پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
شب قدرسیمای سوره قدر

سوره قدر در مکه نازل شده و دارای ۵ آیه است. کلمه قدر به معنی اندازه، سنجش و ارزش است.

این سوره، در حدود سال ۴ بعثت، بعد از سوره عبس‏ در مکه نازل شده‌است و همانند دیگر سوره‏ هاى مكّى، آیاتش كوتاه و موزون است.

 این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏ یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏ پذیرد.

 روایات متعدّدى در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به كسى كه آن را در نماز واجب بخواند خطاب مى ‏شود: «غفر اللّه لك ما مضى فاستأنف العمل»(وسائل الشیعه، ج 6، ص 79.) خداوند گذشته تو را بخشید، از نو آغاز كن.

 امام رضاعلیه السلام فرمود: كسى كه در زیارت قبور مؤمنین، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و كسى كه این سوره را تلاوت كرده است، مى‏ آمرزد.( تفسیر نورالثقلین)

از پیامبر اسلام نقل شده:
هرکس آن را تلاوت کند پاداش کسی را دارد که ماه رمضان را روزه بگیرد، و شب قدر را احیا داشته‌است.
التماس دعا .






نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : شب قدرسیمای سوره قدر سوره قدر در مکه نازل شده و دارای ۵ آیه است. کلمه قدر به معنی اندازه، سنجش و ارزش است. این سوره، در حدود سال ۴ بعثت، بعد از سوره عبس‏ در مکه نازل شده‌است و همانند دیگر سوره‏ هاى مكّى، آیاتش كوتاه و موزون است. این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏ یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏ پذیرد. روایات متعدّدى در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به كسى كه آن را در نماز واجب بخواند خطاب مى ‏شود: «غفر اللّه لك ما مضى فاستأنف العمل»(وسائل الشیعه، ج 6، ص 79.) خداوند گذشته تو را بخشید، از نو آغاز كن. امام رضاعلیه السلام فرمود: كسى كه در زیارت قبور مؤمنین، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و كسى كه این سوره را تلاوت كرده است، مى‏ آمرزد.( تفسیر نورالثقلین) از پیامبر اسلام نقل شده: هرکس آن را تلاوت کند پاداش کسی را دارد که ماه رمضان را روزه بگیرد، و شب قدر را احیا داشته‌است. التماس دعا . منبع : تفسیر نور. آشنایی با سوره ها(شناخت سوره های قرآن).جواد محدثی.1374.قم.دفتر تبلیغات اسلامی ویژه نامه ماه مبارک رمضان "بینات" - مطلب دهم .،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

تا تکلیف است مخالفت و معصیت تصور دارد، و قهراً چنین روزی با روز نفخ اوّل تطبیق می‌گردد، پس ”‌‌یوم وقت معلوم”‌‌‌ که خدا تا آن روز ابلیس را مهلت داده همان روز نفخ اوّل است، و میان نفخه اول و دوم که همه را زنده می‌کند چهار صد و یا چهل سال (به اختلاف روایات) فاصله دارد، و تفاوت میان آنچه که ابلیس خواسته و آنچه که خدا اجابت فرموده همین چند سال است.


شیطان مرد سلاح انسان

در باره این موضوع ضروری است چند نکته را بیان نماییم:

1- ابلیس فرزندان[1] و سربازانی داردکه وی را در امر گمراه کردن انسان‌ها کمک می‌کنند. در متون دینی از همه اینها به شیطان  تعبیر آورده می‌شود.

2- در قرآن آمده است که ابلیس بعد از تمرّد سجده نکردن بر آدم و رانده شدن از درگاه الهی، از خداوند درخواست مهلت کرد: ”‌گفت: پروردگارا تا روز  قیامت به من مهلت بده”‌‌[2] و تقاضای او به اجابت رسید و خداوند فرمود: ”‌به تو مهلت داده خواهد شد”‌‌.[3] گرچه در این آیات تصریح نشده است که چه اندازه از تقاضای شیطان پذیرفته شد، ولی در آیه 38 سوره حجر می‌خوانیم که به او گفته شد: ”‌به تو تا روز معینی مهلت داده خواهد شد”‌‌.[4] یعنی تمام تقاضای او به اجابت نرسید، بلکه به مقداری که خداوند می‌خواست انجام شد.[5]

3- در باره معنای ”‌تا روز معین”‌‌ در روایات تفاسیر متعددی بیان شده است :

بعضی آن را پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف می‌دانند؛ چرا که در آن روز همه موجودات زنده می‌میرند، و تنها ذات پاک خداوند می‌ماند[6] و به این ترتیب به قسمتی از خواسته ابلیس ترتیب اثر داده شده.

تفسیر اوّل از همه مناسب‌تر است و در روایتی که در تفسیر برهان از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است که ابلیس بین نفخه اول و دوم می‌میرد

بعضی احتمال داده‌اند منظور از آن روز قیامت است،[7] ولی این احتمال نه با ظاهر آیات مورد بحث سازگار است که لحن آن نشان می‌دهد با تمام خواسته او موافقت نشد، و نه با آیات دیگر قرآن که خبر از مرگ عموم زندگان در پایان این جهان می‌دهد.[8]

این احتمال نیز وجود دارد که آیه فوق اشاره به زمانی باشد که هیچ کس جز خدا نمی‌داند.[9]

برخی معتقدند: تفسیر اوّل از همه مناسب‌تر است و در روایتی که در تفسیر برهان از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است که ابلیس بین نفخه اول و دوم می‌میرد.[10]

برای تأیید این عقیده، استدلال شده است که: تا تکلیف است مخالفت و معصیت تصور دارد، و قهراً چنین روزی با روز نفخ اوّل تطبیق می‌گردد، پس ”‌یوم وقت معلوم”‌‌ که خدا تا آن روز ابلیس را مهلت داده همان روز نفخ اوّل است، و میان نفخه اول و دوم که همه را زنده می‌کند چهار صد و یا چهل سال (به اختلاف روایات) فاصله دارد، و تفاوت میان آنچه که ابلیس خواسته و آنچه که خدا اجابت فرموده همین چند سال است.[11]



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : دلیل عقلیی و نقلی قائم است بر این که بشر به سوی سعادت سیر نموده و این نوع به زودی به کمال سعادت خود می‌رسد و مجتمع انسانی از گناه و شر رهایی یافته، به خیر و صلاح خالص می‌رسد، به طوری که در روی زمین جز خدا کسی پرستش نمی‌شود و بساط کفر و فسوق برچیده می‌گردد، و زندگی نیکو گشته مرض‌های درونی و وساوس قلبی از میان می‌رود علامه طباطبائی در این باره می‌گوید: این وجه خوبی است، اما عیبی که دارد این است که این ادعا که: ”‌تا تکلیف هست مخالفت و معصیت تصور دارد”‌‌ مقدمه‌ای است که نه در حد خود روشن است، و نه دلیلی بر آن است؛ برای این که بیشتر اعتماد مفسران در این دعوا به آیات و روایاتی است که هر کفر و فسق موجود در نوع آدمی را مستند به اغوای ابلیس و وسوسه او می‌داند؛ مانند آیه 60 سوره یس، [12] و آیه 22 سوره ابراهیم، [13] و آیاتی دیگر که مقتضای آن‌ها این است که تا تکلیف باشد ابلیس هم هست، و تکلیف هم باقی است تا آدمی باقی باشد، و از این جا نتیجه بالا را گرفته‌اند. اما در این که استناد معصیت آدمیان به اغوای شیطان تا اندازه‌ای مستفاد از آیات و روایات است حرفی نیست. چیزی که هست این آیات و روایات تنها اقتضا دارند که تا معصیت و گمراهی در زمین باشد ابلیس هم هست، نه این که تا تکلیف هست ابلیس هم باشد؛ چون دلیلی نداریم که ملازمه میان وجود معصیت و وجود تکلیف را اثبات کند. شیطان پرستی بلکه دلیل عقلیی و نقلی قائم است بر این که بشر به سوی سعادت سیر نموده و این نوع به زودی به کمال سعادت خود می‌رسد و مجتمع انسانی از گناه و شر رهایی یافته، و زندگی نیکو گشته مرض‌های درونی و وساوس قلبی از میان می‌رود.[14] پس وقت معلوم نه روز قیامت است و نه پایان دنیا و زمانی که تکلیف برچیده می‌شود، بلکه زمانی است که هنوز دنیا پابرجا است و انسان‌ها دارای تکلیف اند. مؤید این نظر روایاتی است که در باب رجعت وارد شده است.[15] در تفسیر قمی به سند خود از محمد بن یونس از مردی از امام صادق (ع) روایت کرده که در تفسیر آیه: ”‌فَأَنْظِرْنِی… إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ”‌‌ فرمود: در روز وقت معلوم رسول خدا (ص) او را بر روی سنگ بیت المقدس ذبح می‌کند.[16] روایات در این باب بسیار است.[17] 4- ممکن است این پرسش مطرح گردد که اگر این طور باشد، دیگر نباید بعد از آن، خرابکاری در جهان پیدا شود، که در جواب می‌گوییم: کار شیطان تزیین و بزرگ جلوه دادن دنیا است.[18] لذا ممکن است حتی بعد از هلاک شیطان هم کسانی که شیطان بذر اعمال زشت را در وجودشان کاشته، همچنان مرتکب معصیت شوند.[19] پی نوشت ها : [1]. کهف، 50 [2]. ”‌قالَ رب أَنْظِرْنی إِلی یوْمِ یبْعَثُون”‌‌، اعراف، 14 [3] . ”‌قالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ”‌‌. [4]. ”‌فانک من المنظرین، الی یوم الوقت المعلوم”‌‌، حجر، 37 – 38 منظور از وقت معلوم یا ظهور حضرت حجت (ع) است و یا ابتدای قیامت. [5]. تفسیر نمونه، ج 6، ص 109 [6]. چنان که در آیه 88 سوره قصص می‌خوانیم: ”‌کلشی‌ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ”‌‌. [7]. زیرا ابلیس می‌خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص این که تعبیر به یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. [8]. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 235 [9]. زیرا اگر خداوند آن وقت را آشکار می‌ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشی بیشتری می‌شد؛ مجمع البیان، ص 337، به نقل از بلخی. برای رد آن. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ص 236 [10]. ”‌تفسیر برهان، ج 2، ص 342؛ نور الثقلین، ج 3، ص 13، ح 45؛ تفسیر نمونه، ج 19، ص 344 و ج 11، ص 72 [11]. نک: ترجمه تفسیر المیزان، ص 237 [12]. ”‌أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ”‌‌؛ ای بنی آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید که او شما را دشمنی آشکار است؟ [13]. ”‌وَ قالَ الشَّیطانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ …”‌‌؛ و چون حکم به پایان رسد در آن حال شیطان گوید خدا به شما به حق و راستی وعده داد و من به خلاف حقیقت. [14] . ترجمه تفسیر المیزان، ص 237 ؛ همچنین نک: مباحث نبوت، در جلد دوم این کتاب و نیز قصص نوح، در جلد دهم. .[15] مرحوم علامه طباطبائی در جمع بین روایات وارده می‌گویند: در روایات وارده از طرق امامان اهل بیت (ع) غالب آیات مربوط به قیامت گاهی به روز ظهور مهدی (ع) و گاهی به روز رجعت و گاهی به روز قیامت تفسیر شده و این بدان جهت است که هر سه روز در این که روز بروز حقایقاند، مشترکاند، هر چند که بروز حقایق در آن‌ها مختلف و دارای شدت و ضعف است. بنابراین، حکم قیامت بر آن دو روز دیگر هم جاری است. دقت فرمایید. ترجمه تفسیر المیزان، ص 258 .[16] تفسیر قمی، ج 1، ص 349 در تفسیر عیاشی از وهب بن جمیع و در تفسیر برهان از شرف الدین نجفی با حذف سند از وهب نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع) از ابلیس پرسش نمودم، و این که منظور از”‌‌ یوم وقت معلوم”‌‌ در آیه: ”‌رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ”‌‌ چیست؟ فرمود ای وهب آیا گمان کرده‌ای همان روز بعث است که مردم در آن زنده می‌شوند؟ نه، بلکه خدای عز و جل او را مهلت داد تا روزی که قائم ما ظهور کند که در آن روز، موی پیشانی ابلیس را گرفته گردنش را می‌زند، روز وقت معلوم آن روز است. البرهان، ص 343، ح 7؛ عیاشی، ص 242، ح 14 .[17] نک: در محضر علامه طباطبائی، س 75 ص 46 [18] . حجر، 39 [19] . نک: در محضر علامه طباطبائی، س 76 ص 47،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌.

به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند.فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند.خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.


فرشته

همه موجودات در سیر و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسید که در آن نقطه خاتمه یافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى یابند. از نظر قرآن کریم، مرگ هر چیزى هنگامى است که ”‌اجل”‌‌ آن شئ فرا برسد، و همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان داراى چنین اجلى هستند.[1] این نقطه استقرار و ثبات بنابر گفته قرآن، نزد خداوند است. « أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ » [2] و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد. (و وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ)[3] از این رو، وقتى موجودات به پیشگاه خداوند رسیدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حیاتى ابدى و جاویدان مى گردند. همه موجودات – چه انسان و چه غیر انسان – صیرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پیش گاه او حاضر و محشور مى گردند. این بازگشت همگانى به سوى خداوند همان ”‌مرگ”‌‌ است. پس مى توان چنین نتیجه گرفت که همه موجودات از جمله فرشتگان، این چنین ”‌مردنى”‌‌ خواهند داشت.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادى به ”‌نفخ صور”‌‌[4] تعبیر شده است و دمیدنى که در صور انجام مى‏گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایى قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌‌،[5] ”‌زجره”‌‌[6] (صیحه)، ”‌صاخه”‌‌[7] (صیحه شدید) و ”‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌‌[8] (دمیدن در چیزى که صدا از آن خارج مى شود) تعبیر گشته است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.[13] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌‌، [14] که به طور کلی می فرماید هر چیزی هلاک می شود و می میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: ”‌و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌‌.[9] این آیه ابتدا می فرماید: تمام آنها که در زمین و آسمان هستند می میرند که شامل تمام ملائکه نیز می شود. سپس بعضی از آنان را استثنا می کند. پس، از این آیه فهمیده می شود که عده ای از موجودات در نفخه اول نمی میرند. در این که اینها چه کسانی هستند؟ در میان مفسران اختلاف است. گروهى معتقدند که آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل اند. در روایتى است که وقتی رسول الله (ص) این آیه را تلاوت کردند مردم پرسیدند چه کسانی استثنا شده اند؟ حضرت فرمود: ”‌جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و ملک الموت و وقتی خلائق قبض روح شدند آنها نیز به فرمان خدا به ترتیب می میرند”‌‌.[10] روایت دیگرى حاملان عرش خدا را نیز بر این ملائک افزوده ‏اند.[11] فرشته به هر حال از این روایات[12] و روایاتی که می فرماید: وقتی زمان نفخه اول می شود اسرافیل در صور می دمد و تمام موجودات دارای روح می میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می میرد.[13] از بعضی آیات از جمله آیه: ”كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌، به خوبى استفاده مى شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام مى میرند، به گونه اى که در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند متعال.بنابراین، فرشتگان دارای عمر بسیار طولانی هستند. اما آنان نیز روزی خواهند مرد. در مورد نفخ صور و مردن همه عالمیان از امام سجاد علیه السلام پرسش شده بود که ایشان ضمن یک حدیث طولانی مراحل دمیده شدن در صور را توضیح می دهند و در مورد مرگ فرشتگان هم جزئیاتی بیان می دارند به این مضمون : قبض‌ روح‌ جمیع‌ فرشتگان‌ و تنها بقاءِ ذات‌ خدا عزّوجلّ و سپس‌ حضرت‌ شروع‌ به‌ سخنانی‌ نمود و فرمود: تمام‌ اهل‌ زمین‌ می‌میرند بطوریکه‌ یک‌ تن‌ در روی‌ زمین‌ باقی‌ نمی‌ماند. و اهل‌ آسمان‌ می‌میرند حتّی‌ یک‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند مگر ملک الموت‌ و حَمَله عرش‌ و جبرائیل‌ و میکائیل‌. حضرت‌ فرمود: در این‌ حال‌ ملک‌ الموت‌ می‌آید تا در نزد پروردگار عزّوجلّ حضور پیدا نموده‌ می‌ایستد و به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌، که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! هیچکس‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئیل‌ و میکائیل‌. به‌ او گفته‌ میشود که‌: به‌ جبرئیل‌ و میکائیل‌ هم‌ بگو بمیرند. فرشتگان‌ در اینحال‌ می گویند: ای‌ پروردگار! اینان‌ دو رسول‌ تو و دو امین‌ تو هستند. خداوند می فرماید: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ دارای‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و دارای‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌. ملک‌ الموت‌ پس‌ از انجام‌ مأموریت‌ خود می‌آید تا در نزد پروردگار خود حضور یافته‌ و می‌ایستد. به‌ او گفته‌ میشود ـ در حالیکه‌ خدا داناتر است‌ ـ: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ ملک‌ الموت‌ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! باقی‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌. درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند چنان که قرآن می فرماید: ”‌‌و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌ خداوند میفرماید: بگو حمله عرش‌ نیز بمیرند. در اینحال‌ ملک‌الموت‌ با حالت‌ اندوه‌ و غصّه‌ می‌آید، و در حالیکه‌ سر خود را پائین‌ انداخته‌ و چشمان‌ خود را بر نمی‌گرداند در نزد خدا حضور می‌یابد. به‌ او گفته‌ میشود: که‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ میگوید: ای‌ پروردگار من‌! غیر از ملک‌ الموت‌ کسی‌ باقی‌ نمانده‌ است‌! به‌ او گفته‌ میشود: بمیر ای‌ ملک‌ الموت‌! پس‌ می‌میرد. در اینحال‌ خداوند زمین‌ را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد، و آسمان ها را بدست‌ قدرت‌ خود می گیرد؛ و می گوید: «أَینَ الَّذِینَ کانُوا یدْعُونَ مَعِی‌ شَرِیکا؟ أَینَ الَّذِینَ کانُوا یجْعَلُونَ مَعِی‌ إلَهًا ءَاخَرَ؟ [15] «کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ در کارهای‌ من‌ شریک‌ می‌پنداشتند؟ کجا هستند آن‌ کسانی‌ که‌ با من‌ خدای‌ دگری‌ قرار میدادند؟» پی نوشت ها : [1].روم، 8 [2].انعام، 2 [3]. نحل، 96 [4]. نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… . [5]. یس، 53 [6]. نازعات، 13 و 14 [7]. عبس، 33 و 34 [8].مدثر، 10 -8 [9].زمر، 68، ”‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌‌. [10]. بحار الانوار، ج 79، ص 184 [11]. همان، ج 6، ص 329 . [12]. همان. [13]. همان، ص 324 [14]. قصص، 88 [15]. «كافی‌» طبع‌ حروفی‌، ج‌ 3، كتاب‌ جنائز، ص‌ 256 و 257؛ و طبع‌ سنگی‌ ج‌ 1، ص‌ 70 و 71 منابع : کتاب معاد شناسی علامه طهرانی اسلام پدیا،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات