پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
شنبه 12 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
در باب مرجعیت دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی چون مرجع تقلید یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی آید.

فقه
عمده ترین نقطه بحث طرف داران عدم جواز مرجعیت دینی و قضاوت بانوان، روایات و اخبار است.

امام صادق (ع) فرمود: ”‌نگاه کنید یکی از خودتان، مردی که چیزی از قضایای ما را بداند؛ یعنی بداند که نظر ما چیست و بر نظریه های ما اطلاع داشته باشد، او را میان خودتان قاضی قرار دهید و من او را به عنوان قاضی میان شما نصب کردم.[1]

در روایت ابی خدیجه تعبیر به ”‌رجل یعنی مرد”‌‌ شده است و طبق قاعده اولیه این قید ظهور در احترازی بودن و دخالت در موضوع دارد،[2] و از آن جایی که قضاوت کردن از شؤونات مجتهد و مرجع تقلید است، زن نمی تواند مرجع تقلید شود.

علاوه بر این اجماع[3] تکیه گاه اصلی منکران جواز مرجعیت دینی و قضاوت بانوان است، یعنی ادعای اجماع شده که مرد بودن از شرایط مرجع دینی و قضاوت است.[4]

همچنین این گروه اموری را مورد لحا0قرار می دهند و با توجه به آنها، به چنین نتیجه ای می رسند که در این ا به پاره ای از آنها اشاره می شود:

ویژگی روحی جدایی ناپذیر زنان روحیه انفعالی و تأثیر پذیری در قبال عواطف و احساسات است، لذا زودتر از مردان دست خوش انفعالات نفسانی؛ مثل شادی و نگرانی و گریه و خنده می شوند و بدیهی است که واقع بینی در داوری، در فضایی پیدا می شود که آدمی مسلط بر ضبط و مهار عواطف باشد


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : 1- واگذاری مسئولیت ها بر حسب توانایی ها است از دیدگاه اسلام زن و مرد از جهت ماهیت یکسان هستند: ”‌ای مردم بترسید از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از [جنس] او آفرید”‌‌.[5] لذا هر چه از تکوین و تشریع که برای انسان از آن جهت که انسان است، ثابت است، برای زن و مرد هر دو ثابت است. زن و مرد اگر چه از یک نوع انسان اند، اما دو صنف از انسان اند که تفاوت ها و تفاضل هایی نسبت به همدیگر دارند قرآن کریم می فرماید: ”‌مردان کار گذاران زنانند، برای آن که خدای متعال بعضی از ایشان [مردان] را بر بعضی دیگر [زنان] برتری داده است”‌‌.[6] توانایی فکری و توانایی جسمانی[7] و نفسانی بیشتر مردان نسبت به زنان باعث شد که مردان نسبت به زنان، در مسائل مهم زندگی خانوادگی و اجتماعی؛ مثل زمامداری و حکومتی، کار گذار باشند.[8] خلاصه این که مردان و زنان از نظر جسمی و شرایط فیزیولوژی متفاوت اند، به همین جهت برای انجام وظایف ویژه آفریده شده اند. این تفاوت – نه تبعیض – عین حکمت و برای دوام نسل بشر است و بدان معنا نیست که راه کمال بر زنان بسته شده یا محدود است، بلکه به خاطر این تفاوت، بعضی از مسئولیت ها؛ مثل مرجعیت دینی و قضاوت، از زنان برداشته شده است. به عبارت دیگر؛ این توانایی های مردان، تکوینی و فطری است، و فقط مسئولیت بیشتری را برای مردان می آورد و به خاطر این توانایی ها قرب و اجر بیشتری نزد ذات حق تعالی ندارند. 2- مرجعیت دینی و قضاوت نیاز به قاطعیت دارد. ویژگی روحی جدایی ناپذیر زنان روحیه انفعالی و تأثیر پذیری در قبال عواطف و احساسات است، لذا زودتر از مردان دست خوش انفعالات نفسانی؛ مثل شادی و نگرانی و گریه و خنده می شوند و بدیهی است که واقع بینی در داوری، در فضایی پیدا می شود که آدمی مسلط بر ضبط و مهار عواطف باشد. همچنین جنبه عاطفی بودن زن ذاتا مانع از تعدیل قوای عقلی و فکری او نیست و زن هم می تواند چون مرد از اعتدال عقل نظری بر خوردار باشد و جنبه خرد ورزی و فرزانگی معتبر در قضا و مرجعیت، مقهور عاطفه و احساس او نگردد، البته ممکن است که زنان بیشتر از مردان نیاز به تمرین تعدیل عواطف داشته باشند، اما اگر در اثر تمرین شرایط مساوی پدید آمد دلیلی بر محرومیت زنان از سمت های یاد شده نداریم نیز از آن جا که در رهگذر زعامت دینی، ‌ هدایت امّت و قضاوت در مسائل، به ویژه اجرای حدود و قصاص مورد نظر است و در این راه چالش هایی وجود دارد و یا دین ستیزان به وجود می آورند، نیازمند به قاطعیت و قبول پیامدهای آن است. به عبارت دیگر؛ خلقت و سرشت زنان کانون مهر و محبت است و در بعضی امور از تصمیم قاطع برخوردار نیستند، از این رو از این مقام ها معاف شده اند و این وظیفه خطیر به مردان واگذار شده است. این خود نوعی نگرش مثبت و ارزشی، نسبت به مقام زن است. در عین حال عده ای براهین گذشته را مورد خدشه قرار داده و مرجعیت دینی و قضاوت را برای زنان روا می دارند.[9] آنان می گویند: مرجعیت دینی و قضاوت به صورت یک تکلیف برای زنان نیست و شارع، زنان را از این تکلیف شاقّ مورد عفو قرار داده و از آنان به صورت تکلیف نخواسته است. و اگر در حدیث آمده است: ”‌‌ لَیسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ … و لَا تَوَلِّی الْقَضَاء …”‌‌، [10] بدین معنا است که نماز جمعه و نماز جماعت… و مسئولیت قضاوت… بر بانوان واجب نیست. در حدیث نیامده: ”‌لیس للمرأة جمعة…”‌‌ تا از آن، سلب حق استفاده شود.[11] همچنین جنبه عاطفی بودن زن ذاتا مانع از تعدیل قوای عقلی و فکری او نیست و زن هم می تواند چون مرد از اعتدال عقل نظری بر خوردار باشد و جنبه خرد ورزی و فرزانگی معتبر در قضا و مرجعیت، اما اگر در اثر تمرین شرایط مساوی پدید آمد دلیلی بر محرومیت زنان از سمت های یاد شده نداریم.[12] علاوه بر این همان گونه که بیان شد مرجعیت دینی شؤوناتی دارد[13] و بر فرض که ادله مذکور، شأن قضاوت یا رهبری جامعه را از زنان سلب کند، به چه دلیل آنها نتوانند متولی شأن افتا گردند و چه تلازمی بین اینها وجود دارد؟! دلیل اجماع هم بر فرض تمامیتِ اتفاق واقعی همه فقیهان دین، احتمال استناد آنان به یک یا چند وجه یاد شده مطرح است و چنین اجماعی فاقد شرط حجیت و اعتبار است.[14] پی نوشت ها : [1] کافی، ج1، ص67 [2] برای آگاهی بیشتر، نک: هادوی تهرانی، مهدی، قضاوت و قاضی، ص91- 92 [3] اجماع یکی از براهین مورد قبول همه فقها است. [4] جواهر الکلام، ج40، ص14 ؛ مفتاح الکرامه، ج10، ص 9؛ جامع الشتات، ج2، ص680 [5] نساء، 1؛ نک: جزوه حقوق زن در اسلام، از سر سلسله مباحث معارف قرآن، مصباح یزدی، محمد تقی. [6] ”‌الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض …”‌‌، نساء، 34 [7] نوع زنان بدنی ظریف تر و لطیف تر از بدن مردان دارند و غالبا بدن مردان خشن تر و با صلابت تر از بدن زنان می باشد، همان گونه که میانگین نیروی بدنی زنان کمتر از میانگین نیروی مردان می باشد و زنان در هر ماه به جز دوران بارداری تا حدود پنجاه سالگی، چندین روز دوره قاعدگی و خون ریزی دارند که بر اثر آن حالت بیمارگونه، ضعف شدید جسمانی و حال روحی غیر عادی به آنان دست می دهد و همین طور بافت پستان زن به گونه ای می باشد که مسئولیت شیردهی بچه را به عهده دارد که این هم باعث کاهش توانایی او می شود. [8] المیزان، ج 14، ص 343 [9] برای آگاهی بیشتر، نک: جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص348-354 [10] من لا یحضره الفقیه، ج4، ص362 [11] جوادی آملی، ص350 [12] همان، ص353 [13] این شؤونات عبارت اند از: ولایت و رهبری، قضاوت و افتا. برای آگاهی بیشتر، ولایت و دیانت، ص 138-143 [14]جوادی آملی، ص 349و 353 منبع اسلام پدیا،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

راهکارهایی برای کنترل میل جنسی


از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است.


پشیمان نادم مرد

در مقاله پیش با عنوان "خود ارضایی اعتیاد خطرناک" تا حدودی به بررسی این معضل دامن گستر در جامعه اشاره کردیم و در این قسمت مباحثی پیرامون ازدواج و کنترل غریزه‌ی جنسی به شما عزیزان ارائه می‌دهیم باشد که راه‌گشا باشد .

اگر نظری کوتاه به سایت‌های مراجع معظم تقلید بیندازید و قسمت استفتائات را بررسی کنید بیشتر پرسش‌های جوانان عزیز مربوط به مسائل جنسی فشار این غریزه سرکش و نداشتن امکانات برای ازدواج و همچنین مبتلا بودن به مرض مهلک خود ارضایی است ،که نشان دهنده رواج این امر ناشایست بین جوانان است که آن‌ها را به ورطه انحرافات جنسی کشانده است . این هشداری است به تمام مسؤلان ذی‌ربط ، و همچنین خانواده‌های محترم است که به خود آیند و کمتر این تشریفات دست و پاگیر را سد راه جوانان عزیز کنند.

 

کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند 

اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود[1]و لذا چنین کسی یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و یا خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید.

قرآن کریم می‌فرماید:وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : باید از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده خودداری کرد و به محض رو به رو شدن با این امور، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد 1-چگونه مقدمات ازدواج را فراهم کنیم در زمان حاضر مشکلاتی برای ازدواج جوانان وجود دارد که مهم‌ترین آنها به مسائل اقتصادی برگشت می‌کند مسأله ازدواج و عبور از عقبات آن در محیط امروز دست کمی از عبور «رستم» از «هفت خوان افسانه‌ای» ندارد با این تفاوت که همه جوانان شجاعت و قدرت رستم را برای پشت سر نهادن این هفت خوان ندارند و یا اصولاً چنان تصمیمی نگرفته‌اند! کمتر مسأله اجتماعی مانند این مسأله از صورت اصلی و طبیعی خود بیرون رفته و این چنین پیرایه‌های زیان بخش و مزاحمی به آن بسته شده است. بیشتر ناله‌ها، شکایت‌ها، و داد و فریادهای جوانان و پدران و مادران از سنگینی بار ازدواج مربوط به همین پیرایه‌هاست. وگرنه اصل و اساس این مسأله ساده‌تر و پاکیزه و مقدس‌تر از آن است که این همه بدبختی و دردسر در پیش یا به دنبال خود داشته باشد. برای رفع مشکلات ازدواج باید به چند نکته توجه داشته باشند تا بتوانند در این مرحله از زندگی موفق شوند: 1- توکل به خدا و اعتماد به او باید انسان ایمان خود را به خدا و وعده‌هایی که داده است محکم و استوار کند و از بدگمانی و دو دلی نسبت به وعده‌های الهی به دور بوده و مطمئن باشد پروردگار بزرگ او را تنها نمی‌گذارد و به حال خود رهایش نمی‌کند. در همین رابطه برای رفع دل نگرانی نسبت به کاستی‌های معیشتی فرموده است:«اگر نیازمند باشند خدا از فضلش آنان را بی نیاز گرداند.» 2- کنار گذاشتن تشریفات زاید، هزینه‌های قابل حذف و پیشگیری و دوری کردن از مراسم پر سر و صدا و پر خرج. 3- قناعت علاوه بر دوری از تشریفات، زندگی را باید بر اساس قناعت پایه ریزی کرد و معنای قناعت آن است که در اداره زندگی به حداقل بسازد. دعا 4- بهره گیری از خلاقیت، ابتکار و تجربیات دیگران انسان موجودی است نیرومند، مبتکر، خلاق و دارای استعدادهای شگرف ذاتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است. اگر به این نیروی خارق‌العاده پی ببرد و از آن استفاده کند قادر است بزرگ‌ترین موانع و مشکلات را با سرپنجه تدبیر از سر راه بر دارد. بهره گیری از تجربه دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان و بستگان دلسوز سرمایه گران بهایی است که فرد باید آن را با فکر و تدبیر خویش آمیخته کرده و با بهره گیری از آن بر مشکلات فایق آید. 5 - انتخاب همسر موافق و هم شأن: اگر همسر به معنای واقعی، همسری هم شأن و هم سنگ در تمام زمینه‌های گوناگون عقیدتی و مذهبی، اخلاق، فرهنگ خانوادگی، اصالت و نجابت، شغل، تحصیلات و سایر موارد باشد، بسیاری از مشکلات با هم دلی طرفین قابل رفع است علت تأکید اسلام عزیز بر اوصاف بایسته یک همسر برای آسان شدن زندگی و رهایی از گره‌های کور آن است . دوستان عزیز نباید گمان کنیم که برای رسیدن به شرایط مطلوب و پیدا کردن شاهزاده خیالاتم فعلاً با روش‌های ناپسند مثل خود ارضایی روابط نامشروع و...به انتظار نشست، این‌ها همه دام راه و از مصادیق آرزوهای دراز است که نه تنها هرگز باری نخواهد داد که به سوی نابودی می کشاندمان . مرگ در پیش است دیر یا زود نباید به قوه جوانی مغرور شد جوانی فرصت خودسازی است نه خیال پردازی نه توهم. بیایید کمی از انتظاراتمان بکاهیم و ایمانمان را از دستبرد شیطان مصون داریم. 2-کنترل غریزه جنسی اگر کسی قدرت ندارد مقدمات ازدواج را فراهم کند بلکه مشکلاتی بر سر راه او است که نمی‌تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفی: غالباً وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می‌آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‌شود و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‌اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعاً بهتر از عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیان‌بار و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می‌شود با چنین برداشتی از آن و تصور دشواری و زیان باری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‌هایی سرباز می‌زند. هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، روزه اخلاقی بگیرید، یعنی میزان مصرف غذا و آب مصرفی را کاهش دهید و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهید و مقدار آن را اندک اندک، کم کند 2- کنترل مثبت: غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‌ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‌ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‌ی پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. چون موجب می‌شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفو0بماند و انرژی و سرمایه‌های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. طرق کنترل مثبت 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‌های محرک در ذهن و خیال از فکر کردن و تصور نمودن و حتی تخیل امور جنسی (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتی به قصد داشتن اطلاعات و آگاهی به سراغ مطالب جنسی و شوخی‌های جنسی و تحریک کننده در کتاب‌ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتوای خوب، مفید و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگردانی به سراغ این امور نرود. عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت علیه‌السلام فرمود:عیسی بن مریم علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدر کرده و فاسد می‌کند. [3] و همچنین به محض ورود افکار جنسی به ذهن باید سریع به نماز خواندن یا هر فکر معنوی و مثبت مثل یاد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نیت رها شدن از این فکر نیایش کرد و از خداوند کمک خواست، حتی اگر انسان در خیابان در حال حرکت و یا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می‌تواند نیت کند و به نماز خواندن مشغول شود. و در این حالت اگر در مکان خلوت باشد، تغییر محیط داده و به مکان‌های عمومی برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند. زن زنان آخرالزمانی 2-دوری از نگاه‌های مسموم و مناظر تحریک آمیز باید از نگاه کردن به مناظر، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد. 3- اجتناب از بعضی دوستان باید از گفتگوهای دوستانه و نشست‌های غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادی که کشش جنسی و تمایل به این رفتار را در انسان افزایش می‌دهند اجتناب کرد. از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است. [4] 4- اجتناب از غذاهای محرک از خوردن غذاهای محرک مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، سوسیس، کالباس، گوشت قرمز، غذای پرچرب اجتناب کرد.و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشیدن آب و مایعات خصوصاً قبل از خواب اجتناب کرد چرا که پرخوری باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می‌شود، در حالی که اعتدال و کم خوری باعث ضعیف شدن این غریزه می‌شود. در حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب می‌کنند می‌فرمایند:هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، کم کند. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود 5- اشتغال، ورزش و سرگرمی‌های مفید. هرگز انسان نباید بی کار باشد بلکه باید برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا کم فایده ولی با علاقه. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‌رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریح آن می‌شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت (بی کار و وقت آزاد) تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق علیه‌السلام در حدیث پردامنه «مفضل» می‌فرمایند:... و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می‌شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می‌شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد.[6] 7- تلاوت قرآن و ادعیه قرآن زیاد مطالعه شود و باید در معانی آن تفکر کرد چون بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می‌برد و زخم‌های پنهان را التیام می‌دهد و همت‌ها را تا آسمان‌ها بالا می‌برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می‌بخشد. امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دل‌هاست و از نور آن بر مرض‌ها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‌هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‌هاست[7]. و همچنین مأنوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبر ادعیه بیان شده خوب است و شرکت در مراسم دینی و مذهبی باعث می‌شود روحیه دینی و میزان پایبندی به رفتارهای دینی تقویت شود و افزایش یابد. خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیان‌های آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‌دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفی می‌داند. خدایا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم. پی نوشت ها : [1]. شیرازی، ناصر مکارم، استفتائات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، قم - ایران، دوم، 1427 ه ‌ ق ج 2، ص: 362 [2].نور، آیه 33 (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند) [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری، ج 14، ص 240 (ان عیسی قال للحواریین:... ان موسی امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت) [4]. وسائل الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشی اسلامیه، ج 12، ص 236 (من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان) [5]. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء) [6]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87(... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...) [7]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
زن در دوران جاهلیت در سطحی بسیار پایین قرار داشت و اسلام، آمد که دست او را گرفته تا به بالاترین مراحل والای انسانی شایسته‌اش بالا برد...
کتک

آیت الله معرفت :

خدای تعالی فرمود:

"وَاللاّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإنْ أَطَعْنَکمْ فَلاَ تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً"(1) ؛

گفته‌اند که در این آیه نیز تحقیر زن دیده می‌شود، به گونه‌ای متناسب با عهد جاهلی که زن جایگاهی خرد و پست داشته است.

ولی با اندک تأمل در کتب تفسیر و سیره و سخنان فقها در این باره روشن می‌شود که چنین نیست؛ زن در دوران جاهلیت در سطحی بسیار پایین قرار داشت و اسلام، آمد که دست او را گرفته تا به بالاترین مراحل والای انسانی شایسته‌اش بالا برد. اما آیا این دگرگونی اساسی به گونه ناگهانی و بدون چاره‌اندیشی و مقدمه چینی ممکن بود یا نیاز به زمان و سیر تدریجی داشت، تا این خشونت شعله‌ور را به ملایمت و مهربانی نرم بدل سازد؛ کاری که پیمودن مسیر دشوار آن، اندکی همراهی با قوم را ایجاب می‌کرد تا آگاه‌سازی آنها ممکن شود یا زمینه‌های آگاهی در آنها ایجاد شود و بتوانند به فطرت‌های اصل انسانی خویش بازگشت کنند.

این چنین اسلام در آغاز کار، نسبت به برخی از رسوم ایشان ـ‌ که سخت بر آنها حکمفرما بود ـ با ایشان همنوا شد، و در مسیر این همراهی و همنوایی، دمیدن ساز ملایمت و خشونت‌گریزی را در خاطر ایشان آغاز کرد تا دلهاشان رام گردد و راه درست را دریابند، تا خود اندک اندک زشتکاری‌هایی که پیش از آن به دنبال خود می‌کشیدشان دست بردارند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : مسئله قوامیت مرد بر زن نیز در محدوده عام (که شامل زدن شدید دردآور زن شود) از جمله همین مسائل است. بنابراین اگر چه در قرآن آمده ولی از سوی آورنده شریعت به گونه‌ای تفسیر شده که تعدیل آن را در آن زمان و ریشه کن ساختن آن را در دراز مدت موجب شود این سیاست و تدبیر را اسلام درباره بسیاری دیگر از رسول جاهلی که تنها بر عرب نیز حکم فرما نبود، در پیش گرفت که ریشه‌کن کردن آنها نیازمند فرصت و زمانی کوتاه مدت یا دراز مدت و چاره‌اندیشی‌های اساسی برای این منظور بود. در این مقوله می‌توان مسئله برده‌داری را به عنوان نمونه ذکر کرد که در آغاز با آن همراه شد، زیرا بر جهان آن روز حکم‌فرما بود و برده کالای تجاری با اهمیتی به حساب می‌آمد که رویارویی با آن بدون تمهید مقدمات لازم ممکن نبود، اما اسلام در برابر آن ایستاد، ولی نه به گونه علنی و صریح، بلکه با خاستگاه‌های فراقومی آن مبارزه کرد و راه‌های مشروعیت آن را بست، به جز راه قدرت یافتن بر محاربان در میدان جنگ را که تنها شرکت کنندگان در نبرد بر ضد اسلام را شامل می‌شد ـ نه دیگران و نه زنان و کودکان و سالخوردگان را، و به گونه قاطع هر گونه امکان برده‌گیری را منسوخ کرد. آن‌گاه افزون بر این، راه را برای آزادسازی برده‌های موجود به شکل‌های گوناگون باز گذاشت. مسئله قوامیت مرد بر زن نیز در محدوده عام (که شامل زدن شدید دردآور زن شود) از جمله همین مسائل است. بنابراین اگر چه در قرآن آمده ولی از سوی آورنده شریعت به گونه‌ای تفسیر شده که تعدیل آن را در آن زمان و ریشه کن ساختن آن را در دراز مدت موجب شود. اوّلا، زدن در آیه به گونه غیر مبرّح تفسیر شده؛ یعنی زدنی که سخت دردآور نباشد که در واقع زدن نیست، بلکه دست کشیدنی است با ظرافت ویژه. از همین رو مقید شده که با تازیانه و چوب و وسیله دیگر نباشد، مگر چوب نازک سواک که انسان با آن مسواک می‌زند. این در واقع دلالت آیه را خنثی می‌کند و حق تنبیه بدنی و آزاررسانی زن از سوی مرد را یکسره نفی می‌کند.مسواک ابن جریر از عکرمه نقل کرده - ذیل آیه - که پیامبر(ص) فرمود: "اگر شما را در انجام کار نیک نافرمانی کردند بزنیدشان؛ ولی زدن غیر مبرّح" و همین روایت را به نقل از حجاج بن مزاحم نیز آورده، با این افزونی که غیر مبرّح را به غیر مؤثر تفسیر کرده، یعنی زدنی که تأثیری در تغییر رنگ پوست بدن حتی به اندازه سرخ شدن نداشته باشد. عطا می‌گوید: به ابن عباس گفتم: زدن غیر مبرّح چگونه است؟ گفت: با چوب مسواک و مانند آن. در فقه الرضا(ع) آمده است: "زدن با مسواک و مانند آن به ملایمت و آرامی".(2) در جامع الاخبار صدوق از پیامبر(ص) نقل شده : "در شگفتم از کسی که همسر خود را می‌زند، حال آن که خود به زدن شایسته‌تر است. زنان خود را با چوب نزنید که قصاص دارد، ولی با سخت‌گیری در خوراک و پوشاک آنان را بزنید تا در دنیا و آخرت آسوده باشید." در حدیث دیگری فرمود: "سفارش مرا درباره زنان پاس بدارید تا از سختی حسابرسی‌ رهایی یابید، و هر که سفارش مرا پاس ندارد، چه سخت است وضع او در پیشگاه خداوند".(3) این حدیث صراحت دارد که منظور از زدن در آیه تأدیب است، ‌ولی نه با چوب دستی و تازیانه - چنان که با چهارپایان رفتار می‌شود- بلکه با ایجاد محدودیت در خوراک و پوشاک و مانند اینها، و این با روش تعدیل در زندگی سازگارتر است. دوّم: از زدن زنان چنان به سختی نهی و منع شده است که تخلف کننده را از دایره نیکان امت بیرون شمرده، جزو شرار الناس می‌شمارد. چنان که در حدیث آمده که: زنانِ بسیاری از همسران اصحاب پیامبر(ص) گرد خانه‌ پیامبر به شکایت از همسرانشان (که زدن آنان را مجاز می‌دانستند)آمدند، پیامبر فرمود: اینان نیکان شما نیستند.(4) همچنین پیامبر(ص) کسی را که حقوق همسر خود را ضایع کند و جانب او را رعایت نکند نفرین کرده، فرمود: "ملعون ملعون من ضیّع من یعول".(5) در حدیث دیگری فرمود: "همین گناه بس که مردی عیال خود را تباه سازد".(6) چه حقی زنان بر مردان دارند؟ پیامبر(ص) فرمود: "برادرم جبرئیل مرا خبر داد، و پیوسته سفارش می‌کرد درباره زنان، تا آنجا که گمان بردم مرد حق ندارد به همسرش أفّ بگوید، و گفت: ای محمد، بپرهیزید خدا درباره زنان. ‌ایشان اسیر دست شما هستند. آنها را براساس پیمان و امانت خدا گرفته‌اید. تا آنجا که گفت: پس بر آنان دلسوزی کنید و دل ایشان را آرام بدارید تا با شما باشند، و اکراه و اجبارشان نکنید و بر سر خشمشان میاورید" نیز فرمود: "بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهترین باشد و من بهترین هستم از میان شما برای خانواده‌ام".(7) منظور از محبت در این گونه احادیث، ‌ دلسوزی و خوش‌رفتاری و مهرورزی و پاسداشت کرامت اوست در مرتبه والای انسانی که دارد، و هرگز و هیچ گاه نظر به جانب شهوت نیست. زنی به نام "حولاء" نزد پیامبر(ص) آمد و از حق مرد بر زن و حق زن بر مرد پرسید، تا آنجا که گفت: چه حقی زنان بر مردان دارند؟ پیامبر(ص) فرمود: "برادرم جبرئیل مرا خبر داد، و اکراه و اجبارشان نکنید و بر سر خشمشان میاورید".(8) شیخ صدوق در دو کتاب خود "علل الشرایع" و "امالی" از امیرمؤمنان(ع) نقل کرده که فرمود: "در هر حال با ایشان مدارا کنید و با آنان نیکو سخن بگویید، باشد که ایشان نیکو عمل کنند".(9) امام صادق(ع) از پدرش نقل کرد: "هر که زنی می‌گیرد باید گرامی اش بدارد، پس همانا همسر هر کدام از شما لعبتی است، ‌هر که گرفت نباید او را ضایع گرداند".(10) اگر زن کاری انجام دهد، شاید احساس بر او غلبه کرده باشد، که او زود به هیجان می‌آید، اما مرد چرا عنان خود را با احساساتی زودگذر رها کند و تسلیم خردورزی نباشد؟! پس او سزاوارتر است برای تنبیه و تأدیب، به هر حال چنین کسی دیگر از امت که با روش والای اسلامی تربیت یافته‌اند نخواهد بود اینک برایند این همه روایات فراوان چنین می‌شود: زن ارزش انسانی والایی دارد که مرد باید آن را پاس بدارد و خوار و رسوایش نسازد و نیکو با او رفتار کند و خود را با او دو شریک هماورد در اداره امور زندگی بداند، مسئولیت ها را عادلانه تقسیم کند، او را بر هیچ کاری مجبور نکند، از او خاطرخواهی و جانبداری کند و با نرمی و مدارا با او همزیستی کند، چرا که او گل است و نه قهرمان. اگر از او لغزشی دید بر آن چشم بپوشد و اگر ناسازگاری و ستیز از او احساس کرد با او نیکو مدارا کند تا خاطر نازک و زودرنج او را به دست آورد. بدانید هر که همسر خود را بزند یا سیلی بر او بنوازد، خود شایسته‌تر است برای سیلی خوردن و از نیکان امت نیست، بلکه چه بسا از بدان ایشان خواهد بود. دلیل این مطلب آن است که اگر زن کاری انجام دهد، به هر حال چنین کسی دیگر از امت که با روش والای اسلامی تربیت یافته‌اند نخواهد بود. در نتیجه، ظاهر بی قید و شرط آیه نسخ شده است و آنچه آن را نسخ کرده سفارش های اکید درباره زن و جانبداری و پاسداری از کرامت اوست نیز ممنوعیت زدن او با همه شیوه‌ها جز شیوه‌ای که در واقع زدن نیست، بلکه به توجه و علاقمندی شبیه تر است تا زدن دردآور، و پیامبر و بزرگان امت (که همواره به پیروی از ایشان دستور داده شده‌ایم) چنین کرده‌اند. اکنون این سؤال پیش می آید که در قرآن کریم چرا زدن زن مطرح شده است، در این آیة کریمه: « وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً » (سوره نساء آیه34)؛ و آن زنان را که از نافرمانیشان (در رابطة زناشویی) بیم دارید، اندرز دهید، و از خوابگاهشان دوری کنید و (سپس) آنان را بزنید. اگر فرمانبرداری کردند، پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید" اسلام اطاعت زن از شوهر را در مسائل ویژة زن و شوهری، لازم و تکلیف می‌داند، و این را حقی برای شوهر می‌شناسد. زن دختر اهمّیت و ضرورت این حق و لزوم برآوردن این نیاز پوشیده نیست. این نیاز در صورتی که برآورده نشود و با گستاخی برخی زنان روبرو گردد، ممکن است با خشونت‌های فراوانی روبرو شود، زیرا که نوعاً و به طور طبیعی قدرت مرد بیشتر است. حال قرآن کریم دایره آن را محدود کرده و از هر گونه زیاده‌روی برای اِعمال خواست شوهر (بویژه با توجه به مفهوم این ضرب) مانع گردیده است و برای آن شیوة قانونی (مراحل و اندازه) معیّن کرده است، تا به زیاده‌روی‌های ظالمانه‌ای نینجامد. بنابر این ضرب در صورتی است که خلافی صورت گرفته باشد و آن هم خلاف در روابط ویژه شوهری است. موضوع دیگری که در خور ژرفنگری است، چگونگی"ضرب" است. حدود و کیفیت ضرب در احادیث و تفاسیر مشخص شده است و چنین گفته‌اند که منظور زدن بسیار نرمی است که هیچ گونه اثری بر جای نگذارد.(11) برای تبیین بیشتر حدود آن و جلوگیری از هر گونه زیاده‌روی، امام صادق(ع) آن را به زدن با مسواک تفسیر فرمود: "... إنّه الضرب بالسواک(12)؛ منظور از زدن در آیه، زدن با مسواک است". و این براستی نوعی اعلان تنفر و مخالفت اخلاقی است، نه تنبیه بدنی. نیز باید توجه داشت که همین مقدار برخورد، باید پس از دو مرحلة اخلاقی و تربیتی انجام گیرد. این دو مرحله در متن آیه تبیین گشته است: 1ـ فعظوهنّ: به آنها پند دهید. 2ـ واهجروهنّ فی المضاجع: از خوابگاهشان دوری کنید. دوری از خوابگاه نیز که ممکن بود به زیاد‌روی‌ بینجامند و به دوری‌ دراز مدت بکشد، به حدّاقل آن، تفسیر شده است که از خشونت برخی جدایی‌ها و بی‌اعتنایی‌ها مانع گردد. امام باقر(ع) فرمود: "یحوّل ظهره إلیها(13)؛ پشت به زن بخوابد" نه دوری زیاد و یا به اطاقی دیگر رفتن و یا ترک خانه و... پس در دوری از خوابگاه زنان نیز از هر گونه خشونت و زیاده‌روی منع گردیده است. بنابر این طبق منطق عقل و شرع، اگر زنان از ابتدایی‌ترین و ضروری‌ترین حق میان خود و شوهرانشان سرباز زدند، (یعنی نشوز) نخست با دو واکنش اخلاقی و آموزشی روبرو می‌گردند و سپس با مرحله‌ای تنبیهی، با همان مقدار و در چارچوب معینی که امام صادق(ع) مشخص کردند، با زن برخورد می‌شود و نه بیشتر. این نکته نیز قابل دقت است که برخی فقیهان مطرح کردند که اطاعت زن از شوهر، تنها در مورد همان رابطة ویژه است و حتی اگر لذتجویی‌های دیگر در شرع مجاز شمرده شده باشد اطاعت در آنها لازم نیست؛ زیرا دلیلی نداریم که تن دادن زن به همة انواع لذتجویی‌ها واجب باشد، تا تن ندادن به برخی از آنها "نشوز" شمرده شود.(14) اصل تمکین و نشوز در مسائل زناشویی که موضوعی ثابت است، نیز باید با خشونت و زیان‌رسانی همراه نباشد و با اصل "لا ضرر" سنجیده شود که برآوردن خواستة مرد توسط زن، موجب ضرر و زیانی به زن نباشد. پی‌نوشت‌ها: 1ـ نساء (4) آیه 34. 2. بحارالانوار، ج 101، ص58. 3. همان، ج 100، ص249 به نقل از جامع الاخبار، ص 157-158. 4. الدرالمنثور، ج 2، ص523. 23. المهذب، ص225. 5. من لا یحضره الفقیه، ج3، ص 103. 6. دعائم الاسلام، قاضی نعمان مصری، ج2، ص193. 7. من لا یحضره الفقیه، ص 362. 8. مستدرک الوسائل، ‌ج14، ص252. 9. بحارالانوار، ج100، ص223، به نقل از علل الشرائع، ص 513 و امالی صدوق، ص 206. 10. همان، ص 224. 11و 12و 13. مجمع البیان، ج 3، ص 44. 14. آیت الله سیّد محسن حکیم(ره)، مستمسک العروة الوثقی، ج 14، ص 64. منبع : طنین یاس،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

اخیراً ویدیویی در برخی سایت‌های اینترنتی منتشر شده که منتشر کننده آن مدعی است در آن عکس یک فرشته بر بام خانه خدا دیده می‌شود.

منتشر کننده این ویدیو ادعا کرده که این همان فرشته‌ای است که هنگام نماز از آسمان نزول می‌کند و بالای سر نمازگزاران اطراف کعبه، می‌گردد! ادعای کذبی بیش نیست .

هیچ عکس و شکلی از فرشته قابل تصور نیست و نشان دادن عکس و تصویر از فرشته کاملاً کذب است.


فرشته

دسته‌ای از فرشتگان، حاملان عرش خدا و همان‌ها یا دسته‌ای دیگر، شفاعت کنندگان مؤمنان هستند: «الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا»، (مؤمن، 7) آنان که عرش را برمی‌دارند و کسانی که در اطراف آن هستند؛ برای سپاس خدا، او را تسبیح می‌گویند و بدو ایمان دارند و برای ایمان‌داران طلب بخشایش می‌کنند.

در این‌جا نیز صریحاً ذکر نشده است که حاملان عرش چه کسانی هستند؛ ولی با قرائن آیات دیگر می‌توان استظهار و یا استشعار کرد که اینان فرشتگانند که کارشان تسبیح خدا و استغفار برای مؤمنان است، یا ضمناً می‌توان دریافت که این فرشتگان دست‌کم یک کارشان تسبیح و استغفار برای مؤمنان است که این خود یعنی شفاعت.

«وَکَمْ مِنْ مَلَک فِی السَّماواتِ لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلاّ مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللهُ لِمَنْ یَشاءُ وَیَرْضی». (نجم، 26) چه بسیار فرشتگان که در آسمان‌ها هستند (که) شفاعتشان برای هیچ کس سودمند نیست مگر از آن پس که خدا برای آن که بخواهد اجازه دهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : بشارت دادن به مؤمنان هم، از کارهای فرشتگان است و بر طبق قرائن، این بشارت به هنگام احتضار داده می‌شود: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاّ تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ». (فصّلت، 30) آنان که می‌گویند پروردگار ما «الله» است، سپس (در این راه) ایستادگی و استواری می‌کنند؛ فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند (و می‌گویند): مترسید و غمگین مباشید و بشارت باد شمایان را به بهشتی که به شما وعده داده شده بود «وَلا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضی». (انبیاء، 28) و شفاعت نمی‌کنند جز برای کسانی که (خدا را آنان) راضی باشد. در روایت آمده است: «مَنِ ارْتَضی اللّهُ دینَهُ؛ کسی که خدا دین او را قبول فرموده باشد»، همچنین لعن بر کفّار نیز، از کارهای فرشتگان است: «أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللهِ وَالْمَلائِکَةِ وَالنّاسِ أَجْمَعِینَ»، (بقره، 161) اینان کسانی هستند که بر آنان باد لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم. «أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللهِ وَالْمَلائِکَةِ»، (آل عمران، 87) اینان هستند که کیفر ایشان این است که بر آنان باد لعنت خدا و ملائکه. بشارت دادن به مؤمنان هم، سپس (در این راه) ایستادگی و استواری می‌کنند؛ فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند (و می‌گویند): مترسید و غمگین مباشید و بشارت باد شمایان را به بهشتی که به شما وعده داده شده بود. اگر دلیلی به دست آید، چه بسا بتوان گفت قبل از مرگ نیز فرشتگان بر کسانی نازل می‌شوند و به آنان بشارت می‌دهند؛ یعنی این آیه مُنافی این مطلب نیست؛ امّا قدر متیقّن این است که به هنگام مرگ، این بشارت داده می‌شود. آن‌ها وظایف مهم و بسیار متنوعی از طرف خداوند حکیم بر عهده دارند بعضی از آن‌ها حاملان عرش هستند؛(حاقه، 17) دسته‌ای تدبیر کنندگان امور؛ (نازعات، 5) عده‌ای مأمور گرفتن جان‌ها هستند؛ (اعراف، 37) برخی مراقبت از اعمال بشر را بر عهده دارند؛ (انفطار، 10-13) بعضی از آن‌ها انسان‌ها را از خطرها حفظ می‌کنند؛(انعام، 61) گروهی مأمور عذاب و مجازات انسان‌های سرکش و طغیانگر می‌باشند؛ (هود، 77) دسته‌ای نیز امدادگران الهی نسبت به مؤمنان در جنگ‌ها و جبهه‌ها هستند؛ (احزاب، 9) و برخی هم مأمور رساندن و ابلاغ کردن وحی و کلام خدا به پیامبران می‌باشند؛ (نحل، 2) فرشتگان چه موجوداتی هستند؟ برخی از آفریده‌ها دارای بعد جسمانی و مادی هستند، مانند انسان و حیوانات؛ به همین خاطر به خوراک نیاز دارند، تولید نسل دارند، در آن‌ها تغییر و تحول رخ می‌دهد و... بعضی دیگر از آفریده‌ها دارای بُعد مادی نیستند، بلکه مجردند؛ یعنی به خوراک، تولید نسل و... نیاز ندارند و تغییر و تحول‌پذیر نیز نیستند. قرآن کریم و سخنان پیامبر عزیز و امامان معصوم ویژگی‌ها و مأموریت‌ها و وظایفی برای فرشتگان ذکر کرده‌اند که با توجّه به آن‌ها معلوم می‌شود که فرشتگان موجوداتی مجرد و غیر مادی می‌باشند. وظایف فرشتگان چیست؟ برخی از وظایف و ویژگی فرشتگان عبارتند از: 1. فرشته‌ها، موجوداتی عاقل و با شعورند و بندگان گرامی خداوند مهربان هستند؛ "... بلکه(آن فرشتگان) بندگانی گرامی‌اند". (انبیا، 26) 2. فرشتگان سر بر فرمان خدا دارند و هرگز گناه و معصیت نمی‌کنند؛ "که به گفتار بر او پیشی نگیرند و آنان (فرشتگان) به فرمان او کار می‌کنند." (انبیا، 27) 3. آن‌ها وظایف مهم و بسیار متنوعی از طرف خداوند حکیم بر عهده دارند بعضی از آن‌ها حاملان عرش هستند؛(حاقه، 10 ـ 13) بعضی از آن‌ها انسان‌ها را از خطرها حف0می‌کنند؛(انعام، 2) 4. فرشتگان همیشه مشغول تسبیح و پرستش خداوند بخشنده هستند؛ "... فرشتگان پروردگارشان را همراه با سپاس و ستایش به پاکی یاد می‌کنند و برای کسانی که در زمین اند آمرزش می‌خواهند..." (شوری، 5) آن‌چه از قرآن کریم استفاده می‌شود، این است که تنها فرشته تمثّل یافته با چشم سر قابل مشاهده است. "فَاتَّخَذَت‌ْ مِن دُونِهِم‌ْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَآ إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّل‌َ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا # قَالَت‌ْ إِنِّی‌َّ أَعُوذُ بِالرَّحْمَـَن‌ِ مِنکَ إِن کُنت‌َ تَقِیًّا # قَال‌َ إِنَّمَآ أَنَا رَسُول‌ُ رَبِّک...؛(مریم، 17ـ19) و در برابر آنان پرده‌ای بر خود گرفت، پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به ]شکل[ بشری خوش اندام بر او نمایان شد. ]مریم[ گفت:اگر پرهیزکاری، من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم. گفت:من فرستادة پروردگار توأم..." 5. فرشتگان گاهی می‌توانند به شکل انسان در آیند (یعنی تمثّل پیدا کنند و خودشان را مثل انسانی یا موجوداتی دیگر در بیاورند) و بر پیامبران و غیر پیامبران ظاهر شوند؛ (مریم، 17 ؛ هود، 69 ـ 77) 6. آن‌ها نه چیزی می‌خورند و نه می‌آشامند و ازدواج نمی‌کنند؛ حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرماید:"فرشتگان غذا نمی‌خورند، آب نمی‌نوشند و ازدواج نمی‌کنند..."( بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 59، ص 174، دار الکتب الاسلامیة. تهران. ) 7. از روایات اسلامی بر می‌آید که تعداد فرشتگان از تعداد انسان بیشتر است؛ حضرت امام صادق علیه السلام در پاسخ این پرسش که تعداد فرشتگان بیشتر است یا انسان‌ها؟ فرمود: "سوگند به خدایی که جانم به دست اوست فرشتگان خدا در آسمان‌ها از عدد ذرات خاک‌های زمین بیشترند و در آسمان جای پایی نیست مگر این که در آن جا فرشته‌ای خداوند را تسبیح و تقدیس می‌کند!"( همان، ص 76 / ر.ک:تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 18، ص 173 ـ 177، دار الکتب الاسلامیة، تهران. ) فرشته‌ها قابل مشاهده نیستند با توجه به این که فرشتگان مجرد هستند، نمی‌توان وجود حقیقی آنان را به چشم سر دید؛ زیرا با چشم سر و ظاهر، چیزی را می‌توان دید که مادی باشد و دارای طول، عرض، عمق و رنگ باشد. حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام در مورد مشاهده خداوند می‌فرماید:"لا تدرکه العیون بمشاهدة العیان ولکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان؛( نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی زهد، ص 342. ) دیده‌ها هرگز خدا را آشکار نمی‌بیند، امّا دل‌ها با ایمان درست او را در می‌یابند." بر اساس روایات فرشتگان ممکن است در مسجدالحرام نازل شوند و برای حمایت و یاری مؤمنان فرود آیند. البته این به معنای این نیست که فرشته‌ای بالای خانه خدا قابل مشاهده است. از نظر دینی و حتی علمی نیز این موضوع قابل اثبات نیست آن‌چه از قرآن کریم استفاده می‌شود، پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به (شکل) بشری خوش اندام بر او نمایان شد. (مریم) گفت: اگر پرهیزکاری، من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم. گفت:من فرستادة پروردگار توأم..." اخیراً ویدیویی در برخی سایت‌های اینترنتی منتشر شده که منتشر کننده آن مدعی است در آن عکس یک فرشته بر بام خانه خدا دیده می‌شود. منتشر کننده این ویدیو ادعا کرده که این همان فرشته‌ای است که هنگام نماز از آسمان نزول می‌کند و بالای سر نمازگزاران اطراف کعبه، می‌گردد! ادعای کذبی بیش نیست . هیچ عکس و شکلی از فرشته قابل تصور نیست و نشان دادن عکس و تصویر از فرشته کاملاً کذب است. تا کنون این همه زائر به خانه خدا و مسجدالحرام مشرف شده‌اند ولی چنین ادعایی که فرشته‌ای را بالای خانه خدا مشاهده کرده‌اند مطرح نشده است. در قرآن کریم داریم آنچه حضرت مریم دید، فرشته‌ای به صورت بشر بود و مریم او را به صورت بشر دید، که تمثّل پیدا کرده بود و معنای تمثّل فرشته برای مریم به صورت بشر این است که در حاسّه و ادراک مریم به آن صورت محسوس شد نه این که در واقع هم به آن صورت درآمده بود، بلکه در خارج از حاسّه و ادراک وی، صورتی غیر از صورت بشر داشت البته نمی‌توان کلاً منکر شد که اصلاً فرشته‌ای نیست. بر اساس روایات فرشتگان ممکن است در مسجدالحرام نازل شوند و برای حمایت و یاری مؤمنان فرود آیند. البته این به معنای این نیست که فرشته‌ای بالای خانه خدا قابل مشاهده است. از نظر دینی و حتی علمی نیز این موضوع قابل اثبات نیست. رفت و آمد فرشتگان در عالم معنا، معنا پیدا می‌کند ! اینکه فرشتگان می‌روند و می‌آیند منظور در عالم معنا است. باید توجه داشت که فرشتگان موجودات مجردی هستند که قابل مشاهده نیستند. تنها کسانی چون پیامبران که به عالم تجرد درآیند و متصل به عالم معنا شوند می‌توانند فرشتگان را مشاهده کنند. حتی بزرگان ما نیز چنین ادعایی مبنی بر صورت و شکل دادن به فرشته را نداشته‌اند. در قرآن کریم داریم آنچه حضرت مریم دید، صورتی غیر از صورت بشر داشت. بسیاری از متفکران معتقدند که پیامبر دو بار صورت اصلی جبرئیل را مشاهده کرده است، یکی در غار حرا و در آغاز نزول قرآن و دیگر زمانی که پیامبر به معراج رفت. بار دوم و زمانی که پیامبر به معراج رفت این شخص پیامبر بود که تقاضا کرد جبرئیل را به صورت اصلی خودش ببیند تنها با چشم دل و دیده ملکوتی می‌توان فرشتگان را مشاهده کرد.( ر.ک:تفسیر المیزان، علامه طباطبایی؛، ج 14، ص 36، دفتر انتشارات اسلامی / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 13، ص 36 و 37، دارالکتب الاسلامیة. ) همچنین در قرآن داریم که جبرئیل وقتی برای وحی بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل می‌شد به صورت دحیه بن خلیفه کلبی نازل می‌شد؛ یعنی به صورت زیباترین مردی که در مدینه بود. علامه طباطبایی در المیزان حتی این موضوع که صورت اصلی جبرئیل قابل مشاهده بوده را انکار می‌کند. بسیاری از متفکران معتقدند که پیامبر دو بار صورت اصلی جبرئیل را مشاهده کرده است، یکی در غار حرا و در آغاز نزول قرآن و دیگر زمانی که پیامبر به معراج رفت. بار دوم و زمانی که پیامبر به معراج رفت این شخص پیامبر بود که تقاضا کرد جبرئیل را به صورت اصلی خودش ببیند. بار اول و در غار حرا حالتی که بیان شده این است که پیامبر به هر طرف که نظر می‌کرد نوری می‌دید و صدایی از اطراف می‌شنید ولی شکل خاصی برای جبرئیل بیان نشده است. ادعای مطرح شده توسط افرادی که بیان می‌کنند که فرشتگان را می‌بینند و یا فرشته‌ای را در بالای خانه‌ی خدا مشاهده کرده‌اند، کذب و قابل انکار است .،
لینک های مرتبط :
راهكارهای قرانی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی

مریم بذرگرگل خطمی

.: به نقل از maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,5503






1- ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش زن
2- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم در سوره نور (24) آیه 31 ، كه شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.
20 راهكار قرانی جلوگیری از بدحجابی
1.ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش
2 معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم
3 آشكار نكردن زینتها
4 تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد
5 نهی از تبرج مذموم
6 عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
7  ترویج فرهنگ غیرت در مردان
8 حفظ نگاه
9 تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
10 آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی
11 صبر و استقلامت در ترك عادت
12 تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده
13 مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها
14 ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان
15 ا
یجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار
16 كمك های اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی
17 اجرای حدود و تعزیرات
18 تعاون فرهنگی
19 احیای امر به معروف و نهی از منكر

20 ترویج فرهنگ نماز در بین زنان

3- آشكار نكردن زینتها
كه در این باره می توان گفت كه اسلام دستور به زینت نكردن نداده است بلكه از زینت كه باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است.

قران كریم در این باره می فرماید:
«... لایبدین زینتهن 1...»
زنان زینتهای خود را آشكار نكنند

4- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد

كه به سه قسم تقسیم می شود:
الف: زینت برای غیر محارم كه آشكار نكردن زینتهای پنهان است و نگاه به زینتهای آشكار در صورتی خالی از اشكال است كه خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با رالالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.
ب: زینت برای شوهر، كه زینت علی الاطلاق می باشد و شامل تمام بدن می باشد.2
ج- زینت برای سایر محارم
از ابی جعفر علیه السلام وارد شده :
«واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله»3
قسمت سوم ، مربوط به زینت برای سایر محارم است كه شامل محل گردنبند و بالای ان، بازوبند و زیر ان و خلخال و انچه پائین آن است می شود. بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم كه از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامنهای كوتاه با پاهای برهنه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری كنیم و جواز نگاه كردن به زینتهای باطنی زنان ان هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه فسادی در بین نباشد.

5- نهی از تبرج مذموم
در قران كریم در این باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی....» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه گری زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده كه سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است.4 در تفسیر قمی5 روایتی باشند كه از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه ... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی ... آمده است و این است كه «به زودی جاهلیت دیگری میآید» و در تفسیر التبیان6 آمده است كه منظور از جاهلیت اخری زمانی است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل می شده است.7

امروز شاهد این تبرج ها و جلوه گری های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یاد شده است: یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء8 و از چنین زنانی این چنین یاد شده است نسوه كاشفات عاریات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.9

6- راهكار عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
با توجه به آیه شریعه:و قرن فی بیوتكن و لاتبرجن تبرح الجاهلیه الاولی...10
در خانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و بی حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید و مانند دورة جاهلیت پیشین ارایش و خودارائی مكنید.
زنان مؤمنه به پیروی از این آیه مباركه باید از هرگونه حضور غیر ضروری در جامعه خودداری كند تا الگو و نمونه برای سایر زنان مسلمان باشند.
7-راهكار ترویج فرهنگ غیرت در مردان
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می فرماید : چگونه مردی است در حالی كه تزئین می كند همسرش و خارج می شود از خانه اش به حالتی كه تزئین كرده و عطر زده و شوهرش بر این امر راضی باشد پس می سازد برای همسرش آن زن هر قدم خانه اش در آتش.11
8-راهكار حفظ نگاه
قل للمومنین یعضوا من ابصارهم... و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن 12

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مومن یك مبارزة منفی با زنان جلوه گر می باشد و چون چنین زنانی را مورد بی توجهی قرار دهند یك اثر تربیتی دارد آنها متوجه خواهند شد كه تنها با این وضع مورد توجه بیمار دلانی قرار خواهند گرفت كه خود فاقد ارزش انسانی هستند.

9-تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود، مقاله، دین و اندیشه، 
برچسب ها : حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ... 10-آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی بدحجابی باعث عدم امنیت زن در جامعه می شود، بدحجابی عاملی برای بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابی باعث بی ارزش شدن زن در جامعه می شود بدحجابی باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بیگانه، فلج كردن نیروی كار در جامعه، تبدیل شدن زن به موجودی مصرفی استعمار كشیده شدن كشور و ... می شود، و علاوه بر ان عذابهای اخروی را نیز به دنبال دارد. 11- صبر و استقلامت در ترك عادت افرادی كه سعی بر این دارند كه بهبود در وضعیت پوشش خود به وجود آورند مسلما با مشكلاتی چون فشار از ناحیة اطرافیان، تمسخر عده ای نادان و ... قرار خواهند گرفت اما زنی كه الگوی خو را فاطمة زهرا سلام ا... علیها و زینب كبری سلام ا... علیها قرار دهد سختی این كار در برابر سختیها كه این بزرگان كشیده اند بسیار ناچیز است. 12- تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده امام رضا علیه السلام در مجلس فرمودند: هنگامی كه دختر شش ساله شد مرد نامحرم نباید او را در آغوش بگیرد یا ببوسد. بنابراین در مساله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نیز پدر و مادر باید مرحله به مرحله او را به فلسفه و خوبیهای حجاب آشنا كرده و در خور درك فرزند به راهنمائی او بپردازند و فرزند تحت تربیت تدریجی و عملی پدر و مادر قرار گیرد. باید به این نكته توجه داشته باشیم كه غالبا پیروزیهای نهایی و كامل در دراز مدت به دست می آید. 13- مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها حضرت علی علیه السلام می فرماید : با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نكن زیرا طبیعت توناخودآگاه از او متاثر می شود.13 بنابراین زنان مومنه باید مراقب باشند دوستان صمیمی و همدل خود را از زنان عفیف و با حیاء انتخاب كنند و از دوستی با افراد بی بند و بار خودداری كنند هر چند باید تلاش بر منشاء اثر بودن روی این افراد باشند. 14- ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله سلم می فرمایند: استعینوا علی النساء بالعری ان احداهن اذا كثرت ثیابها و احسنت زینتها اعجبها الخروج 14 زنان را لباس ساده بپوشانید هنگامی كه زیاد شود لباسها و نیكو شود زینت هایش وسوسه می شود او بر خروج از خانه اسراف و زیاده روی و مد پرستی در تهیه لباس علاوه برابر انگیختن حس خودنمائی عاملی برای فقر خود ساخته این زنان می شود كه آسیب های فراوان دیگری را به همراه دارد. 15- ایجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار زنان مؤمنه باید سعی كنند وقت خود را با كارهای نیك پر كنند از جمله تربیت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهی، و همچنین كارهای هنری مفید برای زنان از جمله پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: نعم اللهو المعزل للمراه الصالحه 15 بافندگی برای زن صالحه سرگرمی خوبی است. 16- كمكهای اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی بعضی از بدحجابی علل و ریشة آن در عواملی چون فقر فرهنگی فقر اقتصادی، فراهم نمودن عوامل ازدواج ... می باشد كه وظیفة سرمایه داران و خیرین است كه با كمك دولت در رفع این مشكلات بكوشند. 17- اجرای حدود و تعزیرات اجرای قوانین اسلامی پس از آگاهی كامل افراد جامعه و تبلیغات كافی و تبیین مسئله حجاب در جامعه اسلامی برای افراد می تواند مثمرثمر طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامی زنانی كه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محكوم خواهند شد.16 18- تعاون فرهنگی در مراودات دو سویه سایر كشورهای اسلامی زمانی كه آنان شاهد این امر باشند كه زنان مسلمان با حفظ حجاب موفقیتهای بیشتری را در عرصه فعالیتهای اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارند و بسیاری از معضلات اجتماعی كه در غرب در اثر برهنگی زد ایجاد شده است در یك كشور اسلامی جایی برای گسترش ندارد و در واقع كشورهای اسلامی عملا به تبلیغ ایده آلهای فرهنگی خود پرداخته اند. 19- احیای امر به معروف و نهی از منكر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: اگر شخصی در نهان معصیتی را مرتكب شود فقط به شخص او ضرر وارد می شود و اگر در ملاء عام گناهی را انجام دهد و دیگران او را نهی از منكر نكنند همة مردم زیان می بینند.17 البته باید توجه داشت در پیش گیری و درمان بدحجابی و بی حجابی باید امر به معروف با شیوه های منكر و بدون توجیه منطقی و خارج از حدود شرعی مشخص شده نباشد تذكرات باید صحیح باشد و مرحله به مرحله اجرا شود. 20- ترویج فرهنگ نماز در بین زنان زنان در حال نماز خواندن مكلف به داشتن حجاب كامل هستند؛ از طرفی بهترین نوع ارتباط معنوی بنده با خدای خویش در حالت نماز می باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز كه بهترین حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جایگاه حجاب پی می بریم از طرفی زنان مومن برای انجام فرضیه الهی نماز در روز چندین بار داشتن پوشش كامل را عملا تمرین و تكرار می كنند علاوه بر آن با توجه به آیه مباركه «وقرن فی بیوتكن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می كند كه شرح و جلوه گری نكنید و اگر می خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشاء منكر باز می دارد. نماز خواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است. پی نوشتها: 1- سوره نور (24)، ایه 31. 2- ر. ك : حسین بن احمدبن عبدالعظیمی الحسینی : «تفسیر اثنی عشری»، تهران، میقات، چاپ اول، 1363، ج 9، ص 231. 3- ر.ك : میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل، ج 14، ص 275. 4- ابوعلی الفضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 17، ص 127. 5- ناصر، مكارم شیرازی؛ «تفسیر نمونه» تهران، ص 298. 6- علی بن ابراهیم، القمی: «تفسیر القمی» قم، دارالكتب لطباعه و النشر، چاپ سوم، ج 2، ص 193. 7- ابوجعفر محمدبن الحسن بن علیع الطوسی، «تفسیر التبیان القران» قم، مكتب الاعلام الاسلامیه، 1409، هـ، ق، ج 8، ص 338. 8- حر، عاملی «وسائل الشیعه» ج 15، ص 434. 9- محمد بن علی بن بابویه قمی، ‹‹ من لا یحضره الفقیه›› ج 3، ص 390 10- سوره احزاب (33) آیه 33 11- تاج الدین محمدبن حیدر، شعیری؛ «جامع الاخبار» قم رضی، 363، ص 158. 12- سوره نور (24) آیه 30. 13- عبدالحمید ابن الحدید معتزلی ‹‹ شرح نهج البلاغه ›› قم، كتابخانه آیت ا... مرعشی 1404، ه.ق .ج 20 ص 272 14- عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه آیت ا.. مرعشی، 1404 هـ. ق جلد 12 ص 69. 15- شیخ حر عاملی وسائل الشیعه، ج 5، موسسه آل بیت قم 1405 ه . ق ص 318 16- حسن، عابدزاده «قانون مجازات اسلامی» تهران، موسسه فرهنگی عابدزاده، 1375، ص 53. 17- محمدباقر مجلسی: «بحار الانوار»، ج 100، ص 78،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

حق همسر در کلام امام سجاد علیه‌السلام


یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.


علاقه همسر

وجود همسری وفادار و مهربان، که در مشکلات و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها همراه و همدم انسان بوده همسفری مطمئن و دل سوز در سفر پرفراز و نشیب زندگی می‌باشد؛ «وَمِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَاجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیها...(روم / 21)؛ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید.» و البته این امر در صورتی تحقق پیدا می‌کند که فضای حاکم بر زندگی مشترک فضایی همراه با صفا و صمیمیت و محبت باشد و اصول و قواعد آن بر سیره ی ائمه‌ی اطهار علیهم السلام منطبق باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : در این بخش به کلام امام سجاد علیه‌السلام در مورد حق همسر و وظیفه‌ی هر کدام نسبت به دیگری می‌پردازیم؛ «و أمّا رعیّک بملک النّکاح فأن تعلم أنّ الله جعله سکناً و مستراحاً و أنساً و واقیة و کذلک ...»؛ «و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست.» بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته، در معاشرت با او، خوش رفتاری و رفق پیشه کنی؛ اگر چه حق تو بر زن سخت‌تر و رعایت مکروه و محبوب اگر معصیت و زیاده خواهی نباشد، بر او لازم‌تر است؛ ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش، غریزه‌ای است که گریزی از انجام آن نیست و این حق بزرگی است. (قاسم نصیر زاده، سیری در رساله‌ی حقوق امام سجاد علیه‌السلام، ج 2، ص 148) اخلاق محوری در خانواده مطابق آنچه در آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه آمده، یکی از بخش‌های مهم معارف اسلام مسأله‌ی اخلاق و آراستن روح به ارزش‌های انسانی است. این بخش مکمل اعتقادات و اساس و پایه‌ی مسائل بعدی مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز می‌باشد. در حقیقت هر عمل خوبی که از انسان سر می‌زند، به پیرو خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر می‌زند، مربوط به اخلاق فاسد می‌باشد. حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست به تعبیر روشن‌تر، تمام ارزش‌های انسانی معلول اخلاق نیک اوست. انسان تا به تمرین و مجاهده‌ی عملی اخلاقی نیک را در خود ایجاد نکند، ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگر دانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. (محمّد حسینی بهاران چی، آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، ص 240) امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌فرماید: «إنّ أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً؛ کامل‌ترین مؤمنان از جهت ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند».(کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج 3، ص 227) همسر یا دوستان قدیمی ؟! حسن معاشرت در زندگی زناشویی همان چیزی است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر است. زن و شوهر طبق قانون آفرینش، عاشق و طالب یکدیگر آفریده شده‌اند. پس خودشان نیز بایستی در استحکام این عشق فطری بکوشند و از محبت و تکریم به یکدیگر که شالوده‌ی اصلی این استحکام بخشی است، غافل نباشند. عاشق، تمام مظاهر خیر و زیبایی، مجد و شرف و جمال را در معشوق خود فرض می‌کند، او را از خود بزرگ‌تر و شریف‌تر می‌داند. (حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 150) درک روحیات طرفین هر یک از زن و شوهر برای موفقیت در انجام وظیفه و حسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش، باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب؛ روحیه‌ی همسرش می‌باشد، او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد؛ شاید سرّ اینکه بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید، جمله‌ی «من به تو افتخار می‌کنم»، است. همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد (سکینه نیک، حقوق زن و شوهر در اسلام، ص 164). در همین راستا پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرموده است: «قول الرّجل للمرأة إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً؛ این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.» (کلینی، ج 5، ص 569) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند نکاتی چند از سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان در این بخش از مقاله گوشه‌ای از سیره عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین در رابطه با خانواده و روابط ایشان با یکدیگر پرداخته می‌شود. امید آن است که رفتار و منش این بزرگ مردان تاریخ اسلام الگو و اسوه‌ای برای همسران جوان باشد. گفتنی است که در برخی موارد به دلیل نداشتن ترجمه‌ی فارسی فقط به ذکر عربی آن اکتفا شده است. 1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند. «در خانه‌اش خجول‌تر از دوشیزگان بود. از اهل خانه نه غذایی می‌طلبید و نه علاقه‌اش به خوردنی‌ها را ابراز می‌کرد ... در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می‌کرد. بیشتر دوخت و دوز می‌کرد و چون به منزل می‌آمد، وقت خود را به سه قسمت تنظیم می‌کرد، بخشی برای خدا، بخشی برای خود. در خانه را خود باز می‌کرد. گوسفندان را نیز می‌دوشید. به خانواده‌اش غذای خوب می‌داد و کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد» (حسین سیدی، همنام گل‌های بهاری، ص 46) حضرت علی و حضرت فاطمه 2. «إنّ فاطمة علیها السلام ضمنت لعلی علیه السلام عمل البیت و العجین و الخبز و قم البیت و ضمن لها علی علیه السلام ما کان خلف الباب نقل الحطب و أن یجیء بالطعام؛ همانا فاطمه علیها السلام متعهد شد برای علی علیهم السلام که کارهای خانه و پختن نان و ماندن در خانه (را انجام دهد) و علی علیهم السلام برای فاطمه علیها السلام متعهد شد برای کارهای بیرون از خانه (از جمله) آوردن هیزم و تهیه روزی».(محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 252) 3. مرحوم کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کان امیرالمؤمنین علیه السلام یحطب و یستقی و یکنس و کانت فاطمة علیها السلام تطحن و تعجن و تخبز؛ وضع خانه‌ علی علیه‌السلام این گونه بود که امیرالمؤمنین هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را نظافت می‌کرد و فاطمه علیها السلام آرد می‌ساخت و آن را خمیر کرده و نان می‌پخت».(علامه مجلسی، روضة المتقین، ج 8، ص 370) 4. قال علی علیه السلام: «فوالله ما أغضبتها و لا أکرهتها من بعد ذلک علی أمر حتی قبضها الله عزّوجلّ و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمراً و لقد کنت إلیها فتنجلی عنی الغموم و الأحزان بنظرتی إلیها؛ به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک نساخت، وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا علیهاالسلام می‌نگریستم، همه‌ غم و اندوه‌ها کنار می‌رفت».(همان) نتیجه گیری اخلاق حسنه گوهر زیبنده‌ای است که هر کسی می‌تواند خود را به آن بیاراید. وقتی افراد ملاک زندگی خود را امری جدا از اخلاق قرار دهند، به علت سست و بی بنیان بودن آن، به هدف مطلوب و مورد نظر خود دست نمی‌یابند و سرانجام یا به جدایی می انجامد و یا گذران سخت و دشوار زندگی توأم با رنج و غم. اما اگر هر خانواده‌ای افق دید خود را اخلاقی نماید و سیره ی رفتاری ائمه اطهار را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهد، خواهد توانست فراز و نشیب‌های زندگی را به راحتی در نوردد و آسمان زندگی‌اش همیشه صاف و آبی باقی بماند.،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic