پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مسئله رؤیـت هـلال


هو الذی جعل الشمس ضیاء والقمر نورا وقدره منازل لتعلموا عدد السنین والحساب ما خلق الله ذلك إلا بالحق یفصل الآیات لقوم یعلمون(یونس/ 5)؛ اوست خدایی که آفتاب را درخشان و ماه را تابان فرمود و سیر ماه را در منازل معین کرد، تا شماره سنوات وایام را بدانید.اینها را خدا جز به حق و مصلحت نظام خلقت نیافریده . خدا، آیات خود را برای اهل معرفت، مفصل بیان خواهد کرد.


ماه رمضان
رؤیت ماه مبارک رمضان و شوال، برخلاف سایر ماه ها، از دیرباز برای مسلمانان اهمیت زیادی داشته است. شوق دیدن هلال این دو ماه فرخنده، دیدگان را به سوی آسمان سوق داده است؛ نخست برای حلول ماه رمضان و آغاز ستیز آدمی با اهریمن درون و برون خویش و سپس برای پایان بخشیدن به امساک و به تن کردن جامه ی طهارت باطن. آری دیدن هلال شوال به معنی سربلندی مسلمانان از امتحانی دشوار است که پس از سی روز مبارزه با شیطان نفس حاصل می گردد.

همانطور که می دانید در شریعت مقدّس اسلام بسیاری از وظایف و عباداتِ فردی و اجتماعیِ مسلمانان بر اساس ماههای قمری است، و تشخیص آغاز و انجام هر ماه قمری نیز مبتنی بر رؤیت هلال می باشد. مراسم بسیار مهم و اساسی حج، تعیین روز عرفه و عید قربان، روزه ماه مبارک رمضان، شبهای قدر، ایام تاریخی مهم مانند: مبعث، غدیر، عاشورا و مهمتر از همه عید فطر همگی وابسته به رؤیت هلال هستند و حتی برخی وظایف مانند روزه عید فطر مردّد بین محذورین است که اگر روز آخر ماه رمضان باشد روزه اش واجب و اگر روز اول ماه شوال باشد روزه اش حرام است. به دلیل همین نقش اساسی و تأثیر گسترده، رویت هلال وسیله ای بس آسان و در دسترس برای تحقق اختلاف یا اتّحاد مسلمانان است. حتی اگر بتوان با وجود اختلاف، در اموری مثل روزه ی یوم الشکّ اوّل ماه رمضان یا احیای دو شب به نیّت لیلة القدر، مشکل را حل کرد، در تعیین روز عرفه و عید قربان و عید فطر چنین راهی وجود ندارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : شوق دیدن هلال این دو ماه فرخنده، دیدگان را به سوی آسمان سوق داده است؛ نخست برای حلول ماه رمضان و آغاز ستیز آدمی با اهریمن درون و برون خویش و سپس برای پایان بخشیدن به امساک و به تن کردن جامه ی طهارت باطن. آری دیدن هلال شوال به معنی سربلندی مسلمانان از امتحانی دشوار است که پس از سی روز مبارزه با شیطان نفس حاصل می گردد گذشته از جنبه های شرعیِ فردی، بازتاب اجتماعی دوگانگی و تفرقه در این امور را که بسیاری از اوقات به پاره ای اعتقادات مسلمانان نیز ضربه می زند، نباید از نظر دور داشت. تشخیص درست و مطابق ضوابطِ شرعی اوّل ماههای قمری آنقدر مهم است که در روایاتی می خوانیم که پس از فاجعه اندوهبار و جانکاه عاشورا، نفرین فرشته ای در حقِّ قاتلانِ حضرت ابا عبداللّه الحسین(ع) ؛موفّق نشدنِ آنان به اعمال و وظایف عید قربان و فطر و ماه رمضان است: قال أبوعبدالله(ع): لمّا ضُرب الحسین بن علی(ع) بالسیف فسقء ثمّ ابتُدِرَ لیقطع رأسه نادی منادٍ من بُطنان العرش: «ألا أیّتها الأُمّة المتحیّرة الضالّة بعد نبیّها! لا وفّقکم اللّه لأضحی ولا لفطر» ثم قال أبو عبداللّه(ع): فلا جرم واللّه ما وفِّقوا ولا یُوفَّقون حتّی یَثْأرَ ثائرُ الحسین(ع). (من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص175، ح 2059) امام صادق(ع) فرمودند: وقتی که امام حسین(ع) با ضربه شمشیر از پا افتاد... و سرش را بریدند یک منادی از میان عرش این ندا داد «ای اُمتی که بعد از پیامبرش سرگردان و گمراه شدید خداوند شما را به انجام اعمال هیچ عید قربان و عید فطری موفق نگرداند». و به خدا قسم دیگر نه موفق بر آن شدند و نه موفق خواهند شد تا آن که خونخواه حسین(ع) قیام کند. سیّد ابن طاوس پس از ذکر این حدیث، روایت زیر را به نقل از دلائل الإمامة در اقبال نقل کرده است: ولکن أُخبرکم بعلامات الساعة: یشیخ الزمان، ویکثر الذهب، وتشحُّ الأنفس، و تعقم الأرحام، و تقطع الأهلّة عن کثیر من الناس؛ ولی شما را به علائم آخرالزمان آگاه می سازم: زمانه طولانی می شود، طلا زیاد می شود، آدمیان بخیل می شوند، رحم ها (زنان) عقیم می شوند و رابطه اکثر مردم با اول ماه ها قطع می شود. امام صادق(ع) فرمودند: وقتی که امام حسین(ع) با ضربه شمشیر از پا افتاد... و سرش را بریدند یک منادی از میان عرش این ندا داد «ای اُمتی که بعد از پیامبرش سرگردان و گمراه شدید خداوند شما را به انجام اعمال هیچ عید قربان و عید فطری موفق نگرداند». و به خدا قسم دیگر نه موفق بر آن شدند و نه موفق خواهند شد تا آن که خونخواه حسین(ع) قیام کند وی ذیل آن افزوده است: این اقتضا می کند که هلال ماه به خاطر عقوبت خداوند پنهان می ماند، پس علم به هلال ماه فقط با هدایتی از جانب خداوند صورت می گیرد، چنین کسی به چیزی مشرف شده است که سپاسگزاران از شکر آن عاجزند و شکر مخصوص خدایی است که ما را به آن آگاه ساخت. (رؤیت هلال، ج 3، ص 1546) اختلاف در ثبوت هلال ماههای مباک رمضان، شوال و ذی حجّه در کشورهای اسلامی تاکنون پیامدهای بسیار ناگواری داشته است تا آنجا که یکی از فقهای معاصر در این زمینه می نویسد: اختلاف اسفناکی بارها در طی سالهای اخیر در امر رؤیت هلال شهد شیرین عید را در کام همه تلخ کرد. گروهی امروز نماز عید می خواندند و می گفتند: «أسألک بحقّ هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیداً... » و فردا گروه دیگری در همان شهر و گاه در همان مسجد همین عبارت را می گفتند و معلوم نبود منظور از «المسلمین» در این عبارات کیست؟ عدّه ای به هم تبریک می گفتند و جماعتی در حال روزه بودند و دعای «یا علیُّ یا عظیم... و هذا شهر عظّمته و کرّمته... و هو شهر رمضان...» می خواندند و گاه حتّی در یک خانه این اختلاف جانکاه دیده می شد ... . مردم از این بیم دارند که در سالهای بعد نیز این امر تکرار شود و در نتیجه بعضی از ناآگاهان، تعلیمات اسلام را زیر سؤال ببرند. این امر هنگامی نگران کننده تر می شود که می بینیم در اغلب کشورهای اسلامی مسأله رؤیت هلال حل شده و لااقل اهل یک کشور با یکدیگر هماهنگ هستند، ولی در کشور ما چگونه است؟ شاید تنها ما هستیم که این مسأله را حل نکرده ایم با اینکه فقهای قوی و آگاهی داریم.(چند نکته مهم درباره رؤیت هلال، ص 4 ) این اقتضا می کند که هلال ماه به خاطر عقوبت خداوند پنهان می ماند، چنین کسی به چیزی مشرف شده است که سپاسگزاران از شکر آن عاجزند و شکر مخصوص خدایی است که ما را به آن آگاه ساخت منشأ اختلاف برای روشن شدن موضوع بر اساس مبانی فقهی، دلایلی وجود دارد كه اختلافات موجود را هم معمولی جلوه می دهد و هم راه هایی برای كم كردن اختلافات در آن پیش بینی شده است. مسئله زیر را از رساله های عملیه ملاحظه فرمایید: اول ماه به پنج چیز ثابت مى شود: اول ـ آنكه خود انسان ماه را ببیند. دوم ـ عده اى كه از گفته آنان یقین پیدا مى شود، بگویند ماه را دیده ایم. و همچنین است هر چیزى كه به واسطه آن یقین پیدا شود. سوم ـ دو مرد عادل بگویند كه در شب، ماه را دیده ایم، ولى اگر صفت ماه را برخلاف یكدیگر بگویند، اول ماه ثابت نمى شود. (بینه شرعیه) چهارم ـ سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه رمضان ثابت مى شود، و سى روز از اول ماه رمضان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه شوال ثابت مى شود. پنجم ـ حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است. در واقع آنچه که یقین آور است می­تواند ملاک و مستند قرار بگیرد، و از اینجاست که اختلاف حاصل می­گردد. یعنی برای شخصی از طریق یکی از راهها، یقین حاصل می شود و برای شخص دیگری چنان یقینی حاصل نمی گردد، و البته چنین چیزی، طبیعی تلقی می گردد و مشکلی را هم برای کسی ایجاد نمی کند. چون هر کس وظیفه دارد به یقین خود عمل کند ولو اینکه دیگران از این یقین برخوردار نباشند. بنابراین اختلافی که پدید می آید، بدون دلیل نیست. برای این اختلاف دو منشا می توان در نظر گرفت: با توجه به اختلاف مبنایی که در فتوا بیان شد، معتبر بودن شهادت آنها نزد یک مرجع، به آن معنا نیست که لزوما شهادت آن دو نزد مرجع دیگر نیز معتبر باشد زیرا ممکن است مثلا آن دو فرد ماه را با چشم مسلح دیده باشند در حالی که مرجع دوم، دیدن با چشم مسلح را برای ثبوت ماه کافی نداند الف- اختلاف در مبنا و فتوا: به این معنی که ممکن است مرجعی در تعیین ثبوت هلال، اختلاف افق را قبول نداشته باشد و مرجع دیگری آن را قبول داشته باشد. یا مرجعی تنها رویت ماه از طریق چشم غیر مسلح را ملاک بداند اما مرجع دیگر یقین به حلول ماه از هر طریقی ولو با چشم مسلح را کافی بداند. بنابراین ثبوت رویت هلال برای یک مرجع، دلیل آن نیست که برای مرجع دیگری نیز ثابت شده باشد چرا که چه بسا فتاوای آن دو در مورد ثبوت هلال، متفاوت باشد. ب- ملاک اعتبار بینه شرعیه : درست است که به اتفاق همه مراجع، شهادت دو مرد عادل برای ثبوت هلال کافی است اما باید توجه داشت که: اولا: با توجه به اختلاف مبنایی که در فتوا بیان شد، دیدن با چشم مسلح را برای ثبوت ماه کافی نداند. ثانیا: عدالت بینه برای پذیرش قولشان شرط است لذا عدالت هر یک از آن دو، باید برای هر مرجعی که می خواهد به حرف آنها اتکا کند، ثابت شده باشد. ضمنا در بسیاری از موارد، معتمدان یک منطقه، رویت خود را تنها به اطلاع یکی از مراجع می رسانند که آن مرجع به استناد حرف آنها، حکم به عید فطر می کند اما مراجع دیگر که از این بینه اطلاع نیافته اند چنین حکمی صادر نخواهند کرد. نتیجه اینکه، این اختلاف کاملا ریشه در مبانی فقهی دارد و بدون دلیل و مدرک معتبر نیست. راه حل از آنچه گذشت به روشنی در می یابیم که مسئله ثبوت رویت هلال مسئله ای تقلیدی نیست و آنچه برای شخص مکلف ملاک و معیار است یقین او به تحقق موضوع می باشد. اما خود همین مسئله می تواند به بروز اختلاف در میان مسلمانان و در نهایت اختلال نظام منجر گردد. چرا که ممکن است برای شخصی یقین به ثبوت رویت هلال حاصل گردد و برای شخص دیگری چنین یقینی تحقق نیابد و مشکل وقتی جدی تر می شود که این مسئله در میان مراجع متعدد در یک عصر حاصل شود که خود موجب ایجاد توهم تقلیدی بودن مسئله در بین مقلدین آنان می گردد. بنابراین، این سوال به وجود خواهد آمد که در هنگام بروز چنین اختلافی چه باید کرد؟ صدور حکم حکومتی جزء اختیارات و وظایف حاکم شرع اسلامی است و صدور این گونه احکام و اوامر در موضوعات، حجیت شرعی دارد و لازم الاتباع است. علاوه بر آنکه در این خصوص، حکم حاکم از موارد اثبات کننده حکم شرعی و طریقه ثبوت رؤیت هلال نیز شمرده شده است. لذا اعلام ثبوت رؤیت هلال و اعلام عید منحصراً از اختیارات حاکم شرع و رهبری سیاسی مذهبی است برای پاسخ به این پرسش، با توجه به آنچه که شرع و عقل ما را بدان رهنمود می کنند راه حل را باید در حکم حاکم شرع جستجو نمود. همانطور که حکم او یکی از طرق اثبات رویت هلال نیز شمرده شده است. برای روشن شدن مسئله ابتدا باید معیارها و شرح وظایف و حوزه کاری مرجعیت تقلید و حکومت اسلامی را شناخت تا بتوان موضوع را به خوبی تبیین نمود. در این راستا، توجه به نکات ذیل ضروری است: 1. در علم فقه، نظر فقیه و مرجع تقلید، از موارد و معیارهای اثبات رؤیت هلال ذکر نگردیده و آثار شرعی بر قول فقیه و مرجع تقلید (بما هو فقیه و مفتی) مترتب نشده است. 2. ادله وجوب تقلید از فقهاء از باب رجوع جاهل به عالم است که فقط در محدوده بیان احکام شرعی فقهی اعتبار دارد و شامل موضوعات احکام نیست، زیرا تشخیص موضوع با خود مکلف است و تقلید در آن جایز نیست و چون ثبوت رؤیت هلال از موضوعات است قابل تقلید نیست. 3. صدور حکم حکومتی جزء اختیارات و وظایف حاکم شرع اسلامی است و صدور این گونه احکام و اوامر در موضوعات، حکم حاکم از موارد اثبات کننده حکم شرعی و طریقه ثبوت رؤیت هلال نیز شمرده شده است. لذا اعلام ثبوت رؤیت هلال و اعلام عید منحصراً از اختیارات حاکم شرع و رهبری سیاسی مذهبی است. 4. مردد بودن اول ماه رمضان و عید فطر در چند روز موجب هرج و مرج و سرگردانی مؤمنین و اختلال در نظام جامعه شیعه می گردد از این رو اعلام آن از شؤون حاکم اسلامی می باشد. 5. صدور حکم حکومتی نمی تواند دارای تکثّر و اختلاف باشد، بر خلاف احکام شرعی فقهی که قابل تکثّر و محل ابراز آراء و نظرات مختلف است. ماه رمضان با توجه به معیارها و ویژگیهایی که در مسئله ثبوت رؤیت هلال و اعلام عید وجود دارد، این امر از اختیارات انحصاری حاکم شرع و رهبری سیاسی مذهبی است. بنابراین اگر حاکم شرع حکم به افطار کرد و عید فطر را اعلام نمود بر همه مسلمانان و حتی مجتهدین تبعیت از این حکم واجب است و در عرض حکم حاکم شرع دیگری نمی تواند حکم صادر نماید. به جهت این که حاکم شرع یکی بیش نیست و اگر در عرض حکم حاکم شرع عادل، شخص دیگری هم حق حکم کردن داشته باشد ناامنی و هرج و مرج و اختلال نظام لازم می آید و این مورد تایید عقل و شرع نیست. البته اگر کسی تشخیص داد که حاکم در یک حکم یا تشخیص موضوع حتی بر اساس فتوای خودش خطا کرده فقط خود بدون معارضت می تواند به تشخیص خود عمل کند، بطور مثال حاکم با بیان اینکه رویت هلال برای او اثبات شده، عید فطر را اعلام می دارد در حالی که شخص مکلفی که شامل مرجع تقلید نیز می شود یقین دارد که چنین نیست، نظر این فرد نمی تواند بر نظر دیگران تسری پیدا کند و دیگران اگر احراز نکنند و علم تحصیل نکنند نمی توانند به صورت تقلیدی مطابق احراز او ترتیب اثر دهند. از نظر اسلام بسیاری از موارد تقلیدی نیست: در اصول دین و مبادی استنباط تقلیدی نیست و در ضروریات فقهی نیز تقلید معنایی ندارد. به طور مثال وجوب صلاة واجب است و احتیاجی به تقلید ندارد موضوعات عرفیه و علمیه نیز جای تقلید نیست، و تنها در احکام فرعیه و عملیه که احتیاج به نظر و اجتهاد است باید تقلید کرد. یک شبـهه ممکن است بعضی ادعا کنند چون مورد ثبوت رؤیت هلال ماه شوال نظیر موارد دوران امر بین المحذورین است یعنی یا رؤیت هلال و عید ثابت است که وجوب افطار را به دنبال دارد و از موارد امر به معروف (وجوب افطار) خواهد بود و یا رؤیت هلال و عید ثابت نیست و حرمت افطار را به دنبال خواهد داشت و از موارد نهی از منکر(حرمت افطار) خواهد بود، در نتیجه بر مجتهدین و مراجع تقلید از باب امر به معروف و نهی از منکر لازم و واجب است که در این مسأله دخالت و اظهار نظر کنند. ولی این شبهه با اندک دقتی برطرف می شود. چون امر به معروف و نهی از منکر در جایی است که معروف و منکر قطعی و مسلم باشند، تا بتوان به آن امر یا از آن نهی کرد و ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر شامل مورد بحث که غالباً مقطوع الوجوب و الحرمة نیست و اصل وجوب و حرمت آن مشکوک است نمی شود. مضافاً بر این که در این صورت باید همه مردم در مسئله ثبوت رؤیت هلال دخالت کنند، چون امر به معروف بر همه مسلمانان واجب است و حال اینکه این منجر به هرج و مرج و مختل شدن نظام جامعه می گردد. به علاوه همچنان که گفتیم ثبوت هلال از موضوعات است و در موارد اشتباه در این گونه موضوعات در صورتی که علم به حکم شرعی وجود داشته باشد لازم نیست اشتباه و غفلت او را گوشزد کرد. مصداق حاکم شرع با توجه به آنچه در این نوشتار ارائه گردید، مسئله رویت هلال علیرغم اینکه از اهمیت قابل توجهی برخوردار می باشد، امری مشکل آفرین نخواهد بود، چرا که هر شخص مسلمانی مکلف به انجام تکلیف شرعی خود براساس یقین خویش می باشد. و در موارد اختلاف نیز حکم حاکم شرع، فصل الخطاب و رافع مشکل خواهد بود با توجه به بحث گذشته ممکن است سوالی نمایان شود و آن اینکه: حاکم شرع کیست و آیا هر مجتهدی حاکم شرع است؟ در پاسخ باید گفت حاکم شرع همان ولی امر بالفعل است. و طبعا "صلاحیت" با "فعلیت" متفاوت است. ممکن است مجتهدین بسیاری باشند که صلاحیت عهده داری ولایت امر مسلمین را دارا باشند اما به محض این که به طریق مشروع و مقبول کسی ولایت امر را به عهده گرفت کسی در عرض او بالفعل حق ولایت ندارد. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هر دو امام هستند و هر دو معصوم هستند، اما تا وقتی که امام حسن علیه السلام حضور دارد ولایت تشریعی منحصرا بر عهده ایشان است و امام حسین علیه السلام هم مانند آحاد امت تابع اوست و بعد از شهادت امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام عهده دار ولایت می شود. شان حاکم شرع و ولایت چیزی است، شان اجتهاد و فقاهت چیزی دیگر . هر یک در جای خود محترم و عزیز هستند. با توجه به آنچه در این نوشتار ارائه گردید، فصل الخطاب و رافع مشکل خواهد بود،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
پیامک های عید فطر
  • ارسال رایگان پیامک
  • تا ز رویت گرفته ام روزه
    جز به یادت نکرده ام افطار
    چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم…
    اللهم عجل لولیک الفرج

  • ارسال رایگان پیامک
  • خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.

  • عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : اس ام اس عید فطر، پیامک عید فطر، چدید،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ                         خدایا زیاد کن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات

واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ                            و گرامی دار در آن به حاضر کردن      

وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل           و یا داشتن مسائل و نزدیک گردان در آن وسیله‌ ام به سویت از میـان   

یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین                            وسیله‌های آنکه سرگرمش نکند اصرار و سماجت اصرارکنندگان

 


دعا و مناجات

شرح دعا

نمازهای نافله

در شبانه روز برای نمازهای یومیه، نمازهای نافله وجود دارد که انسان به وسیله آن‌ها می‌تواند به خداوند (عزوجل) بیش از پیش تقرب جوید چرا که نمازهای نافله، نمازهای اضافه بر نمازهای واجب در شبانه روز می‌باشند که ضعف‌های نمازگزار در نمازهای واجب را از نظر توجه و حضور قلب در نماز به سوی خالق یکتا جبران می‌نمایند.

 

کیفیت نمازهای نافله

نمازهای نافله غیر از روز جمعه سی و چهار رکعت است که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت آن نافله عصر و چهار رکعت آن نافله مغرب و دو رکعت آن نافله عشا و یازده رکعت نافله شب (که هشت رکعت آن به عنوان نافله شب و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بوده) و دو رکعت نافله صبح می‌باشد که در روز جمعه نافله ظهر و عصر هر کدام ده رکعت می‌شود.

 

نمازهای نافله، نمازهای اضافه بر نمازهای واجب در شبانه روز می‌باشند که ضعف‌های نمازگزار در نمازهای واجب را از نظر توجه و حضور قلب در نماز به سوی خالق یکتا جبران می‌نمایند


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، دین و اندیشه، 
برچسب ها : وقت نمازهای نافله وقت نافله نماز صبح: نافله صبح قبل از نماز صبح باید خوانده شود که زمان آن بعد از گذشتن نصف شب به مقدار خواندن یازده رکعت نافله شب بوده که احتیاط آن است که قبل از فجر اول خوانده نشود مگر آنکه بعد از نافله شب بلافاصله خوانده شود که در این صورت مانعی ندارد. وقت نافله نماز ظهر: نافله ظهر پیش از نماز ظهر باید خوانده شود که وقت فضیلت آن، از اول ظهر تا موقعی است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود به اندازه دو هفتم آن شود. وقت نافله نماز عصر: نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده می‌شود که وقت فضیلت آن تا موقعی است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود به چهار هفتم آن برسد. وقت نماز نافله مغرب: نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا هنگامی که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می‌شود، از بین برود. وقت نماز نافله عشا: نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا می‌باشد که تا نصف شب می‌توان خواند ولی بهتر است بلافاصله بعد از نماز عشا خوانده شود. وقت نافله شب: نافله شب را از نصف شب تا اذان صبح می‌توان خواند و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود. منظور از وفرحظی فیه من النوافل چیست؟ همان‌طور که می‌دانیم در انجام هر کاری مخصوصاً کارهای نیک و صالح باید از طرف خداوند برای هر بنده‌ای توفیق حاصل شود تا بتواند آن را انجام دهد، لذا در این روز برای آنکه بتوانیم نمازهای نافله را بجا آورده و از حظ و بهره معنوی آن به طور وافر بهره‌مند گردیم از خداوند خواستاریم که ما را در این روز از این موهبت بزرگ محروم نگرداند. واکرمنی فیه باحضار المسائل منظور از باحضار المسائل چیست؟ منظور از ”‌باحضار المسائل”‌‌ همان آمادگی قبل از مرگ برای پاسخگویی به بازخواست‌هایی است که از طرف ذات اقدس از انسان می‌گردد، چرا که همه مسئولیم و داشتن مسئولیت در دنیا بسیار سنگین است و انسان را در عالم آخرت گرفتار بازخواست بیشتری می‌نماید، هر یک از ما ممکن است که امروز و لحظه‌ای که در آن نفس می‌کشیم و پلک می‌زنیم آخرین لحظات عمر ما باشد و باید بار سفر از این دنیای وانفسا بسته و به عالم آخرت که جاودان و همیشگی است سفر کنیم و آگاهیم که خداوند از ما و از هرچه که در این دنیا با هر مسئولیتی و سمتی انجام داده‌ایم سوال و بازخواست خواهد نمود. ”ان تبدوا ما فی انفسکم او تغفوه یحاسبکم به الله”‌ ؛ ”هرچه که در آشکار و نهان (انجام داده‌اید) خداوند از شما محاسبه خواهد نمود”‌ و هر کسی نتیجه اعمال خود را می‌بیند ”فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ ”‌(زلزله، 8و7) یعنی ”کسی که به مقدار ذره‌ای کار نیک انجام داده باشد پاداشش را می‌بیند و کسی که به مقدار ذره‌ای کار زشتی انجام داده باشد کیفر آن را می‌بیند که با توجه به آیات و توضیح بالا در می‌یابیم منظور از ”باحضار المسائل”‌ همان آمادگی قبل از مرگ برای پاسخگویی به بازخواست‌هایی است که از طرف ذات اقدس از انسان می‌گردد، که ما از خداوند خواستاریم که در این روز ما را برای حاضر نمودن خود برای چنین روزی یاری نماید. در این دعا همان اعضا و جوارح انسان باشد که از خداوند می‌خواهیم که وسایل (اعضا و جوارح) ما را نزدیک خود سازد. یعنی اعضا و جوارح ما را تابع و فرمان بردار ذات اقدسش گرداند نه تابع شیطان ملعون و رانده شده از درگاهش، که اطاعت و فرمانبرداری از ذات اقدس خداوند مساوی با سعادت جاودانی است، اما نافرمانی از ذات اقدس او شقاوت ابدی است و قرب فیه وسیلتی الیک من بین الوسائل یا من لایشغله الحاح الملحین منظور از وسیلتی چه می‌باشد؟ همان طور که می‌دانیم در آخرت از تک تک اعضای بدن انسان، سوال خواهد شد که آیا در مسیر طاعت الهی بوده‌اند یا نه که با توجه به آن در می‌یابیم شاید منظور از ”وسیلتی”‌ در این دعا همان اعضا و جوارح انسان باشد که از خداوند می‌خواهیم که وسایل (اعضا و جوارح) ما را نزدیک خود سازد. یعنی اعضا و جوارح ما را تابع و فرمان بردار ذات اقدسش گرداند نه تابع شیطان ملعون و رانده شده از درگاهش، اما نافرمانی از ذات اقدس او شقاوت ابدی است. که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم تمام اعضا و جوارح ما را تابع دستوراتش نموده و از شیطان ملعون دور سازد. نماز شب بیست و نهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بیست مرتبه توحید،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
نماز عید فطر

نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام زمان علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود، و در زمان ما که امام علیه السلام غایب است مستحب می باشد. و احتیاط واجب آن است که آن را به جماعت نخوانند، ولی به قصد رجاء مانع ندارد.

و چنانچه ولی فقیه یا مأذون از طرف او اقامه جماعت نماید، اشکال ندارد.

وقت نماز عید قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر.

مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار

کنند و زکات فطره را هم بدهند بعد از نماز عید را بخوانند.

نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید، و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعداز قنوت پنجم تکبیری بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد، و در رکعت دوم چهار مرتبه تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

در قنوت نماز عید قربان هر دعا و ذکری بخوانند کافی است ولی بهتر است این دعا را به قصد امید ثواب بخوانند: "اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوی و المغفرة اسألک بحق هذا الیوم الذی

جعلته للمسمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی کل خیر اخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسألک خیر ما سألک به عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون. "

مستحب است در نماز عید فطر و قربان قرائت را بلند بخوانند.

نماز عید سوره مخصوصی ندارد، ولی بهتر است که در رکعت اول آن سوره "شمس " (سوره 91) و در رکعت دوم سوره "غاشیه " (سوره 88) را بخوانند، یا در رکعت اول سوره "سبح اسم " (سوره 87) و در رکعت دوم سوره "شمس " را بخوانند.

مستحب است در روز عید فطر قبل از نماز عید به خرما افطار کند، و در عید قربان از گوشت قربانی بعد از نماز قدری بخورد.

مستحب است پیش از نماز عید غسل کند، و دعاهایی  که پیش از نماز و بعد از آن در کتابهای دعا ذکر شده به امید ثواب بخواند.

مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند و نماز را بلند بخوانند.

بعد از نماز مغرب و عشای شب عید فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید و نیز بعد از نماز عید فطر مستحب است.

این تکبیرها را بگویند: "الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الله اکبرعلی ما هدانا".

مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است.

تکبیرهایی را که در مسأله پیش گفته شد بگوید و بعد از آن بگوید: "الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمة الانعام والحمدلله علی  ما ابلانا" ولی اگر عید قربان را در منا باشد مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذی حجه است، این تکبیرها را بگوید.

کراهت دارد نماز عید را زیر سقف بخواند.

اگر شک کند در تکبیرهای نماز و قنوت های آن، اگر از محل آن تجاوز نکرده است بنابر اقل بگذارد، و اگر بعد معلوم شود که گفته بوده اشکال ندارد.

اگر قرائت یا تکبیرات یا قنوت ها را فراموش کند و بجا نیاورد، نمازش صحیح است .

اگر رکوع یا دو سجده یا تکبیرة الاحرام را فراموش کند، نمازش باطل می شود.

اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز آن را رجاءً بجا آورد، و اگر کاری کند که برای آن، سجده سهو در نمازهای یومیه لازم است، احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز رجاءً دو سجده سهو برای آن نماز بنماید.





نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری

- واجب است که هر کس برای خود و هر کدام از عایله‌اش، تقریباً به قدر سه کیلو از قوت غالب ادا کند. قوت غالب یعنی آن چیزی که مردم غالباً از آن برای تغذیه استفاده می کنند، مثلاً گندم.(1)

شب عید فطر:

- فطریه از غروب روز آخر ماه – یعنی شب عید فطر – به عهده‌ی مکلف می آید و احتیاط این است که آن را قبل از ادای نماز عید فطر برای کسی که در نماز عید فطر شرکت خواهد کرد و آن را به جا خواهد آورد تأدیه کند. بنابراین اگر شما امشب حساب کنید که چقدر به عهده شماست و پولش را کنار بگذارید و فردا صبح قبل از آن که به نماز عید بروید، آن را ادا کنید، بهترین وجه است. البته اگر در آن موقع ادا نکردید، بعد از نماز عید فطر هم ادا کنید، ایرادی ندارد.(2)

نماز با فضیلت عید فطر:

- نماز بسیار بافضیلتی است. در این نماز، دعا، تضرع، گریه و توجه به خداست. نماز عید فطر، خوب نمازی است.... تمام عبادات برای این است که تربیت بشویم و پیش برویم.(3)

عید فطر:

آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری

- ماه رمضان با همه عظمت و کرامت و فضای انباشته از رحمتش سپری شد و مردم مسلمان در سراسر عالم در این ماه به برکت روزۀ روزها و توسل و دعا و ذکر و تلاوت قرآن، دلها و جانهای خود را نورانی تر و به خدا نزدیک تر کردند.

- عید فطر یکی از عظیمترین مناسبتهای اسلامی است. دنیای اسلام روز عید فطر را به معنای حقیقی عید می گیرند و این چیزی است که اسلام برای امت اسلامی خواسته است. «جعله الله لکم عیدا و جعلکم له اهلا» خداوند متعال امروز را برای امت اسلامی عید قرار داد و آنها را شایسته این عید دانست. ... ما باید از این هدیه‌ی الهی استفاده کنیم، هم استفاده شخصی به معنای راه دادن نور معرفت و توبه و انابه به دلهای خودتان که اگر از عالم معرفت و محبّت الهی دریچه یی بر روی دلهای خودمان باز و اندرون خود را نورانی کنیم، بسیاری از تاریکی ها و گرفتاریهای دنیای بیرون هم حل خواهد شد، چون دل انسان‌هاست که سرچشمه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هاست.(4)



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : احکام فطریه: آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری - واجب است که هر کس برای خود و هر کدام از عایله‌اش، تقریباً به قدر سه کیلو از قوت غالب ادا کند. قوت غالب یعنی آن چیزی که مردم غالباً از آن برای تغذیه استفاده می کنند، مثلاً گندم.(1) شب عید فطر: - فطریه از غروب روز آخر ماه – یعنی شب عید فطر – به عهده‌ی مکلف می آید و احتیاط این است که آن را قبل از ادای نماز عید فطر برای کسی که در نماز عید فطر شرکت خواهد کرد و آن را به جا خواهد آورد تأدیه کند. بنابراین اگر شما امشب حساب کنید که چقدر به عهده شماست و پولش را کنار بگذارید و فردا صبح قبل از آن که به نماز عید بروید، آن را ادا کنید، بهترین وجه است. البته اگر در آن موقع ادا نکردید، بعد از نماز عید فطر هم ادا کنید، ایرادی ندارد.(2) نماز با فضیلت عید فطر: - نماز بسیار بافضیلتی است. در این نماز، دعا، تضرع، گریه و توجه به خداست. نماز عید فطر، خوب نمازی است.... تمام عبادات برای این است که تربیت بشویم و پیش برویم.(3) عید فطر: آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری - ماه رمضان با همه عظمت و کرامت و فضای انباشته از رحمتش سپری شد و مردم مسلمان در سراسر عالم در این ماه به برکت روزۀ روزها و توسل و دعا و ذکر و تلاوت قرآن، دلها و جانهای خود را نورانی تر و به خدا نزدیک تر کردند. - عید فطر یکی از عظیمترین مناسبتهای اسلامی است. دنیای اسلام روز عید فطر را به معنای حقیقی عید می گیرند و این چیزی است که اسلام برای امت اسلامی خواسته است. «جعله الله لکم عیدا و جعلکم له اهلا» خداوند متعال امروز را برای امت اسلامی عید قرار داد و آنها را شایسته این عید دانست. ... ما باید از این هدیه‌ی الهی استفاده کنیم، هم استفاده شخصی به معنای راه دادن نور معرفت و توبه و انابه به دلهای خودتان که اگر از عالم معرفت و محبّت الهی دریچه یی بر روی دلهای خودمان باز و اندرون خود را نورانی کنیم، بسیاری از تاریکی ها و گرفتاریهای دنیای بیرون هم حل خواهد شد، چون دل انسان‌هاست که سرچشمه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هاست.(4)، عید فطر روز پاداش گرفتن و رویت رحمت الهی بعد از ماه رمضان: آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری - عید فطر روز پاداش گرفتن و رؤیت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است، بحمدالله ماه رمضان را که ماه صبر صلات بود، با عافیت گذراندید و خدای متعال، با دعا و ذکر و مناجات شما را به ادای فریضه روزه و توسل و خشوع در مقابل حضرت حق موفق کرد. امروز روزی است که انشاءالله خدای متعال پاداش شما را عنایت خواهد کرد. شاید یکی از بزرگترین پاداشهای الهی این باشد که خدا همه ما را موفق کند تا بتوانیم وسیله رحمت الهی را تا ماه رمضان آینده برای خودمان باقی بداریم.... درس ماه رمضان را برای دوره سال فرابگیریم، این می‌شود یکی از بزرگترین پاداشهای خداوند که توفیق این چنینی را به ما بدهد. رحمت و رضا و قبول و عفو و عافیت را از خدای متعال طلب کنیم این در حقیقت عید واقعی خواهد شد.(5) عید سعید فطر، مراسمی معنوی و بین المللی: آداب عید فطر در نگاه مقام معظم رهبری - عید سعید فطر شاید برجسته‌ترین خصوصیتش این است که مراسمی معنوی و بین‌المللی است. این رسم بین‌المللی جنبه معنوی بارز و نمایانی دارد. در دعای قنوت عید فطر می خوانیم، [اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمداً صلی الله علیه و آله ذخراً و شرفاً و کرامه و مزیدا] عید همه مسلمانان و مایه شرف اسلام و پیامبر اسلام و عزّت اسلام و ذخیره‌یی تمام نشدنی در طول تاریخ است. با این چشم به عید سعید فطر نگاه کنیم. امروز ملّت اسلامی بزرگ ما به این ذخیره نیازمندیم. از این ذخیره، دو چیز باید مورد استفاده مسلمانها قرار گیرد، اول، وحدت و نزدیکی مسلمین است و دوم توجه به معنویت در دنیای اسلام است. در دنیای اسلام هر دو عامل تکامل بخش و پیشبرنده مورد خدشه قرار گرفته است.(6) پی نوشته ها: 1- از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم 6/2/69 2- از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم 6/2/69 3- از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم 6/2/69 4- از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران 25/9/80 5- از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگزاران 25/9/80 6- از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان 7/10/79، نماز فطر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(3)
ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(3)


 

نویسنده:حضرت آیت‎الله جوادی آملی
تنظیم و نگارش: عباس فتحیه




 

همتایی نیمه شعبان با شب قدر
 

وقتی امام معصوم علیه السلام به دنیا می‌آید و به عبارت دیگر انسان كاملی از مخزن غیب تنزل پیدا می‎كند، مانند آن است كه قرآن كریم، از مخزن غیب الهی تنزل پیدا كرده و چون قرآن و عترت، دو ثقل ثقیل و وزنه سنگین نظام افرینش هستند كه از یكدیگر جدایی ندارند، ازاین‌رو حكم هر یك مانند حكم دیگری است؛ زیرا اثر متزمن در زمان ظهور می‎كند. بنابراین، اگر نزول قرآن، لیلة‌القدر را مبارك می‎كند، میلاد مبارك عصاره خلقت نیز نیمه شعبان را مبارك می‎گرداند، چنا‎ن‌كه همین جدایی‎ناپذیری سبب می‎شود عظمت لیله‎القدر و شب نیمه شعبان به یكدیگر پیوندی نگسستنی بخورند.
براساس روایات، همانگونه كه شب و روز قدر31 در مقایسه با دیگر لیالی و ایام شهر الله المبارك، فضیلت یافته است، شب و روز نیمه شعبان‎المعظم نیز به بركت بروز و ظهور عصاره‎ آفرینش از خزانه غیب الهی، برجستگی خاصی در میان دیگر لیالی و ایام شهر الرساله و النبوه پیدا كرده است.32
درباره شب قدر آمده است: در این شب، دعای كسی رد نمی‎شود، مگر عاق والدین، قاطع رحم، شراب‌خوار یا فردی كه در قلبش دشمنی مؤمن باشد.33 از امام صادق علیه السلام نیز نقل است كه «خدا در شب نیمه‎ شعبان، به اندازه موی گوسفندان قبیله بنی‌كلب، بندگانش را می‎آمرزد: «یغفر الله لیله النصف من شعبان من خلقه بقدر شعر معزی بنی‌كلب».34
وقتی از خامس الحجج، حضرت باقرالعلوم علیه السلام ، درباره فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد، فرمود: «با فضیلت‎ترین شب پس از لیله‌القدر، شب نیمه شعبان است و خدا در این شب، فضل خود را بر بندگانش ارزانی می‎دارد و با منّ و كرم خود آنها را می‎آمرزد. پس برای قرب به خدای سبحان، در این شب بكوشید؛ زیرا خدا سوگند یاد كرده است هیچ سائلی را تا زمانی كه امر ناپسند و گناهی طلب نكند، محروم نگرداند. انگاه فرمود: این شب، شبی است كه خدای سبحان برای ما اهل بیت قرار داده؛ به ازای لیله‌القدر كه برای پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله قرار داده است».35
بنابراین، شب نیمه شعبان نیز به تعبیری شب قدر است؛ چون اگر یكی از شب‎های سه‎گانه‎ ماه مبارك رمضان، ظرف نزول قرآن كریم است، نیمه‎ شعبان، ظرف تجلی قرآن ناطق از ماورای طبیعت به نشئه طبیعت و جهان ماده است.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در شب نیمه شعبان به عایشه فرمود: «آیا نمی‎دانی این شب چه شبی است؟ این شب، شب نیمه شعبان است كه اجل‎ها در آن نوشته می‎شود و ارزاق در آن تقسیم می‎گردد. خدای (عزوجل) در این شب، بیش از موهای گوسفندان قبیله بنی‌كلب، بندگان خودش را می‎آمرزد. در این شب، خداوند فرشتگانی را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل می‎كند و در نازل شدن به زمین، نخست در مكه نازل می‎شوند».36
تقسیم ارزاق، نوشته شدن مرگ‌ها و نزول فرشتگان به صورت ویژه، از ویژگی‌های شب قدر است. در روایت امام رضا علیه السلام ، در بیان سیره امیرمؤمنان علی علیه السلام به این معنا اشاره شده است: «... و لیله النصف من شعبان و فیها تقسم الارزاق و الاجال و ما یكون فی السنه».37


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : میزبانان فرشتگان، در شب قدر امامان علیهم السلام میزبان تنزل و محل تردد فرشتگان در شب قدر و دیگر لیالی و ایام هستند. فرشتگان هنگام نزول، برای ماموریت‎های خود، در صحرا فرود نمی‎ایند، چنان كه بر دریا نمی‎نشینند، بلكه قلب مبارك انسان كامل هر عصری، محل نزول آنهاست یا اینكه خود انسان كامل، فرشته را از باطن جهان طبیعت، ظاهر و نازل می‎كند. بنابراین، همه فرشتگان برای نازل كردن هر امری یا بالا بردن هر عمل، اعتقاد یا اخلاق در هر زمان، از در ولایت امام معصوم همان زمان، وارد و خارج می‎شوند و بین عالم غیب و شهود رابطه برقرار می‎كنند: «ما من ملك یهبطه الله فی امر ما یهبطه الا بدا بالامام فعرض ذلك علیه و آن مختلف الملائكه من عندالله تبارك و تعالی الی صاحب هذا الامر؛ هیچ فرشته‎ای را خداوند برای كاری نازل نمی‎كند، جز انكه نخست بر امام وارد می‎شود و ماموریت خویش را بر او عرضه می‎دارد.38 به یقین محل آمد و شد فرشتگان، میان خدای تبارك و تعالی و میان صاحب این امر است. ازاین‌رو، ائمه دروازه فیض الهی هستند: (این باب الله الذی منه یؤتی)39 و در زیارت ال یاسین، خطاب به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین آمده است؟ «السلام علیك یا باب الله».40 افزون بر این، فرشتگان تحت فرمان انسان كامل هستند و برای گرفتن دستور و شرح وظایف خود بر او نازل می‎شوند. بدین ترتیب، روشن می‎شود كه فرشتگان، پیوسته در حال رفت و آمد به حضور انسان كامل هستند و او مختلف الملائكه است. همچنین، دروازه فیض الهی است كه همیشه پرتردد است. از ویژگی‌های برجسته شب قدر، نزول فرشتگان در آن شب است: (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ).41 البته نزول فرشته، به شب قدر اختصاص ندارد، بلكه آنان برای انجام دادن مأموریت‎های خود، مدام در حال رفت و امد به زمین هستند. آنچه شب قدر را از این جهت ممتاز می‎كند، نزول استثنایی و ویژه فرشتگان در آن شب است؛ زیرا براساس قرآن، تمام فرشتگان مربوط به كارهای زمین و اهل زمین در آن شب نازل می‎شوند.42 روح كه همان جبرئیل یا فرشته‎ای بزرگ‌تر از اوست نیز در آن شب نازل می‎شود. مأموریت همه این فرشتگان آن است كه تمام امور مربوط به یك سال را در آن شب بر انسان كامل كه امام معصوم عصر است، عرضه كنند. امام صادق علیه السلام می‎فرماید: «پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، جبرئیل علیه السلام همواره به حضور فاطمه زهرا علیه السلام می‎آمد. به او تسلیت و تعزیت می‎داد، از حال پدرش می‎گفت و اخبار آینده را به او ابلاغ می‎كرد و امیرمؤمنان علی علیه السلام آنها را می‎نوشت. این، همان چیزی است كه مصحف فاطمه علیه السلام نام گرفت».43 همین محادثه و سخن گفتن جبرئیل علیه السلام و دیگر فرشتگان با حضرت زهرا، سبب شد آن حضرت محدثه لقب بگیرد. گفتنی است تعبیر «كان جبرئیل یأتیها؛ جبرئیل عجل الله تعالی فرجه الشریف در این 75 یا 95 روز، مرتب پیش او می‎آمد»، به همان معنای تنزل و تردد فرشتگان بر انسان كامل است. احتجاج با سوره‎ قدر بر ولایت معصومان علیهم السلام از مصداق‌های برجسته و آشكار نزول وحی و تنزل فرشته بر ائمه اطهار علیهم السلام، وقایع شب قدر است. ازاین‌رو، به پیروان خود فرمودند: با سوره مباركه قدر بر امامت ما احتجاج كنید و بدانید كه در بحث و استدلال، پیروز می‎شوید؛ چون پس از رسول اكرم صلی الله علیه و آله، حجت خدا بر خلق او همین سوره، است. این سوره سرور دین و بزرگ‌ترین دلیل مذهب شما و نهایت داشتن ماست. امام باقر علیه السلام نیز فرمود: «یا معشر الشیعه! خاصموا بسوره (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله آنها لحجه الله تبارك و تعالی علی الخلق بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و آنها لسیده دینكم وانها لغآیه علمنا...».44 آن بزرگواران، روش استدلال را این‎گونه آموخته‎اند كه: به منكران امامت ما بگویید آیا با رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، شب قدر نیز از بین رفت یا باقی است؟ بی شك، باید بگویند باقی است.45 پس از آن بگویید: اگر هر سال، شب قدر دارد و فرشتگان در آن نازل می‎شوند و اسرار سالانه (من كل امر) را با خود می‎آورند، فرشتگان بر چه كسی نازل می‎شوند و چرا این اسرار را می‎آورند؟ اگر این اسرار را میآورند كه برگردانند، چرا می‌آوردند و چرا نازل می‌شوند؟ و اگر این اسرار را به قصد دادن به كسی می‎آورند، آن فرد كیست؟ ناچار باید بگویند انسان كامل و ولی آن عصر، محل نزول فرشتگان و میزبان آنان است و فرشتگان، اسرار سالانه را می‎آورند تا به او بدهند.46 نزول ملائكه در شب قدر و شرفیابی آنها به حضور امام معصوم علیه السلام، چنان زیاد است كه در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: «ان الملائكة یطوفون بنا فیها؛ همه فرشتگان در شب قدر به دور ما طواف می‌كنند طواف می‎كنند».47 اگر این همه فرشته بر امامان معصوم علیه السلام نازل می‎شوند و این همه علوم را برای آنان میآورند، ناگزیر ایشان «مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَة» و «مَهْبَطُ الْوَحْیِ» و «خُزّان العلم» خواهند بود. پی‌نوشت‌ها: 31. مرحوم میرزا جواآقا ملکی تبریزی می‌فرماید: «در اخبار ائمه علیهم السلام وارد شده که شرافت روز و شب، ملازم یکدیگر است؛ بدین معنا که شرافت شب به روز سرایت می‎کند، چنانکه شرافت روز نیز به شب تسری می‎یابد. از این جهت روزهای قدر را مثل شب‌های آن باید قدر دانست. المراقبات، ص156. 32. البته این سخن درباره همه امامان معصوم علیهم السلام و مولد آنان صادق است. لیکن چون عصاره چهارده معصوم و عصاره همه انسان‌های کامل، خاتم الاولیا و خاتم الاوصیا، حضرت بقیه‌الله (ارواح من سواه فداه) است، این کلام درباره مولد او وارد شده است. 33. المراقبات، ص145. 34. بحارالانوار، ج94، ص86. 35. دستور به خواندن صلوات مخصوص «اللهم صل علی محمد وال محمد شجره النبوه و موضع الرساله و مختلفت الملائکه...» در شب نیمه شعبان که در آن به برخی از فضایل ائمه علیهم السلام اشاره شده، در این موضوع قابل توجه است. 36. مکه از آن جهت که نقطه آغازین نزول وحی بود و دحو الارض از آنجا شروع شد و کعبه معظمه، که مقابل عرش و بیت المعمور است، در آنجا قرار دارد و نقطه ظهور نجات‎بخش آن ذخیره خدای سبحان خواهد بود و... بهترین نقطه زمین است، وجود گرامی حضرت ولی عصر علیه السلام در آن شب بابرکت در آن سرزمین مقدس حضور خواهند داشت و فرشتگان در انجا بر او نازل خواهند شد. 37. وسائل الشیعه، ج8، ص110. 38. الكافی، ج 1، ص 394. 39. مفاتیح الجنان، ص884 دعای ندبه. 40. همان، ص863، زیارت آل یاسین. 41. قدر: 4. 42. چون «ملائکه» جمع محلا به « ال» است و دلالت بر عموم می‎کند، ولی عمومیت آن به اندازه خودش است. برای مثال، اگر گفته شود تمام متخصصان در فلان همایش پزشکی شرکت کردند، معنایش این نیست که متخصصان رشته‎های علوم مختلف شرکت کردند، حتی به معنای شرکت متخصصان رشته‎های مختلف پزشکی نیست، بلکه بدین معناست که متخصصان همان رشته خاص پزشکی شرکت کردند. در اینجا نیز وقتی گفته می‎شود همه فرشتگان به زمین نازل می‎شوند، فرشتگان مربوط به زمین و اهل زمین، مراد است، ولی نسبت به دیگر فرشتگان نفیاً و اثباتاً دلالتی ندارد و درباره آنان باید به سراغ ادله دیگر رفت. 43. الکافی، ‌ج 1، ص‌41. 44. همان، ص249. 45. «تنزل» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می‌کند. ابوذر (رضی الله عنه) نیز می‎گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: ایا لیلة القدر اختصاص به عصر انبیا دارد و پس از انان از بین می‎رود یا ادامه دارد؟ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: تا روز قیامت باقی است. نورالثقلین، ج5، ص620. 46. نك: الکافی، ج1، ص249). 47. نورالثقلین، ص639، ح105.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ماه رمضان، اقتصاد در كنار معنویت
ماه رمضان، اقتصاد در كنار معنویت


 





 
بخشی از دعاهای اهل‌بیت علیهم السلام در ماه مبارك رمضان، درخواست رزق و روزی از خداوند است. بیان این‌گونه درخواست‎های اقتصادی در كنار خواسته‎های معنوی، نشانه اهمیت اقتصاد در زندگی انسان و نقش آن در سامان دادن به امور معنوی است. در دعای ابوحمزه ثمالی می‎خوانیم: «پروردگارا! از فضل گسترده‎ات به من رزق و روزی عطا فرما!» در دعای هر روزه ماه مبارك رمضان نیز می‎خوانیم: «اللهم انی اسئلك... ان توسع علی رزقی؛ پروردگارا! از تو درخواست می‎كنی... كه به من روزی گسترده عطا فرمایی!»
بی‌شك، رزق و روزی، از امور آرامش‌بخش در وجود انسان است، چنان‌كه سعدی گفته است:
خداوند روزی، به حق مشتغل
پراكنده روزی، پراكنده دل
امام رضا علیه السلام نیز می‌فرماید: «ان الانسان اذا ادخر طعام سنته، خف ظهره و استراح؛ چون آدمی خوراك سالیانه خویش را ذخیره كند، بارش سبك می‎شود و آسایش می‎یابد».1
با فراهم بودن رزق و روزی، راه بندگی و عبادت خدا نیز هموارتر می‎شود. امام سجاد علیه السلام در دعای مكارم الاخلاق، در این‌باره می‌فرماید: «خدایا! از پی روزی می‎روم و از تو می‎خواهم، مرا در سختی‎ها و گرفتاری‎های آن كفایت فرمایی تا از بندگی تو باز نمانم!»2 در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این‌باره آمده است: «اللهم بارك لنا فی الخبز و لا تفرق بیننا و بینه! فلولا الخبز، صلینا و لا صمنا ولا ادینا فرائض ربنا عزوجل؛ پروردگارا! نان را بر ما مبارك گردان و میان ما و نان جدایی مینداز، كه اگر نان (غذا) نبود، بر انجام دادن نماز و روزه و واجبات پروردگارمان توانا نبودیم.»3 بنابراین، ماه مبارك رمضان هم تجلی دنیاست و هم تجلی آخرت، هم رو به سوی معنویات دارد و هم رو به سوی اقتصاد؛ زیرا در بیشتر موارد، گره‌های اقتصادی و مادی به گره‌های معنوی می‎انجامد. از این رو، دعای روزه‎دار برای گشایش اقتصادی و مادی، می‎تواند دعا برای گشایش معنوی باشد.
ماه رمضان و قرآن
قرآن كریم در ماه مبارك رمضان نازل شده است، پس ماه رمضان، ماه قرآن است. بنابراین، روزه‎دار در این ماه، بیش از هر ماه دیگر باید با قرآن مانوس باشد و با تامل و تدبر، آن را قرائت كند. نقل شده است امام خمینی رحمه الله «در ماه رمضان، هر روز ده جزء قرآن می‎خواند؛ یعنی هر سه روز، یك مرتبه قرآن ختم می‎كرد. بعضی از برادران خوشحال بودند كه دو دوره قرآن را در این ماه خوانده‎اند، ولی بعد متوجه می‎شدند كه امام، ده یا یازده دور قرآن را در طول این ماه شریف خوانده‎ است».4
«امام در ماه مبارك رمضان، وقتی نجف بودند، هر سه روز یك دوره قرآن را ختم می‎كردند و زمانی كه در جماران بودند، به خاطر كهولت سن، هر ده روز یك بار، قرآن را ختم می‎كردند. در ایام سال، ماهی یك بار قرآن را ختم می‎كردند. ایشان همواره با قرآن مانوس بودند. یك جزء قرآن را هشت قسمت كرده و هر قسمت را در زمان خاصی قرائت می‎كردند. گاهی مدت‌ها روی یك ایه قرآن، مكث می‎كردند».5
امام خمینی رحمه الله درباره اهمیت قرآن كریم می‎فرماید: «این كتاب شریف، چنانچه خود عجل الله تعالی فرجه الشریف خدا] بدان تصریح فرموده، كتاب هدایت و راهنمای سلوك انسانیت و مربی نفوس و شفای بیماری‎های قلبیه است. خدای تبارك و تعالی، به واسطه رحمت بر بندگان، این كتاب شریف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده و برحسب تناسب عوالم، تنزل داده است تا در این زندان تاریك دنیا، دست انسان‌هایی كه در غل و زنجیر ارزوها و شهوات به سر می‎برند، گرفته، آنها را از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت، به اوج كمال و قوت و انسانیت و از هم‌نشینی با شیطان، به مصاحبت با مقربین الهی برساند. از این جهت، این كتاب، كتاب دعوت به حق و سعادت است و بیان چگونگی وصول به این مقام است و انچه در آن آمده است، چیزی است كه سالك و مسافر الی‌الله را كمك می‎كند تا به مقصودی كه سزاوار آن است، برسد».6

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : روزه اولی‎ها از زیباترین و به یادماندنی‌ترین ماه‌های رمضان، ماه رمضان روزه اولی‎هاست؛ كسانی كه تازه به سن تكلیف رسیده‌اند و نخستین ماه رمضانی است كه روزه می‎گیرند. نخستین روزه، به‌ویژه برای دختر‌ها كه زودتر از پسرها به بلوغ می‎رسند و سن و سال كمتری دارند، لذت و خاطره بیشتری دارد. آنها هیچ‌گاه نخستین ماه رمضان خویش را از یاد نخواهند برد و برای آنها شیرین‎ترین ماه رمضان خواهد بود. از این رو، پدر و مادر باید برای شكل گرفتن بهترین و خاطره‌انگیزترین ماه رمضان برای فرزند نو بالغشان، همه شرایط را فراهم آورند، تا در ذهن آنان هیچ خاطره ناگواری از این ماه عزیز بر جای نماند. پدر و مادر باید زمینه‎ای فراهم كند تا فرزندش هم استراحت كافی داشته باشد و هم به اندازه كافی از غذای سالم و مقوی استفاده كند. بسیاری از بزرگان برای بلوغ فرزندشان جشن می‌گیرند تا فرزندشان را از این موهبت خداوندی آگاه كنند و فرزندشان از موقعیتی كه در آن قرار گرفته است، با خبر شود و قدر همه لحظه‎های آن را بداند. عالم بزرگ، سید بن طاووس برای فرزندش می‎نویسد: اینك ای فرزند من ـ كه خداوند بزرگ به همه اوصاف و كمال الطاف خود، تو را جمال بخشد ـ وقتی تو را به شناخت خداوند و شناخت جدت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و به شناخت عترت او آگاه كردم، شرح دریچه‎ای از دانش را كه خداوند به روی من گشود، برای تو بیان می‎كنم تا هنگام بلوغ، به محض آنكه حق‌تعالی خرد را در تو برانگیزد و آن را فرستاده خود و راهنمای تو به سوی خویش قرار دهد، تو را سودمند افتد... . پس وقتی به لحظه‎ای رسیدی كه خداوند بزرگ، تو را به كمال عقل، مشرف فرمود و به تو چنان اهلیتی داد كه با مجالست و گفت‌وگو در ساحت قدس او سربلند گردی و به طاعت مقدس حضرتش وارد شوی، تاریخ چنان لحظه‎ای را نزد خود به یاد دار و آن را برترین زمان‌های جشن زندگی خویش به شمار آور و همه ساله، وقتی عمر مباركت به آن تاریخ رسید، خدا را از نو سپاس گوی و به پیشگاه بخشنده خرد كه تو را به شرف دین و دنیا رسانده است، صدقات و خدمات تقدیم كن! اگر من در روز بلوغ تو زنده بمانم، آن روز را به خاطر مشرف شدن تو به شرف تكلیف الهی، جشن خواهم گرفت و در آن روز، به مقدار سن و سالی كه از تو گذشته، بابت هر سال، ده دینار تصدق خواهم داد... . ای فرزندم! امیدوارم خدای بزرگ، تو را مانند كسانی كه عزیزشان می‎دارد، حفظ نماید. بكوش در تاریخی كه بالغ شده‎ای، از آنجا كه خداوند، تو را با كمال عقل افرید و تشرف تكلیف ارزانی داشت، از هر چه جز یاد مولای خود فارغ باشی و به یاد داشته باشی كه او تو را می‎بیند. پس پیش از لحظه بلوغ، به غسل توبه، بدن را پاكیزه گردان و خانه دل را از آنچه تو را از مولای تو مشغول دارد، پیراسته دار و قلب و همه اعضای خود را با ادب و فروتنی در محضر خدای عزوجل آماده ساز... و اگر لحظه‎ای كه بالغ شده‎ای، با وقت نماز واجب یا نافله یا عبادتی دیگر همراه گردد، با سپاس و ثنای الهی و شادمانی و صفا و وفا با آن روبه‎رو شو. پس نعمت‎های گذشته و فعلی خود را كه داری، به یاد آور و به خاطر آور كه خداوند بزرگ، پیش از آنكه تحفه سعادت خدمتگزاری خود را به تو عنایت نماید، تو را به شرف معرفت خود رساند و آسمان‎ها و زمین را به دست قدرت خود، برای تو به وجود آورد و او این اكرام را نه در حق فرشتگان خود كرد و نه درباره هیچ یك از آفریدگان خود. پس همواره به یاد او باش و از نعمت‎های بی‎شمار او سپاس‌گزاری نما!7 پی‌نوشت‌ها: 1. محمدرضا، محمد و علی حکیمی، الحیاة، ج6، صص 180 و 181. 2. صحیفه سجادیه، دعای بیستم. 3. کلینی، کافی، صص 286 و287. 4. برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، به کوشش: غلامعلی رجایی، ج3، ص8. 5. همان. 6. امام خمینی رحمه الله، آداب الصلوة، صص 184 و 185 (با اندکی تغیییر). 7. سید بن طاووس، کشف المحجة الثمرة المهجه، ترجمه: علی نظری منفرد، صص 158 ـ 161.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(2)
ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(2)


 

نویسنده:حضرت آیت‎الله جوادی آملی
تنظیم و نگارش: عباس فتحیه




 

تبیین «اجمال در عین كشف تفصیلی»
 

مقصود از اجمال، همان بساطت و غیر تفصیلی بودن است، نه به معنای خلاصه‎گیری و ابهام. خلاصه‎گیری از چیزی، همراه با ابهام است. برای مثال، اگر در آغاز بخش خبری گفته می‎شود: خلاصه اخبار، این خلاصه خبر، مبهم است و به شرحی نیاز دارد كه در مشروح اخبار می‎آید و ابهامش را برطرف می‌سازد. پس اجمالی كه درباره نزول قرآن در شب قدر گفته می‎شود، از این نوع نیست.
در علم اصول نیز علم اجمالی مطرح است و آن علمی است كه همراه با دو جهل باشد؛ زیرا در علم اجمالی، اصل جامع میان دو طرف معلوم است، ولی هر یك از دو طرف، مجهولند. مقصود ما این نوع اجمال نیست؛ زیرا در اجمال قرآن، هیچ‌گونه جهل و ابهامی وجود ندارد و یك‌پارچه نور و علم است كه فرمود: «و أنزلنا إلیكم نوراً مُبینا».19
اجمال در این بحث، در مقابل تركیب و تفصیل و به معنای بساطت است. برای مثال، می‎توان از ملكه اجتهادی و علمی فقیه یا حكیم نام برد. ملكه اجتهاد، امری بسیط و مجلل و بی‌تركیب و تفصیل است، ولی مسائل تفصیل فقه، همگی از آن استخراج و استنباط می‎شود و آن امر مجمل كه در قلب فقیه و حكیم وجود دارد، در عین حال كه مجمل و بسیط است، سرچشمه‎ همه‎ احكام تفصیلی فقه است.
حكیم نیز در مراحل عقل مستفاد، ملكه‎ مجملی دارد كه در عین اجمالش، همه مسائل جهان‌بینی فلسفی را دربردارد.
در شب قدر، همه آموزه‌های قرآن به طور مجمل و بسیط، مانند ملكه اجتهادی در فقه و مانند اقتدار حكیم بر جهان‌بینی فلسفی بر قلب مقدس رسول خاتم صلی الله علیه و آله نازل گردید.
بنابراین، در قرآن كریم ممكن است دوگونه تفصیل باشد؛ یكی تفصیلی تدریجی كه در مرحله نازل قرآن است و دیگری تفصیلی كه در ضمن بساطت وجود دارد و در شب قدر نازل گردیده است. این قرآن بسیط، در عین حال كه بسیط است، همه كمالات كثیر را دارد، ولی این كمالات كثیر به نحو لف و بساطت در آن وجود دارند و در طول این كثرت، وحدت است، نه در عرض آن. چنین نیست كه اجمال و تفصیلش هم‌عرض یكدیگر باشند، بلكه یكی شامل و واجد دیگری است و بسیط است كه مفصل را در خود دارد و اگر چنین نبود، جمع بساطت و تركیب و اجمال و تفصیل از یك جنبه و در یك مرتبه ممكن نبود و منتهی به اجتماع نقیضین می‎گشت.

زمان شب قدر



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : در قرآن كریم، زمان دقیق شب قدر مشخص نشده و فقط آن را ظرف نزول قرآن، تنزل فرشتگان و برتر از هزار ماه برشمرده است. روایت‌های نبوی و ولوی نیز هماره این شب را میان چند شب مردد گذاشته و زمان دقیق آن را معیّن نكرده‎اند. با توجه به اینكه ظرف نزول قرآن در برخی آیات، ماه رمضان (شَهرُ رَمَضانَ الّذی اُنزِلَ فیهِ القُرآن)20 و در آیه‌ای دیگر، شب قدر (إنّا أَنزَلناهُ فی لَیلَةِ القَدر)21 بیان شده است، می‎توان نتیجه گرفت شب قدر باید در ماه مبارك رمضان باشد، ولی همچنان، در زمان دقیق آن میان شب نوزدهم، بیست و یكم و بیست و سوم تردید وجود دارد. صلوة وسطی در آیه‎ كریمه‎ «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الوُسطی»22 نیز به گفته برخی مفسران، مانند اسم اعظم الهی، ولیّ خدا، شب قدر و زمان استجابت دعا در روز جمعه، پنهان است و راز پنهان ماندن آن، ترغیب به اهتمام مسلمانان به همه‎ نمازهای روزانه است، 23 همچنان‎ كه راز پنهان ماندن شب قدر، اهتمام به شب‌زنده‎داری و نیایش شبانه در دیگر شب‌ها و بهره‎برداری از بركات آن است، چنان‌كه ولیّ خدا در میان مردم نهفته است، تا هیچ انسانی را تحقیر نكنیم و از خواندن هیچ یك از اسمای ذات اقدس الهی غافل نباشیم شاید همان نام شریف، اسم اعظم پروردگار باشد و از دعا كردن در هیچ ساعتی كوتاهی نكنیم؛ شاید آن ساعت، زمان استجابت قطعی دعا باشد. شیخ بهائی قدس سره در این باره چنین سروده است: چون شب قدر از همه مستور شد لاجرم از پای تا سر، نور شد اسم اعظم كه كس نشناسدش سروری بر «كلّ اسمٍ» باشدش24 بركت زمان، در گرو متزمن بوده و منزلت لیله‎ مباركه‎ قدر، مرهون بركت و ارج قرآن كریم است. از این‌رو، اگر انسانی به مقدار میسور، قرآن را شناخت، از شب قدر نیز آگاه خواهد شد و آن را ادراك می‎كند؛ زیرا شناخت فرع، پس از شناخت اصل، آسان است. شاید راز اختلاف نصوص در تعیین لیله قدر، به اختلاف درجات تقدیر یا به اختلاف احوال سالكان شاهد بازگردد كه هریك به خودی خود، گاهی در معرض نفحه‎ قدس قرار می‌گیرند و در آن فرصت، از قرآن بهره می‎برند و در آن ظرف، لیله قدر مشهودشان می‎گردد. بر همین اساس، صاحب فتوحات می‎گوید: «شب قدر در طی سال دور می‎زند؛ زیرا من گاهی او را در ماه شعبان دیدم و گاهی در ماه ربیع و زمانی در ماه رمضان یافتم و اكثر فرصت‌هایی كه او را می‎دیدم، همانا ماه رمضان و در دهه آخر او بود و یك بار او را در دهه دوم رمضان در غیر شب وتر یافتم؛ چنان‌كه در شب وتر هم مشاهده نمودم».25 هر اندازه سالك از حقایق قرآن آگاه گردد، به همان اندازه از فیوضات لیله قدر بهره‎مند می‎شود؛ زیرا درجات نهایی شب قدر تعیین نشد؛ بلكه فقط افضل بودن او از هزار ماه بیان شد؛ «لَیلَةُ القدر خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ» (قدر: 3) و خداوند شب قدر را برتر از هزار ماه قرار داد؛ نه برابر آن و مقدار برتری آن را هم روشن نكرد.26 اساس سلوك، همانا سیر در منازل نفس است و حركت‌های جوهری به‌ویژه حركت تكاملی نفسِ زمان، مانند مسافت از عوارض تحلیلی حركت و متحرك است و غیر از تغایر مفهومی و تمایز عنوانی، در خارج از ظرف تحلیل جدای از هم نیستند. بنابراین، حقیقت ماه، به‌ویژه ماه رمضان كه آغاز سال سالكان است، به‌ویژه شب قدر كه مانند جهش در امتداد سیر، ظهور می‎كند، بیرون از حقیقت نفس متكامل نیست. صاحب فتوحات در این‌باره می‎فرماید: «و اعلم أنّ الشهر هنا بالإعتبار الحقیقی هو العبد الكامل... فإذا انتهی سمّی شهراً علی الحقیقه لأنه قد استوفی السیر و استأنف سیراً آخر... كما أن العبد یمشی فی منازل الأسماء الألهیه و هی تسعه و تسعون، التاسع و التسعون منها الوسیله و لیست إلاّ لمحمّد صلی الله علیه و آله ...».27 گفتنی است برای آنكه تمام روزها و شب‌های سال، فیض ظرفیت چنین رخداد مباركی را ادراك كنند، تقدیر امور و تنزل معانی قرآن و مفاهیم عالی آن، برابر ماه‌های قمری توزیع شده است تا با تنوع و تحول همراه باشد و تمام شب‌های سال، از نظر گردش جام تقدیر و كأس تنزیل و مُناوله آن بهره‎مند گردند و فیض سیال الهی راكد نگردد و اگر برابر سال شمسی تنظیم می‎شد، چنین اداره كأسی و چنان مناوله‎ای ممكن نبود. فضیلت فرا زمانی شب قدر مراد از فضیلت در این مباحث، شدت درجه وجود یا تأكید درجه ظهور است. بنابراین، اثر وجودی لیله قدر كه برتر از هزار ماه است، این خواهد بود كه با آن عیار می‎توان طی زمان كرد؛ چنان‌كه می‎توان طی زمین كرد. اگر سالكی به مقدار توان و استعداد، از حقیقت قرآن سهمی برد، توان پیمودن مسافت‌های طولانی و زمان‌بر ‌را در كوتاه‎ترین مدت دارد (قالَ الَّذی عِندَهُ عِلمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتیكَ بِهِ قَبلَ أن یَرَتَدَّ إِلَیكَ طَرفُك)28 و در بیان شواهد آن به نقل برخی ره‎توشه‎های شاگردان قرآن ناطق، بسنده می‌كنیم؛ زیرا آن بزرگان، یعنی اهل‌بیت‌ عصمت و طهارت علیهم السلام، برتر از آن هستند كه با مسئله طی مسافت طولانی، در كمتر از چشم به هم زدن و مانند آن شناخته شوند. جناب شعرانی (رضوان الله تعالی علیه) در پایان كتاب الیواقیت و الجواهر فی بیان عقائد الأكابر كه تلخیص فتوحات مكیه ابن‎عربی است، می‌نویسد: «این كتاب را با سپاس الهی، در كمتر از یك ماه تألیف كردم و برای همه مباحث آن، فتوحات را مطالعه می‎كردم... و هر روز بیش از دوبار همه مجلدات آن را از نظر می‎گذراندم».29 آشنایان به گستردگی آن كتاب عظیم فخیم می‎دانند كه مطالعه آن بدون طی زمان، ممكن نیست. بهترین رهاورد شب قدر‎ بهترین رهاورد شب قدر، ‌سلامت از آسیب رخدادهای ناگوار و گزند وسوسه ابلیس یا فرمانروایی نفس اماره به سوء است. بیداران شب قدر، از چنین نعمت ویژه كه از ارزشمندترین زادراه فرشتگان است، بهره‌ای می‌برند: (سلام هیَ حتی مطلع الفجر). (قدر: 5) پایان كار صاحب‌دلان سالم‌قلب و نتیجه سیر صاحب نظران سالم دل و عاقبت حركت صاحب‌بصران سالم‌روح، ورود به دارالسلام است كه خداوند منان داعی و هادی و میزبان آن است (و الله یدعوا الی دار السلام).30 پی‌نوشت‌ها: 19. نک: نساء: 174. 20. نک: بقره: 185. 21. نک: قدر: 1. 22. نک: بقره: 238. 23. وسائل الشیعه، ج4، ص23؛ الجامع لاحکام القرآن، ج3، صص193و 194. 24. کلیات شیخ بهایی، ص7 (نان و حلوا). 25. فتوحات مکیه، ج1، ص658. 26. همان. 27. همان. 28. نک: نمل: 40. 29. الیواقیت و الجواهر فی بیان عقاید الاکابر، ص201. 30. نک: یونس: 25.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(5)
بر سفره رنگین رمضان(5)


 





 
ماه رمضان، از طعام مادی تا طعام معنوی
براساس سخنان بزرگان، همانگونه كه جسم انسان به غذای مادی نیاز دارد، روح او به غذای معنوی محتاج است. همانگونه كه اگر به جسم انسان برای مدتی غذا نرسد، خواهد مرد، روح او نیز بر اثر بازماندن از غذای روحی و ملكوتی، خواهد مرد. به تعبیر مولوی:
بریان نخورم كه هم زیان است
من نور خورم كه قوت جان است1
فیلسوف شرق، ملاصدرای شیرازی، درباره غذای ملكوتی كه برای انسان، لطیف و از جنس نور است، می‎گوید:
خداوند بزرگ، به پیغمبر خویش ـ كه پیغمبر همه جهانیان است ـ فرمود: «ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛ بر اساس حكمت و پند دادن نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با مخالفان به طریقی كه نیكوتر است، مجادله كن!» (نحل: 125) بدان كه این خواندن، خواندن به سوی قرآن است؛ چرا كه آن به منزله طعامی معنوی و خوانی آسمانی است كه از آسمان به زمین فرود آمده و در آن غذاهایی از آسمان جهان عقول موجود است و در آن، برای هر گروهی از انسان به اندازه گنجایش آنها غذاهایی معنوی آماده شده است. برای توده مردم، رزقی مشخص و بهره‎ای معین است و برای خاصان نیز غذاهایی لطیف و میوه‎هایی آسمانی است كه نه تمام می‎شود و نه مانعی برای خوردن آنها وجود دارد.2
بنابراین، همانگونه كه خداوند برای انسان خوان زمینی قرار داده، خوان آسمانی نیز برای او گسترده و همانگونه كه وجود مادی او به طعام مادی نیازمند است، وجود معنوی او نیز به طعام معنوی نیاز دارد. البته این طعام معنوی و مائده آسمانی، در دسترس همگان نیست و بهره یافتن از آن، نیازمند شرایطی روحی است. دهان مادی در فرصت‎هایی چون ماه مبارك رمضان، از غذا و طعام بسته و شخص از پرخوری و شكم‌پرستی دور می‌شود، تا بر اثر آن، دهان معنوی باز و آدمی خورنده لقمه‎های راز و مائده آسمانی گردد. به تعبیر زیبای مولوی:

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : این دهان بستی، دهانی باز شد تا خورنده، لقمه‎های راز شد چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان كن چند روزی در صیام دست بردار از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی كن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی كنی پُر زگوهرهای اجلالی كنی طفل جان از شیر شیطان بازدار بعد از آنش با مَلَك انباز3 دار محی‌الدین بن عربی می‎نویسد: در روایت، خدواند، لقا و دیدارش را به منزله افطار روزه‎دار و غذای معنوی او قرار داده است، چنان‌كه در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله می‎خوانیم: «للصائم فرحتان؛ فرحه عند فطره و فرحه عند لقاء ربه؛ روزه‎دار را دو سرور و خوشحالی است: یكی خوشحالی هنگام افطارش و دیگری هنگام دیدار پروردگارش.» اما خوشحالی افطار روزه‎دار از آن جهت است كه از غذای طبیعی می‎خورد و آن غذای جسمانی اوست؛ چرا كه روزی‌دهنده خداست و اما خوشحالی ملاقات پروردگارش، غذای حقیقی اوست كه بقایش بدان بستگی دارد».4 خداوند و پذیرایی از جنس گرسنگی در ماه مبارك رمضان، خداوند، میزبان و روزه‎دار، مهمان اوست و در اینكه خداوند بهترین میزبان است، تردیدی نیست. پرسش این است كه آیا پذیرایی خدا مانند پذیرایی بندگان از یكدیگر در مهمانی‎هاست یا تفاوت دارد‎؟ شكی نیست كه جنس پذیرایی خداوند از روزه‎دار، با پذیرایی بندگان از یكدیگر متفاوت است. آنجا كه گرسنگی، سرچشمه بركات جسمانی و روحی است و سلامت جسم و روح روزه‎دار را تضمین می‎كند و «خورش مؤمن و غذای روح و خوراك قلب است»، 5 یكی از بهترین پذیرایی خداوند از بندگان روزه‌دارش، گرسنگی دادن به آنهاست. استاد اخلاق، مرحوم آیت‎الله علی قاضی می‎فرمود: در زمان یكی از پیامبران گذشته، سه نفر رفیق، گذرشان به دیار غربت افتاد. شب فرا رسید و هر یك از آنها برای تحصیل غذا به گوشه‎ای از شهر رفتند و به یكدیگر قول دادند كه فردا در وقت و مكان معین، یكدیگر را ببینند، اما دو نفر از آنها هر كدام، مهمان شخصی شدند و چون سومی جایی نداشت، با خود گفت: من به عبادتگاه عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسجد] می‎روم و مهمان خدا می‎شوم. و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقی ماند. صبحدم در میعادگاه، هر سه نفر حضور یافتند و هر یك سرگذشت خود را بیان كردند. از سوی خداوند به پیامبر آن زمان وحی رسید كه به آن مهمان عزیز ما بگو: ما مهمانی او را قبول كردیم و خود، میزبان او شدیم و برای او درصدد تهیه بهترین غذاها برآمدیم، لكن در خزانه غیب خود، تفحص كردیم و بهتر از گرسنگی، غذایی برای او نیافتیم.6 روزه‎دار و بوی خوش دهانش انسان در تنگنای حواس مادی گرفتار و دانشش اندك و ناچیز است. از این‌رو، در بسیاری از موارد، قضاوت‌ و داوری وی درباره رویدادها و آنچه در ظاهر می‌بیند، با داوری پروردگار در این‌باره متفاوت است. چه بسا امور خوشایند ما، ناخوشایند پروردگار است و ای بسا كارهایی كه انجام دادن آن برای ما تلخ و ناگوار است، در پیشگاه خداوند، شیرین و گواراست و چه بسا اموری كه برای ما زیباست، برای آفریدگار، زشت و نازیباست. بر همین اساس، ای بسا ما از بوی دهان روزه‎دار، بیزار و روی‌گردانیم، در حالی كه این بو نزد خداوند، از مشك، خوشبوتر است. امام صادق علیه السلام در این‌باره فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد كه چرا با من مناجات نمی‎كنی؟ عرض كرد: خدایا! روزه دارم و در حال روزه، دهان، خیلی معطر نیست. خداوند فرمود: ای موسی! بوی دهان روزه‎دار نزد من، از مشك خوشبوتر است.»7 در كلامی دیگر از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: اگر كسی در روز گرمی روزه بگیرد و تشنه شود، خدای سبحان هزار فرشته را موكل می‎كند تا چهره او را مسح كنند و تا هنگام افطار به او بشارت دهند و هنگام افطار، خداوند می‎فرماید: «ما اطیب ریحك و روحك! یا ملائكتی اشهدوا انی غفرت له؛ عجب عطری و چه بوی خوبی داری! ای فرشتگان من! شاهد باشید كه اورا آمرزیدم.8 «انسانی كه می‎خواهد در آن عالم معطر باشد، باید بداند كه آنجا دیگر سخن از آهو و نافه آهو نیست كه عطری داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطر می‎كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور می‎كند؛ آن هم در سطح بدن و اما مافوق آن را خدای سبحان می‎داند كه چیست. اگر خداوند چیزی را به عظمت بستاید، دیگر نمی‎شود آن را به نافه آهو و مشك نافه او همانند كرد كه مشك، چیزی نیست جز برآمده از بعضی از خون غزال و با عطری كه خدای سبحان از آن تعریف می‎كند، قابل قیاس نخواهد بود».9 محی‌الدین ابن عربی در این‌باره سخنی شنیدنی دارد. وی می‎گوید: اینكه در روایت فرمود: «بوی دهان روزه‎دار از بوی مشك خوشبوتر است»، از آن روست كه بوی مشك، امری وجودی است و شامه ما آن را درك می‎كند و كسی كه دارای مزاج سالم و معتدلی باشد، از آن لذت می‎برد، اما اینكه بوی دهن روزه‎دار در نزد خدا خوشبوتر از مشك است و برای ما این‌گونه نیست، برای این است كه فراتر از ادراك شامه ماست و ادراك بوها از سوی خداوند، با ادراك بوها از سوی ما حتی فرشتگان متفاوت است. بنابراین، شگفت نیست كه چیزی نزد ما و حتی نزد فرشتگان بدبو باشد، ولی نزد خداوند، خوشبو باشد و برای من در این‌باره واقعه‎ای است كه آن را نقل می‌كنم و آن اینكه: من نزد موسی بن محمد در حرم مكه بودم و او در آنجا اذان‎گو بود. غذایی داشت كه از بوی آن هر كس استشمام می‎كرد، اذیت می‎شد و من در خبری نبوی دیده بودم كه فرشتگان، از انچه آدمیان اذیت می‎شوند، اذیت می‎گردند و دین مقدس، نهی كرد كه كسی با بوی پیاز و تره به مساجد نزدیك شود. من آن شب آنجا ماندم و قصد داشتم به آن مرد بگویم كه آن غذا را از مسجد بیرون ببرد. همان شب خواب دیدم كه حق‌تعالی به من فرمود: «چیزی درباره غذا به او مگو؛ زیرا بوی آن نزد ما، مانند بویش نزد شما نیست.» چون صبح شد، موسی بن محمد، طبق عادتش نزد من آمد و من انچه را در خواب دیدم، برایش نقل كردم. او گریست و سجده شكر به جا آورد و سپس به من گفت: ای سرور من! با این همه، ادب نگه داشتن برای شرع، سزاوارتر است و آن غذا را از مسجد بیرون برد.10 پاداش روزه، از بهشت تا بهشت‌آفرین عبادت‌كنندگان خدا گوناگونند. برخی خدا را می‎پرستند، تا گرفتار دوزخ نگردند، برخی‎ او را عبادت می‎كنند تا به بهشت درآیند، ولی گروهی خداوند را فقط برای او و رسیدن به بهشت دیدار و قرب به او می‎پرستند. این گروه، فراتر از ترس دوزخ و طمع بهشت و فقط به عشق و شوق پروردگار، او را عبادت می‎كنند و اگر دوزخ و بهشتی نبود، همچنان عاشقانه خدا را می‎پرستیدند. در حكایت است كه: عیسی مسیح علیه السلام روزی از كنار سه مرد می‌گذشت كه نزار شده بودند و رنگ بر رخسار نداشتند. از آنها پرسید: «چگونه به این روز افتاده‎اید؟» گفتند: «دلیل آن خوف از آتش دوزخ است.» آن حضرت فرمود: «خداوند به یقین، به خائفان امنیت ارزانی می‎دارد.» سپس عیسی مسیح علیه السلام سه مرد دیگر را دید كه نزارتر و رنگ‌پریده‎تر بودند. از آنها پرسید: «چه چیزی شما را به این حال گرفتار كرده است؟» گفتند: «شوق بهشت.» آن حضرت فرمود: «امید است خداوند آنچه را بدان امید دارید، به شما ارزانی دارد.» سرانجام، عیسی مسیح علیه السلام بر سه مرد دیگر گذشت كه نحیف‎تر از دو گروه قبل بودند و چهره‎هایشان مانند آیینه می‎درخشید. آنها در پاسخ به این پرسش عیسی مسیح علیه السلام كه «چگونه به این حال درآمده‎اید؟» گفتند: «ما خداوند را دوست داریم و او را از سر عشق و نه از خوف دوزخ و امید به بهشت می‎پرستیم.» آن حضرت فرمود: «شما از مقربان هستید، شما از مقربان هستید».11 با نگاهی به دعاهای ماه مبارك رمضان درمی‎یابیم در برخی دعاها، سخن از تمنای رهایی از دوزخ و درآمدن به بهشت نیست، بلكه سخن از جمال و جلال خداست و اینكه شخص، فقط قرب خدا را می‎خواهد و فقط به او می‎اندیشد. ماه رمضان، ماه آزادی آزاد نخوانند گرفتار هوا را گر صاحب صد دل چو صنوبر شده باشد صائب تبریزی ماه مبارك رمضان، بهترین فرصت برای آزادی و رهایی است. آن‌كه در اسارت خواسته‎های نفس و زیاده‎خواهی‎های آن به سر می‎برد، آزاد نیست. ماه رمضان، ماه آزادپروری است؛ زیرا بیشترین تأثیر را در رهایی انسان از دام هواهای نفس دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه‎ای در آخرین جمعه ماه شعبان، درباره آثار و بركات ماه مبارك رمضان فرمود: «یا ایها الناس أن انفسكم مرهونه باعمالكم ففكوها باستغفاركم؛ مردم! جان‌هایتان در گرو و اسارت عملكردهای عجل الله تعالی فرجه الشریف ناشایست] شماست. پس با استغفار، آن را عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اسارت] رها كنید.»11 در حقیقت، در این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله راهكاری برای آزادی از هواهای نفس بیان شده است. «باری، معصومان علیهم السلام در بسیاری از كلمات به ما اموختند كه آزاد بشوید و آزاد باشید. البته آزاد شدن از دشمن بیرونی، چندان مهم نیست. آنچه مهم است، آزاد شدن از دشمن درونی است. راه تشخیص اینكه شخص، بنده است یا آزاد نیز این است كه اگر به دلخواه خود عمل می‎كنیم، معلوم می‎شود در قفس هوای نفس و آز و طمع زندانی هستیم و اگر به خواسته خدای سبحان عمل كنیم، آزاد هستیم. از برجسته‎ترین وظایف در ماه مبارك رمضان، آزاد شدن و رهیدن است. راه آزادی نیز استغفار و طلب آمرزش است. كسانی كه گرفتار اسارت نفس هستند، هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از رها شدن می‎ترسند. اسلام این دو اصل را محكوم و دو اصل دیگر را جانشین آن كرده است: یكی اینكه به طبیعت دل نبندید و دیگر آنكه از ماورای طبیعت نترسید و ماه مبارك رمضان، یكی از بهترین فرصت‎هاست كه اصل آزادی تحقق یابد و انسان روزه‌دار به مقام والای آزادگی و در جمع آزادگان راه یابد».12 پی‌نوشت‌ها: 1. مولوی، کلیات شمس تبریزی، ص 115. 2. صدرالمتألهین شیرازی، مفاتیح الغیب، ترجمه و تعلیق: محمد خواجوی، صص399 و 400. 3. شریک. 4. الفتوحات المکیة، ج 2، ص 322 (باب 69). 5. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‎خوانیم: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب؛ گرسنگی، خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب است.» سید محمدحسین طهرانی، رساله لب اللباب، ص127. 6. سید محمدحسین طهرانی، صص 128 و 129. 7. محمدتقی مجلسی، روضة المتقین. (شرح من لایحضره الفقیه، ج3، ص 229.) 8. همان. 9. حکمت عبادات، صص 141 و 142. 10. الفتوحات المکیة، ج 3، ص 64 (باب هفتاد و یکم). 11. آنه ماری شیمل، عیسی و مریم در عرفان اسلامی، ترجمه و تحقیق: محمدحسین خواجه‌زاده، ص53. 11. شیخ صدوق، امالی، ص 85 (مجلس 20)، ح4. 12. حکمت عبادات، صص 129 و 130،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(1)
ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(1)


 

نویسنده: حضرت آیت‎الله جوادی آملی
تنظیم و نگارش: عباس فتحیه




 

 

پیش‌گفتار
 

شب قدر كه در قرآن كریم به عنوان شب مبارك، شب نزول دفعی قرآن و تنزل فرشتگان الهی از آن یاد شده، ارزنده‎ترین شب‎ها و برتر از هزار ماه است. در این نوشتار، درباره ماهیت و اهمیت شب قدر، معنای نزول دفعی و تدریجی و چگونگی نزول دفعی قرآن در آن شب، زمان آن و راز نهفتگی‎اش در میان دیگر شب‎ها سخن گفته شده است. همچنین درباره بهترین و مهم‌ترین رهاورد مبارك نزول قرآن، چگونگی استدلال با تنزل فرشتگان در ان، بر استمرار جریان خلافت و امامت انسان كامل الهی و برخی مباحث مهم تفسیری و كلامی دیگر بحث و بررسی اجمالی شده است.
كلید واژگان: شب قدر، ماه رمضان، نزول قرآن، تنزل فرشتگان، انسان كامل و نیمه شعبان.

شب پربركت
 

هر چه منشأ خیر كثیر باشد و بدون تسامح و مجازگویی، بتوان از آن به كوثر عجل الله تعالی فرجه الشریف در قبال تكاثر كه كثرت‎پنداری و موهوم است] یاد كرد. موجودی مبارك است كه از خدای متبارك تنزل می‎یابد، مانند:
الف) قرآن حكیم «وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ» (انعام: 92) و «و هذا ذكر مبارك انزلناه». (انبیاء: 50)
ب) انسان كاملی چون حضرت مسیح علیه السلام كه می‎گوید: «وَجَعَلَنِی مُبَارَكًا أَیْنَ مَا كُنتُ». (مریم: ‌31)
ج) كعبه كه قبله و مطاف پیروان اسلام است: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًی لِّلْعَالَمِینَ». (آل عمران: 96)
د) مسجد الاقصی كه نخستین قبله مسلمانان بوده و هماره مورد تكریم پیروان قرآن است: «... الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَكْنَا حَوْلَهُ». (اسراء: 1)
هـ) شب قدر كه ظرف نزول قرآن حكیم و تنزل فرشتگان رحمت و مبشران سلامت است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ». (دخان: 3)

نزول قرآن، مایه شرافت ماه رمضان
 

از ماه‌های سال، فقط نام ماه رمضان در قرآن آمده است. از ماه‌های رجب، ذی‌قعده، ذی‌حجه و محرّم، با تعبیر عام «الاَشهرُ الحُرُمُ»1 و «منها اربعة حُرُمٌ»،2 و از ما‌ه‌های حج؛ یعنی شوال، ذی‌قعده و ذی‌حجه نیز به عنوان «اَشهُرٌ معلومات»3 یاد شده است، نه نام ویژه آنها.4 البته اجزای زمان، به‌طور ذاتی یكسانند و مزیتی ذاتی بر هم ندارند، ولی گاه «متزمّن»، به زمان بها می‎دهد، آنگاه آن زمان ویژه، برای برخی از امور خاص طرف قرار می‎گیرد.
خدای سبحان، ماه رمضان را با نزول قرآن در آن معرفی می‎كند: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ».5 بنابراین، عظمت این ماه بر تشریع حكم روزه مبتنی نیست، بلكه معرف حقیقی ماه رمضان، ظرف نزول قرآن بودن آن است؛ قرآنی كه حاوی اموزه‌ها و احكام فراوانی است كه یكی از آنها روزه است؛ قرآنی كه هدایت انسان‌ها را بر عهده دارد و شواهد هدایت و تفاوت میان حق و باطل در آن تعبیه شده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : رابطه نزول قرآن با تشریع وجوب روزه برخی مفسران، تناسب میان نزول قرآن و تشریع روزه در آیه 185 سوره بقره را این‎گونه ترسیم كرده‎اند: «چون قرآن كه بزرگ‎ترین آیات ربوبی است، در این ماه نازل شد، روزه كه بزرگ‎ترین آیات عبادی است، در این ماه واجب شد».6 بر پایه تحلیلی دیگر در این‌باره، تفریع جمله «فمن شهد منكم الشَّهر» بر قبل، برای آن است كه بفهماند حال كه ماه رمضان، ماه نزول قرآن است، بر انسان است كه در این ماه، از غیر خدا و از خواسته‎های نفسانی امساك كند تا نسیم روحانی بر او بوزد و درِ غیب به رویشان بازگردد.7 حدیث «لولا انّ الشیطان یحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملكوت السموات؛8 اگر شیاطین بر فراز دل‌های مردم پرواز نمی‎كردند، فرزندان آدم به ملكوت آسمان‌ها می‎نگریستند» نیز بیانگر این تناسب است. نزول دفعی و تدریجی قرآن خدای سبحان، در سوره مباركه قدر می‎فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل نمودیم.» (قدر: 1) و در آیه‌ای دیگر، نزول قرآن را در شبی مبارك می‎داند: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ.» (دخان: 3) جمع این دو آیه و برخی آیات دیگر، نشان می‎دهد كه قرآن كریم به صورت دفعی در شب مبارك قدر نازل شده است. از دیگر سو، تاریخ مسلّم و شأن نزول آیات، نشان‌دهنده آن است كه قرآن به صورت تدریجی، طی 23 نازل شده و در خود قرآن نیز آیاتی بر نزول تدریجی اجزای آن تصریح دارند. خداوند فرموده است: «وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً؛ قرآن را متفرق نازل كردیم تا تو آن را به تدریج دریافت و به تدریج، بر مردم تلاوت كنی.» (اسراء: 106) در آیه دیگری، اعتراض كافران از نزول قرآن بیان شده است. كافران می‎گفتند: چرا قرآن مانند تورات موسی، یك‌باره نازل نشده است؟9 خدای سبحان در پاسخ این اعتراض، خطاب به رسول اكرم صلی الله علیه و آله می‎فرماید: «كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا؛ نزول تدریجی قرآن، برای تثبیت قلب توست». (فرقان: 32) بنابراین، ظاهر آیات قرآنی، در مسئله كیفیت نزول قرآن متفاوت است. برخی از آنها بر نزول دفعی و یك‌باره قرآن در شب قدر و برخی دیگر بر نزول تدریجی و در طول زمان رسالت آن حضرت دلالت دارند، ولی برای هر یك از دو دسته آیات یادشده، محملی است كه با محمل دیگر هماهنگ است. برای تبیین انسجام میان این آیات، می‎توان گفت: قرآن كریم دو نزول داشته؛ یكی به صورت دفعی و دیگری به صورت تدریجی. هر دسته از این آیات نیز بر یكی از این دو گونه نزول دلالت دارند. برخی برای جمع میان این دو دسته از آیات، گفته‎اند: قرآن كریم، فقط یك نزول تدریجی داشته است و آیاتی كه بر نزول قرآن در شب مبارك قدر دلالت دارند، مربوط به آغاز نزول قرآن است كه در شب قدر صورت گرفته است؛10 زیرا شروع كارهای مهم و متدرّج، مبدا تحقق آن به شمار میآاید. بنابراین، پس از نظر مبدا نزول، گفته می‌شود كه قرآن در شب قدر نازل شده است. این سخن با ظاهر قرآن سازگاری ندارد؛ زیرا ظاهر آنجا كه خداوند فرمود: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر: ‌1) و نیز در سوره مباركه «دخان» كه نخست به قرآن و كتاب مبین سوگند می‎خورد و سپس می‎فرماید: «ما آن را در شب مباركی نازل كردیم»، مجموع قرآن مقصود است، نه بخشی از آن. افزون بر این، خدا در قرآن می‎فرماید: قرآن در ماه مبارك رمضان نازل شده است: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»11 و چون شب قدر در ماه مبارك رمضان است، پس اگر منظور آغاز نزول قرآن باشد، آغاز رسالت باید در ماه رمضان باشد، در حالی كه تاریخ مسلّم امامیه بر آن است كه بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله در ماه رجب صورت گرفته است. همچنین اگر منظور، نزول بخشی از قرآن در ماه مبارك رمضان و شب مبارك قدر باشد، نه آغاز نزول وحی، باید گفت امر نزول بخشی از قرآن، ویژه شب قدر نیست؛ زیرا هر بخشی از قرآن در زمانی خاص نازل شده است. بنابراین، ماه مبارك و شب مبارك قدر، ظرف نزول تمام قرآن است، نه خصوص آیات آغازین آن وگرنه باید مبدأ رسالت، ماه مبارك رمضان باشد، نه «ما اَصَبِّ رَجَبٍ» و نه بخشی از مجموع قرآن؛ زیرا در آن صورت، میان ماه رمضان و غیر آن فرقی نبود.12 راه حل علامه طباطبایی قدس سره علامه طباطبایی قدس سره در تفسیر وزین المیزان نگاشته است: قرآن كریم، در دو مرتبه نازل شده؛ مرتبه‎ای از آن، بسیط و یك‌پارچه و مصون از تغییر است و مرتبه دیگرش به صورت تفصیلی و غیربسیط است و صلاحیت تغییر و تحول به گونه ناسخ و منسوخ و مانند آن را دارد. آنچه در شب مبارك قدر بر قلب مطهر رسول اكرم صلی الله علیه و آله نازل شده، همان مرتبه بسیط قرآن است و آنچه در طی دوران رسالت بر آن حضرت نازل شده، مرتبه تفصیلی و غیربسیط است كه با ناسخ و منسوخ همراه است».13 این راه حل اگر چه با برخی شواهد قرآنی و روایی تطبیق‌پذیر است، نزول قرآن كریم در شب قدر، نمی‎تواند به صورت بسیط محض باشد؛ زیرا به فرموده خود قرآن، شب قدر، شبی است كه هر امر حكیم و یك‌پارچه‎ای، تفریق و تفصیل می‎یابد: «فیها یُفرقُ كلُّ أمر حكیم».14 شب قدر، شب تقدیر و اندازه‎گیری و گسترش است و چنین شبی، با آن مرتبه از قرآن كه بسیط محض است، تناسبی ندارد و قرآن، مانند دیگر امور، هم دارای مرحله حكیم بسیط، واحد و ثابت است و هم دارای مرحله تفریق تركیب، تكثیر و تدریج. آنچه در شب مبارك قدر نازل می‎شود، باید مناسب با تفریق باشد، نه جمع؛ زیرا در آن شب، هر چیز حكیم و جمع، به صورت تفریق مطرح می‎شود. پاسخ درست و راه حل نهایی قرآن كریم، سه مرتبه عالی، متوسط و نازل دارد: مرتبه عالی قرآن، ام الكتاب و كتاب مكنون در مقام لدن و نزد ذات اقدس الهی است؛ مرتبه متوسط قرآن، همان است كه در دست فرشتگان مقرب و «كِرام بَرَرَه» است و مرتبه نازل آن، قرآن مدوّنی شامل الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین، تنزل یافته و جامعه انسانی در خدمت آن است. مرتبه نازله قرآن، به صورت تفصیلی و در طی سالیان نازل شده و این نزول هم نزولی تدریجی است كه در این قسمت، بحثی نیست. رسول اكرم صلی الله علیه و آله در مرتبه عالیه، قرآن را با مرتبه عالیه قلب دریافت كرده‎ و در مرتبه نازله، قرآن را با سمع و بصر قلب گرفته است و در شب قدر، با مرتبه متوسطه قلب. مرتبه عالی قرآن كه در مقام لدن جای دارد، حقیقتی بسیط و محض است كه هیچ‌گونه كثرت و تفصیلی در آن راه ندارد و نزول آن مرتبه بر وجود مبارك رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، در شب معراج و بدون واسطه فرشتگان و به صورت مستقیم رخ داده است. حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در مقامی، حقیقت مكنون قرآن را از خداوند دانسته است كه حتی جای فرشته مقرب و جبرئیل امین نبود و خود او گفت: «لو دنوت أنملة لاحترقت؛ اگر بیش از این نزدیك شوم، خواهم سوخت.»15 مقام لدن، مقام فضای الهی است و همان مرتبه بسیط محض قرآن كه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را در مقام رفیع و بلند و بدون واسطه دریافت كرد. جبرئیل، قرآن را در شب قدر كه هر قضایی در آن قَدَر می‎شود، بر قلب مطهر پیامبر نازل شد: «نَزَلَ به الرّوح الأمین علی قلبك لتكون من المُنذرین.»16 البته در این مرحله، مرتبه بسیط محض قرآن، از بساطت محض مقام لدن خارج شده است و نوعی تفصیل یافته كه متناسب با شب قدری است كه هر محكمی در آن تفصیل می‎یابد: «فیها یُفرق كل أمرِ حكیم».17 بنابراین، آنچه در شب مبارك قدر نازل شده، مرتبه متوسطی است میان مرتبه عالی بسیط و مرتبه نازلِ تفصیلی آن. از این رو، چون بسیط است، با نزول دفعی در شب قدر متناسب است و چون بسیط محض نیست و نوعی تفصیل در آن وجود دارد، با تقدیری بودن شب قدر و تفریق تناسب دارد.18 با این بیان، ابهام و اشكال دیگری نیز حل می‎شود كه اگر شب قدر، شب اندازه‎گیری است و لازمه‎اش بساطت نداشتن قرآن است، پس چرا از كلمه انزال استفاده شده است؟ ماده نزل اگر به باب افعال برود، می‎شود انزال و استفاده آن بدون قرینه، در امور دفعی است، نه تدریجی و تفصیلی. اگر این ماده به باب تفعیل برود، می‎شود تنزیل و استفاده آن بی‌شاهد و قرینه، در امور تدریجی و تفصیلی است، نه دفعی و یك‌پارچه و بسیط. در آیاتی كه نزول قرآن را در شب قدر بیان می‌كند، از كلمه انزال استفاده شده، نه تنزیل و این خود، مانعی برای اثبات نزول دفعی قرآن در شب قدر است؛ زیرا اگرچه كلمه انزال با نزول دفعی سازگار و متناسب است، با تقدیری بودن و تفصیلی بودن شب قدر سازگار نیست. رفع این مشكل، با توجه به انچه گفته شد، روشن می‎شود؛ زیرا گرچه قرآن نازل شده در شب قدر، امری بسیط و یك‌پارچه است، ولی در عین بساطت و اجمالی كه دارد، واجد نوعی تفصیل نیز هست كه با تقدیری بودن شب قدر هماهنگ است و كلمه انزال اگر در این باره نازل شده، به دلیل بساطت قرآن در این شب است. جمع میان اجمال و تفصیل و نیز میان بساطت و تركیب و جمع و تفریق، در بحث‌های آینده روشن می‎شود. بنابراین، نزول یك‌باره همه قرآن در ماه مبارك رمضان و شب قدر، ناظر به همین معناست، نه مانند الواح موسی علیه السلام كه به صورت كتابِ دفعی و مدوّن معنوی (نه صوری) بر رسول اكرم صلی الله علیه و آله نازل شده باشد. چنین نزول دفعی، اگرچه امتناع عقلی ندارد، با حكمت تدریجی بودن آن، ‌كه در برخی آیات بازگو شد، هماهنگ نیست. در نتیجه، حكمت‎های یاد شده (مانند تثبیت فؤاد و پاسخ‌گویی به اقتضائات زمانی و مكانی متفاوت)، به امت اسلامی مربوط است، نه شخص رسول الله صلی الله علیه و آله . پی‌نوشت‌ها: 1. نک: توبه: 5؛ مجمع البیان، ج 5 و 6، ص12. 2. نک: توبه: 36؛ مجمع البیان، ص42. 3. بقره: 197. 4. مجمع البیان، ج 1 و 2، ص523. 5. نک:‌ بقره: 185. 6. التفسیر الکبیر، ج5، ص89. 7. تفسیر بیان السعاده، ج1، ص173. 8. بحارالانوار، ج60، ص32 و ج 67، ص59. 9. نک: فرقان: 32. 10. نک: تفسیر منهج الصادقین، ص480؛ روح المعانی، ج2، ص92؛ تفسیر المنار، ص161 و بسیاری از تفسیرهای متقدمان و متأخران. 11. نک: بقره: 185. 12. نک: تفسیر تسنیم، ذیل آیه 185 سوره بقره. 13. المیزان، صص15 ـ 18. 14. نک: دخان: 4. 15. بحارالانوار، ج18، ص382. 16. نک: شعراء: 193 و 194. 17. نک: دخان: 4. 18. شاید بتوان این مطلب را از بحث استاد علامه رحمه الله درباره آیه اول سوره هود استفاده کرد.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic