نمودم بلاغت و عظمت علمی آن به قدری مرا به دهشت انداخت كه از تعرّض به آیات دیگر منصرف شدم. دیصانی نیز عذر خواست و گفت: آیه «یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»[3] «ای مردم مشرك و كافر به این مثل گوش كنید (تا حقیقت حال خود را بدانید) آن بت‎های جمادی كه غیر از خدامعبود خود می‎دانید و آن‎ها را می‎خوانید اگر اجتماع كنند بر خلقت مگسی! قادر نیستند واگر مگسی (ناتوان) چیزی از آن‎ها بگیرد قدرت بازگرفتن آن چیز را از مگس ندارند طالب ومطلوب (یعنی عابد و معبود) هر دو ناچیز و ناتوانند». مرا متحیّر ساخته و از كاری كه در نظر داشتم منصرف كرد. عبدالملك گفت: بلاغت و فصاحت این آیه: «فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا»[4] «و چون برادران (یوسف) از پذیرفتن خواهش خود مأیوس شدند با خود خلوت كردند»، مرا مدهوش كرد و از تعقیب هدف منصرف گردیدم. ابن مقفّع گفت: تنها این آیه: «وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَكِ...»[5] مرا از اندیشه دربارة‌ سایر آیات قرآن بازداشت. هشام بن حكم می‎گوید: در این موقع امام صادق ـ علیه السّلام ـ ازكنار آن‎ها می‎گذشت و گویی می‎دانست آن‎ها به چه امری مشغولند و برچه می‎اندیشند؛ این آیه را تلاوت فرمود: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[6] «بگو اگر جن و انس جمع و بخواهند كتابی مثل قرآن بیاورند نمی‎توانند اگر چه یكدیگر را یاری دهند.»،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic