پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
شنبه 5 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

آیا رفاه مرفهین (مانند اروپایی‌ها) و فقر روز افزون فقرا (مانند سومالیایی‌ها) با عدالت خدا سازگاری دارد؟ چرا او نعمت خود را مساوی تقسیم ننمود؟


سومالی

عادت و رویه‌ی بشر همیشه این گونه بوده که اگر موفقیت و رفاهی به دست آورده، به خود بالیده و مدعی شده که تمامی این نعمات حاصل علم و تلاش خودم بوده است. سمبل این تفکر «قارون» است که وقتی به او گفته شد از این همه نعمتی که به تو داده شده کمی هم به دیگران انفاق کن. با غرور و تکبر فراوان گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلیَ‌ عِلْمٍ عِندِی – القصص 78» - یعنی آن چه برایم فراهم شده با علم خودم فراهم شده است. همین تفکری که امروزه بر امریکا و اروپا غالب است و به همین دلیل خود را انسان‌های درجه‌ی یک می‌دانند که انسان‌های درجه‌های پایین‌تر باید در راه رفاه آنان فدا شوند. این یک شعار نیست. بلکه دیدگاه نظری و عملی آنان است.

هم چنین این بشر مغرور و متکبر و از خود راضی عادت دارد که وقتی به بن‌بست رسید، وقتی به نتایج برخی از اعمال سوءاش رسید، وقتی کار گره خورد بگوید: این خواست خدا بوده است. و گناه اعمال سوء خود را به گردن خدا بیاندازد. چنان چه شاهدیم یزید به حضرت زینب علیهاالسلام گفت: دیدی خدا با برادرانت چه کرد؟ و اهل معصیت نیز در محشر وقتی به پایان محاکمه می‌رسند و هیچ یک از توجیهاتشان کارساز نمی‌شود و جهنم را می‌بینند، گناه انحراف خود را به گردن خدا می‌اندازند و می‌گویند:

«أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَئنیِ لَکُنتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»(الزمر- 57)؛ و یا می‌گوید: اگر خدا هدایتم کرده بود از پرهیزکاران می‌بودم.

جامعه‌ی بشری حتی حکومت الله جل جلاله را بر یک ملت کوچک در میان تمامی ملل جهان تحمل نیاورده و با او می‌جنگد، در حالی که او گناهی ندارد، جز این که می‌گوید: رب من، یعنی صاحب اختیار من و تربیت کننده‌ی امور من، الله جل جلاله است و نه فرعون زمان و البته یک عده نیز در مقابل آن‌ها ایستادند

اینک به نکات ذیل توجه شود:

ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : الف - خداوند متعال، هستی محض است و هستی محض یعنی هر چه از کمال به ذهن خطور نماید، اوست. بدون هیچ نقص و کم و کاست. لذا فرمود: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی»، یعنی همه‌ی اسم‌ها یا نشانه‌های نیکو مال اوست. پس از هستی محض و کمال مطلق که خداوند متعال است هیچ گاه شر صادر نمی‌گردد. ب- معنای «عدالت» نیز مساوات به معنای مفروض ما نیست. بلکه حساب و کتاب و اندازه و قرار گرفتن هر چیزی در جای خود می‌باشد. اگر قرار باشد که در خلقت مساوات باشد، باید کوه و ابر و دریا و خورشید و ... مساوی خلق شوند، که این به معنای خلق نشدن است. لذا می‌فرماید که خداوند متعال برای هر چیزی «قدر» یعنی اندازه‌های معینی وضع نموده است «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَی‌ءٍ قَدْراً - و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است (الطلاق، 3» و بر همین اساس فرمود که خداوند متعال ابتدا «قدر» یعنی اندازه‌ی هر چیزی را معین نمود و سپس هدایت کرد. «وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدی - ‌ و آن کسی که اندازه کرد (قرار داد)، پس هدایت نمود (الأعلی، 3)». ج – از اندازه‌های نظام حکمت الهی این است که دنیا، پایین‌ترین مرتبه وجود باشد و به همین دلیل جرم و جسم داشته باشد و لازمه‌ی حیات این دنیا نیز تغذیه باشد و ... – از اندازه‌های خلقت این است که به انسان شرف و کمالی داده شود که به هیچ موجود دیگری داده نشده است، یعنی اراده و اختیار. و برای استفاده صحیح از آن پیامبر درون «عقل» و پیامبر بیرون «انبیاء با کتب» به رایشان نازل گردد – و از اندازه‌ها این است که می‌فرماید اگر ایمان بیاورید و بر طبق دستور رفتار کنید، با هیچ مشکل لاینحلی مواجه نمی‌شوید، اما اگر ایمان نیاورید و عمل نکنید، زندگی شما حیوانی می‌شود و حیوانات جهت ارتزاق یک دیگر را می‌درّند. – از جمله قوانین و اندازه‌ها این است که فرمود چون بشر روح و جسم دارد، عقل و نفس هم دارد. اگر عقلش غلبه کرد خلیفة الله می‌گردد و اگر نفس غلبه داشت حیوان بلکه پست‌تر می‌گردد و نیز فرمود چون عده‌ای بندگی هوای نفس را می‌کنند، از مسیر خارج شده و طغیان می‌کنند، پس شما نه تنها از آن‌ها تبعیت نکنید، بلکه مقابل آن‌ها بایستید و ... . عدالت سپس برای برقراری عدالت و این که هر چیزی در جای خود قرار گیرد، بایدها و نبایدها (احکام) را بیان داشت. از احکام عبادی و شخصی و اخلاقی گرفته تا احکام حکومتی، اقتصادی، قضاء، اجتماعی، تربیتی ...، و فرمود: فقط حکومت الله جل جلاله، یعنی حاکمیت فقه اسلام (احکام اسلامی)‌ است مشروعیت دارد و نه قوانین من در آوردی قدرت‌ها که فقط به سود خودشان است. د – اما بشر هیچ کدام از این حرف‌ها را قبول نکرد. به دنبال هوای نفس رفت. به خدا کافر شد. دنیا گرا و راحت طلب شد. فقط به فکر چاق کردن بدن حیوانی افتاد، طغیان کرد و طاغوت شد، ظلم را پیشه کرد و اهل فساد و فجور شد و آن که اهل ظلم نبود نیز به جای مقابله تسلیم گردید تا منافع دنیوی‌اش به خطر نیافتد! جامعه‌ی بشری حتی حکومت الله جل جلاله را بر یک ملت کوچک در میان تمامی ملل جهان تحمل نیاورده و با او می‌جنگد، در حالی که او گناهی ندارد، جز این که می‌گوید: رب من، یعنی صاحب اختیار من و تربیت کننده‌ی امور من، الله جل جلاله است و نه فرعون زمان و البته یک عده نیز در مقابل آن‌ها ایستادند: «الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ به غیر حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ به بعض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزیزٌ (الحج، 40)» ترجمه: همان کسانی که از دیارشان بیرون شده‌اند بدون سبب جز آنکه می‌گفته‌اند: پروردگار ما خدای یکتا است. اگر خدا بعضی از مردم را به بعض دیگر دفع نمی‌کرد دیرها و کلیساها و کنشتها و مسجدها که نام خدا در آن بسیار یاد می‌شود ویران می‌شد، خدا کسانی را که یاری او کنند یاری می‌کند که وی توانا و نیرومند است. حال که بشر با مشکلات و معضلات و مظالمی که به دست خود پدید آورده مواجه شده، باز به جای اطاعت الله، می‌گوید: چرا خدا چنین کرد، این چه عدلی است؟ و خداوند کریم نیز می‌فرماید: از خداوند متعال هیچ شری صادر نمی‌گردد و جهان نیز دار اختیار است و نه اجبار، لذا هر چه از بدی در خشکی و دریا ظهور می‌یابد، نتیجه‌ی برخی از اعمال خودتان است که بر اساس همان قوانین و اندازه‌ها به شما می‌چشانیم، باشد که آگاه شوید و به سوی خدا و قوانین او برگردید. «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ به ما کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» (الروم، 41) ترجمه: فساد در دریا و خشکی ظاهر گشت به خاطر کارهای بد مردم [آن چه مردم با دست خود کسب کردند]، ظاهر گشت تا خدا به این وسیله بعضی از آثار کار بد را به ایشان بچشاند. پس اگر از حکومت اسلامی فرار کردید و به حکومت گردنکشان ظالم و خودخواهان عالم گردن فرود آوردید، اگر زکات مال خود را نپرداختید، اگر از انفاق و صدقات واجب و مستحب روی برگرداندید، اگر بخل و خودنگری وجود شما را گرفت، اگر کر و کور شدید، اگر مشغول به گناه شدید و ...، این شما هستید که در حق خود و دیگران ظلم می‌کنید، ‌ نه خداوند متعال و فرمود:‌ (بر اساس همان قوانین و اندازه‌های معین) همه چیز قابل تغییر است، به شرطی که خودتان تصمیم به تغییر بگیرید، نه این بر خدا دیکته کنید که به ناگاه نظام خلقت را بر هم زند و جبری حاکم کند: «إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما به قوم حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (الرعد، 11) ترجمه: یقیناً خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر این که آنان خویشتن را (به وسیله رفتارهای نیک، یابد) تغییر دهند. سال‌ها مردمانی خوابیدند و مردمانی با هوشیاری دیگران را چاپیدند، موجب استضعاف و عقب‌افتادگی دیگران شدند، آنان را به بردگی گرفتند، سرمایه‌هایشان را تاراج کردند، معترضین قوم را قتل عام کردند، ملت‌ها را به بردگی کشیدند و برای خود وسایل رفاه فراهم آوردند...، و دیگران نیز فقط خودنگری کرده و نگاه کردند تا مبادا آسیبی از آنان به اینان برسد. حال که به نتیجه‌ی آن رسیده‌اند، می‌پرسند: خدا چرا چنین کرد؟ دلار با مردم جهان کاری نداریم، به قول امام خمینی (ره) اگر هر مسلمانی فقط یک سطل آب می‌ریخت، اسرائیل را سیل می‌برد. اکنون نیز اگر هر مسلمانی فقط 2 دلار کمک می‌کرد، با سرمایه‌ای نزدیک به 4 میلیارد دلار، سومالی از مرگ حتمی و فاجعه انسانی نجات می‌یافت. اما همین مسلمان با تمامی اعتقاداتی که به آخرت دارد و باورهایی که نسبت به تکالیف خود نسبت به سایر انسان‌ها دارد، اسرافش در زندگی (از کاخ‌سازی گرفته تا سفره‌های آن چنانی و سفرهای رنگین) پا برجاست، به چرب و نرم زندگی خوش است و به جای انجام تکلیف معترض است که چرا خدا چنین کرد یا چنان نکرد؟! کجا خداوند متعال فرمود که آن چه به شما داده‌ام فقط مال خودتان است و مواظب باشید یک موقع چیزی به دیگران ندهید؟! اگر یک درخت سایه، چوب و میوه می‌دهد تا شما استفاده کنید، اگر یک گوسفند، همه‌ی وجودش برای استفاده شماست، شما نیز باید دست کم به اندازه‌ی یک «درخت» در این چرخه‌ی حیات خاصیت داشته باشید، میوه دهید تا به این ابتلائات دچار نشوید. پس اگر از حکومت اسلامی فرار کردید و به حکومت گردنکشان ظالم و خودخواهان عالم گردن فرود آوردید، ‌ نه خداوند متعال. ھ – خلقت حق‌تعالی و نظام هدایت و عدالت نیز نظام‌مند است. آتش فوایدی دارد و سوزاننده نیز هست، دست انسان نیز فوایدی دارد و سوزنده است، خداوند هر دو را خلق کرد و به انسان فرمود: دست خود را به آتش نزدیک نکن. پس اگر کسی دست خود یا دیگری را به آتش رساند و سوخت، نباید گله‌مند شود که چرا خدا دست من را سوزاند یا جلوی سوختن دست او را نگرفت؟! هم چنین نعمت خدا مستقیم و توسط ملائک به حلقوم انسان ریخته نمی‌شود. ابر و باد و خورشید و باران و ... زمینی را مساعد می‌کند، گندمی رویانده می‌شود، کشاورزی کاشت، داشت و برداشت می‌کند، تاجری آن را می‌خرد، کارخانه‌ایان را آرد می‌کند ... نانوایی می‌پزد و بنده و شما یک لقمه نانی می‌خوریم، حال اگر یکی در این چرخه فساد و تباهی کرد، گندم را سوزاند، یا برای خودش احتکار کرد و ...، نباید بگوییم که چرا خدا مساوی تقسیم نکرد؟ بلکه باید یقه‌ی ظالم و مفسد را بچسبیم و اختلال ایجاد شده در چرخه‌ی حیات را طبق دستورات خالق عالم اصلاح کنیم.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
« چکیده مقاله »
جهان در آستانة بعثت حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت. جهالت، غارتگری، ظلم و ستم، تضییع حقوق ضعیفان و محرومان، فساد و بی بند و باری، تبعیض و ناعدالتی، نگرانی و دلهره، دوری از اخلاق و انسانیت، تمام جوامع بشری را در آن روزگار فرا گرفته بود.
فلسفه بعثت
::عدالت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی از جمله دلایل و فلسفه های بعثت است که در آیات شریفه نور به آن اشاره شده است .
 
در این میان منطقة جزیرة العرب و به ویژه شهر مکه از منظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پایینترین و بدترین وضع را تحمل میکرد. خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهای خشکی که به صورت بت درست شده بود و اهالی مکه در مقابل آن اجسام بیجان قربانیها کرده و استمداد میطلبیدند، هر انسان فهمیده و عاقلی را به تعجب و تأسف وا میداشت. زنان نه تنها از حقوق اساسی خود محروم بودند، بلکه همانند کالای بیجان خرید و فروش میشدند و... .
خداوند متعال در آیات وحیانی خویش به برخی از ناهنجاریها و آداب غیر انسانی و جاهلانة آن روز اشاره کرده و میفرماید: ﴿قُلْ تَعالَوْ اَتْلُ ما حَرّمَ رَبُّکُم عَلَیْکُمْ اَلاّ تُشْرِکوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إحْساناً وَلاتَقْتُلوا أوْلادَکُمْ مِنْ إمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإیّاهُمْ وَلاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَلاتَقْتُلوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللهُ إلاَ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلونَ﴾[1]؛ «بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است ‌[برایتان] بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرا ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید. فرزندانتان را از ترس فقر نکشید. ما شما و آنها را روزی میدهیم. و به کارهای زشت نزدیک نشوید چه آشکار و چه پنهان. و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید مگر به حق [و از روی قانون الهی]. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید.»
﴿‌وَلاتَقْرَبوا مالَ الْیَتیمِ إلاّ بِالَّتی هِیَ أحْسَنُ حَتّی یَبْلُغَ أشُدَّهُ وَأوْفوا الْکَیْلَ وَالْمیزانَ بِالقِسْطِ، لانُکَلِّفُ نَفْساً إلاّ وُسْعَها وَإذا قُلْتُمْ فَاعْدِلوا وَلَوْ کانَ ذا قُربی وَبِعَهْدِ اللهِ أوْفوا ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلّکُمْ تَذَکَّرونَ﴾[2]؛ «و به مال یتیم جز به بهترین صورت [و برای خدمت به او] نزدیک نشوید تا به حد رشد خود برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدل و دادگری رعایت کنید. ما هیچ کس را به بیش از توانائی و قدرتش وادار نمیکنیم. هنگامی که [در مقام داوری یا شهادت] سخنی میگوئید، عدالت را مد نظر قرار دهید حتی اگر در مورد نزدیکان شما باشد، و به پیمانهای خداوند وفادار باشید. اینها مواردی است که خداوند شما را به آن سفارش میکند، تا شاید پند گیرید.»
خداوند متعال در این آیات از رسمهای باطل و غیر اخلاقی دوران جاهلیت خبر داده و به موضوعات غیر انسانی رایج، از جمله شرک و بتپرستی، آزار پدر و مادر، کشتن فرزندان، ارتکاب اعمال زشت و فساد انگیز، کشتن افراد بیگناه، تجاوز به اموال یتیمان، بیعدالتی در توزیع اموال و امکانات عمومی، پایمال کردن حقوق دیگران، عهد شکنی و نادیده انگاشتن پیمانها و قوانین اجتماعی میپردازد و در عین حال راهکارها و دستورات سازندهای در این زمینه به مسلمانان ارائه می کند.
ناگفته پیداست که برخی از علل و انگیزههای بعثت پیامران الهی نیز در این آیات مطرح شده است که عدالت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی از جملة آنهاست. در روایتی از اوضاع نابسامان عربستان در آستانة بعثت نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است: روزی قیس بن عاصم به نزد حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده و عرضه داشته: یا رسول الله! من در ایام جاهلیت هشت دختر خود را زنده به گور کردهام، حالا چه کنم؟ پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: در مقابل هر دختر یک برده آزاد کن!



دانلود
فلسفه بعثت پیامبر اکرم در قرآن

فرشته معتمد لنگرودی



فصلنامه بشارت ، شماره 82



این پست برای اولین بار توسط این
وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن ، منبع را درج نمایید .

جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم ، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید.
(آپلود شده توسط وبلاگ"بینات")
مقاله 
قرآنی
مشاهده متن [PDF335KB]






نوع مطلب : دانلود، مقاله، دین و اندیشه، از منظر قران کریم، 
برچسب ها : « چکیده مقاله » جهان در آستانة بعثت حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت. جهالت، غارتگری، ظلم و ستم، تضییع حقوق ضعیفان و محرومان، فساد و بی بند و باری، تبعیض و ناعدالتی، نگرانی و دلهره، دوری از اخلاق و انسانیت، تمام جوامع بشری را در آن روزگار فرا گرفته بود. فلسفه بعثت ::عدالت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی از جمله دلایل و فلسفه های بعثت است که در آیات شریفه نور به آن اشاره شده است . در این میان منطقة جزیرة العرب و به ویژه شهر مکه از منظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پایینترین و بدترین وضع را تحمل میکرد. خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهای خشکی که به صورت بت درست شده بود و اهالی مکه در مقابل آن اجسام بیجان قربانیها کرده و استمداد میطلبیدند، هر انسان فهمیده و عاقلی را به تعجب و تأسف وا میداشت. زنان نه تنها از حقوق اساسی خود محروم بودند، بلکه همانند کالای بیجان خرید و فروش میشدند و... . خداوند متعال در آیات وحیانی خویش به برخی از ناهنجاریها و آداب غیر انسانی و جاهلانة آن روز اشاره کرده و میفرماید: ﴿قُلْ تَعالَوْ اَتْلُ ما حَرّمَ رَبُّکُم عَلَیْکُمْ اَلاّ تُشْرِکوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إحْساناً وَلاتَقْتُلوا أوْلادَکُمْ مِنْ إمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإیّاهُمْ وَلاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَلاتَقْتُلوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللهُ إلاَ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلونَ﴾[1]؛ «بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است ‌[برایتان] بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرا ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید. فرزندانتان را از ترس فقر نکشید. ما شما و آنها را روزی میدهیم. و به کارهای زشت نزدیک نشوید چه آشکار و چه پنهان. و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید مگر به حق [و از روی قانون الهی]. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید.» ﴿‌وَلاتَقْرَبوا مالَ الْیَتیمِ إلاّ بِالَّتی هِیَ أحْسَنُ حَتّی یَبْلُغَ أشُدَّهُ وَأوْفوا الْکَیْلَ وَالْمیزانَ بِالقِسْطِ، لانُکَلِّفُ نَفْساً إلاّ وُسْعَها وَإذا قُلْتُمْ فَاعْدِلوا وَلَوْ کانَ ذا قُربی وَبِعَهْدِ اللهِ أوْفوا ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلّکُمْ تَذَکَّرونَ﴾[2]؛ «و به مال یتیم جز به بهترین صورت [و برای خدمت به او] نزدیک نشوید تا به حد رشد خود برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدل و دادگری رعایت کنید. ما هیچ کس را به بیش از توانائی و قدرتش وادار نمیکنیم. هنگامی که [در مقام داوری یا شهادت] سخنی میگوئید، عدالت را مد نظر قرار دهید حتی اگر در مورد نزدیکان شما باشد، و به پیمانهای خداوند وفادار باشید. اینها مواردی است که خداوند شما را به آن سفارش میکند، تا شاید پند گیرید.» خداوند متعال در این آیات از رسمهای باطل و غیر اخلاقی دوران جاهلیت خبر داده و به موضوعات غیر انسانی رایج، از جمله شرک و بتپرستی، آزار پدر و مادر، کشتن فرزندان، ارتکاب اعمال زشت و فساد انگیز، کشتن افراد بیگناه، تجاوز به اموال یتیمان، بیعدالتی در توزیع اموال و امکانات عمومی، پایمال کردن حقوق دیگران، عهد شکنی و نادیده انگاشتن پیمانها و قوانین اجتماعی میپردازد و در عین حال راهکارها و دستورات سازندهای در این زمینه به مسلمانان ارائه می کند. ناگفته پیداست که برخی از علل و انگیزههای بعثت پیامران الهی نیز در این آیات مطرح شده است که عدالت اجتماعی، فرهنگی و امنیتی از جملة آنهاست. در روایتی از اوضاع نابسامان عربستان در آستانة بعثت نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است: روزی قیس بن عاصم به نزد حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده و عرضه داشته: یا رسول الله! من در ایام جاهلیت هشت دختر خود را زنده به گور کردهام، حالا چه کنم؟ پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: در مقابل هر دختر یک برده آزاد کن! دانلود فلسفه بعثت پیامبر اکرم در قرآن فرشته معتمد لنگرودی فصلنامه بشارت، شماره 82 این پست برای اولین بار توسط این وبلاگ منتشر شده است . لطفا در باز نشر آن، منبع را درج نمایید . جهت دانلود و مشاهده مقاله فوق از لینک مستقیم، بر روی آن کلیک راست کرده و گزینه save Target as را انتخاب کنید. (آپلود شده توسط وبلاگ"بینات") مقاله قرآنی مشاهده متن [PDF335KB]،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic