تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب چگونه ها...
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
جمعه 23 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

روز بیست و پنجم ذی‌القعده، هم روز دحوالارض بود و هم سالروز ولادت حضرت ابراهیم(ع)،‌ درباره دحوالارض پیشتر سخن گفتیم اما اینک برآنیم تا نگاهی بر زندگی حضرت ابراهیم(ع)، این امام همام بیافکنیم. (تعجب نکنید! عنوان امام برگرفته از آیه 124سوره مبارکه بقره می‌باشد.)

 

آیات 51 تا 54 سوره مبارکه انبیاء به داستان حضرت ابراهیم(ع) اشاره دارد:

«وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَکُنَّا بِه عَالِمِینَ* إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ* قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِینَ* الَ لَقَدْ کُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاۆُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ»

ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از شایستگی او آگاه بودیم. آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: این مجسمه‌های بی‌روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‌کنید؟! گفتند: ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت می‌کنند. گفت: مسلماً هم شما و هم پدرانتان، در گمراهی آشکاری بوده‌اید!»

حضرت ابراهیم

* تولد ابراهیم (ع)

منجمین و ستاره‌شناسان به «نمرود بن کنعان» که یکی از پادشاهان بزرگ بوده و در شهر بابل حکومت می‌کرد، گفتند: در این سال کودکی به دنیا می‌آید که هلاک و تباهی تو و پادشاهیت به دست او خواهد بود، پس فرمان داد تا هر بچه‌ای را که در آن سال به دنیا آمد کشتند، و دستور داد که مردان از زنان دوری گزینند و کسانی را گماشت تا جست‌وجو کنند و هر زنی را که آبستن یافتند او را تا هنگام زائیدن حبس نموده و زندانی می‌کردند، پس اگر پسر می‌زائید او را می‌کشتند، و مادرش را آزاد می‌کردند و اگر دختر می‌زائید مادر و دختر آزاد می‌شدند. چون مادر حضرت ابراهیم (ع)‌ باردار شد و آبستنی او معلوم نبود او برای تولد فرزندش از شهر بیرون رفته و از ترس نمرودیان به سوی غار و شکاف کوه گریخت و در آنجا فرزندش را به دنیا آورده و کودک را در جامعه‌ای پیچیده و در غار نهاد و سنگ بزرگی را بر در آن گذارد و بازگشت، خدای متعال نیز روزی‌اش را در انگشت بزرگ او قرار داد،‌ ابراهیم آن را مکیده و شیر از انگشتش روان گشته می‌آشامید، تا آن که پرورش یافته و به سن نوجوانی رسید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : مسلمان شدن دختر نمرود، چگونه مسلمان شد، دختر نمرود، حضرت ابراهیم،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : صفدر

چهره اهل جهنم چگونه است؟


معتقدان به قیامت، هیچ‌گاه این فرصت‌ها را از دست نمی‌دهند. احیاءِ فرصت می‌کنند. فرصت را می‌سازند. از فرصت‌ها بهره مناسب و لازم را می‌برند. «وَالَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین» اینهایی که قیامت را تصدیق می‌کنند.


جهنم شیطان عذاب زنجیر فریاد
جهنم یعنی چه؟

جهنم یعنی تجلی جایگاه فرصت‌سوزان. آنها که فرصت‌ها را از دست دادند. آنهایی که نگاه درست به نقشه و معماری انسانیت خودشان نکردند و درست خودشان را شناسایی نکردند و نتوانستند از خودشان استفاده کنند، فرصت‌ها را از دست دادند. این می‌شود جهنم.

 

در جهنم چی می‌سوزد؟

قرآن کریم می‌فرماید: «کَذلِکَ یُریهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنَ النَّار ؛ خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‏‌‌زایى به آنان نشان مى‌‏دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد» (بقره/167)

اعمالشان را ما این چنین نشانشان می‌دهیم، به شدت حسرت می‌خورند. حسرت از چیست؟ حسرت نسبت به از دست رفته‌هاست. آنچه را که انسان از دست می‌دهد حسرتش را می‌خورد. حسرت فرصت‌های از دست رفته را می‌خورد.

اما معتقدان به قیامت، هیچ‌گاه این فرصت‌ها را از دست نمی‌دهند. احیاءِ فرصت می‌کنند. فرصت را می‌سازند. از فرصت‌ها بهره مناسب و لازم را می‌برند. «وَالَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین» اینهایی که قیامت را تصدیق می‌کنند.

 

قیامت،‌ حقیقتی است که باید خود را در آن تعریف کنیم

قیامت، شوخی نیست، قابل اغماض نیست. حقیقتی است که من در آن حقیقت باید خودم را تعریف کنم، باید خودم را ببینم. جایگاه خودم را باید در آن نگاه ارزیابی کنم و اگر انسان، عمیق‌تر به قضیه نگاه کند می‌بیند که الآن در قیامت زندگی می‌کند.

 

نگاه واقع بینانه به قیامت داشته باشیم

قیامت یک امری نیست که قرار است بعدها موجود شود. قیامت یک امر موجودی است که قرار است ظهور پیدا کند. نه این که وجود پیدا کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : چهره جهنمیان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

عواملی برای سقوط انسان

آرام بخش ترین حس دنیا


سیر تکاملی انسان به سوی خدا سیری صعودی است از همین رو خدای سبحان می فرماید:

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید و نعمت‏خدا را بر خود یاد كنید آنگاه كه دشمنان [یكدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر كنار پرتگاه آتش بودید كه شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏كند باشد كه شما راه یابید . (آل عمران/103)


کوهنوردان برای صعود به صخره های بلندنیازمند طناب و دستگیره هستند تا سقوط نکنند .

وَكَیْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْكُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیكُمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

و چگونه كفر مى‏ورزید با اینكه آیات خدا بر شما خوانده مى‏شود و پیامبر او میان شماست و هر كس به خدا تمسك جوید قطعا به راه راست هدایت‏شده است . (آل عمران/101)

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آبان 1390 :: نویسنده : صفدر

چگونه قرآن رابهترحفظ کنیم؟


فرض می‌کنیم شخصی طبق برنامه‌ای منظم و دقیق، باید هر روز نیم صفحه حفظ کند. وی ابتدا باید مقدار معین شده (نیم صفحه) را چندین بار با دقت تمام و همراه با تأنی تلاوت کند.


قرآن

آنان که با فن قرائت قرآن به روش تحقیق با تجوید و لحن زیبا آشنایی دارند، می‌توانند کل آیات نیم صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روی تک تک کلمات تلاوت کنند؛ زیرا این کار علاوه بر آنکه مانع حفظ کردن کلمات و حرکات به صورت غلط می‌شود، باعث آشنایی اجمالی با آیات مورد نظر نیز خواهد شد.

از آنجا که حفظ کردن چیزی نیست، جز دقت و تأمل قابل توجه بر روی تک‌تک کلمات و حروف و استقرار آن‌ها در ذهن، پس برای حفظ هر آیه باید آن را چندین بار و هر بار با توجه تمام به هر حرف و کلمه موجود در آن تلاوت کرد. تعداد تکرار هر آیه نیز بستگی به قدرت حافظه فرد و نیز سخت یا آسان بودن آیه دارد.

بعضی با سه بار خواندن یک آیه متوسط، آن را حفظ می‌کنند و بعضی نیاز به تکرار و تمرین بیشتر دارند.

پس با چند بار خواندن آیه ـ به قصد حفظ کردن و همراه با توجه و تأمل کافی نه فقط خواندن معمولی ـ مقدار زیادی از کلمات آن در ذهن جای می‌گیرد، اما هنوز آیه مزبور کاملاً در ذهن جای نگرفته است.

 

مقدمات حفظ

برای شروع حفظ قرآن نکاتی وجود دارد که مقدمات معنوی و اوّلیه به شمار می‌روند و توجه به آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

گاهی گناهان، همه وجود حقیقی انسانی را ضایع می‌کنند، از بین می‌برند و یک انسانِ در مرتبه عالی حیاتِ انسانی را به یک حیوان درنده کثیفِ پلیدِ بی‌ارزش تبدیل می‌کنند. گناه، این‌گونه است. خیال نکنید گناه، چیز کمی است. همین دروغ‌گویی، همین غیبت کردن، همین بی‌اعتنایی به شرافت انسان‌ها، همین ظلم کردن -ولو با یک کلمه- گناهان کم و کوچکی نیست.


استغفار

لازم نیست که اگر انسان می‌خواهد احساس گناه کند، حتماً بایستی سال‌های متمادی غرق در گناه شده باشد. نخیر؛ یک گناه هم، یک گناه است؛ نباید گناه را کوچک دانست.

در روایات، باب «استحقار الذّنوب» داریم که حقیر شمردن گناهان را مذمّت کرده‌اند. علت این که خدای متعال می‌فرماید: «می‌آمرزیم»، این است که بازگشت به خدا، خیلی مهم است؛ نه این که گناه، کم و کوچک است. گناه، عمل بسیار خطرناکی است؛ منتها بازگشت و توجّه به خدا و ذکر او، این قدر اهمیت دارد که اگر کسی این را صادقانه و درست و حقیقی انجام دهد، آن وقت آن بیماری صعب‌العلاج از بین می‌رود. بنابراین، اغترار و مغرور شدن به کار نیک -کار نیکی که ما خیال می‌کنیم کار نیک است؛ ولی ممکن است آن قدرها هم نیک نباشد یا چندان اهمیت نداشته باشد- موجب می‌شود که شما سراغ استغفار نروید.

امام سجّاد در دعای خود به خداوند عرض می‌کند: «فامّا أنت یا الهی فاهل أن لایغترّ بک الصدّیقون». ببینید واقعاً چه بیان و چه معرفتی در این دعا وجود دارد! راه، این است. ایشان می‌فرماید، صد یقین هم که مقام بالایی از مقام بندگی انسان‌ها را دارند، باید مغرور نشوند به این که ما راه خدا را درست رفتیم و دیگر احتیاج به کار و تلاش نداریم. نخیر؛ «ان لایغترّ بک الصدّیقون». این می‌تواند یکی از موانع استغفار باشد. اگر غفلت نبود، «اغترار باللَّه» هم نبود، خودفریبی و خودشگفتی هم نبود، آن وقت انسان استغفار می‌کند.

روایتی از قول یکی از ائمّه این‌طور فرموده است: «من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استهزئ بنفسه»؛ کسی که به زبان استغفار می‌کند، اما در دل از گناه پشیمان نیست و خیلی هم خوشحال است که این گناه را انجام داده است -به زبان می‌گوید: «استغفراللَّه»- این آدم خودش را مسخره می‌کند


ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : اراده و طلب استغفاری کارگشاست که استغفار حقیقی و جدّی و حقیقتاً طلب باشد. فرض بفرمایید شما گرفتاری بزرگی دارید و می‌خواهید رفع این گرفتاری را از خدای متعال بخواهید. مثلاً خدای نکرده، عزیزی از عزیزان شما دچار مشکلی است؛ راه‌های عادی را هم رفته‌اید، ولی نتوانسته‌اید آن مشکل را حل کنید؛ حالا به پروردگار عالم متوسّل شده‌اید و دعا و تضرّع می‌کنید. ببینید! انسان در آن حال که فرضاً فرزند یا عزیزی از عزیزانش دچار بیماری است و درِ خانه خدا رفته و حال دعا پیدا کرده است، چگونه از خدا طلب می‌کند؟ آمرزش گناهان را این‌گونه از خدا طلب کنید. حقیقتاً آمرزش را طلب کنید و تصمیم داشته باشید که آن گناه را دیگر انجام ندهید. البته انسان ممکن است تصمیم هم داشته باشد که گناه را انجام ندهد، باز دچار لغزش شود و انجام دهد؛ باز دوباره توبه می‌کند. اگر انسان صد بار هم دچار توبه‌شکنی شد، باز دفعه صد و یکم، بابِ توبه باز است. منتها شما که توبه و استغفار می‌کنید، از اوّل نباید تصمیم داشته باشید که حالا ما استغفار می‌کنیم، باز می‌رویم دوباره همان کار غلط و خلاف را انجام می‌دهیم! استغفار روایتی از قول یکی از ائمّه این‌طور فرموده است: «من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استهزئ بنفسه»؛ کسی که به زبان استغفار می‌کند، اما در دل از گناه پشیمان نیست و خیلی هم خوشحال است که این گناه را انجام داده است -به زبان می‌گوید: «استغفراللَّه»- این آدم خودش را مسخره می‌کند. این، چگونه استغفاری است؟! این، استغفار نیست. استغفار، یعنی انسان برگردد، واقعاً به طور جدّ از خدای متعال بخواهد که او را به خاطر این کارِ خلاف ببخشد. چطور انسان تصمیم دارد که باز همان کار خلاف را انجام دهد؟ آیا رویش می‌شود که از خدای متعال، طلب بخشش کند؟ سبحه در کف، توبه بر لب، دل پُر از شوق گناه معصیت را خنده می‌آید بر استغفار ما! این، چطور استغفار کردنی است؟! این استغفار، کافی نیست. استغفار باید جدّی و حقیقی باشد. استغفار، برای همه است. لذا ملاحظه می‌کنید که ائمّه علیهم‌السّلام در این دعاها، چه سوز و گدازی دارند. بعضی خیال می‌کنند که امام سجاد این سوز و گداز را کرده است، برای این که به دیگران یاد بدهد. بله؛ یاد دادن به دیگران که هست -هم در شکل و هم در مضمون کار- اما اصل قضیه این نیست. اصل قضیه، آن حالت طلبِ خود این بنده صالح و انسان والا و بزرگوار است. این سوز و گداز، متعلّق به خود اوست. این اظهار تضرّع پیش پروردگار، متعلّق به خود اوست. این ترس از عذاب خدا و میل به تقرّب الی الله و رضوان الهی، متعلّق به خود اوست. این استغفار و طلب از خدا واقعاً متعلّق به خود اوست. ممکن است مثلاً توجه به مباحات در زندگی -لذّت‌های مباح، کارهای مباح- در نظر انسانی که در آن حدّ از علوّ درجه است، یک نوع سقوط و انحطاط محسوب شود. دلش می‌خواست که در چارچوب ضرورت‌های مادّی و جسمانی قرار نمی‌داشت و همین نیم‌نگاه را هم به مباحات و به مسائل عادی زندگی نمی‌کرد و در راه معرفت و در آن وادی بی‌نهایت به سوی رضوان الهی و بهشت معرفت الهی، بیشتر پیش می‌رفت. وقتی چنین چیزی نشده است، پس استغفار می‌کند. بنابراین استغفار برای همه است.،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بیشترین فعالیت شیطان این است تا فیض و برکت‌های این ماه را از شما بگیرد، اگر توجهی بفرمایید می بینید که عموماً در این ماه اختلافات و دسته‌‌‌بندی‌‌‌ها، وقت‌کشی‌ها و شب‌نشینی‌های بی‌محتوا زیاد می‌شود، شیطان به کمک یاران خود در این ماه اختلاف و فتنه درست می‌کند، تا توفیق مردم را در استفاده از ماه رمضان بگیرد، یا کم کند.


خانواده و فرهنگ های غربی و شیطان پرستی

اَلسَلام علیک یا عِیدَ اَوْلِیاءِ اللهِ، سلام بر تو ای رمضان، ای عید دوستان خدا، ای ماه نور و طهارت.

ماه مبارک رمضان، یعنی ماه میهمانی خاص خدا، وقت آن رسیده است که به نفسِ عادت کرده به خوردن بگوییم:

زین‌غذاها اندک‌اندک‌باز‌بـُر          کین‌غذای‌خر ‌بُوَد ‌نی قوت‌حُر

تاغذای‌اصل ‌را قابل شوی           لقمه‌های ‌نـور را آکل شـوی

لب‌فروبندازطعام‌وازشراب           سوی‌خوان‌آسمانی‌کـن‌شتاب

بهر لقمه‌ گشت لقمانی‌گـرو            وقت‌لقمان‌است، ای‌لقـمه‌برو

ما می‌خواهیم با محبوب حقیقی خود دلدادگی کنیم ولی این لقمه‌ها ما را از او غافل می‌کنند، و در این حالت است که احساس غربت از محبوب در ما می‌میرد و اشک ما – که علامت دوری همراه با شوق است- خشک می‌شود. لذا گفت:

تو ‌چه ‌دانی قدر‌آب ‌دیدگان            عاشـق‌نـانـی‌چـــونادیدگان

 گرتواین‌انبان‌ زنان‌خالی‌کنی            پُر زگوهرهای ‌اِجْلالی‌ کنی

پس اگر انسان طالب گوهرهای جلال حضرت حق است، باید انبان شکم را کمی از نان خالی کند.

تا تو تاریک ‌وملول و تیره‌ای   دان‌که‌بـادیــولعین‌هم‌شیره‌ای

این عدم نشاط در دینداری، ریشه در شکم پُر دارد که منشأ وسوسه شیطان می‌گردد.

طفلِ‌جان‌ازشیرِشیطان‌بازکن            بعد از آنَشْ‌ با مَلَک اَنْباز کن

چنانچه پیامبر«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: معده پُر، چراگاه شیطان است .  با امید به‌ این‌که در این ماه ، مرتع چرای شیطان را خشک کنیم و از تحریک‌های ظلمانی شیطان در جان خود، آزاد شویم، و محکم و جانانه در جهت کشف لقمه‌‌‌‌‌‌های نور و نورانیت  قدم بزنیم. پیامبر اکرم«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: « ایهَا النّاسُ اِنَّ اَبْوابَ الْجِنانِ فی هَذا الشَّهْرِ مُفَتَّحَه، فَاسْألُوا رَبَّکم اَنْ لا یغَلِّقَها عَلَیکم، وَ ابْوابَ النِّیرانِ مُغَلَّقَه، فَاسْألُوا رَبَّکم اَنْ لا یفَتِّحَها عَلَیکم، وَالشَّیاطِینَ مَغْلُولَه فَاسْألُوا رَبَّکمْ اَنْ لا یسَلِّطَها عَلَیکم».[1] «ای مردم در این ماه درهای بهشت باز است، از خداوند بخواهید آن را بر شما نبندد، و درهای آتش بسته است از پروردگارتان بخواهید آن را بر شما باز نگرداند، و شیاطین را بسته‌اند، از پروردگارتان تقاضا کنیدکه آنها را بر شما مسلّط نگرداند.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : گاهی مواقع نگران فقر خود نیستید، نگران از این نیستید که نکند از مال دنیا کم به‌دست آورم و این‌گونه اضطراب‌ها را ندارید، این حالت، معنی باز‌کردن دریچه بهشت به قلب شما است و اگر دیدید این آرامش رشد کرده، بدانید نگذاشته‌اید دریچه بهشت بسته شود. اگر دیدید بعد از مدتی دوباره حرص به دنیا در شما پدید آمد و دلتان می خواهد فقط دنبال دنیا بدوید و دنیای بیشتر را می‌خواهید، بدانید درِ بهشت را به قلبتان بسته اید ملاحظه می‌فرمایید که همه درهای جهنم بسته است، بکوشید که عملاً این درها را به‌روی خود باز نکنید، و تمام درهای بهشت باز است بکوشید که این درها را بر خود نبندید، این راه را به رایگان از کف ندهید و برای یک سالِ خود ره‌توشه فراهم کنید. در این روزها یک حال خاص و یک آمادگی قلبی خاص در خود احساس می کنید که نباید از این مطلب ساده بگذرید. این یک روحانیت قلبی است که به جهت آن، آماده بندگی خداوند شده‌اید. این یک آماده شدن برای ارتباط با عالم غیب است تا لطف خداوند بر جانتان ریزش کند. حتی ممکن است خودتان ندانید که الآن قلبتان در چه حالی است، ولی که این روحانیت قلبی را پیامبر«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» به ما خبر داده‌اند! همیشه این حالت را ندارید و این به یک اعتبار به معنی باز شدن درهای بهشت است . و در این حال می بینید وسوسه شیطان در جانتان فعّال نیست، آرمان‌های معنوی برایتان مطلوب شده است، مگر کار شیطان وسوسه‌ نیست ؟ ملاحظه کنید الآن وسوسه‌های شیطانی تا حدی که خودتان آماده باشید و به دنبال آن نروید، بر قلبتان حکومت نمی‌کند، در این ماه چنین حالتی را بر قلب هر بنده‌ای حاکم می‌کنند و این لطف خداوند است. سپس پیامبر«صلوات ‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: مواظب باشید شیطانی را که پروردگارتان بست، باز نکنید، و درهای بهشتی را که باز کرد نبندید ! باز به خودتان رجوع کنید: گاهی ممکن است خدای ناکرده در روزهای آخر ماه مبارک رمضان حالتی برایتان پیش آید که احساس کنید از دست عبادت این ماه خسته شده‌اید، این حالت یعنی بهشتی که برای ما باز کردند و از آن طریق حالتِ میلِ به بندگی در ما ایجاد شد، با خوب استفاده‌ نکردن از ماه‌ رمضان، آن بهشت را برروی قلب خود بسته‌ایم! شیطان باز ملاحظه بفرمایید؛ گاهی مواقع نگران فقر خود نیستید، بدانید درِ بهشت را به قلبتان بسته اید. «بهشت»؛ مسیر بنده است به سوی خدا، و این شور و شعفی که امروز نسبت به بندگی خدا در خود حس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کنید اگر پایدارش کنید فردا در قیامت به‌صورت بهشت ظهور می‌کند و به‌واقع شما را در خود جای می‌دهد. بهشت و جهنم هر دو از قلب ظهور می‌کند، پس اگر خواستید ببینید الآن اگر مُردید در چه حالی‌‌‌‌‌‌ هستید، یکی از راه‌هایش این است که به قلبتان نظر کنید و ببینید در چه حالی است، روی هم رفته حالات قلبی شما، مقام شما را نشان می‌دهد، اگر قلب شما جهنمی شد و به تعبیر قرآن از درون آن جهنم طلوع و ظهور کرده باشد، [2] غضب و کبر و احساس فقر و شهوت بر شما حکومت می‌کند، و لذا پرده‌ها که عقب رفت خودتان را در جهنم می‌بینید. ولی اگر دیدید آرامش، خوش‌بینی به بندگان خدا، حلم، حیا و عفت، روحتان را سیراب کرده، راه بهشت به روحتان باز شده‌ است، و اگر چنین باشد تلاش کنید، که این راه بسته نشود. بیشترین فعالیت شیطان این است تا فیض و برکت‌های این ماه را از شما بگیرد، اگر توجهی بفرمایید می بینید که عموماً در این ماه اختلافات و دسته‌‌‌بندی‌‌‌ها، وقت‌کشی‌ها و شب‌نشینی‌های بی‌محتوا زیاد می‌شود، شیطان به کمک یاران خود در این ماه اختلاف و فتنه درست می‌کند، تا توفیق مردم را در استفاده از ماه رمضان بگیرد، یا کم کند. کار شیطان در سلب توفیق از انسان در زمان‌ها و مکان‌های مقدس، چیز مهمی است. مثلاً اگر آدم بخواهد در خانه نماز بخواند وسوسه‌های شیطان کمتر است، ولی اگر خواست به مسجد برود وسوسه‌های شیطانی بیشتر می‌شود. شیطان وقتی نتوانست ما را از نماز منصرف کند، ما را از نمازِ بهتر، که همان نماز در مسجد است، محروم می‌کند، و باز اگر نتوانست، کاری می‌کند که در مسجد به آن نتیجه نهایی نرسیم. ماه رمضان هم همین طور است درهای جهنم بسته است ولی از یک‌جهت هم شیطان بیکار نیست و دنبال فرصت است. اگر شما شروع کردید به بدی کردن، و مواظب نبودید که او همواره بسته بماند و سهل‌انگاری کردید، آن شیطانِ بسته شده، به‌سوی شما باز می‌شودو توفیق بسیار بزرگی را از دست می‌دهید، ‌ و در این صورت خود شما هستید که راه وسوسه شیطان را به قلب خودتان باز کرده‌اید .[3] کار شیطان در سلب توفیق از انسان در زمان‌ها و مکان‌های مقدس، کاری می‌کند که در مسجد به آن نتیجه نهایی نرسیم انتظار ما از روزه نکته مهم این است ‌که شما از روزه چه انتظاری دارید؟ گفت: طالـب ‌هـر چیـز ای یار رشیـد جزهمان‌چیزی‌که‌می‌خواهد ندید عمده مطلب همین است که هرکس در هر عرصه‌ای دنبال مطلوب خود است و جز آن را نمی‌بیند، حالا در عرصه روزه هم اگر مطلوب ما چیز کمی باشد، از آن حقایق برین روزه که مطلوب اولیای الهی است محروم خواهیم ماند. اگر همت ما بلند باشد، حقایق عالی نصیب ما می‌شود. از طریق روزه هم می‌شود از خداوند دنیای بهتر بخواهیم و هم می‌‌‌شود مطلوبمان وَجه حق باشــد، یعنی «اِبْتِغاءً لِوَجْهِ الله» روزه بگیریم تا خداوند، خودش را به ما بدهد. روزه‌دار شبیه خدا می‌شود در حدیث قدسی داریم: « الصَّوْمُ لی وَ اَنَا اُجْزی بِه »[4] می‌فرماید : روزه از آن من است و خودم هم جزایش هستم. چون در هیچ عبادتی به این اندازه بنده شبیه خدا نمی‌شود. انسان از طریق روزه‌داری، ظهوری از غنای حق می‌گردد، همچنان که خداوند هیچ نیازی به غذا ندارد، روزه‌دار به نحوی در حدّ خودش شبیه چنین حالتی می‌شود. اگر حدیث «اَنَا اَجزی بِه» باشد، یعنی خودم جزایش را می‌دهم، این هم مژده بزرگی است، یعنی نتیجه روزه و جزای روزه‌دار را به واسطه‌ها واگذار نمی‌کنم و به‌واقع این هم مقام کمی نیست، چون در هر صورت در این حالت هم کمالات بسیار متعالی را از خدا دریافت می‌کنید. شما در روزه، کمی از گرایش به دنیا منصرف می‌شوید و در نتیجه یک غنای مختصری نسبت به دنیا در شما پدیدار می‌شود و لذا به یک اعتبار صفتی از صفات عُلیای خداوند یعنی صفت «غنی» در قلب شما تجلّی می‌کند و نیازتان به دنیا کم می‌شود و با خدا مأنوس می‌گردید. یعنی اگر روزه‌دار همت خود را بلند کند و در طلب حق باشد، نور حق در اسم غنا در قلبش می‌تابد و این یک نحوه قرب به حق است. پی نوشت ها : 1- (مختصری از کتاب« روزه دریچه ای به عالم معنا».)جهت بررسی مفصّل خطبه حضرت به بحث «ماه رمضان و نحوه برخورد با آن» مراجعه فرمایید. 2- «نارُ‌اللهِ الْمُوْقَدَه، اَلَّتی تَطلَّعُ عَلَی الْاَفْـئِدَه» آیات 6 و 7 سوره همزه 3- در روایت داریم؛ شیطانِ عصیانگر بسته می‌شود ولی شیطان وسوسه‌گر می‌ماند. یعنی وسوسه هست ولی روح انسان از آن متأثر نمی‌شود تا اراده کند تحت تأثیر آن وسوسه آن عمل نماید. 4- مَن لا یحضره الفقیه ج 2 ص 75،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

راهکارهایی برای کنترل میل جنسی


از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است.


پشیمان نادم مرد

در مقاله پیش با عنوان "خود ارضایی اعتیاد خطرناک" تا حدودی به بررسی این معضل دامن گستر در جامعه اشاره کردیم و در این قسمت مباحثی پیرامون ازدواج و کنترل غریزه‌ی جنسی به شما عزیزان ارائه می‌دهیم باشد که راه‌گشا باشد .

اگر نظری کوتاه به سایت‌های مراجع معظم تقلید بیندازید و قسمت استفتائات را بررسی کنید بیشتر پرسش‌های جوانان عزیز مربوط به مسائل جنسی فشار این غریزه سرکش و نداشتن امکانات برای ازدواج و همچنین مبتلا بودن به مرض مهلک خود ارضایی است ،که نشان دهنده رواج این امر ناشایست بین جوانان است که آن‌ها را به ورطه انحرافات جنسی کشانده است . این هشداری است به تمام مسؤلان ذی‌ربط ، و همچنین خانواده‌های محترم است که به خود آیند و کمتر این تشریفات دست و پاگیر را سد راه جوانان عزیز کنند.

 

کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند 

اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود[1]و لذا چنین کسی یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و یا خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید.

قرآن کریم می‌فرماید:وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : باید از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده خودداری کرد و به محض رو به رو شدن با این امور، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد 1-چگونه مقدمات ازدواج را فراهم کنیم در زمان حاضر مشکلاتی برای ازدواج جوانان وجود دارد که مهم‌ترین آنها به مسائل اقتصادی برگشت می‌کند مسأله ازدواج و عبور از عقبات آن در محیط امروز دست کمی از عبور «رستم» از «هفت خوان افسانه‌ای» ندارد با این تفاوت که همه جوانان شجاعت و قدرت رستم را برای پشت سر نهادن این هفت خوان ندارند و یا اصولاً چنان تصمیمی نگرفته‌اند! کمتر مسأله اجتماعی مانند این مسأله از صورت اصلی و طبیعی خود بیرون رفته و این چنین پیرایه‌های زیان بخش و مزاحمی به آن بسته شده است. بیشتر ناله‌ها، شکایت‌ها، و داد و فریادهای جوانان و پدران و مادران از سنگینی بار ازدواج مربوط به همین پیرایه‌هاست. وگرنه اصل و اساس این مسأله ساده‌تر و پاکیزه و مقدس‌تر از آن است که این همه بدبختی و دردسر در پیش یا به دنبال خود داشته باشد. برای رفع مشکلات ازدواج باید به چند نکته توجه داشته باشند تا بتوانند در این مرحله از زندگی موفق شوند: 1- توکل به خدا و اعتماد به او باید انسان ایمان خود را به خدا و وعده‌هایی که داده است محکم و استوار کند و از بدگمانی و دو دلی نسبت به وعده‌های الهی به دور بوده و مطمئن باشد پروردگار بزرگ او را تنها نمی‌گذارد و به حال خود رهایش نمی‌کند. در همین رابطه برای رفع دل نگرانی نسبت به کاستی‌های معیشتی فرموده است:«اگر نیازمند باشند خدا از فضلش آنان را بی نیاز گرداند.» 2- کنار گذاشتن تشریفات زاید، هزینه‌های قابل حذف و پیشگیری و دوری کردن از مراسم پر سر و صدا و پر خرج. 3- قناعت علاوه بر دوری از تشریفات، زندگی را باید بر اساس قناعت پایه ریزی کرد و معنای قناعت آن است که در اداره زندگی به حداقل بسازد. دعا 4- بهره گیری از خلاقیت، ابتکار و تجربیات دیگران انسان موجودی است نیرومند، مبتکر، خلاق و دارای استعدادهای شگرف ذاتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است. اگر به این نیروی خارق‌العاده پی ببرد و از آن استفاده کند قادر است بزرگ‌ترین موانع و مشکلات را با سرپنجه تدبیر از سر راه بر دارد. بهره گیری از تجربه دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان و بستگان دلسوز سرمایه گران بهایی است که فرد باید آن را با فکر و تدبیر خویش آمیخته کرده و با بهره گیری از آن بر مشکلات فایق آید. 5 - انتخاب همسر موافق و هم شأن: اگر همسر به معنای واقعی، همسری هم شأن و هم سنگ در تمام زمینه‌های گوناگون عقیدتی و مذهبی، اخلاق، فرهنگ خانوادگی، اصالت و نجابت، شغل، تحصیلات و سایر موارد باشد، بسیاری از مشکلات با هم دلی طرفین قابل رفع است علت تأکید اسلام عزیز بر اوصاف بایسته یک همسر برای آسان شدن زندگی و رهایی از گره‌های کور آن است . دوستان عزیز نباید گمان کنیم که برای رسیدن به شرایط مطلوب و پیدا کردن شاهزاده خیالاتم فعلاً با روش‌های ناپسند مثل خود ارضایی روابط نامشروع و...به انتظار نشست، این‌ها همه دام راه و از مصادیق آرزوهای دراز است که نه تنها هرگز باری نخواهد داد که به سوی نابودی می کشاندمان . مرگ در پیش است دیر یا زود نباید به قوه جوانی مغرور شد جوانی فرصت خودسازی است نه خیال پردازی نه توهم. بیایید کمی از انتظاراتمان بکاهیم و ایمانمان را از دستبرد شیطان مصون داریم. 2-کنترل غریزه جنسی اگر کسی قدرت ندارد مقدمات ازدواج را فراهم کند بلکه مشکلاتی بر سر راه او است که نمی‌تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفی: غالباً وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می‌آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‌شود و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‌اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعاً بهتر از عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیان‌بار و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می‌شود با چنین برداشتی از آن و تصور دشواری و زیان باری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‌هایی سرباز می‌زند. هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، روزه اخلاقی بگیرید، یعنی میزان مصرف غذا و آب مصرفی را کاهش دهید و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهید و مقدار آن را اندک اندک، کم کند 2- کنترل مثبت: غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‌ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‌ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‌ی پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. چون موجب می‌شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفو0بماند و انرژی و سرمایه‌های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. طرق کنترل مثبت 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‌های محرک در ذهن و خیال از فکر کردن و تصور نمودن و حتی تخیل امور جنسی (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتی به قصد داشتن اطلاعات و آگاهی به سراغ مطالب جنسی و شوخی‌های جنسی و تحریک کننده در کتاب‌ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتوای خوب، مفید و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگردانی به سراغ این امور نرود. عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت علیه‌السلام فرمود:عیسی بن مریم علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدر کرده و فاسد می‌کند. [3] و همچنین به محض ورود افکار جنسی به ذهن باید سریع به نماز خواندن یا هر فکر معنوی و مثبت مثل یاد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نیت رها شدن از این فکر نیایش کرد و از خداوند کمک خواست، حتی اگر انسان در خیابان در حال حرکت و یا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می‌تواند نیت کند و به نماز خواندن مشغول شود. و در این حالت اگر در مکان خلوت باشد، تغییر محیط داده و به مکان‌های عمومی برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند. زن زنان آخرالزمانی 2-دوری از نگاه‌های مسموم و مناظر تحریک آمیز باید از نگاه کردن به مناظر، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد. 3- اجتناب از بعضی دوستان باید از گفتگوهای دوستانه و نشست‌های غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادی که کشش جنسی و تمایل به این رفتار را در انسان افزایش می‌دهند اجتناب کرد. از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است. [4] 4- اجتناب از غذاهای محرک از خوردن غذاهای محرک مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، سوسیس، کالباس، گوشت قرمز، غذای پرچرب اجتناب کرد.و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشیدن آب و مایعات خصوصاً قبل از خواب اجتناب کرد چرا که پرخوری باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می‌شود، در حالی که اعتدال و کم خوری باعث ضعیف شدن این غریزه می‌شود. در حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب می‌کنند می‌فرمایند:هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، کم کند. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود 5- اشتغال، ورزش و سرگرمی‌های مفید. هرگز انسان نباید بی کار باشد بلکه باید برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا کم فایده ولی با علاقه. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‌رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریح آن می‌شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت (بی کار و وقت آزاد) تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق علیه‌السلام در حدیث پردامنه «مفضل» می‌فرمایند:... و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می‌شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می‌شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد.[6] 7- تلاوت قرآن و ادعیه قرآن زیاد مطالعه شود و باید در معانی آن تفکر کرد چون بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می‌برد و زخم‌های پنهان را التیام می‌دهد و همت‌ها را تا آسمان‌ها بالا می‌برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می‌بخشد. امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دل‌هاست و از نور آن بر مرض‌ها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‌هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‌هاست[7]. و همچنین مأنوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبر ادعیه بیان شده خوب است و شرکت در مراسم دینی و مذهبی باعث می‌شود روحیه دینی و میزان پایبندی به رفتارهای دینی تقویت شود و افزایش یابد. خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیان‌های آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‌دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفی می‌داند. خدایا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم. پی نوشت ها : [1]. شیرازی، ناصر مکارم، استفتائات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، قم - ایران، دوم، 1427 ه ‌ ق ج 2، ص: 362 [2].نور، آیه 33 (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند) [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری، ج 14، ص 240 (ان عیسی قال للحواریین:... ان موسی امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت) [4]. وسائل الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشی اسلامیه، ج 12، ص 236 (من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان) [5]. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء) [6]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87(... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...) [7]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

بنابه تأکید قرآن کریم ما انسان‌ها مواقفی را در روز قیامت در پیش رو داریم که پنجاه موقف است و هر موقفی هزار سال طول می‌کشد، در این ایستگاه‌ها که پنجاه هزار سال می‌شود باید پاسخ گوی اعمالِ خود باشیم و بهتر از هر چیزی توجه به انجام واجبات و ترک محرمات الهی است.


کمک دست
یُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِی الْأَبْصَارِ (النور،44)

خداوند متعال شب و روز را دگرگون می‌کند. به حقیقت در این(جابه‌جایی شب و روز) هر آینه عبرتی برای صاحبان بصیرت است. با گردش شب و روز است که ما انسان‌ها، هفته‌ها، ماه‌ها و بلکه یک سال را پشت سر می‌گذاریم. در این بین کسانی که اهل بصیرتند از این گردش ایّام عبرت می‌گیرند؛ از ظاهر به باطن و از مجاز به حقیقت می‌رسند، و این موعظه بزرگی برای انسان‌های صاحب دل و با بصیرت است.

این ساعاتی که بر ما می‌گذرد و خواهد گذشت، ساعات ارزشمند و پربهایی است که در واقع سرمایه اساسی ما برای تأمین سعادت در دنیا و آخرت است. بنابراین باید بسیار با دقّت و مراقبت حسابرسی کنیم که این ساعات و ایّام چگونه گذشته و چگونه می‌گذرد و اگر این محاسبه در زندگی ما نباشد ما سخت زیان کرده و سرمایه را از کف داده و خواهیم داد. در اهمیّت این مطلب همین بس که مولای ما امام هفتم حضرت موسی‌بن‌جعفرعلیه‌السلام فرمودند: " یا هشام! لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم فان عمل حَسَناً استزاد مِنه و إن عمل سیّئاً استغفرالله منه و تاب الیه : ای هشام! از ما نیست کسی که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد که اگر کار نیکی انجام داده در افزایش آن بکوشد و چنانچه کار زشتی کرده از خدا آمرزش بخواهد و به سوی خداوند بازگردد."



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : مرحوم شیخ صدوق‌رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در کتاب اعتقادات خود می‌نویسد: در روز قیامت عقباتی وجود دارد که در هر عقبه‌ای برای انجام واجبی و ترک محرّمی در نظر گرفته شده است. یک عقبه برای نماز، عقبه دیگر برای حج، عقبه‌ای برای زکات و همین‌طور سایر واجبات اگر می‌بینیم برخی از افراد به مقاماتی رسیده‌اند به خاطر همین دقّت در مراقبه و محاسبه نفس بوده است که دقیقاً اعمال و رفتار و گفتار خود را تحت نظر داشته‌اند و اگر لغزشی از آنان سر بزند استغفار کرده از خدا آمرزش خود را خواسته‌اند. در روایت دیگر که از رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله و سلم نقل شده، آمده است: " حاسِبوا انفسکم قبل ان تحاسَبوا وَ زِنوا قَبْلَ اَنْ توزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الاکبر : پیش از آن که به حساب شما برسند خود حساب گر خویش باشید و قبل از این که اعمال شما را بسنجند اعمال خود را وزن کنید و برای روز قیامت خویشتن را آماده سازید." مولای ما امام هفتم حضرت موسی‌بن‌جعفرعلیه‌السلام فرمودند: " یا هشام! لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم فان عمل حَسَناً استزاد مِنه و إن عمل سیّئاً استغفرالله منه و تاب الیه : ای هشام! از ما نیست کسی که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد که اگر کار نیکی انجام داده در افزایش آن بکوشد و چنانچه کار زشتی کرده از خدا آمرزش بخواهد و به سوی خداوند بازگردد." پنجاه موقف از مواقف روز قیامت بنا به تأکید قرآن کریم ما انسان‌ها مواقفی را در روز قیامت در پیش رو داریم که پنجاه موقف است و هر موقفی هزار سال طول می‌کشد، در این ایستگاه‌ها که پنجاه هزار سال می‌شود باید پاسخ گوی اعمالِ خود باشیم و بهتر از هر چیزی توجه به انجام واجبات و ترک محرمات الهی است. مرحوم شیخ صدوق‌رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در کتاب اعتقادات خود می‌نویسد: در روز قیامت عقباتی وجود دارد که در هر عقبه‌ای برای انجام واجبی و ترک محرّمی در نظر گرفته شده است. یک عقبه برای نماز، عقبه‌ای برای زکات و همین‌طور سایر واجبات. به هر حال تمام اعمالی که از ما سر می‌زند مورد پرسش الهی است و اگر خطا باشد موجب گرفتاری ما خواهد شد. باید هشیار بود، حتی در حرف زدن که امر مهمی است و هر لفظی که از زبان ما صادر می‌شود، نوشته خواهد شد؛ قرآن کریم می‌فرماید: مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ. رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله و سلم نقل شده، آمده است: " حاسِبوا انفسکم قبل ان تحاسَبوا وَ زِنوا قَبْلَ اَنْ توزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الاکبر : پیش از آن که به حساب شما برسند خود حساب گر خویش باشید و قبل از این که اعمال شما را بسنجند اعمال خود را وزن کنید و برای روز قیامت خویشتن را آماده سازید." الان هم که در ایام با برکت ماه رمضان هستیم، باید بیشتر مراقب اعمال و رفتار خود باشیم . چه حرف‌هایی می زنیم، چگونه قضاوت می کنیم . کمی به خود آییم و تا دیر نشده، نادم و پشیمان شده، جبران کنیم مبادا که دچار غفلت شویم. راه رهایی از غفلت برای این که به این آفت خانمان‌سوز غفلت مبتلا نشویم باید هر روز به حساب کارهای خود برسیم. دفتری داشته باشیم و اعمال روزانه‌ی خود را در آن بنویسیم و پایان هر روز به محاسبه اعمال خود برسیم و مواظب باشیم که در هفته و ماه و سال و بلکه در کل زندگی چه کرده‌ایم؛ خوب بوده یا بد، همه ثبت و ضبط شده است. نکته جالب این که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: " وَکُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَابًا یَلْقَاهُ مَنشُورًا : کارنامه اعمال هر انسانی را به گردنش می‌آویزیم و روز قیامت کتابی برای او بیرون می‌آوریم که آن را در برابر خود گشوده می‌بیند." در این نامه‌ی اعمال هیچ‌چیز فروگذار نشده است و در آن روزی که یوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ (الطارق، 9) است، هر کار خیر و شری که انسان انجام داده آشکار و برملا خواهد شد و آنجاست که معلوم خواهد شد این شخص بهشتی یا جهنّمی است. کارنامه‌ی عملکردش را به دستش می‌دهند و دنباله‌ی آیه می‌فرماید: " اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا : این همان نامه‌ی اعمال توست، به او می‌گوییم کتابت را بخوان! کافی است که امروز خود حساب گر خود باشی." در این نامه‌ی اعمال هیچ‌چیز فروگذار نشده است و در آن روزی که یوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ (الطارق، هر کار خیر و شری که انسان انجام داده آشکار و برملا خواهد شد و آنجاست که معلوم خواهد شد این شخص بهشتی یا جهنّمی است. کارنامه‌ی عملکردش را به دستش می‌دهند. نامه به دست راست یا به دست چپ ؟! قرآن کریم می‌فرماید: " وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیهْ وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِیهْ : و امّا کسی که کارنامه‌اش به دست چپ او داده شود، گوید ای کاش نامه‌ام به من داده نمی‌شد و نمی‌دانستم در حساب اعمالم چه نوشته‌اند." امّا در کنار این افراد، اشخاص دیگری هم هستند که با صدای بلند فریاد شادی سر می‌دهند که‌ای اهل محشر بیایید و نامه‌ی اعمال مرا ببینید :" فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا کِتَابِیهْ : امّا کسی که کارنامه‌اش به دست راست او داده شود با صدای بلند می‌گوید: بیایید نامه‌ی عمل مرا بخوانید." فرآوری و تلخیص : زهرا اجلال بخش قرآن تبیان منابع : محاسبه یک سال عمر از دیدگاه «آیت‌الله صافی گلپایگانی» سایت آیت الله مکارم شیرازی،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌.

به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند.فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند.خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.


فرشته

همه موجودات در سیر و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسید که در آن نقطه خاتمه یافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى یابند. از نظر قرآن کریم، مرگ هر چیزى هنگامى است که ”‌اجل”‌‌ آن شئ فرا برسد، و همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان داراى چنین اجلى هستند.[1] این نقطه استقرار و ثبات بنابر گفته قرآن، نزد خداوند است. « أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ » [2] و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد. (و وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ)[3] از این رو، وقتى موجودات به پیشگاه خداوند رسیدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حیاتى ابدى و جاویدان مى گردند. همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان – صیرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پیش گاه او حاضر و محشور مى گردند. این بازگشت همگانى به سوى خداوند همان ”‌مرگ”‌‌ است. پس مى توان چنین نتیجه گرفت که همه موجودات از جمله فرشتگان، این چنین ”‌مردنى”‌‌ خواهند داشت.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادى به ”‌نفخ صور”‌‌[4] تعبیر شده است و دمیدنى که در صور انجام مى‏گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایى قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌‌،[5] ”‌زجره”‌‌[6] (صیحه)، ”‌صاخه”‌‌[7] (صیحه شدید) و ”‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌‌[8] (دمیدن در چیزى که صدا از آن خارج مى شود) تعبیر گشته است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.[13] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌‌، [14] که به طور کلی می فرماید هر چیزی هلاک می شود و می میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: ”‌و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌‌.[9] این آیه ابتدا می فرماید: تمام آنها که در زمین و آسمان هستند می میرند که شامل تمام ملائکه نیز می شود. سپس بعضی از آنان را استثنا می کند. پس، از این آیه فهمیده می شود که عده ای از موجودات در نفخه اول نمی میرند. در این که اینها چه کسانی هستند؟ در میان مفسران اختلاف است. گروهى معتقدند که آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل اند. در روایتى است که وقتی رسول الله (ص) این آیه را تلاوت کردند مردم پرسیدند چه کسانی استثنا شده اند؟ حضرت فرمود: ”‌جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت و وقتی خلائق قبض روح شدند آنها نیز به فرمان خدا به ترتیب می میرند”‌‌.[10] روایت دیگرى حاملان عرش خدا را نیز بر این ملائک افزوده ‏اند.[11] فرشته به هر حال از این روایات[12] و روایاتی که می فرماید: وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.[13] از بعضی آیات از جمله آیه: ”كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند، به گونه اى که در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند متعال.بنابراین، فرشتگان دارای عمر بسیار طولانی هستند. اما آنان نیز روزی خواهند مرد. در مورد نفخ صور و مردن همه عالمیان از امام سجاد علیه السلام پرسش شده بود که ایشان ضمن یک حدیث طولانی مراحل دمیده شدن در صور را توضیح می دهند و در مورد مرگ فرشتگان هم جزئیاتی بیان می دارند به این مضمون : قبض‌ روح‌ جمیع‌ فرشتگان‌ و تنها بقاءِ ذات‌ خدا عزّوجلّ و سپس‌ حضرت‌ شروع‌ به‌ سخنانی‌ نمود و فرمود: تمام‌ اهل‌ زمین‌ می‌میرند بطوریکه‌ یک‌ تن‌ در روی‌ زمین‌ باقی‌ نمی‌ماند. و اهل‌ آسمان‌ می‌میرند حتّی‌ یک‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند مگر ملک الموت‌ و حَمَله عرش‌ و جبرائیل‌ و میکائیل‌. حضرت‌ فرمود: در این‌ حال‌ ملک‌ الموت‌ می‌آید تا در نزد پروردگار عزّوجلّ حضور پیدا نموده‌ می‌ایستد و به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌، که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌. به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند. فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند. خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌. ملک‌ الموت‌ پس‌ از انجام‌ مأموریت‌ خود می‌آید تا در نزد پروردگار خود حضور یافته‌ و می‌ایستد. به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌ ـ: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌. درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: ”‌‌و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌ خداوند میفرماید: بگو حمله عرش‌ نیز بمیرند. در اینحال‌ ملک‌الموت‌ با حالت‌ اندوه‌ و غصّه‌ می‌آید، و در حالیکه‌ سر خود را پائین‌ انداخته‌ و چشمان‌ خود را بر نمی‌گرداند در نزد خدا حضور می‌یابد. به‌ او گفته‌ میشود: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! غیر از ملک‌ الموت‌ کسی‌ باقی‌ نمانده‌ است‌! به‌ او گفته‌ میشود: بمیر ای‌ ملک‌ الموت‌! پس‌ می‌میرد. در اینحال‌ خداوند زمین‌ را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد، و آسمان ها را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد؛ و می گوید: «أَینَ الَّذِینَ کانُوا یدْعُونَ مَعِی‌ شَرِیکا؟ أَینَ الَّذِینَ کانُوا یجْعَلُونَ مَعِی‌ إلَهًا ءَاخَرَ؟ [15] «کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ در کارهای‌ من‌ شریک‌ می‌پنداشتند؟ کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ خدای‌ دگری‌ قرار میدادند؟» پی نوشت ها : [1].روم، 8 [2].انعام، 2 [3]. نحل، 96 [4]. نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… . [5]. یس، 53 [6]. نازعات، 13 و 14 [7]. عبس، 33 و 34 [8].مدثر، 10 -8 [9].زمر، 68، ”‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌‌. [10]. بحار الانوار، ج 79، ص 184 [11]. همان، ج 6، ص 329 . [12]. همان. [13]. همان، ص 324 [14]. قصص، 88 [15]. «كافی‌» طبع‌ حروفی‌، ج‌ 3، كتاب‌ جنائز، ص‌ 256 و 257؛ و طبع‌ سنگی‌ ج‌ 1، ص‌ 70 و 71 منابع : کتاب معاد شناسی علامه طهرانی اسلام پدیا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم،که کسب رضایت ایشان است،ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود

امام زمان (عج)

خوب است بدانیم که امام زمان(عج) شدیداً به شیعیان خود عشق مى‏ورزد؛ بلکه علاقه آن حضرت به شیعیان و دوستانشان خیلى بیشتر از علاقه‏اى است که ما نسبت به آن حضرت داریم. ایشان همواره براى شیعیان خود دعا مى‏کنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَیرُ مُهَمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلاناسینَ ِذِکْرِکُمْ» )بحارالانوار: ج 53، ص 174 ( ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمى‏کنیم و شما را از یاد نمى‏بریم».

آنچه بر ما بایسته است، جلب رضایت آن بزرگوار است. پیوستگى با او، یعنى، مطیع او بودن. در واقع ما باید ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داریم. برای اینکه این نکته بهتر روشن شود توجه شما را به این حکایت جلب می کنیم.

حضرت داود (ع) در حال عبور از بیابانی مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک برمی دارد ویه جای دیگری میریزد ، از خداوند خواست تا از راز این کار آگاه شود ...، مورچه به سخن آمد که : معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپه در این محل قرار داده است !

حضرت فرمود : با این جثه کوچک ، تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی ، و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد ؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى‏شود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید مورچه گفت : همه اینها را می دانم ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده ام ! در اینجا حضرت داود(ع) منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او ( محمد، محمدی ری شهری، کیمیای محبت، ص58.) این حکایت درسی عبرت‌آموز است برای کسانی که ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند که آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسید‌ه‌اند یا نه؟! البته ناگفته نماند که دشواری‌ها و پایداری و پایمردی است که عشق و محبت را سهل و آسان می‌سازد. ثانیا: اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم، که کسب رضایت ایشان است، ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود، در حالات (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید سیستانی آمده است که فرمودند: در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان (علیه السلام ) شرفیاب شوم ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند . امام زمان (عج) او می گفت در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه های آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید، حال عجیبی به من دست داد، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم، خانه ای کوچک و فقیرانه ای بود، از درون خانه نور عجیبی می تابید . در زدم وقتی در را باز کردند مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله فرجهم ) در یکی از اتاقهای آن خانه تشریف دارند ؛ و در آن خانه جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه سفیدی به روی آن کشیده بودند . وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم حضرت به من فرمودند : چرا این گونه دنبال من می گردی ؟ و رنجها را متحمل می شوی ؟ مثل این باشید ( اشاره به جنازه کردند ) تا من دنبال شما بیایم . بعد فرمودند این بانویی است که در دوره بی حجابی ( رضا خان پهلوی ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند .) این داستان واقعی این واقعیت را نشان می دهد که اگر اعمال ما مورد رضایت امام زمان(ع) قرارگیرد، امکان دیدار حاصل خواهد شد، هر چند هدف رضایت اوست نه دیدار، یادآورى مهم: درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید و براى گره گشایى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست مى‏کند و خود را درمحضر ایشان مى‏بیند. علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست وگرفتار شدن در منجلاب گناه است، در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلی0است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند گریه برحسین(ع) رمز تقرّب به حضرت ولی عصر(عج): علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست و گرفتار شدن در منجلاب گناه است، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلیظ است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند. «سفینه الحسین اَسرَعُ و اَوسَعُ و اَنفَذ»؛ کشتی امام حسین(ع) سریع ترین، وسیع ترین و نیرومندترین وسیله ها برای رسیدن است. هر کس وارد این کشتی شد، ره صد ساله را یک شبه پیمود. گریستن بر امام حسین(ع) دل را پاک و نورانی ساخته و انسان را مستعد ارتباط با حضرت ولی عصر می سازد. گریستن بر امام حسین(ع) تا بدانجا فضیلت و اهمیت دارد که حضرت صادق(ع) فرمود: «فَمَن بَکی علی الحسین(ع) فَقَد اَدّی حقّنا... هر کس بر امام حسین(ع) بگرید، حق ما را ادا کرده است».[بحارالانوار؛ 45.]از سید عبدالکریم پینه دوز(ره) که هر هفته به محضر امام عصر(عج) شرفیاب می گردید سؤال کردند: چگونه موفق به دیدار آن حضرت شدید؟ پاسخ داد: یک شب پیامبر ختمی مرتبت(ص) را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جدّاه، یا رسول الله، بسیار علاقه دارم به محضر فرزند شما برسم و هر چه می کنم میسّر نمی شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟ فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی، روزی دوبار؛ اول صبح و اول شب بنشین و بر حسینم گریه کن. می گوید: از خواب بیدار شدم و یک سال این برنامه را ادامه دادم. صبح ها می نشستم و روضه کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. پس از یکسال دیدم که راه باز شد.(با استفاده از کتاب «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی(عج)»؛ حسین گنجی)،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :