تبلیغات
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی - مطالب مقاله
پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

مقدمه:

برخی از روی تعمد و عده‌ای از روی بی‏خبری نسبت به معارف دین و فرهنگ اصیل قرآن، در باب نهضت انسان‏ساز  عاشورا، شبهاتی طرح می‌کنند که فی‏المثل، این همه جزع و فزع، گریه و مصیبت بر انسان‌هایی که قریب به 1370سال پیش در راه عقیده و آرمان خود کشته شدند، چه فایده‌ای دارد؟

اصلاً مگر حسین، علیه‌السلام و یاران مظلومش، به فوز عظمای شهادت دست نیافته‏اند، زهی سعادت! چه منزلتی بالاتر از این؟ پس دیگر مجلس گرفتن و روضه خواندن، چه وجهی دارد؟

شبهات این جماعت را می‌توان از منظر متون روایی قطعی و نیز کتب تاریخی مسلم پاسخ گفت اما چون نوشتار حاضر در فضای نورانی شبکه تخصصی قرآن بارگذاری می‌شود، در اینجا صرفاً مستندات قرآنی گریه بر امام حسین (علیه‌السلام) را تبیین می‌کنیم.

روضه خوانی

1. دلیل اول = روضه خدا بر اصحاب اخدود

انسان‌های موحد، در طول تاریخ پیوسته گرفتار انواع عذاب‏ها و شقاوت‏ها و قتل و غارت‌ها بوده‌اند، و به جرم پاسداری از حق و حقیقت و توحید، انواع عذاب‏ها را به جان خریده‏اند.

به روایت قرآن مجید، پیش از رسالت حضرت ختمی مرتبت، عده ای از موحدّان و گروندگان به آیین مسیح در زمان پادشاهی ذونواس، آخرین پادشاه از طائفه «حمیر»، تنها به جرم حق‌پرستی، گروه گروه به گودال‌های آکنده از آتش، افکنده شدند.

قرآن مجید، داستان این جنایت تاریخی را در سوره مبارکه «بروج» آورده است.

«ذونواس آخرین پادشاهی است که از طائفه حمیر به سلطنت رسید و زمام امور مردم را بدست گرفت. او نام خود را (یوسف) نهاد و آیین یهود را اختیار کرد، آنگاه آن را یگانه دین رسمی روزگار خود خواند درحالی‌که یهودیت با آمدن عیسی بن مریم از بین رفت و خط بطلان بر آن کشیده شد.»

وجه استناد ما به آیه شریفه، این است که خداوند خود در این مجموعه آیات، با لحن و بیانی خاص، نحوه‏ی کشته شدن شهدای حادثه اخدود را روایت می‌کند؛ و این یعنی تجویز مقتل‏گویی.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : سند روضه‏خوانی در قرآن، روضه خوانی، قران، قارعه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

در قرآن کریم آمده است که در قیامت موقف‌های گوناگونی است که توقف برخی از گنه‌کاران در هر یک از آن‌ها به مقدار هزار سال دنیوی خواهد بود، در این نوشتار می‌خواهیم ببینیم مقصود از آن چیست؟

پل صراط

قبل از هر چیز یادآور می‌شویم که متکلمان اسلامی از مواقف قیامت گاهی به «قنطره»ها و «عقبه»ها تعبیرمی آورند ولی قبل از آنان دو واژه «قنطره» و «عقبه» در آیات قرآن و روایات اسلامی مطرح شده است و متکلمان نیز آن‌ها را در مباحث کلامی خود بکار برده‌اند.

کلمه‌ی «موقف» به معنی محل توقف(ایستگاه و کلمه‌ی «قنطره» به معنی «پل» و واژه‌ی «عقبه» به معنای «گردنه» است).

امیر مۆمنان (علیه‌السلام) در وصایای معروف خود به فرزند گرامیش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)می‌فرماید:

«وَاعْلَمْ أَنَّ أَمامَکَ عَقَبَةً کَۆُوداً، اَلْمُخِفُّ فِیها أَحْسَنُ حالاً مِنَ الْمُثْقِلِ وَالمُبْطِئُ عَلَیْها أَقْبَحُ حالاً مِنَ الْمُسْرِع وَانّ مَهْبِطَکَ بِها لا مَحالَةَ إِمّا عَلی جَنَّة أَوْ عَلی نار...».([1])

«فرزندم بدان که (پس از مرگ) گردنه‌ی سختی در پیش رو داری، انسان‏های سبک‏بار (از نظر گناه) از افراد سنگین‏بار، وضعیت بهتری دارند، هر کس با تأمل و درنگ از آن عبور کند  از آن کسی که با سرعت از آن می‌گذرد، وضع بدتری خواهد داشت پایان گذر از آن (فرودگاه) یا بهشت است و یا دوزخ».

شیخ مفید: عقبه های قیامت همان احکام دینی است که انسان‌ها باید در روز قیامت پاسخگوی آن‌ها باشند ولی هرگز مقصود این نیست که حقیقتاً در سرای دیگر کوه‌ها و گردنه های صعب‌العبوری بر صراط قرار دارد و بندگان موظفند تا از آن‌ها عبور نمایند و خود را به بهشت برسانند، بلکه مقصود از «عقبه»(گردنه) که در قرآن و روایات آمده است، همان دستورات الهی است که از آنجا که رعایت آن‌ها تحمل مشکلات و دشواری‌هایی را همراه دارد از آن‌ها به «عقبه» تعبیر شده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : پل صراط، خطرناک ترین نقطه، قارعه،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 فروردین 1392 :: نویسنده : صفدر

چکیده:

«قساوت» در لغت به معنای سختی هر چیزی است و زمانی که به قلب اضافه می‌شود به معنای رفتن نرمی و رحمت از دل است و از همین رو به دلهایی که در برابر نور حق و هدایت، انعطافی از خود نشان نمی‌دهند و نرم و تسلیم نمی‌گردند و نور هدایت در آنان نفوذ نمی‌کند قلب‌های قاسیه یا قساوتمند گفته می‌شود. در قرآن کریم به برخی از عوامل قساوت قلب اشاره شده است که عبارتند از: عدم پذیرش سخن حق، پیمان شکنی، بی‌توجّهی به آیات و نشانه‌های الهی، طول امل، مداومت بر کارهای زشت و معاصی. بهترین راه برای درمان قساوت قلب، تلاش در جهت پیشگیری از ابتلا به این بلیّه‌ی روحی است که در سایه‌ی از بین بردن عوامل آن صورت می گیرد امّا قرآن کریم از مسئله‌ی ذکر که به نحو کامل در نماز تجسّم یافته است، به عنوان مهمترین عامل برای جلا دادن به دلهای قاسی و درمان قساوت قلب یاد کرده است.

قلب

مقدمه

قساوت قلب یکی از بیماریهای معنوی و گناهان قلبی است که بسیاری از افراد، با وجود ابتلا به این بیماری مهلک روحی از آن غافل هستند. این بیماری در قرآن مذمت شده است و خداوند در آیه 22 زمر می‌فرماید: «پس آیا كسى كه خدا سینه‏اش را براى [پذیرش‏] اسلام گشاده، و [در نتیجه‏] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاریكدل است‏]؟ پس واى بر آنان كه از روی قساوت یاد خدا نمى‏كنند؛ اینانند كه در گمراهى آشكارند». قساوت قلب که یک بیماری روحی است اگر درمان نشود می‌تواند منشأ بسیاری از جنایات و کارهای خلاف اخلاق گردد. جنایاتی که امروزه ما در نقاط مختلف جهان از سوی برخی سرمداران زر و زور شاهد هستیم، و کشته شدن کودکان و انسان‌های بی‌گناه در کشورهای مختلف توسّط جنایکاران جهانی تا حدّ زیادی ناشی از قساوت قلبی است که بر دلهای عاملین این جنایت سایه افکنده است. از اینرو ضروری  است تا هرچه بیشتر با این بیماری روحی آشنا شویم و با رجوع به منابع دینی و مشخّصاً قرآن کریم، با عوامل آن آشنا شده و در صورت وجود آنها در درون خود در صدد درمان آن براییم.


به ادامه بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : قساوت قلب در قران، درمان قساوت قلب، قرآن، قارعه، قرآن فارسی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

5ملاک قرآن برای ازدواج


با توجه به اهمیتی كه همسر در زندگی دارد و آثاری كه بر آن مترتب است و نقشی كه هر یك از زن و مرد در آن دارند، می بایست برای انتخاب همسر ملاك ها و دستورالعمل هایی باشد تا با توجه به آن ملاك ها، همسر مورد نظر خود را انتخاب نمایند و سعادت دنیا و آخرت را بدست آورند.
موانع ازدواج در حقوق ایران

در ازدواج، افراد دارای سلیقه های مختلفی هستند و هر شخصی برای خود ملاك هایی در نظر می گیرد، امّا از نظر قرآن و سنت این موارد ملاك قرار گرفته است:

 

1. اسلام و ایمان:

یكی از شرایط انتخاب همسر كه در واقع شریك زندگی است، اسلام او و بُعد مذهبی عقیدتی فرد می باشد زن و مرد می بایست در این امر هم فكر و هم عقیده باشند و اگر یكی از آنها مشرك باشد، عقد و ازدواج آن ها باطل خواهد بود.

قرآن كریم، صراحتاً این مطلب را بیان می كند و می فرماید مرد مسلمان هرگز حق ندارد با زن مشرك ازدواج كند، ‌همینطور از ازدواج زنان مسلمان با مردان كافر منع كرده است و این نكته را یادآوری كرده است كه ازدواج مردان مسلمان با كنیزان مسلمان بهتر است از ازدواج با زنان آزاده مشرك و همین طور ازدواج زنان مسلمان با بردگان مسلمان بهتر از ازدواج با مردان مشرك است: «وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى یُۆْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُۆْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِینَ حَتَّى یُۆْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُۆْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ؛[1] با زنان مشرك ازدواج نكنید، تا این كه ایمان بیاورند و كنیز باایمان از زن مشرك بهتر است، اگرچه آن زن مشرك (از لحاظ زیبایی) مایة شگفتی شما باشد و به مردان مشرك زن ندهید تا این كه ایمان بیاورند و بندة با ایمان از مرد مشرك بهتر است، اگرچه آن مرد مشرك مایة شگفتی شما باشد».

در ادامه حكمت این كه ازدواج با مشركان را حرام كرده است، بیان می كند: «أُولئِكَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ؛[2] آنها به آتش دوزخ می خوانند».

چرا كه مسیر مشرك یك مسیر انحرافی است، مسیری است كه به ظلمت و تباهی و جهنم ختم می شود.

در مقابل آن ها مسیر افراد مۆمن بهشت، رحمت، مودت و غفران است: «وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ»[3] در آیه شریفه، دعوت خداوند و مسیر او به جای دعوت و مسیر افراد مۆمن است، به جهت اینكه مۆمنین همه دعوت های آن ها، بلكه تمام شئون زندگی آن ها در مسیر خداوند متعال است. مسیر افراد مۆمن با مسیر افراد مشرك تفاوت اساسی و فاحشی دارد، مسیر فكری عقیدتی رفتاری آن ها مختلف است، چگونه با ازدواج كه یك وحدت و یگانگی لازم دارد و همراه با رحمت و مودت است، جمع شود.

بنابراین یگانگی و وحدت كه در ازدواج مطرح است با اختلاف عقیده و مذهب هرگز جمع نخواهد شد، نه تنها در دین و مذهب می بایست یكی باشند، در اخلاق هم می بایست، در یك مسیر باشند و در یك جهت حركت كنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

آیا پول، شادمانی و خوشبختی می آورد؟


برخی اعتقاد دارند كه تنها عامل خوشبختی و سعادت آنها در گرو داشتن سرمایه ای زیاد و ثروت هنگفت است، چرا كه آن وقت است كه می توانند به یقین طعم زیبای خوشبختی و سعادت و شادمانی  را درك كنند و بدون ثروت هرگز نمی توان انسان خوشبختی شد . خلاصه اینكه پول است كه حلاّل تمام مشكلات و باز كننده تمام گره های كور زندگی هر فردی است .


ثروت

با نگاهی دقیق به آیات الهی به این حقیقت پی می بریم كه پول، هم می‌تواند سبب خوشبختی افراد شود و هم می تواند بزرگترین عامل در رسیدن انسان ها به اوج ذلت و خواری باشد، چرا كه از طرفی انسان های ثروتمندی را مشاهده می كنیم كه سرتاسر زندگی آنها را شادی و نشاط و خوشبختی فرا گرفته و از طرفی دیگر برخی از افراد ثروتمند با وجود سرمایه ای غیر قابل شمارش هنوز منتظر هستند تا روزی نشاط و آرامش و خوشبختی درب منزل آنها را نیز به صدا در بیاورد .

آنچه در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار است نگرش ما به ثروت و پول در زندگی است و اینكه ما برای رسیدن به چه هدفی در تلاش و كوشش هستیم تا ثروتمند شویم.

 

كسانی كه ثروت برای آنها خوشبختی را به همراه دارد:

این گروه با نگرش كاملا صحیح به مساله پول و ثروت از جمله گروه هایی هستند كه آرامش و نشاط را كاملا درك كرده اند و ثروت یكی از عوامل خوشبختی آنها در زندگی شده است، این افراد چند ویژگی مهم در ارتباط با مساله ثروت و سرمایه خود دارند كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.

خداوند متعال در آیه 77 از سوره قصص به چهار ویژگی منحصر به فرد این افراد اشاره می كند، ویژگی هایی كه اگر در زندگی هر فرد ثروتمندی باشد سبب می شود تا از داشتن ثروت خود احساس خوشبختی و سعادت كند:

(وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ : و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مكن، و همچنانكه خدا به تو نیكى كرده نیكى كن و در زمین فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى‏دارد.)( القصص :  77)



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کجای قرآن آمده دوست دختر یا پسر ممنوع؟!


در آیه‌ی 5 از سوره‌ی مائده ابتدا می‌فرماید «أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبات‏»، یعنی آن چه پاک، طاهر، نیکو و مفید است را بر شما حلال نمودم. سپس به برخی از نیازهای ضروری مانند «خوردن» اشاره نموده و پس از بیان حکم آنها، به نیاز «مرد و زن» به یک‌ دیگر پرداخته است و پس از بیان ضرورت برقراری روابط و انحصار نیکو و حلال بودن آن به شکل ازدواج (نکاح)، ‌تأکید می‌فرماید: «غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏»، یعنی این رابطه نباید به شکل رفیق‌گیری [همان دوست دختر و پسر] و زناکاری باشد.


دوستی  دختر و پسر  کند

خداوندی که انسان را خلق نموده و راه‌های رسیدن به کمال و سعادت دنیا و آخرت را به نشان داده و با بیان چگونگی روابط انسان با هر شخص، جامعه یا موضوعی به گونه‌ای که هم رفع نیازش را نماید و سبب کمالش گردد قوانینی وضع نموده است، نه تنها خود بهتر از هر کس دیگری می‌داند که انسان [اعم از مذکر یا مۆنث] به جنس مخالف نیاز دارد، بلکه می‌فرماید: خودم در قوانین تکوینی خلقتم، و بر اساس علم و حکمتم این غریزه و محبت را به شما داده‌ام. هم چنان که نیاز و محبت چیزهای دیگری را نیز بر شما قرار داده‌ام.

اما اگر انسان برای رفع هر نیازش بدون هیچ قانونی که منتج به فایده‌ی او شود عمل کند، از تعقل و اراده‌ی خود که وجه متمایز او با حیوانات است، هیچ بهره‌ای نمی‌برد و لذا چون حیوانات و بلکه پست‌تر می‌گردد [کالانعام بل هم اضل]. لذا برای هر فعلی قانونی وضع نمود و در این قانون بهترین‌ها را حلال و مضرات را حرام نمود. یا به تعبیری دیگر، اصل‌ها را حلال و بدل‌های تقلبی را حرام نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، چرا ها ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

بازبینی رخدادهای قیامت


در قیامت، بازپرسی همگانی و عمومی است و حتی از پیامبران خدا نیز سۆال می شود: « فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلینَ»؛ « به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آن ها فرستاده شدند، سۆال خواهیم کرد؛ (و هم) از پیامبران سۆال می‏ کنیم»


اعمال

پس از پایان یافتن مرحله رستاخیز (ویرانی جهان) مرحله دوم آغاز می شود و برای رسیدگی به اعمال انسان ها که همه در پرونده اعمال آن ها صبت شده، دادگاه عدل خداوند تشکیل و به تمام آن ها رسیدگی می شود. خداوند در این باره می فرماید: « وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا»؛ «و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند»(1) و اطراف حاضران در محشر را می گیرد و آماده اجرای فرمان حقند.(2)

در قیامت، بازپرسی همگانی و عمومی است و حتی از پیامبران خدا نیز سۆال می شود: « فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلینَ»؛ « به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آن ها فرستاده شدند، سۆال خواهیم کرد؛ (و هم) از پیامبران سۆال می‏ کنیم»(3)

در صحرای محشر، گواهانی نیز علیه انسان ها اقامه شکایت و شهادت می کنند، از جمله خداوند متعال، پیامبران و اوصیایا الهی، اعضا و جوارح انسان مانند دست، پا، پوست تن و ...، فرشتگان، زمینی که انسان روی آن زندگی کرده و اطاعت و گناه از او سر زده و زمانی که اعمال در آن انجام می شود.(4)



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

اشاره قرآن به جنسیت ملکه زنبور عسل


مورس مترلینگ در کتاب زنبور عسل نوشته است:

درباره زنبور عسل کتابهای بسیاری نوشته شده است برای اینکه از آغازتمدن بشیری این حشره بالدار اجتماعی که در کندو به طرزی شبیه به معجزه عسل خوش طعم و و مقوی و معطر را تولید می کرده است مورد توجه مردم قرار گرفته بود.


زنبور

ارسطو کاتون وارون پلین کولومل پلاریوس و دیگران که همگی از نویسندگان و علمای عصر باستان بودند راجع این حشره کتابهای بزرگ و رساله نوشتند.

آریستوس فانوس فیلسوفی بود که مدت 58 سال در وضع زندگی زنبول عسل تحقیق کرد.

همچنین دانشمند دیگری موسوم به فیلیس کوس دوناس شب و روز در جوار زنبور های عسل زندگی می نمود که جز آنها چیزی نبیند به همین جهت از طرف هموطنان خود موسوم به وحشی گردید.

مطالعه واقعی درطرز زندگی زنبور عسل فقط از قرن هفدهم میلادی آغاز گردید در ابتدای این قرن دانشمند فلاماندی به نام کلونیوس بر اثر مطالعات خود اظهار داشت که یگانه حشره ای که در کندو فقط تخم می گذارد همانا ملکه است و گفت که ملکه دارای آلات تناسلی نرینگی و مادگی(هر دو) می باشد ولی نتوانست این گفته ها را اثبات کند.

بعد او یک دانشمند هلندی به نام سوامردان برای اولین دفعه مطابق اصول علمی شروع به مطالعه در وضع زنبور عسل کرد و به وسیله میکروسکوپ جزئیات زندگی زنبور عسل را از نظر گذرانی و آنها را تشریح نمود و چون بعد از تشریح توانست بطور واضح آلات تناسلی مادگی را در ملکه پیدا کند صریحا گفت که ملکه یک زنبور ماده است و حال آنکه قبل از آن تصور می‌شد ملکه شاه است یعنی یک حیوان نر است.

نکته ای که موریس مترلینگ در کتاب خود اشاره کرده کاملا درست است تا 300 سال قبل تصور می شد که کندو دارای یک پادشاه و تعدادی سرباز است و هیچ اظهار نظری در مورد جنس ماده زنبور در قرآن نمی شد در قرآن کریم در سوره نحل آیه 68 نوشته شده است.

خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثاله مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند!و برای خود خانه درست می کنند.این مساله اولین بار 300 سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت بطور ماهرانه در 1400 سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از پاره‏اى كوه ها و از برخى درختان و از آنچه داربست مى‏كنند خانه‏هایى براى خود درست كن .

اگر به معنی عربی آیه دقت کنید خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثال مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند! و برای خود خانه درست می کنند. این مسأله اولین بار 300 سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت به طور ماهرانه در 1400 سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است.





نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

از آدم شدن ناامید نشو

دامنه یأس از رحمت الهی در قرآن کریم


آیات و روایات فراوانی وجود دارد که ما را از یاس و ناامیدی نسبت به رحمت خداوند رحیم باز می دارد.


ناامید

آیاتی مانند این آیه که می فرماید:

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ(1)

بگو: اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه‏] به خود ظلم کرده‏اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، بی تردید خدا همه گناهان را مى‏آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است‏.

و روایاتی مانند این روایت که رسول خدا فرمود:

یَبْعَثُ اللَّهُ الْمُقَنِّطِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُغَلَّبَةً وُجُوهُهُمْ یَعْنِی غَلَبَةَ السَّوَادِ عَلَى الْبَیَاضِ فَیُقَالُ لَهُمْ هَۆُلَاءِ الْمُقَنِّطُونَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَی(2)

روز قیامت خداوند متعال نامیدان را در حالی مبعوث می گرداند که در چهره شان سیاهی و تیرگی بر سفیدی و روشنایی غلبه دارد. سپس گفته می شود اینها کسانی اند که از رحمت خداوند متعال ناامیدند (در دنیا نا امید بوده اند)

 

اما این یأس و نا امیدی چیست و محدوده آن کدام است؟

یأس و نا امیدی آن حالت بازدارنده است که انسان را از حرکت به سمت مطلوب خود باز می دارد مطلوبی که تا پیش از این انتظار وصول آن سبب می شد تا در جهت رسیدن به آن تلاش کند و از خود حرکتی هر چند کوچک نشان دهد اما اکنون که به دلایلی آن انتظار از او سلب شده دیگر آن تلاش و حرکت وجود ندارد. این حالت همان یأس و نا امیدی است که در موضوعات گوناگون به کار برده می شود.

 

انواع یاس در آیات و روایات

آیات و روایات در یک تقسیم بندی کلی نا امیدی را به دو نوع پسندیده و ناپسند تقسیم کرده اند:

یأس پسندیده

یأس پسندیده ، ناامیدی از غیر خداست؛ اینکه انسان تنها خدا را منشأ فیض و موثر در عالم بداند و دل در گرو او گذارد و از غیر او ناامید شود و باور او این باشد که اگر از دیگری هم کاری ساخته است به اذن و خواست آن خدای یگانه است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، تفسیر قران کریم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : صفدر

راه آسان شدن مشکلات چیست؟


«وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسراً»؛ و هر کس از خداوند پروا کند در کارش آسانی پدید آرد.


تقوا

همه انسان ها در طول زندگی خود به مشکلات کوچک و بزرگ فراوانی دچار می شوند که ممکن است برخی از آن ها افراد را دچار شکست های هولناکی کند. امّا افراد با ایمان و پرهیزکار، به سبب تقواپیشگی این مشکلات برایشان آسان می شود. خداوند متعال می فرماید: «وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسراً»؛(سوره طلاق، آیه 4 ) و هر کس از خداوند پروا کند در کارش آسانی پدید آرد.

کلمه «مخرجاً» در آیه «وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً»( سوره طلاق، آیه 2 ) نیز به همین معناست.

رازِ آسان شدن کارها برای انسان متقی هم از آن روست که او مطابق قانون های هستی که خداوند متعال آن را وضع کرده، حرکت می کند و هر کس که بر وفقِ سنّت ها و قانون های الهی حرکت کند، کارها برایش آسان می شود.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر كه به دنیا بى رغبت شود ، سختى ها بر او آسان مى گردند.

 

بركات تقوا؛ نجات از مشكلات و آسان شدن كارها

در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده كه پیامبر فرمود: «من آیه ای را می دانم كه اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را كفایت می كند و آن این آیه است: كسی كه تقوا پیشه كند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می كند و...»

در حدیث دیگری از پیامبر(صلی الله علیه وآله) مفهوم نجات در حدیث فوق را نجات از شبهه های دنیوی، سختی های مرگ و روز قیامت معرفی كرده اند.

جمعی از مفسران گفته اند كه این آیه درباره عوف بن مالك نازل شده كه از یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسیر كردند. او به محضر پیامبر(صلی الله علیه وآله) آمد و از این ماجرا و نیز فقر و تنگدستی شكایت كرد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: تقوا پیشه كن و شكیبا باش و بسیار ذكر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او این كار را انجام داد. ناگهان در حالی كه نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد كه از یك لحظه غفلت دشمن، استفاده كرده و فرار نموده و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :