پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مفهوم حبط و کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: ”‌حبط عمله حبطا بطل ثوابه ”‌عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر  آمده ”‌حبط العمل حبطا … فسد و هدر”‌‌[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.


باطل کردن

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در قرآن و روایات و در ادامه به بیان اهمیت حفظ اعمال نیک، می پردازیم.

در قرآن و روایات برخی از اعمال ناپسند سبب حبط و از بین رفتن اعمال پسندیده و خوب معرفی شدند که به ترتیب در قرآن و روایات آن را بررسی می کنیم.

 

الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1 - کفر و شرک

الف. ”‌مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ”‌‌؛[3] ”‌هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود”

‌‌ب. ”‌ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‏”‌‌؛[4] ”‌مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند”‌‌.

در این دو آیه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکین و کفار می داند.

برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : 2 - نفاق ”‌وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین‏”‌‌؛[5] ”‌آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: ”‌آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى، ) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند”‌‌. 3 تکذیب آیات خداوند و روز قیامت ”‌وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون‏”‌‌؛[6] ”‌و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد، آیا جز آن چه را عمل مى‏کردند پاداش داده مى‏شوند؟!”‌‌. ب. حبط در روایات: 1 - ترک نماز بدون مرض و علت. عبید بن زراره می گوید: از حضرت صادق (ع) پیرامون تفسیر آیه: ”‌‌ هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه می شود”‌‌.[7] پرسیدم، فرمود: مقصود آن کسى است که کردارى که به آن اقرار و اعتراف کرده، ترک کند، عرض کردم: مرتبه ترک آن عمل چیست؟ همه آن را رها کند؟ فرمود از آن جمله است کسى که عمداً بدون این که مست باشد و یا علّتى داشته باشد، نماز را ترک کند.[8] 2 - با شک و تردید عمل کردن در اصول دین. یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: کسی که تردید یا گمان داشته باشد و بر آن پا برجا باشد، خدا عملش را تباه می کند، حجت خداوند حجت روشن است.[9] مجلسی (ره) در توضیح حدیث می فرماید: برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند.[10] باطل کردن 3 - زنی که به شوهرش بگوید من از تو هیچ خیری ندیدم با این که در ارتباط زندگی زن و مرد، بسیاری از زحماتی را که زن در تدبیر و رسیدگی منزل از نظافت و آشپزی و بچه داری و… متحمل می شود از وظائف واجب او نیست و خداوند در مقابل این امور پاداش فراوان به او می دهد، ولی اگر زحمات او همراه با آزردن شوهر و منّت همراه باشد اجر کارهای او تباه می شود، در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید :هر زنی که به شوهرش بگوید که من از تو خوبی ندیدم، پاداش عمل او از بین می رود.[11] 4 - کافر شدن به ولایت علی(ع) ابی حمزه می گوید از امام باقر (ع) از تفسیر سخن خداوند، ”‌وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین”‌‌ ‏پرسیدم؟حضرت فرمود: تفسیر باطنی این آیه کافر شدن به ولایت امیر المؤمنین(ع) است، چرا که مراد از ایمان، حصرت علی (ع) می باشد.[12] از مجموع مطالب بالا معلوم می شود که حبط مربوط به مورد خاصی از اعمال نیک نیست، بلکه در تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی جریان دارد. در نقطه مقابل حبط تکفیر وجود دارد به همین مناسبت توضیح اندکی پیرامون آن نیز ارائه می کنیم. همان طور که اعمال نیک با انجام کارهای زشت از بین می رود، اعمال زشت گناهان نیز با انجام خوبی ها از بین رفته و چه بسا که تبدیل به خوبی شود؛ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. 1- انجام نمازهای واجب. ”‌وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏”‌‌؛[13] ”‌در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏”‌‌. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد 2 - اجتناب از گناهان کبیره. الف. ”‌إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ”‌‌؛[14] ”‌اگر از گناهان بزرگ که از آن نهى شده‏اید بپرهیزید، بدی هاى شما را مى‏زداییم. ب. ”‌الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ”‌‌ [15] کسانى که از گناهان بزرگ و زشت هاى آن کناره گیرند جز پاره‏اى یا به طرز سطحى و گذرا، بی گمان پروردگارت آمرزشى دامن گستر دارد. با توجه به نقش تربیتی که احباط و تکفیر در زندگی انسان ها دارند، از این رو بیان اهمیت حفظ اعمال نیز، خالی از لطف نیست. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد. در روایتی از رسول گرامی اسلام در فضیلت تسبیحات اربعه آمده است: خداوند به عدد هر یک از اذکاری که مؤمن می گوید، درختی در بهشت برای او می کارد. شخصی عرض کرد: پس درختان ما در بهشت چقدر زیاد است! حضرت فرمود: بله، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند سپس این آیه را قرائت نمود: ”‌ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت خدا و رسول کنید و اعمال خود را باطل نکنید”‌‌.[16] پی نوشت ها : [1]. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 3، ص 1118، دار العلم، بیروت، 1990 م. [2]. الفیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 118 [3]. مائدة، 5 [4]. توبة، 17 [5]. مائدة، 53 [6]. اعراف، 147 [7]. مائدة، 5 [8]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 387، ح 12، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش. [9]. همان، ص 400، ح 8 . [10]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول، ج 11، ص 186، 1404 هـ ق. [11] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 20، ص 162، ح 7، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 هـ ق. [12] مجلسی، بحار الأنوار، ج 35، ص 369، ح 14، مؤسسة الوفاء، 1404هـ ق. [13]. هود، 114 [14]. نساء، 31 [15]. نجم، 32 [16]. محمد، 33؛ صدوق، محمد بن علی، الامالی ج 1 ص 607، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 هـ ش.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

هر پدیده ای که در جامعه شکل می گیرد، معلول علت های گوناگونی است. ناامنی اجتماعی هم یکی از این پدیده ها است که ریشه در علل گوناگون و مختلفی دارد. بشر ممکن است با کاوش خود در مسایل اجتماعی بتواند به برخی از این علت ها دست یابد اما مسلما برقراری ارتباط با منبع اصلی دانش که قرآن و روایات اهل بیت است، می تواند ریشه های دقیق تر و عمیق تری را به ما بنمایاند.


نا امنی اجتماعی خز پردیسان

بنابراین در این نوشتار در پی آنیم تا به برخی از این ریشه ها اشاره ای داشته باشیم و پس از آن راهکارهایی برای برطرف نمودن ناامنی و برقراری امنیت اجتماعی ارائه کنیم:

 

1ـ ناسپاسی نعمت های خداوند

از دیدگاه قرآن یکی از اصلی ترین دلایل ناامنی اجتماعی، ناسپاسی در برابر نعمت های خدا است. خداوند در سوره نحل آیه 112 می فرماید:

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَئنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كلُ‏ِّ مَكاَنٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ یَصْنَعُون.

خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى‏كنند) مثلى زده است: (مردم) منطقه ای آباد كه امن و آرام و مطمئن بودند و همواره روزیشان از هر جا می رسید، به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام می دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانید و طعم آن را به آنها چشانید!

آری، فقر اقتصادى و ناامنى اجتماعى، از نشانه‏هاى بی اعتنایى جامعه به نعمت های پروردگار است. البته روشن است که ریشه کفران نعمت نیز غفلت از یاد خدا است که پیامدهای نامطلوبی را در پی خواهد داشت. جامعه ای که خدا را از یاد می برد؛ به زراندوزی و شکم بارگی و شهوت پرستی گرفتار خواهد شد که مسلما نتیجه ای جز ناامنی نخواهد داشت.

گاهی هم کفران نعمت با رکود و تن پروری همراه است. جامعه ای که قدر نعمت های سرازیر شده در دامن خود را نداند و از آنها بهره شایسته نبرد، به دام تن پروری و خوش گذرانی و سستی و رکود خواهد افتاد و آهسته آهسته امنیت و آرامش خود را از کف خواهد داد. بی بند و باری در چنین جامعه ای رشدی فزاینده خواهد داشت و معضلات، هر روز بیش از روز گذشته خواهد شد. چرا که آب زلال هم اگر راکد بماند خواهد گندید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : یکی از ریشه های ناامنی، بی قیدی و توحش است. انسانی که خود را در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئول نمی داند به خود اجازه خواهد داد تا هر کاری را انجام دهد و به حریم امن دیگران هم تجاوز کند بنابراین باید گفت که یکی از راه حل های در پیش رو برای برقراری امنیت اجتماعی، ایجاد فرهنگ شکرگزاری از خداوند و دوری از فرهنگ کفران نعمت است. شکر نعمت هم گاهی با زبان دعا و نیایش است و گاهی هم با عملکردی شایسته. 2ـ بی دینی و گناه یکی از ریشه های ناامنی، بی قیدی و توحش است. انسانی که خود را در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئول نمی داند به خود اجازه خواهد داد تا هر کاری را انجام دهد و به حریم امن دیگران هم تجاوز کند. اما در مقابل دین مداری و پیروی از آیین های الهی، انسان را مقید می کند و از بی قیدی و وحشیگری می‌رهاند. مسلم است مردمی که به هیچ آیینی دل نبسته اند و هیچ خدایی را حتی به صورت شرک آلود نمی پرستند و به روز واپسین اعتقادی ندارند، خود را آزاد و بدون قید می بینند. چنین افرادی ممکن است به هر کاری که برایشان لذت بخش باشد، دست زنند و مرتکب هر جرم و جنایتی هم بشوند. امیر مومنان در روایتی فرموده است: لا أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لا دِینٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ الدِّینِ مُفَارَقَةُ الْأَمْنِ فَلَا یَتَهَنَّأُ بِحَیَاةٍ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَیَاةِ وَ لَا یُقَاسُ إِلَّا بِالْأَمْوَات‏(الكافی، ج 1، ص 27)؛ بی خردى و بی دینى براى من قابل گذشت نیست و از آن چشم پوشى نخواهم كرد. زیرا جدا شدن از دین مایه ناامنى است و زندگى بدون امنیت، تلخ و ناگوار است؛ و نابخردی نیز از دست دادن حیات انسانى است و انسان بی خرد، جز با مردگان قابل مقایسه و سنجش نیست. فقر اقتصادى و ناامنى اجتماعى، از نشانه‏هاى بی اعتنایى جامعه به نعمت های پروردگار است. البته روشن است که ریشه کفران نعمت نیز غفلت از یاد خدا است که پیامدهای نامطلوبی را در پی خواهد داشت. جامعه ای که خدا را از یاد می برد؛ به زراندوزی و شکم بارگی و شهوت پرستی گرفتار خواهد شد که مسلما نتیجه ای جز ناامنی نخواهد داشت تحقیقات میدانی هم نشانگر آن است که هر گاه دین مداری در جامعه پررنگ تر می شود، بزهکاری به شدت کاهش می یابد. نمونه بارز این مساله، ایام پرخیر و برکت ماه رمضان است که بنا بر آمارها با آغاز این ماه، میزان جرم و جنایت به شدت کاهش می یابد. چرا که بسیاری از کسانی که در ماه های دیگر هیچ گونه قید و بند دینی را برنمی تابند، در این ماه رنگی خدایی بر دل می زنند و به سوی او گام برمی دارند. بنابراین یکی از راهکارهای ریشه ای برقراری امنیت در جامعه، ایجاد فرهنگ دین مداری و پایبندی به آموزه های اسلام است. امام صادق علیه السلام می فرماید: النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَكَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَه‏(وسائل الشیعة، ج 20، ص 192)؛ چشم چرانى یكى از تیرهاى زهرآلود ابلیس است. هر كس براى خداوند عزّ و جلّ آن را ترک کند نه براى غیر خدا، خداوند امنیت و ایمانى كه مزه آن را درک كند، به او خواهد داد. روشن است که چشم چرانی نمونه بارزی از گناهان اجتماعی است که به طور عادی می تواند گناهان دیگر را در پی داشته باشد و ناامنی جنسی را به بار آورد. هر گاه دین مداری در جامعه پررنگ تر می شود، در این ماه رنگی خدایی بر دل می زنند و به سوی او گام برمی دارند 3ـ دوری از ایمان و اعمال شایسته قرآن، ایمان و عمل صالح را زمینه ساز امنیت اجتماعی در میان مومنان برمی شمرد و می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِكُونَ بی‏ شَیْئاً(سوره نور، آیه 55)؛ خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده اند وعده می دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. نا امنی اجتماعی سگ بنابراین بنابر دیدگاه اسلام، امنیت، موقعی به مخاطره خواهد افتاد که ایمان در میان مردم کم رنگ شود و عمل صالح به فراموشی سپرده شود. این نکته برای همه ما ملموس و قابل فهم است که جامعه ای که سرشار از مهر و محبت و جوانمردی و نوع دوستی و کمک به مستمندان و نوازش یتیمان و انصاف در معامله و راستگویی و صداقت و بزرگواری و احترام به حقوق شهروندی و رعایت حقوق دیگران باشد، رنگ ناامنی را به خود نخواهد دید. آری، ناامنی درست همان وقتی خود را نشان خواهد داد که کارهای نیک و اعمال صالح، دیگر در میان مردم معنا نداشته باشد. پس یکی دیگر از راهکارهای ریشه ای برای برقراری امنیت اجتماعی در جامعه، تقویت ایمان مردم و ایجاد انگیزه برای انجام کارهای نیک در میان آنها است. در قسمت بعد نیز به برخی دیگر از ریشه های ناامنی از نگاه قرآن و روایات اشاره خواهد شد. این عامل ها عبارتند از: 4ـ ظلم 5ـ مهار نشدن خشم 6ـ عدم اجرای حدود و احکام الهی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات