پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مفهوم حبط و کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: ”‌حبط عمله حبطا بطل ثوابه ”‌عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر  آمده ”‌حبط العمل حبطا … فسد و هدر”‌‌[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.


باطل کردن

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در قرآن و روایات و در ادامه به بیان اهمیت حفظ اعمال نیک، می پردازیم.

در قرآن و روایات برخی از اعمال ناپسند سبب حبط و از بین رفتن اعمال پسندیده و خوب معرفی شدند که به ترتیب در قرآن و روایات آن را بررسی می کنیم.

 

الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1 - کفر و شرک

الف. ”‌مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ”‌‌؛[3] ”‌هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود”

‌‌ب. ”‌ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‏”‌‌؛[4] ”‌مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند”‌‌.

در این دو آیه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکین و کفار می داند.

برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : 2 - نفاق ”‌وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین‏”‌‌؛[5] ”‌آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: ”‌آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى، ) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند”‌‌. 3 تکذیب آیات خداوند و روز قیامت ”‌وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون‏”‌‌؛[6] ”‌و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد، آیا جز آن چه را عمل مى‏کردند پاداش داده مى‏شوند؟!”‌‌. ب. حبط در روایات: 1 - ترک نماز بدون مرض و علت. عبید بن زراره می گوید: از حضرت صادق (ع) پیرامون تفسیر آیه: ”‌‌ هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه می شود”‌‌.[7] پرسیدم، فرمود: مقصود آن کسى است که کردارى که به آن اقرار و اعتراف کرده، ترک کند، عرض کردم: مرتبه ترک آن عمل چیست؟ همه آن را رها کند؟ فرمود از آن جمله است کسى که عمداً بدون این که مست باشد و یا علّتى داشته باشد، نماز را ترک کند.[8] 2 - با شک و تردید عمل کردن در اصول دین. یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: کسی که تردید یا گمان داشته باشد و بر آن پا برجا باشد، خدا عملش را تباه می کند، حجت خداوند حجت روشن است.[9] مجلسی (ره) در توضیح حدیث می فرماید: برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند.[10] باطل کردن 3 - زنی که به شوهرش بگوید من از تو هیچ خیری ندیدم با این که در ارتباط زندگی زن و مرد، بسیاری از زحماتی را که زن در تدبیر و رسیدگی منزل از نظافت و آشپزی و بچه داری و… متحمل می شود از وظائف واجب او نیست و خداوند در مقابل این امور پاداش فراوان به او می دهد، ولی اگر زحمات او همراه با آزردن شوهر و منّت همراه باشد اجر کارهای او تباه می شود، در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید :هر زنی که به شوهرش بگوید که من از تو خوبی ندیدم، پاداش عمل او از بین می رود.[11] 4 - کافر شدن به ولایت علی(ع) ابی حمزه می گوید از امام باقر (ع) از تفسیر سخن خداوند، ”‌وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین”‌‌ ‏پرسیدم؟حضرت فرمود: تفسیر باطنی این آیه کافر شدن به ولایت امیر المؤمنین(ع) است، چرا که مراد از ایمان، حصرت علی (ع) می باشد.[12] از مجموع مطالب بالا معلوم می شود که حبط مربوط به مورد خاصی از اعمال نیک نیست، بلکه در تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی جریان دارد. در نقطه مقابل حبط تکفیر وجود دارد به همین مناسبت توضیح اندکی پیرامون آن نیز ارائه می کنیم. همان طور که اعمال نیک با انجام کارهای زشت از بین می رود، اعمال زشت گناهان نیز با انجام خوبی ها از بین رفته و چه بسا که تبدیل به خوبی شود؛ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. 1- انجام نمازهای واجب. ”‌وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏”‌‌؛[13] ”‌در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏”‌‌. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد 2 - اجتناب از گناهان کبیره. الف. ”‌إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ”‌‌؛[14] ”‌اگر از گناهان بزرگ که از آن نهى شده‏اید بپرهیزید، بدی هاى شما را مى‏زداییم. ب. ”‌الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ”‌‌ [15] کسانى که از گناهان بزرگ و زشت هاى آن کناره گیرند جز پاره‏اى یا به طرز سطحى و گذرا، بی گمان پروردگارت آمرزشى دامن گستر دارد. با توجه به نقش تربیتی که احباط و تکفیر در زندگی انسان ها دارند، از این رو بیان اهمیت حفظ اعمال نیز، خالی از لطف نیست. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد. در روایتی از رسول گرامی اسلام در فضیلت تسبیحات اربعه آمده است: خداوند به عدد هر یک از اذکاری که مؤمن می گوید، درختی در بهشت برای او می کارد. شخصی عرض کرد: پس درختان ما در بهشت چقدر زیاد است! حضرت فرمود: بله، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند سپس این آیه را قرائت نمود: ”‌ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت خدا و رسول کنید و اعمال خود را باطل نکنید”‌‌.[16] پی نوشت ها : [1]. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 3، ص 1118، دار العلم، بیروت، 1990 م. [2]. الفیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 118 [3]. مائدة، 5 [4]. توبة، 17 [5]. مائدة، 53 [6]. اعراف، 147 [7]. مائدة، 5 [8]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 387، ح 12، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش. [9]. همان، ص 400، ح 8 . [10]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول، ج 11، ص 186، 1404 هـ ق. [11] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 20، ص 162، ح 7، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 هـ ق. [12] مجلسی، بحار الأنوار، ج 35، ص 369، ح 14، مؤسسة الوفاء، 1404هـ ق. [13]. هود، 114 [14]. نساء، 31 [15]. نجم، 32 [16]. محمد، 33؛ صدوق، محمد بن علی، الامالی ج 1 ص 607، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 هـ ش.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
در بسیارى از آیات قرآن «سمع‏» بر «بصر» مقدم شده و در پاره‏اى از آیات و روایات سمع به معناى فهم آمده‏است . این نکات حاکى از برترى سمع بر بصر و نقش ممتاز آن در فهم و یادگیرى است . یادگیرى قرآن به طریق سمعى از دیرباز در میان صحابه و طبقات بعدى تاکنون کمابیش رواج دارد .
قرآن مجید

برخى از مهمترین امتیازات این روش بر روخوانى فراگیرى آن در عموم مردم اعم از کودک و جوان و پیر، و باسواد و بى سواد و نیز سهولت‏یادگیرى و پایدارى آن است . نتایج پژوهش‏ها نیز همین نکات را تایید مى‏کند .

با رفتن به سراغ مبدأ فراگیرى قرآن کریم در حال حاضر و مقایسه آن با شیوه تعلیم قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، تفاوتى آشکار و تعیین‏کننده مى‏یابیم که عبارت از اهمیت دادن زمان آن حضرت به نقش قوه شنوایى یا «سمع‏» و بى‏توجهى این زمان به در حال حاضر است . چیزى که به کارگیرى صحیح آن مورد تاکید آیات و روایات و دانش بشرى نوین است ولى متاسفانه در حال حاضر از جایگاه شایسته و واقعى خود به کنارى نهاده شده‏است . در این تحقیق کوشیده شده نقش و اهمیت «سمع‏» در حد مجال و از دیدگاه سه منبع مذکور مورد بررسى قرار گیرد .

 

جایگاه قوه سامعه در آیات قرآن کریم

در آیات قرآن کریم، به صراحت در مورد به کارگیرى «سمع‏» در امور آموزشى سخن گفته نمى‏شود اما نحوه تعبیر قرآن کریم در مورد مقوله «سمع‏» به صورتى است که ما را متوجه اهمیت و جایگاه این حس در ادراک و فراگیرى مى‏کند . یکى از شیوه‏هاى بیان قرآن کریم در مورد «سمع‏» تقدیم آن بر «بصر» در مواضع گوناگون است [احقاف/26]  مانند:

«قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْكُرُونَ » [ملک/23]  بگو: او کسى است که شما را پدید آورد و گوش و چشم و دل برایتان قرار داد . اندکى سپاس مى‏گزارید» .

 

اهمیت ‏سمع از دیدگاه حدیث

اهمیت‏سمع در احادیث نیز مورد تاکید قرار گرفته است . امام رضا (علیه السلام) در روایتى به‏صراحت، گوش را دروازه قلب مى‏خواند آنجا که مى‏فرماید:

«. . . فملک الجسد القلب و حصن الجسد و حرزه الاذنان . لایدخلان على الملک الا مایوافقه لانهما لایقدران ان یدخلا شیئا حتى یوحى الملک الیها فاذا اوحى الملک الیها لترک الملک منصتا له حتى یسمع فیه فیجیبه بما یرید فیترجم عنه اللسان بادوات کثیرة .» ؛  فرمانروایى بدن انسان، قلب است و حزر و حصار آن گوشهایند . این دو بر پادشاه چیزى را وارد نمیکنند که با آن موافق نباشد زیرا پیش از اشاره پادشاه به آن دو نمى‏توانند، چیزى را وارد سازند و اگر پادشاه به آن دو اشاره کند، پادشاه خود سراپا گوش خواهد شد تا به آنچه مایل است، پاسخ دهد و زبان نیز با ابزارهاى فراوانى آن را تعبیر و تفسیر مى‏کند (1).



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : گوش در ادراک حسى و یادگیرى و تحصیل علوم از چشم مهمتر است . زیرا یادگیرى زبان و تحصیل علوم در صورت از دست دادن بینایى براى انسان امکان‏پذیر است ولى اگر شنوایى از دست‏برود، یادگیرى زبان و تحصیل دانش مشکل خواهدبود . یکى از دلایلى که نشان دهنده اهمیت تأثیر گوش در ادراک و آموزش است، (5) این است که قرآن، آن را به تنهایى کنار عقل ذکر کرده است تا بفهماند، میان گوش و عقل رابطه محکمى وجود دارد در حدیثى از حضرت امیرالمومنین علیه‏السلام، نیز چنین نقل شده است: راس العلم التواضع و بصره البرائة من الحسد و سمعه الفهم و لسانه الصدق و قلبه حسن النیة، و عقله معرفة اسباب الامور (2) در این بخش حدیث که در اینجا نقل شده است، ضمن تشبیه ارکان مختلف علم به هر یک از اعضاى بدن، «فهم‏» به مثابه «گوش‏» علم دانسته شده است . حکمت تقدیم «سمع‏» بر «بصر» در قرآن کریم بدون شک فهم بشرى قادر به احاطه کامل بر حکمت هاى آیات و عبارات قرآن کریم نیست لکن از آنجا که همه ما به تدبر در قرآن کریم امر شده‏ایم، باید در حد توان و ظرفیت‏خویش در حکمت آیات قرآنى اندیشه کنیم . تدبر در آیات مختلفى که در آنها الفاظ و مفاهیم سمع و بصر آمده، این نکات را به دست مى‏دهد: الف - «سمع‏» دروازه قلب است . حسى که رابطه مستقیم با قلب و روح انسانى دارد، حس شنوایى است (3). دروازه‏بودن گوش براى قلب، امرى است که در روایت، چنان‏که خواهیم دید، مورد تصریح قرار گرفته‏است . رابطه خاص این دو مقوله از آیات قرآنى نیز به نحو بارزى قابل استظهار است . این رابطه حتى در آیاتى که «قلب‏»، «سمع‏» و «بصر» در آنها کنار یکدیگر و با هم آمده، محفوظ و ملحوظ است چنان که مى‏فرماید: « خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ [بقره/7] خدا بر دلها و گوششان مهر نهاد و بر چشمانشان پرده‏اى است‏» . قرآن کریم « أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» [جاثیه/23] ؛ آیا او را که خواهش خود را خداى خویش ساخت و خدا او را از روى آگاهى گمراه کرد و بر گوش و قلبش مهر نهاد و بر چشمش پرده زد، دیدى؟ چه کسى پس از خدا او را راهنمایى خواهد کرد؟ آیا پند نمى‏گیرید؟ در آیه زیر نیز ارتباط قلب و سمع به صورتى زیبا و با رعایت این ظرافت‏بیان‏شده‏است . این آیه از قلب شروع مى‏شود و به «سمع‏» منتهى مى‏گردد: « أَوَلَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَسْمَعُونَ [اعراف/100] آیا براى آنان که زمین را پس از ساکنانش به ارث مى‏بردند، آشکار نشد که اگر مى‏خواستیم به سبب گناهانشان به عذاب گرفتارشان مى‏گردیم و بر دلهایشان مهر مى‏زدیم چنانکه که نشنوند» ؟ شیوه «سمعى‏» تعلیم قرآن کریم، یکى از ویژگى‏هاى تعلیم نبوى بوده و این موضوع در طول قرن‏ها ادامه یافته است . با توجه به آنچه درباره نحوه جمع قرآن و میزان آشنایى مردم با هنر خواندن و نوشتن گذشت، روشن مى‏گردد، اهمیتى که به این جنبه داده مى‏شده، در محرومیت مردم از سواد و نبود نوشت‏افزار ریشه نداشته‏است همچنانکه تا قرن‏ها بعد و تا همین ازمنه اخیر، فراوانى لازم نوشت‏افزار در بسیارى از جاها، نقش قوه سامعه را از بین نبرده است . هر جا نیز این نقش و اهمیت، مورد کم‏توجهى قرار گرفته، دیر یا زود آثار منفى به دنبال داشته‏است . گفته مى‏شود، یکى از دلایل محرومیت دوباره اندلس (اسپانیایى فعلى) از اسلام، آن بود که اعراب فاتح به منظور تسریع قرآن آموزى و نیز اجبار سازى آن، براى نخستین‏بار از شیوه روخوانى استفاده کردند یعنى شیوه بصرى را به جاى روش سمعى تعلیم قرآن معمول کردند . در نتیجه، مسلمانان نوآموز آن سامان، قرآن را زمانى فرا مى‏گرفتند که اهمیت لازم را نیافته بودند و روش کارا و زنده تعلیم قرآن، جاى خود را به شیوه‏اى ناکارآمد داد (4). اهمیت و جایگاه سمع در امر آموزش از دیدگاه دانش بشرى دانش بشرى نیز به فراخور پیشرفت‏خود توانسته‏است، به برخى از رمزها و رازهاى شنوایى و جایگاه بلند آن در آموزش دست‏یابد . محمد عثمان نجاتى در کتاب خود با عنوان «علم النفس فى حیاتنا الیومیه‏» درباره علل تقدیم سمع بر بصر در آیات قرآن کریم، به ذکر مواردى از دیدگاه دانش بشرى پرداخته است . وى مى‏گوید: کردن بنیان پر اهمیت آموزش قرآن کریم بر شنوایى، آثار و برکات فراوانى دارد . یکى از این موارد زیر نفوذ گرفتن مستقیم قلب، مرکز فرماندهى وجود انسانى و به دست دادن آموزشى زنده و پویا است . دستاورد دیگر رخت‏بر بستن هراس‏هایى است که از غلط خواندن قرآن دامنگیر خیل مشتاق قرآن‏آموز شده و مى‏شود و حتى خیل عظیمى از ایشان را از محافل و مجالس تعلیم و ترویج قرآن طرد مى‏کند 1. گوش در ادراک حسى و یادگیرى و تحصیل علوم از چشم مهمتر است . زیرا یادگیرى زبان و تحصیل علوم در صورت از دست دادن بینایى براى انسان امکان‏پذیر است ولى اگر شنوایى از دست‏برود، میان گوش و عقل رابطه محکمى وجود دارد: « وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ [ملک/10] ؛ و گفتند: اگر گوش فرا مى‏دادیم یا اندیشه مى‏کردیم، در میان آتشیان نبودیم‏» همچنین در بسیارى از آیات قرآن «سمع‏» به معناى فهم و تدبر و تعقل به کار رفته‏است نظیر: « وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ [جن/13] ؛ و ما چون هدایت را دریافتیم، به آن گرویدیم‏» . « وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَسْمَعُونَ [اعراف/100] ؛ و بر دلهایشان مهر مى‏نهیم چنان که نفهمند» . 2. حس شنوایى به طور مستقیم و بدون هیچ فاصله‏اى پس از تولد و به کار مى‏افتد زیرا نوزاد، به محض تولد مى‏تواند صداها را بشنود حال آنکه دیدن اشیا براى او به طور واضح پس از گذشت مدتى ممکن مى‏شود . 3. حس شنوایى وظیفه خود را همیشه و بدون توقف انجام مى‏دهد در حالى که حس بینایى، گاهى از انجام وظیفه باز مى‏ایستد مثل وقتى که انسان مى‏خوابد اما صدایى شدید مى‏تواند، او را از خواب بیدار کند . به همین دلیل است که خداوند، در داستان اصحاب کهف ذکر کرده است که بر گوشهاى آنان مهر زدیم تا در خواب عمیق فرو روند و هیچ صدایى نتواند بیدارشان کند . « فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْكَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا » [کهف/11]. 4. حس شنوایى (گوش) همه وقت و همه جا چه در روشنایى و چه در تاریکى مى‏شنود اما حس بینایى (چشم) تنها در روشنایى مى‏بیند. (6) در این جا ذکر یک نکته بى‏مناسبت نیست و آن، این که قرآن گوش را به صورت مفرد ذکر مى‏کند ولى چشم را در اکثر آیات به صورت صیغه جمع (ابصار) مى‏آورد . این خود یکى از نشانه‏هاى اعجاز در روش قرآن است . حس سامعه صداهایى را که از تمام جهات مى‏رسد، دریافت مى‏کند در حالى که چشم فقط وقتى مى‏تواند ببیند که انسان خواسته باشد و چشم را به طرف چیزى که مى‏خواهد به آن بنگرد، بگرداند (7) و اگر در مکانى، افرادى جمع باشند و صدایى به وجود آید، همگى تقریبا همان صداها را به طور یکسان مى‏شنوند . در صورتى که همین عده یک چیز را از زوایاى مختلف مى‏توانند ببینند به همین دلیل دیدنشان نسبت‏به آن چیز به طور یکسان و شبیه هم نخواهد بود . اهمیت ‏به کارگیرى قوه سامعه در تعلیم و تعلم قرآن کریم جلسات قرآنی پس از آن چه درباره جایگاه خاص قوه سامعه و اهمیت آن در امر آموزش و فراگیرى معلومات و ارتباط مستقیم آن با قلب بیان شد، نوبت توجه به آن در بعد عمل، در امر تعلیم و تعلم قرآن کریم مى‏رسد . بنا کردن بنیان پر اهمیت آموزش قرآن کریم بر شنوایى، مرکز فرماندهى وجود انسانى و به دست دادن آموزشى زنده و پویا است . دستاورد دیگر رخت‏بر بستن هراس‏هایى است که از غلط خواندن قرآن دامنگیر خیل مشتاق قرآن‏آموز شده و مى‏شود و حتى خیل عظیمى از ایشان را از محافل و مجالس تعلیم و ترویج قرآن طرد مى‏کند . القاى آیات قرآن کریم به قرآن‏آموز باید به صورت سمعى باشد و این القا چندان تکرار گردد که آیات قرآن کریم بر دل قرآن‏آموز نقش بندد و تا زمان عدم تحقق کامل این حالت، بصر نباید استعمال و کاربرد بیابد . در چنین روشى با سواد و بى‏سواد، کوچک و بزرگ، زن و مرد، همه و همه یکسان و در یک صف مى‏توانند به فراگیرى آیات قرآن بپردازند آیات آن را زمزمه کنند و با انواع مشقتها در تبدیل علائم نوشتارى رسم الخطهاى زبان حاضر به علائم صوتى - که جز یک روخوانى کم‏اثر و بریده از روح و قلب را به دست مى‏دهد مواجه نباشند . نتیجه : روشن شد که گوش ها دروازه های قلب ما هستند و آنچه از این دروازه ها عبور کند وارد قلب شده تأثیرات مثبت و یا منفی خود را می گذارد .متأسفانه بسیاری از ما از این دروازه ها خوب مواظبت نمی کنیم و به جای وارد کردن آیات جانبخش و روح فزای قرآن خیلی از موسیقی های سر سام آور را مهمان خانه قلب خود می کنیم . و نتایج منفی آن را دیر یا زود خواهیم دید . و در زمینه اخلاقی هم گفته اند کسی که به دنبال تزکیه و تهذیب است باید از گوش هایش و آنچه می شنود به خوبی مواظبت کرده و به مواعظ گوش بسپارد که تأثیر فروانی در سازندگی روح و شخصیت افراد دارد . پى‏نوشت ها: 1. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1412ق، ج‏62، ص 309 . 2. محمدرضا حکیمى، الحیات، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368 ش، ج‏2، ص‏335، به نقل از بحارالانوار، ج‏78، ص‏6 . 3. ر . ک: عبدالله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن مجید، عبدالله جوادى آملى به مرکز نشر فرهنگى رجاء، چ‏14، 1366 ش، ج‏4، ص‏64 . 4. محمدعلى لسانى فشارکى، طرح جامع آموزش زبان قرآن کریم، به کوشش مهدى غفارى، مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، 1375 ش، ص 13 . 5. براى بررسى بیشتر کارکردهاى زبان و نقش آن در تفکر رک: على اکبر شعارى‏نژاد، روان‏شناسى رشد، انتشارات اطلاعات، 1364ش، ص‏159 و اتوکلاین برگ، روان‏شناسى اجتماعى، ترجمه على محمد کاردان، شرکت‏سهامى اندیشه، 1342ش، ج‏1، ص‏47، لوسمنوویچ ویگوتسکى، اندیشه و زبان، ترجمه ا . صبورى، نشر نوین، چ‏1، 1361 ش. 6. محمد متولى شعراوى، معجزة القرآن، 1405ق، ص 95- 98 . 7. مصطفى محمود، القرآن محاولة لفهم عصرى، مصطفى محمود، دارالمعارف، قاهره، 1395 ش، ص 251، به نقل از القرآن و الاعجاز العلمى، ابراهیم محمد اسماعیل .،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

راهکارهایی برای کنترل میل جنسی


از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است.


پشیمان نادم مرد

در مقاله پیش با عنوان "خود ارضایی اعتیاد خطرناک" تا حدودی به بررسی این معضل دامن گستر در جامعه اشاره کردیم و در این قسمت مباحثی پیرامون ازدواج و کنترل غریزه‌ی جنسی به شما عزیزان ارائه می‌دهیم باشد که راه‌گشا باشد .

اگر نظری کوتاه به سایت‌های مراجع معظم تقلید بیندازید و قسمت استفتائات را بررسی کنید بیشتر پرسش‌های جوانان عزیز مربوط به مسائل جنسی فشار این غریزه سرکش و نداشتن امکانات برای ازدواج و همچنین مبتلا بودن به مرض مهلک خود ارضایی است ،که نشان دهنده رواج این امر ناشایست بین جوانان است که آن‌ها را به ورطه انحرافات جنسی کشانده است . این هشداری است به تمام مسؤلان ذی‌ربط ، و همچنین خانواده‌های محترم است که به خود آیند و کمتر این تشریفات دست و پاگیر را سد راه جوانان عزیز کنند.

 

کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند 

اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود[1]و لذا چنین کسی یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و یا خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید.

قرآن کریم می‌فرماید:وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : باید از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده خودداری کرد و به محض رو به رو شدن با این امور، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد 1-چگونه مقدمات ازدواج را فراهم کنیم در زمان حاضر مشکلاتی برای ازدواج جوانان وجود دارد که مهم‌ترین آنها به مسائل اقتصادی برگشت می‌کند مسأله ازدواج و عبور از عقبات آن در محیط امروز دست کمی از عبور «رستم» از «هفت خوان افسانه‌ای» ندارد با این تفاوت که همه جوانان شجاعت و قدرت رستم را برای پشت سر نهادن این هفت خوان ندارند و یا اصولاً چنان تصمیمی نگرفته‌اند! کمتر مسأله اجتماعی مانند این مسأله از صورت اصلی و طبیعی خود بیرون رفته و این چنین پیرایه‌های زیان بخش و مزاحمی به آن بسته شده است. بیشتر ناله‌ها، شکایت‌ها، و داد و فریادهای جوانان و پدران و مادران از سنگینی بار ازدواج مربوط به همین پیرایه‌هاست. وگرنه اصل و اساس این مسأله ساده‌تر و پاکیزه و مقدس‌تر از آن است که این همه بدبختی و دردسر در پیش یا به دنبال خود داشته باشد. برای رفع مشکلات ازدواج باید به چند نکته توجه داشته باشند تا بتوانند در این مرحله از زندگی موفق شوند: 1- توکل به خدا و اعتماد به او باید انسان ایمان خود را به خدا و وعده‌هایی که داده است محکم و استوار کند و از بدگمانی و دو دلی نسبت به وعده‌های الهی به دور بوده و مطمئن باشد پروردگار بزرگ او را تنها نمی‌گذارد و به حال خود رهایش نمی‌کند. در همین رابطه برای رفع دل نگرانی نسبت به کاستی‌های معیشتی فرموده است:«اگر نیازمند باشند خدا از فضلش آنان را بی نیاز گرداند.» 2- کنار گذاشتن تشریفات زاید، هزینه‌های قابل حذف و پیشگیری و دوری کردن از مراسم پر سر و صدا و پر خرج. 3- قناعت علاوه بر دوری از تشریفات، زندگی را باید بر اساس قناعت پایه ریزی کرد و معنای قناعت آن است که در اداره زندگی به حداقل بسازد. دعا 4- بهره گیری از خلاقیت، ابتکار و تجربیات دیگران انسان موجودی است نیرومند، مبتکر، خلاق و دارای استعدادهای شگرف ذاتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است. اگر به این نیروی خارق‌العاده پی ببرد و از آن استفاده کند قادر است بزرگ‌ترین موانع و مشکلات را با سرپنجه تدبیر از سر راه بر دارد. بهره گیری از تجربه دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان و بستگان دلسوز سرمایه گران بهایی است که فرد باید آن را با فکر و تدبیر خویش آمیخته کرده و با بهره گیری از آن بر مشکلات فایق آید. 5 - انتخاب همسر موافق و هم شأن: اگر همسر به معنای واقعی، همسری هم شأن و هم سنگ در تمام زمینه‌های گوناگون عقیدتی و مذهبی، اخلاق، فرهنگ خانوادگی، اصالت و نجابت، شغل، تحصیلات و سایر موارد باشد، بسیاری از مشکلات با هم دلی طرفین قابل رفع است علت تأکید اسلام عزیز بر اوصاف بایسته یک همسر برای آسان شدن زندگی و رهایی از گره‌های کور آن است . دوستان عزیز نباید گمان کنیم که برای رسیدن به شرایط مطلوب و پیدا کردن شاهزاده خیالاتم فعلاً با روش‌های ناپسند مثل خود ارضایی روابط نامشروع و...به انتظار نشست، این‌ها همه دام راه و از مصادیق آرزوهای دراز است که نه تنها هرگز باری نخواهد داد که به سوی نابودی می کشاندمان . مرگ در پیش است دیر یا زود نباید به قوه جوانی مغرور شد جوانی فرصت خودسازی است نه خیال پردازی نه توهم. بیایید کمی از انتظاراتمان بکاهیم و ایمانمان را از دستبرد شیطان مصون داریم. 2-کنترل غریزه جنسی اگر کسی قدرت ندارد مقدمات ازدواج را فراهم کند بلکه مشکلاتی بر سر راه او است که نمی‌تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفی: غالباً وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می‌آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‌شود و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‌اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعاً بهتر از عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیان‌بار و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می‌شود با چنین برداشتی از آن و تصور دشواری و زیان باری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‌هایی سرباز می‌زند. هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، روزه اخلاقی بگیرید، یعنی میزان مصرف غذا و آب مصرفی را کاهش دهید و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهید و مقدار آن را اندک اندک، کم کند 2- کنترل مثبت: غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‌ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‌ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‌ی پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. چون موجب می‌شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفو0بماند و انرژی و سرمایه‌های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. طرق کنترل مثبت 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‌های محرک در ذهن و خیال از فکر کردن و تصور نمودن و حتی تخیل امور جنسی (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتی به قصد داشتن اطلاعات و آگاهی به سراغ مطالب جنسی و شوخی‌های جنسی و تحریک کننده در کتاب‌ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتوای خوب، مفید و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگردانی به سراغ این امور نرود. عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت علیه‌السلام فرمود:عیسی بن مریم علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدر کرده و فاسد می‌کند. [3] و همچنین به محض ورود افکار جنسی به ذهن باید سریع به نماز خواندن یا هر فکر معنوی و مثبت مثل یاد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نیت رها شدن از این فکر نیایش کرد و از خداوند کمک خواست، حتی اگر انسان در خیابان در حال حرکت و یا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می‌تواند نیت کند و به نماز خواندن مشغول شود. و در این حالت اگر در مکان خلوت باشد، تغییر محیط داده و به مکان‌های عمومی برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند. زن زنان آخرالزمانی 2-دوری از نگاه‌های مسموم و مناظر تحریک آمیز باید از نگاه کردن به مناظر، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد. 3- اجتناب از بعضی دوستان باید از گفتگوهای دوستانه و نشست‌های غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادی که کشش جنسی و تمایل به این رفتار را در انسان افزایش می‌دهند اجتناب کرد. از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است. [4] 4- اجتناب از غذاهای محرک از خوردن غذاهای محرک مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، سوسیس، کالباس، گوشت قرمز، غذای پرچرب اجتناب کرد.و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشیدن آب و مایعات خصوصاً قبل از خواب اجتناب کرد چرا که پرخوری باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می‌شود، در حالی که اعتدال و کم خوری باعث ضعیف شدن این غریزه می‌شود. در حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب می‌کنند می‌فرمایند:هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، کم کند. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود 5- اشتغال، ورزش و سرگرمی‌های مفید. هرگز انسان نباید بی کار باشد بلکه باید برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا کم فایده ولی با علاقه. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‌رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریح آن می‌شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت (بی کار و وقت آزاد) تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق علیه‌السلام در حدیث پردامنه «مفضل» می‌فرمایند:... و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می‌شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می‌شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد.[6] 7- تلاوت قرآن و ادعیه قرآن زیاد مطالعه شود و باید در معانی آن تفکر کرد چون بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می‌برد و زخم‌های پنهان را التیام می‌دهد و همت‌ها را تا آسمان‌ها بالا می‌برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می‌بخشد. امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دل‌هاست و از نور آن بر مرض‌ها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‌هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‌هاست[7]. و همچنین مأنوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبر ادعیه بیان شده خوب است و شرکت در مراسم دینی و مذهبی باعث می‌شود روحیه دینی و میزان پایبندی به رفتارهای دینی تقویت شود و افزایش یابد. خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیان‌های آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‌دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفی می‌داند. خدایا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم. پی نوشت ها : [1]. شیرازی، ناصر مکارم، استفتائات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، قم - ایران، دوم، 1427 ه ‌ ق ج 2، ص: 362 [2].نور، آیه 33 (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند) [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری، ج 14، ص 240 (ان عیسی قال للحواریین:... ان موسی امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت) [4]. وسائل الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشی اسلامیه، ج 12، ص 236 (من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان) [5]. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء) [6]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87(... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...) [7]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

جوانی را می‌شناختم که مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یکی از «بیماری‌های تب دار» شد در روز ششم بیماری که کاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید.


اسارت در دام شهوت

خود ارضایی از نظر اسلام ممنوع و حرام است. و وجود بعضی از مشکلات باعث از بین رفتن حرمت این عمل نمی‌شود. پیامدهای بسیار خطرناکی برای خود ارضایی وجود دارد که شامل پیامدهای جسمانی، پیامدهای روحی و روانی ، پیامدهای اجتماعی و پیامدهای بد معنوی است. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد بلکه یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و مشکلاتی که بر سر راه ازدواج او وجود دارد را از بین ببرد و یا خود را کنترل کند و از آلو ده شدن به گناه خود را حفظ کند.

 

تعریف

خود ارضایی که در لغت عرب به آن استمناء می‌گویند به این معنی است که انسان کاری کند که از خودش منی بیرون آید.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکتْ أَیمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِک فَأُولئِک هُمُ العادُونَ» [1]

در دو جای قرآن کریم این آیات نازل شده است.

اوّل: در سوره مؤمنون هنگامی که صفات مؤمنان را بر می شمارد.

دوّم: در سوره معارج هنگامی که صفات نمازگزاران (مصلّین) را ذکر می‌کند.

حکایت شده که شخصی از امام صادق علیه‌السلام  در مورد این عمل (استمناء) سؤال کرد و حضرت فرمود: «گناهی بزرگ است و کسی که مرتکب این کار زشت شود همانند کسی است که با خود مقاربت و نزدیکی کند و اگر من بدانم کسی با خود این عمل را انجام می‌دهد با او غذا نخواهم خورد.»

آن شخص از امام سؤال کرد: آیا از قرآن مجید دلیل بر حرمت این کار وجود دارد؟

حضرت این آیه را قرائت فرمود:فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِک فَأُولئِک هُمُ العادُونَ.»[2]-[3]

تذکر: آیه فوق بیان یک حکم کلی است که هر کس از راه غیر ازدواج و مشروع به ارضاء غریزه جنسی خود بپردازد آن شخص از تجاوزکاران محسوب می‌شود و امام علیه‌السلام در اینجا تعیین مصداق کرده است یعنی یکی از موارد و مصادیق این حکم کلی را که استمناء است بیان کرده است وگرنه در خود آیه، کلمه استمناء نیست.[4]

در روایت دیگری آمده است سه گروه هستند  که خدا در روز قیامت با آن‌ها سخن نگوید و تبرئه‌شان نکند و عذاب دردناک دارند،یکی از آن‌ها کسی است که استمناء کند[5]



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : انسان با ادامه گناه، لحظه به لحظه، در تاریکی روحی بیشتری فرو می‌رود، و به جایی می‌رسد که گناهانش در نظرش حسنات جلوه می‌کند، و گاه به گناهش افتخار می‌نماید! و در این مرحله راه‌های بازگشت به روی او بسته می‌شود، و تمام پل‌ها پشت سرش ویران می‌گردد و این خطرناک‌ترین حالتی است که ممکن است برای یک انسان پیش آید. عواقب خود ارضایی توجه و آگاهی به عواقب خود ارضایی باعث می‌شود که انسان بهتر بتواند دامن همت به کمر زده و از این گناه اجتناب ورزد. عواقب سوء و پیامدهای منفی و عملی این گناه جدای از آنکه معصیت و حرام است، به چهار دسته تقسیم می‌شود دسته اول: آسیب‌های جسمانی 1. ضعف و تحلیلِ قوای جسمانی کاهش انرژی جسمانی بدن از مضرات مهم و جبران ناپذیر خود ارضایی است. لاغری، لرزش بدن، پژمردگی، ضعف مفاصل، تشنج، زردی و تیرگی چهره، از نشانه‌ها و عوارض ضعف جسمانی است. متأسفانه ضعف جسمانی به همین جا ختم نمی‌شود بلکه کل بدن را ساقط می کد. شخصی که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار می‌دهد تا این که به فلج عمومی بدن مبتلا می‌شود. 2. ضعف بینایی خود ارضای به تدریج در نور چشم و قدرت بینایی اثر می‌گذارد و آن را کاهش می‌دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگی به درجات و شدت خود ارضایی دارد و این به حدی است که گاه به نابینایی منجر می‌شود. با این که اهل ورزش هستم چشمانم خسته می‌شود و جلو چشمم تیره و تار می‌شود به حدی که سرگیجه می‌گیرم آیا این از عوارض خود ارضایی است؟ «نامه‌ای از یک پسر 18 ساله» گناه 3. آسیب پذیری در برابر بیماری‌ها تحلیل رفتن قدرت بدن و قوای جسمانی، بستر پذیرش سایر بیماری‌ها را فراهم می‌آورد. جسمی که با خود ارضایی ضعیف شده است نمی‌تواند در مقابل میکروب‌ها و ویروس‌ها از خود دفاع کند. جوانی مبتلا به این عمل شوم بود، در همین حین به یکی از بیماری‌های همراه با تب دچار شد و در همان حال خود ارضایی می‌کرد، در روز ششم بیماری کاملاً ضعیف شده بود و در نتیجه مرگ او را فراگرفت. 4. آسیب دستگاه تناسلی و ناتوانی‌های جنسی و تولید مثل خود ارضایی اثرات مهمی در دستگاه تناسلی از خود برجای می‌گذارد. دکتر «هوچنین سون» معتقد است که عموم ناراحتی‌های مربوط به دستگاه تناسلی از آثار خود ارضایی است. بعضی از این اثرات عبارتاند از: تورم غدد وذی، تورم کانال نطفه، تورم قسمت پایینی و عقب کانال ادرار، شل شدن عضلات تناسلی، خروج بی اختیار منی با کوچک‌ترین حادثه، ایجاد قاعدگی نامنظم و خروج ترشحات چرکی و احساس درد هنگام قاعدگی در دختران، از بین رفتن پرده بکارت، بیماری‌های مقاربتی، عقیم شدن 5. آسیب مراکز عصبی و غدد در مغز در اثر خود ارضایی و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب می‌بیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکرراً دچار کاهش نسبی جریان خود می شوندن و از این طریق آسیب‌های جبران ناپذیر و بر آن‌ها وارد می‌شود. تخلیه‌های مکرر عصبی، موجب ضعف اعصاب می‌شود. شخصِ خود ارضا نسبت به کوچک‌ترین محرک محیطی حساس است، حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد، زود رنج است و سریعاً از کوره در می‌رود، به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و... حساسیت فوق‌العاده دارد. به طور کلی اختلال قوای بینایی، شنوایی (مثل صدای زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است. و تو ای جوان عزیز به خود آی و این آسیب‌ها را جلوی چشم خویش تابلو کن و با تأمل در این منظره نامطلوب و غیرقابل قبول، خود را از دام این بلا نجات بده. گفتار پزشکان درباره آثار زیان بار استمناء یکی از اطبای معروف در کتاب خود که درباره زیان‌های عادت ننگین «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعی از پزشکان را به این شرح نقل می‌کند: «هوفمان» می‌گوید: «جوانی را دیدم که از پانزده سالگی گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگی آن را ادامه داده بود.او چنان دچار ضعف قوای جسمانی گردید که هنگامی که می‌خواست کتابی را بخواند چشم‌هایش سیاهی رفته سرش درد می‌گرفت، حالتی شبیه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه‌های چشم او بیش از حد معمولی گشاد و باز شده، و در قعر چشم‌های خود درد شدیدی احساس می‌کرد». مشاهدات دکتر هوچین سون( HUOTCHINSON )ثابت می‌کند عموم ناراحتی‌های مربوط به دستگاه تناسلی از آثار «استمنا» و ناراحتی‌های شبکیه چشم از آن سرچشمه می‌گیرد. نویسنده مزبور اضافه می‌کند: «نخستین نتیجه عادت به این کار شنیع این است که قوت و شفافیت چشم‌ها زایل می‌گردد، صورت رنگ اصلی خود را از دست می‌دهد و پژمرده می‌شود، در نگاه‌های مبتلایان به این کار هوش و ذکاوت اوّلی دیده نشده حالت گرفتگی در سیمای آن‌ها ظاهر می‌گردد، چشم‌های آن‌ها با حلقه‌های کبود رنگی احاطه می‌شود. بعد از آن سستی و تنبلی در اعضای مختلف مشاهده می‌شود. او سپس از قول یکی از نویسندگان نقل می‌کند که: «جوانی را می‌شناختم که مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یکی از «بیماری‌های تب دار» شد در روز ششم بیماری که کاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید»! کوتاه سخن این که به گفته همان «پزشکی» و هم از نظر «مذهبی» منفور است موجب خرابی و نابودی وجود انسان و تزلزل روح می‌گردد![6] دسته دوم: آسیب‌های روحی - روانی 1. ضعف حافظه، حواس پرتی و ناتوانی در تمرکز فکری از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهای علمی و فکری مشغول باشد در حالی که شخص خود ارضا از کارهای علمی و فکری باز می‌ماند و این خود عامل دیگری برای ضعف حافظه چنین اشخاصی است. 2. اضطراب دلهره و دلواپسی از ویژگی‌هایی است که دائماً فرد خود ارضا را رها نمی‌کند، او مرتب با خود درگیر است و نمی‌تواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکری، بی ثباتی، درهم ریختگی فکری دامن گیر اوست: «نکند کسی بفهمد»، «کی و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کی می‌شود نجات پیدا کنم» و.. لحظه‌ای آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم می‌کوبد. گاهی تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه می‌شود، امان او را می‌گیرد. احساس گناه 3. افسردگی بی احساسی و بی تفاوتی، بی نشاطی و بی ذوقی، سستی و گوشه گیری، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنری، ورزشی، مسائل معنوی و... همگی از نشانه‌های بارز و حتمی افسردگی است. 4. پرخاشگری و بداخلاقی شخصِ خود ارضا نسبت به کوچک‌ترین محرک محیطی حساس است، رفت و آمد و... حساسیت فوق‌العاده دارد. 5. یأس از زندگی ... در سنین 16 یا 17 سالگی دو مرتبه دست به خودکشی زدم ولی موفق نشدم، اکنون در میان توفان مرگباری به این سو و آن سو می‌روم، شاید هم یک سویش نابودی باشد. «نامه‌ای از یک جوان» 6. از بین رفتن خلاقیت‌ها، توانایی‌ها و سرکوب شدن استعدادها. 7. عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمی و فعالیت‌های فکری. 8. هوس باز و بی بند و بار شدن و اعتیاد به ارضای جنسی نامشروع. 9. بی عاطفه، کم رو و خجل. 10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده. 11. از بین رفتن صفای دل و بی علاقه گی نسبت به امور معنوی، مجالس دعا، جماعات و... . 12. احساس گناه، عذاب وجدان. خود ارضای به تدریج در نور چشم و قدرت بینایی اثر می‌گذارد و آن را کاهش می‌دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگی به درجات و شدت خود ارضایی دارد و این به حدی است که گاه به نابینایی منجر می‌شود. دسته سوم: آسیب‌های اجتماعی این دسته از آسیب‌ها عبارتاند از: 1. بی آبرویی؛ 2. مشکلات خانوادگی؛ 3. انزوای اجتماعی، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست یابی؛ 4. مشکلاتی در ازدواج 5. افت تحصیلی 6. بزه‌کاری و.... 7 آسیب‌های معنوی و اخروی همه آسیب‌های سه‌گانه که سخن از آن‌ها به میان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوی به این راحتی قابل جبران نیست چون گناه که یکی از موارد آن خود ارضایی است -جدای از اینکه عذاب اخروی برای انسان می‌آورد - آسیب به قلب و دل است که هیچ بعد از وجود آدمی به ارزش، کارایی، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. درباره گروهی از گنه‌کاران لجوج و عنود می‌فرماید: «خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ» [7] و در آیه 46 سوره حج می‌خوانیم: فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ[8] آری بدترین اثر گناه و ادامه آن، تاریک ساختن قلب، و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است، گناهان از اعضاء و جوارح سرازیر قلب می‌شود، و قلب را به یک باتلاق متعفن و گندیده مبدل می‌سازد، اینجاست که انسان راه و چاه را تشخیص نمی‌دهد، و مرتکب اشتباهات عجیبی می‌شود که همه را حیران می‌کند با دست خود تیشه به ریشه سعادت خویش می‌زند و سرمایه خوشبختی خویش را به باد فنا می‌دهد. در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می‌خوانیم: «کثرة الذنوب مفسدة للقلب» [9]:" گناهان زیاد قلب انسان را فاسد می‌کند" . از نظر اصول روانشناسی نیز این معنی ثابت شده که اعمال آدمی همواره بازتابی در روح او دارد، و تدریجاً روح را به شکل خود در می‌آورد، حتی در تفکر و اندیشه و قضاوت او مؤثر است. این نکته نیز قابل توجه است که انسان با ادامه گناه، و تمام پل‌ها پشت سرش ویران می‌گردد و این خطرناک‌ترین حالتی است که ممکن است برای یک انسان پیش آید[10]. عزیزانم در جامعه کنونی ما مشکلات ازدواج بسیار زیاد بوده و از طرفی هم موارد تحریک کننده به در همه به وفور به چشم می‌خورد این وضعیت حجاب و بی مبالاتی جوانان و تأثیرات سوء آن در روح و روان جوانان اعم از دختر و پسر همه و همه بستر انحرافات جنسی را فراهم می‌سازد، درد شما عزیزان را می‌دانیم و از عمق وجود با شما احساس هم دردی می‌کنیم اما عزیزان ضربه زدن به سلامت جسم و روان و ابعاد معنوی راهش نیست باید مشکل را از ریشه حل کرد در ادامه این مقاله راهکارهایی برای رهایی از این عمل شیطانی ارائه می‌شود امیدوارم برای شما عزیزان مفید واقع شود، (ادامه مبحث در مقاله‌ای جداگانه با عنوان "راهکارهای رهایی از خود ارضایی " تقدیم شما عزیزان خواهد شد) ادامه دارد .... پی نوشت ها : [1].مؤمنون 5-7 و معارج 29-31«آن‌ها که دامان خویش را از بی عفتی حفظمی کنند جز با همسران و کنیزان (که در حکم همسرند) آمیزش ندارد، چرا که در بهره گیری از این‌ها مورد سرزنش نخواهند بود. و هر کس جز این‌ها را طلب کند، متجاوز است.» [2]. .مؤمنون 5-7 و معارج 29-31 [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری ؛ ج 28، ص: 364 [4]. رضایی، محمد علی، اعجاز علمی قرآن، نشر کتاب مبین، رشت، 1381 ش، اول، ص: 392 [5]. مجلسی، محمد باقر بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 73، ص: 106 [6]. مکارم شیرازی، ناصر، مشکلات جنسی جوانان، ص: 141-145 [7]. بقره- 7" خداوند بر دل‌های آن‌ها مهر نهاده، و همچنین بر گوش‌های آن‌ها، و بر چشم‌هایشان پرده‌ای فرو افتاده، و برای آن‌ها عذاب بزرگی است". [8].حج 46 " چشم‌های ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دل‌هایی که در سینه‌ها جای دارد نابینا می‌گردد". [9]. سیوطی جلال الدین الدر المنثور فی تفسیر المأثور کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی چاپ: قم، 1404، جلد 6 صفحه 326[10]. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة، تهران، سال 1374 ش اول، ج 26، ص: 265-267 منبع : پژوهشکده باقرالعلوم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

نکته ای در باب سؤال و جواب قیامت


یکی از ویژگی های روز رستاخیز که در منابع دینی از آن یاد شده است، سؤال و جواب در آن روز است. آیاتی که در این زمینه وجود دارد را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
زمین قیامت

1- آیاتی که به عمومی و فراگیر بودن سؤال در روز قیامت می پردازند. که در این باره می توان از آیات زیر یاد کرد:

«به یقین از کسانی که پیامبران به ایشان فرستاده شدند و از پیامبران سؤال خواهیم کرد».[1] «سوگند به پروردگارت بی تردید از همه آنها از آنچه انجام می دهند سؤال خواهیم کرد».[2]

2- آیاتی که می گوید از گناه گناه­کاران سؤال نمی شود. خداوند می فرماید: «در آن روز از هیچ انس و جنی درباره گناهش پرسیده نمی شود».[3]

درباره این دو دسته از آیات دو پرسش مهم وجود دارد:

1- تعارض و ناسازگاری میان این دو دسته از آیات چگونه مرتفع می شود؟

2- سؤال از پیامبران به چه معنا است؟

پیش از پرداختن به پاسخ این دو پرسش مقدمه­ای بیان می گردد. در یک تقسیم بندی، استفهام یا سؤال بر دو بخش تقسیم شده است:

الف. حقیقی: گاهی استفهام حقیقی است؛ یعنی سؤال کننده مطلبی را نمی داند و به غرض فهمیدن می پرسد؛ مانند سؤالی که ساحران از فرعون پرسیدند: «اگر ما بر موسی پیروز شدیم، آیا برای ما پاداشی خواهد بود»؟[4]

ب. مجازی: گاهی استفهام مجازی است؛ یعنی پرسش کننده به علت فهمیدن نمی پرسد، بلکه اغراض دیگری؛ چون تهدید یا ملامت یا مسخره کردن یا تعظیم و … دارد، ولی ظاهر سخنش سؤالی است. چه بسا جواب پرسش خود را نیز بداند؛ مانند آن جایی که خداوند به غرض ملامت کردن بت پرستان می فرماید: «آیا به دروغ خدایانی غیر از الله را می پرستید».[5]

استفهام های خدا از قسم دوم است؛ چون هیچ چیز از خدا پنهان نیست و او بر هر چیزی آگاه است از این رو هیچ وقت برای فهمیدن نمی پرسد: «هیچ ذره ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست».[6]

در قیامت مواقف و مراحل مختلفی وجود دارد در برخی از این مراحل به هیچ کس حق صحبت کردن داده نمی شود و هیچ سؤال و جوابی نیست که برخی از آیات به این مراحل اشاره دارد؛ ولی در بعضی از مواقف و مراحل دیگر سؤال و جواب مطرح است که برخی از آیات نیز ناظر به این مواقف است

هر چند همه سؤال های خداوند مجازی است، ولی همه آنها از یک سنخ نیستند و دارای اقسام مختلفی هستند. گاهی برای اقرار گرفتن می پرسد، گاهی برای نفی و گاهی به غرض ملامت و سرزنش کردن و گاه به عللی دیگر سؤال می کند.

سؤال در روز رستاخیز عمومی است، ولی نوع سؤال­ها متفاوت است؛ هر چند که همه سؤال های خداوند مجازی است و برای دانستن نمی پرسد، در عین حال پرسش­های مجازی نیز انواع مختلفی دارد. سؤال از مردم برای کسب اطلاع و کشف حقیقت نیست؛ زیرا خداوند می فرماید: «افراد مجرم به سیمای خود شناخته می شوند»،[7] بلکه سؤال خداوند از گناهکاران، سؤال توبیخی و به علت ملامت کردن آنها است، که چرا با وجود این همه آیات و بینات باز نافرمانی و معصیت کردید.

 

فراگیر بودن سؤال و جواب در قیامت

این که در برخی از آیات آمده است که خداوند برخی را بدون حساب و سؤال و جواب به بهشت و یا جهنم می برد، ولی در برخی دیگر؛ مانند آیه 6 سوره اعراف می فرماید که از همه سؤال می شود و حتی انبیای خود را نیز استثنا نمی کند. در ظاهر این دو دسته از آیات باهم تنافی و تعارض دارند. برای رفع این تعارض ظاهری پاسخ هایی داده شده است که در زیر به دو نمونه از این جواب­ها پرداخته می شود:

الف. هر جا گفته شده است که خداوند سؤال نمی کند، منظور سؤال حقیقی بوده است؛ یعنی خداوند برای فهمیدن گناهکار بودن یا نیکوکار بودن بندگان از آنها سؤال نمی کند؛ زیرا خداوند به هر چیزی آگاه است.[8] در مواردی هم که خداوند می فرماید همه مسئول هستند و همه باز خواست می شوند، مقصود استفهام مجازی است.

ب. در قیامت مواقف و مراحل مختلفی وجود دارد در برخی از این مراحل به هیچ کس حق صحبت کردن داده نمی شود و هیچ سؤال و جوابی نیست که برخی از آیات به این مراحل اشاره دارد؛ ولی در بعضی از مواقف و مراحل دیگر سؤال و جواب مطرح است که برخی از آیات نیز ناظر به این مواقف است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سؤال از انبیای الهی قیامت در این که مقصود خداوند از سؤال از پیامبران چیست، نظریات مختلفی وجود دارد: 1 برخی معتقدند این سؤالات به منظور توبیخ پیامبران نیست، بلکه به منظور توبیخ کفار است.[9] می خواهد به کفار بفهماند که با وجود این که پیامبران آنها را از عواقب نافرمانی و طغیان ترساندند و آن چه از سوی خدا به پیامبران واگذار شده بود به نحو احسن به انجام رساندند، چرا باز عصیان کردید؟! 2 برخی نیز گفته­اند که منظور از سؤال از پیامبر این است که پیامبر شهادت بدهد که مردم در برابر تبلیغ پیام الهی به آنها چه واکنشی نشان دادند؟ و چه پاسخی به فرستاده خدا گفتند و با او چگونه رفتار نمودند؟[10] در حدیثی از حضرت علی (ع) نقل شده است که حضرت فرمود: «در روز قیامت از انبیا درباره به انجام رساندن رسالتشان می پرسند، پیامبران پاسخ می­دهند که پیام و رسالت الهی را به امٌت ها رساندند و از امت ها نیز درباره رسالت پیامبران می پرسند و آنها انکار می­کنند و می گویند: بشارت دهنده و انذار کننده ای پیش ما نیامد و از رسول اکرم (ص) می پرسند و حضرت به راست­گویی پیامبران و دروغ انکار کنندگان گواهی می دهد».[11] 3 برخی نیز گفته­اند که تعظیم و تشریف پیامبران سبب این سؤال است.[12]با این سؤال، شرافت و عظمت انبیا برای دیگران بیان می گردد. گاهی از کسی در حضور دیگران پرسشی می شود نه به هدف فهمیدن، بلکه به این نیت که برتری او را نشان داده شود. 4 گاهی نیز سؤال از پیامبران برای اقرار گرفتن از پیامبر در برابر امتش، و محکومیت گناهکاران است همچنان که خداوند از حضرت عیسی (ع) سؤال می کند: «آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او مى‏گوید: «منزهى تو! … .[13] پی نوشت ها : [1]. اعراف، 6 [2]. حجر، 92و 93 [3]. رحمان، 39 [4]. شعراء، 41 [5]. صافات، 86 [6]. یونس، 61 [7]. رحمان، 39 [8]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 334، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1409 هـ ق. [9]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ص 218، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1415 هـ ق. [10]. طبرسی، جوامع الجامع، ج1، ص 641، مؤسسه نشر اسلامی، قم، 1418 هـق. [11]. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 2، ص 180 و ج‏1، ص 452، چاپ دوم، مکتبة الصدر، تهران، 1374هـش. [12]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ص 5، کتاب فروشی اسلامیه، 1344 ه.ش. [13]مائده، 116،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :
راهكارهای قرانی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی

مریم بذرگرگل خطمی

.: به نقل از maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,5503






1- ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش زن
2- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم در سوره نور (24) آیه 31 ، كه شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.
20 راهكار قرانی جلوگیری از بدحجابی
1.ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش
2 معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم
3 آشكار نكردن زینتها
4 تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد
5 نهی از تبرج مذموم
6 عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
7  ترویج فرهنگ غیرت در مردان
8 حفظ نگاه
9 تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
10 آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی
11 صبر و استقلامت در ترك عادت
12 تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده
13 مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها
14 ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان
15 ا
یجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار
16 كمك های اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی
17 اجرای حدود و تعزیرات
18 تعاون فرهنگی
19 احیای امر به معروف و نهی از منكر

20 ترویج فرهنگ نماز در بین زنان

3- آشكار نكردن زینتها
كه در این باره می توان گفت كه اسلام دستور به زینت نكردن نداده است بلكه از زینت كه باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است.

قران كریم در این باره می فرماید:
«... لایبدین زینتهن 1...»
زنان زینتهای خود را آشكار نكنند

4- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد

كه به سه قسم تقسیم می شود:
الف: زینت برای غیر محارم كه آشكار نكردن زینتهای پنهان است و نگاه به زینتهای آشكار در صورتی خالی از اشكال است كه خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با رالالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.
ب: زینت برای شوهر، كه زینت علی الاطلاق می باشد و شامل تمام بدن می باشد.2
ج- زینت برای سایر محارم
از ابی جعفر علیه السلام وارد شده :
«واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله»3
قسمت سوم ، مربوط به زینت برای سایر محارم است كه شامل محل گردنبند و بالای ان، بازوبند و زیر ان و خلخال و انچه پائین آن است می شود. بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم كه از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامنهای كوتاه با پاهای برهنه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری كنیم و جواز نگاه كردن به زینتهای باطنی زنان ان هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه فسادی در بین نباشد.

5- نهی از تبرج مذموم
در قران كریم در این باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی....» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه گری زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده كه سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است.4 در تفسیر قمی5 روایتی باشند كه از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه ... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی ... آمده است و این است كه «به زودی جاهلیت دیگری میآید» و در تفسیر التبیان6 آمده است كه منظور از جاهلیت اخری زمانی است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل می شده است.7

امروز شاهد این تبرج ها و جلوه گری های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یاد شده است: یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء8 و از چنین زنانی این چنین یاد شده است نسوه كاشفات عاریات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.9

6- راهكار عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
با توجه به آیه شریعه:و قرن فی بیوتكن و لاتبرجن تبرح الجاهلیه الاولی...10
در خانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و بی حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید و مانند دورة جاهلیت پیشین ارایش و خودارائی مكنید.
زنان مؤمنه به پیروی از این آیه مباركه باید از هرگونه حضور غیر ضروری در جامعه خودداری كند تا الگو و نمونه برای سایر زنان مسلمان باشند.
7-راهكار ترویج فرهنگ غیرت در مردان
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می فرماید : چگونه مردی است در حالی كه تزئین می كند همسرش و خارج می شود از خانه اش به حالتی كه تزئین كرده و عطر زده و شوهرش بر این امر راضی باشد پس می سازد برای همسرش آن زن هر قدم خانه اش در آتش.11
8-راهكار حفظ نگاه
قل للمومنین یعضوا من ابصارهم... و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن 12

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مومن یك مبارزة منفی با زنان جلوه گر می باشد و چون چنین زنانی را مورد بی توجهی قرار دهند یك اثر تربیتی دارد آنها متوجه خواهند شد كه تنها با این وضع مورد توجه بیمار دلانی قرار خواهند گرفت كه خود فاقد ارزش انسانی هستند.

9-تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود، مقاله، دین و اندیشه، 
برچسب ها : حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ... 10-آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی بدحجابی باعث عدم امنیت زن در جامعه می شود، بدحجابی عاملی برای بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابی باعث بی ارزش شدن زن در جامعه می شود بدحجابی باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بیگانه، فلج كردن نیروی كار در جامعه، تبدیل شدن زن به موجودی مصرفی استعمار كشیده شدن كشور و ... می شود، و علاوه بر ان عذابهای اخروی را نیز به دنبال دارد. 11- صبر و استقلامت در ترك عادت افرادی كه سعی بر این دارند كه بهبود در وضعیت پوشش خود به وجود آورند مسلما با مشكلاتی چون فشار از ناحیة اطرافیان، تمسخر عده ای نادان و ... قرار خواهند گرفت اما زنی كه الگوی خو را فاطمة زهرا سلام ا... علیها و زینب كبری سلام ا... علیها قرار دهد سختی این كار در برابر سختیها كه این بزرگان كشیده اند بسیار ناچیز است. 12- تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده امام رضا علیه السلام در مجلس فرمودند: هنگامی كه دختر شش ساله شد مرد نامحرم نباید او را در آغوش بگیرد یا ببوسد. بنابراین در مساله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نیز پدر و مادر باید مرحله به مرحله او را به فلسفه و خوبیهای حجاب آشنا كرده و در خور درك فرزند به راهنمائی او بپردازند و فرزند تحت تربیت تدریجی و عملی پدر و مادر قرار گیرد. باید به این نكته توجه داشته باشیم كه غالبا پیروزیهای نهایی و كامل در دراز مدت به دست می آید. 13- مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها حضرت علی علیه السلام می فرماید : با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نكن زیرا طبیعت توناخودآگاه از او متاثر می شود.13 بنابراین زنان مومنه باید مراقب باشند دوستان صمیمی و همدل خود را از زنان عفیف و با حیاء انتخاب كنند و از دوستی با افراد بی بند و بار خودداری كنند هر چند باید تلاش بر منشاء اثر بودن روی این افراد باشند. 14- ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله سلم می فرمایند: استعینوا علی النساء بالعری ان احداهن اذا كثرت ثیابها و احسنت زینتها اعجبها الخروج 14 زنان را لباس ساده بپوشانید هنگامی كه زیاد شود لباسها و نیكو شود زینت هایش وسوسه می شود او بر خروج از خانه اسراف و زیاده روی و مد پرستی در تهیه لباس علاوه برابر انگیختن حس خودنمائی عاملی برای فقر خود ساخته این زنان می شود كه آسیب های فراوان دیگری را به همراه دارد. 15- ایجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار زنان مؤمنه باید سعی كنند وقت خود را با كارهای نیك پر كنند از جمله تربیت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهی، و همچنین كارهای هنری مفید برای زنان از جمله پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: نعم اللهو المعزل للمراه الصالحه 15 بافندگی برای زن صالحه سرگرمی خوبی است. 16- كمكهای اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی بعضی از بدحجابی علل و ریشة آن در عواملی چون فقر فرهنگی فقر اقتصادی، فراهم نمودن عوامل ازدواج ... می باشد كه وظیفة سرمایه داران و خیرین است كه با كمك دولت در رفع این مشكلات بكوشند. 17- اجرای حدود و تعزیرات اجرای قوانین اسلامی پس از آگاهی كامل افراد جامعه و تبلیغات كافی و تبیین مسئله حجاب در جامعه اسلامی برای افراد می تواند مثمرثمر طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامی زنانی كه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محكوم خواهند شد.16 18- تعاون فرهنگی در مراودات دو سویه سایر كشورهای اسلامی زمانی كه آنان شاهد این امر باشند كه زنان مسلمان با حفظ حجاب موفقیتهای بیشتری را در عرصه فعالیتهای اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارند و بسیاری از معضلات اجتماعی كه در غرب در اثر برهنگی زد ایجاد شده است در یك كشور اسلامی جایی برای گسترش ندارد و در واقع كشورهای اسلامی عملا به تبلیغ ایده آلهای فرهنگی خود پرداخته اند. 19- احیای امر به معروف و نهی از منكر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: اگر شخصی در نهان معصیتی را مرتكب شود فقط به شخص او ضرر وارد می شود و اگر در ملاء عام گناهی را انجام دهد و دیگران او را نهی از منكر نكنند همة مردم زیان می بینند.17 البته باید توجه داشت در پیش گیری و درمان بدحجابی و بی حجابی باید امر به معروف با شیوه های منكر و بدون توجیه منطقی و خارج از حدود شرعی مشخص شده نباشد تذكرات باید صحیح باشد و مرحله به مرحله اجرا شود. 20- ترویج فرهنگ نماز در بین زنان زنان در حال نماز خواندن مكلف به داشتن حجاب كامل هستند؛ از طرفی بهترین نوع ارتباط معنوی بنده با خدای خویش در حالت نماز می باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز كه بهترین حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جایگاه حجاب پی می بریم از طرفی زنان مومن برای انجام فرضیه الهی نماز در روز چندین بار داشتن پوشش كامل را عملا تمرین و تكرار می كنند علاوه بر آن با توجه به آیه مباركه «وقرن فی بیوتكن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می كند كه شرح و جلوه گری نكنید و اگر می خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشاء منكر باز می دارد. نماز خواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است. پی نوشتها: 1- سوره نور (24)، ایه 31. 2- ر. ك : حسین بن احمدبن عبدالعظیمی الحسینی : «تفسیر اثنی عشری»، تهران، میقات، چاپ اول، 1363، ج 9، ص 231. 3- ر.ك : میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل، ج 14، ص 275. 4- ابوعلی الفضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 17، ص 127. 5- ناصر، مكارم شیرازی؛ «تفسیر نمونه» تهران، ص 298. 6- علی بن ابراهیم، القمی: «تفسیر القمی» قم، دارالكتب لطباعه و النشر، چاپ سوم، ج 2، ص 193. 7- ابوجعفر محمدبن الحسن بن علیع الطوسی، «تفسیر التبیان القران» قم، مكتب الاعلام الاسلامیه، 1409، هـ، ق، ج 8، ص 338. 8- حر، عاملی «وسائل الشیعه» ج 15، ص 434. 9- محمد بن علی بن بابویه قمی، ‹‹ من لا یحضره الفقیه›› ج 3، ص 390 10- سوره احزاب (33) آیه 33 11- تاج الدین محمدبن حیدر، شعیری؛ «جامع الاخبار» قم رضی، 363، ص 158. 12- سوره نور (24) آیه 30. 13- عبدالحمید ابن الحدید معتزلی ‹‹ شرح نهج البلاغه ›› قم، كتابخانه آیت ا... مرعشی 1404، ه.ق .ج 20 ص 272 14- عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه آیت ا.. مرعشی، 1404 هـ. ق جلد 12 ص 69. 15- شیخ حر عاملی وسائل الشیعه، ج 5، موسسه آل بیت قم 1405 ه . ق ص 318 16- حسن، عابدزاده «قانون مجازات اسلامی» تهران، موسسه فرهنگی عابدزاده، 1375، ص 53. 17- محمدباقر مجلسی: «بحار الانوار»، ج 100، ص 78،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات