پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

شاید مقصود این باشد که به خاطر آگاهی از زشتی عمل از دیدگاه عقل و فطرت و شرع توبه نماید. و به دیگر سخن: محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است.


توبه

بیاییم با قرآن آشتی کنیم. آیه هشتم سوره تحریم را مطالعه و در آن دقت کنیم. خدای متعال می‌فرماید: ” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا ”‌، ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به درگاه خدا توبه کنید، توبه‌ای راستین و خالص. توبه‌ای واقعی.

«نُصح» در لغت عرب به معنی خالص است، چنان که به عسلی که خالص از موم باشد می‌گویند: «عَسلٌ نَصُوحٌ». اکنون باید دید مقصود از توبه خالص چیست؟

 شاید مقصود این باشد که به خاطر آگاهی از زشتی عمل از دیدگاه عقل و فطرت و شرع توبه نماید. و به دیگر سخن: محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است.

در این جا احتمال دیگری نیز بیان شده است و آن این که:

«نُصح» در لغت عرب به معنی سیراب کردن بکار می‌رود، چنان که گفته می‌شود:«نَصَحَ الْغَیْثُ الْبَلَدَ» باران منطقه را سیراب کرد. در این صورت، می‌تواند مقصود از توبه‌ی نصوح، آن توبه‌ای باشد که قلب مُرده به وسیله معاصی، بار دیگر زنده گردد و از تیرگی‌های گناه پاک شود. در نتیجه، مقصود این است که توبه‌ی او حقیقی باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است برخی گفته‌اند مقصود از «نصوح»، توبه‌ی صادقانه است. جَزَری در «نهایه» خود که پیرامون لغات حدیث نوشته است، می‌گوید: «اُبَی بن کعب» از رسول گرامی (صلی الله علیه و آ له و سلم)پرسید: مقصود از توبه نصوح چیست؟ فرمود: توبه‌ای که صادقانه باشد، یعنی بار دیگر به گرد گناه نگردد.([ منشور جاوید، ج8، ص 242.]) گناه دارای امواج منفی هم هست. آثار گناه زیاد است. مثلاً در مقاله‌ای که یکی از اطباء نوشته بود بیان شده بود که گناه‌های زبان مانند دروغ، غیبت، و… جدای از اینکه گناه است، باعث بوی بد دهان هم می‌شود مراحل توبه از نگاه رسول خدا(ص) در این روایت شریفه رسول خدا –صلی الله علیه و آ له و سلم- سه مرحله توبه نصوح را بیان می‌فرمایند(منتخب میزان الحکمة.ج1، ص170، ح995) حضرت می‌فرمایند که :« التوبة النصوح الندم علی الذنب حین یفرط منک.» اولین مرحله توبه نصوح، پشیمانی از گناهی است که مرتکب شده‌ای. آن گناهی را که مرتکب شدی اثر بدی را بر روح و جسمت گذاشته. باید بدانیم که گناه دارای امواج منفی هم هست. آثار گناه زیاد است. مثلاً در مقاله‌ای که یکی از اطباء نوشته بود بیان شده بود که گناه‌های زبان مانند دروغ، باعث بوی بد دهان هم می‌شود. یعنی هنگامی که با زبان گناه می‌کنی این گناه سبب می‌شود که دهان بوی بد تولید کند. یعنی سیستم فعالیت دهان را از چرخه طبیعی‌اش خارج می‌کند. این یکی از آثار فیزیکی گناه است. هر گناه آثار خاصی دارد. در کنار آثاری که گناهان بر جسم دارند آثاری هم بر روح دارند. امیرالمؤمنین-علیه السلام- فرمودند: السامع للغیبة کالمغتاب.( غررالحکم.ح1171-منتخب میزان الحکمة.ج2، ص786، ح4917) شنونده غیبت مانند غیبت کننده است امواج منفی گناهان یکی از محققین می‌گفت که گناهان امواج منفی تولید می‌کنند که بر همه چیز حتی روح هم اثر می‌گذارند. در درجه اول بر روح فاعل گناه، در درجه دوم بر روح کسانی که در مجلس گناه حضور دارند. برای همین است که مثلاً درباره غیبت داریم که امیرالمؤمنین-علیه السلام- فرمودند: السامع للغیبة کالمغتاب.( غررالحکم.ح1171-منتخب میزان الحکمة.ج2، ح4917) شنونده غیبت مانند غیبت کننده است. شاید یکی از دلایلش همین آثار روحی غیبت باشد. دومین مرحله را که رسول گرامی اسلام-صلی الله علیه و آ له و سلم- بیان می‌فرمایند: فستغفر الله. یعنی بعد از اینکه از آن گناه پشیمان شدی به درگاه حضرت حق استغفار کن. یعنی در مرحله اول حسابت را با خودت صاف می‌کنی و در مرحله دوم این اشتباه و پشیمانی را به خدا عرضه می‌کنی. در مرحله سوم حضرت فرمودند: ثم لا تعود الیه ابداً. یعنی هرگز به آن گناه باز نگردی. مرحله آخر برای انجام توبه نصوح آن است که آن گناه را دیگر انجام ندهی. این سه مرحله را حضرت برای انجام یک توبه نصوح سفارش فرمودند. یک توبه کامل برای جبران گذشته و ساختن آینده. توبه و دوری از گناه نشاط می‌آورد، شادابی می‌آورد. در روایت هم داریم که گناه قلب را سیاه می‌کند. این همان اثر روحی گناه است. زندگی را به بن بست کشیدن از آثار گناه است اثر توبه نصوح چیست ؟ اثر توبه نصوح، اول از همه برای خود توبه کننده است. توبه و دوری از گناه نشاط می‌آورد، شادابی می‌آورد. در روایت هم داریم که گناه قلب را سیاه می‌کند. این همان اثر روحی گناه است. زندگی را به بن بست کشیدن از آثار گناه است. تیرگی دل باعث می‌شود که زندگی هم تیره شود. گناه افسردگی میاورد. در مقابل، توبه و دوری از گناه نشاط می آورد. روا نشناسی امروز تازه با برخی از آثار روحی گناهان آشنا شده است. حرفی را که قرن‌ها پیش اسلام زده را کم کم داریم درک می‌کنیم، آن هم نه صد در صد. این نشاط و شادابی توبه و دوری از گناه، هم افکار را سالم می‌کند و هم رفتار و کردار را. کسی که توبه نصوح می‌کند، کسی که قصد بازگشت به گناه را در خود می میر اند، می‌خواهد روح را درمان کند. می‌خواهد فکر را نجات دهد. فکر و اندیشه که سالم شد، رفتار درست و انسانی می‌شود. روح آرامش می‌یابد. استرس کم می‌شود یعنی اینکه توبه کننده حالا که خودش خواسته که از پلیدی‌ها و سیاهی‌ها دور شود، یعنی افسردگی را کنار زده و به سوی نور در حال حرکت است. شروع به گردگیری شیشه دل کرده است. این همه حرکت رو به جلو امید را زیاد می‌کند، همان چیزی که در دنیای مدرن امروز نایاب شده است. در اخبار میگویند که مثلاً در فلان شهر یا کشور امید به زندگی کم شده است. این‌ها همه از آثار مخرب روحی و روانی گناه است. زندگی ماشینی جوابگوی نیازهای روحی انسان نیست. روح انسان خیلی لطافت دارد. ما یک سرماخوردگی ساده را خیلی جدی می‌گیریم اما از بیماری‌های روحی بی خبریم. کسی که توبه نصوح می‌کند، رفتار درست و انسانی می‌شود. روح آرامش می‌یابد. استرس کم می‌شود. افزایش استرسی که امروزه مشاهده می‌کنیم بخش عمده‌اش به خاطر همین تیشه‌ای است که خودمان به ریشه خود می‌زنیم. برای رسیدن به آرامش باید ترک عادات زشت و ناپسند کرد. قصد انجام پلیدی‌ها را باید از ذهن دور نمود. جامعه‌ای که دچار فساد و هرزه گی است بیماری روحی و روانی را شاهد خواهد بود. در جامعه ای که دختران، با هزار و یک جور آرایش خود نمایی می‌کنند و پسران، مردانگی خود را کنار گذاشته‌اند و هرزگی می‌کنند، روح مریض می‌شود. آرامش و امنیت از بین می‌رود. چشم و گوش و سایر حواس به خاطر فراموش کردن ارزش‌ها و تشدید بیماری روحی از گناه سیر نمی‌شود. همه این مسایل دست به دست هم داده و انسان را به ورطه نابودی می‌کشاند. جوانی که باید شاداب و پر نشاط رو به جلو حرکت کند، می‌ایستد، افسرده می‌شود، استرس شدید آرامشش را می‌گیرد. فروش آرام بخش‌ها بالا می‌رود تا شاید بتوانند دقایقی آرامش را هدیه دهند. در جامعه ای که دختران، روح مریض می‌شود رابطه گناه و نابودی گناه سم مهلک است و انسان را نابود می‌کند. بعضی از گناهان به سرعت نابود می‌کند مانند قتل و خود کشی، بعضی از گناهان هم نابودی تدریجی را به ارمغان می‌آورند. به واسطه همین خلأ معنویت و شیوع گناهان، ذهن‌ها آرامش ندارند. در جامعه‌ای که فساد شیوع پیدا کند هیچ کسی رنگ آرامش را نخواهد دید. چشم را که وامی کنی از نامحرمان پر می‌شود، صحنه‌ای را هم که می‌بینی به کمک مغز تصویر برداری می‌کنی. دیگر در تنهایی هم مشغول می‌شوی. گوش به همین صورت، زبان همین گونه الی آخر. جامعه‌ای را که فساد بگیرد، قتل و غارت و دزدی و زنا و… زیاد می‌شود. دیگر امنیت جانی نخواهی داشت. امنیت مالی نخواهی داشت. امنیت ناموسی نخواهی داشت. چون گناه رشد کرده و جامعه را فلج نموده است. توبه روحمان را واکسینه کنیم! کسی که توبه می‌کند و نیت می‌کند که دیگر گرد گناه نرود و تلاش می‌کند، نشاط و شادابی از دست رفته را باز می‌یابد. سعی در اصلاح گذشته می‌کند. بهداشت فکری که حاصل شد، بهداشت رفتاری هم می‌آید. کارهای زشت جلو گیری می‌شود و کارهای پسندیده جلوه گر. امراض روحی روانی فرار می‌کنند، چون شخص توبه کننده دارد سم زدایی می‌کند. دارد واکسن روحی میزند. جامعه‌ای که در مرحله سقوط بود نجات پیدا می‌کند. دوده گناهی که آسمان را تیره و تار کرده بود کنار می‌رود و آسمان آبی نمایان می‌شود. جامعه‌ای که مریض بود و در بستر گناه افتاده بود دوباره نشاط خود را بدست می‌آورد و به سمت رشد و کمال به حرکت می‌افتد. پس برای نجات خود و دیگران و جامعه و طبیعت، همین الآن نیت کنیم و در کنار نیت، دست به کار شویم برای بازگشت به سوی خوبی‌ها. دور گناه را خط بکشیم و از خدا بخواهیم گذشته ما را ببخشد. کمکمان کند برای آینده.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

دیداری تازه با قرآن (2)

قرآن

مقاله گذشته

ادبیات نوشتاری و گفتاری مرحوم علی صفایی حائری(عین- صاد) برای همه کسانی که با کتاب‌ها و سخنرانی‌های ایشان آشنایی و انس دارند ، همواره دلنشین و شورآفرین بوده و هست، اما برخی از تعابیر و نوشتارهای ایشان براستی حیرت‌آور و سرمست‌کننده است ، به تعبیری دیگر، کتاب‌های استاد را نمی‌شود نشست و خواند، بلکه باید بلند شد و قیام کرد. از این استاد فقید، بیش از 50 اثر به یادگار مانده است که نظام فکری منظم و استوار و ذهنیت آزادیش‌اندیش وی را به خوبی می‌نمایاند. از جمله نوشتارهای استاد ، آثاری است در زمینه تفسیر پاره ای از سوره‌های قرآن، با عنوان :« دیدارهای تازه با قرآن »؛ درباره این دیدارها، در متن پیش رو توسط استاد معرفی بیشتری صورت گرفته است.

آنچه خواهید خواند شماره دوم از این مجموعه است که عیناً از کتاب «رشد» اقتباس شده است.


 

واژه‏هاى قرآن

ما، در قرآن به كلمه‏هایى برخورد مى‏كنیم. این كلمه‏ها در زبان ما، در گفت‏وگوهاى روزمره‏ى ما هم جریان دارند و در نتیجه بحران شروع مى‏شود و گره‏هاى كور، سبز مى‏شوند، چون ما به برداشت‏هایى دست مى‏زنیم كه از عادت‏هاى ما مایه مى‏گیرند .

ما به هر كس كه ساده و جانماز آبكش بود، مؤمن مى‏گفتیم و به هر كس كه از ما كنار مى‏كشید و لب به جام ما نمى‏زد، متقى مى‏گفتیم و هر كس كه دست و دل باز مى‏شد، محسن مى‏گفتیم و هر كس كه رام مى‏گردید، صابر مى‏گفتیم و هر كس كه دهانش همراه تسبیحش باز و بسته مى‏شد، ذاكر و شاكر مى‏گفتیم.

ما به اینگونه با مؤمن و متقى و محسن و صابر و شاكر و ذاكر و عادت كرده بودیم و اكنون كه با قرآن و آن كلمه‏هاى دقیق و تیپ‏هاى مشخص 1 برخورد مى‏كنیم، باز همان‏ها را مطرح مى‏كنیم و همان‏ها را مى‏فهمیم و یا بهتر بگویم نفهمیده با آنها بازى مى‏كنیم و بر آنها ستم مى‏نماییم.

این ستم از آنجا شروع مى‏شود كه ما بدون رسیدن به معنى و مقصود، به كلمه‏ها و لفظها رسیده‏ایم و با الفاظ خالى انس گرفته‏ایم و آنها را در برخوردها به رخ یكدیگر كشیده‏ایم . اگر ما با حركت فكرى همراه مى‏شدیم و در خود مى‏جوشیدیم و مطلب‏ها و مفهوم‏ها را درك مى‏كردیم و آنگاه در به در، به دنبال كلمه‏ها مى‏گشتیم، در آن لحظه كه به یك كلمه مى‏رسیدیم، از آن بهره مى‏گرفتیم و همچون تشنه‏هاى به آب رسیده، كلمه‏ها را قطره قطره مى‏چشیدیم و جذب مى‏كردیم .



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : ما پیش از آنكه تشنه شده باشیم، نوشیده‏ایم و پیش از آنكه به اشتها آمده باشیم و با سؤال‏ها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار كرده‏ایم و پیش از آنكه به معناها دست یافته باشیم، به كلمه‏ها رسیده‏ایم و این است كه باد كرده‏ایم و با آنكه زیاد داریم، مریض و بى‏رمق هستیم و به امتلاء ذهنى و پرخورى فكرى دچار شده‏ایم . اسفناك اینكه، این بیمارى و این پرخورى، همه گیر شده و اسفناك‏تر اینكه، این بیمارى در ابتدا به عنوان یك افتخار و نشانه‏ى سلامتى و روشنفكرى هم قلمداد مى‏گردد، اما رفته رفته سنگینى و خستگى و ضعف ذهنى را به دنبال مى‏آورد و روشنفكر تلنبار شده را به بن بست مى‏رساند . قرآن كتابى بود كه پس از شكل گرفتن، رهبرى كردن را مى‏آموخت، كه رشد، رهبرى كردن استعدادهاى تكامل یافته است اینها با اینكه خیلى دارند، فقیر هستند، چون پیش از سؤال، به جواب‏ها رسیده‏اند و پیش از عطش، به آب . دواى اینها، همان طرح سئوال‏هاى بنیادى است كه بتواند به تفكرات آنها سازمان بدهد، تا بتوانند با تفكرات سازمان گرفته، به مطالعات خویش سر و سامانى بدهند و آن را هضم كنند و شیره‏كشى نمایند . هیچ چیز بى‏حاصل‏تر، از این مطالعات دستورى و كتاب خواندن‏هاى پیشنهادى نیست، كه پیش از طرح سئوال و جوشش پرسش‏ها، گریبان‏گیر تازه راه افتاده‏ها و نو مسلمان‏هاى شعار زده مى‏شود . كسانى كه مى‏خواهند دیگرى را به راهى و به تفكراتى و به مطالعاتى وادار كنند، ناچارند كه زودتر زمینه‏ها را فراهم سازند و تشنگى را در طرف بریزند و تنور را داغ كنند و سپس نان بچسبانند و مطالبى و كتاب‏هایى را در دسترس بگذارند . اینگونه، حرف‏ها و طرح‏ها زودتر جذب مى‏شوند و كلمه‏ها زودتر مفهوم مى‏شوند و در عمل شكل مى‏گیرند و در خارج پیاده مى‏گردند . خُسر قرآن خسر، رشد، تكامل، هم از آن كلمه‏هایى هستند كه بسته بندى شده به ما هدیه شده‏اند، بدون آنكه آنها را یافته باشیم، با آنها به بازى نشسته‏ایم . در برابر دیگران كه مى‏گویند براى چه آفریده شده‏ایم، خیلى پر طمطراق و شتاب‏زده مى‏گوییم براى تكامل و طرف بدون اینكه مفهومى از خودش، از استعدادهایش، از نقص‏ها و كمبودها و نیازهایش و از شكل گرفتن‏ها و به اوج رسیدن استعدادهایش، در نظر داشته باشد، زبانش بند مى‏آید و مبهوت نگاه مى‏كند . و اگر عصیان‏گرتر و طوفانى‏تر باشد، با خستگى مى‏پرسد، خوب اصلًا تكامل براى چه؟ چرا تكامل پیدا كنیم؟ من نمى‏خواهم به كمال برسم . این هر دو عكس العمل از آنجا مایه مى‏گیرند كه هنوز معناها را ندیده، به كلمه‏ها رسیده‏ایم و به جاى همپایى و همراهى، كلمه‏ها را به یكدیگر هدیه داده‏ایم و مطالب را بسته بندى شده براى هم، پرت كرده‏ایم . در حالى كه براى شناخت اینكه براى چه هستم، باید بدانم با چه چیزهایى هستم. از وسائلى كه در یك اطاق هست مى‏توان كشف كرد كه این اطاق براى چیست و براى چه آفریده شده. از استعدادها و نیروهاى انسان هم مى‏توان كشف كرد كه او براى چیست و براى چه آفریده شده است . براى من از سال‏هاى دور این سئوال كه براى چه هستم طرح شده بود و به جواب بسته بندى شده‏اش هم رسیده بودم و با شور و حال مى‏شنیدم براى تكامل، تا اینكه دوره‏ى نقادى و عصیان‏گرى شروع شد و حرف‏هاى سربسته به تحلیل رسیدند و در برابر سؤال‏ها، با حلم و تأنى، كار تحلیل آغاز گردید . در این دوره بود، كه به این نكته رسیدم كه انسان در یك مرحله خودش را كشف مى‏كند و در یك مرحله، این معدن را استخراج و تصفیه مى‏كند و در یك مرحله به استخراج شده‏ها و آهن‏هاى تصفیه شده، شكل مى‏دهد و آنها را به صورت ماشین‏ها و ابزارهاى گوناگون درمى‏آورد و به تكامل مى‏رساند. ولى مسأله در همین‏جا خلاصه نمى‏شود كه پس از شكل گرفتن و به تكامل رسیدن، نوبت رهبرى كردن و جهت دادن به ماشین‏هاى تكامل یافته، مى‏رسد . آه اینگونه بود، كه یافتم انسان براى مسأله‏اى بالاتر از شكل گرفتن و تكامل یافتن باید بكوشد، چون تنها این كافى نیست كه شكل بگیریم و در ابعاد وسیع ماده و معنا تكامل پیدا كنیم، زیرا با این تكامل یافتن، مسأله‏ى بن‏بست و عبث و پوچى زودتر پیش مى‏آید و عمیق‏تر، مطرح مى‏گردد . كسى كه بهترین ماشین را و شكل گرفته‏ترین وسیله‏ها را و تكامل یافته‏ترین مركب‏ها را با خود دارد مسأله‏ى بن‏بست و ترافیك و محدودیت‏ها را بیشتر احساس مى‏كند و عمیق‏تر مى‏فهمد . انسانى كه در دو بُعد ماده و اخلاق شكل گرفته و به تكامل رسیده، اما جهت ندارد و راه ندارد، به بن‏بست و عبث و پوچى عمیق‏ترى گرفتار خواهد شد و این بن‏بست و عبث و پوچى 2را دیگر نمى‏توان با عرفان شرق هم درمان كرد و با هیپى‏گرى مداوا نمود، چون این عرفان، خود یك نوع تكامل براى استعدادهاى عظیم‏تر انسان است كه پس از شكل گرفتن و تكامل یافتن، باید به دنبال راهى بزرگ‏تر براى حركت كردن و جهتى برتر براى دویدنش بود . قرآن كتابى بود كه به انسان، نه تكامل، كه رشد را هدیه مى‏داد. یَهْدى الى الرُّشْدِ براى این انسان مسأله‏ى جهت و صراط و مركب‏ها و رهبرى‏ها و روش حركت و منزل‏ها، مطرح مى‏شوند و تنها استعدادهاى تكامل یافته در دو بُعد ماده و اخلاق مسأله‏اى را حل نمى‏كنند . جشنواره قرآن بهترین كتاب زندگی آن لحظه‏اى كه انسان فكر و عقل و دلش را مثل ابزارها و ماشین‏هایش شكل بدهد، آیا آن روز این استعدادها شكل گرفته و به بن‏بست نشسته، بحران‏هاى بزرگترى را سبز نمى‏كنند ؟ انسان هنگامى آدم مى‏شود كه به استعدادهاى شكل گرفته‏اش جهت بدهد. براى این انسان، مكتبى، مكتب مى‏شود، كه جهت حركت و صراط و روش حركت او را به او یاد بدهد و بیاموزد، بدون آنكه او را مسخ كند و او را در راه بغلطاند و یا بغل بگیرد . با این دید بود كه آیه‏هاى اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ 3، انَّ الى‏ََ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‏ََ 4 و آیه‏هاى اهْدِنَا الصِّرََاطَ 5 وَ انَّكَ تَهْدى الى صِرََاطٍ مُسْتَقیمٍ6 و آیه‏هاى مربوط به معاد و اینكه بهشت منزل است، نه مقصد و جَنَّات الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا، 7 پیام‏هاى عظیمى همراه مى‏آوردند و نورهاى بزرگى بر سر راه مى‏ریختند . با این دید و پس از این حركت فكرى وقتى به دنبال جواب سؤال سابقم كه براى چه آفریده شده‏ام، قرآن را مى‏كاویدم، آیه‏هایى از قبیل، أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً 8 و انّا سَمِعْنا قُرآناً عَجَباً یَهْدى الى الرُّشْد 9 و یا وَ لَقَدْ آتَیْنا ابْراهیمَ رُشدَه مِن قَبل 10و روحم را به گونه‏اى گرفتند كه تمام عصیانم به تسلیم رسید و یافتم كه چگونه انسان پس از تشهد به تسلیم مى‏رسد و یافتم كه این تسلیم از تمام عصیان‏هاى تاریخ عظیم‏تر است، كه در چنین تسلیمى، تمام عصیان‏ها شكل گرفته‏اند و جهت گرفته‏اند . این تسلیمى است كه عصیان‏ها در آن به زنجیر بسته‏اند و در راهند . قرآن كتابى بود كه به انسان، كه رشد را هدیه مى‏داد. یَهْدى الى الرُّشْدِ 11 قرآن كتابى بود كه پس از شكل گرفتن، رهبرى كردن استعدادهاى تكامل یافته است .،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

چطور برای نماز صبح بیدار شوم


چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد ؟ در حالی که اینقدر کار سختی است و در اغلب اوقات قضا می شود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است چطور می توان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟
بیدار شدن از خواب

عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح و یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا می شود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج می بریم و ایمان کامل برای انسان مومن یک ایده آل و آرزوی نهایی است ولی باید بکوشیم هر چه بیشتر آن را تقویت نماییم. در روایت هست که ایمان ده درجه دارد و وظیفه مومن حرکت در این مسیر و افزودن به این درجات است. گناه بودن در صورتی است که اراده خودش در این زمینه دخیل باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : اما برای بیدار شدن شرایط ظاهری هم کمک کار است. خواندن نماز صبح در اول وقت آن شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد ؛ چرا که کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدای راه سخت است ولی نماز گزار می تواند با کمی تمرین و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت ( بالاخص نماز صبح ) بی نصیب نماند . پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم . (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129) از دست دادن سحر خیزی معلول علت های مختلفی می باشد . مهمترین عامل آن این است که انسان به درستی نمی داند هدف زندگی چیست و دین و عبادت چه نقشی در رسیدن به این هدف دارد. کسانی که هدفمند زندگی می کنند و می دانند برای چه باید دین دار بود چه بسا انگیزه بسیار قوی ای در این زمینه دارند و این مشکل را ندارند. زندگی از نظر اسلام که دین توحیدی است فرصت خدایی شدن انسان است و هدف زندگی هم همین است. انسان مظهر خدا است و یک عمر فرصت دارد که این مظهریت خود را بالفعل کند و هر چه بیشتر صفات خدا را در خود جای دهد و پر از خدا شود و خدایی گردد. مانند آهنی که چون در کنار آتش قرار می گیرد به رنگ آتش در می آید و صفات آتش پیدا می کند از زیبایی و قدرت و حرارت و .... . در زندگی انسان نیز فرصت های فراوانی مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد که همه فرصت های خدایی شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعی اش این است که فرصت ها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن برای کمال و قرب خود به خدا استفاده نماید. در این میان نماز صبح و اول وقت بسیار اهمیت دارد. مومنین و اولیای خدا این مشکلات را ندارند دلیل آن هم روشن است. چون ایمان قوی ای دارند. باید ایمان را تقویت کنیم. با معرفت توحیدی هستی و خداوند با تسلیم. با ولایت پذیری و رابطه با اولیای خدا. از طریق رابطه با قرآن کریم. قرآن کتاب توحید است وقتی به درستی با آن رابطه نداریم و وقتی حتی آن را نمی خوانیم مشکل پیدا می کنیم. ایمانمان ضعیف می شود. هجوم فرهنگی دشمن هم که غوغا کرده. شیطان و نفس و دشمن هم فراوان داریم. چاره ای جز خودسازی نیست. خودسازی یعنی خود را از هر چه غیر خدایی است خالی کنی و پر از خدا شوی مانند بطری ای که پر از هوا است و وقتی شما آن را از آب پر می کنید هوای آن خالی و آب جای آن را می گیرد. باید اندیشه و اخلاق و علم و عمل مان توحیدی و پر از خدا شود تا راحت شویم تا انگیزه زندگی داشته باشیم و تا با اشتیاق به سوی خدا برویم و با علاقه نماز بخوانیم. پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- می فرماید : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم . اگر چیزی به نام خواب وجود نداشت، چه اتفاقی می افتاد!! خواب و استراحت یکی دیگر از نعمت های خداوندی است که ما از آن غافل هستم. امیدواریم خداوند توفیق شکر گذاری نعمت هایش را به ما عنایت بفرماید. قرآن کریم در مورد شب و استراحت در آن می فرماید:« وَ جَعَلْنَا نَوْمَکمُ‏ْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاسًا؛ و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم، و شب را پوششى (براى شما)».1 درمان واقعی بیداری صبح برای نماز: لطفا دقت کنید!! من از شما سوال می کنم آیا در مواقعی که قرار است صبح زود از خواب بلند شوید نیز نمی توانید از خواب بلند شوید؟ مانند مواقعی که برای رفتن به کوه و گردش با دوستان خود صبح زود برنامه ریزی نموده اید! یا مثلا امتحان دارید! آیا تاکنون فکر کرده اید چرا وقتی با دوستتان قرار دارید فورا بیدار می شوید و چه بسا بدون کوک کردن ساعت و از مدتها قبل از ساعت قرار خود به خود بیدار می شوید و هیچ چیزی مانع بیدار شدن شما نمی شود اما هنگامی که می خواهید نماز بخوانید و با خدا صحبت کنید و قرار ملاقات با خدا دارید اینطور نیست و هر کاری می کنید بیدار نمی شوید و اگر بیدار شدید دوباره می خوابید؟ می دانید مشکل ما چیست؟ مشکل این است که ما به قراری که با دوستمان داریم بیشتر معرفت داریم و بیشتر ایمان داریم و رابطه با دوستان را بیشتر دوست داریم تا نسبت به خداوند. مشکل در ضعف ایمان است. نمی دانیم خدا چیست و چه خاصیتی برای ما دارد. از رابطه با دوست لذت می بریم اما از رابطه با خدا لذت نمی بریم. وقتی یاد دوست را در ذهن خود کوک می کنیم بدون ساعت بیدار می شویم ولی وقتی یاد خدا را در خود کوک می کنیم نمی توانیم بیدار شویم. نماز این یک مشکل فنی ایمانی است. تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد. دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می کند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود. شما اگر می خواهید صبح بیدار شوید اول باید عشق خدا را در خودتان کوک کنید و بعد البته رعایت موارد زیر هم می تواند کمک کار باشد. رعایت نکاتی که ذکر می شود بعد از کوک کردن یاد و عشق خداوند در دل می تواند شما را در بیدار شدن به موقع برای نماز صبح یاری کند . 1. هر چه معده در هنگام خواب شب سبک باشد، به هنگام صبح راحت تر می توانید از خواب برخیزید. از این رو فاصله ی 2 ساعت بین خوردن شام و خواب فاصله ی مناسبی است . البته بهتر است غذایی که میل می کنید، نیز غذایی سبک و کم حجم باشد .حضرت عیسی -علیه السلام- می فرماید : ای بنی اسرائیل! پرخوری نکنید؛ زیرا هر که زیاد بخورد، زیاد می خوابد وهر که زیاد بخوابد، کمتر نماز می خواند وهر که کمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد می شود.2 امام صادق -علیه السلام-، در مورد سخنانی که میان حضرت یحیی -علیه السلام- و ابلیس گذشت، فرمود : یحیی به شیطان گفت: این آویزها چیست؟ شیطان گفت: اینها شهوات و امیالی است که فرزند آدم گرفتار آنها شده است. یحیی گفت: آیا چیزی از آنها برای من نیز هست؟ شیطان گفت: گاه سیر و پر می خوری و ما هم تو را از نماز و یاد خدا باز می داریم. یحیی گفت: با خدا عهد می بندم که هرگز معده خود را از غذا پر نکنم و ابلیس گفت: من هم با خدا عهد می بندم که از این پس هرگز مسلمانی را اندرز ندهم. آن گاه امام جعفر صادق -علیه السلام- فرمود: ای حفص! با خدا عهد می بندم که جعفر و خاندان جعفر هرگز شکم های خود را از طعام انباشته نکنند....3 2. بدن انسان به خصوص در شب به خواب کافی نیاز دارد و اگر این نیاز برطرف نشود در کار روزانه و .... ایجاد خلل می کند. شب نشینی ها و خوابیدن دیر هنگام در بیدار نشدن برای نماز و یا کسالت در آن بسیار مؤثر است. معمولا ً کسانی که تا دیر وقت بیدارند، نمی توانند نماز صبح را بجا آورند. اگر هم بیدار شوند طبیعی است که نمازی با کسالت و خواب آلودگی بخوانند . یکی از کارهای شیطان قبل از انجام هرعبادتی این می باشد که، آن را برای ما سخت جلوه می دهد. مانند ذره بین که اجسام کوچک را بزرگ نشان می دهد و در این صورت است که با بزرگ نشان دادن چیزی فرد در خود احساس ناتوانی می کند. حضرت علی -علیه السلام- درباره ی آیه ی « ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید» چه می گویید پرسیدم فرموده : شما را از خواب آلودگی و چرتی است که نمی گذارد بدانید در رکوع و سجود و تکبیرتان چه می گویید .4 بنابر این دیر خوابیدن در شب ما را از درک لذتهای معنوی در سحر و نماز محروم می کند. 3. رعایت آداب خواب از جمله : وضو گرفتن خواندن سوره های توحید، ذکر صلوات، تسبیحات اربعه، تسبیح حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) آیة الکرسی بخصوص خواندن آیه ی آخر سوره ی کهف و نیز توسل به امام زمان برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و ... از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه ی آداب خواب برایتان سخت است به هر میزان که مقدورتان می باشد انجام دهید . ساعت عبادت و دعا 4. در مواقعی که زنگ ساعت شما را بیدار نمی کند، بهتر است به یکی از نزدیکان سفارش کنید که شما را در ساعت مقرر بیدار کند. در ضمن برای ایجاد عادت می توانید مثلاً 20 دقیقه مانده به طلوع آفتاب بیدار شوید و نماز خود را بجا بیاورید و هر روز نماز خود را سعی کنید به نماز اول وقت نزدیک تر نماید. 5. انجام هر کاری در ابتدا ممکن است کمی سخت باشد، ولی با تمرین و ممارست و استقامت و پایداری آن عمل آسان خواهد شد. خیلی از جوانان تلاش کرده اند و به نتیجه نیز رسیده اند. 6. جهت پایبندی به تصمیم برای خود برنامه تنبیه بگذارید. به عنوان مثال با خود عهد ببندید که هرگاه سر ساعت مورد نظر از خواب بلند نشدید، برنامه ی مورد علاقه تان را که هر روز دنبال می کردید ترک نمایید. 7. یکی از کارهای شیطان قبل از انجام هرعبادتی این می باشد که، آن را برای ما سخت جلوه می دهد. مانند ذره بین که اجسام کوچک را بزرگ نشان می دهد و در این صورت است که با بزرگ نشان دادن چیزی فرد در خود احساس ناتوانی می کند. 8. نمازهای روزانه ی خود را سعی کنید در مساجد به جای آورید و از این طریق روحیه یی معنویتان را بالا ببرید. هر مقدار که ایمان تان افرایش یابد، انجام اعمال عبادی برایتان آسان تر خواهد شد. 9.همان طور که انجام عبادت ایمان را افزایش می دهد، گناه نیز ایمان فرد را سست کرده و توفیق عبادت را از فرد می گیرد. بر این اساس باید انسان از گناه خود توبه حقیقی نماید تا به انجام عبادت موفق شود. پیامبر خدا - صلی الله علیه وآله و سلم- می فرماید: نیکی را نور دل و آرایه(زیبای و روشنای) رخسار و نیروی کار یافتم و بدی و گناه را سیاهی دل و سستی در کار و زشتی چهره .5 تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد. دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می کند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود. 10. در مورد آثار و پیامدهای نماز تأمل کنید، البته اگر قبل از نمازهای روزانه و شب به هنگام خواب باشد، موثر تر است. این مطلب را به عنوان اصل کلی در ذهن داشته باشید، هر مقداری آگاهی ما در مورد مسئله ای افزایش یابد احتمال انجام آن کار (در صورت مثبت بودنش) نیز افزایش می یابد. از این رو به این مطالب دقت کنید. « و کسانی که بر نمازهایشان مواظبت می کنند . آنان همان وارثانند(وارثان بهشت)».6 امام علی -علیه السلام- می فرمایند : هیچ کاری نزد خدای ( عزو جل ) محبوبتر از نماز نیست. پس مبادا چیزی از امور دنیا شما را از اوقات نماز باز دارد ؛ زیرا خدای ( عز و جل ) مردمانی را نکوهیده و فرموده است : « همانان که از نمازشان غافلند» یعنی از اوقات نماز غافلند و به آن اهمیتی نمی دهند.7 در اهمیت صبح همان بس که خدای عز و جل به آن قسم خورده است : « و سوگند به صبح چون آشکار شود8 و سوگند به صبح چون بدمد9 ». بر این اساس می توان با برنامه ریزی صحیح از این لحظات ملکوتی بهره برد و خود را محروم نکرد و آن را مقدمه ای برای سحر خیزی قرار داد . علامه حسن زاده ی آملی ( حفظه الله تعالی ) می فرمایند : کسی که سحر ندارد از خود خبر ندارد ! پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : ای ابوذر! پروردگارت عزّ وجلّ، به وجود سه نفر، بر فرشتگانش می بالد : مردی که در جایی تنها باشد وبه وقت اذان اذان بگوید ونماز بخواند. پروردگارت به فرشتگان می فرماید: ببینید بنده من نماز می خواند وهیچ کس جز من او را نمی بیند . پس هفتاد هزار فرشته به زمین فرود آیند وپشت سر او به نماز ایستند وتا فردای آن روز برایش آمرزش می طلبند. و مردی که شب هنگام در تنهایی برخیزد و نماز گزارد وسجده کند و در حال سجده خوابش برد . پس، خداوند متعال فرماید : به بنده من بنگرید که روحش نزد من است وبدنش در طاعت من سجده کنان. ...10 پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- می فرماید : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم .11 پی نوشت ها : 1. صلوة الخاشعین، شهید دستغیب. 2. اسرار نماز، محسن قرائتی. 1 .نباء/9 و 10. 2 . میزان الحکمه/ ج 1/ ص 186 . 3 . همان/ 187. 4 . همان/ ج 7 / ص 3129. 5 . همان/ج3/114. 6 . مؤمنون / 9 و 10. 7 . میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129. 8 . مدثر / 34. 9 . تکویر / 18. 10 . میزان الحکمه / ج 2/ ص 557. 11 . همان. منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic