تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب مهدویت
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
جمعه 20 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر
سه شنبه 15 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
فضیلت وفا فضیلت ارزشمندی است که در عصر حاضر به دست فراموش سپرده شده و نمک‌نشناسی و بی‌وفایی جایگزین آن گردیده است .
حضرت مهدی

حضرت آیت‌الله العظمی مظاهری ضمن تشریح اقسام وفا، وفا نسبت به پروردگار متعال را بسیار مهم و ضروری ارزیابی کرده و افزودند: بسیاری از مردم نسبت به خداوند سبحان بی‌وفا هستند؛ زیرا علاوه بر عدم شکرگزاری مناسب و قدردانی از نعمت‌های بی‌کران الهی، هنگام ابتلا به مصائبی که با دست خود آفریده‌اند، از خداوند گله و شکایت می‌نمایند.

مقام تسلیم و رضا که مقام والایی است و از وفای آدمی سرچشمه می‌گیرد، به این معناست که انسان تسلیم امر پروردگار و مقدّرات الهی باشد و به آنچه خدای تعالی برای او پسندیده، رضایت قلبی داشته باشد.

وفا نسبت به پیامبران الهی و ائمّه هدی«سلام‌الله‌علیهم» قسم دیگری از وفا است خداوند متعال، قبل از آفرینش انسان، پیامبری از جنس خودشان آفرید تا آنان را هدایت کند و ارسال رسل را در همه دوران‌ها تا زمان بعثت حضرت ختمی مرتبت«صلی الله علیه وآله وسلّم» ادامه داد و پس از آن حضرت نیز ائمه طاهرین«سلام‌الله علیهم» را مأمور هدایت بشریت گردانید و این موضوع، اهمیت ارسال رسولان الهی و اوصیای ایشان و لزوم قدرشناسی از آنان و وفاداری نسبت به آنان را نمایان می‌سازد.

 

وفا نسبت به حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه»

امام زمان«ارواحنافداه» واسطه فیض الهی هستند و هر نعمت و رحمتی، به واسطه آن امام بزرگوار به بندگان می‌رسد. افزون بر این، وجود مبارک آن حضرت، موجب حفاظت و حراست از شیعیان در برابر دشمنان و معاندان است. بنابراین وفا نسبت به حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» اقتضا می‌کند که شیعیان، با اعمال خویش موجبات خشنودی و رضایت ایشان را فراهم کنند، نه اینکه با گناه و فساد اخلاقی آن حضرت را نگران کرده و بلرزانند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : بسیار مایه تعجّب است که برخی از مردم هم وقتی به یک عالم دینی ارادت دارند، نسبت به سایر علماء بدگویی کرده و به آنان اهانت می‌کنند، در حالی که احترام به همه مراجع تقلید و علمای بزرگوار لازم و موجب سعادت و نیک‌بختی است وفا نسبت به عالمان وفا نسبت به عالمان بزرگوار دین و فقهای عظام به عنوان نایبان امام زمان«ارواحنافداه»، لازم است. از زمان غیبت حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» تا کنون و از اکنون تا قیامت، فقهای گرانقدر و حوزه‌های علمیه، عهده‌دار امر دیانت و امور معنوی مردم بوده و هستند و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند. بنابراین مردم نیز باید نسبت به ایشان وفادار باشند و دستِ کم به توصیه‌های معنوی و نصایح دینی آنان عمل کنند تا رستگار شوند. ایشان در این زمینه افزودند: یک مرجع تقلید باید سال‌ها زندگی زاهدانه و مجاهدت علمی داشته باشد تا رساله عملیه خود را در معرض استفاده مردم بگذارد، ولی برخی به جای عمل به رساله و قدردانی از مراجع تقلید، پشت سر آنان غیبت می‌کنند یا به ایشان تهمت می‌زنند و یا به طراحی و نقل شایعات بی‌اساس و دروغین می‌پردازند که بسیار نکوهیده است و مانع حُسن عاقبت انسان خواهد شد. بسیار مایه تعجّب است که برخی از مردم هم وقتی به یک عالم دینی ارادت دارند، در حالی که احترام به همه مراجع تقلید و علمای بزرگوار لازم و موجب سعادت و نیک‌بختی است. حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه» که بنیانگذار نظام مقدّس جمهوری اسلامی بودند، به محض اطّلاع از غیبت یکی از شاگردان خود نسبت به یکی از مراجع تقلید آن زمان، بیمار شدند و چند روز درس خود را تعطیل کردند. اما امروزه مشاهده می‌شود برخی به عنوان دفاع از نظام و انقلاب، راجع به مراجع تقلید و علمای بزرگوار غیبت می‌کنند یا حتّی به ایشان تهمت می‌زنند و اهانت می‌کنند که این شیوه ناپسندی است که با روش و سیره امام راحل«قدّس‌سرّه» در تضادّ کامل است. جایگاه پدر و مادر کهنسال باید در بهترین مکان از منزل فرزندان ایشان باشد و فرزندان و همسران آنان به پدر و مادر ناتوان و بیمار، خدمت کنند، ولی متأسّفانه در برخی خانواده‌ها رسم غلطی رایج شده که پدر و مادر خود را به مراکز توانبخشی می‌سپارند و دنیا و آخرت خود را با این کار تباه می‌کنند وفا نسبت به پدر و مادر وفا نسبت به پدر و مادر، به عنوان یکی از مهم‌ترین اقسام وفا است قرآن کریم، در آیات متعدّدی پس از امر به پرستش خداوند متعال، نیکی به پدر و مادر را ضروری بر می‌شمرد و این تأکید قرآن کریم، اهمیت وفاداری نسبت به والدین را آشکار می‌سازد. والدین هر انسانی تا وقتی که توان دارند، برای خوشبختی فرزند خود زحمت می‌کشند و فرزند وفادار کسی است که در دوران پیری و ناتوانی آنان، در خدمتشان بوده و کمال محبّت و مودّت خویش را به آنان ارزانی دارد. معمولاً والدین کهنسال در اثر ناتوانی و بیماری، بی‌حوصله و پرخاشگر می‌شوند، ولی فرزندان باید نسبت به آنان مهربان و صبور باشند و مراقب باشند کوچک‌ترین اهانت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر خویش از آنان سر نزند که جبران آن بسیار مشکل است. وفاداری به والدین جایگاه پدر و مادر کهنسال باید در بهترین مکان از منزل فرزندان ایشان باشد و فرزندان و همسران آنان به پدر و مادر ناتوان و بیمار، ولی متأسّفانه در برخی خانواده‌ها رسم غلطی رایج شده که پدر و مادر خود را به مراکز توانبخشی می‌سپارند و دنیا و آخرت خود را با این کار تباه می‌کنند. فرزندان با وفا، پس از وفات والدین نیز با خیرات و مبرّات و اعمال نیکی که به نیابت از ایشان انجام می‌دهند، پدر و مادر خویش را خشنود می‌سازند. فرزندان هر پدر و مادری وظیفه دارند پس از وفات والدین خویش، قبل از تقسیم ارث آنان، خمس و زکات و سایر دیون مالی پدر یا مادر خویش را از مال خود آنان ادا نمایند و با این هدیه، آسایش و راحتی پدر و مادر خویش را در قبر و عالم برزخ فراهم ساخته و دعای خیر والدین که موجب عاقبت به خیری و سعادت دنیا و آخرت است، به سوی خود جلب نمایند. وفای زن و شوهر نسبت به همدیگر اختلافات خانوادگی و تنش در روابط خانوادگی که متأسّفانه امروزه با سرعت عجیبی منجر به طلاق و جدایی می‌شود، ناشی از بی‌فایی زن و شوهر نسبت به همدیگر است. یکی از مظاهر بی‌وفایی زن و شوهر نسبت به یکدیگر، برقراری ارتباط دوستانه مرد با زن نامحرم و زن با مرد نامحرم است. قرآن کریم ارتباط و دوستی زن و مرد نامحرم با یکدیگر را در کنار گناه بزرگ فحشاء و بی‌عفّتی بیان می‌کند و زن و مرد شایسته را کسانی می‌داند که فقط با همسران خویش رابطه دوستانه و عاطفی برقرار سازند. وفاداری مردم و افراد اجتماع نسبت به یکدیگر از مصادیق بی‌وفایی مردم نسبت به همدیگر این است که در حضور یکدیگر تظاهر به ارادت می‌کنند و در غیاب یکدیگر، مرتکب غیبت و تهمت و آبروریزی نسبت به همدیگر می‌شوند که این امر، بسیار ناپسند و نکوهیده است و با تعالیم قرآن و عترت و نیز با فضائل حسنه «وفا» و «صداقت» سازگاری ندارد.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
کسی می‌تواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.


انتظار
انتظار فرج یک فضیلت فراموش شده در جامعه است

آیت الله مظاهری در ادامه سلسله جلسات دروس اخلاق با اشاره به فراموش‌شدن فضیلت انتظار فرج در عصر حاضر، تأکید کرد: جامعه‌ای که آلوده به فساد اخلاقی است نمی‌تواند ادعای تشیع کند و انتظار فرج در چنین اجتماعی، یک فضیلت فراموش شده است.

مقصود از انتظار فرج، انتظار برای برافراشته شدن پرچم اسلام که همان پرچم عدالت و حقیقت است، در سراسر عالم، به‌دست شیعیان راستین و به رهبری حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» است و چنین انتظاری که از والاترین ثواب‌ها برخوردار است، با تلاش و کوشش منتظران حقیقت می‌یابد.

بدیهی است که همه آدمیان ـ با هر دین و مذهبی وقتی بدانند با امر فرج، عدالت اجتماعی سرتاسر جهان را فرا می‌گیرد و دنیا از هرگونه ظلم، غمّ، غصّه و اضطراب عاری می‌شود، به آن علاقه‌مند می‌شوند؛ ولی این علاقه‌مندی که برای کفّار نیز ممکن است رخ دهد، کافی نیست و انتظار فرج حقیقی محتاج تحقق سه رکن «اعتقاد»،‌ «شعار» و «عمل» است.

جامعه فعلی از لحاظ اعتقاد به مبانی تشیع و نیز از حیث تعظیم شعائر از طریق برگزاری جشن‌ها در اعیاد و یا برگزاری مراسم عزاداری و نظائر آن، وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد، امّا متأسّفانه آمادگی عملی برای ظهور حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» در جامعه دیده نمی‌شود.

کسی می‌تواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
برخی می‌گویند طبق روایات حضرت وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود و برخی دیگر می‌گویند: با عبادت، دعا، پرهیز از گناه و جهاد امام (عج) را در ظهورش یاری کنید. دلیل این تضاد چیست؟
ظهور

این شبهه یا تضاد به خاطر قرائت‌های متفاوت و شاید دلخواه از احادیث مربوط به جمله‌ی اول است. چنین نیست که گفته باشند: «وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود»، چرا که آن وقت لازمه‌ی زمینه‌سازی برای ظهور تلاش برای ظلم و فساد بیشتر است و لابد مفسدین مقرب‌تر خواهند بود! که طبعاً خداوند متعال، اسلام و عقل چنین حکمی نمی‌دهد.

معنی ندارد که خداوند متعال (اسلام) از یک سو مردم را به ایمان و عمل صالح و پرهیز از ظلم و گناه دعوت نماید، و از سوی دیگر نعمت ولایت و حکومت معصوم را در گرو ازدیاد فساد و ظلم قرار دهد! اساساً چرا باید بیشتر فساد و ظلم کنیم تا یک منجی بیاید آن ظلم و فساد را برطرف کند؟! بلکه احادیث و روایات بیان می‌دارند که ایشان وقتی ظهور نمایند، جهان را پر از عدل و داد می‌نمایند، چنان چه پر از ظلم و جور شده است.

الف – دقت شود که جهان از همان زمانی که قابیل به هابیل ظلم کرد و او را به خاطر حسادت در قبولی قربانی نزد خداوند متعال به قتل رساند، دچار ظلم، جور و فساد بوده و هر روز نیز بر این ظلم و فساد افزوده شده است. حتی زمان رسول الله (ص) نیز جهان پر از ظلم، فساد، شرک، جهل و تباهی بوده است و پس از رحلت ایشان حتی محیط کوچک مدینه نیز پر از ظلم، جور و فساد گردید. پس اگر شرط ظهور ظلم و فساد باشد، این شرط همیشه محقق بوده و باید ظهور فرا می‌رسید. آیا ظلم و فسادی بیش از قائله‌ی کربلا تصور می‌شود؟!

دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد. یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند

ب – پس، اولین شرط قیام، برخورداری از زمینه و شرایط مساعد برای قیام است که اولین شرط آن نیز برخورداری از حداقل نیروی قابل و وفادار می‌باشد. به امام سجاد (ع) عرض کردند که پدرت با 72 یار مقابل یزید ایستاد و به شهاد رسید، پس چرا شما قیام نمی‌کنید؟ فرمود: ایشان 72 یار داشتند که قیام کردند، من اگر 7 یار داشتم قیام می‌کردم. به امام صادق علیه‌السلام عرض کردند که یاران و هواداران شما بسیارند و چرا قیام نمی‌فرمایید؟ ایشان با نشان دادن گله‌ای کوچک فرمودند: اگر تعداد یاران من به مقدار بزغاله‌های این گله بود قیام می‌کردم. راوی می‌گوید: پس از نماز آن‌ها را شمردم، 16 رأس بودند.

ج – لذا حضرت امام زمان (عج) نیز پس از برخورداری از حداقل نیرو برای برپایی یک حکومت جهانی قیام خواهند نمود. لذا در روایات این حداقل 313 تن بیان شده است و البته این 313 تن نخبگان، فرماندهان، رهبران و مدیران اصلی خواهند بود و پس از آن‌ها گروه‌های هزار، ده هزار، صدهزار و چند میلیون نفری به سوی ایشان خواهند شتافت و سپس بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان با ایشان بیعت خواهند نمود.

د- دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد.

یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، عوامی، دنیاطلبی و خواب غفلت توده‌های مردمی، محکوم به جهل، ظلم، فساد و ... بوده و هست. و نه تنها هیچ دین الهی، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند! البته منظور این نیست که تا قاطبه‌ی مردم مسلمان و شیعه نشوند و طالب حکومت منجی آخر، حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نگردند، قیام و حکومتی نخواهد بود. بلکه مردم (چنان چه امروزه نشانه‌های آن دیده می‌شود) به جایی خواهند رسید که دیگر از همه‌ی مکاتب و مدعیان نجات بشر نا امید می‌شوند و منتظر فرج الهی و یک قدرت الهی می‌گردند. ھ – دقت شود که جهان تا امروز شاهد قدرت یک پارچه‌ی جهانی نبوده است، لذا هر گاه کذب ادعایی معلوم می‌شد، می‌گفتند: شاید آن یکی بهتر باشد؟ از این رو به کمونیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، فمینیسم و ... رو آوردند. اما امروز از سویی قدرت‌ها یک پارچه شده و از سویی دیگرناتوانی همه معلوم شده است. به عنوان مثال: چه یک پارچگی بزرگ‌تر و بهتر از شورای امنیت یا سازمان ملل یا حقوق بشر یا ... می‌تواند وجود داشته باشد؟ اما رفته رفته به جهانیان ثابت می‌شود که تا حاکمی عالم به علم الهی و عادل به عدل الهی و مؤید به تأییدات الهی و در یک جمله «خلیفة الله» یا فرستاده‌ی الهی نباشد، نفس اماره حاکم خواهد بود و شوراها، سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی نیز به ابزار دیگری در خدمت طواغیت بدل خواهند شد. و – پس جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند! به ویژه اسلام عزیز و غنی که «ایمان و عمل صالح»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «مبارزه با همه‌ی مظاهر کفر، شرک و نفاق» و طواغیت را در سرلوحه‌ی اهداف و برنامه‌های تکاملی بشر قرارداده است و مشخصات بارز پیروان این دین را ابتدا قیام بر علیه کفار، سپس وحدت بین خود و پس از آن سایر عبادات می‌خواند: عبادت «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‌ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی‌ عَلی‌ سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً» (الفتح - 29) ؛ محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند علیه کفار شدید و بی رحمند و در بین خود رحیم و دلسوزند، ایشان را می‌بینی که همواره در رکوع و سجودند و در طلب فضل و رضوان خدایند. علامتشان در رخسارشان از اثر سجده نمایان است، این وصف ایشان است در تورات و اما وصف آنان در انجیل این است که چون زراعتی هستند که از شدت برکت پیرامونش جوانه‌هایی می‌زند و آن جوانه‌ها هم کلفت می‌شود و مستقیم بر پای خود می‌ایستد به طوری که برزگران را به شگفت می‌آورد (مؤمنین نیز این طورند)، این برای آن است که کفار را به خشم آورد، خدا به کسانی که ایمان آورده و از آن بین به کسانی که اعمال صالح هم می‌کنند وعده مغفرت و اجری عظیم داده. از این رو منتظر واقعی و طالب ظهور حضرت (عج)، ابتدا خود بر علیه کفر و طاغوت نفس خود قیام می‌کند و حکومت مطیع امر امام را در مملکت وجود خویش حاکم می‌نماید و سپس قادام به مساعد نمودن شرایط بیرونی می‌نماید تا بر یاران باوفا و قابل حضرت نیز بیافزاید.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

در شرح وقایع ظهور وارد شده است که امام زمان علیه السلام انتقام سختی از عده ای می گیرد ؟اینان چه کسانی هستند و حضرت چگونه انتقام می گیرد؟


امام زمان (عج)
پاسخ :

در ابتدا به این می‌پردازم که «انتقام» چیست و با مقام و منزلت حضرت حجت (عج) سازش دارد یا نه؟

انتقامی که به حضرت نسبت داده شده است، به معنی مجازات کردن و کیفر دادن، سردمداران کفر و نفاق و شرک است، نه به معنی کینه توزی و فرونشاندن هوا و هوس های درونی. و اصولاً امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ از چنین هوس‌هایی پاکیزه بوده‌اند. و انتقام به معنی کیفر هیچ گونه ناسازگاری با مقام امام ـ علیه السّلام ـ ندارد. و از این رو خدای تبارک و تعالی هم از مجرمان انتقام می‌گیرند و در قرآن کریم به همین صفت از او یاد شده است به عنوان مثال به این آیات توجه بفرمایید:

1. «... أَلَیْسَ اللَّهُ بِعَزِیزٍ ذِی انتِقَامٍ »[1].

2. «... وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ »[2].

در این آیات هم، انتقام گرفتن خدا، به معنی مجازات در برابر کارهای ناشایست است و به هیچ وجه مسئله، کینه توزی ـ که در مورد خداوند سبحان قابل تصور نیست ـ مطرح نمی‌باشد.

2. یا حضرت مهدی (عج) انتقام خواهند گرفت و صفت انتقام برایشان صدق می‌کند؟ در پاسخ می‌توان گفت:

1. یکی از لقب‌های امام عصر(عج) «منتقم» است.[3] و اگر نمی‌توانست دشمنان اسلام را کیفر دهند و یا در برنامه عملیاتی او اتفاق نمی‌افتد، هرگز چنین لقبی را به او نمی‌دادند.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در روز عید غدیر در معرفی حضرت مهدی (عج) فرمودند: ... الا انّه الحدوث بکلّ ثار لأولیاء الّا عزّو جلّ؛ گاه باشید حضرت مهدی (عج) انتقام گیرنده از ستمگران است، او خونخواه خون به ناحق ریختة همه بندگان صالح خداست».[7] گفتنی است روایات بخش انتقام بسیارند و ذکر همه آنها طولانی شدن جواب را به دنبال دارد

3. «وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا  ...؛ کسی که خون مظلومی را به ناحق بریزد ما برای ولیش سلطه (قصاص) قرار دادیم».[4]

2. در دعایی که به وسیله عمری از خود آن حضرت روایت شده است آمده است: «وَ اَقمْ بهِ الحُدودَ المعطّلةَ و الأحکامَ المُهمَلة؛ و به توسط او حدود تعطیل شده و احکام کنار مانده اجرا شود».[5]

امام باقر ـ علیه السّلام ـ در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایند: که مراد از «مظلوم» امام حسین ـ علیه السّلام ـ است و ما ولی دم او هستیم و هنگامی که قائم ما ظهور کند به خونخواهی او می‌پردازد.[6]

4. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در روز عید غدیر در معرفی حضرت مهدی (عج) فرمودند: ... الا انّه الحدوث بکلّ ثار لأولیاء الّا عزّو جلّ؛ گاه باشید حضرت مهدی (عج) انتقام گیرنده از ستمگران است، او خونخواه خون به ناحق ریختة همه بندگان صالح خداست».[7] گفتنی است روایات بخش انتقام بسیارند و ذکر همه آنها طولانی شدن جواب را به دنبال دارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : در روز عاشورا وقتی امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اصحابش به دست یزیدیان به شهادت رسیدند، ملائکه الهی بسیار ناراحت شدند، و به درگاه الهی شکایت بردند، ‌ و آفریدگار توانا در ضمن نشان دادن نور وجود حضرت مهدی (عج) فرمودند: «بذلک القائم انتقم منهم»؛ توسط این قائم از قاتلان امام حسین ـ علیه السّلام ـ انتقام خواهم گرفت 5. در حدیث معراج وارد شده است، ‌چون چشمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به نور امامان افتاد، یکی از نورها را با نورهای دیگر متفاوت دید، از خدای حکیم ندا رسید که: او همان قائم ماست. او همان کسی است که حلال ما را حلال و حرام ما را حرام خواهد کرد و من توسط او از دشمنان انتقام خواهم گرفت.[8] 6. در روز عاشورا وقتی امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اصحابش به دست یزیدیان به شهادت رسیدند، ‌ و آفریدگار توانا در ضمن نشان دادن نور وجود حضرت مهدی (عج) فرمودند: «بذلک القائم انتقم منهم»؛ توسط این قائم از قاتلان امام حسین ـ علیه السّلام ـ انتقام خواهم گرفت.[9] امام زمان (عج) و ما هم در انتظار لحظه‌های سبزی به سر می‌بریم که شمشیر انتقام حضرت، به خونخواهی پهلوی شکسته حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ خانه نشینی امام علی ـ علیه السّلام ـ، و مظلومانه رفتن امام حسین ـ علیه السّلام ـ قیام کند، و همه کسانی که را که کهکشان غم را نثار خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ کردند، به کیفر کارهایشان برساند. پی نوشت ها : 1. بحار الانوار، ج 52. 2. کمال الدین و اتمام النعمه، شیخ صدوق. 3. دولت المهدی، سید محمد حسینی. [1]. سورة زمر، یة 37. [2] . ل عمران، 4. [3] . مرحوم مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 376. [4] . اسراء، 33. [5]. سورة زمر، یة 37. [6] . مسعود بن عیاش، تفسیر العیاشی، ج 2، ص 290، حدیث شماره 65، چاپ افست تهران. [7] . مرحوم مجلسی، ج 37، ص 2 ـ 213، چاپ بیروت. [8] . مرحوم مجلسی، ص 283، چاپ بیروت. [9] . مرحوم مجلسی، ص 294، چاپ بیروت.،
لینک های مرتبط :

حقوق امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) بر عهده ما
حقوق امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) بر عهده ما


 





 
ادای حقوق امام زمان (عج) ازجمله دوست داشتن، تمسك جستن به ایشان، دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان، پذیرفتن ولایت، مقدم داشتن ایشان بر خود، پیروی كردن، گرامی داشتن، ادا كردن حقوق مالی، پیش‌كش كردن مال، یاد كردن و فرستادن صلوات بر ایشان، یكی از حقوق مهم بر عهده تك تك مسلمانان است.
از میان همه حقوق گوناگونی كه در آموزه‌های اسلامی بر ادای آنها تأكید شده است، پس از حق خدای متعال، هیچ حقّی به بزرگی حقّی كه امامان و پیشوایان معصوم دین(ع) بر عهده ما دارند، نیست؛ زیرا هیچ كس به اندازه آنها در زندگی ما نقش ندارد و استمرار زندگی ما بدون وجود آنان امكان‌پذیر نیست.
امام صادق(ع) كه از پدر ارجمندش، امام باقر(ع) و از جد بزرگوارش، امام‌سجاد(ع) نقل كرده است كه فرمود:
'ما پیشوایان اهل اسلام و حجت‌های خدا بر جهانیان و سروران مؤمنان، رهبران رو سفیدان و سرپرستان مؤمنان هستیم. ما امانی برای ساكنان زمین هستیم، همچنان كه ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند.
ما كسانی هستیم كه خداوند به وسیله ما، آسمان را از اینكه جز به اذن او بر زمین افتد، نگه می‌دارد و به وسیله ما، زمین را از اینكه ساكنانش را پریشان سازد، حفظ می‌كند و به وسیله ما، باران را فرو می‌فرستد، رحمتش را جاری می‌سازد و بركات زمین را خارج می‌كند. اگر یكی از ما در زمین نباشیم، زمین ساكنانش را در كام خود فرو می‌برد.'
سپس فرمود: 'زمین از زمانی كه خدا، آدم را آفرید، هیچ گاه از حجت خدا خالی نبوده است، خواه این حجت، آشكار و شناخته شده باشد، خواه غایب و از دیده‌ها پنهان و تا برپایی رستاخیز نیز زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند، اگر این گونه نبود، خدا پرستیده نمی‌شد.'
به دلیل همین عظمت حقوق امام(ع) است كه در دعای ندبه از خدا می‌خواهیم كه ما را در ادای این حقوق یاری كند:
'خداوندا! ... ما را در راه ادای حقوق او (امام مهدی(عج))، تلاش در پیروی از او و دوری از مخالفت او یاری كن و با خشنودی او بر ما منّت گذار.'
برای آشنایی بیشتر با حقوق امام زمان(عج) به برخی از روایاتی كه در این زمینه وارد شده است اشاره می‌كنیم:
در این زمینه روایات فراوانی از پیامبر اعظم(ع) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) وارد شده است كه برخی از آنها عبارتند از:
رسول اكرم(ص) در روایتی می‌فرماید:
'سوگند به آنكه جانم در دست اوست، هیچ بنده‌ای را كردارش سود نرساند، مگر در پرتو شناخت حق ما.'
امام صادق(ع) نیز در همین زمینه می‌فرماید:
'خداوند عزّوجلّ به وسیله پیشوایان هدایت از خاندان پیامبر ما، دینش را آشكار ساخت و به وسیله ایشان راهش را روشن نمود و به واسطه آنان چشمه‌های پنهان دانش خود را گشود. پس، از امت محمد ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ هركس كه حق واجب امامش را بشناسد؛ مزه ایمانش را بچشد و به ارزش دل‌پذیریِ اسلام خود پی‌برد.'

** برخی از حقوق امام عصر(ع)
 

1- دوست داشتن
 

رسول اكرم(ص) در ازای زحمات فراوانی كه در راه ارشاد و هدایت مردم پذیرا شد، تنها یك چیز از مردم درخواست كرد و آن دوستی خویشاوندان خود بود. قرآن كریم دراین‌باره می‌فرماید:
'بگو به ازای آن [رسالت]، پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان.'
امام باقر(ع) در پاسخ شخصی كه از ایشان درباره تفسیر این آیه پرسیده بود، می‌فرماید:
«به خدا سوگند كه این [دوستی]، فریضه‌ای است كه خداوند نسبت به اهل بیت محمد بر عهده بندگان نهاده است.'

2- تمسك جستن
 

بی‌تردید در تندباد حوادث روزگار و به هنگام برخاستن توفان‌های سهمگین، تنها با چنگ زدن به 'دستگیره‌ای محكم' ‌می‌توان از درافتادن به وادی گمراهی، در امان ماند و راه هدایت و رستگاری را بازشناخت.
قرآن كریم از این دستگیره محكم، گاه با تعبیر 'عروه الوثقی' یعنی دستاویز استوارو گاه با تعبیر 'حبل الله' یعنی ریسمان خدا یاد كرده است.
به تصریح روایات، این دستگیره محكم تنها اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) هستند و به همین دلیل همه اهل ایمان موظف شده‌اند كه تنها به آنها تمسك جویند.
امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: 'رسول خدا ـ كه ‌درود خدا بر او و خاندانش باد ـ به من فرمود:'ای علی...! شما حجّت خدا بر خلق او و آن دستگیره محكم هستید كه هركس بدان چنگ زند، هدایت شود و هركه رهایش كند، گمراه شود.'
از امام صادق(ع) نیز در این باره چنین روایت شده است: 'دروغ می‌گوید كسی كه مدعی است ما را شناخته، ولی به دامن دیگران چنگ آویخته است.'
گفتنی است، برخی از اهل تحقیق معتقدند: احادیثی كه بر وجوب تمسك به اهل بیت دلالت دارند، بیش از حد تواترند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان آنگاه ما در ادعای دوستی با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) صادق هستیم كه دوستان آنها را دوست بداریم و با دشمنان آنها دشمنی كنیم. از این رو در روایات، دوستی با دوستان اهل بیت(ع) و دشمنی با دشمنان آنها، یكی از حقوق امامان معصوم(ع) برشمرده شده و بسیار بر آن تأكید شده است. پیامبر خاتم(ص) در این باره می‌فرماید: 'هر كس دوست دارد كه بركشتی نجات بنشیند و به دستگیره محكم چنگ آویزد و ریسمان استوار خدا را بگیرد، باید پس از من، علی را دوست بدارد و با دشمن او دشمنی كند و امامان هدایتگر از نسل او را به پیشوایی بپذیرد؛ زیرا آنان پس از من جانشینان و اوصیای من و حجّت خدا بر خلقند و سروران امّت هستند و پرهیزگاران را به سوی بهشت می‌برند. حزب آنها، حزب من و حزب من، حزب خداست و حزب دشمنان آنان، حزب شیطان است.' 4- پذیرفتن ولایت به تصریح روایات، در آموزه‌های اسلامی هیچ موضوعی به اندازه موضوع ولایت، تأكید نشده است و به همین دلیل می‌توان گفت، پذیرش ولایت و سرپرستی امامان معصوم(ع) یكی از مهم‌ترین حقوق آنهاست. در روایتی كه از پیامبر اعظم(ص) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: 'هركس دوست دارد كه مانند من زندگی و چون من بمیرد و به بهشتی كه پرودگارم مرا وعده داده است، وارد شود، پس باید ولایت علی‌ّ بن ابی‌طالب و وارثان پاك او را كه پس از من، امامان هدایتگر و چراغ‌های تاریكی‌ها هستند، بپذیرد؛ زیرا آنها هرگز شما را از راه راست به كج‌راهه گمراهی نمی‌كشانند.' امام علی(ع) نیز در این باره می‌فرماید: 'ما را برعهده مردم، حق فرمانبری و ولایت است و برای این كار، از خداوند سبحان پاداش نیك خواهند گرفت.' 5- مقدم داشتن به دلیل برتری‌ها و ویژگی‌های بی‌مانندی كه خدای متعال به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ارزانی داشته، سزاوار است كه آنها در همه‌ زمینه‌ها بر همگان مقدم داشته شوند و هیچ كس بر آنها ترجیح داده نشود. به این موضوع نیز به عنوان یكی از حقوق امامان معصوم(ع)، در روایات بسیار توجه شده و از جمله در روایتی كه از پیامبر اكرم(ص) نقل شده، چنین آمده است: 'خدای متعال ذریه هر پیامبری را از پشت خود او قرار داده است، ولی ذریه مرا از پشت علی بن ابی‌طالب(ع) ... پس آنان را پیشرو قرار دهید و از ایشان جلو نیفتید؛ زیرا آنان در خردسالی، بردبارترین شما هستند و در بزرگی، داناترینتان. بنابراین، از آنها پیروی كنید؛ چرا كه ایشان شما را به گمراهی نمی‌كشانند و از راه راست بیرونتان نمی‌برند.' 6- پیروی كردن امامان معصوم(ع) در علم، تقوا، شجاعت، سیاست، سخاوت، كرامت و دیگر صفات پسندیده اخلاقی، سرآمد اهل روزگار هستند و به همین دلیل، مردم باید آنان را پیشوا و مقتدای خود سازند و در همه امور به آنها اقتدا كنند. پیامبر اكرم(ص) در این باره می‌فرماید: 'هر كس خوشحال می‌شود مانند من زندگی كند و مانند من از دنیا برود و در بهشت برینی كه پروردگارم آن را كاشته است، ساكن شود، علی را دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زیرا آنان عترت من هستند، از طینت من آفریده شده‌اند و از فهم و دانش روزی شده‌اند.' 7- گرامی داشتن پیامبر اعظم (ص) همواره بر ضرورت گرامی داشتن اهل بیت طاهرین خود(ع) تأكید می‌كرد و امت خود را از آزار و اذیت آنان برحذر می‌داشت. به همین دلیل می‌توان گفت كه یكی از حقوق قطعی و مسلّم امامان معصوم(ع) گرامی‌ داشتن، عزیز شمردن و خوار نساختن آنان است. در روایتی كه ابن عبّاس نقل كرده، در این زمینه چنین آمده است: رسول خدا ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ بر منبر رفت و برایمان سخنرانی كرد و مردم جمع شدند. آن حضرت فرمود: 'ای مردم! شما [در روز قیامت] گرد آورده خواهید شد و درباره ثقلین از شما خواهند پرسید. پس مواظب باشید كه پس از من با آنان چگونه عمل می‌كنید. آنان، اهل بیت من هستند. هركه ایشان را آزار دهد، مرا آزار داده و هركه به ایشان ستم كند، به من ستم كرده است. هركه ایشان را خوار دارد، مرا خوار داشته و هركه ایشان را عزیز شمارد، مرا عزیز شمرده است. هركه ایشان را یاری دهد، مرا یاری داده و هركه ایشان را تنها و بی‌یاور گذراد، مرا تنها و بی‌یاور گذاشته است.' 8- ادا كردن حقوق مالی خداوند متعال در قرآن كریم، حقوق مالی مشخصی را برای پیامبر اكرم(ص)‌ و خویشاوندان او در نظر گرفته است كه در اصطلاح از آن تعبیر به 'خمس' می‌شود: 'وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیل؛ بدانید كه هر چیزی را به غنیمت گرفتید، یك پنجم آن برای خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است.' در زمینه وجوب ادای خمس، به عنوان یكی از حقوق مالی امامان معصوم(ع) روایات فراوانی رسیده است كه از آن جمله می‌توان به روایت زیر كه از امام سجّاد(ع) نقل شده است، اشاره كرد. ابن دیلمی نقل می‌كند كه علیّ بن الحسین(ع) به مردی از اهل شام فرمود: آیا در سوره انفال نخوانده‌ای كه 'بدانید كه هر چیزی را به غنیمت گرفتید، یك پنجم آن برای خدا و پیامبر و ... است؟' عرض كرد: چرا. پس شما، همانان هستید؟ فرمود: آری. امام عصر(عج) در یكی از توقیعات خود، مردم را از كوتاهی در ادای حقوق مالی اهل بیت(ع) برحذر داشته است و می‌فرماید: 'هركس به ناحق چیزی از اموال ما را تصاحب كند، به راستی درون خویش را از آتش انباشته است و به زودی به رو در آتش افكنده خواهد شد.' آن حضرت همچنین درباره‌ فلسفه پرداخت خمس می‌فرماید: 'اموال شما را نمی‌پذیریم مگر به دلیل اینكه پاك شوید، پس هر كه می‌خواهد، بپردازد و هركس می‌خواهد، نپردازد.' 9- پیش‌كش كردن مال چنانكه در مقدمه این مبحث یادآور شدیم، همه فیض‌های مادی و معنوی و همه نعمت‌های دنیوی و اخروی كه ما از آنها بهره‌مندیم، به بركت وجود اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است و از همین رو شایسته است كه ما به هر طریق ممكن سپاس خود را به پیشگاه این بزرگواران عرضه و به هر بهانه‌ای مهر و محبّت خود را به آنان اعلام كنیم. اگرچه آنها از سپاس، مهر و محبّت ما كاملاً بی‌نیازند. یكی از این راه‌ها، پیش‌كش كردن مال به پیشگاه حضرات معصومان(ع) است كه در اصطلاح از آن به 'صله دادن' تعبیر می‌شود. در روایتی كه از امام صادق(ع) نقل شده در این زمینه چنین آمده است:'صله دادنِ از اموال خود به آل محمّد را فرو مگذارید. هركه داراست به قدر دارای‌اش [صله دهد] و هركه نادار است به فراخور ناداری‌اش. هركه می‌خواهد خداوند، مهم‌ترین حاجت‌هایی را كه از خدا می‌خواهد، برآورده سازد، از مال خود، آنچه را بیشتر از همه مورد نیاز اوست، به آل محمّد و شیعیان آنان صله دهد.' چنانكه از روایت یاد شده هم به دست می‌آید، مراد از صله دادن، این نیست كه مالی را به طور مستقیم به اهل بیت(ع) پیش‌كش كنیم، بلكه منظور این است كه ما به قصد خشنودی این خاندان، اموال خود را در راه‌هایی كه آنها می‌پسندند، به ویژه در راه دستگیری از شیعیان درمانده كه یتیمان آل‌محمّد(ع) به شمار می‌آیند، هزینه كنیم. 10- فرستادن صلوات یكی دیگر از حقوق امامان معصوم(ع) درود و صلوات فرستادن بر آنهاست. در این زمینه نیز روایات فراوانی وارد شده است كه در اینجا به دو روایت بسنده می‌كنیم. از رسول خاتم(ص) روایت شده است كه فرمود: 'هركه نمازی بخواند و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش پذیرفته نمی‌شود.' امام صادق(ع) نیز در این باره می‌فرماید: 'پدرم مردی را دید كه به كعبه آویخته و می‌گوید: اللهمّ صلّ علی محمّد. پدرم به او فرمود: 'ای بنده خدا! آن را ناقص مگو. حقّ ما را ضایع مگردان. بگو: اللهمّ صل علی محمّد و اهل بیته.' 11- یاد كردن از آنجا كه یاد كردن از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و بیان فضایل و صفات برجسته آنها، موجب زنده شدن مكتب اهل‌بیت(ع) و جلا یافتن دل‌های ما می‌شود، در روایات سفارش‌های فراوانی به این موضوع شده است. در یكی از این روایات، امام صادق(ع) خطاب به 'داوود بن سرحان' می‌فرماید: 'ای داوود! سلام مرا به دوستدارانم برسان و آنچه را می‌گویم، به آنان ابلاغ كن. رحمت خدا بر آن بنده‌ای كه با دیگری گرد آید و دو نفری درباره‌ امر ما گفت‌وگو كنند كه در این حال، سومین نفر آنان فرشته‌ای است كه برای آن دو آمرزش می‌طلبد. هیچ دو نفری گرد هم ‌نیامدند و از ما یاد نكردند، مگر اینكه خداوند متعال، به وجود آنان بر فرشتگان بالید. پس هرگاه گرد هم آمدید، به ذكر مشغول شوید؛ زیرا گردهم‌آیی و مذاكره شما با یكدیگر باعث زنده شدن ما می‌شود. بهترین مردم بعد از ما كسی است كه درباره امر ما مذاكره كند و به یاد و نام ما، فراخواند.'،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

استفاده سیاسی از امام زمان (عج)
استفاده سیاسی از امام زمان (عج)


 





 

آیت الله مكارم شیرازی:
 

امام زمان(عج) خط قرمز ماست و نباید از وجود مقدسش برای رسیدن به اهداف سیاسی استفاده شود.
ما باید نسبت به مسئله امام زمان(عج) و بحث انتظار حساس باشیم و باعث شویم كه اعتقادات مردم روز به روز نسبت به ان مسئله بیشتر شود.
باید روز به روز منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم اما تعیین وقت به اعتقادات مردم بسیار ضربه می زند.(1)

دین عامل نجات دهنده كشور وملت
 

آیت الله جوادی آملی:
 

این درست است كه ایران مرز پرگهر و وطن ما است و ما از آن دفاع می كنیم، اما این كشور را كربلا نجات داد، نه این مرز پرگهر. راه ما همین است وگرنه به اسارت دوران قبل از انقلاب مبتلا می شویم.

الگوی تعامل «نظام» و «حوزه»
 

نیازهای نظام را حوزه باید تامین بكند، لكن آن طوری كه حوزه می گوید، نه آن طوری كه نظام می خواهد.
... نظام برای هر ارگان و نهادی، یك روحانی می خواهد كه نماینده باشد و رهبری فكری آن نهاد را برعهده داشته باشد، اما آیا خود نظام باید وارد حوزه بشود و گلچین كند و هر كس را می خواهد ببرد، یا متولیان حوزه باید ارزیابی كنند هر كسی را كه برای نظام كارآمد است به او بدهند؟
... تحقیق در مسئله آن است كه انتخاب به عهده مسئولان حوزه است نه مسئولان نظام؛ زیرا متولیان حوزه می توانند تشخیص دهند كه فلان روحانی، بذر آینده است.(2)

«فقر» و «تورم» آفت های جامعه اسلامی
 

آیت الله صافی گلپایگانی:
 

كمبود در جامعه اسلامی سبب تضعیف دین می شود، بنابراین نباید نیازمند یا فقیری در جامعه اسلامی وجود داشته باشد.
ما وظیفه داریم حوائج مختلف مردم را در حد توان خود پاسخ بگوییم و اگر چنین شد آن زمان فقیر و نیازمندی در جامعه وجود نخواهد داشت و هرگز نباید از این مهم غفلت كرد.
... امروز كه تورم زیاد است و برخی از مردم در پرداخت قبوض خود معطل اند، نیاز است در برابر این همه سختی ها و فشارهای اقتصادی كه در جامعه وجود دارد به افراد نیازمند و كم درآمد كمك های شایانی صورت گیرد تا سختی ها و فشارهای اقتصادی بیش از حد، آن ها را نرنجاند.(3)

لزوم شجاعانه عمل كردن نمایندگان مجلس
 

مجلس اگر با شجاعت به وظیفه خود عمل كند بیشتر مشكلات كشور حل می شود، همچنین اگر نمایندگان شجاعت و احساس مسئولیت داشته و مقید به انتخاب آینده خود نباشند به یقین دیگر در كشور مشكلی به جود نخواهد آمد.(4)
تحریف و خرافه در مسیحیت

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : آیت الله وحید خراسانی: بدبختی پاپ و بیچارگی مسیحیت این است كه این چنین نسبت های ناروایی به انبیاء الهی در كتب شان داده شده است. ... این قدر طرفداری از یهود می كنند در قبال مسلمین و دم از مسیحیت می زنند، این اندازه شرف و غیرت ندارند كه تفحص كنند بفهمند ملتی كه می گوید پسر خدا پسر زنا است، ملتی كه می گوید مریم بكر بتول كه فقط مورد عنایت منحصر به فرد خداوند شد نعوذبالله یك فاحشه بیش نیست. آن وقت آن ملت را بگیرند و در قبال مسلمین به آنها كمك كنند. ... این عقیده یهود و نصاری است و این هم عملشان، آیا این ضلال مبین هست یا نه؟(5) روابط كاری با نامحرم آیت الله شیخ مجتبی تهرانی: روایتی از علی(ع) است كه فرمودند: «صیانه المرأه أنعم لحالها و أدوم لجمالها». این كه زن خود را بپوشاند و حفظ كند برای خودش و زیبایی اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می فهمند كه در این روابط شغلی و كاری كه مراجعه كننده دارند، رابطه شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده دری است؟! طرفین خوب می دانند كه مراجعه كننده جنس مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می دانند كه فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد.(6) رشد فرهنگ عمومی بسترساز عدالت اجتماعی آیت الله مصباح یزدی: اگر بخواهیم عدالت اجتماعی برقرار شود، نیاز به فراهم شدن بسترهای مورد نیاز از جمله بستر و رشد فرهنگ عمومی است؛ یعنی مردم باید ارزش ها را باور كنند و به آن پایبند شوند، و مهم ترین عامل هم برای رشد فرهنگ عمومی، تقویت اعتقادات است.(7) خطر نفوذی ها، فتنه بزرگ تر جای تعجب نخواهد بود اگر برخی از كسانی كه امروز دم از رهبری می زنند و از یاران رهبری هستند، فردا فتنه بزرگ تری را به وجود آورند. ... خطری كه من احساس می كنم شدیدترین خطری است كه تاكنون اسلام را تهدید كرده است و آن هم از سوی نفوذی هایی است كه در بین خودی ها درحال رشد هستند. جامعیت اسلام و ضرورت كل نگری اینكه می گوییم اسلام جامع بوده و همه چیز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سیاست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هر كدام بخش مستقلی است، بلكه همه این بخش ها به هم پیوسته و در یكدیگر تأثیرگذارند. ... اگر به لایه های عمیق آن توجه نكنیم چه بسا در درازمدت دین را از بین ببریم، چرا كه نگاه سطحی به اسلام مانند درختی است كه ریشه ای ندارد.(8) ضرورت تكیه بر قرآن و اهل بیت و پاسخ به شبهات آیت الله سبحانی: شاگردانی را پرورش دهید كه قرآنی و حدیثی باشند و كلام اهل بیت(ع) را دارا بوده و سپری در مقابل تبلیغات سوء باشند و مطالبی را وارد دانشگاهمان نكنیم كه ما را از اسلام دور كند... سپری را مقابل شبهات وهابی ها درست كنید كه این ها مایه گرفتاری هستند، اگر از دست ماركسیست ها خلاص شدیم اما مشكلات دیگر پیدا كردیم.(9) لزوم اخذ مجوز برای نشر افكار و آثار حجت الاسلام قرائتی: هر كس نویسنده هست، كتاب هایش را قبل از چاپ به یك متخصص نشان بدهد. بد نیست این را هم بدانید. این حرف ها را شما جوان هستید و نشنیده اید. قدیم ها هركس می خواست حدیث نقل كند، از استادش اجازه می گرفت كه آیا شما به من اجازه می دهی كه من حدیث نقل كنم؟ مثل موتورسواری كه الآن گواهی نامه می خواهد. ماشین یك گواهی نامه دیگر می خواهد.(01) مقایسه حقوق بشر در اسلام و غرب دكتر حسن رحیم پورازغدی: مسلمانان سال ها پیش از رسیدن «كریستف كلمب» به قاره آمریكا با مردم این منطقه رابطه داشتند و سكه های مربوط به آن سال ها كشف شده است. اما غربی ها پس از ورود به این قاره با وجود رفتار محبت آمیز بومیان- به توصیف كلمب- آنان را به بردگی گرفتند. ... اروپائیان چهار تمدن سرخپوستی را نابود كردند و حتی دین و زبان آنها را نیز تغییر دادند. این درحالی است كه اسلام اجازه نمی دهد به زور دین و زبان هیچ ملتی را تغییر داد و به گواه تاریخ مسلمانان وارد هر سرزمینی شدند آنجا را آباد كردند نه ویران.(11) پی‌نوشت‌ها: 1- خبر آنلاین، 24/1/09 2- جهان، 24/1/09 3- سایت معظم له، 24/1/09 4- مشرق، 26/1/09 5- شیعه، 24/1/09 6- سایت معظم له، 18/12/98 7- حوزه، 22/1/09 8- فارس، 24/1/09 9- شبستان، 25/1/09 01- درس هایی از قرآن، 25/1/09 11- فارس، 26/1/09،
لینک های مرتبط :
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال 255یا 256هجری بوده است .
پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود .
در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمین خلیفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد . این اندیشه - که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بیست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد . " به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای نهاد ، او را از میان بردارند . بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی " .
در مدت ۴ سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حیات داشت ،شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند . از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنمایاند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
5-امام عسكری (ع) در مورد تبعیت از امام زمان (عج) چه فر مودند ؟
آنان پسری را دیدند که بیرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، این پسر امام شماست ، و خلیفه من است در میان شما ، امر او را اطاعت کنید ، از گرد رهبری او پراکنده نگردید ، که هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید ، تا اینکه زمانی دراز بگذرد . بنابراین از نایب او ، عثمان بن سعید ، اطاعت کنید " . و بدین گونه ، امام یازدهم ، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت . یکی از متفکران و فیلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسیده است ، ابو سهل نوبختی می باشد .

هنگام وفات امام عسكری امام زمان (عج) چگونه خود را برای خواص آشكار نمودند ؟
 

باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری در روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری دیده از جهان فرو بست . در این روز بنا به سنت اسلامی ، می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و یا بد خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند . بدین سان ، مردم دیدند کودکی همچون خورشید تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .
علت ضرورت غیبت امام زمان (عج)

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : بیرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بیشتر جستند کمتر یافتند، و در چنین شرایطی بود که برای بقای حجت حق تعالی، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن " خلیفه خدا در زمین " نبود، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان . پس مشیت و حکمت الهی بر این تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد، و واسطه فیوضات ربانی، بر اهل زمین سالم ماند . در زمان غیبت امام زمان (عج) نقش آن حضرت چیست ؟ بدین صورت حجت خدا، هر چند آشکار نیست، اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش می باشد . ضمنا این کیفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسیر ولایت و اطاعت امیر المؤمنین علی ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت، بلکه به آزار و قتل آنان نیز اقدام کرد، و لزوم نهان زیستی آخرین امام را برای حفظ جانش سبب شد . در این باب سخن بسیار است و مجال تنگ، اما برای اینکه خوانندگان به اهمیت وجود امام غایب در جهان بینی تشیع پی برند . نظر هانری كربن فیلسوف فرانسوی در باره امام زمان (عج) چیست ؟ به نقل قول پروفسور هانری کربن مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته، می پردازیم : " به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق، برای همیشه، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پابر جا می دارد ... تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - ختم شده می داند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل می باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند . رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید، بواسطه دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد - صلوات الله علیهم - و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولایت جانشینان وی ( به عقیده شیعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمی تواند او را از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید ... آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی، باقی و پا برجاست " یعنی با اعتقاد به امام حی غایب . صورت و سیرت مهدی (عج) چهره و شمایل حضرت مهدی ( ع ) را راویان حدیث شیعی و سنی چنین نوشته اند :" چهره اش گندمگون، ابروانی هلالی و کشیده، چشمانش سیاه و درشت و جذاب، شانه اش پهن، ندانهایش براق و گشاد، بینی اش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده . استخوان بندی اش استوار و صخره سان، دستان و انگشتهایش درشت . گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی - که از بیداری شب عارض شده - بر گونه راستش خالی مشکین . عضلاتش پیچیده و محکم، موی سرش بر لاله گوش ریخته، اندامش متناسب و زیبا، هیاتش خوش منظر و رباینده، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قیافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار . نگاهش دگرگون کننده، خروشش دریاسان، و فریادش همه گیر " . علم و دانش امام زمان (عج) حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسیار است و دارنده ذخایر پیامبران است . وی نهمین امام است از نسل امام حسین ( ع ) اکنون از نظرها غایب است . ولی مطلق و خاتم اولیاء و وصی اوصیاء و قائد جهانی و انقلابی اکبر است . چون ظاهر شود، به کعبه تکیه کند، و پرچم پیامبر ( ص ) را در دست گیرد و دین خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گیتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند . حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . عدالت امام زمان (عج) مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکیزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند . در حکومت او، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد . مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد . حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان انسان بسیار متجاوز و غاصب بیرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران، و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان، نابود گردد . كدام شهر مر كز حكومت امام زمان (عج) می شود ؟ شهر مکه - قبله مسلمین - مرکز حکومت انقلابی مهدی شود . نخستین افراد قیام او، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند ... برخی به او بگروند، با دیگران جنگ کند، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی، باقی نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی، جز حکومت حقه و سیاست عادله قرآنی، در جهان جریان نیابد . آری، چون مهدی ( ع ) قیام کند زمینی نماند، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله، بلند گردد . در زمان ظهور علم و دانش و خرد مردمان چگونه می شود ؟ در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم، حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار، قدرت عقلی توده ها تمرکز یابد . مهدی ( ع ) با تایید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی در همگان پدید آورد ... . مهدی ( ع ) فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد . در زمان ظهور وضعیت رفاهی مردم چگونه می شود ؟ در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بیمانند دست یابند . حتی چهارپایان فراوان گردند و با دیگر جانوران، خوش و آسوده باشند . زمین گیاهان بسیار رویاند آب نهرها فراوان شود، گنجها و دفینه های زمین و دیگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بیفسرد، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد و جنگها از میان برود . در جهان جای ویرانی نماند، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد . قضاوت امام زمان (عج) چگونه می باشد ؟ در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی، سر سوزنی ظلم و بیداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند . مهدی، عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد . شمشیر امام زمان (عج) چه نام دارد و بر فرق چه كسانی فرود می آید ؟ شمشیر مهدی، سیف الله و سیف الله المنتقم است . شمشیری است خدائی، شمشیری است انتقام گیرنده از ستمگران و مستکبران . شمشیر مهدی شمشیر انتقام از همه جانیان در طول تاریخ است . درندگان متمدن آدمکش را می کشد، اما بر سر ضعیفان و مستضعفان رحمت می بارد و آنها را می نوازد . روزگار موعظه و نصیحت در زمان او دیگر نیست . پیامبران و امامان و اولیاء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسیاری از مردم نشنیدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولیاء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی باید از آنها انتقام گرفته شود . 18- امام زمان (عج) از چه كسانی انتقام می گیرد ؟ مهدی ( ع ) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گویند : این مرد از آل محمد ( ص ) نیست . اما او از آل محمد ( ص ) است یعنی از آل حق، آل عدالت، آل عصمت و آل انسانیت است. روایت امام باقر (ع) در باره امام زمان (عج) از روایات شگفت انگیزی که در مورد حضرت مهدی ( ع ) آمده است، خبری است که از حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در این روایت حضرت باقر ( ع ) می گویند : " مهدی، بر مرکبهای پر صدایی، که آتش و نور در آنها تعبیه شده است، سوار می شود و به آسمانها، همه آسمانها سفر می کند " . و نیز در روایت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است که بیشتر آسمانها، آباد و محل سکونت است . البته این آسمان شناسی اسلامی، که از مکتب ائمه طاهرین ( ع ) استفاده می شود، ربطی به آسمان شناسی یونانی و هیئت بطلمیوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی یونانی، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است، در آسمان شناسی اسلامی، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بیشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنین مطالبی ازطرف پیامبر اکرم ( ص ) و امام باقر ( ع ) جز از راه ارتباط با عالم غیب و علم خدائی امکان نداشته است . غیبت کوتاه مدت یا غیبت صغری امام زمان (عج) مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید ( از سال 260ه. تا سال 329ه. )که در این مدت نایبان خاص، به محضر حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند، و پاسخ نامه ها سؤوالات را به مردم می رساندند . نواب خاص امام زمان (عج) چه كسانی بودند ؟ و وظیفه آنها چه بوده است ؟ نایبان خاص که افتخار رسیدن به محضر امام ( ع ) را داشته اند، چهار تن می باشند که به " نواب خاص " یا " نایبان ویژه " معروفند . 1 - نخستین نایب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعید اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260هجری وفات کرد، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود . 2 - محمد بن عثمان : دومین سفیر و نایب امام ( ع ) محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد . نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیک چهل سال بطول انجامید . 3 - حسین بن روح نوبختی : سومین سفیر، حسین بن روح نوبختی بود که در سال 326 هجری فوت کرد . 4 - علی بن محمد سمری : چهارمین سفیر و نایب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزدیک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی است . همین بزرگان و عالمان و روحانیون برجسته و پرهیزگار و زاهد و آگاه در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشکلات آنها بوسیله حضرت مهدی ( ع ) بودند . غیبت دراز مدت یا غیبت کبری و نیابت عامه امام زمان (عج) این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد، و تاکنون ادامه دارد .این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است . در زمان غیبت كبری نایب چه كسی است ؟ در زمان نیابت عامه، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده، در همه ابعاد بر او صدق کند، نایب عام امام ( ع ) باشد و به نیابت از سوی امام، ولی جامعه باشد در امر دین و دنیا . بنابراین، در هیچ دوره ای پیوند امام( ع ) با مردم گسیخته نشده و نبوده است . اکنون نیز، که دوران نیابت عامه است، عالم بزرگی که دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده است و نیز شرایط رهبری را دارد، در راس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می کنند و او صاحب " ولایت شرعیه " است به نیابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراین، اگر نایب امام ( ع ) در این دوره، حکومتی را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است، زیرا رابطه ای با خدا و دین خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمایی امام زمان ( عجل الله فرجه)برای حفظ انتقال موجودیت تشیع و دین خدا، باید همیشه عالم و فقیهی در راس جامعه شیعه قرار گیرد که شایسته و اهل باشد، و چون کسی - با اعلمیت و اولویت - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت باید مجتهدان و علمای دیگر مقام او را پاس دارند، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دینی او را کمک رسانند، تا قدرتهای فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسیار درد آور است، ولی بهر حال - در این دوره آزمایش - اعتقاد ما اینست که حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی می کند، روزی که " اقتضای تام " حاصل شود، ظاهر خواهد شد، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی خونین و پردامنه، بشریت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد، و رسم توحید و آیین اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشید . آیا اعتقاد به مهدویت در دوران گذشته نیز وجود داشته است ؟ اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دینهای دیگر مانند :یهودی، زردشتی، مسیحی و مدعیان نبوت عموما، و دین مقدس اسلام، خصوصا، به عنوان یک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است. آیا اعتقاد به مهدویت مختص مذهب شیعه است ؟ عقیده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شیعیان و عالم تشیع نیست، بلکه بسیاری از مذاهب اهل سنت ( مالکی، حنفی، شافعی و حنبلی و ... ) به این اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها، این موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احادیث پیغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حدیثهای متواتر و صحیح می دانند . بیان قرآن مجید در مورد مهدویت چگونه است ؟ در قرآن کریم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان وپیروزی نیکان بر ستمگران آیاتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود، پس از ذکر ( = تورات ) نوشته ایم که سرانجام، زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب شوند " . حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شایسته " فرموده است : منظور اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند . و نیز : " ما می خواهیم تا به مستضعفان زمین نیکی کنیم، یعنی : آنان را پیشوایان سازیم و میراث بران زمین " . ولی مطلق زمان كیست و در شب قدر چه چیزی بر وی عرضه می شود ؟ بسم الله الرحمن الرحیم . انا انزلناه فی لیله القدر ... ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم . تو شب قدر را چگونه شبی می دانی ؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . در آن شب، فرشتگان و روح ( جبرئیل ) به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود می آورند . آن شب، تا سپیده دمان، همه سلام است و سلامت . چنانکه از آیه های " سوره قدر " بروشنی فهمیده می شود، در هر سال شبی هست که از هزار ماه به ارزش و فضیلت برتر است . آنچه از احادیثی که در تفسیر این سوره، و تفسیر آیات آغاز سوره دخان فهمیده می شود، این است که فرشتگان، در شب قدر، مقدرات یکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " می آورند و به او تسلیم می دارند . در روزگار پیامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر، آستان مصطفی ( ع ) بوده است . هنگامی که در شناخت قرآنی، به این نتیجه می رسیم که " شب قدر " در هر سال هست، باید توجه کنیم پس " صاحب شب قدر " نیز باید همیشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند ؟ پس چنانکه " قرآن کریم " تا قیامت هست و " حجت " است، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در این زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نیست . بنا به فرموده امام رضا (ع) امانتدار خدا در روی زمین كیست ؟ چندانکه حضرت رضا علیه السلام می فرماید : " امام، امانتدار خداست در زمین، و حجت خداست در میان مردمان، و خلیفه خداست در آبادیها و سرزمینها ... " . فیلسوف معروف و متکلم بزرگ و ریاضی دان مشهور اسلامی، خواجه نصیرالدین طوسی در باره لطف الهی از طریق امام زمان (عج) چه می گوید ؟ می گوید : " در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعیین امام ( ع ) و وجود امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند، و تصرف او در امور لطفی است دیگر . و غیبت او، مربوط به خود ماست آیا طولانی بودن عمر مختص امام زمان (عج) می باشد ؟ و از این نكته چه می فهمیم ؟ درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی می دهد، و در کتابهای تاریخی نیز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زیاد بوده اند، و در گذشته و حال نیز چنین کسانی بوده و هستند، عمر زیاد حضرت مهدی ( ع ) به هیچ دلیلی محال نیست، بلکه از نظر عقلی و دید وسیع علمی و امکان واقع شدن بهیچ صورت بعید نیست . از اینها گذشته اگر از نظر قدرت الهی، بدان نظر کنیم، امری ناممکن نیست . در برابر قدرت خدا - که بر هر چیز تواناست - عمرهایی مانند عمر حضرت نوح ( ع ) و عمر بیشتر از آن حضرت و یا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدیر و حکیم، کوچک و بزرگ، کم و بسیار، همه و همه مساوی است . بنابراین حکمت کامل و بالغ او، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهایت سلامت زنده نگاه می دارد . چرا امام زمان (عج) با ید از نظر ها غایب باشد ؟ پس طبق حکمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود ( ع ) باید از انظار غایب باشد و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فیض برای جهانیان باشد تا هر وقت خدا اراده کند ظاهر گردد، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدل پر کند . معنای صحیح انتظار ظهور قائم ( ع) چیست ؟ بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور یعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهای اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گلیم " خود را از آب بیرون بردن، و به جریانات اسلام دینی و اجتماعی بی تفاوت ماندن، هرگز چنین پنداری درست نیست ... بر عکس، انتظار یعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعالیت کردن و در نپذیرفتن ظلم و باطل و بردگی و ذلت و خواری، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری ایستادن است . " مجاهدات خستگی ناپذیر و " فوران های خونین شیعه " در طول تاریخ، گواه این است که در مکتب، هیچ سازشی و سستی راه ندارد . شیعه در حوزه " انتظار " یعنی، انتظار غلبه حق بر باطل، و غلبه داد بر بیداد، و غلبه علم بر جهل، و غلبه تقوا بر گناه، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجدید می نماید، و با یاد تاریخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشیع، مشعل خونین مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می کند " . اینکه به شیعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " همیشه سلاح خود را آماده داشته باشد، و با یاد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قیام کند ناشی از همین آمادگی است . ناشی از همین قیام و اقدام است . نتیجه گیری پایان این بحث را از نوشته زنده یاد آیه الله طالقانی، عالم مبارز اسلامی بهره می بریم که می گوید : " ... توجه دادن مردم به آینده درخشان و دولت حق و نوید دادن به اجرای کامل عدالت اجتماعی، و تاسیس حکومت اسلام و ظهور یک شخصیت خدا ساخته و بارز، که مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است، از تعالیم مؤسسین ادیان است، و در مکتب تشیع، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنویات آن است، جزء عقیده قرار داده شده ... و پیروان خود را به انتظار چنین روزی ترغیب نموده، و حتی انتظار ظهور را از عبادات دانسته اند، تا مسلمانان حق پرست، در اثر ظلم و تعدی زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده پرست، اعم از شرقی و غربی، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعیت را آماده کنند . و همین عقیده است که هنوز مسلمانان را امیدوار و فعال نگاه داشته است، این همه فشار و مصیبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی و حمله مغول، و اختناق و تعدیهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود، بپا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت، نخواهد مرد ... . "،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

حكایت نیكبختان
 

فقها، مراجع و علماى با تقواى شیعه همواره مورد عنایت ویژه حضرت بقیة‏اللّه‏(ع) بوده‏اند؛ به نحوى كه گروهى از آن بزرگواران به شرف بزرگ درك حضور مبارك آن حضرت نایل شده یا صداى ملكوتى و نغمه دلنواز ایشان را شنیده‏اند یا به گونه‏هاى مختلف؛ مانند تقدیر و تشكر، دعاى خیر، ارشاد و راهنمایى، تصحیح اشتباهات، پاسخ به سؤالات و... مشمول لطف و عنایت آن حضرت(ع) واقع شده‏اند.
از جمله این عنایات ویژه دستور حضرت ولى‏عصر(ع) به برخى از علما و اندیشمندان شیعه جهت تألیف كتاب است، كه در این نوشتار به مواردى از آنها اشاره مى‏كنیم:

1. شیخ صدوق(م 381 ق.)
 

عمر با بركت «على بن بابویه» از پنجاه مى‏گذشت و او هنوز فرزندى نداشت. از آنجا كه فرزند میوه شیرین باغ زندگى است و همه انسانها آرزوى داشتن فرزندانى را دارند كه پس از خود نام و آثار آنها را حفظ كنند، ابن‏بابویه جهت طلب فرزندى صالح دست به دعا برداشته و براى استجابت دعایش از مولایش حضرت ولى‏عصر(ع) استعانت مى‏جوید. بدین منظور درخواست خود را در نامه‏اى نوشته و توسط «محمد بن على الأسود» براى «حسین بن روح»، سومین نایب خاص حضرت ولى‏عصر(ع) مى‏فرستد تا وى آن را به محضر حضرت حجت(ع) تقدیم نماید.
محمد بن على‏الاسود مى‏گوید: من پیغام را به نماینده حضرت(ع) رساندم پس از سه روز به من خبر داد كه آن حضرت براى على بن بابویه دعا كرده و فرموده است:
به زودى فرزندى مبارك براى او متولد خواهد شد كه خداوند به وسیله او جامعه را بهره‏مند خواهد گردانید و بعد هم فرزندان دیگرى نصیب وى خواهد شد.
و بدین‏سان بود كه در حدود سال 306ق. شیخ صدوق با دعاى امام زمان(ع) و با تعابیرى چون «فقیه خیر و مبارك» به دنیا آمد. دامان علم و فضیلت و زهد و تقواى پدر، از یك سو، و تیزهوشى و ذكاوت، حافظه فوق‏العاده و استعداد ذاتى خود او، از سوى دیگر، موجب گردید كه شیخ صدوق در اندك مدتى به قله‏هاى بلندى از كمالات انسانى دست یابد و در سن كمتر از بیست سالگى هزاران حدیث و روایت با سلسله سند آنها به حافظه بسپارد و خود نیز به مضامین آنها عمل نماید.
مؤلف ریحانة الادب با این تعابیر از وى یاد مى‏كند:

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : او از وجوه اعیان و مشایخ عظام و فقهاى كرام شیعه امامیّة، بسیار جلیل‏القدر و عظیم‏الشأن، استاد شیخ مفید، خازن احادیث حضرت سیدالمرسلین(ص) و حافظ اخبار و آثار حضرات ائمه طاهرین(ع)، بلكه شیخ المشایخ و رئیس المحدثین و ركن ركین مذهب جعفرى و حصن حصین فرقه محقّه اثنى عشرى، در تحقیق و انتقاد اخبار خبیر، و در معرفت حال رجال و محدثین بصیر مى‏باشد. موافق فرموده شیخ حر عاملى و بعضى دیگر از اكابر اهل فن، نظیر او در كثرت علم و حفظ و ضبط اخبار اسلامیه دیده نشده، بلكه اگر وجود مسعودش نبودى آثار اهل‏بیت رسالت(ص) به كلى محو و نابود بودى.1 این عالم بزرگ و محدث كبیر ـ كه به دلیل زحمات طاقت فرسایى كه در جهت حفظ و جمع‏آورى احادیث و انتقال آنها به آیندگان متحمل شده است، او را «رئیس المحدثین» لقب داده‏اند ـ حدود سیصد تألیف داشته كه همگى در نهایت نیكویى و استحكام و حسن سلیقه و شیوایى بیان است. از جمله آنها كتاب گرانسنگ من لایحضره الفقیه است كه یكى از چهار كتاب معتبر شیعه (كتب اربعه) شمرده مى‏شود. البته ایشان كتابى هم به نام مدینة العلم در ده جلد داشته‏اند كه در حدود 400 سال قبل از بین رفته است. پدر شیخ بهایى مى‏گوید: «كتب معتبر شیعه پنج تاست: الكافى، مدینة‏العلم، من لا یحضره الفقیه، التهذیب والاستبصار». این بیان به خوبى ارزش و اهمیت آن كتاب را مشخص مى‏كند. سرانجام این عالم جلیل القدر پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر شریف و پر بركتش در سال 381ق دعوت حق را لبیك گفت و در شهررى دیده از جهان فرو بست. علامه خوانسارى (م. 1313ق.) در روضات الجنات مى‏نویسد: از كرامات صدوق كه در این اواخر به وقوع پیوسته و عده كثیرى از اهالى شهر، آن را مشاهده كرده‏اند آن است كه در عهد فتحعلى شاه قاجار در حدود 1238 هجرى مرقد شریف صدوق كه در اراضى رى قرار دارد از كثرت باران خراب شد و رخنه‏اى در آن پدید آمد به جهت اصلاح آن، اطرافش را مى‏كندند پس به سردابه‏اى كه مدفنش بود برخوردند هنگامى كه وارد سرداب شدند دیدند كه جثه او هم‏چنان تر و تازه با بدن عریان و مستورالعورة و در انگشتانش اثر خضاب و در كنارش تارهاى پوسیده كفن به شكل فتیله‏ها بر روى خاك قرار گرفته است...2 . تألیف كتاب كمال‏الدین یكى از آثار قلمى رئیس المحدثین، شیخ صدوق كتاب كمال الدین و تمام النعمة اوست كه جامع‏ترین و كامل‏ترین كتاب درباره اثبات وجود امام زمان(ع) و غیبت طولانى آن حضرت از نظر عقلى و نقلى است. در این كتاب از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) و تاریخ انبیاى سلف(ع) به شیوه‏اى بدیع استفاده شده و طول عمر حضرت ولى‏عصر(ع) با استدلالات عقلى و ادله نقلى به اثبات رسیده است و به اشكالات و شبهات مطرح در این زمینه به بهترین وجه پاسخ داده شده است. آنچه ارزش و اعتبار كتاب را مضاعف مى‏كند، یكى شأن و منزلت، عدالت و وثاقت نویسنده كتاب و دیگرى نزدیكى زمان تألیف آن به زمان آغاز غیبت حضرت مهدى(ع) است. استناد بسیارى از محدثان شیعى به این كتاب و نقل روایات آن حاكى از جایگاه برجسته و اعتبار این كتاب است. شیخ صدوق(ره) در مقدمه كتاب یادشده راجع به انگیزه خود براى تألیف كتاب چنین مى‏نگارد: چیزى كه مرا به تألیف این كتاب واداشت این بود كه چون به خواسته و مراد خودم كه زیارت حضرت على بن موسى الرضا(ع) بود، رسیدم به نیشابور آمدم و در آنجا اقامت كردم و مشاهده نمودم اكثر كسانى كه به نزد من رفت و آمد مى‏كردند راجع به جریان غیبت [امام زمان(ع)] دچار تحیر و سرگردانى شده و در امر قائم [آل محمد(ص)] به شبهه افتاده‏اند و از مسیر تسلیم و پذیرش به اظهار نظر و قیاس، روى آورده‏اند. من براى ارشاد و هدایت آنان به راه راست با ذكر اخبارى كه از پیغمبر و امامان(ص) وارد شده، كوشش و تلاش بسیار كردم. بعد از مدتى مردى بزرگ از اهل فضل و خرد به نام شیخ نجم‏الدین ابو سعید محمد بن الحسن از بخارا، در شهر قم بر من وارد شد من از دیر زمان آرزوى ملاقات او را داشتم و براى جنبه دیانت و فكر استوار و اندیشه‏هاى بلند او مشتاق دیدارش بودم پس خدا را بر این نعمت و رسیدن به آرزویم و بر دوستى و محبت و صفاى او شكر كردم تا یك روز كه با من مشغول صحبت بود نقل كرد كه در بخارا به مردى از بزرگان فلاسفه و اهل منطق برخورد كرده و از او درباره حضرت قائم(ع) سخنى شنیده كه موجب تحیر و شك و شبهه‏اش در موضوع غیبت امام زمان و انقطاع خبر آن حضرت شده، من در اثبات وجود امام زمان(ع) مطالبى براى آن شخص فاضل و دوست باوفا گفتم و اخبارى را از پیغمبر و ائمه(ع) راجع به غیبت امام زمان برایش ذكر كردم كه شك و شبهه‏اش مرتفع گردید و قلبش اطمینان یافت و در برابر این اخبار صحیح كاملاً تسلیم شد و از من درخواست كرد كه براى او كتابى در این موضوع بنگارم من وعده دادم كه خواسته او را در آینده انجام دهم. در این میان شبى درباره خانواده و فرزندان و برادارن و نعمتى كه در رى رها كرده بودم، فكر مى‏كردم، ناگهان خواب بر من غلبه كرد. در عالم خواب دیدم گویا در مكه‏ام و بر گرد بیت‏اللّه‏ الحرام طواف مى‏كنم و در دور هفتم مى‏باشم و به نزد حجرالاسود آمده‏ام، دست بدان مى‏كشم و آن را مى‏بوسم و این دعا را مى‏خوانم: «امانت خود را ادا كرده و عهد و پیمان خویش را مواظبت نمودم تا به وفادارى من شهادت و گواهى دهى». در این هنگام مولایم حضرت قائم(ع) را دیدم كه بر در خانه كعبه ایستاده من با قلب مشغول و فكر پریشان نزدیك شدم، آن حضرت در چهره من نگریست و راز درونم را دانست پس سلام كردم و جواب سلامم را دادند سپس فرمودند: «لم لا تصنّف كتابا فى الغیبة حتّى تكفى ما قد همّك؟»؛ چرا درباره غیبت كتابى تألیف نمى‏كنى تا اندوه دلت را برطرف كنى؟ عرض كردم: «اى فرزند پیامبر(ص) درباره غیبت چیزهایى نوشته‏ام». فرمودند: «به آن روش و سبك تو را امر نمى‏كنم كه كتاب را بنویسى بلكه الان كتابى در غیبت بنویس و غیبتهایى را كه پیامبران(ع) داشته‏اند ذكر كن». این را فرمودند و سپس رفتند. من هراسان از خواب برخاستم و تا طلوع صبح به دعا و گریه و درد دل و شكایت مشغول بودم صبح كه فرا رسید در پى امتثال امر ولى‏اللّه‏ و حجت الهى شروع به تألیف این كتاب كردم در حالى كه از خداوند، استعانت جسته و بر او توكل مى‏كنم و از تقصیرات خود طلب آمرزش مى‏كنم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
با نگاهی به اشعار فارسی در سده‌های مختلف در می‌یابیم كه رویكرد شاعران به مقوله انتظار، رویكردی رسمی و فرازمینی بوده است. البته نمونه‌هایی هم یافت می‌شود كه شاعران دست به تجربه‌های تازه زده‌اند و كمی فضای شعر را زمینی كرده‌اند اما این به شیوه‌ای فراگیر بین شاعران نیانجامید؛ به بیان دیگر، غم غربت و فراقی كه شاعر در زمان‌های متعدد شعر فارسی از آن سخن می‌گوید، فراغی است كه چندان به زندگی نزدیك نیست و بیشتر با فاصله‌ای از روزمره مردم روایت می‌شود. اتفاقی كه امروز در شعر آیینی و ذیل آن شعر با موضوع «انتظار» رخ داده است، مساله‌ای متفاوت از سده‌های گذشته است.

* آمیختگی شعر با زندگی روزمره
 

شاعران نوجو و پویای معاصر، پس از انقلاب و با تغییر فضای عمومی كشور، دست به تجربه‌هایی از نوع شعر آیینی زدند. در این نوع شعر؛ اغلب شاعران تلاش كردند، پیرو شاعران دوره بازگشت از آرایه‌هایی در سخن ادبی خود استفاده كنند كه بیشتر ادامه منطقی و تاریخی شعر گذشتگان باشد، تا پایه‌ای نو برای شعر آیندگان؛ اما در این بین شاعران نوجویی هم بودند كه دست به تجربیات تازه زدند.
از میان این تجربیات تازه به مرور زمان و با عنایت به اینكه بازخورد آن در میان ادب‌دوستان خوب و پرشور بود آثار خوبی به جای ماند كه پایه‌ای شد برای دیگرگونه نگریستن به ادبیات و شعر «انتظار».
مهمترین ویژگی این نوع اشعار جداشدن شعر از دوره‌ی پیش از خود بود. به بیان دیگر فاصله‌ای زیباشناختی بین شعر آیینی در ایران ایجاد شد كه این فاصله به دو جهت قابل بررسی است. نخست اینكه این نوع شعر توانست مقدماتی برای شروع یك حركت تازه باشد و دوم این كه شعر به زندگی مردم و واگویه‌های آن‌ها با حضرت حجت (عج) نزدیك‌تر شد.
به بیان دیگر؛ شاعر تلاش می‌كرد تا آنجا كه می‌تواند از بافت گفتار مردم و اصطلاحات آن‌ها در ادعیه و كلام روزانه سود جوید، تا مردم بیشتر به این نوع شعر اقبال نشان دهند. البته این تنها مختص شعر با موضوع انتظار نبود، بلكه شاعران توانستند در تمام سویه‌های اشعار آیینی این تازگی بیان را عرضه كنند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : * نوجویی در پرداختن به موضوع در پژوهش‌های مختلفی كه در این حوزه انجام گرفته می‌توان این نكته را دید كه شاعران سده‌های گذشته نزدیك‌شدن به سویه‌های مختلف موضوع «انتظار» را رفتاری نامناسب و بی‌احترامی به ساحت مقدس حضرت حجت (عج) می‌دانستند و اغلب تنها از غم فراق می‌سرودند و اینكه باید چقدر منتظر باشند و ایشان چرا نظری به آنان نمی‌كند. این نوع رفتار با مضمون و موضوع اغلب آثار تاریخ شعر ایران را به خود اختصاص داده است؛ اما شاعران نوجو در این سال‌های اخیر، رفتارشان با موضوع تغییر كرده است. شاعران از هر منظری كه توانسته‌اند به موضوع «انتظار» نگریسته‌اند. ابیات شاعران امروز مانند گذشته ختم به موضوع «پیش از ظهور» نیست. شاعران امروز به موضوعات زمان ظهور و حتی شهادت حضرت هم پرداخته‌اند. شاعران امروز با نازك‌خیالی، طبع لطیف و با رعایت عرف و شرع، تصویری تازه از شعر «مهدوی» به تصویر كشیده‌اند. آن‌ها با مطالعه جزئیات مساله ظهور و شرایط پیش از ظهور و رخدادهای زمان ظهور و پس از آن، به دقت وارد بطن موضوع شده و هر آن تجربه‌ای كه شاعران پیش از خود نداشتند را در این عرصه محقق كرده و به بیان درآوردند. * تاثیر جشنواره‌ها بر شعر «انتظار» باید بپذیریم كه جشنواره‌های شعر می‌توانند در عمومی‌ترشدن موضوعی تاثیرگذار باشند. در دو دهه اخیر جشنواره‌های فراوانی با موضوع «انتظار» برگزار شده است كه می‌تواند در تعمیم این موضوع بین جوانان شاعر و مردم موثر افتد؛ به اضافه اینكه تشویقی است كه شاعران با انگیزه طبع‌آزمایی و رقابت شاعرانه، كلام مخیل خود را بیازمایند و در این عرصه شعری بسرایند. هر ساله با برگزاری جشنواره‌ای مرتبط با این موضوع می‌توان تجربه‌هایی تازه را دید كه وارد عرصه شعر آیینی می‌شوند. به جرأت می‌توان گفت آثاری كه در این سه دهه پس از انقلاب در حوزه شعر آیینی تولید شده برابری می‌كند با آثاری كه در برخی سده‌های معروف در سرایش شعر آیینی، تولید شده است. در تاریخ ادبیات ما اگرچه آثار درخوری در حوزه «انتظار» سروده شده؛ اما در این سه دهه با توجه به نظام حاكم بر كشور و علاقه به شعر آیینی اشعاری ماندگار به شعر ایران تقدیم شده است.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :