پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
وهابیت زیارت قبور را بدعت و حرام می­داند و در این حرمت حتی زیارت قبر رسول گرامی اسلام را استثنا نمی­داند و کار را تا آنجا پیش می­برد که سفر به قصد زیارت رسول گرامی اسلام را حرام و نماز را در این سفر کامل می­داند.
مسجد النبی

قسطلانى[1] و ابن حجر در الجوهر المنظم از ابن تیمیه نقل كرده اند؛ وى زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را منع و آن را ـ چه با شدّالرحال[2] و چه بدون شدّالرحال ـ تحریم كرده است. با فتوا به تحریم زیارت قبر نبى(صلى الله علیه وآله)، زیارت سایر قبور به طریق اولى حرام مى شود.

اما به اعتقاد شیعه زیارت به چهار دلیل امرى مشروع است:

1ـ قرآن

یکی از مهمترین ادله مشروعیت زیارت آیات قرآن کریم است که به یکی از آنان اشاره می­گردد.

خداوند عزوجل مى فرماید:

«...لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»[3]

«هر گاه آنان زمانى بر خویش ستم كرده­اند نزد تو ]اى رسول خدا [بیایند و استغفار كنند و پیامبر براى آنان طلب آمرزش كند، خداوند را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت».

  زیارت نوعى حاضر شدن نزد زیارت شونده است خواه براى استغفار باشد یا غیر آن. وقتى رجحان چنین عملى در حیات رسول گرامی اسلام (ص) ثابت شد، همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت می­گردد، چون نبى اكرم داراى حیات برزخى است و سلام زائر را مى شنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه مى شود.

«حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم»


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سمهودى از سبكى نقل مى كند: علما از این آیه عموم فهمیده اند یعنى، حضور در نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اینكه از او بخواهند درباره آنان از خداوند طلب آمرزش كند، اختصاصى به زمان حیات آن حضرت ندارد بلكه زمان رحلت وى را هم شامل مى شود از این رو علما خواندن این آیه را نزد قبر آن حضرت، مستحب مى دانند.[4] همچنین در تأیید حیات رسول گرامی اسلام در عالم برزخ و ارتباط ایشان با این دنیا ابن زرعه عراقى از ابن مسعود نقل مى كند كه پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «قال رسول الله- حیاتی خیر لكم تُحدِّثون و یحدَّث لكم، ووفاتی خیر لكم، تُعرض علی أعمالكم، فما رأیت من خیر حمدت اللّه علیه، وما رأیت من شرّ استغفرت اللّه لكم.»5 «حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم». 2 ـ روایات احادیث بسیارى به طرق مختلف و با مضمون هاى گوناگونى وارده شده است: الف. از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه فرمود: «هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعتش بر من لازم مى گردد»[5] این حدیث داراى 40 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. مؤلفان این كتاب ها از حافظان و ائمه حدیث مى باشند. ب. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر كس حجّ گزارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت كند، مانند كسى است كه در حیاتم مرا زیارت نموده است».[6] این حدیث مرفوعاً از ابن عمر نقل شده. این حدیث داراى 25 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، سپس به محمد اجازه داده شد كه قبر مادرش را زیارت كند. از این پس قبور را زیارت كنید كه آخرت را به یاد مى آورد» ارباب صحاح ـ به غیر از بخارى ـ این روایت را نقل كرده اند، روایت از ترمذى چنین نقل شده است: «میت به زائر، خو مى گیرد و با دعایى كه زائر براى او مى كند و نیز قرآنى كه برایش مى خواند و با صدقه اى كه برایش مى بخشد، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است ج. «هر كس حج خانه خدا را انجام دهد و مرا زیارت نكند، به من جفا كرده است». بسیارى از علمای طراز اول اهل سنت[7] این حدیث را نقل كرده اند. د. سلیمان بن بریده از پدرش، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل كرده است:«شما را از زیارت قبور نهى كردم، آگاه باشیدكه از این به بعد قبور را زیارت كنید».[8] شیخ منصور مى گوید: عموم علما از امر پیامبر(صلى الله علیه وآله) «قبور را زیارت كنید (فزوروها)» استحباب را فهمیده اند و ابن حزم معتقد است: امر در این روایت دال بر وجوب است كه آدمى در طول عمرش، یک بار هم كه شده، باید به زیارت نبى(صلى الله علیه وآله)برود.[9] ه. پیامبر (ص) فرمود: «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است.[10] 3 ـ عمل اصحاب 1. ابوجعفر(علیه السلام) مى فرماید: فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)همیشه قبر حضرت حمزه را ـ كه خدا از او خشنود باد ـ زیارت مى كرد و آن را تعمیر و بازسازى نموده و سنگى را به عنوان علامت روى قبر گذاشت.[11] 2. على(علیه السلام) مى فرماید: «حضرت فاطمه هر جمعه قبر عمویش، حمزه را زیارت مى كرد و در آنجا نماز مى گزارد و گریه مى نمود».[12] مسجد النبی (ص) 3. عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام، وقتى وارد مدینه شد، اولین اقدامش این بود كه به مسجد آمد و بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلام فرستاد.[13] 4. ابن عون مى گوید: مردى از نافع سؤال كرد: آیا ابن عمر بر قبر نبى اكرم(صلى الله علیه وآله) سلام مى فرستاد؟ نافع گفت: بله، او را صدبار یا بیش از صدبار دیدم كه مى آمد كنار قبر و نزد آن مى ایستاد و مى گفت: سلام بر پیامبر(صلى الله علیه وآله).[14] 5 .بلال مؤذن رسول خدا(ص) در عهد عمر بن الخطاب در شهر شام اقامت داشت. شبى در خواب پیامبر را دید كه به وى فرمود: «ما هذه الجفوة یا بلال؟!اما آن لك ان تزورنى یا بلال؟ فانتبه حزینا وجلا خائفا فركب راحلته و قصد المدینة فاتى قبر النبى (ص) فجعل یبكى عنده و یمرغ وجهه علیه فاقبل الحسن و الحسین (ع) فجعل یضمهما و یقبلهما». «اى بلال! این چه ظلمى است در حق من روا داشته اى؟ آیا وقت آن نرسیده است كه مرا زیارت كنى؟ از خواب بیدار شد ناراحتى و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود با سرعت وسائل سفر را بسته و بر مركبش سوار شد و به طرف مدینه حركت نمود. وقتى به شهر مدینه رسید كنار قبر رسول الله آمد در حالی كه گریه می كرد صورت خود را بر قبر حضرت مالید در این هنگام امام حسن و امام حسین را دید كه به طرف قبر جدشان مى آیند آن دو عزیز را در آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت.»[15] 4 ـ عقل عقل مى گوید: تعظیم كسى كه خداوند تبارک و تعالى او را بزرگ داشته است نیكو است. زیارت هم نوعى تعظیم است زیارت رسول گرامی اسلام (ص) كه نوعى احترام به آن حضرت است از شعائر الهى به حساب می­آید و جایز و پسندیده است، چرا كه این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است. مسجد النبی مطالب گذشته در مورد زیارت قبر رسول اکرم (ص) بوده است اما زیارت سایر قبور مثل زیارت قبر پیامبر(ص) بوده و در مشروعیت آن نزاعى نیست و خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زیارت قبور مى­شتافت و مسلمین را بر این عمل ترغیب مى كرد. آن حضرت به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب مى رفت. سیره مسلمانان نیز چنین بود كه به زیارت قبور مسلمین مى شتافتند . 5- آراى فقهاى اهل سنت 1. عسقلانى از انس نقل مى كند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) از كنار زنى عبور مى كرد در حالى كه آن زن در كنار قبرى گریه مى كرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وى فرمود: خوددار باش و صبر كن عسقلانى مى گوید: طبق این حدیث استدلال بر جواز زیارت قبور شده است خواه زائر مرد باشد، یا زن و خواه زیارت شونده مسلمان باشد یا كافر چون حدیث در این زمینه تفصیل ندارد[16] و به طور مطلق حكم را بیان كرده است. 2. از مالک در مورد زیارت قبور سؤال شد، در جواب گفت: پیامبر از آن نهى فرمود: سپس بدان اذن داد و اگر كسى زیارت قبور را انجام بدهد و چیزى جز خیر نگوید، اشكالى در آن نمى بینم.[17] 3- امام مالک با منصور دوانیقى در آداب زیارت گفتگوی جالبی دارد که به نقل آن می­پردازیم: ابو جعفر منصور دوانیقى در مسجد پیامبر (ص) مشغول زیارت بود، و سلام ها و دعاها را با صداى بلند مى‏خواند، مالک، امام و پیشواى مذهب مالکی در مسجد حضور داشت، به منصور اعتراض كرد و گفت: صدایت را در مسجد پیامبر بلند مكن، زیرا خداوند گروهى از مردم را ادب نموده وفرموده است:«لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِ‏ّ وَلَاتَجْهَرُواْ لَهُ‏و بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَلُكُمْ وَأَنتُمْ لَاتَشْعُرُونَ»[18]، ؛‌صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مكنید، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‏گویید با او سخن مگوئید، مبادا بى‏آنكه بدانید كرده‏هایتان تباه شود. و گروهى دیگر را ستوده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَل-ِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‏ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ» [19] ؛‌آنان كه پیش پیامبر خدا، صدایشان را فرو مى‏كشند افرادى هستند كه خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان كرده است، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است. و گروهى دیگر را مذمّت و سرزنش نموده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ ینَادُونَكَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ أَكْثَرُهُمْ لَایعْقِلُونَ»، [20] مسجد النبی (كسانى كه تو را از پشت اتاقها به فریاد مى‏خوانند، بیشترشان نمى‏فهمند). اى منصور! پیامبر خدا زنده و مرده‏اش احترام دارد. منصور دوانیقى در برابر سخنان مالک متواضع شد و آرام گرفت، سپس پرسید:آیا رو به قبله قرار بگیرم و دعا بخوانم، یا رو به پیامبر؟ مالک گفت: صورتت را از قبر پیامبر برنگردان و در حالیكه مقابل قبر ایستاده‏اى دعا كن، پیامبر خدا وسیله تو و پدرت حضرت آدم‏ براى تقرّب به خدا در قیامت خواهد بود، پس برابر رسول خدا (ص) و قبر او به ایست، و از او طلب شفاعت كن، كه خداوند شفاعت او را مى‏پذیرد. وی در پایان استدلال به این آیه قرآن می­کند که خداى متعال در قرآن مى‏فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» [21] پی نوشت ها : [1]. قسطلانی، ارشاد السارى، بی­تا، بی­جا، ج 2، ص 329. [2]. امین، سید محسن، كشف الارتیاب، مكتبة سید الحرمین، قم، ص 365 عبارت شدّالرحال، كنایه از مسافرت است شدّالرحال یعنى، بستن كوله بار كه كنایه از سفر است چون حدیث شدّالرجال، معروف است، لذا از این كلمه بدون ترجمه استفاده مى شود. [3]. نساء (4)، آیه 64. [4]. امین، ص366. 5 . سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، دارالفکر، بیروت، 1401ه.ق، اول، ج1، ص528 [5]. دارقطنی، سنن دارقطنی، دارالکتب العلمیة، 1417ه، ص 278 قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، انتشارات دارالفکر، 1409ه، ج 5، ص 194 [6]. طبرانی، المعجم الکبیر، حمدی عبدالمجید السلفی (تحقیق و تخریج )، داراحیاء التراث العربی، لبنان، دوم، ج 12، ص 310 سنن الدار قطنى، ص 278 [7]. شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار، دارالجیل، 1973م، ج، 5 ص 108، سبکی، تقی الدین، شفاء السقام، چهارم، 1419ه، ص 27. [8]. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

تا تکلیف است مخالفت و معصیت تصور دارد، و قهراً چنین روزی با روز نفخ اوّل تطبیق می‌گردد، پس ”‌‌یوم وقت معلوم”‌‌‌ که خدا تا آن روز ابلیس را مهلت داده همان روز نفخ اوّل است، و میان نفخه اول و دوم که همه را زنده می‌کند چهار صد و یا چهل سال (به اختلاف روایات) فاصله دارد، و تفاوت میان آنچه که ابلیس خواسته و آنچه که خدا اجابت فرموده همین چند سال است.


شیطان مرد سلاح انسان

در باره این موضوع ضروری است چند نکته را بیان نماییم:

1- ابلیس فرزندان[1] و سربازانی داردکه وی را در امر گمراه کردن انسان‌ها کمک می‌کنند. در متون دینی از همه اینها به شیطان  تعبیر آورده می‌شود.

2- در قرآن آمده است که ابلیس بعد از تمرّد سجده نکردن بر آدم و رانده شدن از درگاه الهی، از خداوند درخواست مهلت کرد: ”‌گفت: پروردگارا تا روز  قیامت به من مهلت بده”‌‌[2] و تقاضای او به اجابت رسید و خداوند فرمود: ”‌به تو مهلت داده خواهد شد”‌‌.[3] گرچه در این آیات تصریح نشده است که چه اندازه از تقاضای شیطان پذیرفته شد، ولی در آیه 38 سوره حجر می‌خوانیم که به او گفته شد: ”‌به تو تا روز معینی مهلت داده خواهد شد”‌‌.[4] یعنی تمام تقاضای او به اجابت نرسید، بلکه به مقداری که خداوند می‌خواست انجام شد.[5]

3- در باره معنای ”‌تا روز معین”‌‌ در روایات تفاسیر متعددی بیان شده است :

بعضی آن را پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف می‌دانند؛ چرا که در آن روز همه موجودات زنده می‌میرند، و تنها ذات پاک خداوند می‌ماند[6] و به این ترتیب به قسمتی از خواسته ابلیس ترتیب اثر داده شده.

تفسیر اوّل از همه مناسب‌تر است و در روایتی که در تفسیر برهان از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است که ابلیس بین نفخه اول و دوم می‌میرد

بعضی احتمال داده‌اند منظور از آن روز قیامت است،[7] ولی این احتمال نه با ظاهر آیات مورد بحث سازگار است که لحن آن نشان می‌دهد با تمام خواسته او موافقت نشد، و نه با آیات دیگر قرآن که خبر از مرگ عموم زندگان در پایان این جهان می‌دهد.[8]

این احتمال نیز وجود دارد که آیه فوق اشاره به زمانی باشد که هیچ کس جز خدا نمی‌داند.[9]

برخی معتقدند: تفسیر اوّل از همه مناسب‌تر است و در روایتی که در تفسیر برهان از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است که ابلیس بین نفخه اول و دوم می‌میرد.[10]

برای تأیید این عقیده، استدلال شده است که: تا تکلیف است مخالفت و معصیت تصور دارد، و قهراً چنین روزی با روز نفخ اوّل تطبیق می‌گردد، پس ”‌یوم وقت معلوم”‌‌ که خدا تا آن روز ابلیس را مهلت داده همان روز نفخ اوّل است، و میان نفخه اول و دوم که همه را زنده می‌کند چهار صد و یا چهل سال (به اختلاف روایات) فاصله دارد، و تفاوت میان آنچه که ابلیس خواسته و آنچه که خدا اجابت فرموده همین چند سال است.[11]



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : دلیل عقلیی و نقلی قائم است بر این که بشر به سوی سعادت سیر نموده و این نوع به زودی به کمال سعادت خود می‌رسد و مجتمع انسانی از گناه و شر رهایی یافته، به خیر و صلاح خالص می‌رسد، به طوری که در روی زمین جز خدا کسی پرستش نمی‌شود و بساط کفر و فسوق برچیده می‌گردد، و زندگی نیکو گشته مرض‌های درونی و وساوس قلبی از میان می‌رود علامه طباطبائی در این باره می‌گوید: این وجه خوبی است، اما عیبی که دارد این است که این ادعا که: ”‌تا تکلیف هست مخالفت و معصیت تصور دارد”‌‌ مقدمه‌ای است که نه در حد خود روشن است، و نه دلیلی بر آن است؛ برای این که بیشتر اعتماد مفسران در این دعوا به آیات و روایاتی است که هر کفر و فسق موجود در نوع آدمی را مستند به اغوای ابلیس و وسوسه او می‌داند؛ مانند آیه 60 سوره یس، [12] و آیه 22 سوره ابراهیم، [13] و آیاتی دیگر که مقتضای آن‌ها این است که تا تکلیف باشد ابلیس هم هست، و تکلیف هم باقی است تا آدمی باقی باشد، و از این جا نتیجه بالا را گرفته‌اند. اما در این که استناد معصیت آدمیان به اغوای شیطان تا اندازه‌ای مستفاد از آیات و روایات است حرفی نیست. چیزی که هست این آیات و روایات تنها اقتضا دارند که تا معصیت و گمراهی در زمین باشد ابلیس هم هست، نه این که تا تکلیف هست ابلیس هم باشد؛ چون دلیلی نداریم که ملازمه میان وجود معصیت و وجود تکلیف را اثبات کند. شیطان پرستی بلکه دلیل عقلیی و نقلی قائم است بر این که بشر به سوی سعادت سیر نموده و این نوع به زودی به کمال سعادت خود می‌رسد و مجتمع انسانی از گناه و شر رهایی یافته، و زندگی نیکو گشته مرض‌های درونی و وساوس قلبی از میان می‌رود.[14] پس وقت معلوم نه روز قیامت است و نه پایان دنیا و زمانی که تکلیف برچیده می‌شود، بلکه زمانی است که هنوز دنیا پابرجا است و انسان‌ها دارای تکلیف اند. مؤید این نظر روایاتی است که در باب رجعت وارد شده است.[15] در تفسیر قمی به سند خود از محمد بن یونس از مردی از امام صادق (ع) روایت کرده که در تفسیر آیه: ”‌فَأَنْظِرْنِی… إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ”‌‌ فرمود: در روز وقت معلوم رسول خدا (ص) او را بر روی سنگ بیت المقدس ذبح می‌کند.[16] روایات در این باب بسیار است.[17] 4- ممکن است این پرسش مطرح گردد که اگر این طور باشد، دیگر نباید بعد از آن، خرابکاری در جهان پیدا شود، که در جواب می‌گوییم: کار شیطان تزیین و بزرگ جلوه دادن دنیا است.[18] لذا ممکن است حتی بعد از هلاک شیطان هم کسانی که شیطان بذر اعمال زشت را در وجودشان کاشته، همچنان مرتکب معصیت شوند.[19] پی نوشت ها : [1]. کهف، 50 [2]. ”‌قالَ رب أَنْظِرْنی إِلی یوْمِ یبْعَثُون”‌‌، اعراف، 14 [3] . ”‌قالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ”‌‌. [4]. ”‌فانک من المنظرین، الی یوم الوقت المعلوم”‌‌، حجر، 37 – 38 منظور از وقت معلوم یا ظهور حضرت حجت (ع) است و یا ابتدای قیامت. [5]. تفسیر نمونه، ج 6، ص 109 [6]. چنان که در آیه 88 سوره قصص می‌خوانیم: ”‌کلشی‌ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ”‌‌. [7]. زیرا ابلیس می‌خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص این که تعبیر به یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. [8]. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 235 [9]. زیرا اگر خداوند آن وقت را آشکار می‌ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشی بیشتری می‌شد؛ مجمع البیان، ص 337، به نقل از بلخی. برای رد آن. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ص 236 [10]. ”‌تفسیر برهان، ج 2، ص 342؛ نور الثقلین، ج 3، ص 13، ح 45؛ تفسیر نمونه، ج 19، ص 344 و ج 11، ص 72 [11]. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ص 237 [12]. ”‌أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ”‌‌؛ ای بنی آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید که او شما را دشمنی آشکار است؟ [13]. ”‌وَ قالَ الشَّیطانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ …”‌‌؛ و چون حکم به پایان رسد در آن حال شیطان گوید خدا به شما به حق و راستی وعده داد و من به خلاف حقیقت. [14] . ترجمه تفسیر المیزان، ص 237 ؛ همچنین نک: مباحث نبوت، در جلد دوم این کتاب و نیز قصص نوح، در جلد دهم. .[15] مرحوم علامه طباطبائی در جمع بین روایات وارده می‌گویند: در روایات وارده از طرق امامان اهل بیت (ع) غالب آیات مربوط به قیامت گاهی به روز ظهور مهدی (ع) و گاهی به روز رجعت و گاهی به روز قیامت تفسیر شده و این بدان جهت است که هر سه روز در این که روز بروز حقایقاند، مشترکاند، هر چند که بروز حقایق در آن‌ها مختلف و دارای شدت و ضعف است. بنابراین، حکم قیامت بر آن دو روز دیگر هم جاری است. دقت فرمایید. ترجمه تفسیر المیزان، ص 258 .[16] تفسیر قمی، ج 1، ص 349 در تفسیر عیاشی از وهب بن جمیع و در تفسیر برهان از شرف الدین نجفی با حذف سند از وهب نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع) از ابلیس پرسش نمودم، و این که منظور از”‌‌ یوم وقت معلوم”‌‌ در آیه: ”‌رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ”‌‌ چیست؟ فرمود ای وهب آیا گمان کرده‌ای همان روز بعث است که مردم در آن زنده می‌شوند؟ نه، بلکه خدای عز و جل او را مهلت داد تا روزی که قائم ما ظهور کند که در آن روز، موی پیشانی ابلیس را گرفته گردنش را می‌زند، روز وقت معلوم آن روز است. البرهان، ص 343، ح 7؛ عیاشی، ص 242، ح 14 .[17] نک: در محضر علامه طباطبائی، س 75 ص 46 [18] . حجر، 39 [19] . نک: در محضر علامه طباطبائی، س 76 ص 47،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

راهکارهایی برای کنترل میل جنسی


از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است.


پشیمان نادم مرد

در مقاله پیش با عنوان "خود ارضایی اعتیاد خطرناک" تا حدودی به بررسی این معضل دامن گستر در جامعه اشاره کردیم و در این قسمت مباحثی پیرامون ازدواج و کنترل غریزه‌ی جنسی به شما عزیزان ارائه می‌دهیم باشد که راه‌گشا باشد .

اگر نظری کوتاه به سایت‌های مراجع معظم تقلید بیندازید و قسمت استفتائات را بررسی کنید بیشتر پرسش‌های جوانان عزیز مربوط به مسائل جنسی فشار این غریزه سرکش و نداشتن امکانات برای ازدواج و همچنین مبتلا بودن به مرض مهلک خود ارضایی است ،که نشان دهنده رواج این امر ناشایست بین جوانان است که آن‌ها را به ورطه انحرافات جنسی کشانده است . این هشداری است به تمام مسؤلان ذی‌ربط ، و همچنین خانواده‌های محترم است که به خود آیند و کمتر این تشریفات دست و پاگیر را سد راه جوانان عزیز کنند.

 

کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند 

اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود[1]و لذا چنین کسی یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و یا خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید.

قرآن کریم می‌فرماید:وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : باید از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده خودداری کرد و به محض رو به رو شدن با این امور، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد 1-چگونه مقدمات ازدواج را فراهم کنیم در زمان حاضر مشکلاتی برای ازدواج جوانان وجود دارد که مهم‌ترین آنها به مسائل اقتصادی برگشت می‌کند مسأله ازدواج و عبور از عقبات آن در محیط امروز دست کمی از عبور «رستم» از «هفت خوان افسانه‌ای» ندارد با این تفاوت که همه جوانان شجاعت و قدرت رستم را برای پشت سر نهادن این هفت خوان ندارند و یا اصولاً چنان تصمیمی نگرفته‌اند! کمتر مسأله اجتماعی مانند این مسأله از صورت اصلی و طبیعی خود بیرون رفته و این چنین پیرایه‌های زیان بخش و مزاحمی به آن بسته شده است. بیشتر ناله‌ها، شکایت‌ها، و داد و فریادهای جوانان و پدران و مادران از سنگینی بار ازدواج مربوط به همین پیرایه‌هاست. وگرنه اصل و اساس این مسأله ساده‌تر و پاکیزه و مقدس‌تر از آن است که این همه بدبختی و دردسر در پیش یا به دنبال خود داشته باشد. برای رفع مشکلات ازدواج باید به چند نکته توجه داشته باشند تا بتوانند در این مرحله از زندگی موفق شوند: 1- توکل به خدا و اعتماد به او باید انسان ایمان خود را به خدا و وعده‌هایی که داده است محکم و استوار کند و از بدگمانی و دو دلی نسبت به وعده‌های الهی به دور بوده و مطمئن باشد پروردگار بزرگ او را تنها نمی‌گذارد و به حال خود رهایش نمی‌کند. در همین رابطه برای رفع دل نگرانی نسبت به کاستی‌های معیشتی فرموده است:«اگر نیازمند باشند خدا از فضلش آنان را بی نیاز گرداند.» 2- کنار گذاشتن تشریفات زاید، هزینه‌های قابل حذف و پیشگیری و دوری کردن از مراسم پر سر و صدا و پر خرج. 3- قناعت علاوه بر دوری از تشریفات، زندگی را باید بر اساس قناعت پایه ریزی کرد و معنای قناعت آن است که در اداره زندگی به حداقل بسازد. دعا 4- بهره گیری از خلاقیت، ابتکار و تجربیات دیگران انسان موجودی است نیرومند، مبتکر، خلاق و دارای استعدادهای شگرف ذاتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است. اگر به این نیروی خارق‌العاده پی ببرد و از آن استفاده کند قادر است بزرگ‌ترین موانع و مشکلات را با سرپنجه تدبیر از سر راه بر دارد. بهره گیری از تجربه دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان و بستگان دلسوز سرمایه گران بهایی است که فرد باید آن را با فکر و تدبیر خویش آمیخته کرده و با بهره گیری از آن بر مشکلات فایق آید. 5 - انتخاب همسر موافق و هم شأن: اگر همسر به معنای واقعی، همسری هم شأن و هم سنگ در تمام زمینه‌های گوناگون عقیدتی و مذهبی، اخلاق، فرهنگ خانوادگی، اصالت و نجابت، شغل، تحصیلات و سایر موارد باشد، بسیاری از مشکلات با هم دلی طرفین قابل رفع است علت تأکید اسلام عزیز بر اوصاف بایسته یک همسر برای آسان شدن زندگی و رهایی از گره‌های کور آن است . دوستان عزیز نباید گمان کنیم که برای رسیدن به شرایط مطلوب و پیدا کردن شاهزاده خیالاتم فعلاً با روش‌های ناپسند مثل خود ارضایی روابط نامشروع و...به انتظار نشست، این‌ها همه دام راه و از مصادیق آرزوهای دراز است که نه تنها هرگز باری نخواهد داد که به سوی نابودی می کشاندمان . مرگ در پیش است دیر یا زود نباید به قوه جوانی مغرور شد جوانی فرصت خودسازی است نه خیال پردازی نه توهم. بیایید کمی از انتظاراتمان بکاهیم و ایمانمان را از دستبرد شیطان مصون داریم. 2-کنترل غریزه جنسی اگر کسی قدرت ندارد مقدمات ازدواج را فراهم کند بلکه مشکلاتی بر سر راه او است که نمی‌تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفی: غالباً وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می‌آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‌شود و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‌اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعاً بهتر از عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیان‌بار و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می‌شود با چنین برداشتی از آن و تصور دشواری و زیان باری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‌هایی سرباز می‌زند. هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، روزه اخلاقی بگیرید، یعنی میزان مصرف غذا و آب مصرفی را کاهش دهید و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهید و مقدار آن را اندک اندک، کم کند 2- کنترل مثبت: غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‌ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‌ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‌ی پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. چون موجب می‌شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفو0بماند و انرژی و سرمایه‌های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. طرق کنترل مثبت 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‌های محرک در ذهن و خیال از فکر کردن و تصور نمودن و حتی تخیل امور جنسی (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتی به قصد داشتن اطلاعات و آگاهی به سراغ مطالب جنسی و شوخی‌های جنسی و تحریک کننده در کتاب‌ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتوای خوب، مفید و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگردانی به سراغ این امور نرود. عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت علیه‌السلام فرمود:عیسی بن مریم علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدر کرده و فاسد می‌کند. [3] و همچنین به محض ورود افکار جنسی به ذهن باید سریع به نماز خواندن یا هر فکر معنوی و مثبت مثل یاد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نیت رها شدن از این فکر نیایش کرد و از خداوند کمک خواست، حتی اگر انسان در خیابان در حال حرکت و یا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می‌تواند نیت کند و به نماز خواندن مشغول شود. و در این حالت اگر در مکان خلوت باشد، تغییر محیط داده و به مکان‌های عمومی برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند. زن زنان آخرالزمانی 2-دوری از نگاه‌های مسموم و مناظر تحریک آمیز باید از نگاه کردن به مناظر، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد. 3- اجتناب از بعضی دوستان باید از گفتگوهای دوستانه و نشست‌های غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادی که کشش جنسی و تمایل به این رفتار را در انسان افزایش می‌دهند اجتناب کرد. از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است. [4] 4- اجتناب از غذاهای محرک از خوردن غذاهای محرک مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، سوسیس، کالباس، گوشت قرمز، غذای پرچرب اجتناب کرد.و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشیدن آب و مایعات خصوصاً قبل از خواب اجتناب کرد چرا که پرخوری باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می‌شود، در حالی که اعتدال و کم خوری باعث ضعیف شدن این غریزه می‌شود. در حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب می‌کنند می‌فرمایند:هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، کم کند. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود 5- اشتغال، ورزش و سرگرمی‌های مفید. هرگز انسان نباید بی کار باشد بلکه باید برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا کم فایده ولی با علاقه. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‌رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریح آن می‌شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت (بی کار و وقت آزاد) تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق علیه‌السلام در حدیث پردامنه «مفضل» می‌فرمایند:... و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می‌شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می‌شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد.[6] 7- تلاوت قرآن و ادعیه قرآن زیاد مطالعه شود و باید در معانی آن تفکر کرد چون بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می‌برد و زخم‌های پنهان را التیام می‌دهد و همت‌ها را تا آسمان‌ها بالا می‌برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می‌بخشد. امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دل‌هاست و از نور آن بر مرض‌ها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‌هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‌هاست[7]. و همچنین مأنوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبر ادعیه بیان شده خوب است و شرکت در مراسم دینی و مذهبی باعث می‌شود روحیه دینی و میزان پایبندی به رفتارهای دینی تقویت شود و افزایش یابد. خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیان‌های آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‌دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفی می‌داند. خدایا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم. پی نوشت ها : [1]. شیرازی، ناصر مکارم، استفتائات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، قم - ایران، دوم، 1427 ه ‌ ق ج 2، ص: 362 [2].نور، آیه 33 (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند) [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری، ج 14، ص 240 (ان عیسی قال للحواریین:... ان موسی امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت) [4]. وسائل الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشی اسلامیه، ج 12، ص 236 (من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان) [5]. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء) [6]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87(... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...) [7]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر


امام رضا (علیه السلام) فرمود : حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت‏دارى این جوان را فهمیدى كه او را امین مى‏خوانى؟ گفت: وقتى دعوت شما را به او ابلاغ كردم ، به من گفت : از پشت‏سر من، مرا راهنمایى كن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد


روابط دختر و پسر

سیماى سوره‏ى قصص‏

سوره مباركه قصص چهل و نهمین سوره است كه بعد از سوره نمل نازل گردید ، در ترتیب فعلى قرآن مجید ، سوره بیست و هشتم است ‏.

این سوره هشتاد و هشت آیه دارد . تعداد كلمات آن : هزار و چهار صد و چهل و یك كلمه وتعداد حروف آن : پنج هزار و هشتصد حرف است و قبل از هجرت ، در مكّه نازل شده است .

به مناسبت ورود كلمه « قصص » در آیه‏ى  25، این سوره نیز « قَصص » نام گرفته است كه به معناى «بیان سرگذشت » مى‏باشد . در روایات نبوى « طسم القصب » نامیده شده و در روایات اهل بیت (علیهم السّلام) « الطواسین الثلاث » ذكر شده است كه مراد از آن « شعراء و نمل و قصص » است .                       

آیات 3 تا 46 این سوره بطور مفصّل به ماجراى حضرت موسى و فرعون و آیات انتهایى آن نیز به داستان قارون مى‏پردازد و به سرنوشت صابران نیكوكار و فاسدان گناهكار اشاره مى‏فرماید .

اگر چه در سى و چهار سوره از سوره‏هاى قرآن كریم به نحوى از ماجراى حضرت موسى و فرعون سخن رفته ولى تنها در این سوره است كه به تمام زوایاى زندگى آن حضرت از تولّد ، كودكى ، جوانى تا ازدواج ، نبوّت و دعوت به یكتاپرستى توجّه شده است . (تفسیر فی ظلال القرآن)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حكمت، حقّ پیشنهاد دارند و فرقى با دیگران ندارند دختران حقّ پیشنهاد دارند !! « قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ؛ یكى از آن دو (دختر شعیب، خطاب به پدر) گفت : اى پدر! او (موسی) را استخدام كن، زیرا بهترین كسى كه (مى‏توانى) استخدام كنى، شخصِ توانا و امین است . »(قصص26) نكته‏های آیه : امام رضا (علیه السلام) فرمود : حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت‏دارى این جوان را فهمیدى كه او را امین مى‏خوانى؟ گفت: وقتى دعوت شما را به او ابلاغ كردم، به من گفت : از پشت‏سر من، مرا راهنمایى كن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد . (بحارالأنوار، ج 13، ص 44) برداشتهایی از آیه : 1ـ دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حكمت، حقّ پیشنهاد دارند و فرقى با دیگران ندارند ؛ « قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » 2ـ روابط حسنه میان والدین و فرزندان و آزادى بیان در خانواده، یك ارزش است ؛ « یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » 3ـ همه‏ى اعضاى خانه در نقش پیشنهاد دهنده می باشند، ولى تصمیم نهایى با سرپرست خانواده است ؛ « اسْتَأْجِرْهُ » 4ـ زنان عفیفه بدنبال آنند تا كمتر از منزل خارج شوند ؛ « اسْتَأْجِرْهُ » (براى كارهاى سخت خارج از منزل، از مرد استفاده شود .) 5 –كار کردن، عار نیست، اولیاى خدا نیز كار مى‏كرده‏اند ؛ « اسْتَأْجَرْتَ » 6ـ در گزینش‏ها، به بهترین‏ها توجّه كنیم ؛ « خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ » 7ـ براى استخدام، دو عنصر توانایى (تخصّص) و امانتدارى (تعهّد)، لازم است ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » 8ـ توانایى‏ها و امانتدارى‏ها را باید در شرایط عادّى و بدون توجّه طرف، شناسایى و احراز كرد ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » (غالب افراد با تصنّع، تملّق و ریاكارى، واقعیّت خود را مى‏پوشانند . امّا حضرت موسى در یك صحنه طبیعى، با یك كار حمایتى و برخورد عفیفانه، خود را نشان داد .) دعا و کار مسئله كار و كارگرى‏ خداوند از مردم، عمران و آبادى زمین را خواسته كه بدون كار و تلاش محقّق نمى‏شود ؛ « هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِیها » (وسائل الشیعه، ج 12، ص 43) ـ انبیاى الهى، كشاورز، چوپان، خیّاط و نجّار بوده‏اند . ـ كار در اسلام عبادت و به منزله‏ى جهاد است.(وسائل، ص 43) ـ دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود . ـ كار وسیله‏ى تربیت جسم و روح، پركردن ایّام فراغت، مانع فساد و فتنه، عامل رشد و نبوغ و ابتكار، توسعه‏ى اقتصادى، عزّت و خودكفایى و كمك به دیگران مى‏باشد . قرآن مى‏فرماید : ما زمین را براى شما رام قرار دادیم، پس از پشت آن بالا روید و از رزق آن بخورید ؛ « هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ » (ملك، 67) اسلام براى بازویى که کار می کند، احترام ویژه‏اى قائل شده است و مراعات حقّ كارگر و تحصیل رضاى او و پرداخت سریع مزد او و اضافه پرداخت بر مقدار تعیین شده و احترام به او را از ملزمات این دین معرفی کرده است . مقام و ارزش کشاورز در نگاه دین اسلام دین اسلام برمسأله ی كشاورزى سفارش نموده تا آنجا كه برای سیراب كردن درخت، پاداش سیراب كردن مؤمن را قرار داده است . حضرت على (علیه السلام) به استاندارش سفارش مى‏كند كه كشاورزان مورد ستم قرار نگیرند و در گرفتن مالیات مراعات آنان بشود . کارهای فکری نیز ارزش دارند ! كارهاى فكرى نیز از ارزش بالایى برخوردار است تا آنجا كه یك ساعت فكر مفید از ساعت‏ها عبادت بهتر است . تنبلی و سهل انگاری را فراموش کنید ! اسلام توجّه خاصّى به كیفیّت كار دارد نه به مقدار و کمیت آن ! كم‏كارى و سهل‏انگارى در كار، مورد انتقاد است تا آنجا كه رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود : خداوند دوست دارد هر كس كارى انجام مى‏دهد آن را به نحو أحسن انجام دهد . قرآن مى‏فرماید : هر گاه از كار مهمى فارغ شدى به كار مهم دیگرى بپرداز ؛« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ » (انشراح، 7) بنا بر این بیكارى، ممنوع! بیكارى مایه‏ى خستگى، تنبلى، فرسودگى، فرصتى براى نفوذ شیطان، ایجاد فتنه و گسترش گناه مى‏باشد . البتّه اسلام براى كار، ساعت و مرز قرار داده و به كسانى كه در ایّام تعطیل كار مى‏كنند، لقب متجاوز داده است ؛ « الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَّبْتِ » (بقره، 65) روزت را تقسیم کن ! امام رضا (علیه السلام) فرمود : مؤمن باید ساعات خود را بر چهار بخش تقسیم كند : ساعتى براى كار، ساعتى براى عبادت، ساعتى براى لذّت و ساعتى براى دوستان و رسیدگى به امور اجتماعى كه در غیر این صورت انسان به صورت عنصرى حریص در آمده و مورد تمام انتقادهایى كه درباره حرص است، قرار مى‏گیرد. اسلام توجّه خاصّى به كیفیّت كار دارد نه به مقدار و کمیت آن ! بیکار « أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » (هود، 7) به هر حال اسلام به كار اهمّیت داده تا آنجا كه در حدیث مى‏خوانیم: خداوند بنده پرخواب و انسان بیكار را دشمن دارد . (وسائل، ص 37) ونیز امام باقر (علیه السلام) فرمود: كسى كه در كار دنیایش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‏تر است. (وسائل الشیعه، ص 37) در جستجوی ابزاز کار باشید ! در حدیث مى‏خوانیم : شخص فقیر و بیكارى نزد پیامبر آمد و تقاضاى كمك كرد . حضرت فرمود : آیا كسى در منزل تبرى دارد ؟ یك نفر گفت : بله، او تبر را آورد و پیامبر چوبى كه در كنارش بود، دسته‏ى آن تبر قرار داد و به آن شخص بیكار تحویل داد و فرمود: این ابزار كار، امّا تلاش با خودت . از این حركت چند نكته استفاده مى‏شود: 1ـ انبیا در فكر زندگى مردم نیز هستند . 2ـ ضعیف‏ترین فرد جامعه مى‏تواند با شخص اوّل جامعه ملاقات كند. 3ـ جامعه نیاز به تعاون و همكارى دارد . تبر از یك نفر و چوب آن از دیگرى، هماهنگى و سازندگى و تبر سازى از شخص پیامبر. 4ـ براى مبارزه با فقر، باید ابزار تولید را در اختیار نیروهاى فعّال جامعه قرار داد. آمنه اسفندیاری بخش قرآن تبیان منابع: 1- تفسیر نور، ج 9 2- تفسیر اثنی عشری، ج 10 3- تفسیر احسن الحدیث، ج 8 4- وسائل الشیعه،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic