پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی

سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا
سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا


 






 
-رسول اكرم(ص): «ایهاالناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة شهر هو عندالله افضل الشهور و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات.»(1) ای مردم، ماه خدا - ماه رمضان - با بركت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است، ماهی كه نزد خدا بهترین ماه ها، روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و اوقاتش بهترین اوقات است .
-رسول اكرم(ص): «ان شهركم هذا لیس كالشهور انه اذا اقبل الیكم اقبل بالبركة والرحمة و اذا ادبر عنكم ادبر بغفران الذنوب . . .»(2) این ماه، (رمضان) همانند دیگر ماه ها نیست، زیرا هرگاه به شما رو آورد همراه با بركت و رحمت است و آن گاه كه از شما پشت كند آمرزش گناهان را در بردارد .
- رسول اكرم(ص): «ایهاالناس قد اظلكم شهر عظیم، شهر مبارك، شهر فیه لیلة العمل فیها خیر من الف شهر . . . هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و آخره عتق من النار .» (3) ای مردم! ماه بزرگی بر شما سایه افكنده، ماهی مبارك كه شبی دارد كه عمل خیر در آن از عمل هزار ماه برتر است . . . ماهی كه اولش رحمت، میانش آمرزش و پایانش رهایی از آتش است .

- رسول اكرم(ص): «ان للجنة بابا یدعی الریان لایدخل منه الا الصائمون‏».(4) بهشت را دری است كه آن را باب الریان می ‏گویند و از آن جز روزه داران وارد بهشت نمی ‏شوند .
-امام علی(ع): «ایهاالناس ان یومكم هذا یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المسیئون و هو اشبه یوم بیوم قیامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم الی مصلاكم خروجكم من الاجداث الی ربكم.»(5) ای مردم، امروز روز پاداش نیكوكاران و زیان تبهكاران است و آن را شباهتی بسیار با روز رستاخیز است، پس هنگامی كه برای نماز(عید) بیرون می ‏روید خروج از قبر و روانه شدن به سوی پروردگار را به یاد آورید .
- امام علی(ع): «علیكم فی شهر رمضان بكثرة الدعاء والاستغفار فاما الدعا فیدفع عنكم البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبكم.»(6) برشماست كه در ماه رمضان زیاد دعا و استغفار كنید چه این كه دعا بلا و گرفتاری را از شما دور می ‏سازد و به سبب استغفار، گناهان شما محو می‏ شود.
- امام علی(ع): «نوم الصائم عبادة و صمته تسبیح و دعاءه مستجاب و عمله مضاعف. ان للصائم عند افطاره دعوة لاترد.»(7) خواب روزه دار عبادت و سكوتش تسبیح و دعای او مستجاب و عملش چندبرابر است، همانا دعای روزه دار به هنگام افطار رد نمی‏ شود .
- امام باقر(ع): «العمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر. و لولا ما یضاعف الله تبارك و تعالی للمؤمنین ما بلغوا، ولكن الله یضاعف لهم الحسنات.»(8) در این شب قدر، عمل شایسته هم چون نماز و زكات و هر كار نیك، بهتر است از كار در هزار ماه كه شب قدر در آن نباشد، و اگر خدای تبارك و تعالی پاداش اعمال مؤمنان را دو چندان نمی ‏كرد آنان بدین منزلت نمی‏ رسیدند اما خدای پاداش كار خیر ایشان را دو برابر كرده است .

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : امام باقر(ع): «من احیی لیلة القدر غفرت له ذنوبه ولو كانت ذنوبه عدد نجوم السماء و مثاقیل الجبال و مكائیل البحار.»(9) كسی كه شب قدر را(با عبادت خدا) زنده دارد گناهانش آمرزیده شود گرچه به عدد ستارگان آسمان و سنگینی كوه ها و كیل دریاها باشد. - امام صادق(ع): «فی لیلة تسع عشر من شهر رمضان التقدیر و فی لیلة احدی و عشرین القضاء و فی لیلة ثلاث و عشرین ابرام ما یكون فی السنة الی مثلها و لله - جل ثناؤه - ان یفعل ما یشاؤ فی خلقه.»(10) شب نوزدهم ماه رمضان، شب تقدیر و شب بیست و یكم شب قضا و شب بیست و سوم شب تصویب اموری است كه در سال تحقق خواهد یافت و خداوند - جل ثناوه - هرچه خواهد برای خلقش آن كند. - امام علی ابن موسی الرضا(ع): «شهر رمضان شهر البركة و شهر الرحمة و شهر المغفرة و شهر التوبة و شهر الانابة من لم یعفو له فی شهر رمضان ففی ای شهر یغفر له.»(11) ماه رمضان ماه بركت است، ماه رحمت است، ماه آمرزش است، ماه توبه است، و ماه بازگشت(به سوی خدا) است هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، در كدام ماه دیگر مورد آمرزش قرار می ‏گیرد. پی نوشت ها : 1- وسائل، ج 7، ص 227 . 2- وسایل، ص 226 . 3- بحار، ج 96، ص 342 . 4- بحار، ص 252 . 5- امالی صدوق، ص 100 . 6-وسائل ج 4، ص 223 . 7- بحار، ج 93، ص 360 . 8- وسائل الشیعه، ص 257 . 9- بحار، ج 98، ص 168 . 10-وسائل الشیعة، ج 4، ص 261 . 11- بحارالانوار، ص 341 .،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

که ذکر عبارت است از یاد خدا در همه احوال و پیشامدها و توجه به حضور در محضر الهی و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش دانستن و این که هیچ امری بر او پوشیده نمی‌ماند. از این رو، هنگام رو به رو شدن با تکالیف واجب به یاد خدا بوده، آن‌ها را انجام دهد و هنگام رو به رو شدن با محرمات و معاصی از خدا غافل نباشد، و از انجام آن پرهیز نماید.


ذکر دعا

ذکر چیست؟ چند نوع ذکر داریم؟ بهترین ذکر چیست؟

1- «ذکر»، یعنی یادکردن، خواه با زبان باشد، یا با قلب یا با هر دو، بعد از نسیان باشد، یا بعد از ادامه ذکر.

2-به عبارت دیگر، ذکر حالت روحی خاصی است که انسان در آن حال، دانسته خویش را مورد توجه قرار می‌دهد و گاهی به یادآوری چیزی با زبان و گاهی به حضور چیزی در قلب گفته می‌شود.

 

 فضیلت ذکر خدا

ذکر خدای سبحان از بهترین و پاکیزه‌ترین اعمال نزد خدا، برترین لذّت نزد دوستداران خدا، خوی و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشینی با محبوب واقعی بوده و مایه شرافت و رستگاری انسان می‌باشد و در آیات قرآنی و روایات اسلامی مورد سفارش واقع شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً...»2

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید... .

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«اِعْلَمُوا اَنَّ خَیْرَ اَعْمالِکُمْ عِنْدَ مَلیکِکُمْ وَ اَزْکاها وَ اَرْفَعَها فی دَرَجاتِکُمْ وَ خَیرَما طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمعسُ، ذِکْرُاللهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی فَاِنّهُ اَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقال اَنا جَلیسُ مِنْ ذَکَرَنی.»3

بدانید که بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاکیزه‌ترین آن‌ها و آنچه از همه بیشتر درجات شما را بالا می‌برد و بهترین چیزی که آفتاب بر آن تابیده، ذکر خدای سبحان است؛ زیرا خدای تعالی از خودش خبر داده، فرمود: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : لکن مقصود حقیقی از ذکر خدا، رسیدن به درجه‌ای از ایمان و اعتقاد است، که انسان بر اثر آن، پیوسته خود را زیر نظر خدا دانسته، و در نهان و آشکار، او را شاهد و ناظر اعمالش بداند و از زشتی‌ها دوری گزیده و وظایف خود را برابر او انجام دهد. به عبارت دیگر، حقیقت ذکر، توجه قلبی به خداوند متعال است که در اعمال انسان پرتو افکند علی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «ذِکْرُ اللهِ سَجِیَّةُ کُلِّ مُحْسِنٍ وَ شیمَةُ کُلِّ مُؤْمِنٍ»4 یاد خدا خصلت هر نیکوکار و خوی هر مؤمنی است. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ما مِنْ شَیءٍ اِلا وَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهی اِلَیهِ اِلا الذِّکْرَ فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهی اِلَیه...»5 هر چیزی را حدّی است که به آن منتهی می‌شود، مگر ذکر که حدّی ندارد که به آن پایان یابد... . حقیقت ذکر چیست؟ از آیات قرآنی و سخنان اولیای گرامی اسلام، استفاده می‌شود که ذکر عبارت است از یاد خدا در همه احوال و پیشامدها و توجه به حضور در محضر الهی و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش دانستن و این که هیچ امری بر او پوشیده نمی‌ماند. از این رو، هنگام رو به رو شدن با تکالیف واجب به یاد خدا بوده، آن‌ها را انجام دهد و هنگام رو به رو شدن با محرمات و معاصی از خدا غافل نباشد، و از انجام آن پرهیز نماید، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: دعا «اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ به ما تَعْمَلُونَ»6 از خدا بترسید که خدا به کارهایی که می‌کنید، آگاه است. «یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ»7 خیانت‌های چشمان و آنچه سینه‌ها پنهان ساخته می‌داند. «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَما کُنْتُمْ»8 خدا با شماست، هرجا که باشید. «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»9 ما از رگ ورید به او نزدیک‌تر هستیم. در روایتی امام صادق از جمله سخت‌ترین تکالیف خداوند بر بندگانش را «ذِکْرُ اللهِ عَلی کُلِّ مَوطِنٍ» به یاد خدا بودن در هرجا شمرده، می‌فرماید: «منظور از ذکر خدا، گفتنِ «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَکْبَر» نیست ـ گرچه این‌ها هم ذکر است ـ بلکه مقصود آن است که اگر انسان با حرام خدا روبه رو شد، یاد خدا او را از آن باز دارد.»10 امام صادق ـ علیه السلام ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل کرده که فرمود: «هر کسی که اوامر خدا را اطاعت نمود و از گناهان پرهیز کرد، همانا او ذاکر خداست، گرچه نماز و روزه (مستحبی) و قرائت قرآن او، اندک باشد و هر کس که معصیت و نافرمانی خدا نماید، خدا را فراموش کرده، گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآن او بیش از حد معمول بوده باشد.»11 از این احادیث، به خوبی روشن می‌شود که منظور از ذکر، تنها ذکر زبانی نیست، گرچه ذکر زبانی هم ذکر بوده در مکتب اسلام دارای اهمیّت است، توجه قلبی به خداوند متعال است که در اعمال انسان پرتو افکند. ذکر زبانی گرچه از تمام مراتب ذکر، نازل‌تر است ولی در عین حال مفید فایده است. زیرا که زبان در این ذکر به وظیفه خود قیام کرده و به علاوه ممکن است، این تذکّر پس از مداومت و قیام به شرایط آن، اسباب باز شدن زبان قلب نیز بشود انواع ذکر ذکر خدا انواعی دارد که برخی از آن‌ها را در زیر می‌آوریم: الف ـ ذکر زبانی: ذکر زبانی به جا آوردن حمد و ثنای الهی، نجوا کردن (آهسته حرف زدن)، درد دل کردن، درخواست کمک از درگاه خدای سبحان و پناه بردن از شر شیاطین انس و جن به آن بارگاه مقدس است. ذکر زبانی گرچه از تمام مراتب ذکر، اسباب باز شدن زبان قلب نیز بشود.12 در روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ این گونه ذکر، زیاد به چشم می‌خورد و حتی مورد سفارش قرار گرفته است. چنانچه خود آن بزرگواران نیز در این زمینه الگوی پیروان خود هستند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: دعا «... پدرم «کثیرالذّکر» بود. من او را هنگام غذا خوردن و راه رفتن در حال ذکر گفتن خدا می‌یافتم، حتی صحبت کردن با دیگران، او را از یاد خدا باز نمی‌داشت. زبانش با گفتن «لا اله الا الله» به کامش چسبیده بود. او ما را جمع می‌کرد. کسانی را که قرآن خواندن می‌دانستند به قرائت قرآن و کسانی را که قرآن خواندن نمی‌دانستند، به ذکر خدا فرمان می‌داد تا خورشید طلوع کند».13 تسبیحات حضرت زهرا ـ سلام الله علی‌ها ـ، گفتن تسبیحات اربعه، «یا الله» و «یا ربّ»، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ الْعَلیّ الْعَظیم» و استغفار و مانند آن، از جمله ذکرهای زبانی می‌باشند که هر کدام ثواب مخصوصی داشته و اثر ارزنده‌ای در انسان ایجاد می‌کند. باید توجه داشت که ذکر زبانی لقلقه زبان نشود و همراه با غفلت دل نباشد، بلکه ذکر زبانی نشان ذکر قلبی و ابراز مکنون دل باشد یا دست کم مقدمه ذکر قلبی گردد. ب ـ ذکر قلبی: ذکر قلبی همان توجه قلبی به خدای سبحان است که دل را صفا و صیقل داده، جلوه گاه محبوب می‌کند و روح را تصفیه کرده، انسان را از قید اسارت نفس می‌رهاند. اگر قلب به تذکّر محبوب و یاد حق تبارک وتعالی عادت کرد و با آن عجین شد، انسان را دگرگون می‌کند، به طوری که حرکات و سکنات چشم، زبان، دست، پا و سایر اعضا، با ذکر حق انجام می‌گیرد و برخلاف وظایف، امری انجام نمی‌دهند. کامل‌ترین و بهترین مراتب ذکر نیز همین است که در همه مراتب انسانی، جاری شده و حکمش ظاهر و باطن و نهان و آشکار را در برگیرد و اگر ذکر زبانی نیز از نظر مکتب اسلام مطلوب است و به آن سفارش شده، سرّش در آن است که زبان قلب گشوده شود و به حدی برسد که زبان، چشم، گوش و سایر اعضای بدن از قلب پیروی کنند تا بدین وسیله دل برای ورود صاحب منزل، پاک و پاکیزه گردد. ذکر عملی آن است که انسان در عمل، خدا را ناظر و شاهد اعمال و رفتار خود دانسته، هرجا که صحبت واجب باشد، آنجا حاضر بوده و هر جا که صبحت از محارم الهی، گناه و نافرمانی خدا باشد، غایب باشد و در حال گناه و نافرمانی دیده نشود. این نوع ذکر در آیات قرآن، به تعابیر گوناگون، در مورد اعمال انسانی به کار رفته است علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الذِّکْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ...»14 همانا خداوند سبحان، ذکر را جلا و صفای دل‌ها قرار داده است... . امام خمینی (قدس سرّه) می‌نویسد: «پسی عزیز! در راه ذکر و یاد محبوب، تحمّل مشاقّ هرچه بکنی، کم کرده‌ای. دل را عادت بده به یاد محبوب، بلکه به خواست خدا، صورت قلب، صورت ذکر حقّ شود و کلمه طیّبه لا اله الا الله صورت اخیره و کمال اقصای نفس گردد که از این زادی بهتر برای سلوک الی الله و مُصلحی نیکوتر برای معایب نفس و راهبری خوبتر در معارف الهیه یافت نشود. پس اگر طالب کمالات... و مهاجر الی الله هستی، قلب راعادت بده به تذکّر محبوب...»15 ج ـ ذکر عملی: ذکر عملی آن است که انسان در عمل، در مورد اعمال انسانی به کار رفته است . پی نوشت ها : 1 . قاموس قرآن، ج 3، ص 15، به نقل از مفردات قرآن، اسلامیه. 2 . احزاب، آیه 41. 3 . عدة الداعی، احمد بن فهد، ص 238. 4 . شرح غررالحکم، آمدی، ج 4، ص 30. 5 . اصول کافی، ص 258. 6 . حشر، آیه 18. 7 . غافر (مؤمن)، آیه 19. 8 . حدید، آیه 4. 9 . ق، آیه 16. 10 . بحارالانوار، مجلسی، ج 93، ص 151. 11 . همان مدرک، ص 156. 12 . اربعین حدیث، امام خمینی (قدس سره)، ج 1، ص 250، نشر فرهنگی رجا. 13 . اصول کافی، ص 258. 14 . شرح غررالحکم،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

راهکارهایی برای کنترل میل جنسی


از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است.


پشیمان نادم مرد

در مقاله پیش با عنوان "خود ارضایی اعتیاد خطرناک" تا حدودی به بررسی این معضل دامن گستر در جامعه اشاره کردیم و در این قسمت مباحثی پیرامون ازدواج و کنترل غریزه‌ی جنسی به شما عزیزان ارائه می‌دهیم باشد که راه‌گشا باشد .

اگر نظری کوتاه به سایت‌های مراجع معظم تقلید بیندازید و قسمت استفتائات را بررسی کنید بیشتر پرسش‌های جوانان عزیز مربوط به مسائل جنسی فشار این غریزه سرکش و نداشتن امکانات برای ازدواج و همچنین مبتلا بودن به مرض مهلک خود ارضایی است ،که نشان دهنده رواج این امر ناشایست بین جوانان است که آن‌ها را به ورطه انحرافات جنسی کشانده است . این هشداری است به تمام مسؤلان ذی‌ربط ، و همچنین خانواده‌های محترم است که به خود آیند و کمتر این تشریفات دست و پاگیر را سد راه جوانان عزیز کنند.

 

کسانی که نمی‌توانند ازدواج کنند 

اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود[1]و لذا چنین کسی یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و یا خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید.

قرآن کریم می‌فرماید:وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : باید از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده خودداری کرد و به محض رو به رو شدن با این امور، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد 1-چگونه مقدمات ازدواج را فراهم کنیم در زمان حاضر مشکلاتی برای ازدواج جوانان وجود دارد که مهم‌ترین آنها به مسائل اقتصادی برگشت می‌کند مسأله ازدواج و عبور از عقبات آن در محیط امروز دست کمی از عبور «رستم» از «هفت خوان افسانه‌ای» ندارد با این تفاوت که همه جوانان شجاعت و قدرت رستم را برای پشت سر نهادن این هفت خوان ندارند و یا اصولاً چنان تصمیمی نگرفته‌اند! کمتر مسأله اجتماعی مانند این مسأله از صورت اصلی و طبیعی خود بیرون رفته و این چنین پیرایه‌های زیان بخش و مزاحمی به آن بسته شده است. بیشتر ناله‌ها، شکایت‌ها، و داد و فریادهای جوانان و پدران و مادران از سنگینی بار ازدواج مربوط به همین پیرایه‌هاست. وگرنه اصل و اساس این مسأله ساده‌تر و پاکیزه و مقدس‌تر از آن است که این همه بدبختی و دردسر در پیش یا به دنبال خود داشته باشد. برای رفع مشکلات ازدواج باید به چند نکته توجه داشته باشند تا بتوانند در این مرحله از زندگی موفق شوند: 1- توکل به خدا و اعتماد به او باید انسان ایمان خود را به خدا و وعده‌هایی که داده است محکم و استوار کند و از بدگمانی و دو دلی نسبت به وعده‌های الهی به دور بوده و مطمئن باشد پروردگار بزرگ او را تنها نمی‌گذارد و به حال خود رهایش نمی‌کند. در همین رابطه برای رفع دل نگرانی نسبت به کاستی‌های معیشتی فرموده است:«اگر نیازمند باشند خدا از فضلش آنان را بی نیاز گرداند.» 2- کنار گذاشتن تشریفات زاید، هزینه‌های قابل حذف و پیشگیری و دوری کردن از مراسم پر سر و صدا و پر خرج. 3- قناعت علاوه بر دوری از تشریفات، زندگی را باید بر اساس قناعت پایه ریزی کرد و معنای قناعت آن است که در اداره زندگی به حداقل بسازد. دعا 4- بهره گیری از خلاقیت، ابتکار و تجربیات دیگران انسان موجودی است نیرومند، مبتکر، خلاق و دارای استعدادهای شگرف ذاتی که خداوند در او به ودیعت نهاده است. اگر به این نیروی خارق‌العاده پی ببرد و از آن استفاده کند قادر است بزرگ‌ترین موانع و مشکلات را با سرپنجه تدبیر از سر راه بر دارد. بهره گیری از تجربه دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان و بستگان دلسوز سرمایه گران بهایی است که فرد باید آن را با فکر و تدبیر خویش آمیخته کرده و با بهره گیری از آن بر مشکلات فایق آید. 5 - انتخاب همسر موافق و هم شأن: اگر همسر به معنای واقعی، همسری هم شأن و هم سنگ در تمام زمینه‌های گوناگون عقیدتی و مذهبی، اخلاق، فرهنگ خانوادگی، اصالت و نجابت، شغل، تحصیلات و سایر موارد باشد، بسیاری از مشکلات با هم دلی طرفین قابل رفع است علت تأکید اسلام عزیز بر اوصاف بایسته یک همسر برای آسان شدن زندگی و رهایی از گره‌های کور آن است . دوستان عزیز نباید گمان کنیم که برای رسیدن به شرایط مطلوب و پیدا کردن شاهزاده خیالاتم فعلاً با روش‌های ناپسند مثل خود ارضایی روابط نامشروع و...به انتظار نشست، این‌ها همه دام راه و از مصادیق آرزوهای دراز است که نه تنها هرگز باری نخواهد داد که به سوی نابودی می کشاندمان . مرگ در پیش است دیر یا زود نباید به قوه جوانی مغرور شد جوانی فرصت خودسازی است نه خیال پردازی نه توهم. بیایید کمی از انتظاراتمان بکاهیم و ایمانمان را از دستبرد شیطان مصون داریم. 2-کنترل غریزه جنسی اگر کسی قدرت ندارد مقدمات ازدواج را فراهم کند بلکه مشکلاتی بر سر راه او است که نمی‌تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد: 1- کنترل منفی: غالباً وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می‌آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‌شود و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‌اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعاً بهتر از عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیان‌بار و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می‌شود با چنین برداشتی از آن و تصور دشواری و زیان باری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‌هایی سرباز می‌زند. هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، روزه اخلاقی بگیرید، یعنی میزان مصرف غذا و آب مصرفی را کاهش دهید و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهید و مقدار آن را اندک اندک، کم کند 2- کنترل مثبت: غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‌ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‌ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‌ی پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. چون موجب می‌شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفو0بماند و انرژی و سرمایه‌های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. طرق کنترل مثبت 1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‌های محرک در ذهن و خیال از فکر کردن و تصور نمودن و حتی تخیل امور جنسی (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتی به قصد داشتن اطلاعات و آگاهی به سراغ مطالب جنسی و شوخی‌های جنسی و تحریک کننده در کتاب‌ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتوای خوب، مفید و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگردانی به سراغ این امور نرود. عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت علیه‌السلام فرمود:عیسی بن مریم علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدر کرده و فاسد می‌کند. [3] و همچنین به محض ورود افکار جنسی به ذهن باید سریع به نماز خواندن یا هر فکر معنوی و مثبت مثل یاد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نیت رها شدن از این فکر نیایش کرد و از خداوند کمک خواست، حتی اگر انسان در خیابان در حال حرکت و یا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می‌تواند نیت کند و به نماز خواندن مشغول شود. و در این حالت اگر در مکان خلوت باشد، تغییر محیط داده و به مکان‌های عمومی برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند. زن زنان آخرالزمانی 2-دوری از نگاه‌های مسموم و مناظر تحریک آمیز باید از نگاه کردن به مناظر، باید چشم را بسته یا به زمین و آسمان خیره شد و حتی محیط تحریک کننده را ترک کرد. 3- اجتناب از بعضی دوستان باید از گفتگوهای دوستانه و نشست‌های غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادی که کشش جنسی و تمایل به این رفتار را در انسان افزایش می‌دهند اجتناب کرد. از حضرت امام باقر علیه‌السلام این گونه روایت شده است: هر کس به سخن گوینده‌ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعاً بندگی شیطان کرده است. [4] 4- اجتناب از غذاهای محرک از خوردن غذاهای محرک مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، سوسیس، کالباس، گوشت قرمز، غذای پرچرب اجتناب کرد.و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشیدن آب و مایعات خصوصاً قبل از خواب اجتناب کرد چرا که پرخوری باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می‌شود، در حالی که اعتدال و کم خوری باعث ضعیف شدن این غریزه می‌شود. در حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب می‌کنند می‌فرمایند:هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقیناً روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‌کند. [5] و اگر کسی توان روزه گرفتن ندارید، کم کند. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی چنانچه بسیار فراتر از فشارها و رنج‌های عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می‌شود 5- اشتغال، ورزش و سرگرمی‌های مفید. هرگز انسان نباید بی کار باشد بلکه باید برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا کم فایده ولی با علاقه. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‌رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریح آن می‌شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت (بی کار و وقت آزاد) تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق علیه‌السلام در حدیث پردامنه «مفضل» می‌فرمایند:... و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می‌شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می‌شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد.[6] 7- تلاوت قرآن و ادعیه قرآن زیاد مطالعه شود و باید در معانی آن تفکر کرد چون بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می‌برد و زخم‌های پنهان را التیام می‌دهد و همت‌ها را تا آسمان‌ها بالا می‌برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می‌بخشد. امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دل‌هاست و از نور آن بر مرض‌ها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‌هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‌هاست[7]. و همچنین مأنوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبر ادعیه بیان شده خوب است و شرکت در مراسم دینی و مذهبی باعث می‌شود روحیه دینی و میزان پایبندی به رفتارهای دینی تقویت شود و افزایش یابد. خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیان‌های آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‌دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفی می‌داند. خدایا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم. پی نوشت ها : [1]. شیرازی، ناصر مکارم، استفتائات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، قم - ایران، دوم، 1427 ه ‌ ق ج 2، ص: 362 [2].نور، آیه 33 (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند) [3]. عاملی، حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1409 هجری قمری، ج 14، ص 240 (ان عیسی قال للحواریین:... ان موسی امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ا ن لم یخرق البیت) [4]. وسائل الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشی اسلامیه، ج 12، ص 236 (من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان) [5]. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء) [6]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87(... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...) [7]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
زیر بناهای فکری افراد، دیدگاه و عقیده ی فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و… تأثیر مستقیم بر ایمان و پای بندی او به انجام فرائض و اعمال و رفتار آنان دارد.[1]برای تقویت علاقه نوجوانان به عبادت باید نکات زیر رعایت شود:
جوان پسر

1- پیروی از سیره و روایات معصومین (علیهم السلام) توجه و عنایت ویژه ای داشته باشیم. امام علی (علیهم السلام) در رابطه با دوره جوانی می فرمایند: «با توجه به دانش کم جوان نادانی و جهل او معذور است .[2]

توجه به این فرمایش و دیگر دستورات معصومین (علیهم السلام) موجب صبر و متانت بیشتر انسان در قبال خطاها و لغزش های جوان می شود.

2- از بیانات یأس آور به طور جدی خودداری شود و لطف و رحمت و مهربانی خداوند را نسبت به همه بندگانش مخصوصا به جوانان یاد آور شویم. روان شناسان متعددی چون «راجرز» و «کمزواستیک» رفتار را متأثر از احساسات دانسته اند. طرز تلقی ها، ادراکات و احساسات، تعیین کننده رفتارند. بدین سبب اگر مربی آموزه های دینی را در قالبی مطرح سازد که فقط با احساس ترس، یأس و منفی گرائی همراه باشد، اهداف بالنده تربیتی دینی محقق نخواهد شد.[3] امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «دوست داشتن برتر از ترسیدن است».[4]

3- با محبت و توجه ویژه و اعطای هدایایی در مناسبت های مختلف، باید دل فرزندان را بیش از پیش به خود متمایل کرد تا برای جبران کمبودهای عاطفی خود به بیرون از خانه و دوستان غیر صالح پناه نبرند. پیامبر (صلی الله علیه وآله) در باره ی اکرام فرزندان فرمودند: «فرزندان خود را احترام کنید و نیکو تربیت نمایید».[5]

4- از بداخلاقی و خشونت پرهیز شود. امام علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «بداخلاقی دوست و خویشان را فراری می دهد و بیگانه را به بی اعتنایی و بی توجهی وا می دارد».[6]

5- تغافل نسبت به برخی از خطاهای فرزندان و وانمود نمودن بی اطلاعی از برخی اشتباهات او، چرا که در غیر این صورت حیا و خویشتن داری او نسبت به شما کاهش می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «شخص عاقل نیمی از او صبر و تحمل و نیم دیگر او تغافل است».[7]



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : حد المقدور از نصیحت مستقیم پرهیز شود و خواسته های خود را غیر مستقیم طرح کند. امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «از پدرم شنیدم که فرمودند: نصیحت خشن است و بر دیگران سخت می آید». 6- حد المقدور از نصیحت مستقیم پرهیز شود و خواسته های خود را غیر مستقیم طرح کند. امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «از پدرم شنیدم که فرمودند: نصیحت خشن است و بر دیگران سخت می آید».[8] 7- تقیّد به حضور بیشتر و صمیمانه در کنار خانواده (به ویژه پدر خانواده) به خصوص در ساعاتی که همه ی اعضاء خانواده حضور دارند که موجب مهر و صمیمیت محیط خانواده می شود. 8- انطباق کامل بین گفتار و کردار والدین و مربیان زیرا لازم است آنچه را که از دیگران می خواهیم، خود به نحو مطلوب به آن پایبند باشیم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: ”مردم را به غیر زبان (با عمل) به خیر دعوت کنید”‌.[9] 9- پرهیز از زبان تحکم، زور و تهدید و استفاده از زبان تحلیل، تفهیم و بیان حکمت احکام. زیرا عدم تبیین منطقی اسلام می تواند آسیبی باشد که به دین گریزی جوانان مسلمان منتهی شود. همانگونه که سبب دست کشیدن مسیحیان از مسیحیت و گرایش به دین اسلام عدم اقناع منطقی آنان از دینشان است.[ 10] 10- تلاش منطقی در جهت ایجاد زمینه حضور او در اماکن و مجالس مذهبی (که خالی از خرافات ها و پیرایه های غیر منطقی است) و آشنایی با چهره های موفق مذهبی میزان پایبندی او را به آموزه های دینی تقویت خواهد کرد و اگر در مناسبت های مذهبی چنین جلساتی را در منزل خویش بر پا کنید و به او نیز مسئولیتی در این مجالس بدهید بدون تأثیر نخواهد بود. 11- اگر شیوه های ملاطفت آمیز پس از مدت قابل ملاحظه ای جواب نداد آن گاه می توان از شیوه های قهرآمیز استفاده کرد، [11]: لکن باید توجه داشت که در این شیوه مانند هر شیوه ی دیگری نباید دچار افراط شویم، چرا که نتیجه ی معکوس خواهد داشت. از طرفی تا زمانی که مطمئن به مفید بودن این روش نباشیم استفاده از آن توصیه نمی شود. به همین خاطر طرد و بیرون کردن فرزند از خانه عمل شایسته ای به نظر نمی رسد. به هر حال اگر مربی و بطور خاص والدین نسبت به مسئولیتی که در تربیت فرزندشان بر عهده شان گذاشته شده کوتاهی و تقصیر نکرده باشند با این حال تأثیرگذار نبودند، نباید خود را ملامت و سرزنش نمایند چون انسان آزاد آفریده شده و در تصمیم گیری ها آزاد است[12] و هر کس باید پاسخگوی اعمال خویش باشد. زبان عربى و عبادت نوجوان جوان جنگ به اعتراف اهل فن زبان عربى یکى از وسیع‏ترین و جامع‏ترین زبان‏هاى دنیاست، و در آن قابلیت های زیادی وجود دارد که معانى عمیق و دقیق را با رساترین لغات و قوى‏ترین ادبیات، بازگو کند.[13]خداوند براى سخن گفتن با بشر و بیان حقایق هستى و در نتیجه هدایت انسان‏ها از زبان عربى استفاده نموده است، از آن جا که اسلام یک دین جهانى است[14] و تشکیل امت واحد در دستور کار چنین دینى قرار دارد، همان طور که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز در بدو تشکیل حکومت در مدینه، بین مسلمانان عقد اخوت بست و آنها را به وحدت فرا خواند. این اصل، در بسیارى از عبادت‏هاى اسلامى خود را نشان داده و تجلى پیدا کرده است. خواندن نماز و سایر عبادت‏ها به زبان عربى نیز نشانه‏اى از جهانى بودن دین اسلام است؛ زیرا جمعیتى که در یک جبهه و صف واحد قرار مى‏گیرند، ناگزیرند زبان واحدى داشته باشند تا به وسیله‏ آن با هم تفاهم کنند؛ یعنى باید علاوه بر زبان مادرى و محلى، یک زبان عمومى و جهانى هم داشته باشند؛ چراکه یقیناً وحدت چنین جمعیتى بدون یک زبان واحد، کامل نیست.[15] امروزه، عده‏اى از متفکران معتقدند: تا دنیا به صورت یک کشور در نیاید، مردم جهان روى سعادت را نخواهند دید و بدین منظور نقشه‏هایى طرح کرده‏اند و یکى از موارد برنامه‏ آنها به وجود آوردن یک زبان بین المللى و جهانى است. آیا در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) با توجه به مخاطبان اولیه ى اسلام و فرهنگ آن روز دنیا ولزوم و ضرورت هدایت انسان‏ها در طول تاریخ و رسیدن به وحدت و یک پارچگى، راهى غیر از این وجود داشت که کاملترین زبان به عنوان زبان قرآن و عبادات انتخاب گردد تا هم بیانگر معانى عمیق و حقایق لطیف باشد و هم در پرتو آن، انسان‏ها به همبستگى و حسن تفاهم اسلامى برسند؟ حال تصور کنید که اگر مثلاً در نماز جماعت مسجد الحرام در ایام حج، هر کس موظف مى‏بود اذکار نماز را به زبان محلى خودش بخواند آیا این هرج ومرج بوجود آمده، زشت و مستهجن نبود؟! البته واحد بودن زبان نماز گرچه مربوط به شکل و ظاهر نماز است، اما موجب مى‏شود باطن و روح عبادت هم محفوظ بماند یعنى اگر بنا بود که هر کس با زبان خودش نماز بخواند، احتمال تحریف و آمیخته شدن آن به خرافات و مطالب بى‏اساس که بر اثر ترجمه‏هاى غلطِ افراد غیر وارد رخ مى‏داد، منتفى نبود و خواندن قرآن به صورت معین و زبان به خصوص، روح نماز را از مبتلا شدن به چنین خطرى نگاه مى‏دارد. خداوند از طریق قرآن نازل با بشر سخن گفته است و بشر براى پاسخ به کلام خداوند باید آن را بفهمد. ائمه‏علیهم السلام از آنجا که به طور کامل قرآن را درک کرده‏اند و خود حقایق قرآنند، بهترین پاسخ رادر قالب دعاها به خداوند داده‏اند. به بیان دیگر سخن خداوند، قرآن نازل است و دعاهاى ائمه‏ (ع)، قرآن صاعد؛ قرآن سخن خداوند با بشر است و دعا سخن بشر با خداوند براى تکمیل بحث لازم است دو نکته یادآورى گردد: 1- لازم نیست حتماً دعاها به عربى خوانده شوند؛ حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است، اگرچه بهتر است دعاهایى که از ائمه‏ (علیهم السلام) صادر شده‏اند با عنایت و توجه به معانى آنها، به زبان عربى باشند. مطلب زیر دلیل این امر را براى ما واضح مى‏سازد: خداوند از طریق قرآن نازل با بشر سخن گفته است و بشر براى پاسخ به کلام خداوند باید آن را بفهمد. ائمه‏علیهم السلام از آنجا که به طور کامل قرآن را درک کرده‏اند و خود حقایق قرآنند، قرآن نازل است و دعاهاى ائمه‏(علیهم السلام)، قرآن صاعد؛ قرآن سخن خداوند با بشر است و دعا سخن بشر با خداوند. از این روى دعاها همچون قرآن، مشتمل بر حقایق و معارف عمیقى هستند که زبان عربى بهترین زبان براى بازگو کردن آنهاست. 2- آنچه گفته شد به معناى بى توجهى مسلمانان به معانى اذکار در نماز و… نیست؛ بلکه بر هر مسلمان لازم است که با معناى نماز و دعاها آشنا گردد تا بفهمد با خداى خود چه مى‏گوید، و در این صورت است که اعمال او خشک و بى‏روح تلقى نخواهند شد و سکوى پرواز او به سوى ابدیت خواهند گشت. پی نوشت ها : [1] تَفَکُّرُ سَاعَةٍ اَفضَلُ مِن عِبَادَةِ سَبعِینَ سَنَةٍ، »تفسیر عیاشی، ج 2، ص 208؛ مستدرک الوسائل، ج2، ص 105. [2] نک: نرم افزار پرسمان. [3] غرر الحکم، ص 76، «جهل الشباب معذور و علمه محصور». [4] تقویت نظام خانواده، ج 1، ص 266. [5] شیخ کلینی، الکافی جلد8 ص 128. [6] مستدرک الوسائل، ج 15، ص 168؛ «اکرموا اولادکم واحسنوا آدابهم». [7] غرر الحکم، ص 435. [8] محمدی ری شهری، میزان الحکمه حدیث 14915. [9] کشف الغمة، ج3، ص 84. [10] محدث نوری، مسترک الوسائل جلد8 ص 456. [11] دکترساجدی، دین گریزی چرا، دین گرائی چه سان ؟ص 226. [12] علامه مجلسی، بحار الانوار جلد31 ص 503، «آخر الدواء الکی آخرین دارو داغ نهادن است» [13] انسان، 3 .”‌راه را به او نشان دادیم یا(راه درست را انتخاب می کندو می پیماید و)سپاسگزار است یا(منحرف می شود و)ناسپاس”‌. [14] المیزان، ج 4، ص 160 ؛ تفسیر نمونه، ج9، ص 300 و ج 13، ص 311 و ج 21، ص 8 ؛ پاسخ به پرسش‏هاى مذهبى آیت الله مکارم شیرازى و آیت الله سبحانى، ص 293. [15] اعراف، 158 – انعام، 19 – انبیاء، 107 – احزاب، 40 – سجده، 42 – ر.ک: المیزان، ج4، ص 159 – 161 .،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

نکته ای در باب سؤال و جواب قیامت


یکی از ویژگی های روز رستاخیز که در منابع دینی از آن یاد شده است، سؤال و جواب در آن روز است. آیاتی که در این زمینه وجود دارد را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
زمین قیامت

1- آیاتی که به عمومی و فراگیر بودن سؤال در روز قیامت می پردازند. که در این باره می توان از آیات زیر یاد کرد:

«به یقین از کسانی که پیامبران به ایشان فرستاده شدند و از پیامبران سؤال خواهیم کرد».[1] «سوگند به پروردگارت بی تردید از همه آنها از آنچه انجام می دهند سؤال خواهیم کرد».[2]

2- آیاتی که می گوید از گناه گناه­کاران سؤال نمی شود. خداوند می فرماید: «در آن روز از هیچ انس و جنی درباره گناهش پرسیده نمی شود».[3]

درباره این دو دسته از آیات دو پرسش مهم وجود دارد:

1- تعارض و ناسازگاری میان این دو دسته از آیات چگونه مرتفع می شود؟

2- سؤال از پیامبران به چه معنا است؟

پیش از پرداختن به پاسخ این دو پرسش مقدمه­ای بیان می گردد. در یک تقسیم بندی، استفهام یا سؤال بر دو بخش تقسیم شده است:

الف. حقیقی: گاهی استفهام حقیقی است؛ یعنی سؤال کننده مطلبی را نمی داند و به غرض فهمیدن می پرسد؛ مانند سؤالی که ساحران از فرعون پرسیدند: «اگر ما بر موسی پیروز شدیم، آیا برای ما پاداشی خواهد بود»؟[4]

ب. مجازی: گاهی استفهام مجازی است؛ یعنی پرسش کننده به علت فهمیدن نمی پرسد، بلکه اغراض دیگری؛ چون تهدید یا ملامت یا مسخره کردن یا تعظیم و … دارد، ولی ظاهر سخنش سؤالی است. چه بسا جواب پرسش خود را نیز بداند؛ مانند آن جایی که خداوند به غرض ملامت کردن بت پرستان می فرماید: «آیا به دروغ خدایانی غیر از الله را می پرستید».[5]

استفهام های خدا از قسم دوم است؛ چون هیچ چیز از خدا پنهان نیست و او بر هر چیزی آگاه است از این رو هیچ وقت برای فهمیدن نمی پرسد: «هیچ ذره ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست».[6]

در قیامت مواقف و مراحل مختلفی وجود دارد در برخی از این مراحل به هیچ کس حق صحبت کردن داده نمی شود و هیچ سؤال و جوابی نیست که برخی از آیات به این مراحل اشاره دارد؛ ولی در بعضی از مواقف و مراحل دیگر سؤال و جواب مطرح است که برخی از آیات نیز ناظر به این مواقف است

هر چند همه سؤال های خداوند مجازی است، ولی همه آنها از یک سنخ نیستند و دارای اقسام مختلفی هستند. گاهی برای اقرار گرفتن می پرسد، گاهی برای نفی و گاهی به غرض ملامت و سرزنش کردن و گاه به عللی دیگر سؤال می کند.

سؤال در روز رستاخیز عمومی است، ولی نوع سؤال­ها متفاوت است؛ هر چند که همه سؤال های خداوند مجازی است و برای دانستن نمی پرسد، در عین حال پرسش­های مجازی نیز انواع مختلفی دارد. سؤال از مردم برای کسب اطلاع و کشف حقیقت نیست؛ زیرا خداوند می فرماید: «افراد مجرم به سیمای خود شناخته می شوند»،[7] بلکه سؤال خداوند از گناهکاران، سؤال توبیخی و به علت ملامت کردن آنها است، که چرا با وجود این همه آیات و بینات باز نافرمانی و معصیت کردید.

 

فراگیر بودن سؤال و جواب در قیامت

این که در برخی از آیات آمده است که خداوند برخی را بدون حساب و سؤال و جواب به بهشت و یا جهنم می برد، ولی در برخی دیگر؛ مانند آیه 6 سوره اعراف می فرماید که از همه سؤال می شود و حتی انبیای خود را نیز استثنا نمی کند. در ظاهر این دو دسته از آیات باهم تنافی و تعارض دارند. برای رفع این تعارض ظاهری پاسخ هایی داده شده است که در زیر به دو نمونه از این جواب­ها پرداخته می شود:

الف. هر جا گفته شده است که خداوند سؤال نمی کند، منظور سؤال حقیقی بوده است؛ یعنی خداوند برای فهمیدن گناهکار بودن یا نیکوکار بودن بندگان از آنها سؤال نمی کند؛ زیرا خداوند به هر چیزی آگاه است.[8] در مواردی هم که خداوند می فرماید همه مسئول هستند و همه باز خواست می شوند، مقصود استفهام مجازی است.

ب. در قیامت مواقف و مراحل مختلفی وجود دارد در برخی از این مراحل به هیچ کس حق صحبت کردن داده نمی شود و هیچ سؤال و جوابی نیست که برخی از آیات به این مراحل اشاره دارد؛ ولی در بعضی از مواقف و مراحل دیگر سؤال و جواب مطرح است که برخی از آیات نیز ناظر به این مواقف است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سؤال از انبیای الهی قیامت در این که مقصود خداوند از سؤال از پیامبران چیست، نظریات مختلفی وجود دارد: 1 برخی معتقدند این سؤالات به منظور توبیخ پیامبران نیست، بلکه به منظور توبیخ کفار است.[9] می خواهد به کفار بفهماند که با وجود این که پیامبران آنها را از عواقب نافرمانی و طغیان ترساندند و آن چه از سوی خدا به پیامبران واگذار شده بود به نحو احسن به انجام رساندند، چرا باز عصیان کردید؟! 2 برخی نیز گفته­اند که منظور از سؤال از پیامبر این است که پیامبر شهادت بدهد که مردم در برابر تبلیغ پیام الهی به آنها چه واکنشی نشان دادند؟ و چه پاسخی به فرستاده خدا گفتند و با او چگونه رفتار نمودند؟[10] در حدیثی از حضرت علی (ع) نقل شده است که حضرت فرمود: «در روز قیامت از انبیا درباره به انجام رساندن رسالتشان می پرسند، پیامبران پاسخ می­دهند که پیام و رسالت الهی را به امٌت ها رساندند و از امت ها نیز درباره رسالت پیامبران می پرسند و آنها انکار می­کنند و می گویند: بشارت دهنده و انذار کننده ای پیش ما نیامد و از رسول اکرم (ص) می پرسند و حضرت به راست­گویی پیامبران و دروغ انکار کنندگان گواهی می دهد».[11] 3 برخی نیز گفته­اند که تعظیم و تشریف پیامبران سبب این سؤال است.[12]با این سؤال، شرافت و عظمت انبیا برای دیگران بیان می گردد. گاهی از کسی در حضور دیگران پرسشی می شود نه به هدف فهمیدن، بلکه به این نیت که برتری او را نشان داده شود. 4 گاهی نیز سؤال از پیامبران برای اقرار گرفتن از پیامبر در برابر امتش، و محکومیت گناهکاران است همچنان که خداوند از حضرت عیسی (ع) سؤال می کند: «آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او مى‏گوید: «منزهى تو! … .[13] پی نوشت ها : [1]. اعراف، 6 [2]. حجر، 92و 93 [3]. رحمان، 39 [4]. شعراء، 41 [5]. صافات، 86 [6]. یونس، 61 [7]. رحمان، 39 [8]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 334، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1409 هـ ق. [9]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ص 218، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1415 هـ ق. [10]. طبرسی، جوامع الجامع، ج1، ص 641، مؤسسه نشر اسلامی، قم، 1418 هـق. [11]. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 2، ص 180 و ج‏1، ص 452، چاپ دوم، مکتبة الصدر، تهران، 1374هـش. [12]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ص 5، کتاب فروشی اسلامیه، 1344 ه.ش. [13]مائده، 116،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند .


آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟
ویژگیهای عبادالرحمن (پرهیز شدید از گواهی دروغ و شرکت در مجالس گناه)

قرآن در مورد یکی از مهم‌ترین ویژگی بندگان ممتاز خدا چنین می‌فرماید: «والذین لایشهدون الزور.» (1) آن‌ها از گواهی به باطل (و شرکت در مجالس باطل) دوری می‌کنند.

این ویژگی از صفات برجسته بندگان ممتاز خداوند است که موجب رعایت حقوق دیگران، و آلوده نشدن به هرگونه بیهوده گرایی و امور باطل و پوچ خواهد شد، و نیز نقش به سزایی در واقع گرایی و استفاده مفید از وقت و بهسازی خواهد داشت.

واژه «زور» در اصل به معنی انحراف از حق است، و این معنی دارای مصادیق متعددی مانند: باطل، دروغ، موسیقی حرام، ظلم و تعدی می‌باشد، اما بر اساس روایات، این واژه بیشتر در مورد دروغ، تهمت و مجالس بیهوده و غنا و باطل استعمال شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : در مورد معنی «شهادت زور» که در آیه بالا از آن نهی شده و ترک آن از ویژگی‌های بندگان ممتاز خداوند شمرده شده است، مفسران دو معنی ذکر کرده‌اند که هیچ مانعی ندارد که منظور از آیه فوق، هر دو معنی باشد: 1 - آنان گواهی به دروغ نمی‌دهند، امضای ناحق نمی‌کنند، امور باطل را تایید نمی‌نمایند. 2 - آن‌ها در مجالس عیاشی و ساز و آواز باطل شرکت نمی‌کنند، و با حضور خود، مجالس لغو و بیهوده و پدید آورندگان آنان را تایید نمی‌نمایند، بنابراین، این آیه بیانگر پرهیز از دو آفت بزرگ و ویرانگر حقوقی و اجتماعی است که اگر وارد جامعه شود، بزرگ‌ترین ضربه را بر امنیت، روابط حسنه و عدالت می‌زند، و انسان‌ها را به راه‌های خطرناک انحرافی می‌کشاند. بنابراین لازم است به شرح هر یک از دو معنی بپردازیم تا زشتی این دو گناه و آفت بزرگ برای ما روشن‌تر گردد. ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، و صفتی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» 1 - پرهیز از گواهی دروغین گواهی دروغ یا امضای ناحق، همان تهمت است که از گناهان کبیره و حق‌الناس بوده، و در زبان آیات و روایات به عنوان بهتان مطرح است که گناه مضاعف می‌باشد، زیرا هم دروغ است و هم با گواهی به آن حقی را باطل و باطلی را حق جلوه می‌دهد و موجب پایمال شدن حقوق دیگران می‌شود. آفت گواهی دروغین به قدری زشت و مفسده انگیز است که قرآن آن را در کنار بت پرستی قرار داده و به شدت از آن نهی فرموده، آنجا که می‌فرماید: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»(2) از پلیدی‌های بت‌ها اجتناب کنید، و از سخن باطل بپرهیزید. بزرگی گناه بهتان و تهمت که همان گواهی به دروغ است آن چنان در نابودی ایمان اثر دارد که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا اتهم المؤمن اخاه، انمات الایمان فی قلبه، کما ینمات الملح فی الماء» (3) کسی که به برادر دینی‌اش تهمت بزند، ایمان در قلب او چنان ذوب می‌شود که نمک در میان آب ذوب می‌گردد. به همین نسبت، مجازات الهی و کیفر اخروی تهمت زننده، بسیار سخت و کمر شکن است، ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» (4) گناه و از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده فرمود: «من شهد شهادة زور علی رجل مسلم او ذمی او من کان من الناس غلق بلسانه یوم القیامة و هو مع المنافقین فی الدرک الاسفل من النار» (5) کسی که گواهی دروغین بر مسلمان یا کافر ذمی و یا هر انسان دیگری بدهد، در روز قیامت به زبانش بسته می‌شود و او همراه منافقین در پایین‌ترین درکه‌های دوزخ می‌باشد. در حدیث دیگر آمده: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه، اقامه الله یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه» (6) کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، یا چیزی به آن‌ها نسبت دهد که در آن‌ها نیست، خداوند او را در قیامت بر روی تلی از آتش، متوقف می‌کند، تا از بند آن تهمت (با راضی شدن متهم) آزاد گردد. راه‌هایی برای گواهی به دروغ باید توجه داشت که گواهی به دروغ، گوناگون است مانند: تهمت‌های سیاسی، تهمت‌های ناموسی، تهمت‌های مالی و اقتصادی، و ... در میان این تهمت‌ها و گواهی‌های دروغین، تهمت‌های سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمت‌ها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری می‌یابد، کم‌ترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیده‌اند، پاک کند، و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفته‌ام و آن کس منزه از این نسبت‌های ناروا است. مانند تهمتی که قارون می‌خواست توسط یک زن آلوده به حضرت موسی (علیه السلام) بزند، ولی خداوند موسی علیه السلام(علیه السلام) را از آن تهمت حفظ کرد، و چنان بر قارون غضب نمود که به زمین فرمان داد تا قارون و اموالش را در کام خود فرو ببرد، و زمین نیز این فرمان را اجرا نمود. (7). یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، شرکت در مجالس بیهوده و باطل و حضور در آن مجالس است، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود تهمت ناموسی؛ شدیدترین گناه و سنگین‌ترین مجازات تهمت ناموسی دارای گناه شدید تر و مجازات سنگین‌تر است، به طوری که علاوه بر مجازات سخت اخروی در دنیا نیز دارای کیفر سخت است. چنان که در قرآن کریم می‌خوانیم: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون»(8) و کسانی که به زنان پاک‌دامن تهمت می‌زنند، سپس چهار شاهد (در نزد قاضی) برای مدعای خود نمی‌آورند، آن‌ها را هشتاد تازیانه بزنید، و گواهیشان را هرگز نپذیرید، و آن‌ها همان فاسقانند. این آیه بیانگر آن است که اگر انسان به زن پاک‌دامن نسبت ناروای ناموسی بدهد، هرچند راست بگوید، باید چهار شاهد اقامه کند وگرنه به عنوان مجرم، باید هشتاد تازیانه بخورد ... این حد همان است که در فقه اسلامی به «حد قذف» معروف است که شامل نسبت زنا و لواط می‌شود که اگر کسی مرتکب آن شد، باید هشتاد تازیانه به عنوان حد قذف بر او جاری ساخت، و اگر این تهمت چهار بار تکرار گردد، و پس از هر بار، حد بر او جاری شود، پس از چهار بار، حکم او اعدام است. (9) 2 - پرهیز از شرکت در مجالس باطل یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود. همچنین هم‌نشینی با افراد ناصالح که معمولاً گناه می‌کنند، یکی از مصادیق شاهد زور است، زیرا موجب تایید عمل آن‌ها و تشویق آن‌ها به گناه خواهد شد، مگر این که فریضه نهی از منکر اقتضا کند که انسان در آن مجالس شرکت نموده و موجب تغییر آن مجالس گردد. گناه پارتی در قرآن مجید، با تعبیرات گوناگون از شرکت در مجالس لهو، نهی شده است از جمله می‌خوانیم: «و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره ...»(10) و خداوند در قرآن این فرمان را به شما داده است که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند در کنار آن‌ها ننشینید، تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه شما هم مثل آن‌ها خواهید بود، خداوند، همه منافقان و کافران را در دوزخ جمع می‌کند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لاینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه، و لا یقدر علی تغییره» (11) شایسته نیست مؤمن در مجلسی شرکت کند که در آن معصیت خدا می‌شود و آن مؤمن قدرت بر دگرگونی آن مجلس را ندارد. نتیجه و جمع بندی یک انسان مسلمان، از نظر قرآن و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیه السلام) مسئول است که در تایید حق و دفاع از حق بکوشد و جامعه را به سوی خدا و مظاهر دین سوق دهد، چنین وظیفه‌ای اقتضا می‌کند که هرگز شاهد زور نباشد; یعنی نه گواهی به دروغ بدهد، و نه موجب تایید و تشویق گناه شود، چنان که قرآن می‌فرماید: «و تعاونوا علی البر والتقوی و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان » (12) در راه نیکی و پرهیزکاری با هم همکاری کنید، و برای گناه و تعدی همکاری نکنید . باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند . در حدیثی می‌خوانیم عبد الا علی از امام باقر (علیه السلام) پرسید: منظور از این آیه که می‌فرماید: «واجتنبوا قول الزور» (13) از سخن زور اجتناب کنید، چیست؟ فرمود: «الغنا» منظور غنا و موسیقی حرام است . (14) نیز طبق روایات متعددی که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده، منظور از واژه زور در آیه مورد بحث «لایشهدون الزور» غنا (یعنی موسیقی‌های حرام) است، و در ذیل این آیه فرمودند: «یعنی بندگان ممتاز خدا از شرکت در مجالس فاسقان، و حضور در مجالس باطل و بیهوده، پرهیز می‌کنند .» (15) پی‌نوشت‌ها: 1 . فرقان (25) آیه 72 . 2 . حج (22) آیه 30 . 3 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 613 . 4 . همان، ص 603 . 5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 76، ص 364 . 6 . وسائل الشیعه، ص 603 و 604 . 7. چنانکه این مطلب در آیه 81 سوره قصص آمده است . 8. نور (24) آیه 4 . 9. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 474 و 476 . 10. نساء (4) آیه 140 . نظیر این مطلب در آیه 68 انعام آمده است . 11. شیخ کلینی، اصول کافی، ص 374 . 12. مائده (4) آیه 2 . 13. حج (22) آیه 30 . 14. بحارالانوار، ج 79، ص 245 . 15. شیخ عبد علی بن جمعه حویزی، نورالثقلین، ج 4، ص 41 .،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic