پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(3)
بر سفره رنگین رمضان(3)


 





 
ماه رمضان، ماه تمرین غلبه دادن روح بر جسم
انسان همواره در كشمكش میان روح و تن به سر می‎برد. روح یا همان بخش فرازین وجود انسان، وی را به پاكی‎ها و جهان‌های معنوی فرا می‎خواند و جسم یا همان بخش فرودین او، وی را به ناپاكی‎ها و جهان‌های پست مادی دعوت می‎كند. مولوی در داستانی نمادین، روح را به مجنون و جسم را به ناقه‎ای تشبیه می‎كند كه مجنون، سوار بر این ناقه به سوی لیلی ـ كه نماد پروردگار است ـ در حركت است، ولی این حركت مجنون به سوی لیلی، آسان نیست؛ زیرا به همان میزان كه عشق به لیلی، مجنون را به سوی خود می‎كشاند، مهر كرّه (بچه ناقه)، ناقه را به سوی خود جذب می‎كند. بدین‌گونه مجنون، هنوز چند قدمی به سوی لیلی نرفته كه برخلاف میل قلبی‎اش، ناقه وی را به سوی بچه ناقه می‎برد.
در سه روزه ره بدین احوال‌ها
ماند مجنون در تردد سال‌ها
گفت ای ناقه چو هر دو عاشقیم
ما دو ضد بس همره نالایقیم
مولوی، كشمكش روح و جسم را به كشمكش ناقه و مجنون مانند می‎كند و نتیجه می‎گیرد: اگر روح در این عرصه كارزار، بر جسم و خواسته‎های آن چیره نشود، هیچ‌گاه نخواهد توانست به جهان بالا بال گشاید. پس چاره آن است كه روح از دام خواهش‎های جسمانی رها شود:
جان زهجر عرش اندر فاقه‎ای
تن زعشق خاربُن چون ناقه‎ای
جان گشاید سوی بالا بال‌ها
در زده تن در زمین چنگال‌ها
تا تو با من باشی ای مرده وطن!
پس زلیلی دور ماند، جان من
روزگارم رفت زین‌گون حال‌ها
همچو تیه و قوم موسی سال‌ها1
راه نزدیك و بماندم سخت دیر
سیر گشتم زین سواری سیر سیر2
روزه به عنوان یكی از بهترین مصداق‌های عبادت، از اثرگذارترین عوامل در چیره شدن خواسته‎های روحی بر كشش‎های جسمانی و از كارآمدترین شیوه‎ها برای تقویت اراده روح و غلبه آن بر خواهش‌های نفسانی است. امام خمینی رحمه الله در این‌باره می‌فرماید:
یكی از اسرار و نتایج عبادات و ریاضات، آن است كه اراده روح در ملك بدن، نافذ گردد و مملكت تن، یكسره در تحت كبریای روح درآید و قوای بدن و غرایز جسم، از عصیان و سركشی و عنانیت و خودسری بازمانند و تصمیم ملكوت باطن قلب شوند، بلكه كم‌كم تمام قوا در ملكوت، فانی شوند و امر ملكوت در ملك بدن جاری و نافذ گردند و اراده روح قوت، گیرد و زمام مملكت را از دست شیطان و نفس اماره بگیرد.3
امام خمینی رحمه الله ، اثر عبادتی مانند روزه را بسی بالاتر از چیرگی اراده روح بر جسم دانسته، غلبه اراده خداوند را بر اراده و خواسته‎های روح و جسم انسان، بالاترین ثمره عبادت معرفی كرده و فرموده است:
اكنون گوییم كه یكی از اسرار عبادات و فواید مهمه آن، این است كه جمیع مملكت باطن و ظاهر عجل الله تعالی فرجه الشریف و جسم و روح او]، مسخر اراده خدا شده، قوای ملكوتیه عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی آدمی] و ملكیه عجل الله تعالی فرجه الشریف و جسمی او]، از لشكریان خدا شده، همگی نسبت به حق‌تعالی، سمت ملائكه الله را پیدا می‎كنند... و كم‌كم، نتایج بزرگ بر این مترتب می‎شود كه انسان طبیعی، الهی می‎شود و لشكریان ابلیس، یكسره شكست خورده، منقرض شوند و قلب و قوای آن تسلیم حق شوند... و نتیجه این تسلیم اراده در برابر اراده حق، آن شود كه حق‌تعالی، اراده او را در عوالم غیب، نافذ فرماید و او را مثل اعلای خود قرار دهد و چنآنچه خودِ ذات مقدس، هر چه را بخواهد ایجاد كند، به مجرد اراده، موجود شود، اراده این بنده را هم آن‎طور قرار دهد.4


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : راه‌های بهره‎برداری از فرصت‎های ویژه ماه رمضان بی‌شك، برخی عوامل هدر دادن فرصت‎ها، تنبلی، بی‌خبری از موقعیتی كه به بركت فرصت در آن قرار گرفته، دست‌كم گرفتن فرصت‌ها و ناآگاهی از امكان انجام دادن كارهای با كیفیت بالا در فرصت‎های به دست آمده است. بنابراین، برای استفاده بهینه از فرصت‎هایی چون ماه مبارك رمضان، نخست باید با سستی و تنبلی مبارزه كنیم، آنگاه از موقعیت مهم و نقش‌آفرینی كه در آن قرار گرفتیم، باخبر شویم و هرگز آن را دست‌كم نگیریم. همچنین، باید از باكیفیت‎ترین كارها در ماه مبارك رمضان آگاه بود. برای نمونه، براساس احادیث اهل‌بیت علیهم السلام، بهترین عمل در شب‌های قدر، فراگیری علم و دانش است. آیت‎الله جوادی آملی در این‌باره می‎نویسد: در شب‌های قدر، چیزی بهتر از فراگیری علوم الهی، گفتن و شنیدن معارف دین نیست. عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان باید توفیق] شركت در برنامه‎هایی مانند جلسه تفسیر یا حدیث یا احكام ـ كه خود سعادت و توفیقی است ـ داشته باشد و اگر چنین برنامه‎ای نداشت، امر به معروف و نهی از منكر داشته باشد و اگر نتوانست، لااقل ذكر بگوید. یكی از بهترین و مهم‎ترین كتاب‌های فقه امامیه، كتاب جواهر است كه مؤلف بزرگوارش در طی سی سال آن را نوشت. در پایان این كتاب، مرقوم فرموده كه خدای متعال چنین مقرر كرده است كه امشب كه شب بیست و سوم ماه مبارك رمضان است، این كتاب به پایان برسد. لذا می‎بینیم كه شب بیست و سوم كه از تمام شب‌های ماه مبارك رمضان و از شب نوزدهم و بیست و یكم نیز افضل است، این فقیه نامور، به نوشتن كتاب فقه مشغول بوده است. چیزی بالاتر از عالم شدن و آگاه شدن نیست. علم است كه زمینه‎ای برای رسیدن انسان به عقل می‎شود و انسان عاقل هم، آسوده است و هرگز در عذاب نخواهد بود.5 نیز اگر شخصی از كارایی فرصت رمضان در حل مشكلات باخبر باشد، هرگز این فرصت را از دست نخواهد داد. «از آنجا كه در مسیر زندگی، دشواری و مشكلات وجود دارد، دستور داده‎اند در شداید و مشكلات، روزه بگیرید؛ یعنی اگر ما در هر نمازی چند بار از خدای سبحان استعانت می‎جوییم و می‎گوییم: «اِیّاكَ نَستعین»، خداوند راه كمك‌‌رسانی را هم بازگو كرده و فرموده است: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ؛ از صبر و نماز كمك بگیرید.» (بقره: 45) و این صبر به روزه تفسیر و تطبیق شده است و در حدیث آمده است: «اذا نزلت بالرجل النازله و الشدیده فلیصم؛ هرگاه برای كسی مشكل و حادثه‎ای پیش آمد، باید برای رفع آن، روزه بگیرد.»6 «اگر كسی برای خدا روزه گرفت، از آنجا كه كارها به دست اوست، مشكل را حل خواهد كرد.»7 همچنین اگر روزه‎دار از موقعیتی كه در آن قرار گرفته است، این‌گونه باخبر باشد كه شیطان در آن حالت، در غل و زنجیر است، بیشترین بهره را در این ماه برای رهایی كامل از دام وسوسه‌های شیطان خواهد برد و در این‌باره بیشترین تلاش را خواهد كرد. چنین كسی از این فرصت تضعیف شدن شیطان بیشترین بهره را برای آراسته شدن به اخلاق الهی خواهد برد. «باری ما در این ماه، مهمان خدا هستیم و مهمان باید كاری كند كه صاحب‌خانه می‎كند. روزه‎دار، مهمان خدایی است كه: «یطعم و لا یطعم» است؛ یعنی اطعام می‎كند، ولی خود، اطعام نمی‎شود. پس او هم «یطعم و لا یطعم» باشد. اگر خدای سبحان می‎بخشد و نمی‎گیرد، انسان هم بایستی در این ماه و در این فرصت به دست آمده، ببخشد و نگیرد، چون هیچ دستی بهتر از دست بخشنده و هیچ دستی هم بدتر از دست بگیر نیست. اگر كسی تلاش و كوشش كرد كه دیگران در كنار سفره او به بهشت بروند، دست او بخشنده است و اگر كسی تلاش كرد كه به بركت دیگران به بهشت برود، او دست گیرنده دارد».8 اصلاح و توسعه دیدگاه به ماه مبارك رمضان هرچه روزه‎دار، ماه مبارك رمضان را بشناسد و از ژرفای رسالت آن باخبر باشد، بهتر و بیشتر از آن استفاده خواهد كرد و خویشتن را پرورش خواهد داد. اگر نگاه شخص به ماه مبارك رمضان و كارایی‎اش محدود باشد، بهره او نیز از این ماه، محدود خواهد بود. بنابراین، نخستین شرط دست‌یابی كامل به ثمره‎های ماه مبارك رمضان، اصلاح و توسعه نگاه به آن است. در سخنان بزرگان، از نگاه سطحی به این ماه شریف تا نگاه ژرف به آن یاد شده است، تا نگاه روزه‎دار به مدد این راهنمایی اصلاح شود و توسعه یابد. آیت‎الله میرزا ملكی تبریزی در این‌باره می‎نویسد: اگر به آنچه برای تو می‎گویم، عمل كنی و چنین نگاهی به ماه مبارك رمضان داشته باشی، در حقیقت، به آنچه سزاوار روزه است، عمل كرده‎ای و اگر از اینها كم گذاشتی، از فضیلت روزه خود كم گذاشته‎ای. بدان كه مراتب روزه سه نوع است: یكی روزه عوام و آن ترك خوردنی و آشامیدنی و دیگر مبطلاتی است كه فقها، آن را بیان كرده‎اند. دیگر، «روزه خواص»؛ یعنی ویژگان است و آن این است كه شخص، افزون بر آنچه كه فقها از مبطلات روزه گفته‎اند، ترك می‎كند، اعضا و جوارح خویش را نیز از گناهانی چون غیبت، نگاه به نامحرم، ناسزاگویی و مانند آنها پاك می‎دارد و اما عالی‎ترین مرتبه روزه، روزه خواص الخواص است؛ یعنی ویژه ویژگان و آن، بازداشتن خویش از هركاری است كه او را از یاد خدا غافل می‌سازد و بازمی‎دارد؛ خواه حرام باشد و خواه حلال.9 «همچنین، روزه‎داران از جهت خوردنی و آشامیدنی، چند نوع می‎باشند: پاره‎ای از آنها خوردنی‎ها و آشامیدنی‎هایشان از حرام است؛ مثَل آنها مثَل كسی است كه سوار چهارپای غصب‌شده‎ای شود و به خانه خدا به حج رود و با این چهارپای غصب‌شده، طواف خانه خدا به جا آورد. پاره‎ای از روزه‎داران از خوردن و نوشیدنی شبهه‌ناك استفاده می‎كنند. برخی نیز از روزه‎دارانی هستند كه طعام و خوراكشان حلال است، اما اهل اسراف و ریخت و پاش می‎باشند؛ مثَل اینها همانند كسی است كه در محضر دوست، به لذت بردن از چیزهایی مشغول می‎شود كه دوست، آن را ناخوشایند می‎دارد و از آن بیزار است و بعضی از روزه‎داران، كسانی هستند كه هم درآمد و خوراكشان از حلال است و هم از اسراف به دورند. درجات چنین كسانی در نزد پروردگارشان ـ كه مراقب مجاهدت‌ها و مراقبت‎های آنان است ـ محفوظ است و پاداش عمل خود را می‎گیرند و سعی آنها مورد شكر خداوند قرار خواهد گرفت و پروردگار آنها بهتر از آنچه كرده‎اند، به آنها پاداش می‎دهد و از فضل خودش به آنها بی‌حساب می‎بخشد و كسی نمی‎داند كه برای آنها چه چیزها كه موجب روشنایی چشم است، پنهان و تعبیه شده است؛ چیزهایی كه بر قلب بشری خطور نكرده است».10 امام محمد غزالی می‎نویسد: هركه معنی روزه و سرّ آن را دریابد، خواهد دانست كه هر عبادتی را ظاهر و باطنی است و پوسته‎ای و مغزی و هر كدام از اینها نیز درجاتی دارد و تو اكنون مخیری كه كدام را برگزینی؛ به ظاهر روزه و پایین‎ترین درجه آن قناعت كنی یا در طلب باطن و مغز روزه برآیی و به بالاترین درجه آن دست‎ یابی. نگاهت را توسعه بخش و از روزه جز به بالاترین حد آن قانع مشو!11 پی‌نوشت‌ها: 1. مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بیت‎های 1545 ـ 1548. 2. همان، بیت 1550. 3. امام خمینی رحمه الله، آداب الصلوة، ص 23، (با اندکی تغییر). 4. همان، ص32. 5. جوادی آملی، حکمت عبادات، ص 158. 6. ثقةالاسلام کلینی، کافی، ج4، ص63. 7. حکمت عبادات، صص137 و 138. 8. همان، صص 145 و 146. 9. میرزا جواد ملکی تبریزی، مراقبات، ج1، صص 271 و 272. 10. همان، صص 280 ـ 283. 11. امام محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ترجمه: مؤیدالدین محمد خوارزمی، ص519.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(4)
بر سفره رنگین رمضان(4)


 





 
بازتاب حقوق انسانی در ماه مبارك رمضان
بخشی از دعاهای ماه رمضان درباره حقوق انسان‌هاست. خواندن این دعاها، در عین حال كه ثواب و پاداش الهی دارد، دعاخوان را از تنگنای خویشتن‌نگری و توجه صرف به منافع خویش فراتر می‌برد، دغدغه هم‌نوعان را در وی ایجاد می‌كند و درس دگرگرایی و مهرورزی به او می‎آموزد. آموزه‎های اجتماعی برخی از این دعاها، غیر مستقیم است و این دعاخوان است كه با دقت در مضامین آن، از وظیفه خویش در رعایت حقوق دیگران آگاهی می‎یابد. برای مثال، وقتی در دعاهای همه روزه ماه رمضان می‎خوانیم:
«اللهم اغن كل فقیر اللهم اشبع كل جائع اللهم اكس كل عریان اللهم اقض دین كل مدین؛ پروردگارا! همه فقیران را بی‎نیاز فرما! پروردگارا همه گرسنگان را سیر گردان! خدایا! همه برهنگان را بپوشان! خدایا! بدهی همه بدهكاران را ادا كن!» این دعاها به ‌طور غیر مستقیم ما را از گرفتاری دیگر انسان‌ها باخبر می‎كند و ما را در برابر آنان دارای مسئولیت و وظیفه می‎كند؛ چرا كه سنت خداوند بر این است كه گره‎های كار بندگانش را به دست بندگان دیگرش باز می‌كند و همواره از راه اسباب و وسایل كه همانا بندگان متمكن او باشند، در كار فروافتادگان و تهی‎دستان گشایش پدید می‌آورد. بدین‌گونه روزه‎دار با خواندن این‌گونه دعاها از حقوقی كه جامعه بر گردن او دارد، آگاه می‎شود و برای ادای آنها اقدام می‎كند. البته مضامین برخی دعاها نیز به طور مستقیم، شخص روزه‎دار را از حقوقی كه مردم جامعه در او دارند، آگاه می‎كند. در این‌گونه دعاها، شخص دعاخوان، از خدا می‌خواهد او را در ادای وظیفه‎ای كه در برابر دیگران دارد، یاری فرماید. برای نمونه، در دعای روز هشتم ماه مبارك رمضان چنین می‎خوانیم: «اللهم ارزقنی فیه رحمه الایتام؛ پروردگارا! در چنین روزی، ترحم بر یتیمان را روزی‎ام فرما!» همچنین از امام سجاد علیه السلام نقل شده است كه چون ماه مبارك رمضان فرا می‎رسید، چنین دعا می‎كرد: «و وفقنا فیه آن نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیّه؛ ما را توفیق ده كه در این ماه، با فضل و بخشش با همسایگانمان رابطه دوستی برقرار كنیم».1
در یكی دیگر از دعاهای ماه مبارك رمضان می‎خوانیم: «و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبرّ و الصله؛ توفیقمان ده كه در این ماه، با نیكی و خوبی، نسبت به خویشان خود صله‎رحم به جای آوریم.» این سه فراز از دعاهای ماه مبارك رمضان، نمونه‎هایی از دعاهای اجتماعی است كه در آنها روزه‎دار از خدا می‌خواهد به او توفیق دهد حقوق یتیمان، همسایگان، بستگان و خویشاوندان را ادا كند و در این‌باره هیچ كوتاهی روا ندارد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : شیوه سوم آگاهی دادن به روزه‎دار درباره حقوقی كه دیگران بر وی دارند، سفارش‎های بزرگانی چون رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است كه در این ماه، روزه‎دار را به رعایت حقوق دیگران و پرهیز از پایمال كردن آنها فرا می‎خواند. در بخشی از این سخنان می‎خوانیم: ای مردم! در این ماه بر فقرا و بینوایان خودتان صدقه دهید و بزرگان خود را احترام و به كوچك‌ترهای خود ترحم كنید و صله ارحام به جا آورید و بر یتیمان مردم ترحم و مهربانی كنید تا بر یتیمان شما ترحم شود... . ای مردم! هر كس از شما كه در این ماه خُلق خود را عجل الله تعالی فرجه الشریف در برخورد با دیگران] نیكو سازد، به او جواز عبور از پل صراط می‎دهند؛ در روزی كه قدم‌ها در آن لغزان است. هر كس از شما بار غلام و زیردست خود را سبك گرداند و به كار او تخفیف دهد، خداوند حساب را بر او سبك می‌گرداند و هر كس شر خود را از مردم نگه دارد، خداوند غضب خود را در روز رستاخیز از او نگه خواهد داشت و هر كس در این ماه یتیمی را گرامی دارد، خداوند در روز قیامت او را گرامی خواهد داشت و هر كس در این ماه، صله‎ رحم كند، خداوند در روز رستاخیز با رحمت خویش به او می‌پیوندد و هر كس ارتباط خویش را با ارحام و بستگان قطع كند، خداوند در روز قیامت، رحمت خویش را از او دریغ خواهد داشت.2 با توجه به آنچه گفته شد، دعاها و رهنمودهای بزرگان دین در این ماه عزیز و درباره وظایف روزه‎داران، به گونه‎ای تنظیم شده است كه آنها را از تنگنای خویشتن‌نگری بیرون برده است؛ از اینكه فقط مواظب و مراقب خویش باشند؛ بازداشته، گستره نگاهشان را از خویش تا دیگران فراتر برده و در آنها حس مسئولیت در برابر دیگران و اهتمام درباره حقوق مردمان و مراقبت از آبرو و حرمت آدمیان ایجاد كرده است. در كتاب ارزشمند این برگ‌های پیر می‎خوانیم: «كمترین حرمت ماه رمضان آن است كه همچنان كه طعام خوردن حرام است از روی شریعت، آزردن مؤمنان نیز حرام است از روی حرمت؛ هم حرمت مؤمن، هم حرمت رمضان و چنان‌كه به اندك طعام خوردن، روزه بشكند، به اندك مایه آزار مؤمن، حرمت وی سلب شود... . عجل الله تعالی فرجه الشریف پس] جهد كن تا حرمت ضایع نكنی... و حرمت ضایع كردن، آن بُوَد كه با روزه و روزه‎دار جفا كنی و مسلمانی را بیازاری».3 منافات نداشتن روزه با كار و كوشش برخی می‎پندارند روزه، به كار و تلاش آنها آسیبی جدی وارد می‌كند و موجب كاهش محسوس ساعات كاری آنها می‎شود. این اندیشه، تلقین دروغینی بیش نیست و فقط از این رو كه تلقین‎ها روی انسان اثر می‎گذارند، بر آنها اثر می‎گذارد. بر این اساس، چون شخص خود را دست‌كم می‎گیرد، از این باور نادرست خویش آسیب می‌بیند و گمان می‎كند روزه موجب ناتوانی او در كار كردن شده است. استاد شهید مطهری در این‌باره می‎گوید: شخصی به نام حبیب بورقیبه هر سال یك بار علیه روزه قیام می‎كند و می‎گوید مردم روزه نگیرید؛ چرا كه از نیروی كار كارگر كاسته می‎شود. البته وی به این موضوع، جنبه اسلامی هم می‎دهد؛ به این عنوان كه اسلام به كار اهمیت می‎دهد، كار در اسلام محترم است. پس روزه نگیرید؛ برای اینكه باید كار بكنید. وقتی بشر باید كار بكند، پس هر چیزی كه از نیروی كار می‎كاهد، خوب نیست... . اشتباه حبیب بورقیبه از اینجاست كه خیال كرده است انسان؛ یعنی ماشین، انسان جز این نیست كه باید مانند یك ماشین، همواره كار تحویل بدهد، از ماشین هر چه بیشتر بتوان كار گرفت، بهتر است. اساساً این شخص حساب نكرده است كه آن اشخاصی كه روزه گرفتند، ولی روزه واقعی، در همان حالی كه روزه گرفتند، نیروی كارشان ده برابر روزه‎خورها بود. او از نیروی روحی بشر غافل است. هر كدام از ما در شرایطی كه الان داریم و برنامه زندگی خودمان قرار داده‎ایم كه مثلاً باید فلان مقدار نان بخوریم یا فلان مقدار غذاهای دیگر بخوریم، اگر یك شبانه روز این برنامه به هم بخورد، دیگر قدرت راه رفتن نداریم و خیلی به زحمت راه می‎رویم، ولی ایا قانون قطعی و غیر قابل تخلف زندگی بشر همین است؟ نه، ما الان با این برنامه كه زندگی می‎كنیم، این اندازه اسیر غذا و شكم هستیم. بشر اگر برنامه زندگی‎اش را عوض كند، ممكن است طوری بشود كه نصف این غذا بخورد و دو برابر این نیرو را به دست آورد. ممكن است انسان در شبانه‌روز، دو تا مغز بادام بخورد و به اندازه انسانی كه روزی یك كیلو غذا می‎خورد، نیرو داشته باشد. بشر اگر برگردد و مسیرش را عوض كند، حالت دیگری پیدا می‎كند و برنامه زندگی او به كلی عوض می‎شود. پس كاملاً ممكن است كه هم شخص، روزه داشته باشد و هم به همان اندازه كه روزهای قبل از ماه مبارك رمضان، كار می‎كرد، اكنون كار كند و هیچ آسیبی هم نبیند... . مالك اشتر نخعی كه آن شجاعت‌ها را در جنگ صفین از خود نشان داده بود، پیرمردی است كه حدود شصت سال دارد. در جنگ جمل، همین مالك و عبدالله بن زبیر كه جوان بود و بسیار هم شجاع بود، با یكدیگر نبرد كردند، این‌قدر یكدیگر را زدند و دفاع كردند كه دیگر از شمشیر، كاری ساخته نبود. آخر كار به كشتی‎گیری رسید. در اینجا مالك، عبدالله را به زمین زد تا اینكه بالاخره اینها را از یكدیگر جدا كردند. بعدها مالك برای عایشه تعریف كرده بود كه من در آن روز كه با عبدالله بن زبیر وارد جنگ شده بودم، سه شبانه روز بود كه غذا نخورده بودم. بنابراین، اگر انسان توانایی‎های خویش را اندك نشمارد و از قدرت انبوه درون خویش باخبر باشد، برای او از نظر كار كردن، میان ماه مبارك رمضان و غیر آن تفاوتی نخواهد داشت.4 نگاه ویژه به خوردن در ماه مبارك رمضان از آموزه‎ها و پیا‌م‌های ماه مبارك رمضان، اعتدال و میانه‎روی در غذا و نگاه درست داشتن به آن است؛ روزه‎دار از اذان صبح تا اذان مغرب، اجازه غذا خوردن ندارد. بدیهی است در این منع شرعی، حكمت‌هایی نهفته است كه برخی از آنها تضمین سلامت جسمانی ـ بر اثر كنترل شكم ـ و نیز باز شدن دریچه‎های معنوی به روی انسان است. افزون بر آموزه‎های دینی، از دیدگاه علم پزشكی نیز بسیاری از بیماری‌ها، استرس‎ها و افسردگی‎ها، از بدغذایی، زیاده‌روی در غذا خوردن و استفاده مدام از غذاهای چرب و لذیذ است. در حقیقت، بسیاری از انسان‌ها قربانی شكم‎پرستی و بدغذایی خویش هستند و با این كار، جسم و روح خویش را گرفتار انواع بیماری‎ها می‌كنند. «ماه مبارك رمضان، فرصت مناسبی است برای پی‎بردن به اسرار عالم. باید به همان مقدار غذایی كه نیروی انسان را تأمین كند، بسنده كرد. هیچ كس با پرخوری به جایی نمی‎رسد. شكم كه پر شد، راه فهم مسدود می‎شود. انسان پرخور نمی‎تواند به اسرار و باطن عالم پی ببرد. شكم‌بارگی، بی‌ارادگی و خمودی می‎آورد و رعایت اعتدال در خوردن، سلامتی، طول عمر و نورانیت دل می‎بخشد. خوردن بیش از حد، هم روح را سرگرم می‎كند تا غذای زاید هضم شود و هم بدن را به سوخت و ساز بیشتری وادار می‌سازد و سرانجام، انسان را زودتر از موعد از پا درمی‌آورد. نوعاً انسان‌های پرخور، عمر طولانی ندارند».5 حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «من زاد شبعه لظته البطنه؛ هر كه سیری خود را زیاد كند، شكم پُر، او را به رنج و تعب و اندوه می‌اندازد.»6 آن حضرت در كلامی دیگر فرموده است: «من كظته البطنه حجته عن الفطنه؛ هر كه پُری معده، او را به رنج اندازد، مانع از زیركی او خواهد شد.»7 آن حضرت در این‌باره‌ می‎فرماید: «من قل اكله صفی فكره؛ هر كس غذا كم بخورد، اندیشه او صفا می‌یابد».8 «اگر آداب روزه، همانطور كه شارع مقدس تكلیف فرموده و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما سنت قرار داده، به جا آورده شود، می‎تواند بهترین روش درمانی با گرسنگی باشد.» روشی كه اروپاییان در این اواخر به اهمیت آن پی برده‎اند. در همین رابطه، یك پزشك اتریشی به نام بارسیلوس می‎گوید: «ممكن است فایده گرسنگی در معالجه، برتر از كاربرد دارو باشد.» علت كارایی روزه در معالجه را می‎توان به دلیل روی آوردن بدن به مصرف مواد غذایی ذخیره شده در خود دانست. در صورت كاهش ورود مواد غذایی از خارج به بدن، رژیم غذایی شدیدی در بدن حكم‌فرما خواهد شد. سپس بدن برای زنده ماندن، خودخوری را آغاز خواهد كرد و این كار را به ترتیب با مصرف ذخایر مواد قندی، چربی‌ها و بافت‌های پروتئینی از كار افتاده شروع خواهد كرد. ملاحظه می‎كنیم كه درمان با روزه، بر از بین بردن بافت‌های مریض و از كار افتاده تكیه دارد كه بعد از روزه، مجدداً ترمیم خواهد شد. شاید به همین دلیل است كه كسانی چون دكتر باشوتین معتقدند كه روزه، می‎تواند جوانی را به انسان بازگرداند. از سوی دیگر، روزه می‎تواند تأثیرات نیكویی بر روح انسان نیز داشته باشد كه به صورت رقت احساس و عواطف، خیرخواهی، دوری از جدل و درگیری و دشمنی با دیگران ظاهر می‎شود. روزه‎دار احساس می‎كند روح متعالی و فكری بلند دارد».9 برای اینكه از روزه بهره كامل بریم، باید آداب آن را به طور صحیح به جا آوریم؛ برای نمونه اسراف نكردن در خوردن غذا. نباید زیاد غذا خورد، همچنین نباید در خوردن غذاهای متنوع افراط كرد. امروزه نگاه مردم به روزه، مانند دیدشان به دیگر اسم‌ها و مظاهر است و به روح و هدف آن توجهی ندارند. از این‌رو، اسراف در غذا خوردن، در ماه رمضان به صورت عادت درآمده است و از این ماه مبارك، ماهی برای پرخوری و خوش‌گذرانی ساخته‎اند، در حالی‌كه این ماه برای پدران و اجداد ما، ماهی برای تقویت ایمان، جهاد، صبر و استقامت بوده است. این ماه بركات فراوانی برای اسلام به همراه داشته است. در این ماه، جنگ بدر به سود مسلمانان پایان یافت؛ رسول اكرم صلی الله علیه و آله و مسلمانان، مكه را فتح كردند و وقایع یرموك و قادسیه در این ماه اتفاق افتاد. با پیروزی مسلمانان بر تاتارها در عین جالوت، چهره تاریخ در این ماه دگرگون شد و سرانجام در این ماه، لشكر اسلام به فرماندهی صلاح‌الدین ایوبی بر سپاه صلیبی در جنگ حطین به پیروزی رسید.10 آفت علم و حكمت است شكم هركه او خورد بیش، دانش كم مرد باید كه كم خورش باشد تا درونش به پرورش باشد لقمه‎ای كم خوری ز كسب حلال بِه بوَد از عبادت ده سال نظر از كام و از گلو بگسل هر چه آن نیست حق، ازو بگسل11 پی‌نوشت‌ها: 1. صحیفه سجادیه، دعای چهل و سوم. 2. وسائل الشیعه، ج 10، صص213 و 214. 3. این برگ‌های پیر، (مجموعه بیست اثر چاپ‌نشده)، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: نجیب مایل هروی، ص115. 4. مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج1، صص74 و 75. 5. حکمت عبادات، ص 126. 6. آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ج4، ص 298، ح 8458. 7. همان، ص 299، ح 8459. 8. همان، ح 8462. 9. دکتر عبدالحمید دیاب، طب در قرآن، ص213. 10. نک: همان، ص 216. 11. حکیم سنایی غزنوی، طریق التحقیق، مقدمه و تعلیقات: دکتر علی محمد مؤذنی، صص 78 و 79،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(1)
بر سفره رنگین رمضان(1)


 

نویسنده:سید محمود طاهری




 
ماه رمضان آمد، ای یار قمر سیما!
بربند سر سفره، بگشای ره بالا!
ای یاوه هر جایی، وقت است كه باز آیی
بنگر سوی حلوایی1 تا كی طلبی حلوا
یك دیدن حلوایی ز انسان كندت شیرین
كه شهد تو را گوید: «خاك توام ای مولا»
گر توبه ز نان كردی، آخر چه زیان كردی
كو سفره نان‌افزار؟ كو دلبر جان‌افزا؟
از دُرد به صاف آییم2 وز صاف به قاف اییم
كز قاف صیام ای جان، عصفور3 شود عنقا4
مولانا
فراخوانی دیگر و صلایی دوباره طنین‎انداز شد و در جان و دل عاشقان، جنب‌وجوشی دیگر پدید آمد. زهی سعادت! كه پروردگار مهربان در یك فراخوان عمومی، بندگانش را به مهمانی خویش خوانده است تا كام تشنه آنان را در این صحرای سوزان جهان مادی، سیراب سازد و روح سرگردان آنان را به بركت روزه و نماز و دعا و نیایش، به آرامش برساند و غبارها و تیرگی‎های گناهان را از صفحه جانشان بزداید. در این میان، تنها اظهار شوق معشوق جهان به عاشقان خویش باشكوه است. به تعبیر زیبای حكیم نظامی گنجه‎ای، حضرتش «شیفته» كسی می‎شود كه «شیفته» او شود و صدها برابر راغب كسی می‎شود كه به او رغبت ورزد:
شیفته‎ شیفته خویش بود
رغبتی از من، صد از او بیش بود5
نیز به تعبیر حافظ:
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق، چه شد
ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود6
ـ این فراخوان و این اظهار رغبت معبود و این فرصت طلایی ضیافت را دریابیم و قدر بدانیم كه بهشت وصال حضرت معبود، به اقتضای مقام كبریایی آن ذات پاك، گاه‌گاهی ممكن می‎شود.
غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه
كه این معامله تا صبحدم نخواهد بود7
از دیدگاه محی‌الدین عربی، رمضان، اسمی از اسم‌های خداست. پس باید برای آراسته شدن به این اسم، قیام كرد و خود را آماده ساخت تا به دیگر اسم‌ها و صفات الهی، آراسته شد. «رمضان، اسمی از اسماء تعالی است. پس قیام در این ماه، از برای این اسم و آراسته شدن به آن است. خداوند می‎فرماید: «یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛ روزی كه همه مردمان به فرمان پروردگار جهانیان بایستند.» (مطففین: 6) لذا عارف برای اجلال و بزرگداشت این اسمی كه اختصاص به این ماه ارجمند دارد، قیام می‎كند. در حقیقت، این ماه را از صفات حق‌تعالی، حكمی است كه غیر این ماه را نیست و آن وجوب روزه است بر بندگان الهی و آن روزه، صفتی است صمدانی كه انسان در آن عجل الله تعالی فرجه الشریف صفت و ماه] از خوردن و نوشیدن و زناشویی و غیبت دور است و اینها تمامی، صفات الهی است كه بنده در روزه‎اش بدان‌ها متصف می‎شود».8
اوج بزرگی ماه رمضان، در بنده روزه‎دار بروز می‎كند؛ آیینه‌داری خدا و با او هم‌جوار شدن. چنین كسی در كنار بهشت دیدار خدا، دنیا و نعمت‎هایش و بهشت و موهبت‎هایش را نیز خواهد داشت، همانگونه كه در این نیایش دل‌نشین از امام سجاد علیه السلام می‎خوانیم: «ولا تقطعنی عنك و لا تبعدنی منك یا نعیمی و جنتی و یا دنیای و آخرتی؛ عجل الله تعالی فرجه الشریف خدایا! ارتباط من با خود را] قطع نكن! و مرا از خود دور نگردان! ای نعمت من و بهشت من و دنیا و آخرت من!»9

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : یازده ماه پیشباز ماه رمضان ماه رمضان، ماه مهمانی خدا، ماه جبران گذشته‎ها، ماه دریافت امان‎نامه ابدی از خدا، ماه رهایی از دوزخ، ماه بهشتی شدن، ماه سامان بخشیدن به دنیا و آخرت، ماه كشف و كرامت و ماه شایستگی برای لقاءالله و دیدار خداست. پس شگفت نخواهد بود اگر از یازده ماه قبل، به پیشبازش برویم و یازده ماه خود را برای چنین مهمانی سودآوری آماده كنیم. آن‌كه ماه رمضان را می‎شناسد، این‌گونه است: او از فردای عید فطر، در اندیشه ماه رمضان بعد است و از همان زمان، مراقب دل و جان خویش است تا دوباره به این ضیافت نور دعوت و خوشه‌چین این خرمن انبوه شود. احمد غزالی در این باره می‎نویسد: «اكنون در سالی، ماهی را روزه فرمودند و این سال را به عدد، سیصد و شصت روز كردند، اما روز و سالِ خاصه‌گیان حق، مشاهده حق است و این را بر دوازده ماه كردند و یك ماه را از این برگزیدند. بر وی رقم صیام كشیدند تا بندگان، بدو از طعام و شراب10 امساك آرند. از درون تو، ماهی نهادند كه آن را ماه محبت گویند و آن اقبالِ آفتابِ دوستی است. ماه دیگر شرف نهادند و آن اقبالِ آفتاب نیازمندی است و ماه ارادت نهادند و این، اقبالِ آفتاب گرفتاری است و ماه صدق نهادند و آن، آفتابِ راستی است و ماه تسلیم نهادند، و آن، اقبال آفتابِ حكم برداشتن است و ماه رضا نهادند و آن، اقبال آفتابِ حقیقت است و ماه وجد نهادند و آن، اقبال آفتابِ بی‌خودی است و ماه وقت نهادند و آن، اقبال آفتابِ ربایش حقی است و ماه انس نهادند و آن اقبال آفتابِ سعادت دوستی است و ماه دیگر، حدیث نهادند و آن اقبالِ آفتاب قبول حقی است. این یازده ماه را باید گذرانید تا آنگاه به ماه صیام رسید و انآ اقبال آفتابِ مشاهده دوست است كه امساك باید آورد از طعام و شراب و بدانجا رسد كه چون ذكر با اخلاص ‎گوید، طعام و شرابِ وی شود كه بقا یابد از او و نوری در باطن وی بتابد كه سرّ او برایش كشف شود. و او، یك شادی‌اش در وقت افطار باشد و در آن مناجات كه در افطار این صوم كند، آن است كه حق‌تعالی وی را بشارت دهد كه: وصال من، مر تو راست، باش در وفای این تا وقتی كه همه به شراب و طعام مشغول آیند، تو به رؤیت و تماشای من درآیی كه اجر چنین روزه‎دارانی به نزد من، جز لقای من نباشد».11 ماه رمضان، فرصتی معنوی و زودگذر فرصت‎ها زودگذرند و چه بسا تكرارناپذیر. پس باید از این لحظه‌ها استفاده بهینه كرد. ماه مبارك رمضان، یكی از این فرصت‎هاست كه هر سال، فقط یك‌بار رخ می‌دهد. آنان‌كه به تكرار فرصت‎ها اطمینان ندارند، نه‌تنها مراقب چنین فرصتی هستند، بلكه از چنین فرصتی بیشترین بهره را می‎برند؛ زیرا می‌دانند شاید این فرصت دیگر تكرار نشود و در نتیجه، برای همیشه به اندوه و حسرت گرفتار آیند. ماه رمضان، یكی از آن نسیم‎های ربانی است كه چون می‎وزد، باید خود را در معرض آن قرار داد كه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید: ان لربكم فی ایام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها لعله ان یصیبكم نفحه منها فلا تشقون بعدها ابدا.12 همانا در روزگار شما، پروردگارتان نسیم‎هایی می‎وزاند. آگاه باشید كه در این هنگام، خود را به آن نسیم‎ها بسپارید، شاید نسیمی به شما برخورد كه پس از آن، هرگز گرفتار بدبختی و شقاوت نشوید. مولوی با استناد به این حدیث شریف سروده است: گفت پیغامبر كه نفحت‎های حق اندرین ایام می‎آرد سَبَق13 گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات14 را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر كه را می‌خواست، جان بخشید و رفت نفحه دیگر رسید آگاه باش تا از این هم وانمانی خواجه تاش15 بر این اساس، بزرگان به فرصت‎ها و استفاده بهینه از آن اهتمام ویژه‎ای داشتند و همگان را به آن سفارش می‎كردند. عزیزالدین نسفی درباره استفاده از فرصت‎ها می‎نویسد: ای درویش! حیات را به غنیمت‎دار و صحت را به غنیمت‎دار و جوانی به غنیمت‎دار و جمعیت و فراغت را به غنیمت‎دار و یاران موافق را و دوستان مشفق را به غنیمت‎دار كه هر یكی نعمتی عظیمند و مردم از این نعمت‎ها غافلند و هركه نعمت نشناسد، از آن نعمت، برخورداری نیابد و این نعمت‎ها هیچ بقا و ثبات ندارند. اگر درنیابی، خواهند گذشت و چون بگذرد، هرچند پشیمانی خوری، سود ندارد. امروز كه داری، به غنیمت‌دار و هر كار كه امروز می‎توانی كردن، به فردا مینداز كه معلوم نیست كه فردا چون باشد. ای درویش! تو از اینها مباش كه چون نعمت فوت شود، آنگاهش قدر بدانی كه بعد از فوت نعمت، قدر دانستن، هیچ فایده ندهد. با وجود نعمت، اگر قدر نعمت را بدانی، توانی كه آن را به غنیمت داری.16 مشو غافل ز پاس وقت وگر از دور بینانی كه چون شد فوت، نتوان این عبادت را قضا كردن17 جانسوزتر ز مرگ طبیعی است فوت وقت كاین انقطاع حق بود، آن انقطاع خلق18 پی‌نوشت‌ها: 1. مقصود، خداوند است. 2. یعنی از آلودگی‎ها صاف و زلال شویم. 3. گنجشک. 4. مولانا، کلیات دیوان شمس تبریزی، تصحیح: بدیع‌الزمان فروزانفر، ص48. 5. حکیم نظامی گنجه‎ای، کلیات خمسه، ص47. 6. دیوان حافظ، تصحیح: غنی، قزوینی، ص 198، غزل 206. 7. همان. 8. محی‌الدین ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج2، ص321. 9. بحارالانوار، ج91، ص 147 (مناجات المریدین). 10. نوشیدنی. 11. احمد غزالی، مجموعه آثار، به کوشش: احمد مجاهد، صص47 و 48. 12. سیوطی، جامع الصغیر، ج1، ص80. 13. می‎آرد سَبَق: یعنی از پیِ هم می‎وزد. 14‎. نسیم‎ها. 15. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت‎های 1960 ـ 1963. 16. عزیزالدین نسفی، انسان کامل، ص 323. 17. دیوان صائب تبریزی، تصحیح: محمد قهرمان، ص1242. 18. همان، ص 1052.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(2)
بر سفره رنگین رمضان(2)


 

نویسنده:سید محمود طاهری




 
كیمیاگری ماه رمضان
از ویژگی‎های ماه مبارك رمضان، كیمیاگری این ماه است. در این ماه، افزون بر آنكه ثواب عبادت‌ها چند برابر به روزه‎دار باز می‎گرداد، اعمال عادی و روزمره شخص روزه‎دار، رنگ عبادت می‌گیرد. ماه رمضان، از خواب بنده عبادت و از نفس‌های او تسبیح می‌سازد. رسول اكرم صلی الله علیه و آله در خطبه آخرین جمعه ماه شعبان، درباره ماه رمضان می‎فرماید: «انفاسكم فیه تسبیح و نومكم فیه عباده؛ نفس‌های شما در آن عجل الله تعالی فرجه الشریف ماه]، تسبیح و خواب شما در آن، عبادت است».1
حكیم نظامی گنجه‎ای نیز سروده است:
سنگ بینداز و گهر می‌ستان
خاك زمین می‌ده و زر می‌ستان
آن‌كه ترا توشه ره می‎دهد
از تو یكی خواهد و ده می‎دهد
بهتر از این مایه ستانیت نیست
سود كن آخر كه زیانی‌ات نیست2
با توجه به همین كیمیاگری ماه رمضان است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
من ادّی فیه فرضاً كان له ثواب من ادّی سبعین فریضه فیما سواه من الشهور و من تلا فیه آیه من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور.3
هر كه در این ماه نماز واجبی بخواند، پاداشش مانند آن است كه در غیر این ماه از ماه‌های دیگر، هفتاد نماز واجب خوانده است و كسی كه در این ماه آیه‎ای را تلاوت كند، مانند آن است كه در غیر ماه رمضان، قرآنی را ختم كرده است.
ماه رمضان، ماه فراوانی پاداش‌ها و ریزش موهبت‎هاست؛ گویی در این ماه، معیار پاداش‌ها، عبادت‌ها و نماز و روزه روزه‎دار نیست، بلكه معیار، كرم وجود پروردگار است. آشكار است كه هر جا پای جود بی‌حساب پروردگار در میان باشد، اندازه‎ای برای آن نمی‎توان تعیین كرد.
غم‌هاش همه شادی، بندش همه آزادی
یك دانه بدو دادی، صد باغ مزید آمد4
یك وفا میآر و می‎بر صد هزار
این چنین را آن‌چنان باید همی5
دانه به انبازی6 شیطان مكار
تا ز یكی هفتصد آید به بار7
خود كه یابد این چنین بازار را
كه به یك گل می‎خری گلزار را
دانه‎ای را صد درختستان عوض
حبه‎ای را آمدت صد كان عوض8
بر این اساس، خواب در ماه رمضان بوی بیداری می‎دهد؛ چرا كه به عبادت پروردگار تبدیل می‎شود. به تعبیر زیبای حافظ، چنین خوابی بِهْ از بیداری است:

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : سحر كه شِمه چشمت به خواب می‎دیدم زهی مراتب خوابی كه بِهْ ز بیداری است9 ماه رمضان، ماه شناخت توانایی‎های معنوی خویش تا به امروز، اندازه‌گیری حقیقی توانایی‎های آدمی و گستره آن ممكن نبوده است. كارهای شگفت‌‌آوری كه در طول تاریخ از آدمی سر زده، نشانه ناپیدا بودن مقدار توانایی اوست. بنابراین، همانگونه كه تا كنون چنین كارهایی شگفت‌انگیزی انجام داده است، در آینده نیز كارهای شگفت‎انگیزتری انجام خواهد داد. شیخ محمود شبستری در این باره می‎نویسد: الله تعالی، از غایت عنایت، هر چه در عالم آفریده است از ظاهر و باطن و معنوی و مادی، بندگان را بر آن مثال آفرید و به هر صفتی كه خود موصوف بود، مردم را نیز بدان موصوف گردانید و همچنان كه عالم، مسخر امر اوست، تن مردم را مسخر روح گردانید تا مردم از تركیب اعضا و ترتیب اجزای خود بر عالم معنوی و مادی، مطلع گردند و از دانستن صفات خود، صفات حق‌تعالی را بشناسند.1 شیخ محمود شبستری، در شمارش توانایی‎های انسان، او را صورت حق‌تعالی دانسته كه مظهر همه اسم‌های اوست و از آدمی به كسی تعبیر كرده كه محل ظهور قدرت و علم و اراده پروردگار است. آنگاه نتیجه می‎گیرد كه توانایی و قوّت طبیعی انسان، 10 هزار است، ولی اگر آدمی بخواهد از توانایی ارادی خود استفاده كند، قدرت او بیرون از شماره خواهد بود: از آن دانسته‎ای تو جمله اسما كه هستی صورت عكس مسمّا2 ظهور قدرت و علم و ارادت به توست ای بنده صاحب سعادت! سمیعی و بصیر و حی و گویا بقا داری نه از خود لیك از آنجا طبیعی قوت تو ده‎هزار است ارادی برتر از حصر و شمار است3 بر این اساس، یكی از رسالت‎های ماه مبارك رمضان، یادآوری توانمندی بالای معنوی به روزه‎دار است. انسانی كه هرگز نمی‎توانست رنج گرسنگی و تشنگی را تحمل كند، در ماه رمضان ساعت‌ها گرسنه و تشنه می‎ماند و آسیبی نمی‎بیند. او كه هیچ‌گاه در خود این توان را نمی‎دید كه روزی را بدون صبحانه، نهار و عصرانه به شب برساند، در این ماه، سی روز را بدون خوردن این سه وعده غذا می‎گذرانَد. انسان كه خود را ناتوان‎تر از آن می‎دید كه سحرگاهان، از بستر گرم و نرم خویش دل بكند و ساعتی را در آن لحظه‎های ملكوتی بیدار بماند، در این ماه به راحتی بیدار می‎شود. چه بسا روزه‎داری به دلیل عادت به سیگار، خود را از ترك سیگار در طول روز، ناتوان می‎دید، ولی اكنون ساعت‌های طولانی بین سحر تا افطار را بدون سیگار پشت سر می‎گذارد. این‌گونه ماه رمضان، توانایی‎های نهفته روزه‎دار را آشكار می‌كند و غیر مستقیم به او می‎آموزد: «تو می‎توانی». بی‌گمان، كسی كه در این یك ماه توانست غرایز خویش را در طول روز كنترل كند و حتی از كارهایی كه تا پیش از ماه رمضان بر او حلال و مباح بود، بپرهیزد، پس از ماه رمضان و در ماه‌های دیگر نیز می‎تواند غرایزش را كنترل كند و آنها را زیر سلطه خویش درآورد. ماه مبارك رمضان، انسان را از توانایی‎های معنوی او آگاه می‎كند، بزرگی او را به وی می‎نمایاند و از این رهگذر به او كرامت می‎بخشد. پی‌نوشت‌ها: 1. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 10، ص 313. 2. کلیات خمسه، ص 54. 3. وسائل الشیعه، ص 314. 4. کلیات شمس تبریزی، ص90. 5. همان، ص 876. 6. شراکت. 7. نظامی گنجه‎ای، مخزن الاسرار، تصحیح: محمد آیتی، ص85. 8. مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بیت‎های 2611 و 2612. 9. دیوان حافظ، ص 125، غزل 67. 10. شیخ محمود شبستری، مجموعه آثار، به کوشش: دکتر صمد موحد، ص 365. 11. که هستی صورت عکس مسمّا: انسان، عکس حق است و چنآنچه حق، جامع جمیع اسماست، انسان نیز جامع همه است. لاهیجی، شرح گلشن راز، ص 214. 12. شیخ محمود شبستری، گلشن راز، ص27.،
لینک های مرتبط :

سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا
سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا


 






 
-رسول اكرم(ص): «ایهاالناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة شهر هو عندالله افضل الشهور و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات.»(1) ای مردم، ماه خدا - ماه رمضان - با بركت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است، ماهی كه نزد خدا بهترین ماه ها، روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و اوقاتش بهترین اوقات است .
-رسول اكرم(ص): «ان شهركم هذا لیس كالشهور انه اذا اقبل الیكم اقبل بالبركة والرحمة و اذا ادبر عنكم ادبر بغفران الذنوب . . .»(2) این ماه، (رمضان) همانند دیگر ماه ها نیست، زیرا هرگاه به شما رو آورد همراه با بركت و رحمت است و آن گاه كه از شما پشت كند آمرزش گناهان را در بردارد .
- رسول اكرم(ص): «ایهاالناس قد اظلكم شهر عظیم، شهر مبارك، شهر فیه لیلة العمل فیها خیر من الف شهر . . . هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و آخره عتق من النار .» (3) ای مردم! ماه بزرگی بر شما سایه افكنده، ماهی مبارك كه شبی دارد كه عمل خیر در آن از عمل هزار ماه برتر است . . . ماهی كه اولش رحمت، میانش آمرزش و پایانش رهایی از آتش است .

- رسول اكرم(ص): «ان للجنة بابا یدعی الریان لایدخل منه الا الصائمون‏».(4) بهشت را دری است كه آن را باب الریان می ‏گویند و از آن جز روزه داران وارد بهشت نمی ‏شوند .
-امام علی(ع): «ایهاالناس ان یومكم هذا یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المسیئون و هو اشبه یوم بیوم قیامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم الی مصلاكم خروجكم من الاجداث الی ربكم.»(5) ای مردم، امروز روز پاداش نیكوكاران و زیان تبهكاران است و آن را شباهتی بسیار با روز رستاخیز است، پس هنگامی كه برای نماز(عید) بیرون می ‏روید خروج از قبر و روانه شدن به سوی پروردگار را به یاد آورید .
- امام علی(ع): «علیكم فی شهر رمضان بكثرة الدعاء والاستغفار فاما الدعا فیدفع عنكم البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبكم.»(6) برشماست كه در ماه رمضان زیاد دعا و استغفار كنید چه این كه دعا بلا و گرفتاری را از شما دور می ‏سازد و به سبب استغفار، گناهان شما محو می‏ شود.
- امام علی(ع): «نوم الصائم عبادة و صمته تسبیح و دعاءه مستجاب و عمله مضاعف. ان للصائم عند افطاره دعوة لاترد.»(7) خواب روزه دار عبادت و سكوتش تسبیح و دعای او مستجاب و عملش چندبرابر است، همانا دعای روزه دار به هنگام افطار رد نمی‏ شود .
- امام باقر(ع): «العمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر. و لولا ما یضاعف الله تبارك و تعالی للمؤمنین ما بلغوا، ولكن الله یضاعف لهم الحسنات.»(8) در این شب قدر، عمل شایسته هم چون نماز و زكات و هر كار نیك، بهتر است از كار در هزار ماه كه شب قدر در آن نباشد، و اگر خدای تبارك و تعالی پاداش اعمال مؤمنان را دو چندان نمی ‏كرد آنان بدین منزلت نمی‏ رسیدند اما خدای پاداش كار خیر ایشان را دو برابر كرده است .

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : امام باقر(ع): «من احیی لیلة القدر غفرت له ذنوبه ولو كانت ذنوبه عدد نجوم السماء و مثاقیل الجبال و مكائیل البحار.»(9) كسی كه شب قدر را(با عبادت خدا) زنده دارد گناهانش آمرزیده شود گرچه به عدد ستارگان آسمان و سنگینی كوه ها و كیل دریاها باشد. - امام صادق(ع): «فی لیلة تسع عشر من شهر رمضان التقدیر و فی لیلة احدی و عشرین القضاء و فی لیلة ثلاث و عشرین ابرام ما یكون فی السنة الی مثلها و لله - جل ثناؤه - ان یفعل ما یشاؤ فی خلقه.»(10) شب نوزدهم ماه رمضان، شب تقدیر و شب بیست و یكم شب قضا و شب بیست و سوم شب تصویب اموری است كه در سال تحقق خواهد یافت و خداوند - جل ثناوه - هرچه خواهد برای خلقش آن كند. - امام علی ابن موسی الرضا(ع): «شهر رمضان شهر البركة و شهر الرحمة و شهر المغفرة و شهر التوبة و شهر الانابة من لم یعفو له فی شهر رمضان ففی ای شهر یغفر له.»(11) ماه رمضان ماه بركت است، ماه رحمت است، ماه آمرزش است، ماه توبه است، و ماه بازگشت(به سوی خدا) است هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، در كدام ماه دیگر مورد آمرزش قرار می ‏گیرد. پی نوشت ها : 1- وسائل، ج 7، ص 227 . 2- وسایل، ص 226 . 3- بحار، ج 96، ص 342 . 4- بحار، ص 252 . 5- امالی صدوق، ص 100 . 6-وسائل ج 4، ص 223 . 7- بحار، ج 93، ص 360 . 8- وسائل الشیعه، ص 257 . 9- بحار، ج 98، ص 168 . 10-وسائل الشیعة، ج 4، ص 261 . 11- بحارالانوار، ص 341 .،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

نکاتی ناب در روزه و رمضان
نکاتی ناب در روزه و رمضان


 

نویسنده : علی صادقی
منبع : اختصاصی راسخون



 نهمین ماه، ازماه های سال قمری، ماه رمضان می باشد. این ماه همیشه با وصف (مبارک) توصیف می شود؛ مثلاً همان طورکه در مورد ماه رجب و شعبان گفته می شود، رجب المرجب وشعبان المعظم درمورد این ماه گفته می شود:رمضان المبارک .این عنوان ،جزء مشهورترین اوصاف وعناوین ماه شناخته شده است.

«معنی برکت و مبارک»
 

درکتاب لسان العرب به نقل ازابن عباس آمده است :معنی برکت فراوانی درهرچیز خیر است.(1) راغب اصفهانی نیز آنرا به معنای ثبوت واستقرار خیر الهی در چیزی می داند.(2) اما مبارک به آنچه که درآن خیر فراوان وجود دارد و از بروز و صدور می یابد گفته می شود. زجاج می گوید:مبارک آن چیزی است که ازآن خیرفراوان درآید.(3) راغب نیز آنچه که خیروفایده الهی در آن ثبوت واستقرار داشته باشد ، مبارک می داند.(4)
«هدف ونقش ماه رمضان»
انسان دارای دو بُعد می باشد یکی بُعد زندگی مادی وحیوانی ودیگری زندگی انسانی و بُعد معنوی وروحانی. هرکدام ازاین دوبعد و جنبه ی انسان ،نیازهای متناسب باخود را دارند که در صورت برآورده نشدن ،ازبین می رود. یعنی همان طورکه جسم انسان نیاز به غذا ،آب واکسیژن وبرای شادابی و طراوت نیاز به ورزش دارد،روح انسان نیز نیاز به غذا دارد که در صورت برآورده نشدن ،همچون جسم از بین می رود. انسان در تمام طول سال بیشتر ،نیاز های جسمش را برآورده می کند وکمتر به روحش توجه می کندمثل کسی که ورزش پرورش اندام وزیبایی اندام کارمی کند اگر فقط به یکی از بازوان خود توجه كند و به دیگری كاری نداشته باشد یكی بازوانش عضله می آورد و بزرگ و حجیم می شود و اما آن دیگری بسیار باریک وکم حجم است که در صورت مسابقه شکست او حتمی است و اما ماه رمضان فرصت مناسبی است برای برآورده کردن نیازهای روحی و توجه به روح زیرا از یک طرف با ممنوع شدن خوردن و آشامیدن آمیزش جنسی که درطول سال باعث می شود فکرانسان متوجه جسم ونیازهای او باشد. انسان کمتر به این مسائل می اندیشد واز طرف دیگر با تشویقی که از طرف دین شده نسبت به دعا و مناجات ومخصوصاً خواندن قرآن که خواندن یک آیه ی آن برابر است با یک ختم قرآن درماه های دیگر باعث می شود که فکر انسان فقط و فقط معطوف به برآورده کردن نیازهای روح و غذای روح باشد . وغذا ی روح همان دعا و مناجات و تلاوت قرآن می باشد واین است رمز مبارک بودن ماه مبارک رمضان که علاوه بربرکات مادی که برای بشر دارد برکت زیادی برای روح انسان دارد.

فلسفه روزه
 

روزه یکی ازاحکام انسان ساز الهی است که دارای آثارو فوائد فراوانی است که علم محدود بشر هنوز به همه ی آثار و فلسفه ی کامل آن پی نبرده. اما آگاهی نداشتن از همه آثار و فوائد آن باعث نمی شود که از انجام آن سرباززند و عصیان ورزد . چون این اطاعت کورکورانه نیست بلکه اطاعتی مبتنی برعلم و یقین است زیرا مسلمان می داند که خداوند برهمه چیزآگاه است واز همه چیز اطلاع دارد. از سوی دیگر می داندکه خداوند خیر و سعادت وکمال بندگان را می خواهد . نقص ونیازی در ذات او نیست تا از اعمال ما سودی ببرد یا ضرری ازاو دفع شود. پس برهرچه فرمان دهد خیر و سعادت ما در آن است وکمال و ترقی ما بدان بستگی دارد و از هرچه نهی کند وباز دارد به دلیل این است که برای مازیان بخش است وبه منافع مادی و معنوی ما لطمه می زند .در برسی سود و زیان یک دستور الهی تنها نباید به فواید جسمی و بهداشتی یا حداکثر آثار اجتماعی آن توجه کرد. زیرا آثار بسیارمثبتی نیز برای روح انسان دارد.
به این نکته نیز باید توجه کردکه در هنگام انجام فرمان الهی نباید به قصد آن آثار و فوائد، آن دستور را انجام داد (نه به قصدانجام فرمان الهی) زیرا چنین عملی قبول نیست وآن هدف عالی و برتر اسلام را که تسلیم در برابر فرمان الهی است را تأمین نکرده و در حقیقت تسلیم تشخیص خود بوده نه خداوند پس بنده باید فرمان الهی راتنها به قصد رضای الهی و به قصد قربت انجام دهد و به تبع اگر آثاری نیز داشت به آن آثار نیز می رسد ولی اگر انسان روزه را بدون قصد ، قصد قربت انجام دهد. تنها فواید جسمی آن را می بردو از فوایدکثیر روحی آن محروم می شود .

الف)فواید جسمی وبهداشتی
 

فواید جسمی و بهداشتی روزه برکسی پوشیده نیست بصورتی که درطب قدیم وعلم پزشکی جدید یکی از راه های مؤثر درمان ،امساک می باشد که امروزه ازآن به رژیم غذایی تعبیر می شود. دستگاه گوارش بدن انسان از فعال ترین دستگاه های بدن است که باسه وعده ی غذایی که معمولأً مردم مصرف می کنند تقریبأ در تمام طول شبانه روز مشغول به کار هضم وتحلیل وجذب ودفع می باشد. روزه باعث می شود که این اعضا ازیک سو استراحت کنند و از فرسوده گی مصون بمانند ونیروی تازه بگیرند وازسوی دیگر چربی های هضم نشده ناشی از خوردن غذاهای مختلف که در نقاط مختلف بدن و یا در خون همراه با قند ذخیره شده و محل مناسبی برای رشد و تکثیر میکروبها می باشد با روزه هضم شده وازبین می رود وبدین ترتیب روزه مواد اضافی وزاید بدن را هضم کرده ومی سوزاند ودر حقیقت بدن در هنگام روزه خانه تکانی می کند. الکس سوفورین دانشمند روسی در کتاب خود می نویسد. (5) درمان ازطریق روزه فایده ی ویژه ای برای درمان كم خونی ،‌ضعف روده ها ، التهاب بسیط و مزمن ، بیماری های جلدی، بیماری های كلیه، كبد و بیماری های دیگر دارد. معالجه از طریق امساك اختصاص به بیماری های فوق ندارد، بلكه بیماری هایی كه مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول های جسم آمیخته شده همانند: سرطان، سل و طاعون را نیز شفا می بخشد. در حدیث معرفی پیغمبر اسلام (ص) می فرماید: « صُومُو تَصِحُّوا : روزه بگیرید تا سالم شوید. و در حدیث معروف دیگر نیز از پیغمبر (ص) رسیده است : « المِعدَه بیتُ كلِ داءٍ وَ الحِمیَهُ رأسُ كلِ دواءٍ: معده خانه ی تمام دردها است و امساك بالاترین داروها».
بدیهی است كه شخصی روزه دار طبق دستور اسلام به هنگام افطار و سحر نباید در خوردن افراط و زیاده روی كند تا از این اثر بهداشتی نتیجه كامل بگیرد در غیر این صورت ممكن است نتیجه بر عكس شود.

ب) فواید اجتماعی
 

1-نظم و انضباط
نظم و انضباط و تقسیم اوقات از عوامل مهم موفقیت و پیشرفت در كارها می باشد كه در روح تعلیمات اسلامی وجود دارد ولی با كمال تأسف غربیها و اروپاییها بعضی از تعلیمات و دستورات اسلامی را از اسلام گرفته و به آن افتخار كرده؛ خود را به واسطه ی همین تعلیمات،‌انسان متمدن می دانند و بر عكس مسلمین كمتر از آن استفاده كرده و كمتر به آن عمل می كنند. امیر مؤمنان در اولین فراز از وصیت خود به فرزندانش می فرماید: اُوصیكُما وَ جَمیعَ وُلدی وَ أََهَلی وَ مَنْ بَلَغُه كِتابی بِتَقوی اللهِ و نظمِ أَمرِكم: شما و همه فرزندان و بستگانم و هر كس كه وصیت من به او برسد را به تقوی و نظم در كارها سفارش می كنم. اصولاً فرایض اسلامی نشانگر توجه اسلام به نظم و انضباط است . هر یك از نمازهای پنج گانه را باید در وقت مخصوص بجا آورد، حج را باید در مكان خاصی و زمان معینی انجام داد و روزه ی رمضان را نیز باید با دیدن هلال ماه رمضان شروع نمود و با دیدن هلال ماه شوال تمام كرده و هر روز باید از سپیده دم آغاز و به مغرب خاتمه داد و با توجه به این كه ماه رمضان، ماه قمری است طبعاً در تمام فصول سال گردش می كند و گاهی در روزهای بلند تابستان و گاهی در روزهای بلند تابستان و گاهی در روزهای كوتاه زمستان قرار می گیرد و در همه ی حالات و تمام فصول باید دقت كرد و لحظه ها و ثانیه ها را نیز محاسبه نمود برای سحری خوردن و افطار نمودن.
2-همدردی با فقراء
برانگخیتن حس همدردی نسبت به فقرا و تهی دستان و ایجاد حس برابری از دیگر آثار روزه است. انسان هایی كه در رفاه و ناز و نعمت به سر می برند از یاد فقراء غافل هستند؛ روزه آنها را از غفلت خارج می كند و به یاد فقراء می اندازد تا به یاری و كمك آنها بشتابند. در ماه رمضان از سویی كمك به فقرا و اطعام و انفاق سفارش بیشتری شده نسبت به ماه های دیگر و از سوی دیگر انسان روزه دار با روزه گرفتن رنج فقر و طعم گرسنگی را می چشد؛ و احساساتش تلطیف و تحریك می شود و ثروتمند به فقیر نزدیك می شود و احسان و انفاق به فقراء در جامعه فزونی می یابد. در كتاب فروع كافی آمده كه « وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضان شَهْرُ المُواسات»(6) ماه مبارك رمضان ماه مواسات است. مواسات یعنی سهیم و شریك ساختن برادران مسلمان در رزق و روزی،‌رمضان را به همین جهت ماه مواسات نامیده اند. تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرین این صفت ارزنده انسانی، جامعه را از حسد و كینه برهانند و برادر وار، در كنار هم از نعممتهای الهی بهره مند شوند زیرا انسان های تهی دست كه حتی در تهیه ی مایحتاج اولیه ی خود مثل غذا و لباس دچار مشكل هستند وقتی می بینند كه عده ای خانه های آنچنانی و ماشینهای گران قیمت و آخرین سیستم را دارند دچار عقده و كینه ای نسبت به ثروتمندان می شوند و حتی گاهی نسبت به خدا هم العیاذ بالله بدبین می شوند و با لحن بدی از خدا شاكی می شوند. اما سهیم ساختن آنها در رزق و روزی از طرف توانگران و ثروتمندان باعث می شود كه این عقده و كینه ها به مهربانی و صفا و صمیمیت تبدیل شود. در هنگام روزه فقیر و ثروتمند به طور یكسان طعم گرسنگی و تشنگی را می چشند و این خود نوعی تسكین و آرامش است كه فقراء می بینند كه اغنیا نیز هم چون آنها در پیشگاه خدا یكسانند و باید یك ماه طعم گرسنگی و تشنگی و رنج فقر و بی چیزی را تحمل كنند هم چون حج كه در آنجا نیز همه باید لباس های دنیا را كه نشانگر اختلاف طبقاتی است را از تن خارج كنند؛ و لباس های آخرت را بپوشند كه فقیر و غنی یكسان می شوند و هیچ تفاوتی بین آنها دیده نمی شود. در نماز جماعت نیز فقیر و غنی در كنار هم و در یك صف قرار می گیرند برای اقامه نماز و هیچ امتیازی برای اغنیاء وجود ندارد.
حمزه بن محمد می گوید به امام حسن عسكری نامه نوشتم و پرسیدم: لِمَ فَرَضَ اللهُ اَلصَّومَ؟ چرا خداوند روزه را واجب كرده است ؟ امام در جواب فرمودند: لِیَجَد الغَنّیُ مَضَضَ الجوعِ فَیَحَّن عَلی الفَقیرِ: تا ثروتمند درد گرسنگی را دریابد و به فقیر توجه كند. (7). در روایتی از امام صادق (ع) ،هشام بن حكم درباره ی علت روزه از امام سؤال می كند: عَن هشِامِ بنِ الحَكمِ قالَ: سأََلتُ ابا عبداللهِ عَنْ علهِ القیامِ قالَ: « اَمَّا للعِلَّهُ فی الصیامِ لِیَستَویَ به الغَنیُّ وَ الفَقیرُ و ذلكَ لِأَنَّ الغَنیَّ لم یَكُنْ لِیجدَ مسَ الجوع فَیَرحَمَ الفقیر، لِأَنَّ الغَنیَّ كُلَّما اَرادَ شیئاً قِدَرُ عَلیهِ فأَرادَ اللهُ عَزَّوَجلَّ اَن
یُسَوّی بَینَ خَلقِهِ و اَنْ یُذیقَ الغَنیُّ مَسَ الجُوعِ و الْأَلَمِ لِیَرقَّ عَلَی الضَّعیفِ وَ یَرْحَمَ الجائعَ»(8) هشام نقل می كند كه درباره ی دلیل روزه از امام سؤال كردم، امام فرمود: علت روزه گرفتن آن است كه به سبب آن توانگر و تهی دست برابر شوند، زیرا توانگر رنج گرسنگی را نمی داند تا به تهی دست رحم كند، چون توانگر هر گاه چیزی بخواهد می تواند آن را فراهم آورد، لذا خدای عزوجل خواست تا میان بندگانش برابری و همدردی ایجاد كند و رنج گرسنگی و سختی را به توانگر بچشاند تا بر ناتوان دل بسوزاند و به گرسنه رحم نماید. برای كمك كردن به فقرا توصیف حال آنها برای ثروتمندان كافی نیست زیرا با روزه گرفتن كشیدن رنج فقر و طعم گرسنگی برای اغنیا جنبه ی حسی و عینی پیدا می كند و آنها را از غفلت خارج می نماید. درست مثل انسانی كه در خواب هست. انسانی كه در حال خواب به سر می برد به غیر از قلب و بعضی از اعضاء بدن كه به طور غیر ارادی كار می كنند بقیه ی اعضاء هیچگونه فعالیتی ندارند و به انسانی كه در حال خواب است هر چه گفته شود،‌نمی شنود. عرفا معقتدند انسان در راه سیر و سلوك إِلی الله باید صد منزل و صد مرحله را طی كند تا سر به منزل مقصود برسد و اولین مرحله آن را یقضه می دانند. یقضه یعنی بیداری و كسی كه این اولین منزل را طی كرد بقیه ی منازل را آسان تر طی می كند. روزه در حقیقت موجب بیداری انسان ها خصوصاًٌ اغنیاء می باشد.

ج)فواید معنوی و روحی
 

1-صبر
هر كس در زندگی فردی و اجتماعی خود برای رسیدن به هدفی مبارزه می كند. و برای رسیدن به آن هدف با مشكلات و موانع و سختی هایی روبروست، بدون صبر، پیروزی بر مشكلات و سختیها محال است، صبر یعنی شكیباییو پایداری در مقابل سختیها .مجمع البحرین نیز آن را حبس النفس عن اظهار الجزع می داند یعنی نگهداشتن خود از اظهار بیتابی و جزع. و روزه بر پایداری آدمی می افزاید و اراده را توانا می سازد. عزیزترین انسان ها در طول تاریخ انبیاء و اولیاء هستند این عزیز ترین انسان ها را شكنجه های سختی دادند جسمشان را شكستند ولی نتوانستند روح آنان را به اسارت در بیاورند. این عزت از كجا به دست می آید. چطور می شود كه انسانی در زیر سخت ترین فشارها و شكنجه ها دست از آرمان حقش برندارد، دست از اصالت هایش بر ندارد. این مقاومت، یعنی صبر در راه خداست. هر كس عزیز شده از كانال صبر بوده. قرآن كریم راجع به بنی اسرائیل می فرماید: وَ تَمَّت كَلِمَهُ رَبِّكَ الحُسنی عَلی بَنی اسرائیل بِما صَبَروا(9) بنی اسرائیل بر فوعونیان پیروز شدند از رهگذر صبر در راه خدا. حضرت مسیح فرمودند: انّكم لاتدركون ما تحبون الا بصبركم عل ما تكرمون.(10) نمی توانید به آنچه آرزو دارید برسید مگر اینكه بر آنچه كه برایتان سخت است صبور باشید.

حوزه های صبر
 

نكته ای كه در این گفتار باید گفته شود این است كه كجاها باید صبر كرد و كجاها جای مقاومت است. از روایات و احادیث استفاده می شود كه حوزه ی صبر سه جا می باشد.

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : صبر بر معصیت یكی صبر بر معصیت است. یعنی مقابل گناه ایستادن و گناه را نیز نباید در یك عرصه و زمینه محدود كنیم. گناه در همه عرصه ها مفهوم دارد چه در زمینه ی اخلاقی و چه در زمینه ی سیاسی و چه در زمینه ی اقتصادی صبر بر گناه این است كه آنجا كه زمینه گناه فراهم است و انسان نیز قدرت و توانایی انجام گناه را دارد، خدا را در نظر بگیرید و خود را به گناه آلوده نكند، اما اگر قدرت انجام گناه را نداشته باشد مثل انسانی كه كور است و چشم ندارد چنین فردی اگر نگاه به نامحرم نكند هنر نیست و صبر بر گناه در مورد او معنا ندارد از روایات استفاده می شود كه این مهمترین قسم صبر است در روایتی از علی (ع) است كه فرمود: الصَّبرُ اِمّاصَبرُ عَلَی المُصیبهِ اَوْ عَلَی الطاعَهِ اَوْ عَنِ المَعصیهِ. صبر، یا صبر بر مصیبت است یا صبر بر طاعت و یا صبر بر طاعت وَ هذا القِسمُ الثالثُ اَعلی دَرَجَهً مِنَ القِسمَینِ الاوَلین. (11) صبر بر معصیت از صبر بر از صبر بر مصیبت و صبر بر طاعت سخت تر است. چرا صبر بر معصیت از صبر بر مصیبت و صبر بر طاعت ارزشش بیشتر است؟ زیرا صبر بر طاعت همیشگی نیست و مقطعی است و همینطور صبر بر معصیت همیشگی نیست، بلكه مقطعی است. مصیبت گاهی هست اما صبر بر معصیت همیشه و در همه ی مكان ها هست و همیشه آدمی در معرض معصیت است. حوزه ی این صبر از حوزه های دیگر گسترده تر است به همین جهت جهاد با نفس می شود جهاد اكبر. شیطان همیشه و در همه ی مكانها تهاجم می كند. ثُمَّ لاتَینَّهم مِنْ بَیْنِ اَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ اَیْمانِهِم وَ عَنْ شَمائِلِهِم(12). به همین جهت تا دم مرگ نباید از كینه و مكر شیطان در امان بود و تا دم مرگ خدا را بندگی و پرستش كرد. وَ اْعبُدْ رَبَّكَ حَتّی یَأتیكَ الیقینُ(13) خدا را تا آمدن مرگ پرستش كن این قسم صبر كردن عزت است، یعنی اگر آدم در مقابل معصیت نتواند بایستد؛ ولو نامدارترین فرد باشد ذلیل ترین فرد خواهد بود. علی (ع) فرمود: عبد الشهوه اذل من عبد الرق(14) بنده ی شهوت از برده ی زر خریده بیچاره تر است. اینجا یك روایت هست در باب بهشت و جهنم از امام محمد باقر (ع) كه فرمود: الجنه محفوفه با المكاره و الصبر : بهشت پیچیده شده به سختی ها و صبر بر سختی ها فمن صبر علی المكاره فی الدنیا دخل الجنه: كسی كه سختی ها را در دنیا به جان بهشتی می شود و جهنم مخفوفه با للذات و الشهوات اما جهنم پیچیده شده از لذت ها، تا بخواهی اطراف جهنم كیف است و لذت ؛ فمن اعطی نفسه لذتها و شهوتها دخل النار(15) كسی كه به كیفش بچسبد، به شهوتش بچسبد، وارد جهنم می شود. الف- جزع نمودن یكی برخورد همراه با جزع است، اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً(16) انسان حریص آفریده شده . اِذا مَسَّهُ الشَّرُ جَزوعاً هنگامی كه شر و بدی به او برسد جزع به راه می اندازد. وَ اذا مَسَّهُ الخیرُ مَنوعاً هنگامی كه خیری به او برسد فقط می خواهد مال خودش باشد، انحصار طلب است، نمی خواهد این خیر به دیگران برسد جزع امری است غیر از گریه كردن، گریه كردن هنگام مصیبت، اشكالی ندارد، زیرا گریه امری است طبیعی، داغ است مصیبت دل انسان را می سوزاند، اشكش جاری می شود. فقه ما یك مسئله ای داریم كه مشخص كرده معنای جزع را، امام خمینی در تحریم الوسیله مسئله ای را بیان می كند كه مورد اتفاق اكثر فقهاست و آن این است كه : یجوز الكاء علی المیت، گریه كردن بر میت جایز است . بل قد مستحب عند اشتداد الحزن بلكه گاهی گریه كردن مستحب است هنگامی كه حزن و اندوه انسان شدید باشد، ولكن لا تقول ما یسخط الرّب، ولی نباید چیزی بگوید كه مورد خشم و غضب پروردگار واقع شود. بنابراین جزع یعنی خارج شدن از اعتدال و گفتن سخنانی كه موجب خشم و غضب پروردگار است. اما مؤمنان در مقابل مصائب برخورد صبورانه دارند. دومین حوزه ی صبر : صبر بر طاعت صبر بر طاعت یعنی صبر بر انجام وظایفی كه خدا به عهده ی انسان گذشته كه در روایات از آن تعبیر به صبر بر طاعت شده . انجام هیچ كدام از تكالیف و وظایف بدون صبر امكان پذیر نیست هیچ ولیی از اولیای خدا به جایی نرسیده مگر این كه از دولت سحر استفاده كرده و این صحرخیزی جز با صبر امكان پذیر نیست. در رأس همه ی اولیا پیغمبر است و اولیاء هر چه دارند از پیغمب دارند به پیغمبر ما گفته می شود كه : « لا و من اللیل فتجهد به نافله لك عمی ان یبعثك ربك مقاما محموداً»(17) اگر شما پیغمبر ما هم هستی مقام شایسته می خواهی، این مقام شایسته از دولت سحر است. سومین حوزه ی صبر : صبر بر مصیبت صبر بر مصیبت یعنی صبر بر مصائبی كه در زندگی بر انسان وارد می شود چه مصائب مالی و چه مصائب جانی، باید به پشیمان را نسبت به دنیا عوض كنیم، بعضی گمان می كنند، دنیا جای خوشی است دنیا جای راحتی است قرآن كریم این بینش را نادرست می داند. قرآن این دنیا را جای سختی می داند می فرماید: لقد خلقنا الانسان فی كبد(18) ما انسان را در سختی خلق كردیم و آفریدیم. خداوند برای تربیت انسان هم برنامه تكوینی دارد و هم برنامه ی تشریحی و در هر دو سختی را قرار داده، در برنامه ی تشریعی روزه را واجب كرده كه روزه، خصوصاً در روزهای تابستان همراه با سختی است جهاد را واجب كرده كه در واقع بذل جان و نثار كردن جان است؛ به خاطر همین سفارش شده كه، كودكان را نازپرورده بار نیاورید. امام كاظم علیه السلام می فرماید: تستعجب عرامه الصبی فی صغره لیكون حلیماً فی كبره مستحب است بچه را با سختی رسد رشدش بدهید تا در آینده بردبار باشد. ناز پرورده تنعم نبرد راه به درست عاشقی سیره ی رندان بلاكش باشد انسان ها در مواجه شدن با مصائب سه نوع برخورد می كنند. ب) برخورد صبورانه : برخورد صبورانه یعنی برخورد متین داشتن، یعنی نقطه ی مقابل جزع، یعنی سخن خلاف عقل نگفتن، سخن خلاف شرع نگفتن، این مصیبت كه می گوییم منظور هر نوع بلایی است كه به انسان برسد چه مالی و چه جانی . برخورد صبورانه این است كه انسان آن را باور و تحمل كند. حق تعالی گرم و سرد و رنج و درد بر تن ما می نهد ای شیر مرد خوف وجوع و نقص اموال بدن جمله بَهر نقد جان ظاهر شدن راز این كه مصیبتها برای انسان سنگین تمام می شود این است كه مصیبتهای دیگر را فراموش كرده است. اگر انسان اعتقادات خود را یادآوری كند. تحمل مصیبتها برایش آسان می شود. روایتی از امام سجاد (ع) است كه حضرت فرمود: مِسكینُ بن ادمٍ این فرزند آدم بیچاره است. لَهُ فی كُلِّ یومٍ ثلاثُ مصائبَ لا یعتبر بِواحدْ مِنْهُنَّ وَ لَوْ اِعْتَبَرَ لَهانَتْ عَلیهِ المَصائِبُ الدُنیا وَ اَمرُ الدُنیا. این انسان هر روز سه مصیبت جان گذار می بیند و اگر عبرت بگیرد از این مصیبتها، مصیبتهای دنیا برای او ناچیز می شود. فَاَماَ المُصیبهُ الأوُلی فالیوم الذی یَنْقُصُ مِنْ عُمرِهِ مصیبت اول كم شدن یك روز از عمر اوست وَ اِنْ نالَهُ نُقصانٌ فی مالِهِ اِغْتَمَّ بِهِ وَالدَّرْهُمُ یَخْلُفَ عَنْهُ وَ الْعُمْرُ و لا یَردُّهُ شیئیٌ اگر مال او را بزنند و كم شود ناراحت می شود و گریه می كند. در حالی كه مال جبران می شود و جایگزین می شود ولی عمر رفته را چیزی بر نمی گرداند. و الثانیهُ اَنَّهُ یَسْتَو فی رزقُهُ مصیبت دوم این كه هر روز رزقش را به تمام از این دنیا می گیرد فَاِنْ كانَ حلالاً حُوسِبَ عَلیهٍ وَ اِنْ كانَ حَراماً عُوقِبَ عَلیهِ پس اگر حلال باشد از او حساب می كشند و اگر حرام باشد، او عقوبت و عذاب می شود و الثالثهُ اعظمُ مِنْ ذلكَ مصیبت سوم از آن دو مصیبت بزرگتر است . قیل و َ ماهِیَ ؟ قالَ ما مِنْ یَومٍ یَمسی اِلّا وَ قَدْ دَنی مِنَ الاخِرهُ مَرحلهٌ لا یَدری عَلَی الجَنَّهِ اَمْ عَلَی النّارِ . هر روزی كه از او می گذرد به قیامتش نزدیك می شود قیامتی كه آدم نمی داند. چه كاره است بهشتی است یا جهنمی ؟ امام سجاد (ع) می فرماید: اگر اینها را آدم باورش بشود مصیبتهای دنیا چیزی نیست.(19) ج)برخورد عارفانه برخورد عارفانه این است كه انسان با مصیبتها به عنوان یك هدیه برخورد كند به عنوان یك لطف برخورد كند اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُكَ صَبْرَ الشّاكرینَ لكَ خدایا من صبر شاكرین را می خواهم. صبر شاكرین یعنی چه ؟ صبر كسانی كه هنگام بلا می گویند خیلی ممنوع. اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشكست لیلی به تعبیر سعدی می گوید: كوتاه همتان همه راحت طلب كنند عارف بلا كه راحت او در بلای اوست بگذار هر چه داری و بگذر كه هیچ نیست این پنج روز عمر كه مرگ از قفای اوست هر آدمی كه كشته ی شمشیر عشق گشت گو غم مخور كه ملك ابد خون بهای اوست از دست دوست هر چه ستانی شكر بود سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست اصلاً خدا گاهی بلا را به عنوان یك هدیه تقدیم مؤمن می كند تا یا الله بگوید تا خدا از یادش نرود. هر كه بالاتر است امتحانش هم سخت تر است امام صادق (ع) می فرماید: اِنَّما المُؤمنُ بِمَنزَلَهِ كَفَّهِ المیزانِ كُلَّما زیدَ فی ایمانه زید بلائه(20) مؤمن به منزله ترازوست هر چه برایمانش افزوده شود بر امتحانات و بلاهایش افزوده می شود. هر كه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند نمونه كامل صبر عارفانه، صبر زینب كبری است زنی كه در یك روز داغ هیجده تن از عزیزانش را دیده، ‌داغ عزیز.جوانش را دیده اما این زینب روز دوازدهم محرم وقتی وارد مجلس ابن زیاد شد در حالی كه در سر بریده ی سید الشهداء پیش چشمش است. ابن زیاد خواست نمكی بر زخم دل زینب بپاشد گفت: كَیفَ رَأیتِ صُنعَ الله بِأخیكَ(21) . چگونه دیدی كار خدا را با برادرت؛ زینب جمله ای گفت كه اگر تمام كتابهای عرفانی را خلاصه كنی، همین جمله است: ما رأیتُ الّا جمیلاً، من جزخوبی و زیبایی ندیدم. انسان بیش از هر چیز به خوردن و آشامیدن تعلق و وابستگی دارد و به آن عادت كرده و تحمل گرسنگی و تشنگی خصوصاً هوای گرم و روزهای طولانی برایش مشكل است اما در روزه خوردن و آشامیدن را كنار می گذارد و در طول یك ماه تمرین صبر می كند. در مقابل این سختی. كسی كه بتواند در مقابل این سختی صبر كند و به هدف خود كه همان روزه داری در این ماه و انجام فرمان الهی است برسد می تواند هر مشكل و سختی دیگر صبر كند و به هدف خود برسد. هم چنان كه یك ورزشكار و دونده در اثر صبر و تحمل و تمرین به جایی می رسد كه حدود 50 كیلومتر را بدون استراحت می دود. در حالی كه در روز اول شاید یك كیلومتر را نمی توانست بدود. روزه نیروی صبر و پایداری انسان را افزایش می دهد و منبع نیرو و قدرتی است برای انسان همچنان كه قرآن كریم می فرماید : وَ استَعینوا بِالصبرِ وَ الصلوه(22): از صبر كه به روزه تفسیر شده و از نماز كمك بگیرد. پیامبر گرامی اسلام نیز ماه رمضان را ماه صبر نامیده اند: شهرُ الصبرِ و انَّ الصبرَ ثوابه الجنهُ(23) رمضان ماه صبر و پاداش صبر بهشت است امام صادق نیز به همین ویژگی اشاره فرموده است: هر گاه برای كسی حادثه ای جانكاه پیش آمد، روزه بگیرد كه خدا فرمود است: وَاستَعینُوا بالصَّبرِ و الصَّلوهِ(24) 2-روزه عامل بازدانده از گناه یكی از آثار روزه كه قرآن به طور صحیح به آن اشاره كرده است ایجاد روح تقوی و بازدارندگی از گناه می باشد. چنانكه می فرماید: یا اَیُها الذینَ امنوا كُتِبَ عَلَیْكَمْ كَما كُتِبَ عَلَی الذّینَ مِنْ قبْلِكُمْ لَعَلَكُمْ تَتَّقونَ تقوی از ماده وقی است . وقی یعنی نگهداری متقی می باشد، یعنی خود نگهدار می باشد. تقوی به معنای عام برای هر انسانی كه در زندگی خود هدفی را دنبال می كند و مسلكی دارد. حتی اگر غیر مسلمان باشد لازم است، زیرا لازمه داشتن یك هدف معین و خط مشی مشخص این است كه به سوی یك هدف و یك جهت حركت كند. و از اموری كه با هواها و هوسهای آنی او موافق است اما با هدف و اصولی كه اتخاذ كرده منافات دارد پرهیز كند. تقوی در اصطلاح دین و شرع عبارت است از حفظ و ضیافت خود از انجام آنچه دین آن را حرام و زشت و ناپسند دانسته و ترك آن، كه البته جنبه ی نفی و اثبات دارد یعنی بعضی از كارها انجام آنها در نظر دین ناپسند است كه تقوی به ترك آنهاست و بعضی از كارها ترك آنها در نظر دین ناپسند است كه تقوی در انجام آنهاست مثل دروغ و نماز كه در مورد دروغ تقوی در ترك آن است و در مورد نماز تقوی در انجام و اقامه آن است. حال این حفظ و صیانت به دو صورت تحقق می پذیرد كه یكی نشانه ی ضعف و دیگری نشانه ی قوت می باشد. یعنی برای صیانت نفس از گناه یا باید از هر چیزی و هر محلی كه موجبات گناه و زمینه ی گناه است دوری و اجتناب كرد و به تعبیر دیگر پرهیز كرد. درست مثل انسانی كه می خواهد بدنش سالم باشد از هر محلی كه آلوده به میكروب بیماری هاست و از هر شخضی كه مبتلا به بیماری است پرهیز می كند، آن كسی هم كه می خواهد از آلودگی به گناه، سالم بماند از هر محلی و مجلسی كه گناه و معصیت در آنجا صورت می گیرد و از هر كسی كه گناه كار است و آلوده به گناه است دوری و اجتناب می كند. تا سالم و پاك بماند. غالباً خیال می كنند كه تقوی به این معناست و در ادبیات و اشعار نیز به این معنا اشاره شده مثلاً شاعری می گوید: بدیدم عابدی در كوهساری قناعت كرده از دنیا به غاری چرا گفتم به شهر اندر نیابی كه باری بند از دل بگشایی به گفت آنجا پری رویان نغرند چو گل بسیار شد پیلان بلغزند بابا طاهر عریان در اشعار خود می گوید: ز دست دیده و دل هر دو فریاد كه هر چه دیده بیند دل كند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد یعنی برای اینكه دل انسان به دنبال آنچه دیده نرود و به دنبال آن خود انسان، باید دو چشم را كوركرد. پس باید گفت كه انسان بسیاری چیزها را می شنود، سپس برای آن كه دل انسان به دنبال آن نرود باید خنجری نیز برای گوش خود بسازیم و دو گوش خود را كر كنیم و همین طور لامسه و بقیه حواس خود را و مثل آن كسی بشویم كه رفته بود شیری بر پشت خود خال كوبی كند تا سوزن اول بر پشتش كوبیده شد فریادش بلند شد و گفت: این چه جایی از شیر است! آن دلاك وكوبنده ی خال گفت كه مثلاً یال شیر است گفت یال نمی خواهد بار دیگر وقتی دلاك سوزن را فرود آورد فریادش بلند شد و پرسید این چه عضوی از شیر است دلاك گفت: دم شیر است. گفت دم نمی خواهد و ... دلاك گفت شیر بی یال و دم و اشكم كه دید این چنین شیری خدا هم نافرید یا معنای دوم و صورت دومی كه صیانت نفس از گناه بدان تحقق می پذیرد این است كه انسان از نظر روحی آن چنان قوی و نیرومند باشد كه حتی اگر پیشنهاد گناه به طور غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی هم بر او شد بتواند خود را حفظ كند در حقیقت طبق این معنا تقوی ملكه ای و نوری است باطنی كه انسان را از سقوط كردن در سیاه چال گناهان حفظ می كند. در آثار دینی به خصوص در نهج البلاغه تقوی به این معنا به كار رفته و در خطبه 112 می فرماید: انَّ تقویَ اللهِ حَمَتْ اولیاءَ اللهِ مَحارِمَه وَ اَلْزَمَتْ قلوبَهُم مَخفافَتَه حَتّی اَشهَرت لیالیهم و أَظهأََتْ هَواجِرَهُم یعنی تقوای خدا، دوستان خدا را در حمایت خود قرار داده و آنها را از تجاوز به حریم محرمات الهی نگه داشته است و خوف را ملازم دلهای آنها قرار داده است تا آنجا كه شبهای آنها را زنده و بیدار نگهداشته و روزهای آنها را قرین تشنگی «تشنگی روزه» كرده است. در این جمله ها با صراحت كامل، تقوی را به معنای آن حالت معنوی و روحانی ذكر كرده كه حافظ و نگهبان از گناه است و ترس از خدا را به عنوان یك اثر تقوی ذكر می كند از همین جا می توان دانست كه تقوی به معنای ترس نیست بلكه یكی از آثار تقوی این است كه ترس از خدا را در دل انسان زنده می كند. در خطبه ی 16 نهج البلاغه می فرماید: اَلا وَ اِنَّ الخَطایا خیلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیها اَهلُها و خُلِعَتْ لُجُمُها، فَتَقَمَّحَتْ بهم فی النّار اَلا وَ اِنّ التَقوَی مَطایا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیها اَهلُها وَ اَعطُوا اَزِّمَتَها فَاَوَرَدَتْهُم الجنه . یعنی مَثَل خلافكاری و زمام به كف هوس دادن مثل اسبهای سر كش و چموش است كه لجام را پاره كرده اند واختیار را تماماً از كف آن كه بر او سوار است گرفته اند و عاقبت آنها را در آتش می افكنند و مثل تقوی مثل مركبهای راهوار و مطیع و رام است كه مهار آنها در اختیار آن كسانی است كه بر آنها سوارند و آنها را وارد بهشت می سازند. در اینجا درست و با كمال صراحت، تقوی یك حالت روحی و معنوی كه از آن به ضبط نفس و مالكیت نفس می توان تعبیر كرد معرفی شده. ضمناً در اینجا حقیقت بزرگی بیان شده و آن این است كه لازمه ی مطیع هوا و هوس بودن و عنان را به نفس واگذاردن، ضعف و زبونی و بی شخصیت بودن است. انسان در آن حال نسبت به اداره ی حوزه ی وجود خودش مانند سواری زبون است كه بر اسب سركشی سوار است و از خود اراده و اختیاری ندارد. و لازمه ی تقوی و ضبط نفس، افزایش قدرت اراده و شخصیت معنوی و عقلی داشتن است. مانند سوار ماهری كه بر اسب تربیت شده ای سوار است و با قدرت فرمان می دهد و آن اسب به سهولت اطاعت می كند.(25) در خطبه ی 189 نهج البلاغه می فرماید: فَإِنَّ التَّقوی فِی الیَومِ الحِرزُ و الجُنَّهُ وَ فی غدا الطریقُ اِلیَ الجَنَّهّ. یعنی تقوی در دنیا به منزله ی حصار و بارو و به منزله ی سپر است و در فردای آخرت راه بهشت است. تقوی و آزادی كسانی كه با نام آزادی خو گرفته اند و دم از آزادی می زنند ممكن است تقوی را مخالف آزادی بدانند. زیرا انسان متقی هر كاری را انجام نمی دهد و هر حرفی رانمی زند. و هز غذایی را نمی خورد. در حالی كه باید گفت تقوی مصونیت است نه محدودیت و زندان. درست مثل خانه ای كه انسان آن را می سازد تا از سرما در زمستان و گرما در تابستان او را حفظ كند و هم چنین لوازم خانگی او را از خطر دزد حفظ كند و مثل لباس كه بدن را در مقابل گرما و سرما حفظ می كند و مایه ی زینت است و بدن را از آلودگی و كثیف شدن حفظ می كند آیا به خانه و لباس می توان گفت كه محدودیت و زندان است. تقوی نیز چنین است یعنی خطر را از انسان دفع می كند و انسان را از مخاطرات صیانت می كند و این تعبیر صیانت اتفاقاً در سخن ائمه ی معصومین وارد شده امیر المؤمنین در این زمینه می فرماید: اَلا فَصُو نُواها وَ تَصَوَّنُوا بِها(26)، یعنی تقوی را حفظ كنید و به وسیله تقوی برای خود مصونیت درست كنید. تعبیر لباس نیز دقیقاً در قرآن آمده آنجا كه می فرماید: و لِباسُ التَقوی ذلك خیرٌ لَكُمْ اجامه و لباس تقوی بهتر است برای شما.(27) تقوی نه تنها مخالف آزادی نیست بلكه موجب آزادی انسان است از هر رقیت و بندگی و بردگی زیرا انسانی كه این نیروی روحانی و معنوی در او نیست، برده و بنده ی هوا و هوس و شهوت و امیال خویش است. آیا ندیده ای آن جوانی را كه تابع شهوات خویش است و از این موهبت الهی بی نصیب است چگونه هم چون یك انسان اسیر كه هر كاری كه آن اسیر گوینده بخواهد انجام می دهد و به هر جا كه او بخواهد می رود، هر چه شهوات و امیال او حكم كند انجام می دهد و گاهی در جلو چشم دیگران حركات بسیار زشتی كه دور از عقل است را در راه ارضاء شهوات خود انجام می دهد یا لباس های بسیار زشت و مستهجن را می پوشد و .... در خطبه ی 228 نهج البلاغه امیر المؤمنین می فرماید: فَاِنَّ تَقوَی اللهِ مِفتاحُ سداد وَ ذخیرهُ معادٍ وَ عتقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَهٍ وَ نجاهٌ مِنْ كُلِّ هَلَكهٍ. یعنی تقوی كلید درستی و اندوخته ی روز قیامت است، آزادی است از قید هر رقیت، نجات است از هر بدبختی . تقوی در درجه اول و به طور مستقیم از ناحیه اخلاقی و معنوی به انسان آزادی می دهد و او را از قید رقیت هوا و هوس آزاد می كند و رشته ی حرص و طمع، خشم و شهوت و حسد را از گردنش بر می دارد ولی به طور غیر مستقیم در زندگی اجتماعی هم آزادی بخش انسان است آن كس كه بنده و برده پول و مقام است نه تنها خود نمی تواند از نظر اجتماعی آزاد زندگی كند بلكه همانطور كه در گذشته عده ای كه مطیع پول و مقام بودند آزادی دیگران را سلب می كردند و محصول كار و فعالیت آنها را در خدمت خود می گرفتند و آنها را به بردگی می كشیدند، امروز نیز آن كسی كه مطیع و برده ی پول و مقام است به اشكال دیگری و جدیدتری آزادی دیگران را سلب می كند و از حاصل دست رنج دیگران استفاده می كند مثل سرد مداران آمریكا كه حاضرند به خاطر منافع خود و نفت دیگر كشورها، انسانهای زیادی را بكشند و منافع آنها را به نفع خود بهره برداری كنند. مراتب تقوی تقوی درجات و مراتبی دارد. پایین ترین مرتبه آن این است كه از گناهان كبیره و اصرار بر گناهان صغیره اجتناب شود و عدالت به این مقدار از تقوی محقق می شود. عدالتی كه در امام جماعت و قاضی و شاهد و مرجع تقلید معتبر و شرط می باشد و اگر این مقدار از تقوی نباشد فاسق است اولئكَ هُمُ الفاسقونَ(28) مرحله ی بالاتر آن این است كه از انجام گناهان صغیره نیز اجتناب شود یعنی نه گناه كبیره انجام دهد و نه گناه صغیره. گناه كبیره مثل دورغ، غیبت، تهمت، ربا و .... و گناه صغیر مثل نگاه به نامحرم مرحله ی بالاتر این است كه علاوه بر ترك گناهان كبیره و صغیره از مكروهات نیز اجتناب و خودداری كند. مكروهات مثل غذای داغ خوردن یا با دست چپ غذا خوردن، چای خوردن و بعد از غذای چرب آب سرد خوردن و .... درجه ی بالاتر تقوی این است كه حتی مباح هم انجام ندهد یعنی در انجام مباحات قصد قربت و رضای الهی كند تا مستحب شود آن عمل مباح، كار مباح مثل راه رفتن، غذا خوردن، خوابیدن كه قصد می كند كه مثلاً غذا می خورد تا نیرو بگیرد و بتواند عبادت الهی را انجام دهد و خدمت به خلق كند. علامه ی حلی نقل می كند: كه خواجه نصیر الدین طوسی یازده سال عمل مباح انجام نداد و هر چه انجام می داد یا مستحب بود یا واجب(29) مرتبه ی بالاتر این است كه تقوی داشته باشد از غیر خدا، از توجه به غیر خدا، از غفلت از خدا. آثار تقوی تقوی در دنیا موجب روشن بینی و بصیرت انسان می شود چنانچه قرآن در این باره می فرماید: ان تَتَّقُ اللهَ یَجعلْ لَكُمْ فُرقاناً(30) اگر تقوی الهی داشته باشید خداوند برای شما قدرت تمیز و تشخیص می دهد. در آیه ی 282 سوره ی مباركه ی بقره می فرماید: و اتَّقوا اللهَ وَ یُعَلِّمُكُمُ اللهُ تقوای الهی داشته باشید و خداوند به شما می آموزد بعضی از مفسرین معتقدند كه ذكر این دو جمله پشت سر یكدیگر اشاره داد كه تقوی تأثیر دارد در این كه انسان مورد موهبت افاضه ی تعلیم الهی قرار می گیرد(31) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان از كتب اهل تسنن نقل می كند كه رسول اكرم فرمود: لَولا تَكَثُّرٌ فی كَلامِكُمْ وَ تَمریجٌ فی قلوبِكُم لَرَأَیْتُمْ ما اَری وَ لَسَمِعْتُمْ ما اَسْمَعُ(32) یعنی اگر زیاده روی در سخن گفتن شما و هرزه چرانی دل شما نبود هر چه من می بینم شما می دیدید و هر چه می شنوم می شندید. كلمه تمریج از ماده ی مرج است و به معنای چمن و سرزمین علفزار است كه هر چه حیوانی بتواند وارد آن شود و درآن راه رود یعنی علفزار بی در و پرچین، كنایه از این دل شما مثل علفزار بی در و بی حصاری است كه هر فكری به آن راه می یابد اما اینكه از نظر علمی چگونه تقوی موجب روشن بینی می شود. حضرت علی (ع) می فرماید: اَصدِقائُكَ ثُلاثهٌ و اعدائك ثلاثه فأَصدقائك: صَدیقُكَ وَ صَدیقُ صَدیقك وعدوُّ عدوِّكَ دوستان تو سه دسته اند و دشمنانتان هم سه دسته اند اما دوستانتان : دوست مستقیم تو، و دوست دوستت و دشمن دشمنت. و اعاژدائك: عدوّكَ وَ عَدوُّ صَدیقِكَ و صَدیقُ عدوِّكَ(33) و دشمنان تو عبارتند از دشمن تو و دشمن دوست تو، و دوست دشمن تو، طبق این حدیث امیر المؤمنین یك دسته از دوستان را دشمن دشمن انسان می داند كه این خود سری دارد چرا كه دشمن دشمن، موجب صرف نیروی دشمن انسان به سوی خود می شود و دشمن انسان به سوی خود می شود و دشمن انسان را به خود مشغول می كند و دشمن نمی تواند یا كمتر می تواند متوجه انسان شده و به او ضربه بزند و این خود نوعی كمك و مساعدت است. در وجود انسان نیز بین قوا و عزائر چنین تأثیر و تأثری وجود دارد كه برخی از قوا نیروی برخی دیگر را از بین می برند. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: صدیقُ كُلُّ امرءٍ عَقْلُهُ(34) دوست راستین هر كس عقل اوست. عقل همچون چراغی فرا روی انسان راه را از چاه به انسان نشان می دهد و تعبیری دیگر همچون پیامبر درونی به انسان فرمان می دهد اما این چراغ در صورتی نورافشانی می كند و راه را به انسان نشان می دهد كه گرد و غبار و مه اطراف آن را فرانگرفته باشد و مانع نور افشانی آن نشده باشد و یا در صورتی فرمان این پیامبر درونی به گوش جان انسان می رسد كه فریادهای مخالف بلند نباشد هوا و هوس یكی از این فریادها می باشد چنانچه پیامبر فرمود: اَعدی عَدوِّك نفسك الْتی بَینَ جَنبیكَ(35) بزرگترین دشمن تو نفس تو است. كه بین دو پهلوی تو قرار گرفته و علت این كه نفس بزرگترین دشمن است این است كه با عقل می توان به جنگ هر دشمنی رفت اما اگر دشمنی عقل انسان را بدزدد و نور آن را خاموش كند با چه سلاحی می توان به جنگ آن رفت حضرت علی (ع) درباره ی عجب و خود پسندی فرمود: عُجبُ المرءِ بنفسه اَحَدُ حُسّادِ عَقلِهِ(36). خودپسندی انسان یكی از اموری است كه با عقل وی حسادت و دشمنی می ورزد. درباره طمع فرمود اكثر مَصارِع العقولِ تَحتَ بُروِق المَطامِع(37) بیشتر زمین خوردنهای عقل آنجا است كه برق طمع جستن می كند. عجب و خوء پسندی و طمع نیز از دشمنان عقل به شمار می روند. جایی كه این فریادهای مخالف بلند باشد صدای عقل به گوش جان نمی رسد و در حقیقت حاكم این هواها و هوسها و طمع و .... هستند نه عقل همچون گوینده ای كه برای اینكه صدایش به شنوندگان برسد باید شنوندگان سكوت كنند و اگر هر كسی بخواهد برای خودش فریاد بزند صدای گوینده را خودش هم نمی شود و یا اگر در خانه ای زیبا گرد و غبار و مه زیاد باشد انسان نمی توان در و دیوار آن را ببیند چنانچه شاعر می گوید: حقیقت سرایی است آراسته هوا و هوس گرد برخاسته نبینی كه هر جا كه برخاست گرد نبیند نظر گرچه بیناست مرد اثر تقوی این است دشمن دشمن انسان است و به فرمایش امیر مؤمنان دشمن دشمن یكی از دوستان انسان است یعنی تقوی دشمن هوا و هوس و طمع و عجب می باشد ملكه تقوی كه آمد دشمن عقل را رام و مهار می كند و نمی گذارد اثر عقل را خنثی كند. اگر انسان در هر چه شك كند در این نمی تواند شك كند كه گاهی انسان عیوبی را در دیگران می بیند و بازگو می كند، عیوب دیگران را، در حالی كه آن عیب در خود او بیشتر است چه چیزی مانع از آن شده كه آن عیب را در دیگران ببیند و در خود نبیند یعنی چه چیزی باعث كوری و كری او نسبت به عیوب خود شده تنها چیزی كه باعث كوری و كری او شده عجب و خود پسندی و غرور او می باشد. ب)تقوی موجب گشایش در كارها اثر دیگر در دنیا حل شدن مشكلات و آسان شدن كارها و بیرون آمدن از تنگناها و مضایق است. قرآن كریم می فرماید: وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخرجاً.(38) هر كس كه تقوی الهی داشته باشد خداوند برای او راه بیرون شدن از شدائد قرار می دهد و در 2 آیه بعد می فرماید: وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ اَمرِهِ یُسراً هر كسی كه تقوی الهی داشته باشد خداوند یك نوع آسانی در كار او قرار می دهد. مضایق و تنگناهایی كه برای انسان پیش می آید دو گونه است. یكی تنگناهایی كه انسان در ایجاد آنها نقشی ندارد مثل تصادف قطارها و طوفانی شدن دریا و غرق شدن و زلزله ها، تأثیر تقوی در حل اینگونه تنگناها همچون استجابت دعا است. اما نوع دوم تنگناهایی كه در زندگی انسان پیش می آید تنگناهایی است كه اختیار انسان در ورود به آنها مؤثر است و در هنگام ورود نیز در خروج از آنها تأثیر بسیاری دارد. عمده گرفتاریهایی كه در زندگی انسان پیش می آید و زندگی انسان را تلخ و شقاوت آلوده می كند و سعادت دنیوی و اخروی انسان را سلب می كند ابتلائات سوء اخلاقی و اجتماعی است. در حقیقت این ابتلائات و گرفتاریها از ناحیه ی بزرگترین دشمن انسان به وجود می آید و آن دشمن كسی نیست جز هوای نفس انسان. هم چنان كه پیامبر اسلام فرمود: اعدی عدوُّكَ نَفسُكَ الّتی بَینَ جَنبیكَ . بالاترین دشمن تو نفس تو است كه بین دو پهلوی تو است. ابتلائات و مضایق و گرفتاریها در تاریكی معاصی و غبار هواهای نفسانی پیش می آید و تقوی به دلیل این كه اثر اول یعنی روشن بینی را داشت در تاریكی معاصی نیز راه خروج از آن تنگنا را به انسان نشان می دهد درست مثل هنگامی كه شخصی هنگام تب در اتاقی نشسته و یك مرتبه و ناگهان برق قطع شده و همه جا تاریك می شود این فرد اگر بخواهد از این تاریكی خارج شود چون چشمش جایی را نمی بیند با دیوار برخورد می كند و نمی داند كه درب اتاق كجاست اما هنگامی كه شمعی را روشن كند راه خروج و درب اتاق را پیدا می كند و به آسانی خارج می شود و این مشكل برای او آسان می شود. با آمدن تقوی تاریكی معاصی و هواهای نفسانی روشن می شود و غبار شهوات فرو می نشیند در نتیجه عقل راه صحیح را تشخیص می دهد. و همچنین تقوی موجب می شود كه انسان به جای این كه نیرو و وقت خود را صرف برآوردن امیال نفسانی و ارضاء شهوات نا مشروع كند. نیرو و وقت خود را صرف حل مشكلات و خروج از تنگناها كند. دشمن به دشمن آن نپسندد كه بی خرد با نفس خود كند به مراد هوای خویش امیر مؤمنان در خطبه ی 181 می فرماید: و اعْلَمُوا اَنَّه مَنْ یَتَقَّ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخرَجاً مِنْ الفِتنِ وَ نُوراً مِنَ الظُلَمِ. بدانید كه هر تقوی الهی داشته باشد خداوند برای او راه بیرون شدن از فتنه ها، و نوری به هنگام تاریكی قرار می دهد. حضرت یوسف آن هنگام كه برادران برای گرفتن گندم پیش عزیز مصر آمدند و گردن خود را كج كرده و با ذلت گفتند: یا اَیُّها العَزیزُ مَسَّنا وَ اَهْلَنَا الضُرُّ وَ جِئِنا بِبِضاعَهٍ مُزجاهٍ فَأوفِ لَنا الكَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلْینا(39) ای عزیز و ای مهمتر و خانواده مان بدبخت شده ایم و وجه ناقابلی برای خرید گندم با خود آورده ایم كیل تمام به ما بده و بر مسكینان تصدق كن تا این وقت خودش را معرفی نكرده بود در این وقت خواست خودش را به آنها بشناساند گفت: قالَ هَلْ عَلِمْتُم ما فَعَلْتُمْ بِیُوسفَ وَ اَخیهِ اِذْ اَنْتُمْ جاهِلُونَ(40)، گفت یادتان هست كه از روی جهالت و نادانی با یوسف و برادرش چه كردید همین كه این جمله را گفت كه آیا یادتان هست با یوسف و برادرش چه كردید آنها یكه خوردند وگفتند: قالوا أَأِنَكَ لَاَنْتَ یوسفُ(41). آیا تو یوسف هستی گفت: قالُ اَنَأ یوسفُ وَ هذا اخی قَدْمَنَّ اللهُ عَلَینا(42). بله من یوسفم و این هم برادرم است خداوند عنایت خاص خود را شامل حال ما گردانید. یعنی آنجایی كه بهترین و زیبا ترین زن مصر به من كه غلام و زیر دست بودم پیشنهاد و در خواست گناه كرده. من خودم را در پناه تقوی نگه داشتم و گفتم رَبِّ السجنُ اَحَبُّ اِلیَّ مِمّا یَدْ عُونَنی الیه(43)، پرودگار من، زندان برایم از آنچه مرا به آن فرا می خوانند دوست داشتنی تر است و بیشتر دوست دارم و این تقوی باعث نجات یوسف از آن بن بست و تنگنا شد. اّنَّهُ مَنْ یَتَقَّ وَ یَصْبِرْ فَإنَّ اللهَ لا یُضیعُ اَجَر المُحسنینَ(44) هر كس تقوی پیشه كند و صبر داشته باشد پس به درستی خدا اجر نیكوكاران را ضایع نمی كند. ج) تقوی ملاك قبولی اعمال هر عملی كه انسان انجام می دهد شرط قبولیش این است كه انسان متقی باشد یعنی تنها اعمال متقین قبول است. نه هر عملی كه هر انسانی انجام دهد خداوند متعال در سوره ی مائده آیه ی 27 می فرماید: اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مَنَ المُتَقینَ. خدا هر عملی را از متقیان می پذیرد. و سر آن این است كه انسان متقی اعمال نیك خود را با خلوص نیت كامل و رضای الهی انجام می دهند و همین امر سبب قبولی آن می شود. و اما آن كسی كه تقوی ندارد اعمال نیكش تنها صورت و ظاهر عمل نیك را دارد اما باطن آن كه نیت خالص است را دارار نیست و لذا عملش قبول نمی شود. مثل آن كسی كه در زمان امام صادق بود به آن حضرت خبر دادند كه فردی است بسیار نیكوكار و به فقرا و مساكین زیاد انفاق می كند. روزی امام صادق آن فرد را زیر نظر گرفت و دید رفت به در دكان نانوایی و تا نانوا مشغول درآوردن نان از تنور بود آهسته و به صورتی كه نانوا متوجه نشود سه قرص نان برداشت و آن را مخفی كرد و بعد به سه فقیر رسید و هر كدام را به یك فقیر داد. امام صادق نزد او رفت و از علت كار او جویا شد. آن مرد گفت مگر قرآن نخوانده ای و این آیه را كه می فرماید: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ اَمثالِها هر كس كار نیكی كند خداوند ده برابر به او پاداش می دهد وَ مَنْ جائَ بِالسَّیئَه فلا تُجزی(45) اِلّا مِثلَها و هر كس كار بدی انجام دهد تنها همان مقدار مجازات می شود پس من سه كار نیك كرده ام كه پاداش آن 30 حسنه است و سه سیئه انجام داده ام. نتیجه این كه 27 حسنه برایم ثبت می شود. امام فرمود: اِنَّما یَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَقینَ(46)، یعنی پاداش ده برابر تنها به كسی داده می شود كه متقی باشد. د) آمرزش و بخشش گناهان گذشته تقوی موجب بخشش گناهان گذشته و محو و پاك شدن آنها می گردد. انسان متقی خود را گناهكار می داند حتی اگر فقط مكروهی انجام داده باشد یا عملی كه از اخلاق شایسته نیست انجام داده باشد همین امر او را وادار به توبه و در نتیجه آمرزش گناهان می كند. امیر مؤمنان و فرزندان معصوم او با مقام عصمت هنگامی كه به درگاه خدا مناجات می كردند از خدا درخواست بخشش و استغفار می كردند به همین صورت انسان متقی نیز خود را گناهكار می داند و به درگاه خدا استغفار كرده و توبه می نماید. خداوند می فرماید: یا اَیُّهَا الذینَ امَنوا اِنْ تَتَقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرقاناً وَ یُكَفِر عَنكُمْ سیئاتِكسمْ وَ یَغْفِرْ(47) لَكُمْ ای كسانی كه ایمان آورده اید اگر تقوی داشته باشید خدا به شما فرقان « قوه ی تمیز حق از باطل و تشخییص راه سعادت از شقاوت» می بخشد و گناهان شما را می پوشاند و شما را می آمرزد. در این آیه به صراحت بیان شده كه آنچه موجب می شود كه خداوند گناهان انسان را ببخشد و بیامرزد تقوی می باشد. 3- روزه و قناعت قناعت از صفات پسندیده و نیك اخلاقی است و نقطه ای مقابل و ضد آن طمع می باشد. طمع در لغت به معنای حرص به چیزی(48)، چشم داشت، فریفته بودن و مال دوستی است و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از توق داشتن در مال مردم و به عبارت دیگر به خدا و خود متكی نبودن و به آنچه دارد قانع و راضی نباشد و همیشه احساس كمبود و نقصان در زندگی كردن و از این وضع گلایه داشتن این رذیله ی اخلاقی می باشد و آثار زیانباری به دنبال دارد. و قناعت در لغت یعنی راضی بودن به آنچه قسمت و روزی انسان است(49) یا راضی بودن به قلیل و كم و قناعت(50) در اصطلاح : حالتی است برای نفس كه موجب اكتفا كردن به حد نیاز و حاجت می شود به عبارت دیگر انسان قانع به خدا متكی است و به آنچه به او داده راضی و خشنود است و با عزت نفس و آبرو داری به سر برده و چشم به دست دیگران ندوخته است و از نداشتن امور مادی اندوهگین و حسرت زده نمی باشد. ارزش و فواید قناعت انسان اگر به آثار و نتایج قناعت پی ببرد میل و رغبت او به كسب این صفت پسندیده زیاد می شود. آثار قناعت الف) قناعت باعث عزت و سر بلندی همه ی انسان ها عزت و سربلندی را دوست دارند. قناعت موجب عزت و سربلندی انسان در چشم مردم می گردد و در مقابل طمع موجب ذلت و خواری انسان در نظر مردم می گردد. امام علی (ع) می فرماید: كَفی بِالقَناعِهُ مُلكاً وَ بِحُسنِ الخُلقِ نَعیماً وَ سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالی: فَلَنُحیِیَنَّهُ حیاهً طیبهً(51) . فقال هِیَ القَناعه آدمی را قناعت برای دولتمندی و خوش خلقی برای فراوانی نعمتها كافی است. از امام سؤال شد تفسیر، آیه ی فَلَنُحیِیَنَّهُ حیاه طبیبه چیست؟ فرمود قناعت است. سعدی می گوید: قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را قناعت كن ای نفس بر اندكی كه سلطان و درویش بینی یكی چو سیراب خواهی شدن ز آب جوی چرا ریزی از بهر برف آبروی ب) قناعت مال تمام نشدنی و بی نیازی واقعی فقر و احتیاج چیزی است كه همه از آن نفرت دارند و غنی و بی نیازی چیزی است كه همه آن را دوست دارند بسیاری از مردم چون غنی و بی نیازی را در پول و ثروت و امور مادی و تجملات می بینند سعی و تلاش می كنند تا با فراهم كردن این امور خود را غنی و بی نیاز سازند در حالی كه این امور خود موجب نوعی نیازمندی و احتیاج است یعنی برای اداره و حفظ اینها از گزند دزد و بقیه ی خطرات به چیزهای دیگری و یا حتی به دیگران نیازمند می شوند مثل این كه هر گاه شخصی ثروتمند بخواهد به مسافرتی برود برای حفظ خانه و اموالش نیاز به افراد دیگر پیدا می كند. اما آنچه موجب بی نیازی انسان می شود قناعت است. قناعت و سازگاری به آنچه برای انسان فراهم شده و احتیاجات ضروری او را برآورده می كند. حضرت علی (ع) می فرماید: القناعتُ مالٌ لا یَنفَدُ(52) قناعت مالی پایان ناپذیر . هم چنین آن حضرت می فرماید: الغِنی الْاَكبرُ اَلْیَأسُ عَما فی اَیدی الناسِ(53) برترین بی نیازی و دارایی نومیدی است از آنچه در دست مردم است. شاعر می گوید: به قناعت كسی كه شاد بود تا بود محتشم نهاد بود و آن كه با آرزو كند خویشی افتد از خواجگی به درویشی ج) قناعت باعث آسایش خاطر و آرامش روان بیشتر مردم آسایش و راحتی تن و روان را در تحصیل مال و ثروت و تجملات و كسب مقام می دانند در حالی كه مال و ثروت نه تنها باعث آسایش و راحتی نیست بلكه باعث ترس و اضطراب انسان می گردد ترس از دزدیده شدن آن و .... و تنها قناعت و اكتفا كردن به قدر نیاز باعث آسایش خاطر و آرامش روان است. حضرت علی (ع) می فرماید: لاكَنزَ اَغنی مِنَ القَناعَهِ وَ لا مالَ اَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ للرِّضی بِالقُوتِ وَ مِنَ اقْتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الكَفافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرّاحَهَ، وَ تَبَوَّأَ خَوضَ الدَّعهِ و الرَّغبَهُ مِفتاحُ النَّصبِ مَطِیَّهُ التَّعَب(54) . هیچ گنجی بی نیاز كننده تر از قناعت و هیچ مالی در فقر زدایی، از بین برنده تر از رضایت دادن به روزی نیست و كسی كه به اندازه كفایت از دنیا بهره مند باشد. به آسایش دست یابد و آسوده خاطر گردد، در جالی كه دنیا پرستی كلید دشواری و مركب رنج و گرفتاری است. گفت پیغمبر چیست جز گنج روان گنج را تو وا نمی دانی ز رنج این قناعت نیست جز گنج روان تو مزن لاف ای غم و رنج و روان در جایی دیگر می گوید: چو قناعت را پیمبر گنج گفت هر كسی را كه رسد گنج نهفت د) قناعت باعث حریت و آزادی قناعت باعث آزادی فكری و روحی انسان شده و سبب استقلال انسان است هم چنانكه سبب بردگی می شود امیر مؤمنان می فرماید: استغنِ عَمَّنْ شئتَ تكن نَظیره(55) ( با قناعت) خود را از هر كسی بی نیاز گردان تا در « شخصیت و آزادگی» نظیر او گردی بنابراین وقتی انسان به آنچه دارد راضی و قانع باشد و چشم داشتی به دیگران نداشته باشد. آزادانه رفتار می كند و آزادانه سخن خود و نظر خود را بیان می كند. ابوذر از صحابه امیر المؤمنین است فردی كه پیامبر درمورد او فرمود: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نیفكنده و اگر كسی زهد عیسی بن مریم را می خواهد ببیند، ابوذر را ببیند. در زمان خلافت عثمان به تبعیضاتی كه در بیت المال روا می داشت و بقیه ی اعمال ننگین او اعتراض می كرد. عثمان برای خاموش كردن فریاد اعتراض او دو نفر را شبانه مأمور كرد كه دویست دینار به در خانه ی ابوذر برده و به او بدهند. وقتی این دو نفر به در خانه ی ابوذر آمدند. ابوذر پرسید به هر مسلمانی دویست دینار می دهید گفتند نه این مخصوص تو است . ابوذر در جواب گفت : من به این پولها نیازی ندارم گفتند ما كه در خانه ی تو چیزی نمی بینم گفت: من ولایت علی و اهل بیت او را كه پاك هستند دارم لذا « از هر كس و هر چیز» بی نیازم و بدین ترتیب قناعت ابوذر باعث شد تا بتواند آزادانه سخن خود را بگوید. در اسلام دنیا و نعمت های مادی آن هدف نیست بلكه وسیله ای برای تكامل معنوی و سعادت جاوید می باشد. روزه به انسان می آموزد كه باید از نعمتهای دنیا به قدر حاجت و رفع نیاز قناعت و اكتفا نموده و انسان را از غرق شدن در مادیات می رهاند و تمرین عملی می باشد برای قناعت. 4-روزه و آمادگی برای دعا روزه و رمضان باعث پاك شدن انسان از آلودگی ها و رجس گناهان و پلیدی ها شده و باعث تلطیف روح و روان انسان شده و انسان آمادگی پیدا می كند برای دعا و مناجات با خدا بی سبب نیست كه پیامبر می فرماید: دعائكم فیه مستجاب(56) دعای شما « روزه داران» در این ماه مستجاب است درباره ی دعاء بحث های فراوانی مطرح است از جمله این كه حقیقت دعا چیست؟ دعا موجب سستی و تنبلی نمی شود؟ شرایط استجابت دعا چیست؟ كه هر كدام را باید در جای خود پاسخ داد اما آنچه مسلم است این است كه دعا كردن با قلب پاك شده از گناهان و با زبان پاك از آلودگی ها و معاصی به هدف اجابت نزدیكتر است. هم چنانكه در حدیث آمده كه خدا را با زبانی كه با آن معصیت نكرده اید، بخوانید و دعا كنید. زیرا ابزار گناه و نافرمانی نمی تواند سبب استجابت دعا شود.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic