پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

حق همسر در کلام امام سجاد علیه‌السلام


یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.


علاقه همسر

وجود همسری وفادار و مهربان، که در مشکلات و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها همراه و همدم انسان بوده همسفری مطمئن و دل سوز در سفر پرفراز و نشیب زندگی می‌باشد؛ «وَمِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَاجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیها...(روم / 21)؛ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید.» و البته این امر در صورتی تحقق پیدا می‌کند که فضای حاکم بر زندگی مشترک فضایی همراه با صفا و صمیمیت و محبت باشد و اصول و قواعد آن بر سیره ی ائمه‌ی اطهار علیهم السلام منطبق باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : در این بخش به کلام امام سجاد علیه‌السلام در مورد حق همسر و وظیفه‌ی هر کدام نسبت به دیگری می‌پردازیم؛ «و أمّا رعیّک بملک النّکاح فأن تعلم أنّ الله جعله سکناً و مستراحاً و أنساً و واقیة و کذلک ...»؛ «و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست.» بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته، در معاشرت با او، خوش رفتاری و رفق پیشه کنی؛ اگر چه حق تو بر زن سخت‌تر و رعایت مکروه و محبوب اگر معصیت و زیاده خواهی نباشد، بر او لازم‌تر است؛ ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش، غریزه‌ای است که گریزی از انجام آن نیست و این حق بزرگی است. (قاسم نصیر زاده، سیری در رساله‌ی حقوق امام سجاد علیه‌السلام، ج 2، ص 148) اخلاق محوری در خانواده مطابق آنچه در آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه آمده، یکی از بخش‌های مهم معارف اسلام مسأله‌ی اخلاق و آراستن روح به ارزش‌های انسانی است. این بخش مکمل اعتقادات و اساس و پایه‌ی مسائل بعدی مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز می‌باشد. در حقیقت هر عمل خوبی که از انسان سر می‌زند، به پیرو خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر می‌زند، مربوط به اخلاق فاسد می‌باشد. حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست به تعبیر روشن‌تر، تمام ارزش‌های انسانی معلول اخلاق نیک اوست. انسان تا به تمرین و مجاهده‌ی عملی اخلاقی نیک را در خود ایجاد نکند، ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگر دانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. (محمّد حسینی بهاران چی، آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، ص 240) امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌فرماید: «إنّ أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً؛ کامل‌ترین مؤمنان از جهت ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند».(کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج 3، ص 227) همسر یا دوستان قدیمی ؟! حسن معاشرت در زندگی زناشویی همان چیزی است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر است. زن و شوهر طبق قانون آفرینش، عاشق و طالب یکدیگر آفریده شده‌اند. پس خودشان نیز بایستی در استحکام این عشق فطری بکوشند و از محبت و تکریم به یکدیگر که شالوده‌ی اصلی این استحکام بخشی است، غافل نباشند. عاشق، تمام مظاهر خیر و زیبایی، مجد و شرف و جمال را در معشوق خود فرض می‌کند، او را از خود بزرگ‌تر و شریف‌تر می‌داند. (حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 150) درک روحیات طرفین هر یک از زن و شوهر برای موفقیت در انجام وظیفه و حسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش، باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب؛ روحیه‌ی همسرش می‌باشد، او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد؛ شاید سرّ اینکه بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید، جمله‌ی «من به تو افتخار می‌کنم»، است. همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد (سکینه نیک، حقوق زن و شوهر در اسلام، ص 164). در همین راستا پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرموده است: «قول الرّجل للمرأة إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً؛ این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.» (کلینی، ج 5، ص 569) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند نکاتی چند از سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان در این بخش از مقاله گوشه‌ای از سیره عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین در رابطه با خانواده و روابط ایشان با یکدیگر پرداخته می‌شود. امید آن است که رفتار و منش این بزرگ مردان تاریخ اسلام الگو و اسوه‌ای برای همسران جوان باشد. گفتنی است که در برخی موارد به دلیل نداشتن ترجمه‌ی فارسی فقط به ذکر عربی آن اکتفا شده است. 1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند. «در خانه‌اش خجول‌تر از دوشیزگان بود. از اهل خانه نه غذایی می‌طلبید و نه علاقه‌اش به خوردنی‌ها را ابراز می‌کرد ... در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می‌کرد. بیشتر دوخت و دوز می‌کرد و چون به منزل می‌آمد، وقت خود را به سه قسمت تنظیم می‌کرد، بخشی برای خدا، بخشی برای خود. در خانه را خود باز می‌کرد. گوسفندان را نیز می‌دوشید. به خانواده‌اش غذای خوب می‌داد و کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد» (حسین سیدی، همنام گل‌های بهاری، ص 46) حضرت علی و حضرت فاطمه 2. «إنّ فاطمة علیها السلام ضمنت لعلی علیه السلام عمل البیت و العجین و الخبز و قم البیت و ضمن لها علی علیه السلام ما کان خلف الباب نقل الحطب و أن یجیء بالطعام؛ همانا فاطمه علیها السلام متعهد شد برای علی علیهم السلام که کارهای خانه و پختن نان و ماندن در خانه (را انجام دهد) و علی علیهم السلام برای فاطمه علیها السلام متعهد شد برای کارهای بیرون از خانه (از جمله) آوردن هیزم و تهیه روزی».(محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 252) 3. مرحوم کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کان امیرالمؤمنین علیه السلام یحطب و یستقی و یکنس و کانت فاطمة علیها السلام تطحن و تعجن و تخبز؛ وضع خانه‌ علی علیه‌السلام این گونه بود که امیرالمؤمنین هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را نظافت می‌کرد و فاطمه علیها السلام آرد می‌ساخت و آن را خمیر کرده و نان می‌پخت».(علامه مجلسی، روضة المتقین، ج 8، ص 370) 4. قال علی علیه السلام: «فوالله ما أغضبتها و لا أکرهتها من بعد ذلک علی أمر حتی قبضها الله عزّوجلّ و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمراً و لقد کنت إلیها فتنجلی عنی الغموم و الأحزان بنظرتی إلیها؛ به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک نساخت، وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا علیهاالسلام می‌نگریستم، همه‌ غم و اندوه‌ها کنار می‌رفت».(همان) نتیجه گیری اخلاق حسنه گوهر زیبنده‌ای است که هر کسی می‌تواند خود را به آن بیاراید. وقتی افراد ملاک زندگی خود را امری جدا از اخلاق قرار دهند، به علت سست و بی بنیان بودن آن، به هدف مطلوب و مورد نظر خود دست نمی‌یابند و سرانجام یا به جدایی می انجامد و یا گذران سخت و دشوار زندگی توأم با رنج و غم. اما اگر هر خانواده‌ای افق دید خود را اخلاقی نماید و سیره ی رفتاری ائمه اطهار را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهد، خواهد توانست فراز و نشیب‌های زندگی را به راحتی در نوردد و آسمان زندگی‌اش همیشه صاف و آبی باقی بماند.،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند .


آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟
ویژگیهای عبادالرحمن (پرهیز شدید از گواهی دروغ و شرکت در مجالس گناه)

قرآن در مورد یکی از مهم‌ترین ویژگی بندگان ممتاز خدا چنین می‌فرماید: «والذین لایشهدون الزور.» (1) آن‌ها از گواهی به باطل (و شرکت در مجالس باطل) دوری می‌کنند.

این ویژگی از صفات برجسته بندگان ممتاز خداوند است که موجب رعایت حقوق دیگران، و آلوده نشدن به هرگونه بیهوده گرایی و امور باطل و پوچ خواهد شد، و نیز نقش به سزایی در واقع گرایی و استفاده مفید از وقت و بهسازی خواهد داشت.

واژه «زور» در اصل به معنی انحراف از حق است، و این معنی دارای مصادیق متعددی مانند: باطل، دروغ، موسیقی حرام، ظلم و تعدی می‌باشد، اما بر اساس روایات، این واژه بیشتر در مورد دروغ، تهمت و مجالس بیهوده و غنا و باطل استعمال شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : در مورد معنی «شهادت زور» که در آیه بالا از آن نهی شده و ترک آن از ویژگی‌های بندگان ممتاز خداوند شمرده شده است، مفسران دو معنی ذکر کرده‌اند که هیچ مانعی ندارد که منظور از آیه فوق، هر دو معنی باشد: 1 - آنان گواهی به دروغ نمی‌دهند، امضای ناحق نمی‌کنند، امور باطل را تایید نمی‌نمایند. 2 - آن‌ها در مجالس عیاشی و ساز و آواز باطل شرکت نمی‌کنند، و با حضور خود، مجالس لغو و بیهوده و پدید آورندگان آنان را تایید نمی‌نمایند، بنابراین، این آیه بیانگر پرهیز از دو آفت بزرگ و ویرانگر حقوقی و اجتماعی است که اگر وارد جامعه شود، بزرگ‌ترین ضربه را بر امنیت، روابط حسنه و عدالت می‌زند، و انسان‌ها را به راه‌های خطرناک انحرافی می‌کشاند. بنابراین لازم است به شرح هر یک از دو معنی بپردازیم تا زشتی این دو گناه و آفت بزرگ برای ما روشن‌تر گردد. ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، و صفتی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» 1 - پرهیز از گواهی دروغین گواهی دروغ یا امضای ناحق، همان تهمت است که از گناهان کبیره و حق‌الناس بوده، و در زبان آیات و روایات به عنوان بهتان مطرح است که گناه مضاعف می‌باشد، زیرا هم دروغ است و هم با گواهی به آن حقی را باطل و باطلی را حق جلوه می‌دهد و موجب پایمال شدن حقوق دیگران می‌شود. آفت گواهی دروغین به قدری زشت و مفسده انگیز است که قرآن آن را در کنار بت پرستی قرار داده و به شدت از آن نهی فرموده، آنجا که می‌فرماید: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»(2) از پلیدی‌های بت‌ها اجتناب کنید، و از سخن باطل بپرهیزید. بزرگی گناه بهتان و تهمت که همان گواهی به دروغ است آن چنان در نابودی ایمان اثر دارد که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا اتهم المؤمن اخاه، انمات الایمان فی قلبه، کما ینمات الملح فی الماء» (3) کسی که به برادر دینی‌اش تهمت بزند، ایمان در قلب او چنان ذوب می‌شود که نمک در میان آب ذوب می‌گردد. به همین نسبت، مجازات الهی و کیفر اخروی تهمت زننده، بسیار سخت و کمر شکن است، ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» (4) گناه و از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده فرمود: «من شهد شهادة زور علی رجل مسلم او ذمی او من کان من الناس غلق بلسانه یوم القیامة و هو مع المنافقین فی الدرک الاسفل من النار» (5) کسی که گواهی دروغین بر مسلمان یا کافر ذمی و یا هر انسان دیگری بدهد، در روز قیامت به زبانش بسته می‌شود و او همراه منافقین در پایین‌ترین درکه‌های دوزخ می‌باشد. در حدیث دیگر آمده: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه، اقامه الله یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه» (6) کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، یا چیزی به آن‌ها نسبت دهد که در آن‌ها نیست، خداوند او را در قیامت بر روی تلی از آتش، متوقف می‌کند، تا از بند آن تهمت (با راضی شدن متهم) آزاد گردد. راه‌هایی برای گواهی به دروغ باید توجه داشت که گواهی به دروغ، گوناگون است مانند: تهمت‌های سیاسی، تهمت‌های ناموسی، تهمت‌های مالی و اقتصادی، و ... در میان این تهمت‌ها و گواهی‌های دروغین، تهمت‌های سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمت‌ها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری می‌یابد، کم‌ترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیده‌اند، پاک کند، و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفته‌ام و آن کس منزه از این نسبت‌های ناروا است. مانند تهمتی که قارون می‌خواست توسط یک زن آلوده به حضرت موسی (علیه السلام) بزند، ولی خداوند موسی علیه السلام(علیه السلام) را از آن تهمت حفظ کرد، و چنان بر قارون غضب نمود که به زمین فرمان داد تا قارون و اموالش را در کام خود فرو ببرد، و زمین نیز این فرمان را اجرا نمود. (7). یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، شرکت در مجالس بیهوده و باطل و حضور در آن مجالس است، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود تهمت ناموسی؛ شدیدترین گناه و سنگین‌ترین مجازات تهمت ناموسی دارای گناه شدید تر و مجازات سنگین‌تر است، به طوری که علاوه بر مجازات سخت اخروی در دنیا نیز دارای کیفر سخت است. چنان که در قرآن کریم می‌خوانیم: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون»(8) و کسانی که به زنان پاک‌دامن تهمت می‌زنند، سپس چهار شاهد (در نزد قاضی) برای مدعای خود نمی‌آورند، آن‌ها را هشتاد تازیانه بزنید، و گواهیشان را هرگز نپذیرید، و آن‌ها همان فاسقانند. این آیه بیانگر آن است که اگر انسان به زن پاک‌دامن نسبت ناروای ناموسی بدهد، هرچند راست بگوید، باید چهار شاهد اقامه کند وگرنه به عنوان مجرم، باید هشتاد تازیانه بخورد ... این حد همان است که در فقه اسلامی به «حد قذف» معروف است که شامل نسبت زنا و لواط می‌شود که اگر کسی مرتکب آن شد، باید هشتاد تازیانه به عنوان حد قذف بر او جاری ساخت، و اگر این تهمت چهار بار تکرار گردد، و پس از هر بار، حد بر او جاری شود، پس از چهار بار، حکم او اعدام است. (9) 2 - پرهیز از شرکت در مجالس باطل یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود. همچنین هم‌نشینی با افراد ناصالح که معمولاً گناه می‌کنند، یکی از مصادیق شاهد زور است، زیرا موجب تایید عمل آن‌ها و تشویق آن‌ها به گناه خواهد شد، مگر این که فریضه نهی از منکر اقتضا کند که انسان در آن مجالس شرکت نموده و موجب تغییر آن مجالس گردد. گناه پارتی در قرآن مجید، با تعبیرات گوناگون از شرکت در مجالس لهو، نهی شده است از جمله می‌خوانیم: «و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره ...»(10) و خداوند در قرآن این فرمان را به شما داده است که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند در کنار آن‌ها ننشینید، تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه شما هم مثل آن‌ها خواهید بود، خداوند، همه منافقان و کافران را در دوزخ جمع می‌کند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لاینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه، و لا یقدر علی تغییره» (11) شایسته نیست مؤمن در مجلسی شرکت کند که در آن معصیت خدا می‌شود و آن مؤمن قدرت بر دگرگونی آن مجلس را ندارد. نتیجه و جمع بندی یک انسان مسلمان، از نظر قرآن و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیه السلام) مسئول است که در تایید حق و دفاع از حق بکوشد و جامعه را به سوی خدا و مظاهر دین سوق دهد، چنین وظیفه‌ای اقتضا می‌کند که هرگز شاهد زور نباشد; یعنی نه گواهی به دروغ بدهد، و نه موجب تایید و تشویق گناه شود، چنان که قرآن می‌فرماید: «و تعاونوا علی البر والتقوی و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان » (12) در راه نیکی و پرهیزکاری با هم همکاری کنید، و برای گناه و تعدی همکاری نکنید . باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند . در حدیثی می‌خوانیم عبد الا علی از امام باقر (علیه السلام) پرسید: منظور از این آیه که می‌فرماید: «واجتنبوا قول الزور» (13) از سخن زور اجتناب کنید، چیست؟ فرمود: «الغنا» منظور غنا و موسیقی حرام است . (14) نیز طبق روایات متعددی که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده، منظور از واژه زور در آیه مورد بحث «لایشهدون الزور» غنا (یعنی موسیقی‌های حرام) است، و در ذیل این آیه فرمودند: «یعنی بندگان ممتاز خدا از شرکت در مجالس فاسقان، و حضور در مجالس باطل و بیهوده، پرهیز می‌کنند .» (15) پی‌نوشت‌ها: 1 . فرقان (25) آیه 72 . 2 . حج (22) آیه 30 . 3 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 613 . 4 . همان، ص 603 . 5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 76، ص 364 . 6 . وسائل الشیعه، ص 603 و 604 . 7. چنانکه این مطلب در آیه 81 سوره قصص آمده است . 8. نور (24) آیه 4 . 9. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 474 و 476 . 10. نساء (4) آیه 140 . نظیر این مطلب در آیه 68 انعام آمده است . 11. شیخ کلینی، اصول کافی، ص 374 . 12. مائده (4) آیه 2 . 13. حج (22) آیه 30 . 14. بحارالانوار، ج 79، ص 245 . 15. شیخ عبد علی بن جمعه حویزی، نورالثقلین، ج 4، ص 41 .،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic