پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

از اعمال ماه مبارک رمضان دعا است و ادعیه‌ای نیز برای این ماه مبارک سفارش شده است. چه بهتر که دعاهای مؤمنین در این ماه مبارک با شرط مذکور به جا آورده شود، تا انشا الله مستجاب شود.


دعا

از اعمال ماه مبارک رمضان دعا است و ادعیه‌ای نیز برای این ماه مبارک سفارش شده است. چه بهتر که دعاهای مؤمنین در این ماه مبارک با شرط مذکور به جا آورده شود، تا انشا الله مستجاب شود.

استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعی است.

 

مفهوم دعا

 دعا به معنی «خواندن» است، خواندنی که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاوری.

انسان مرتبط با خدا می‌کوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتی با کسی آشنا شدی و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمی او به شمار آمدی، در هنگام نیاز به خانه‌اش می‌روی و شرط دوستی را به جا می‌آورد و میثاق و محبت را استوار می‌سازد. در را باز می‌کند و شما را در اندرون پذیرایی می‌نماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.

برای استجابت دعا باید شرایطی را مهیا نمود و موانعی را برطرف ساخت. در ذیل به برخی از شرایط و موانع اشاره می‌شود:

«وقتی به انسان گرفتاری و غمی روی می‌آورد، ما را در هر حال (خواب و بیداری، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهی قطع نماید، به گونه‌ای که) گویی اصلاً ما را برای گرفتاری که به او رسیده بود، نخوانده است!»


ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : شرایط استجابت دعا 1 - ارتباط مداوم با خدا در هر حال خداوند به پیامبرش دستور می‌دهد که «نفس خویش را در کمال شکیبایی در هر بامداد و شامگاه به دعا کردن و جلب خشنودی خدا وادار کن».قرآن کسانی را که فقط در هنگام گرفتاری و مشکلات دعا می‌کنند، مورد نکوهش قرار داده است: «وقتی به انسان گرفتاری و غمی روی می‌آورد، ما را در هر حال (خواب و بیداری، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهی قطع نماید، به گونه‌ای که) گویی اصلاً ما را برای گرفتاری که به او رسیده بود، نخوانده است!». امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «کسی که پیش‌دستی در دعا نکند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم». در روایت دیگری آمده که «به او می‌گویند: تا امروز کجا بودی؟!».در اصول کافی آمده که خداوند به حضرت داوود(علیه السلام) فرمود: «مرا در روزهای خوش و آسایش یاد کن تا من دعای تو را در روزهای گرفتاری و سختی اجابت کنم». امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا دعایی را که از دل غافل و بی خبر برخیزد، مستجاب نمی‌کند پس وقتی دعا کنی، از عمق دل به او روی آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش» 2 - دعا باید از صمیم قلب باشد تمام ذرات وجود انسان یک چیزی را بخواهد و طلب کند و دل و زیانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد. 3 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا دعایی را که از دل غافل و بی خبر برخیزد، از عمق دل به او روی آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش». 4 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه یکی از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست می‌کند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدی جز به درگاه خدا نداشته باشد». او به نقطه‌ای از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرت‌ها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهی قرار دارند. پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادی و معنوی جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد. دعای پنهانی و در تاریکی شب زودتر به اجابت می‌رسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز خوانده می‌شود 5- دعا باید با حالت تضرع و دلی شکسته باشد امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمی‌شود». 6- مکان دعا مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (علیه السلام) مخصوصاً حرم امام حسین(علیه السلام) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(علیه السلام) و کنار حجرالاسود. 7- زمان دعا دعای پنهانی و در تاریکی شب زودتر به اجابت می‌رسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز خوانده می‌شود. قرآن می‌فرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانی و خفا بخوانید». دعا در شب‌های ماه رمضان و رجب و دهه اول ذی‌الحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک می‌کند. بهجت عارفان و سالکان در پاسخ فرمودند: "زیرا استجابت دعا شرط اساسی‌اش توبه است، لذا ملائکه می‌گویند: این مشروط (دعا) را با شرطش (توبه) چرا به جا نمی‌آورید تا مستجاب شود؟ و چرا دعای تائب و دعای با توبه نمی‌کنید؟!" (به نقل از کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیةالله بهجت، جلد اول) 8- غسل توبه فراموش نشود غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.» به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار می‌گیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانی راه دعا را ذکر خواهیم کرد. مهم‌ترین شرط استجابت دعا حضرت آیةالله بهجت، رضوان‌الله تعالی علیه، از شاگردان حضرت آیة‌الله قاضی، رضوان تعالی الله علیه در عرفان بودند و دستورات و تأکیدات عرفانی ایشان، از قابل اعتمادترین دستوراتی است که در دست ماست. از این فخر عالم تشیع سوال شد که چرا این همه دعا می‌کنیم و مستجاب نمی‌شود؟ بهجت عارفان و سالکان در پاسخ فرمودند: "زیرا استجابت دعا شرط اساسی‌اش توبه است، جلد اول) دعا و نیایش موانع استجابت دعا امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛گناه مانع اجابت دعا است». گناهان سه نوع تأثیر منفی در دعا می‌گذارند: 1 - لذت دعا و مناجات را سلب می‌کنند. انسان دعا می‌کند، اما لذت نمی‌برد و رقت قلب پیدا نمی‌کند. 2 - مانع استجابت دعا می‌شوند. 3 - توفیق دعا کردن یا شرکت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب می‌کنند. برخی از گناهان در عدم اجابت دعا تأثیر بیشتر دارند که در ذیل به نمونه‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم. گناهانی که مانع استجابت دعا می‌شود! امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «گناهانی که مانع استجابت دعا می‌شوند، عبارتند از: بددلی و سوءظن به مؤمنان و کارهای آنان؛ طینت و درونی ناپاک داشتن؛ نفاق و دورویی با برادران و خواهران ایمانی؛ عدم اطمینان به اجابت دعا؛ تأخیر نمازهای واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضیلت) آن که وقت آن بگذرد؛ بدزبانی و فحاشی و اهانت کردن؛ نزدیک نشدن به خدا به وسیله صدقه و کارهای نیک». نیز فرمود: «از جمله گناهانی که مانع استجابت دعا می‌گردد، نافرمانی و رنجاندن خاطر پدر و مادر است» در برخی از روایات، بداخلاقی.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

کسانی که با اختیار خودشون فرسنگ ها از حقیقت خودشون و از خدای خودشون فاصله گرفتن جایی توی این مهمونی ندارند اصلا این دوریشون از حقیقت بهشون این اجازه رو نمیده که سر سفره آسمان بنشینند.


رمضان در جنوب ایران

«فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یشْرِکُونَ * لِیکْفُرُوا بِمَا آتَینَاهُمْ وَلِیتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ یعْلَمُونَ» (سوره مبارکه عنکبوت آیه 65 و 66)  ؛ چون به کشتی نشستند خدا را با اخلاص در دین او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشکی آورد ، شرک آوردند. تا نعمتی را که به آنان عطا کرده بودیم کفران کنند و برخوردار شوند زودا که خواهند دانست .

این افراد هنگامی که سوار بر کشتی زندگی ،حیاتشان با امواج خطرات به تلاطم می افتد خدا را مخلصانه می خوانند و زمانی که خدا آنها را( دستگیری می کند و) به ساحل نجات می رساند باز مشرک می شوند.تا به نعمت هایی که مابه آنها داده ایم کفران ورزند و تا مدتی بهرمند باشند، اما به زودی خواهند دانست.

همیشه ما قضیه روزه خواری رو از این طرف و از طرف خودمون نگاه می کنیم، اما با یک دید دیگه هم می شه به این قضیه نگاه کرد؛ خیلی ها گمان می کنند که مهمانی خدا برای همه است و خدا همه افراد رو از دم کنار مهمونای خاصش می نشونه…نه! به نظر نمیرسه اینطوری باشه! کسانی که با اختیار خودشون فرسنگ ها از حقیقت خودشون و از خدای خودشون فاصله گرفتن جایی توی این مهمونی ندارند اصلا این دوریشون از حقیقت بهشون این اجازه رو نمیده که سر سفره آسمان بنشینند.

در روایات چنین اشخاصی به شدت سرزنش شده اند؛ مثلاً در روایتی از امام صادق آمده است:”‌‌من افطر یوماً من شهر رمضان خرج الایمان منه؛ هر کسی یک روز از ماه رمضان (بدون عذر) روزه خود را بخورد ایمان از او به کنار رود.”‌‌(وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10، ص 251، مؤسسة آل البیت.)



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : ای بنده من، من میدونم که تو ضعف داری ومن بر تو سخت نمی گیرم ولی اگر میخوای یک روزی روت بشه که باز بگی خدا! و اون روزی که روز حسابه کنار من باشی و من هواتو داشته باشم، من درحد توانت، فقط در حد توانت ! از تو میخوام که در راه من قدم برداری قدمی که برای سعادت خودت بر میداری چون من که بی نیازم اما این تویی که به من نیاز داری و باید برای به جایی رسیدن دست عنایت من بالای سرت باشه، پس روزه بگیر، روزه ای که امت های قبل از تو هم می گرفتند و پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند: ”‌لِلصّائمِ فَرحَتانِ، حینَ یفْطِرُ و حینَ یلْقى ربَّهُ”‌‌ ( کنزالعمال، ج 8، ص 448 حدیث 23593) «براى شخص روزه دار دو شادى است، یکى هنگامى که افطار مى کند و دیگرى هنگامى که پروردگارش را ملاقات کند» و بر عکس کسانی که در این مهمانی پر سرور حضور ندارند در هنگام الله اکبر اذان مغرب و البته پس از مرگ و در پیشگاه خدا غمگین و سرافکنده اند. شاید اگر از کسانی که روزه نمی گیرن علت این کار رو بپرسی بگن: چرا روزه بگیرم؟ یا دلم نمی خواد بگیرم! و یا اینکه خدا چه احتیاجی به روزه ی ما داره!!؟ شایدم بگن، ای بابا این حرفا کشکه! یا اینکه من خیلی گناهکارم و این حرفا دیگه از ما گذشته! بعضیا هم میگن تو این گرما و سختی کار کی میتونه روزه بگیره؟! یه عده هم میگن هی آقا! می دونم یه روزی پشیمون می شم اما نمی گیرم! یا اگه یکی خیلی رک باشه میگه:یک کلوم خدا میگه نخور! شکم میگه بخور، ما بنده ی شکمیم!! و ..... نماز گزاران رمضان خدایی که ما رو خلق کرده و همه ما بالاخره یک روزی رو به او می کنیم و می فهمیم که فقط کار دست اونه و فقط مشکل ها رو اون میتونه حل کنه و مواقعی که کارمون گیر می کنه با زاری در خونش میریم که البته اون کریم تر از این هاست که جوابمون رو نده، به ما میگه: ای بنده من، روزه ای که امت های قبل از تو هم می گرفتند که این برای سلامت جسم و روحت لازمه که روزه زکات نعمت سلامتیه اما اگر مریضی خوب وقتی سلامت شدی بگیر، اگر مسافری وقتی در وطنت مستقر شدی بگیر ؛اگر واقعا برات مشقت داره و از توانت بیرونه نگیر و آنچه از دستت بر میاد برای جبران انجام بده، خدا با مؤمنین و بندگانش مهربونه و درِ خونش برای همه ی انسان های آزاده و اهل تفکر و دقت نظر بازه. اما اون کسی که بخاطر اینکه بار گناهش زیاده دیگه در خونه خدا نمیاد من پیغامی از طرف اهل بیت براش دارم که این ناامیدیش از خدا از تمام اون گناهانش بزرگتره! اما فکرشو بکن که این ماه رمضان، ماه رمضان آخر عمرت باشه! چه کسی میتونه تضمین کنه که حتی یک روز دیگه زندست!، همه چیز دست اون بالاییه، تا حالا این صحنه رو دیدی که صورت میتی رو در قبر روی خاک میذارن همون کسی که تا دیروزش بین ماها راه میرفته و فکرشم نمی کرده که روز آخر عمرش باشه اما دیگه فرصتش در این دنیا تموم میشه و کرده هاش رو با خودش به پیشگاه خالق متعال میبره!…واقعا که چه چیزی یا چه کسی توی همه عالم بیشتر از خدا ارزششو داره که انسان کاری رو برای اون انجام بده و اما روزه گرفتن در گرمای طاقت فرسا و سختی کار؛امیر المومنین علیه السلام می فرمایند که: ”‌من روزه گرفتن در تابستان را دوست دارم”‌‌؛بله! اگر مسیر، مسیر عشق است، فرهاد کوه کَن اجر و قرب بیشتری در چشم معشوق دارد و از رسول خدا و همچنین فرزندش امام صادق به ترتیب روایت شده که روزه در گرما جهاد و یا برترین جهادهاست. (وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل) اما فکرشو بکن که این ماه رمضان، ماه رمضان آخر عمرت باشه! چه کسی میتونه تضمین کنه که حتی یک روز دیگه زنده است!، تا حالا این صحنه رو دیدی که صورت میتی رو در قبر روی خاک میذارن همون کسی که تا دیروزش بین ماها راه میرفته و فکرشم نمی کرده که روز آخر عمرش باشه اما دیگه فرصتش در این دنیا تموم میشه و کرده هاش رو با خودش به پیشگاه خالق متعال میبره!…واقعا که چه چیزی یا چه کسی توی همه عالم بیشتر از خدا ارزششو داره که انسان کاری رو برای اون انجام بده و چه چیزی ارزش این رو داره که انسان به خاطر اون به خدای مهربون پشت کنه!؟ در پایان باید به شما دوستان عرض کنم که بدونید خدایی که از مادر به شما مهربون تره و از همه ی عالِم ها، عالِمتره و بلکه عالم حقیقی اونه، اگر راه بهتری برای سعادت و سلامت ما سراغ داشت اون راه رو جلوی پای ما می گذاشت و… «لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» ؛ اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است. (آیه 7 سوره ابراهیم) (شاید تذکر این نکته خالی از لطف نباشد و آن اینکه روی این مطلب با کسانی است که به هر دلیل، بدون عذر شرعی اقدام به عمل روزه خواری بنمایند و نه کسانی که به علت ضرر روزه برای بدن آنها و بیماری و دلایل شرعی دیگر توان روزه گرفتن نداشته اند که آنها در ثواب روزه داران شریک خواهند بود ان شاالله.)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

شکی نیست که بیماری «نفاق» بدترین بیماری‌ها و کانون انواع پلیدی‌ها و ذمایم اخلاقی است، در میان آثار روانی نفاق، «حیرت» و «سر گردانی» بیش از صفات دیگر، چشم گیرتر است و پیوسته خود را از لابلای افعال و حرکات آن‌ها نشان می‌دهد زیرا از آنجا که منافق دو رو و دو چهره است و پیوسته می‌خواهد کسی از درون او آگاه نگردد، به خاطر تضاد درون با برون پیوسته، «حیرت» و «سرگردانی» آنگاه «اضطراب» و «دلهره» سراسر زندگی او را فرا می‌گیرد و قرآن در مثالی روی این دو صفت که دو می زائیده اولی است، تاکید می‌کند .


منافق

واژه‌های «نفاق» و «منافق» واژه‌های عربی هستند که بر اثر فزونی استعمال جزو زبان فارسی  درآمده و همگی با این دو لف1 و معنی و مفهوم آن‌ها آشنایی داریم.

نویسندگان فرهنگ‌های عربی چنین می‌گویند:

نفاق از کلمه «نافقا» گرفته شده که به یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی گفته می‌شود، زیرا این حیوان برای ساختن لانه، زمین را سوراخ می‌کند و به حدی پیش می‌رود که به قشر زمین می‌رسد و آن را نازک می‌سازد ولی از بین نمی‌برد، هر موقع خوف و ترس برای آن در لانه رخ داد، فـوراً پـوسته را بر انـداخته و از آن درب فرارمی کنـد، سوراخ نخست را «نافقـا» و دومی را «قاصعـا» می‌گویند، قسمـت دوم از لانـه آن، به ظاهر خاک است ولی درون آن، گودی و فرورفتگی است بسان منافق که ظاهر او ایمان و در درون او کفر است.([1])



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : گرایش به اسلام و ایمان به منزله آتشی است که بر افروخته شده، و اختراع نفاق و دو چهرگی بعدی، طوفانی است که آن را خاموش نموده و هرگز در دنیا آخرت از این آتش سودی نمی‌برند شکی نیست که بیماری «نفاق» بدترین بیماری‌ها و کانون انواع پلیدی‌ها و ذمایم اخلاقی است، در میان آثار روانی نفاق، «حیرت» و «سر گردانی» بیش از صفات دیگر، چشم گیرتر است و پیوسته خود را از لابلای افعال و حرکات آن‌ها نشان می‌دهد زیرا از آنجا که منافق دو رو و دو چهره است و پیوسته می‌خواهد کسی از درون او آگاه نگردد، به خاطر تضاد درون با برون پیوسته، «حیرت» و «سرگردانی» آنگاه «اضطراب» و «دلهره» سراسر زندگی او را فرا می‌گیرد و قرآن در مثالی روی این دو صفت که دو می زائیده اولی است، تاکید می‌کند و می‌فرماید: (مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراّ فَلَمّا اَضاعَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّه بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فی ظُلُمات لایُبْصِرُون).([2]) «منافق» همان کسی است که (در بیابان تاریک) آتشی بر افروخته، هنگامی آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‌فرستد) و آن را خاموش می‌کند و در تاریکی وحشتناکی که چشمان آنان چیزی را نمی‌بیند آن‌ها را رها می‌سازد». نفاق از کلمه «نافقا» گرفته شده که به یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی گفته می‌شود، زیرا این حیوان برای ساختن لانه، زمین را سوراخ می‌کند و به حدی پیش می‌رود که به قشر زمین می‌رسد و آن را نازک می‌سازد ولی از بین نمی‌برد، هر موقع خوف و ترس برای آن در لانه رخ داد، فـوراً پـوسته را بر انـداخته و از آن درب فرارمی کنـد، سوراخ نخست را «نافقـا» و دومی را «قاصعـا» می‌گویند، قسمـت دوم از لانـه آن، به ظاهر خاک است ولی درون آن، گودی و فرورفتگی است بسان منافق که ظاهر او ایمان و در درون او کفر است فرض کنید: ظلمت و تاریکی شب، محیط زندگی کسی را در بیابان که مملو از درنده گزنده است فرا گیرد، و آن شخص برای دیدن اطراف خود، آتشی را بر افروزد تا در پرتو آتش هر نوع آسیب را از خود دفع کند، ناگهان طوفانی فرا رسد، آتش او را خاموش و نابود کند، در این صورت چه حالتی برای این شخص رخ می‌دهد، جز حیرت و سرگردانی، جز اضطراب و دلهره. وضع منافق درست وضع همین شخص طوفان زده است زیرا همان‌طور که حیرت و سرگردانی توأم با اضطراب و دلهره، چنین فردی را فرا می‌گیرد و حتی پریشانی چنین شخصی بیش از اضطراب کسی است که از اول فاقد نور بوده و پیوسته در ظلمت به سر می‌برد، همچنین است وضع منافق، زیرا نور اسلام و ایمان، نخست محیط زندگی منافقان را بر اثر پذیرش روشن کرد و به حکم (ذلک بانهم آمنوا) ایمان آورند ولی بر اثر در پیش گرفتن «نفاق» و دو رویی و تبدیل ایمان به کفر، آن نور به خاموشی گرائیده و مایه خاموشی آن گردید و همگان را در یک تاریکی سر در گمی رها ساخت از این جهت وضع آن فرد طوفان زده با این افراد نفاق زده یکسان است. در این تفسیر: گرایش به اسلام و ایمان به منزله آتشی است که بر افروخته شده، طوفانی است که آن را خاموش نموده و هرگز در دنیا آخرت از این آتش سودی نمی‌برند. و لذا قرآن درباره منافقان می‌فرماید: (ذلِکَ بِاَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یفْقَهُون).([3]) «نخست ایمان آوردند، آنگاه کافر شدند، بر قلوب آن‌ها مهر خورده و دیگر ایمان نمی‌آورند».([4]) پی نوشت ها : [1] . لسان العرب، ماده «نفق». [2] . بقره/17. [3] . منافقون/3. [4] . منشور جاوید، ج4، ص 9، 132، 133، 171.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
نماز سجده


قرآن و به عنوان شرح و بیان قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آ له وحی گردیده است و لازم نیست تمامی احکامی را که پیامبر صلی الله علیه و آ له بیان می‌کند، همه به عنوان «قرآن» باشد.


مسائلی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وحی شده است، بر دو گونه است:

بخشی از آن‌ها عبارت است از آیات «قرآن» که به پیامبر وحی شده است. و بخش دیگر، احکام و تعلیماتی است که جدا از قرآن و به عنوان شرح و بیان قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آ له وحی گردیده است و لازم نیست تمامی احکامی را که پیامبر صلی الله علیه و آ له بیان می‌کند، همه به عنوان «قرآن» باشد.

از این رو، خداوند متعال در قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له را مبیِّن و روشنگر قرآن شناسانده و می‌فرماید:

«وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ » (نحل، آیه44).

«و بر تو قرآن را نازل کردیم تا بر امت آنچه فرستاده شده بیان کنی باشد که عقل و فکر به کار گیرند»

بنابراین، قرآن و وجود رسول الله صلی الله علیه و آ له مکمّل یکدیگرند؛ چه اینکه با نبود هر یک امر تبلیغ و رسالت کامل نمی‌شود و یکی از حکمت‌های وجود ائمه علیهم السلام بعد از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله نیز همین امر است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : یکی از وظایف و مسئولیت‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له تعلیم کتاب و حکمت است معلوم می‌شود که قرآن نیاز به تعلیم دارد و این طور نیست که هر کسی بتواند قرآن را بفهمد و مطالب و احکام آن را درک کند 5نکته و یک نتیجه نکته 1: قرآن کریم خود می‌فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ . (جمعه، آیه 2). و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند! این آیه می‌گوید یکی از وظایف و مسئولیت‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له تعلیم کتاب و حکمت است معلوم می‌شود که قرآن نیاز به تعلیم دارد و این طور نیست که هر کسی بتواند قرآن را بفهمد و مطالب و احکام آن را درک کند. قرآن می‌فرماید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ . (حشر، آیه 7). آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است! بنابراین خود قرآن به ما دستور می‌دهد که از اوامر و دستورات پیامبر باید اطاعت کنیم. خود قرآن به ما دستور اطاعت از پیامبر و اولی الامر (که مصداق بارز و درجه اول آن امامان معصوم است) را داده است. بنابراین آنچه از احکام و دستورات نماز است همان دستوراتی است که خدا به پیامبر داده است و پیامبر برای ما بیان نموده است نکته 2: و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله خود فرمود: «صلوا کما رأیتمونی اصلی» ؛ «نماز بخوانید همان طور که می‌بینید من نماز می‌خوانم» (بحار، ج 82، ص 279) و همچنین فرمود: « انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی لن تضلوا ان تمسکتم بها» من در بین شما دو چیز گران‌بها قرار می‌دهم کتاب خدا و عترتم اهل بیتم که اگر تمسک به این دو کنید هیچ گاه گمراه نمی‌شوید» (بحار، ج 23، ص 147) و فرمود: «انا مدینه العلم و علی بابها» «که من شهر علمم، علی در آن است» (بحار، ج 40، ص 210، ب 94، ح 4). بنابراین ما باید احکام دین و علوم و دانش‌های دینی و علوم نبوی را از طریق اهل بیت علیهم السلام دریافت نماییم. مسائلی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وحی شده است، بر دو گونه است: بخشی از آن‌ها عبارت است از آیات «قرآن» که به پیامبر وحی شده است. و بخش دیگر، احکام و تعلیماتی است که جدا از قرآن و به عنوان شرح و بیان قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آ له وحی گردیده است و لازم نیست تمامی احکامی را که پیامبر صلی الله علیه و آ له بیان می‌کند، همه به عنوان «قرآن» باشد نکته 3: قرآن به ما دستور داده است: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا (نساء، آیه 59) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آن‌ها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. خود قرآن به ما دستور اطاعت از پیامبر و اولی الامر (که مصداق بارز و درجه اول آن امامان معصوم است) را داده است. بنابراین آنچه از احکام و دستورات نماز است همان دستوراتی است که خدا به پیامبر داده است و پیامبر برای ما بیان نموده است. و احادیث پیامبر صلوات الله علیه و آله به وسیله اهل بیت آن بزرگوار و اصحاب و تابعین و علاقه مندان و ارادتمندان و دانشمندان حدیث و روایت با تحمل سختی‌ها و دشواری‌ها و با زحمت‌های فراوان محفوظ مانده است. و در این راه سختی‌های فراوان کشیده‌اند و دانش‌هایی را برای درک و فهم و تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی احادیث و روایات بنا نهاده و تأسیس نمودند. قرآن و وجود رسول الله صلی الله علیه و آ له مکمّل یکدیگرند؛ چه اینکه با نبود هر یک امر تبلیغ و رسالت کامل نمی‌شود و یکی از حکمت‌های وجود ائمه علیهم السلام بعد از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله نیز همین امر است نکته 4: در کتاب شریف وسایل الشیعه که بر اساس جمع آوری و ترتیب احادیث اهل بیت علیهم السلام نوشته شده است و از جوامع روایی ثانوی به حساب می‌آید و مرجع علمی برای فقها و علما و دانشمندان است و برای مباحث علمی و فقهی به آن استناد می‌شود بیش از هفت هزار روایات درباره نماز و خصوصیات و جزئیات آن از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام نقل نموده است. و در هر یک از جوامع دیگر، جوامع اولی مثل کافی، فقیه، تهذیب و جوامع ثانوی مانند: بحار ـ وسایل ـ وافی نیز به همین ترتیب مقدار قابل توجهی از روایات درباره نماز و شرح و توضیح آن آمده است. از جمله در وسایل ج 3 ص 5، (چاپ اسلامیه ـ حدیث شماره 4383) از جوامع اولی (فروع کافی ـ من لایحضره الفقیه و تهذیب) به اضافه کتاب‌های علل الشرایع و معانی الاخبار و تفسیر عیاشی نقل می‌نماید: از زراره نقل شده است که گفت از امام باقر از آنچه از نماز که خدای عز و جل واجب نموده است پرسیدم فرمود: پنج نماز در شب و روز. گفتم آیا خدا آن‌ها را نام برده و در کتابش بیان کرده؟ فرمود: آری، خدای تعالی به پیامبرش فرمود:« أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ »(سوره اسراء، آیه 78) و دلوک شمس موقع زوال آن است و بین دلوک شمس تا نیمه شب چهار نماز است که خدا آن‌ها را نام برده و بیان کرده و بر ایشان وقت قرار داده. و غسق لیل نصف شب است. سپس خدای تبارک و تعالی فرمود: «وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا »(سوره اسراء، آیه 78) پس این نماز پنجم است. و خدای تبارک و تعالی فرمود: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ »(سوره هود، آیه 114) و دو طرف روز مغرب و صبح است. « وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ »(سوره هود، آیه 114) که نماز عشاء است. و خدای تعالی فرمود: « حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى »(سوره بقره، آیه 238) و صلوة وسطی نماز ظهر است و آن اول نمازی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله گذارد و ظهر وسط روز و وسط دو نماز صبح و عصر است. «وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ » (سوره بقره، آیه 238) و این آیه در روز جمعه نازل شد و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سفر بود پس پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز قنوت خواند (و دست‌ها را برای قنوت و دعا بالا برد). برکات نماز نکته 5: به طور خلاصه با توجه به آیات قرآن کریم انسان مؤمن واقعی کسی است که اهل تهجد و نماز شب و تلاوت قرآن در شب و ذکر و عبادت و سجده و تسبیح به هنگام صبح و شب و... باشد و مقطعی عمل نکند، بلکه دائماً و در همه حال یاد خدا را فراموش نکند : «عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ » (سوره معارج، آیه 23) به هر حال خوب است روشن شود که این همه آیات قرآن درباره ذکر و تسبیح و تلاوت قرآن و سجده و رکوع و قنوت و طهارت و مواقع خاصی سجده و ذکر و تسبیح و مانند این‌ها را چگونه باید عمل کرد ؟ و اگر اظهار نادانی می‌کنیم و نمی‌دانیم که باید چه کنیم در این صورت است که می‌گویند : «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ » (نحل، آیه 43 - انبیاء، آیه 7) با این آیه قرآن که می‌فرماید: «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ » (سوره توبه، آیه 122) چه کرده‌ایم؟ آیا از آن‌هایی هستیم که برای تفقه در دین تلاش کرده و فقه دین را یاد گرفته‌ایم!؟ یا از آنانی هستیم که از کلام و گفتار کسانی که علم دین یاد گرفته‌اند بهره‌امند می‌شویم و یا خدایی ناکرده جزء آن دسته افرادی هستیم که خود را عقل کل دانسته و جز خودمان هیچ کس را قبول نداشته و تنها می‌گوییم : هر آنچه عقل من فرمان دهد همان را انجام می‌دهم هستیم!؟ که‌ای کاش جزء دسته‌ی آخر نباشیم چرا که جز ضلالت و نابودی هیچ چیز را برای خود به ارمغان نخواهیم داشت.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

از منظر قرآن کریم آنان که از دین خارج می‌شوند و ارتداد پیدا می‌کنند، ضرر و خطرشان برای دین بیش از کسانی است که از نخست، دین را نپذیرفته‌اند .


سلمان رشدی

ارزش‌های اخلاقی اسلام بر حقایق اعتقادی ثابت و لایتغیر استوار است و در تربیت اسلامی بیشتر روی عناصری که در حرکت انسان مؤثر هستند، تکیه می‌شود. محرّک اصلی انسان در هر یک از رفتارهای وی، امید به چیزی است که عاید او می‌شود یا فرار از خسارت‌ها و شروری است که وی را تهدید می‌کنند و از این جاست که تربیت انبیا عموماً بر اساس انذار و تبشیر انجام پذیرفته است:

"رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ؛ پیغمبرانی نویددهنده و بیم رسان". (نساء، 165)

این یک واقعیت انسانی است که ترس و امید او را به حرکت درمی‌آورد و اسلام، این واقعیت را به رسمیت می‌شناسد، با این تفاوت که سعی می‌کند با بالا بردن بینش انسان، بیم و امید وی را به متعلّقاتی ارزشمند مربوط کند؛ مثل ترس از محروم شدن از لقاءالله یا امید وصول به لقاءالله و جوار رحمت او. حال اگر به جای این بیم و امید بگویند "عقل حکم می‌کند" چندان اعتنایی به آن نمی‌کند و با آن مخالفت خواهد کرد و اهمیتی به مخالفت عقل نمی‌دهد؛ زیرا فرض این است که اثر سوء دیگری بر این مخالفت بار نمی‌شود. آن که واقعاً می‌تواند انگیزه باشد و انسان را وادار به عمل کند، اعتقاد به وجود حساب و کتاب و پاداش و کیفر است؛ چنان که خداوند می‌فرماید:



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : "... إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، به سزای آن که روز جزا را فراموش کرده‌اند عذابی دردآور دارند". (ص، 26) اینان یا از نخست معتقد نبودند و یا در مقام عمل آن را فراموش کردند. در مقابل، آن کسانی که گمان دارند که حساب و کتابی در کار است اهل بهشتند و طبق دلخواهشان با خرسندی زندگی می‌کنند؛ چرا که این اعتقاد و ایمانْ، رفتار ایشان را کنترل می‌کند. هنگامی که خداوند به تنهایی یاد شود، دل‌های کسانی که آخرت را باور ندارند رمیده گردد". (زمر، 45) بنابراین میان ایمان به آخرت و علاقه به ذکر خداوند، رابطه‌ای وجود دارد که اگر ایمان نباشد، آن علاقه هم پیدا نمی‌شود در بسیاری از موارد هنگامی که قرآن موعظه‌ای می‌کند یا دستوری به مردم می‌دهد، استفاده از آن مواع0یا عمل به آن دستورات را معلق به ایمان به خدا و روز جزا می‌کند؛ نظیر: "ذَلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَن کَانَ مِنکُمْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ؛ هر که از شما به خدا و روز دیگر ایمان دارد از این اندرز می‌گیرد". (بقره، 232) اشاره به این که بدون ایمان، این موعظه‌ها سودی ندارند. قرآن در جای دیگر می‌فرماید: "وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ؛ ِ هنگامی که خداوند به تنهایی یاد شود، 45) بنابراین میان ایمان به آخرت و علاقه به ذکر خداوند، آن علاقه هم پیدا نمی‌شود. در جایی دیگر چنین آمده است: "وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ * وَلِتَصْغَی إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ... و همچنین برای هر یک از پیامبران دشمنی قرار دادیم، شیطان‌های انس و جنّ که گفتار آراسته و فریبنده به یکدیگر القا می‌کنند برای فریب، و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند؛ پس آنان را بگذار با دروغ‌هایی که می‌گویند و نیز تا آنان که به آخرت ایمان ندارند به آن گفتار دل سپرند". (انعام، 113 ـ 112) سلمان رشدی کسانی که ایمان به آخرت ندارند گول این فریبکارها را می‌خورند و نه‌تنها گوش، که به سخنان فریبکارانه آنان دل می‌دهند، و اگر ایمان به آخرت داشته باشند، چنین نمی‌کنند؛ پس این یک نوع رابطه بین ایمان و عمل شایسته و نیز بی‌ایمانی و عمل ناشایسته مطرح می‌سازد و تأثیر ایمان را در عمل مسجّل می‌کند؛ چنان که از سوی دیگر آیاتی نیز تأثیر عمل شایسته را در رشد و بقای ایمان و یا تأثیر اعمال نادرست را در رکود و زوال آن اظهار می‌دارد؛ نظیر: "فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ؛ پس خدا تا روز قیامت در دل‌هاشان نفاق انداخت، برای تخلّفی که با خدا کردند نسبت به وعده‌هایی که به او داده بودند و برای دروغ‌هایی که می‌گفتند". (توبه، 77) افرادی مؤمن ولی فقیر بودند، با خدا چنین عهد کردند که اگر خداوند آنان را از فقر برهاند، مقداری از درآمدشان را در راه خدا انفاق کنند؛ ولی هنگامی که رهایی یافتند و خداوند به ایشان ثروت داد، به عهدی که با خدا بسته بودند وقعی ننهادند و به مقتضای آن عمل نکردند. خداوند هم به این صورت آنان را کیفر نمود که: "فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ". این عمل سبب شد که دلشان از ایمان تهی گردد و به جای آن، نفاق بروید و ریشه بدواند و تا روز قیامت به رشد خود ادامه دهد. در این زمینه آیه دیگری هست که می‌فرماید: "ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون؛ پس سرانجام کسانی که بد کردند، این شد که آیات خدا را تکذیب کنند و آن‌ها را مورد تمسخر قرار دهند". (روم، 10) کارهای زشت و گناه و آلودگی روح، به تدریج آنان را به آن‌جا کشاند که دیگر دل‌های آنان از ایمان تهی گشت و نه‌تنها به تکذیب آیات خدا، که به استهزای آن‌ها پرداختند. کارهای زشت و گناه و آلودگی روح، که به استهزای آن‌ها پرداختند. از این آیه می‌توان دریافت، آنان که از دین خارج می‌شوند و ارتداد پیدا می‌کنند، ضرر و خطرشان برای دین بیش از کسانی است که از نخست، دین را نپذیرفته‌اند؛ زیرا برای توجیه ارتداد خود به تخطئه خود و دیگران و حتی به استهزای کارهای دینی می‌پردازند. این چنین وضعی پیوسته باید موجب نگرانی هر مؤمنی باشد که به ایمان و اعمال و اخلاص خود مغرور نشود؛ بلکه باید همگی به خداوند پناه ببریم و عاقبت خیر و فرجام نیکو از او بخواهیم تا مبادا که سرانجام پس از این همه رنج و زحمت، ایمان از ما سلب شود.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

تأثیر یک آیه از سوره ذاریات

قرآن مجید

22دلیل عادی شدن خواندن «قرآن کریم» و کلمه‌ها و جمله‌ها و آیه‌های قرآن از آن روست که ما، عظمت قرآن را ـ چنان و چندان که باید ـ حسّ نمی‌کنیم. به هنگام خواندن قرآن (یا گوش دادن به آن) آن گونه که باید، در مدار روحانیت قرآن قرار بگیریم، قرار نمی‌گیریم و بارش کلمات و آیات را به صحرای عطشناک دل نمی‌رسانیم، و به مرحله نزول آیات قرآنی برقلب خویش، نمی‌رسیم؛ و قلب خود را با قلب پذیرنده اصلی قرآن (قلب محمّدی)، منطبق نمی‌سازیم، بلکه نزدیک به این مرتبه والا نیز نمی‌شویم.

بیشتر این چنین است… در صورتی که رحمت عامّ محمّدی «بِالمؤمنین رَؤُوف رحیم».(سوره توبه، آیه 128) و حرصی که پیامبر اکرم‌ بر «صیرورت قرآنی» افراد اُمّت داشته است «حریص علَیکم»(همان) موجب قطعی آن است که اگر ما در این راه همّتی کنیم و دلی بر آن بگشاییم، به مرحله‌ای از «نزول برقلب» دست یابیم و در رده: «لِمَن کانَ لَهُ قَلْب» (سوره ق، آیه 37) وارد شویم و دلمان از تشعشع‌های فوق ملکوتی «إنَّ قرآنَ الفَجرِ کانَ مَشهوداً» (سوره اسراء،آیه78) نور باران گردد.

 

قرآن تنها حروف و کلمات نیست!

ما نباید بپنداریم که با حروف و کلمات و جملات متعارف روبرو هستیم که از دهان هر انسان عربی زبان و عربی خوانی بیرون می‌آید. نشناختن حقیقت ها و نکوشیدن در راه شناخت آنها، ظلم به خویشتن است نه ظلم به حقیقتها.

شب پره گر وصل آفتاب نخواهد               رونــق بازار آفتاب نکــاهـد

عبد‌المِلک اصمعی بصری (م 216ش)، ادیب و لغت شناس و دستوردان سده دوم و اوایل سده سوم هجری، از بنیادگذاران مشهور فرهنگ لغوی عرب و از مراجع مهم علم صرف و نحو زبان عربی است. او ـ بالطبع ـ شعرشناسی زبده نیز بود، چنانکه از «اخبار البُلْدان» (سرگذشت شهرها) و جغرافیای آبادیهای سرزمین عربی و نامهای آنها اطّلاع داشته است. از وی کتابهای مختلف چندی برجای مانده است.

اصمعی در جستجوی لغات عرب و یافتن تلفّظ صحیح و معانی قطعی و مسلّم «لغات» و جداسازی «حقیقت» و«مجازِ» و فراهم‌آوری قواعد مختلف دستوری (گرامری)، به این سو و آن سو، به ویژه به میان بادیه‌نشینان می‌رفت و رنج سفر و کوچیدن را برخود هموار می‌ساخته است تا به هدف پژوهشی خویش دست یابد و واژه‌ها را از سرچشمه‌های آنها و از زبان دست نخورده اهل زبان ـ بدون واسطه در نقل ـ به دست آورد و ضبط کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : و من به سرزنش نفس خود پرداختم، که ای نفسِ اصمعی! تو به اندازه این عرب بادی‌نشین (بیابانی) که از شنیدن چند آیه بیدار گشت، لیکن تو در همه عمر بیدار نگشتی و اهمّیت کلام خد ا را نفهمیدی…. طبیعی است که در این کار دامنه‌دار و زمان‌گیر، با کسان و رخدادهایی روبرو گردد و اتفاقهایی و خاطره‌هایی برای او پیش آید. اصمعی فراوان از این خاطرات نقل کرده است. از این‌رو در کتابهای لغوی و ادبی، (بجز اشعار عرب، و نظرهای نحوی و دستوری) حکایتهایی بسیار از او نقل کرده‌اند. از آن جمله خود او می گوید: روزی از مسجد جامع بصره در آمدم و از میان کوچه‌ها به راه خود می‌رفتم که ناگهان به یکی از اعراب بادیه برخوردم ـ زُمُخت و خَشِن ـ که برشتر جوان خود سوار بود و شمشیری حمایل داشت و کمانی در دست. مرا که دید نزدیک شد و سلام کرد و گفت: ـ از کدام طایفه‌ای؟ گفتم: از طایفه بنی‌الأصمع. قرآن مجید ـ نکند اصمعی هستی؟ گفتم: آری. ـ از کجا می‌آیی؟ گفتم: از جایی که در آنجا، کلام خدای رحمان را می‌خوانند. ـ مگر خدای رحمان، کلامی دارد که آدمها می‌توانند آن را بخوانند (و بر زبان جاری سازند)؟ گفتم: آری. ـ قدری از آن کلام برای من بخوان! گفتم: از شتر خود پیاده شو! پیاده شد و من از «سوره ذاریات»، شروع به خواندن کردم تا به این آیه رسیدم: «وفی السَّماءِ رِزْقُکُم وما تُوعَدُون؛ روزی شما و هرچه به شما وعده می‌دهند در آسمان است (و از جانب خداوند ـ با اسباب و وسایلی که در جهان فراهم آورده است ـ به انسانها و دیگر موجودات می‌رسد)». ـ ای اصمعی! این که خواندی کلام خدای رحمان بود؟ گفتم: آری، به حقّ خدایی که محمّد‌ را «بحق»، به پیامبری فرستاد، این کلام همان خداست که بر پیامبرش محمّد‌ نازل کرده و براو فرو فرستاده است. آنگاه از جا برخاست و به سوی شتر خود رفت و آن را ذبح کرد و با پوست تقسیم نمود و گفت: «به من کمک کن تا آن را به مردم بدهیم». ما به هر کس گذر می‌کردیم یک قسمت از گوشت آن شتر می‌دادیم تا تمام شد. سپس شمشیر و کمان خود را برداشت و شکست و آن شکسته‌ها را زیر جهاز شتر نهاد؛ و خود رو به بادیه گذاشت، و همان آیه را می‌خواند و می‌رفت: «و فی السَّماءِ رِزْقُکُم وما توُعَدُون». و من به سرزنش نفس خود پرداختم، لیکن تو در همه عمر بیدار نگشتی و اهمّیت کلام خدا را نفهمیدی….،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

چرا آیة الکرسی می‌خوانیم؟   


آیة‌الکرسی نام یک آیه است که با الله لا اله الا هو الحی القیوم آغاز و با هو العلی العظیم پایان می‌یابد و دو آیه بعد از آن جزء آیة‌الکرسی نمی‌باشد، هر چند در برخی از موارد به خواندن آن‌ها همراه آیة‌الکرسی تاکید شده است.


آیة الکرسی
فضیلت و عظمت

رسول اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه‌السلام فرمودند: «قرآن کلامی برتر و بزرگ است و سوره بقره، سید قرآن و آیة‌الکرسی سید بقره است.». سپس فرمودند: «آیة‌الکرسی از گنجینه‌ای در زیر عرش به من عطا شده است و قبل از من به هیچ پیغمبری چنین عطائی نشده است.»

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : سفارش به خواندن آیة‌الکرسی در روایات حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: بر مسلمان لازم است که شب را به پایان نیاورد مگر آنکه آیة‌الکرسی را بخواند و اگر می‌دانستید که آیة‌الکرسی چیست و در آن چیست، هرگز آن را رها نمی‌کردید. پیامبر به من فرمود: «آیة‌الکرسی» از گنجینه‌ای در زیر عرش به من عطا شده است و قبل از من به هیچ پیغمبری چنین عطائی نشده است. سپس حضرت فرمود: «از وقتی این مطلب را از پیامبر صلی الله علیه واله شنیدم، در تمام شب‌ها آن را خواندم و هرگز آن را ترک نکردم.» سپس فرمودند: «هر شب در سه وقت آیة‌الکرسی را می‌خوانم.»2 همچنین حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: پیامبر صلی الله علیه واله مرا خواست و فرمود: آنگاه که به بستر خواب رفتی بسیار استغفار کن و صلوات بفرست و زیاد قل هو الله احد (سوره توحید) را بخوان که نور قرآن است و بر تو باد به قرائت آیة‌الکرسی که در هر حرف آن هزار برکت و هزار رحمت است.3 امام باقر علیه‌السلام فرمودند: هر کسی در پی وضو گرفتن، آیة‌الکرسی بخواند، خداوند ثواب چهل سال عبادت به وی عطا کند و ...4 امام موسی بن جعفر علیه‌السلام فرمودند: هر فردی که می‌خواهد سفر کند به طرف در بایستد و سه آیة‌الکرسی به طرف راست، چپ و مقابل خود بخواند و این موجب حفظ و دفع بدی‌ها و پریشانی می‌شود.8 پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: آنگاه که از منزل در پی حاجتی بیرون شدی آیة‌الکرسی تلاوت کن، زیرا موجب برآورده شدن حاجت می‌باشد.5 امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمودند: آنگاه که در سفر احتمال خطر دادی، قبل از سفر سوره‌های حمد، معوذتین، آیة‌الکرسی و قدر را بخوان.6 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: هر وقت خواستی سفر کنی با میمنت است، به شرط اینکه قبل از آن صدقه بدهی و آیة‌الکرسی بخوانی.7 امام موسی بن جعفر علیه‌السلام فرمودند: هر فردی که می‌خواهد سفر کند به طرف در بایستد و سه آیة‌الکرسی به طرف راست، چپ و مقابل خود بخواند و این موجب حفظ و دفع بدی‌ها و پریشانی می‌شود.8 پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: هر وقت شخص آیة‌الکرسی بخواند و بر اهل قبور اهداء کند، خداوند از هر حرف آن، ملکی می‌آفریند که تا قیامت برای آن شخص تسبیح می‌کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره آیة‌الکرسی فرمودند: «در خانه آیة‌الکرسی بخوانید که شیطان به شما نزدیک نمی‌شود.»9 پی نوشت ها: 1. نشریه قرآنی بشارت، شماره 14 2. بحارالانوار، ج 86 ص 125. 3. بحارالانوار، ج 76، ص 231. 4. بحار الانوار، ج 80، ص 317. 5. بحارالانوار، ج 92، ص 159. 6. بحارالانوار، ج 59، ص 24. 7. بحارالانوار، ص 28 8. بحارالانوار، ص 39. 9. بحارالانوار، ج 63، ص 316.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic