تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب مصابحه های قرانی
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی

«من اعتقاد دارم اگر ما بخواهیم بنیه دینی، اعتقادی و تربیتی را عمق بخشیده، مشکلات اخلاقی نسل جوان را کم کنیم، بایستی تعلیم و آموزش قرآن را از دوران ابتدایی در قالب یک کار تربیتی شروع کنیم».

مدّتها پیش که گفتگویی با معاونت محترم پرورشی وزارت آموزش و پرورش داشتیم، ایشان با بیان جمله فوق به نقش فوق العاده قرآن در ساختن شخصیت جوان اشاره کردند و خبر از برنامه‌هایی دادند که گسترش آشنایی با قرآن توسط دانش آموزان را به همراه دارد. اخیراً با خبر شدیم، با تلاش و کوشش وسیعی که در سطح آن وزارتخانه انجام گرفته، بیش از 500 مرکز دارالقرآن در سراسر کشور راه اندازی شده است. بر آن شدیم در گفتگویی کوتاه با جناب آقای عبادی از چگونگی کار، اهداف و برنامه‌های آن مراکز جویا شویم.

* جناب آقای عبادی باخبر شدیم که در تابستان امسال، مراکز دارالقرآن الکریم در سراسر کشور به صورت رسمی راه اندازی شد لطفاً بفرمائید از چه زمانی به فکر بودید و الان در کجای کار هستید؟

من در مصاحبه‌ای که با مجله داشتم گفتم؛ به اطلاع رساندم که: تعداد محدودی دارالقرآن در سطح کشور فعال شده است و در صدد هستیم این مراکز را گسترش دهیم. با عنایت و یاری خداوند، در مدت دو سالی که این کار را شروع کرده‌ایم و بیش از 500 مرکز دارالقرآن در سطح کشور راه اندازی شده است و توانسته‌ایم تا اندازه‌ای به وعده خود عمل کنیم. و اولین دوره آموزشی مدیران مذکور در تابستان 79 بمدت 4 روز با پیام وزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای مظفر انجام شد.

* مراکز دارالقرآن کریم زیر نظر چه قسمتی از وزارت آموزش اداره می‌شوند؟

دار القرآن‌ها در اصل غیر دولتی است اما تحت نظارت معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش کار می‌کنند، در عین حال باید بگویم که ما مدیون تلاش‌های همه جانبه بخش‌های مختلف آموزش و پرورش در اجرا و ستاد هستیم. به نظر من راه اندازی دارالقرآن‌ها کار بسیار برجسته‌ای است که در کارنامه دوستان امور تربیتی ثبت شده است. کسانی که در کار آمدی نهاد امور تربیتی تردید دارند؛ همین یک اقدام دلیل بر حقانیت و تأثیر گذاری این مجموعه است؛ یعنی در ظرف کمتر از 2 سال 500 مرکز دار القرآن راه اندازی و تاکنون توانسته‌اند بیش از 200 هزار نفر را تحت پوشش داشته باشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

سیره عالمان راستین و حاملان ارزشهای دین، بهترین الگوی جوانان مسلمان است. رفتار فردی و اجتماعی آنان که پایبند و دلباخته تعالیم الهی‌اند، آینه تمام نمای انسان مطلوب اسلام است. در این میان علامه سیدمحمد حسین طباطبایی چون ستاره‌ای فروزان در کهکشان نیکان می‌درخشد. آن رادمرد نه تنها با تألیف تفسیر بی‌نظیر المیزان در شمار رجال طراز اول تشیع محسوب است که با سیره تربیتی خود الگوی برتر انسان پرورش یافته دین را جلوه‌گر ساخته است. اینک برای یادآوری آن ارزشها و درس‌آموزی از این سیره تربیتی به پای صحبت سرکار خانم طباطبایی، فرزند علامه می‌نشینیم.

با تشکر از اینکه درخواست ما را پذیرفتید، لطفاً ضمن معـرفی خـودتان از انس مرحوم علامه طباطبایی با قرآن برای جوانان مطالبی بفرمایید.

خانم طباطبایی: من نجمه طباطبایی، دختر علامه طباطبایی و همسر شهید آیت اللّه قدوسی و مادر شهید محمد حسن قدوسی هستم. امیدوارم بتوانم مطالب آموزنده‌ای از زندگی پدرم نقل‌کنم.

زمانی که مرحوم علامه از تبریز به قم آمدند، من شش ساله بودم و از همان سالها به یاد دارم که پدرم بسیار با قرآن مأنوس بود. در واقع سخنانش، نشست و برخاستش، همه و همه قرآنی بود. با قرآن بیدار می‌شد و با قرآن می‌خوابید. از اول صبح با صدای قرآن ایشان از خواب بیدار می‌شدیم. ظهر که از درس و بحث روزانه باز می‌گشتند، اوّل نمازشان را می‌خواندند و تا بر سرسفره نهار آماده شویم، آهسته و از حفظ قرآن می‌خواندند. شبها هم موقع خواب مقید بودند حتماً قرآن خوانده شود.

آیا انس ایشان با قرآن صرفاً یک مسأله شخصی بود یا در جمع خانواده هم قـرآن حضور داشت.

خانم طباطبایی: به هیچ وجه مسأله شخصی نبود. قرآن در خانه ما جریان داشت. پدرم می‌گفتند: قرآن باید همیشه زنده و تازه باشد. نه اینکه در کنج فراموشی بماند. صبحها که من و خواهرم از خواب برمی‌خاستیم، پدرم را در حال قرآن خواندن می‌دیدیم. او ما را روی پای خود می‌نشاند و در آغوش می‌فشرد و در همان حال با صدای بلند و دلنشین قرآن می‌خواند. ما با قرآن می‌خوابیدیم و برمی‌خاستیم و انس با قرآن در خانه ما عادت شده بود. ایشان همه ما را هم توصیه می‌کردند که با قرآن مأنوس باشیم. یکی از بستگان در خواندن قرآن قدری غلط داشت و می‌گفت: اگر قرآن بخوانم ممکن است غلط شود. پدرم می‌فرمود: قرآن غلط خواندنش هم خوب است. نگذارید یاد قرآن در دلتان کهنه شود. همچنین ایشان هر گاه در منزل فرصتی پیش می‌آمد، مطالبی از قرآن را برای ما بازگو می‌کردند، گاه در موقع صرف صبحانه یا نهار؛ چنانکه بعضی وقتها حرفشان را با تعبیر یا آیه‌ای قرآنی بیان می‌کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

قرآن کتاب زندگی و آموزه‌های آن، برنامه‌ی سلوک اجتماعی‌ـ فردی انسان و راهی به سوی مقصد والا و مقصود اعلاست. مؤمنان و عالمان هوشمندی که در عینیت جامعه حضوری جدّی داشته‌اند و چون از این منظر به قرآن نگریسته‌اند، در رسیدن به مقصود و رهیدن از تنگناها، از قرآن و تعالیم آن فراوان بهره برده‌اند.

به دیگر سخن توان گفت، آنان که درگیر بوده‌اند (درگیر با مسایل سیاسی‌ـ اجتماعی و فرهنگی‌ـ تربیتی) از قرآن که برنامه زندگی است و آیین‌نامه انقلاب و حرکت، بیشتر بهره گرفته‌اند.

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی از عالمان و دانش‌آموختگان حوزه است که در «عینیت جامعه» حضور جدی داشته و در میدان درگیری جلوه‌ای ستودنی ـ‌و این بُعد از زندگی ایشان مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشدـ او در این حضور و درگیری است که به قرآن می‌رسد.

کاوشهای او و بهره‌گیریهای او از این منبع نورانی، خواندنی و شنیدنی است.

در دیداری، مسؤولان و بانیان «بشارت» فرصت را مغتنم داشتند تا فرآیند اندکی از حضور و زندگی «در سایه قرآن» و همگامی با آموزه‌های آن را که آن بزرگوار در زندگانی داشته است را فراگیرند و گزارش کنند، که بی‌گمان سودمند و کارآمد خواهد بود و اکنون این شما و آنچه در آن فرصت کوتاه ما را ارمغان شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها : ضمن تشکر از جناب‌عالی که دعوت ما را پاسخ دادید، در آغاز قدری از سابقه انس خودتان با قرآن بفرمایید. ـ ‌آشنایی من با قرآن، بیشتر به دوران طفولیت باز‌می‌گردد. پدرم خیلی با قرآن مانوس بود ـ البته ایشان یک دانشمند قرآن شناس نبود، ولی در حدود تحصیلات مقدماتی‌اش در قرآن کار کرده بود ـ و ما در خانه به قرآن علاقه‌مند شدیم. در همان اوّل طلبگی به فکر حفظ قرآن افتادم‌ـ البته آن موقع حفظ قرآن مرسوم نبود‌ـ امتحانی هم پیش مرحوم آیت‌الله بروجردی(ره) دادم که منجر به جایزه گرفتن از ایشان شد و این عمل مرا بیشتر به قرآن نزدیک کرد‌ـ بالاخره تشویق خیلی موثر است، مخصوصاً برای جوانان‌ـ ایشان هم به من جایزه دادند و هم شهریه برایم مقرر کردند. همیشه یکی از دعاهایم توفیق حفظ قرآن بود، مثلاً در حرم یا در مواقع اعتکاف و یا در جوانی که به مکّه مشرف شدم، همیشه و هرجایی که فکر می‌کردم محل استجابت دعاست، یکی از خواسته‌هایم این بود که بتوانم قرآن را حفظ کنم ـ‌البته به تلاش خود فرد هم بستگی دارد ـ و من باید همّت می‌کردم، فکر می‌کردم خیلی مشکل است و احتیاج به لطف خاص خداوند دارد. به چه مقدار از حفظ قرآن کریم موفق شدید؟ ـ توفیق پیدا کردم که بیست جز از اوّل و پنج جز از آخر را حفظ کنم، یعنی بیست و پنج جز را حفظ کردم و قدری هم به صورت پراکنده؛ ولی متاسفانه برایم نمانده است و نتوانسته‌ام آن را نگهدارم. در زندان که بودم حفظ می‌کردم و تکرار می‌کردم، ولی بعد که مشغول کار شدم دیگر نتوانستم. در واقع مسایل گوناگون مانع شد. ‌در دوران مبارزه و بعد از آن، در حاکمیت بر اداره کشور چقدر قرآن در کار شما حاضر بود؛ چقدر به قرآن اتکا و از آن استفاده می‌کردید؟ ـ در دوران مبارزه قرآن برای ما خیلی مهم بود. در واقع انرژی خود را از قرآن می‌گرفتیم و هیچ‌چیز به اندازه قرآن برایمان انرژی‌بخش نبود. نهج‌البلاغه، روایات و کتب تاریخی ـ‌خصوصاً‌تاریخ شهادتهاـ جای خودشان را دارند، ولی نسبت به قرآن احساس اثر فوری می‌کردیم. مخصوصاً آیاتی که به مجاهده، مبارزه، صبر، تحمل و ایثار مربوط است، بسیار سازنده است ـ‌گمان می‌کنم بقیه مبارزان اسلامی هم این‌گونه بودند‌ـ مسأله دیگر که برای ما مهم و اساسی بود، این بود که آن زمان تردیدهایی وجود داشت که خیلی جدّی بود. علما درباره‌مبارزه یک موضع واحد نداشتند و ما هم حق خودمان نمی‌دیدیم که داور میان علما باشیم؛ فقط می‌دیدیم فلان شخصیت ـ‌که به او احترام هم می‌گذاریم‌ـ مبارز نیست، ولی دیگری مبارز است. گاه می‌دیدیم که همدیگر را تخطئه می‌کردند و این برای ما که آماده می‌شدیم تا مشکلات را تحمل کنیم و حتی جانمان را هم بدهیم، آزار دهنده بود. وقتی می‌توانستیم فهم خودمان را با قرآن تغذیه کنیم، راحت می‌شدیم. یک چیزی را که از قرآن می‌فهمیدیم ـ‌در حد مقدورمان‌ـ تحقیق می‌کردیم، تفاسیر را نگاه می‌کردیم، تا ببینیم درست فهمیده‌ایم یا نه. این‌گونه کارکردن ما را به قرآن خیلی نزدیک می‌کرد. بنده خودم مشکلات فکریم را بیشتر با قرآن حل می‌کردم و خیالم هم راحت بود. بر طبق فهم خودم ـ‌که برای خودم حجّت است‌ـ نظر قرآن را دریافته بودم، تردیدی که دیگران ایجاد می‌کردند، در من تأثیری نداشت. مگر اینکه در مبنای فهم اثر می‌گذاشت که آنهم آسان نبود. این در بیرون زندان بود. در زندان آسان‌ترین کار انس با قرآن بود. زندان‌بانها و ساواکی‌ها از دادن هر چیزی و هر کتابی امتناع می‌کردند و همه‌چیز را با شک نگاه می‌کردند، ولی با قرآن کاری نداشتند. قرآن را همان روزهای اوّل می‌دادند. اگر آدم می‌خواست بخواند، قرآن به راحتی پیدا می‌شد. خوب آن ابعاد معنوی و الهی قرآن در زندان خیلی مؤثر است، در زندان وقت ما صرف انس با قرآن می‌شد. آن تنهایی و فراغت در زندگی معمولی به دست نمی‌آید و من که نتوانستم چه قبل از زندان و چه بعدش حالت قرب و انس با قرآن را هیچ وقت به اندازه دوران زندان در خودم ایجاد کنم ـ‌شاید خیلی‌ها در این جهت از من قوی‌تر بوده‌اند و توانسته باشند که من خبر ندارم‌ـ تجربه خودم این بود که قرآن مرا حفظ کرد و در مشکلات و از تردیدها نجات داد و در مسیر درست و صراط مستقیم خود نگه داشت. لذا من همه‌هستی خودم را مرهون قرآن می‌دانم. در دوران مسؤولیت، تحیرها بیشتر می‌شود. آدم هر روز با دو بلکه چند راهی مواجه است و باید انتخاب کند. انتخابها هم از نوع قبلی نیست. الان باید جوابگوی خلق باشیم، مال مردم، زندگی مردم، جان مردم و خیلی چیزهای دیگر مطرح است. آشنایی با قرآن در تصمیم‌گیری‌ها و رفع تحیرها و دودلی‌ها به یک مسؤول خیلی کمک می‌کند. آیا به طور مشخص می‌توانید بیان کنید که در کجاها و چگونه قرآن به کمک شما آمده و راهنمایی کرده است؟‌ ـ من الان در آن فکر نیستم که یک مورد معین را ذکر کنم، ولی تقریباً‌قرآن همیشه این طوری است؛ یعنی ما در بحث‌هایی که می‌کنیم از قرآن الهام می‌گیریم، مثلاً‌در جلسات مشورتی که برای تصمیمات مهم داشتیم، گاهی امام هم نظر روشنی نمی‌دادند و به خودمان واگذار می‌کردند، ما هم می‌رفتیم به سراغ برداشتهای خودمان از اسلام. مثلاً‌در زمان جنگ، گاهی سؤالات آزار دهنده‌ای پیش می‌آمد. با توجه به اینکه جنگ بین دو کشور مسلمان بود و تلفات جنگ مجموعاً‌از جیب جامعه اسلامی می‌رفت و به نفع دشمنان اسلام بود. سؤالاتِ عجیب و غریبی پیش می‌آمد. اگر کسی می‌خواست با منطق اسلام کارش را توجیه کند، انتخاب راهی که بتواند در آن ثابت قدم باشد و با خیال راحت بتواند حرکت کند، مشکل بود. باید دعوت به جهاد و آن هزینه هایی که می‌کردیم، بر خلاف رضای خدا نباشد. گاهی با خود می‌گفتیم: امام فرمانده جنگ است، رهبری و سیاست مال ایشان است، ما هم سربازیم، این آسان بود. هر کس با خیال راحت وارد کار می‌شد. ولی اگر کسی می‌خواست منطقاً‌هم توجیه شود که اشتباه نمی‌کند، کار مشکلی بود. من در زمان جنگ، خیلی جاها مسأله‌ام را با قرآن حل کردم، آخرش هم که خواستیم به صلح برسیم، این‌گونه بود. ‌شما دو دوره را پشت سر گذاشته‌اید، در یک دوره با حاکمان مملکت و مدیران کشور مبارزه می‌کردید و در دوره بعد خودتان مدیر کشور شدید؛ چه تفاوتی میان فهم و برداشتتان از قرآن در این دو دوره احساس می‌کنید؟ آیا وقتی که به پشت سر نگاه می‌کنید، تغییری در نگاهتان به قرآن می‌یابید؟ به نکته یا تفسیر جدیدی رسیده‌اید؟ ـ البته در میدان عمل، آدم تفاوتهای اساسی را می‌تواند بفهمد؛ مثلاً من در دوران مبارزه، زیاد به فکر موفقیت مادی نبودم، روحیه حاکم بر ما انجام وظیفه بود. فکر می‌کردیم ما باید از دین خدا دفاع کنیم و آن خداوند است که مشیت خودش را اجرا می‌کند. این یک طرز فکر بود. امّا در زمان مسؤولیت‌های اجرایی یک چیز دیگر هم اضافه شده بود ـ‌با همان روحیه‌ـ و آن این بود که ما اگر مسایل مادی و محسوس را در حرکتمان در سطح جامعه اسلامی لحاظ نکنیم، معلوم نیست رضایت خداوند را جلب کرده باشیم. هر چند باز هم مطمئن هستیم که اگر وظیفه‌مان را انجام دهیم، پیش خدا سرافرازیم و برایمان حجّت است؛ اما تشخیص وظیفه فرق می‌کند، اینجا فقط وظیفه این نیست که یک حرکتی بکنیم و بقیه را به مشیت خدا واگذاریم، باید برنامه‌هایمان را جوری اجرا کنیم که جامعه اسلامی ساخته شود، این‌گونه نیست که ما کار خودمان را بکنیم و بگوییم خداوند خودش درست می‌کند، باید حساب کنیم و ببینیم اصلاً‌این کار وظیفه هست یا نه. آنجا که مبارزه می‌کردیم کار آسانتر بود، اینجا قدری دشوارتر است. باید با واقع بینی ببینیم که محصول کار چیست و اصولاً‌وظیفه را با توجّه به حاصل کار باید تشخیص بدهیم. ‌یعنی باید برای ساختن این جهان و اداره‌زندگی این جهانی و بدست آوردن نتایج این جهانی هم از قرآن استفاده کرد و اصولاً‌قرآن به ما در بدست آوردن حاصل این جهانی کمک می‌کند؟ ـ اینکه قرآن کمک می‌کند، بحث دیگری است. من می‌خواهم بگویم، برداشت تفاوت می‌کند. یک‌وقت می‌گفتیم: ما وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم هر چه بادا‌باد. اما حالا در تشخیص تکلیف مشکل پیدا می‌کنیم. آیا این کار خاص تکلیف ما هست یا نه؟ مثلاً در زمان جنگ ـ‌یا هر مشکلی که پیش می‌آید‌ـ می‌خواهیم از اسلام دفاع کنیم. آیا تکلیف این است که ما خودمان را راضی کنیم و بگوییم دفاع کردیم یا باید یک راه دیگری انتخاب کنیم؟ بین خیلی مرسوم است که می‌گویند: ما داریم برای خدا و دین خدا کار می‌کنیم. ولی باید پرسید که مصداق برای خداوند کارکردن چیست؟‌پیدا کردنش دشوار است و باید توأم با کارشناسی باشد. نمی‌شود مثل سابق بگوییم که تشخیص داده‌ایم باید مبارزه کنیم. امروز باید روزانه برنامه اجرا کنیم، الان باید با کارشناسی ببینیم که آیا داریم بهترین کار را می‌کنیم یا نه؟ کارشناسی باید منظم باشد و تشخیص موضوع، بسیار مشکل است. ‌البته مبنای تشخیص موضوع نیاز به کارشناسی دارد ولی آیا قرآن به این تشخیص موضوع‌ها و گره‌گشایی‌های مصداقی هم کمک می‌کند؟‌ ـ من از این جهت، هیچ وقت به قرآن نگاه نمی‌کردم که از قرآن بفهمم، ما باید الان این جور بجنگیم یا ‌جور دیگر. از قرآن بفهمم باید آن برنامه را اجرا کنم یا این را، اینها نیست. پس فقط از قرآن می‌توان چارچوب‌ها و خط مشی‌های کلّی را گرفت؟ ـ بحث بر سر این است که ما باید با ضوابط قرآنی بفهمیم و تشخیص بدهیم که، آیا این کاری که انجام می‌دهیم همانی است که باید بشودیا نه؟ و این تشخیص موضوع در زمان مسؤولیت خیلی دشوارتر از زمان مبارزه است و اگر بخواهیم مبانی فرهنگ اسلامی مبدأ حرکت فردای جوانهایمان باشد، اول باید جوابهای مشخص کارشناسانه منطبق با واقعیت‌های زندگی را از آن بیرون بیاوریم، بعد اختلافات هم قابل تحمل است. همانطور که در مسایل حقوقی و قوانین، اختلافات قابل تحمل است. ‌با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید اگر در پایان راجع به بشارت و کارهای قرآنی مطلبی هست بفرمایید. ـ من هم از شما متشکرم. من به این‌گونه کارها علاقه‌مندم، گمان می‌کنم در گذشته روی قرآن کم کار شده است. قرآن دریایی است که به عمقش نمی‌رسیم؛ بنابراین هر چه کار بشود، کم است و بنده از کارهای متنوع قرآنی استقبال می‌کنم. البته الان وضع خوب است، چند سالی است که توجه به قرآن در جامعه زیاد شده است. هر چند یک قدری سطحی است، در حد همان قرائت و حفظ و اینهاست، ولی بالاخره از همین کارهای سطحی بعضی‌ها به عمق می‌روند. باید تلاش کنید تا با استفاده از این فضا، فرهنگ قرآن را در مردم تعمیق بدهید، یک کار ماندگار و سازنده‌ای بشود و امیدوارم موفق باشید.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

حوزه : با تشکراز حضرت عالی که قبول زحمت فرمودید و مصاحبه مجله ما را پذیرفتید، خواهشمنداست ، شخصیت علمی و جامعیت مرحوم آیه الله بروجردی ر، به طور فشرده بیان فرمایید.

استاد: مرحوم آیه الله العظمی بروجردی ،از شخصیتهای نادری بود که تاریخ شیعه در شرایط خاصی ، نظیر آن را به خود ندیده است .

ما در تاریخ شیعه ، نمونه هایی مانند شیخ مفید، سید مرتضی ، شیخ طوسی ، شیخ طبرسی و... داشته ایم که در هر قرنی ، در دامنن شیعه ، نمونه هایی از آنان پرورش یافته اند.

ویژگی این افراد،این است که در عینن تبحر در فقه واصول ، نسبت به دیگر علوم اسلامی ،از جامعیت هایی برخودار بودند، مثل، شیخ مفید در حالی که فقیه بزرگ شیعه بود، یکی از نوادری است که پایه های فقه شیعه را با دلایل استوار تحکیم بخشید، در علم کلام و فرق ، نمونه عصر خود بود و در مناظره ، قهرمانی به شمار می رفت و که احدی از مخالفان ر، یارای مقاومت در برابراو نبود، به حدی در بیان و تقریر واقامه دلیل ، قوی و نیرومند بود که درباره او می گویند : اگر می خواست ، می توانست ثابت کند که استوانه سنگی ،از آهن و نقره است

عین این خصوصیات را در و شاگرد بزرگ اوو مرحوم سید مرتضی و شیخ طوسی می یابیم . سید در عین تبحر در فقه ، متکلم نامداری بود که کتاب [ شافی] او گواه عظمت اوست . در عین هنرمندی دراین دو علم ، درادب عربی و تاریخ عرب ، مرد بی تظیری بود و کتاب[ الغرورالدرر] او گویای این سخن است .

شیخ طوسی در قلمرو و فقاهت ، ستاره درخشانی است که در نیمه قرن پنجم ، درخشیده و کتابهای النهایه والخلاف والمبسوط، بر عظمت او گواهی می دهند. در تفسیر، نویسنده کتاب[ التبیان] است که عظمت او در این ده قرن محفوظ مانده و کسانی که پس ازاو تفسیر نوشته اند،از این دریای ژرف ، گوهرهایی را به در آورده اند.

همچنین است سخن درباره سیدرضی و شیخ طبرسی و...

ما عین این ویژگی را در مرحوم آیه الله بروجردی می یافتیم .

او در عین ژرف نگری در فقه واحاطه به فروع ،استاد بی نظیر حدیث ، رجال ، درایه و تاریخ بود.

عظمت فقهی او،از تعلیقات ارزشمنداو بر عروه کاملا نمایان است .

از نظراحاطه براقوال علمای فریقین ، در نوع مسائل فقهی ، ممتاز بود و هنگامی که وی ، مساله رااز بعد تاریخی مطرح می کرد،ابتداء، آراء صحابه و تابعان و فقیهان پس ازاین دو دوره ر، مشروح، بیان می کرد، آنگاه به آرای علمای شیعه می پرداخت . تو گویی فقه و تاریخ و ادله آن در دست او چون موم ، نرم است . مرحوم آیه الله بروجردی در عین مهارت در رجال (که بعدا درباره آن سخن خواهیم گفت ) در تاریخ اسلام نیز، دست توانایی داشت . یک دوره تاریخ اسلام را مطالعه کرده بود و خلاصه هایی را در حفظ داشت . وقتی درباره نماز درامکان چهارگانه (مسجدالحرام مسجدالنبی ، مسجد کوفه حائر شریف ) بحث می کرد، درباره حد حائر و سرگذشت غم انگیزاین مرقد شریف ، در دوران خلفای عباسی ، به

صورت مشروح ، سخن می گفت . او، نه تنها در تاریخ عمومی اسلامی ، آگاهی کافی داشت ، بلکه در تاریخ علم کلام ، تاریخ حدیث و تاریخ فقه ، کامل، مسلط بوده . هرگاه سخن ازاین مقوله ها پیش می آمد، به صورت مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی ، کم نظیر بود. حتی مرحوم امام راحل ، روزی براین نکته تصریح کرد. علم اصول ، که گاهی سخن به مناسبتی به مسائل عقلی کشیده می شد، به صورت استادانه در آن باره سخن می گفت .

به خاطر دارم : به هنگام بحث ازامکان تعبد به ظن ، درباره اقسام امکان ،از قبیل امکام ماهوی ،امکان استعدادی و غیره ، به تفصیل ، سخن گفت وابیاتی از منظومه ر، با آن لهجه شیرین خود،از حفظ خواند .



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

پدید آورنده : در مصاحبه با حجت الاسلام موحدی ، صفحه 16

به نظر می رسد که متاسفانه در میان شیعیان و حتی حوزه های شیعی، مراوده و انس با معارف قرآن به اندازه لازم و کافی وجود ندارد . آیا این برداشت را تصدیق می کنید؟

بنده در آغاز عرض کنم که ما هر اثر تفسیری که از ابتدا یعنی زمان مرحوم شیخ طوسی (ره) تا امروز داشته ایم، از تبیان شیخ طوسی تا تسنیم آقای جوادی آملی، همه از فقهای بزرگوار و علمای بزرگ ما بوده اند و در این زمینه، میراث شیعه میراث سنگینی است . حتی اگر شما در ادب پارسی هم ملاحظه بفرمایید، بیش از هزار سال است که ما تفسیر فارسی داریم . مع ذلک از حوزه شیعه به عنوان محور و مرکز ثقل معارف شیعه، توقع بیش از این بوده و هست .

بنده در طول طلبگی خودم از 34 - 35 سال پیش به یاد می آورم که در حوزه همواره یک رگه ای از مباحث تفسیری بوده است از سال 47 که بنده به قم آمدم، جلسه تفسیر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله خزعلی (ادام الله عزه) در مسجد فاطمیه، بسیار مجلس پررونق و جاذبه ای بود و فضلای بزرگوار حوزه در آن درس شرکت می کردند . اثر برجسته المیزان و شاگردان بزرگوار علامه طباطبایی را می بینیم که نشانه وجود مشعلی حیاتبخش در آن زمان ها بود . در این زمان هم استاد بزرگوارمان حضرت آیه الله جوادی (دام ظله) از 20 سال پیش، یعنی از سال 60 که تفسیر موضوعی را شروع کرده اند; هم اینک نیز ادامه دارد و به اضافه تفسیر ترتیبی ایشان که تسنیم نام دارد . اما همان طور که شما فرمودید، توقع بیش از این است . من می خواهم از اینجا وارد سؤال حضرتعالی شوم . باید بدانیم مهر و عشق نسبت به چیزی، محصول مستقیم معرفت است . مخصوصا اگر موضوع ما یک امر برجسته و کاملی، مانند قرآن یا تفسیر قرآن و علوم قرآنی باشد .

ارتباط با معارف قرآن، بسیار ارجمند و والاست و اگر فرض کنید شخصی، گروهی و یا مجموعه ای نسبت به آن بی مهرند، این بی مهری یا کم مهری محصول نزدیک نشدن آنان به قرآن است . اگر معرفت آمد، عشق و مهر خواهد آمد .

به قول سعدی:

چشم عاشق نتوان بست که معشوق نبیند

نای بلبل نتوان بست که برگل نسراید

به هر روی اگر ما قرآن را آن طوری که هست می شناختیم، این قدر نسبت به قرآن به مهر نبودیم . برای پیدا کردن معرفت سبت به قرآن، همان گونه که نزدیک شدن و معرفت به هر چیزی مستلزم آدابی است، آدابی لازم است که اگر رعایت شود، نه تنها مهر بلکه عشق خواهد رویید . مرحوم ملاصدرا (ره) در فاتحه دوم از مفتاح دوم از کتاب شریف مفاتیح الغیب، آداب بهره یابی از قرآن را به تفصیل بیان کرده که فضلای بزرگوار که اهل سوز هستند و سوز معرفت به قرآن را دارند، می توانند به آن مراجعه و از آن استفاده کنند .

اجمالا ایشان 10 ادب را ذکر می کنند که اگر ما آنها را رعایت و تحصیل کنیم، به معارف قرآن نزدیک تر خواهیم شد و اگر نزدیک تر شویم، عاشق خواهیم گشت و دیگر هیچ چیز را بر قرآن مقدم نخواهیم داشت; زیرا قرآن را لطیف تر و شیرین تر از همه چیز خواهیم یافت .






اولین ادب، فهم عظمت قرآن است . کسانی در مباحث علوم قرآنی - خواسته یا ناخواسته - بدین سو رفته اند که قرآن یک اثر برجسته ادبی است که ما نیز این مطلب را قبول داریم . به تعبیر امین الخولی، اگر همه جهات قرآن را کنار بگذاریم، برجسته ترین اثر ادبی در جهان است . اما اگر بخواهیم منحصرا از این جهت به آن بپردازیم، خود به خود نگاه ما به قرآن نگاه یک انسان خواهد بود به یک اثر ادبی و حال آن که قرآن خودش را یک اثر ادبی معرفی نمی کند; قرآن نذیرا للعالمین، هدی للمتقین، لتنذرام القری و من حولها و . . . است . قرآن برای همه جهانیان است و برای همه زمان ها . و همه مکانها . اگر قرآن یک اثر ادبی است، برای ما نباید تنها به عنوان یک ادبی مطرح باشد . البته ما برای فهم قرآن بسیار نیازمند به ادبیات خالص دوران جاهلی هستیم تا ما را به ادبیات قرآن آشنا کند; ولی قرآن تنها یک اثر ادبی نیست; اثری جاودانه است . پیام خداوند است . ما اگر این را بفهمیم که البته برای این فهم، نیازمند به کار هستیم، درمی یابیم که قرآن با عظمت ترین پدیده خلقت در بین ما است . ما چیزی عزیرتر از قرآن نداریم . از همه کتاب های دنیا عزیزتر است . اگر ما بتوانیم به صورت مستدل این مسئله را به قلب خود بنشانیم، خود به خود عقل به ما می گوید که این کتاب عظیم را بخوان و بفهم، و بیش و پیش از دقت در «فتامل » های آثار بزرگان، در «افلایتدبرون القرآن » دقت کن . اینجا است که خود به خود قرآن زیبایی های خودش را به ما نشان خواهد داد و ما از این محرومیت و مهجوریت در می آییم . پیامبر - صلی الله علیه و آله - شکایت می کند که «ان قومی اتخذوا هذا القران مهجورا» مهجوریت واقعی دامنگیر ماست . چون قرآن نور است و نور را که نمی شود مهجور کرد . او همیشه فوقیت دارد . به دلیل این که عظمت قرآن برای ما روشن نیست، با مهجور کردن قرآن خود را مهجور می کنیم .

ادب دوم این است که ما با ذهنی که آلوده به هوس ها و آلوده به تاثیرات بیرونی است، نباید به سراغ قرآن برویم . قرآن اگر هدی للمتقین است، پس ظرف تقوا می طلبد تا جای خودش را باز کند . به همین دلیل است که اگر انسان با ذهن آلوده، نزدیک قرآن برود، نمی تواند تماس پیدا کند . جمله «لایمسه الاالمطهرون » به نظر جمله خبری می آید . اما فقهای بزرگوار از آن انشاء استفاده می کنند; یعنی جز پاکان نباید دست به قرآن بگذارند . در واقع «لایمسه الاالمطهرون » یعنی تماس پیدا نمی کنند با معارف والای قرآن، مگر پاکان . این خود جای بحث گسترده دارد .

ادب سوم . امیرالمؤمنین - علیه السلام - فرمودند: لاخیر فی عبادة لافقه فیها و لافی قراة لا تدبر فیها . ما اگر واقعا بخواهیم در قرآن تدبر کنیم باید ابزار و وسایل تدبر برای ما روشن شود، تابه تدریج بتوانیم در قرآن تدبر کنیم و به ورطه انحراف نیفتیم . تعبیر من این است که وقتی قرآن می فرماید: شما این آیات را پشت بینی کنید (افلایتدبرون القرآن) به این می ماند که کسی به ما می گوید شما از این نردبان بالا بروید ببینید، پشت آن دیوار چه هست . معلوم می شود خبرهایی در آن پشت است، والا چرا به ما بگویند برو آن پشت دیوار را ببین .

آیات احکام که از ظواهر آن در فقه بهره می بریم، نباید تصور کنیم که پشت این آیات، چیزی نیست . خود قرآن به ما می گوید که پشت این آیات، خبرهاست و جالب این که به صورت یک قضیه منفصله به ما می گوید: اگر تدبر نکنید، شما دچار قفل دل هستید; ام علی قلوب اقفالها . و هیچ کس از قفل دل، خوشش نمی آید .

ادب دیگر، مسئله تخصیص است . متاسفانه ما قرآن را تاریخی می کنیم; در حالی که قرآن تاریخی نیست . قرآن فراتاریخی است . مرحوم ملاصدرا می فرماید که تخصیص به این معناست که شما شخصا خودت را مخاطب تمام آیات قرآن بدانی و تصور کنی تمام خطابات و اوامر و نواهی قرآن مربوط به توست . اگر ما چنین حالتی می داشتیم و این حالت در ما درونی و نهادینه شده بود، آیا واقعا این همه از قرآن فاصله می گرفتیم . به قول مولوی در مثنوی:



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجة الاسلام ، حاج سید محمّدی، مسؤول دبیرخانه فعّالیت‌های قرآنی سازمان بهزیستی کشور هستند.ایشان از بدو تأسیس سازمان بهزیستی استان قم، مدیرکلی آن را به عهده گرفتند و به عنوان یکی از مدیران موفق، شهرت یافتند.

از ویژگیهای بارز ایشان، اعتقاد خاص به قرآن محوری در مسائل آموزشی و اجتماعی است، در همین راستا با استفاده از افراد خبره ، سه سال پیش واحدی به نام کمیته‌ی فرهنگی در بهزیستی قم، راه‌اندازی نمودند ولی آوازه این فعّالیت‌ها از بهزیستی فراتر رفته و اینک به عنوان دبیرخانه فعّالیت‌های قرآنی بهزیستی کشور، انجام وظیفه می‌نمایند.

به همین مناسبت، بشارت، فرصت را مغتنم شمرده و با ایشان به گفتگو نشست. مشروح این گفتگو را تقدیم خوانندگان عزیز بشارت می‌نمائیم:

بشارت: دبیرخانه قرآنی در سازمان بهزیستی، از چه زمانی آغاز به فعّالیت نمود و چگونه به فعّالیت خود ادامه داد؟

تشکیلات دبیرخانه، مرداد ماه سال 1381پس از برگزاری همایش سراسری قرآن آموزان نوجوان تحت پوشش بهزیستی در استان قم، مطرح گردید. موفقیت و کیفیت بالای این همایش منجر به این شد که این تشکیلات در قم راه‌اندازی شود.

در سال 82 ریاست محترم سازمان، جناب آقای دکتر راه چمنی هنگام بازدید از قم بر این نظر تأیید کردند که این فعالیت‌ها از سه بعد گسترش یابد ـ اولاً: فعالیت‌ها فراتر از سطح مراکز شبانه روزی بوده و شامل کل جامعه‌ی هدف بهزیستی شود ، ثانیاً: تنوع در برنامه‌ها ایجاد گردد، ثالثاً: صرفا به قرائت و حفظ…اکتفا نشود و با بهره‌گیری از محتوای قرآن و شیوه‌های جدید، به تمام آموزه‌های دینی و فرهنگی، تسرّی یابد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها : بشارت: دبیرخانه قرآنی در سازمان بهزیستی، از چه زمانی آغاز به فعّالیت نمود و چگونه به فعّالیت خود ادامه داد؟ تشکیلات دبیرخانه، مرداد ماه سال 1381پس از برگزاری همایش سراسری قرآن آموزان نوجوان تحت پوشش بهزیستی در استان قم، مطرح گردید. موفقیت و کیفیت بالای این همایش منجر به این شد که این تشکیلات در قم راه‌اندازی شود. در سال 82 ریاست محترم سازمان، جناب آقای دکتر راه چمنی هنگام بازدید از قم بر این نظر تأیید کردند که این فعالیت‌ها از سه بعد گسترش یابد ـ اولاً: فعالیت‌ها فراتر از سطح مراکز شبانه روزی بوده و شامل کل جامعه‌ی هدف بهزیستی شود، ثانیاً: تنوع در برنامه‌ها ایجاد گردد، ثالثاً: صرفا به قرائت و حفظ…اکتفا نشود و با بهره‌گیری از محتوای قرآن و شیوه‌های جدید، به تمام آموزه‌های دینی و فرهنگی، تسرّی یابد. بشارت: انگیزه و هدف شم از تشکیل این دبیرخانه چه بود؟ نیاز نسل جوان کشور، به خصوص جامعه‌ی هدف بهزیستی به این آموزه‌ها، با توجه به زمینه آسیب‌پذیری بیشتر آنها در حوادث روز و ضعف امکانات آموزشی و فرهنگی در دسترس آنان. هدف ما هماهنگ‌کردن تمام فعالیت‌های قرآنی و محور بودن قرآن در فعالیت‌های فرهنگی و حتی ورزش و نیز گسترش آن به تمام بخشهای بهزیستی از سنین کودکی قبل از دبستان تا بزرگسالان است به گونه‌ای که هم افراد کم بضاعت جامعه و هم نابینایان، ناشنوایان و معلولان جسمی حرکتی و حتی افراد ناتوان ذهنی را شامل شود و هر گروه با استفاده از ابزارهای خاص خود به صورت منظم و یکسان با جذابیت‌های هنری بکاررفته در‌آن بهره گیرند. بشارت: لطفاً مختصری از فعّالیت‌های تشکیلات را از آغاز تاکنون بیان فرمایید؟ دبیرخانه قرآنی در این مدت کوتاه، برنامه‌های گوناگونی را طراحی و بعض مورد اجرا گذاشته است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد: 1. ایجاد یک گروه کارشناسی به عنوان شورای سیاستگذاری فعالیت‌های قرآنی که کار آن جلسات منظم و برنامه‌ریزی با توجه به اطلاعات بدست آمده و امکانات است، 2. برگزاری چند همایش قرآنی در قم و برخی از استانهای دیگر از گروه سنّی کودکان و نوجوانان، 3. برگزاری نمایشگاه محصولات فرهنگی و قرآنی در دو استان، 4. پیگیری استمراری ایجاد بانک اطلاعات قرآنی از نیازها و امکانات، 5. ارسال نشریه قرآنی بشارت برای بسیاری از مراکز در استانها، 6. همراهی و ساماندهی مسابقات قرآنی کلیه استانها که از این جمله به برگزاری مسابقات قرآنی نابینایان کشور در قزوین می‌توان اشاره نمود، 7. اعزام اکیبپ‌های قرآنی به یازده استان کشور و برگزاری جلسات آموزشی و توجیهی با مسؤلان و دست‌اندرکاران فرهنگی در آن استانها، 8. تنظیم طرح راهکار ورود آموزشهای قرآنی به مراکز مهدهای کودک و پیش دبستانی در سراسر کشور که مورد تصویب قرار گرفته است، 9. برگزاری جشنواره قرآنی رنگین کمان با مشارکت کلیه مراکزی که با کودکان سروکار دارند و نیز دارای مراکز آموزشی و قرآنی برای کودکان و نوجوانان می‌باشند در هفت رشته: همایش، آموزش، مسابقه، نمایشگاه، مشاوره، دیدار و ارزشیابی. هر یک از این عناوین در هفت عنوان برگزار گردید و تماماً با موضوعات قرآنی:حفظ، بیان موضوعی، تواشیح، اذان، نقاشی و رنگ‌آمیزی، تئاتر و نمایشهای دینی، کاردستی با مضامین قرآنی. توضیح اینکه تمام این برنامه‌ها تصویر برداری شده و موجود است. بشارت: از برنامه‌های آینده برای ما بگویید. 1. طرح آموزش قرآن با بهره‌گیری از زبان اشاره بین المللی مورد استفاده برای ناشنوایان و کمک به حفظ کودکان، 2. آموزش انواع مهارتهای قرآنی برای هر گروه از جامعه‌ی هدف بهزیستی با ابزارهای نوین به صورت غیر حضوری، 3. بررسی و توضیح قرآنهای مکتوب به خط بریل که مورد استفاده نابینایان است، 4. ارتقای سطح کیفی مسابقات حفظ، قرائت، و مفاهیم قرآن کریم برای نابینایان، 5. برگزاری مسابقات ویژه نابینایان کشورهای اسلامی، 6. تدوین آئین نامه‌ی داوری قرآن کریم ویژه نابینایان و ناشنوایان، 7. طرح برگزاری دوره های تربیت مربی قرآن کریم برای کلیه استانهای جامعه هدف، 8. طرح راه‌اندازی مهدهای کودک پیش دبستانی تخصّصی قرآن کریم از فرزندان بهزیستی، 9. ارسال امکانات قرآنی به استانها از جمله: نوار، کتاب، قرآن و…، 10. برگزاری محافل انس با قرآن در استانها با هدف ایجاد انگیزه در خانواده‌ی بهزیستی، 11. تهیه کتاب آموز به روش جدید در مقاطع تحصیلی فرزندان همراه سی دی، 12. جمع‌آوری و آشنایی سوابق فعالیت‌های قرآنی در سازمان بهزیستی استانه بشارت: برخورد مدیریت سازمان و مدیران استانها با فعّالیتهای قرآنی، چگونه است؟ چنانچه اشاره شد، مدیریت سازمان، از برنامه‌های فوق کاملاً استقبال کرده و با چندین نشست کارشناسی با حضور خود و کارشناسان دفاتر که با اعضای دبیرخانه داشته‌اند و باحضور در ساختمان مرکزی، بر فعالیت‌های قرآنی در قم تأکید زیادی جهت استمرار و گسترش آن داشته و به خصوص اخیراً با حمایتهای مالی و غیره، زمینه ارتقا، و گسترش بیشتر آن را فراهم نموده‌اند که از کلیه‌ی آنان کمال سپاسگزاری و تشکر را داریم.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

کشور عزیز ما, که سالهای تلخ و پر مشقتی را پشت سرگذاشته و امروزه , در هنگامه بازسازی , راههای پر سنگلاخ و خار و خاره را در پیش روی دارد, برای رسیدن به ستیغ استقلال و آزادی واسلام ناب محمدی (ص ) به پشتوانه عظیمی همچون : حوزه علمیه نیازمنداست .البته حوزه علمیه ای که شب را درک کرده باشد و روی به چشمه خورشید داشته باشد وگرنه خود سنگ است که باید موسی وار با عصا دو نیمش کرد تااز دل سنگ , چشمه بجوشد و خود خاراست که باید با تیغ گل آرا به جانش افتاد تا گل خوش عطر زندگی بشکفد و خود شب است و باید زدودش تا فجر صادق برآید. حوزه های علمیه برای این که در هسته مرکزی حرکت عظیم امت سربلند به سوی روشنائی قرار بگیرد و نقطه دایره زندگی باشد باید بر سر رکن اساسی پایه گذاری شود:

دانش قوی , شناخت زمان و تهذیب نفس .

مجله , دراین ستون سعی می کند,ازاین زاویه ها چهره مردان بزرگی که به وادی عشق قدم نهاده اند و چراغ دیده بر محراب ابروی بارافروخته اند, برکشد و در پیش چشم ناظران دقیق و هوشیار بنهد ،البته فاش می گوید که : تاکنون نتوانسته است از شخصیتهای مورد گفتگو, تصویری کامل بدست دهد و آیینه تمام نمای آفتاب جمال آن آفتاب چهره گان باشد.

گروه مصاحبه , دراین شماره , با یکی از چهره های همدم و مانوس با قرآن به گفتگو نشسته است .این انس با قرآن , بحدی است که گروه مصاحبه دراین نشست , عمیقا درک کرد که لحظاتی بین عاشق و معشوق جدائی افکنده , باعث شده استاداز زمزمه قرآن برای مدتی , هر چند کوتاه محروم بماند.

استاد عزیز, سالی چهارده مرتبه قرآن را ختم میکنند!

در ماه محرم و صفر هر روز زیارت عاشورا را با آداب کامل می خوانند.

هر شب قبل از نماز شب , زیارت چهارده معصوم را می خوانند.

هیجده سال , مشغول نوشتن اطیب البیان بوده اند.

در مقابل مسائل اجتماعی بشدت حساس بوده و هستند.

درالتبلیغ اسلامی را با همکاری علماءاصفهان , در مقابل هجوم تبلیغاتی مسیحیان تاسیس کرده اند.

کلم الطیب را تالیف کرده اند, تا بتوانند جوابی باشد در برابر شبهات و ...

آنچه ذکر شد,ازاستاد متواضع , حضرت آیه الله طیب , با تمام کنجکاوی واسرار نشنیدیم بلکه اطرافیان , بخصوص دکتر طیب , فرزند بزرگوار و فاضل ایشان , لطف کردند و توضیحاتی دادند که فهرستی از آن برای آگاهی شما عزیزان ارائه شد.

اینک این شما واین نتیجه گفتگوی ما با آن بزرگوار, که اگر در آن حسنی ببینید, عکس جمال آن بزرگ است واگر دلی بدان زنده گردد هم , اثر نفس قدسی آن محب خداست .



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

پدید آورنده : در مصاحبه با حجة الاسلام دکتر محمد باقر سعیدی روشن ، صفحه 16

پگاه: با سپاس و تشکر از وقتی که در اختیار قرار دادید، با توجه به حوزه مطالعاتی حضرت عالی که قرآن پژوهی است، اصولا پژوهش های قرآنی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به آنچه که دغدغه امروز این پژوهش ها است، پرداخته می شود یا خیر؟

امروز، در حوزه مطالعات قرآنی محورها و موضوعات مختلفی وجود دارد که به توجه و اهتمام بیشتری نیاز دارد . ما اگر به دوره های گذشته در حوزه مطالعات قرآنی نگاه کنیم، حوزه وسیعی را تحت عنوان علوم قرآنی ملاحظه می کنیم . به اعتقاد من، حوزه مطالعات قرآنی را می توان در سه محور کلان جا داد و عبارت است از:

1 . محوری که زیر ساخت های باور به قرآن را برای ما مشخص می کند; اصل اعتقاد به الهی بودن متن قرآن کریم . به عبارت دیگر این محور را می توان تحت عنوان شناخت قرآن یا «قرآن شناخت » مطرح کرد .

2 . محور دیگر مباحث مربوط به فهم، مکانیسم فهم و راهیابی به محتوای قرآن را تشکیل می دهد .

3 . پس از این مرحله در حقیقت به حوزه محتوای قرآن گام می نهیم که همان معارف قرآن کریم است و همه نگرش ها و رهیافت هایی که اصطلاحا از آن تحت عنوان تفسیر ترتیبی یا موضوعی یاد می شود را در بر می گیرد .

در محور اول مباحثی از قبیل اصل وحی، نزول قرآن بر پیامبر، چگونگی نزول وحی بر پیامبران و اعجاز قرآن مطرح می شود که این دو بحث موضوعات مربوط به آن بیشتر جنبه کلامی دارد; گو این که به طور سنتی در کتاب های علوم قرآنی ما مطرح شده است که البته به اعتقاد بنده هنوز حق مطلب ادا نشده است . البته این دو بحث در مساله نبوت کتاب های کلامی ما هم مطرح شده، ولی به باور من مسایل نو پدید، موضوعات جدید و مطالعات تازه ای در این عرصه مطرح شده است، از این رو ضرورت دارد که درحوزه مطالعات قرآنی با نگاهی ژرف تر و با رویکردی کلامی - قرآنی بدان ها بپردازیم .



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشاره:

سید محمد حسین طباطبائی (علم الهدی)، همان کودک نابغه ای که به روشی کاملاً متفاوت و بدیع شد و در اندک زمان نام او جهان اسلام را که نه بلکه تمام جهان را پر کرد و در همان خردسالی به درجه دکترا رسید که این ذرّه ای بود از شایستگی ها و قابلیت های او. او حالا در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل سطوح عالی علوم دینی است و در مسیر تعالی افزونتر.

پس از سالها هیاهو و آوازه و شهرت حرفهای او شنیدنی است.

(واحد فرهنگی پاسدار اسلام)

* : ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار

پاسدار اسلام قرار دادید در ابتدا مقداری از زندگی شخصی و برنامه روزانه تان بیان فرمایید؟

ـ : بسم اللّه الرحمن الرحیم. بنده به عنوان یکی از طلاب حوزه علمیه قم روزانه در چند درس فقه و اصول و مباحثه آنها شرکت می کنم و در کنار این درسها به مطالعه تفسیر و روایات نیز می پردازم و همچنین هر روز یک جزء از قرآن کریم را قرائت و مرور کرده و مقداری هم ورزش می کنم.

* : افراد زیادی از جامعه اسلامی مان به

خصوص جوانان و نوجوانان علاقمند زیارت شما هستند آیا با توجه به اشتغالاتتان فرصت و زمان خاصی را به این منظور در نظر گرفته اید؟

ـ : عزیزان همه لطف دارند در حقیقت این همه محبّت نشانه ایمان و ارادت به قرآن مجید است. بنده از اینکه کمتر فرصت می شود تا خدمت عزیزان برسم جداً عذرخواهی می کنم و این به علّت فشردگی درسها و بحثها است گرچه بعضی اوقات دوستان به مدرسه علمیه ما می آیند و ما را شرمنده می کنند



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :