پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
وهابیت زیارت قبور را بدعت و حرام می­داند و در این حرمت حتی زیارت قبر رسول گرامی اسلام را استثنا نمی­داند و کار را تا آنجا پیش می­برد که سفر به قصد زیارت رسول گرامی اسلام را حرام و نماز را در این سفر کامل می­داند.
مسجد النبی

قسطلانى[1] و ابن حجر در الجوهر المنظم از ابن تیمیه نقل كرده اند؛ وى زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را منع و آن را ـ چه با شدّالرحال[2] و چه بدون شدّالرحال ـ تحریم كرده است. با فتوا به تحریم زیارت قبر نبى(صلى الله علیه وآله)، زیارت سایر قبور به طریق اولى حرام مى شود.

اما به اعتقاد شیعه زیارت به چهار دلیل امرى مشروع است:

1ـ قرآن

یکی از مهمترین ادله مشروعیت زیارت آیات قرآن کریم است که به یکی از آنان اشاره می­گردد.

خداوند عزوجل مى فرماید:

«...لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»[3]

«هر گاه آنان زمانى بر خویش ستم كرده­اند نزد تو ]اى رسول خدا [بیایند و استغفار كنند و پیامبر براى آنان طلب آمرزش كند، خداوند را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت».

  زیارت نوعى حاضر شدن نزد زیارت شونده است خواه براى استغفار باشد یا غیر آن. وقتى رجحان چنین عملى در حیات رسول گرامی اسلام (ص) ثابت شد، همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت می­گردد، چون نبى اكرم داراى حیات برزخى است و سلام زائر را مى شنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه مى شود.

«حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم»


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سمهودى از سبكى نقل مى كند: علما از این آیه عموم فهمیده اند یعنى، حضور در نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اینكه از او بخواهند درباره آنان از خداوند طلب آمرزش كند، اختصاصى به زمان حیات آن حضرت ندارد بلكه زمان رحلت وى را هم شامل مى شود از این رو علما خواندن این آیه را نزد قبر آن حضرت، مستحب مى دانند.[4] همچنین در تأیید حیات رسول گرامی اسلام در عالم برزخ و ارتباط ایشان با این دنیا ابن زرعه عراقى از ابن مسعود نقل مى كند كه پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «قال رسول الله- حیاتی خیر لكم تُحدِّثون و یحدَّث لكم، ووفاتی خیر لكم، تُعرض علی أعمالكم، فما رأیت من خیر حمدت اللّه علیه، وما رأیت من شرّ استغفرت اللّه لكم.»5 «حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم». 2 ـ روایات احادیث بسیارى به طرق مختلف و با مضمون هاى گوناگونى وارده شده است: الف. از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه فرمود: «هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعتش بر من لازم مى گردد»[5] این حدیث داراى 40 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. مؤلفان این كتاب ها از حافظان و ائمه حدیث مى باشند. ب. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر كس حجّ گزارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت كند، مانند كسى است كه در حیاتم مرا زیارت نموده است».[6] این حدیث مرفوعاً از ابن عمر نقل شده. این حدیث داراى 25 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، سپس به محمد اجازه داده شد كه قبر مادرش را زیارت كند. از این پس قبور را زیارت كنید كه آخرت را به یاد مى آورد» ارباب صحاح ـ به غیر از بخارى ـ این روایت را نقل كرده اند، روایت از ترمذى چنین نقل شده است: «میت به زائر، خو مى گیرد و با دعایى كه زائر براى او مى كند و نیز قرآنى كه برایش مى خواند و با صدقه اى كه برایش مى بخشد، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است ج. «هر كس حج خانه خدا را انجام دهد و مرا زیارت نكند، به من جفا كرده است». بسیارى از علمای طراز اول اهل سنت[7] این حدیث را نقل كرده اند. د. سلیمان بن بریده از پدرش، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل كرده است:«شما را از زیارت قبور نهى كردم، آگاه باشیدكه از این به بعد قبور را زیارت كنید».[8] شیخ منصور مى گوید: عموم علما از امر پیامبر(صلى الله علیه وآله) «قبور را زیارت كنید (فزوروها)» استحباب را فهمیده اند و ابن حزم معتقد است: امر در این روایت دال بر وجوب است كه آدمى در طول عمرش، یک بار هم كه شده، باید به زیارت نبى(صلى الله علیه وآله)برود.[9] ه. پیامبر (ص) فرمود: «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است.[10] 3 ـ عمل اصحاب 1. ابوجعفر(علیه السلام) مى فرماید: فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)همیشه قبر حضرت حمزه را ـ كه خدا از او خشنود باد ـ زیارت مى كرد و آن را تعمیر و بازسازى نموده و سنگى را به عنوان علامت روى قبر گذاشت.[11] 2. على(علیه السلام) مى فرماید: «حضرت فاطمه هر جمعه قبر عمویش، حمزه را زیارت مى كرد و در آنجا نماز مى گزارد و گریه مى نمود».[12] مسجد النبی (ص) 3. عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام، وقتى وارد مدینه شد، اولین اقدامش این بود كه به مسجد آمد و بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلام فرستاد.[13] 4. ابن عون مى گوید: مردى از نافع سؤال كرد: آیا ابن عمر بر قبر نبى اكرم(صلى الله علیه وآله) سلام مى فرستاد؟ نافع گفت: بله، او را صدبار یا بیش از صدبار دیدم كه مى آمد كنار قبر و نزد آن مى ایستاد و مى گفت: سلام بر پیامبر(صلى الله علیه وآله).[14] 5 .بلال مؤذن رسول خدا(ص) در عهد عمر بن الخطاب در شهر شام اقامت داشت. شبى در خواب پیامبر را دید كه به وى فرمود: «ما هذه الجفوة یا بلال؟!اما آن لك ان تزورنى یا بلال؟ فانتبه حزینا وجلا خائفا فركب راحلته و قصد المدینة فاتى قبر النبى (ص) فجعل یبكى عنده و یمرغ وجهه علیه فاقبل الحسن و الحسین (ع) فجعل یضمهما و یقبلهما». «اى بلال! این چه ظلمى است در حق من روا داشته اى؟ آیا وقت آن نرسیده است كه مرا زیارت كنى؟ از خواب بیدار شد ناراحتى و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود با سرعت وسائل سفر را بسته و بر مركبش سوار شد و به طرف مدینه حركت نمود. وقتى به شهر مدینه رسید كنار قبر رسول الله آمد در حالی كه گریه می كرد صورت خود را بر قبر حضرت مالید در این هنگام امام حسن و امام حسین را دید كه به طرف قبر جدشان مى آیند آن دو عزیز را در آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت.»[15] 4 ـ عقل عقل مى گوید: تعظیم كسى كه خداوند تبارک و تعالى او را بزرگ داشته است نیكو است. زیارت هم نوعى تعظیم است زیارت رسول گرامی اسلام (ص) كه نوعى احترام به آن حضرت است از شعائر الهى به حساب می­آید و جایز و پسندیده است، چرا كه این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است. مسجد النبی مطالب گذشته در مورد زیارت قبر رسول اکرم (ص) بوده است اما زیارت سایر قبور مثل زیارت قبر پیامبر(ص) بوده و در مشروعیت آن نزاعى نیست و خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زیارت قبور مى­شتافت و مسلمین را بر این عمل ترغیب مى كرد. آن حضرت به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب مى رفت. سیره مسلمانان نیز چنین بود كه به زیارت قبور مسلمین مى شتافتند . 5- آراى فقهاى اهل سنت 1. عسقلانى از انس نقل مى كند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) از كنار زنى عبور مى كرد در حالى كه آن زن در كنار قبرى گریه مى كرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وى فرمود: خوددار باش و صبر كن عسقلانى مى گوید: طبق این حدیث استدلال بر جواز زیارت قبور شده است خواه زائر مرد باشد، یا زن و خواه زیارت شونده مسلمان باشد یا كافر چون حدیث در این زمینه تفصیل ندارد[16] و به طور مطلق حكم را بیان كرده است. 2. از مالک در مورد زیارت قبور سؤال شد، در جواب گفت: پیامبر از آن نهى فرمود: سپس بدان اذن داد و اگر كسى زیارت قبور را انجام بدهد و چیزى جز خیر نگوید، اشكالى در آن نمى بینم.[17] 3- امام مالک با منصور دوانیقى در آداب زیارت گفتگوی جالبی دارد که به نقل آن می­پردازیم: ابو جعفر منصور دوانیقى در مسجد پیامبر (ص) مشغول زیارت بود، و سلام ها و دعاها را با صداى بلند مى‏خواند، مالک، امام و پیشواى مذهب مالکی در مسجد حضور داشت، به منصور اعتراض كرد و گفت: صدایت را در مسجد پیامبر بلند مكن، زیرا خداوند گروهى از مردم را ادب نموده وفرموده است:«لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِ‏ّ وَلَاتَجْهَرُواْ لَهُ‏و بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَلُكُمْ وَأَنتُمْ لَاتَشْعُرُونَ»[18]، ؛‌صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مكنید، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‏گویید با او سخن مگوئید، مبادا بى‏آنكه بدانید كرده‏هایتان تباه شود. و گروهى دیگر را ستوده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَل-ِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‏ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ» [19] ؛‌آنان كه پیش پیامبر خدا، صدایشان را فرو مى‏كشند افرادى هستند كه خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان كرده است، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است. و گروهى دیگر را مذمّت و سرزنش نموده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ ینَادُونَكَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ أَكْثَرُهُمْ لَایعْقِلُونَ»، [20] مسجد النبی (كسانى كه تو را از پشت اتاقها به فریاد مى‏خوانند، بیشترشان نمى‏فهمند). اى منصور! پیامبر خدا زنده و مرده‏اش احترام دارد. منصور دوانیقى در برابر سخنان مالک متواضع شد و آرام گرفت، سپس پرسید:آیا رو به قبله قرار بگیرم و دعا بخوانم، یا رو به پیامبر؟ مالک گفت: صورتت را از قبر پیامبر برنگردان و در حالیكه مقابل قبر ایستاده‏اى دعا كن، پیامبر خدا وسیله تو و پدرت حضرت آدم‏ براى تقرّب به خدا در قیامت خواهد بود، پس برابر رسول خدا (ص) و قبر او به ایست، و از او طلب شفاعت كن، كه خداوند شفاعت او را مى‏پذیرد. وی در پایان استدلال به این آیه قرآن می­کند که خداى متعال در قرآن مى‏فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» [21] پی نوشت ها : [1]. قسطلانی، ارشاد السارى، بی­تا، بی­جا، ج 2، ص 329. [2]. امین، سید محسن، كشف الارتیاب، مكتبة سید الحرمین، قم، ص 365 عبارت شدّالرحال، كنایه از مسافرت است شدّالرحال یعنى، بستن كوله بار كه كنایه از سفر است چون حدیث شدّالرجال، معروف است، لذا از این كلمه بدون ترجمه استفاده مى شود. [3]. نساء (4)، آیه 64. [4]. امین، ص366. 5 . سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، دارالفکر، بیروت، 1401ه.ق، اول، ج1، ص528 [5]. دارقطنی، سنن دارقطنی، دارالکتب العلمیة، 1417ه، ص 278 قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، انتشارات دارالفکر، 1409ه، ج 5، ص 194 [6]. طبرانی، المعجم الکبیر، حمدی عبدالمجید السلفی (تحقیق و تخریج )، داراحیاء التراث العربی، لبنان، دوم، ج 12، ص 310 سنن الدار قطنى، ص 278 [7]. شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار، دارالجیل، 1973م، ج، 5 ص 108، سبکی، تقی الدین، شفاء السقام، چهارم، 1419ه، ص 27. [8]. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

شاید یکی از دلایلی که تلاوت هر روزه سوره «یس» سفارش شده این است که هر روز این عهد مهم و حیاتی را به ما یادآوری کنند: از شیطان اطاعت مکن!


قرآن مجید

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و به فرموده اهل بیت(علیهم السلام) بهار آن است. اگر چه تلاوت آیات قرآن و حتی نگاه کردن به صفحات قرآن کریم نیز دارای اجر و پاداش الهی است؛ اما تدبّر در آیات قرآن دستور اکید خود قرآن و سفارش جدی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) است، تا جایی که فرموده‌اند در تلاوت قرآنی که همراه با تدبر نباشد، خیری نیست.

موضوع این مقاله پیرامون آیه 60 سوره «یس» است:أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛ آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!

در این آیه شریف صحبت از عهدی است که خداوند از تمام انسان‌ها و فرزندان آدم گرفته است و آن عدم پرستش شیطان است. در انتهای آیه علت آن هم ذکر شده است؛ زیرا شیطان دشمنی آشکار و روشن برای شماست.

این آیه شریفه از جمله آیاتی است که خداوند در آن، مستقیماً انسان را مورد خطاب قرار داده است. اگر کسی هنگام تلاوت قرآن، خود را مخاطب آیات الهی بداند با شنیدن این آیه قطعاً مورد تنبه تأثر قرار خواهد گرفت.در این آیه صحبت از عهدی است که همه ما با خداوند بسته‌ایم و حال آن را به کل فراموش کرده‌ایم. عهد است عهد ازل،... نامش مهم نیست، مهم این است که خداوند در این کتاب که آخرین کتاب اسمانی است به ما یادآوری می‌کند که روزی با او عهدی بسته‌ایم و حال در کثرت دنیای فانی، آن را فراموش کرده، مشغول کار خویش هستیم. شاید یکی از دلایلی که به تلاوت هر روزه سوره یس سفارش شده است همین باشد، تا هر روز این عهد مهم و حیاتی را به ما یادآوری کنند:« از شیطان اطاعت مکن»!(1)



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : مراد از عبادت شیطان، اطاعت او و گوش دادن به فرامین اوست. باید باور کنیم که در لحظه ارتکاب گناه، عملاً در حال پرستش ابلیس هستیم. برای همین است که خدای متعال به ما گوشزد می‌کند که روزی با او عهد بسته‌ایم که شیطان را نپرستیم برخی از مفسرین عهد مزبور را عهدی می‌دانند که خدای تعالی در عالم ذر از انسان‌ گرفته است و برخی نیز این عهد را همان می‌دانند که انبیاء الهی برای بشر به ارمغان آورده و از مردم عهد گرفته‌اند که جز خدای را نپرستند و از شیطان اطاعت نکنند.(2) مفسرین بزرگوار قائل هستند که عبادت شیطان که در این آیه مطرح شده است همان اطاعت اوست یعنی خداوند متعال از پیروی دستورات شیطان، به عبارت و پرسش شیطان یاد نموده است که نشان دهنده اهمیت بحث است. از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است که فرمودند: هر کس از شخصی در معصیت خداوند اطاعت کند، او را پرستیده است گویا آن شخص را پرستیده است(3). و نیز از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: «هر کس به گوینده‌ای گوش فرا دهد گویا او را عبادت کرده است، اگر آن گوینده از خدای رحمان بگوید شنونده خدای رحمان را عبادت کرده است و اگر از شیطان گفته باشد، شنونده در پرسش شیطان وارد شده است.»(4) شیطان عبادت شیطان چگونه است؟ روایات فوق نشان می‌دهد مراد از عبادت شیطان، عملاً در حال پرستش ابلیس هستیم. برای همین است که خدای متعال به ما گوشزد می‌کند که روزی با او عهد بسته‌ایم که شیطان را نپرستیم. دشمن‌ترین دشمنان ما کیست؟ در انتهای آیه شریفه بر دشمن آشکار شیطان تصریح شده است؛ آیات قرآن کریم در سوره‌های مختلف و بالاخص در داستان خروج آدم(علیه السلام) از بهشت، دشمنی شیطان را به خوبی ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که دشمن‌ترین دشمن ما انسان‌ها همین ابلیس است که برای گمراهی ما قسم یاد کرده است: « قال فبیعزتک الاغوینهم اجمعین: (ابلیس) گفت: خدا یا به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد.(5) پس، شیطان، دشمن قسم خورده ماست. دشمن آشکار ماست. سوگند یاد کرده است که همه ما را گمراه کند. داستان برصیصای عابد که شیطان از طریق وسوسه و زنا او را به کفر کشاند و یا داستان بلعم باعوراء که از طریق حق گمراه شد با آنکه دارای رسم اعظم بود و ... همگی نشان دهنده دشمنی آشکار و البته عمیق شیطان با بنی آدم است و خداوند برای همین، آن‌ها را در قرآن کریم ذکر کرده است.(6) پی‌نوشت‌ها: 1. ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص152 2. تفسیر آسان، ج، 16، ص، 152 3 . تفسیر صافی، 4، ص 258 4. تفسیر صافی، 258 . 5 . سوره مبارکه ص، آیه 82 6. ر. ک ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص 370،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic