پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی

سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا
سخنان گهربار معصومین(ع) در مورد رمضان ماه خدا


 






 
-رسول اكرم(ص): «ایهاالناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة شهر هو عندالله افضل الشهور و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات.»(1) ای مردم، ماه خدا - ماه رمضان - با بركت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است، ماهی كه نزد خدا بهترین ماه ها، روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و اوقاتش بهترین اوقات است .
-رسول اكرم(ص): «ان شهركم هذا لیس كالشهور انه اذا اقبل الیكم اقبل بالبركة والرحمة و اذا ادبر عنكم ادبر بغفران الذنوب . . .»(2) این ماه، (رمضان) همانند دیگر ماه ها نیست، زیرا هرگاه به شما رو آورد همراه با بركت و رحمت است و آن گاه كه از شما پشت كند آمرزش گناهان را در بردارد .
- رسول اكرم(ص): «ایهاالناس قد اظلكم شهر عظیم، شهر مبارك، شهر فیه لیلة العمل فیها خیر من الف شهر . . . هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و آخره عتق من النار .» (3) ای مردم! ماه بزرگی بر شما سایه افكنده، ماهی مبارك كه شبی دارد كه عمل خیر در آن از عمل هزار ماه برتر است . . . ماهی كه اولش رحمت، میانش آمرزش و پایانش رهایی از آتش است .

- رسول اكرم(ص): «ان للجنة بابا یدعی الریان لایدخل منه الا الصائمون‏».(4) بهشت را دری است كه آن را باب الریان می ‏گویند و از آن جز روزه داران وارد بهشت نمی ‏شوند .
-امام علی(ع): «ایهاالناس ان یومكم هذا یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المسیئون و هو اشبه یوم بیوم قیامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم الی مصلاكم خروجكم من الاجداث الی ربكم.»(5) ای مردم، امروز روز پاداش نیكوكاران و زیان تبهكاران است و آن را شباهتی بسیار با روز رستاخیز است، پس هنگامی كه برای نماز(عید) بیرون می ‏روید خروج از قبر و روانه شدن به سوی پروردگار را به یاد آورید .
- امام علی(ع): «علیكم فی شهر رمضان بكثرة الدعاء والاستغفار فاما الدعا فیدفع عنكم البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبكم.»(6) برشماست كه در ماه رمضان زیاد دعا و استغفار كنید چه این كه دعا بلا و گرفتاری را از شما دور می ‏سازد و به سبب استغفار، گناهان شما محو می‏ شود.
- امام علی(ع): «نوم الصائم عبادة و صمته تسبیح و دعاءه مستجاب و عمله مضاعف. ان للصائم عند افطاره دعوة لاترد.»(7) خواب روزه دار عبادت و سكوتش تسبیح و دعای او مستجاب و عملش چندبرابر است، همانا دعای روزه دار به هنگام افطار رد نمی‏ شود .
- امام باقر(ع): «العمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر. و لولا ما یضاعف الله تبارك و تعالی للمؤمنین ما بلغوا، ولكن الله یضاعف لهم الحسنات.»(8) در این شب قدر، عمل شایسته هم چون نماز و زكات و هر كار نیك، بهتر است از كار در هزار ماه كه شب قدر در آن نباشد، و اگر خدای تبارك و تعالی پاداش اعمال مؤمنان را دو چندان نمی ‏كرد آنان بدین منزلت نمی‏ رسیدند اما خدای پاداش كار خیر ایشان را دو برابر كرده است .

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : امام باقر(ع): «من احیی لیلة القدر غفرت له ذنوبه ولو كانت ذنوبه عدد نجوم السماء و مثاقیل الجبال و مكائیل البحار.»(9) كسی كه شب قدر را(با عبادت خدا) زنده دارد گناهانش آمرزیده شود گرچه به عدد ستارگان آسمان و سنگینی كوه ها و كیل دریاها باشد. - امام صادق(ع): «فی لیلة تسع عشر من شهر رمضان التقدیر و فی لیلة احدی و عشرین القضاء و فی لیلة ثلاث و عشرین ابرام ما یكون فی السنة الی مثلها و لله - جل ثناؤه - ان یفعل ما یشاؤ فی خلقه.»(10) شب نوزدهم ماه رمضان، شب تقدیر و شب بیست و یكم شب قضا و شب بیست و سوم شب تصویب اموری است كه در سال تحقق خواهد یافت و خداوند - جل ثناوه - هرچه خواهد برای خلقش آن كند. - امام علی ابن موسی الرضا(ع): «شهر رمضان شهر البركة و شهر الرحمة و شهر المغفرة و شهر التوبة و شهر الانابة من لم یعفو له فی شهر رمضان ففی ای شهر یغفر له.»(11) ماه رمضان ماه بركت است، ماه رحمت است، ماه آمرزش است، ماه توبه است، و ماه بازگشت(به سوی خدا) است هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، در كدام ماه دیگر مورد آمرزش قرار می ‏گیرد. پی نوشت ها : 1- وسائل، ج 7، ص 227 . 2- وسایل، ص 226 . 3- بحار، ج 96، ص 342 . 4- بحار، ص 252 . 5- امالی صدوق، ص 100 . 6-وسائل ج 4، ص 223 . 7- بحار، ج 93، ص 360 . 8- وسائل الشیعه، ص 257 . 9- بحار، ج 98، ص 168 . 10-وسائل الشیعة، ج 4، ص 261 . 11- بحارالانوار، ص 341 .،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

عظمت ماه مبارک رمضان به نزول قرآن کریم در آن است. انسان در این ماه میهمان خداوند است و خداوند هم در این ماه غذایى به نام قرآن برای انسانها فرستاده است.


قرآن مجید

از رسول الله(صلى الله علیه وآله) رسیده است: «اِنّ هذا القرآن مأدبة الله» قرآن غذى آماده الهى است. قرآن سفره نیست كه هر كسى غذى خود را همراه بیاورد و آن را در سر سفره قرآن بخورد. كسى حق ندارد كه خواستههى خود را بر قرآن تحمیل كند، برداشتهى خود را به حساب قرآن گذارد. قرآن غذایى است آماده، هر كسى گرسنه معارف باشد از این غذا استفاده مى كند.

قرائت قرآن به ویژه در ماه روزه ، از اعتبار و ثواب خاصى برخوردار است .

امام باقر (علیه السلام) فرمود: هر چیزى ، بهارى دارد و بهار قرآن ، ماه رمضان است .(1)

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) طى خطبه معروف شعبانیه در آستانه ماه مبارك رمضان فرمود: كسى كه در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، به او ثواب كسى كه در سایر ماه ها ختم قرآن كند، داده مى شود.(2)

همچنین در دعاى روز دوم ماه مبارك مى خوانیم : پروردگارا! در این روز مرا به تلاوت قرآن موفق بدار.(3)

خداوند در این ماه ما را به قرآن خواندن فرا خوانده است و با ما درى این ماه سخن مى گوید. اگر كسى بخواهد با ظاهر قرآن در تماس باشد باید ظاهر پاك و طاهرى داشته باشد، بدون طهارت و وضو نمى شود با ظاهر قرآن در تماس بود، حتى نمى شود قرآن را به لب گذاشت و بوسید. امّا با محتوا، معنا، تفسیر و جان قرآن را {لایَمَسُّهُ اِلاّالْمُطَهَّرُون}(سورة واقعه آیه 79)اهل بیت عصمت و طهارت را خدا از هر آلودگى منزه و پاك كرد، اینها كه مطهّرند. مى توانند با محتوى قرآن در تماس باشند. با جان و روح قرآن در ارتباط بوده و خود، قرآن متحرك باشند.

تدوین قرآن و اینكه آیه اى در كدام سوره و در كنار آیه دیگر قرار گیرد، با راهنمایى جبرئیل و هدایت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) صورت مى گرفت . بر این اساس بسیارى از سوره هاى مكى به حسب ظاهر باید در اوایل قرآن قرار داشته باشند در حالیكه در اواخر آن دیده مى شوند؛ زیرا قرآنى كه از لوح محفو1 به آسمان چهارم بیت المعمور رسیده ، این گونه تدوین گردیده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : انسان در این ماه مهمان سفره پربار قرآن است، هر كسى به اندازه نیاز و استعدادش مى تواند از آن تغذیه شود. ماه مبارك رمضان مستقیماً به خداوند سبحان استناد دارد. تنها ماهى كه در قرآن كریم نام او آمده است ماه مبارك رمضان است و این ماه را خداوند سبحان به نزول قرآن معرفى كرد و فرمود: {شَهْرُ رَمَضان الَّذُى اُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآن} ( بقره/ 185) از شیخ صدوق، رحمة الله به سندى از عمروالشامى از امام صادق علیه السلام نقل مى كند: به درستى كه ماه ها در نزد خداى متعال، دوازده ماه است، در كتاب خدا؛ روزى كه پروردگار، آسمان ها و زمین را خلق فرمود، پس ابتداى ماه ها، ماه خداوند است و آن ماه رمضان است و قلب ماه رمضان شب قدر است، و قرآن در اولین شب ماه رمضان، نازل شده است . پس با قرآن به استقبال ماه بروید. (4) نزول قرآن در شب قدر نزول جمعى قرآن را بازگو مى كند كه از عالم عرش به عالم بیت المعمور صورت گرفت : شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن .( بقره/ 185) و لكن نزول قرآن به زمین كه نزول تدریجى لقب گرفته است از آغاز بعثت با اقرء باسم ربك الذى خلق (علق/ 1)؛ آغاز گردید و در طول 23 سال بعثت استمرار یافت . تدوین قرآن و اینكه آیه اى در كدام سوره و در كنار آیه دیگر قرار گیرد، با راهنمایى جبرئیل و هدایت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) صورت مى گرفت . بر این اساس بسیارى از سوره هاى مكى به حسب ظاهر باید در اوایل قرآن قرار داشته باشند در حالیكه در اواخر آن دیده مى شوند؛ زیرا قرآنى كه از لوح محفو1 به آسمان چهارم بیت المعمور رسیده، این گونه تدوین گردیده است . قرآن مجید ویژگی های قرآن قرآن از لحاظ محتوا و از حیث كلمات و جملات معجزه است و این امتیازات و از ویژگى هاى قرآن است و هیچ یك از كتب آسمانى چنین نبوده اند. هر یك از سایر كتب آسمانى در قلب پیامبر القاء گشته و با كلمات پیامبر مربوء به زیور كلمات در آمده است . ویژگى دیگر قرآن آن است كه به زمان خاص و یا به مردم، زبان، نژاد و فرهنگ خاص اختصاص ندارد؛ كتاب قانون براى ابناى بشر در تمام اعصار و شهرها است و راز حلاوت و كهنه نشدن آن را نیز مى توان در همین مساءله جویا شد. هیچ یك از كتب آسمانى به اندازه قرآن، بشر را به مبارزه و تحدى دعوت نكرده ؛ زیرا به سه دلیل تحریف پذیر نیست: اولا؛ آیات آن ساخته فكر و ذهن بشر نیست تا دیگران نظیر آن را بیاورند و یا در آن دخل و تصرف كنند. ثانیا؛ پروردگار خود حامى اوست . ثالثا؛ در هر زمان حافظان و پاسدارانى چون ائمه معصوم (ع ) داشت و دارد كه به دفاع از آن برخاسته و تا پاى جان از آن پاسدارى كنند. امروز نیز مهدى موعود (عج ) حافظ و پاسدار آن است و دست هر تحریف كننده اى را رو مى سازد.(4) تلاوت قرآن در این ماه مبارک می تواند ما را چندین برابر از نورانیت قرآن کریم بهره مند ساخته و درجات بالایی از کمال را برایمان به همراه داشته باشد. و هرکس به قدر ظرفیت موجود از معارف آن بهره ببرد. پی نوشت ها: 1. وسایل الشیعه، ج 7، ص 218؛ صدوق، معانى الاخبار، باب معنى ربیع القرآن، ص 228. 2. بحار الانوار، ج 96، ص 341. 3. ر.ك : مفاتیح الجنان . 4. بحارالانوار، ج 96 ص 386 و ج 97 ص 11 5. همان، ص 391.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

دلیل استغفار انبیا و امامان


میان مخلوقات، فرستادگان الهی یعنی انبیا و جانشینان آن‌ها، کسانی هستند که خدا را به بهترین وجه عبادت می‌کنند و در حقیقت، خداوند متعال، مجموعه اوامر و نواهی خویش را در گفتار و رفتار این بزرگواران متجلی می‌سازد، تا مردم با اطاعت از آن‌ها در گفتار و کردار راه بندگی او را در پیش گیرند.
دعا

قرآن کریم نیز از اینان به عنوان مخلصین یاد می‌کند، که هرگز تحت گمراهی شیطان قرار نمی‌گیرند و شیطان را بر آن‌ها تسلطی نیست.(1)

چون انبیا و اوصیای الهی از کمالات والایی برخوردار هستند و درجه نزدیکی آنها به خدای متعال به گونه‌ای است که به تصور ما نمی‌آید، ممکن است کیفیت کارها و اعمال عبادی که انجام می‌دهند در درک و فکر ما نگنجد. که این به دلیل اوج کمالات و علم و معرفت الهی و ... است که خد به آن‌ها عطا کرده است. چرا که بر حسب علم و معرفت، درجات عبودیت و بندگی متفاوت و ممتاز خواهد بود. به همین دلیل در مسیر عبودیت پروردگار هیچ گونه خطا، اشتباه و گناهی از آن‌ها سر نمی‌زند که این نیز همان مقام عصمت است که خدا به آن‌ها عطا کرده، تا از خطا و اشتباه مصون مانده و موجب گمراهی مردم و بی‌اعتمادی آن‌ها نشوند.

حال با توجه به بعضی از آیات قرآن و ادعیه این سوال مطرح می‌شود، که چرا پیامبران و امامان با وجود این که دارای مقام عصمت الهی هستند، به طور دائم از خداوند متعال استغفار کرده و طلب بخشش می‌کنند؟ در پاسخ باید گفت که استغفار انبیا و امامان دارای وجوه مختلفی است که در پایین ذکر می‌شود.

پیامبر و ائمه در اثر این بالارفتن و شدت خضوع بیشتر در برابر پروردگار، از اعمال انجام داده در اوقاتی که در مقامات پایین‌تر بودند استغفار می‌کنند و این در حالی است که از آن‌ها گناه، مکروه و حتی ترک اولایی نیز صادر نشده است، بلکه کارها و اعمال گذشته خویش را شایسته مقام پروردگار نمی‌بینند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : وجوه مختلف استغفار: 1-ممکن است استغفار آن‌ها به خاطر گناه امت باشد و آن‌ها به خاطر مردم از خدا طلب بخشش کنند و در حقیقت، به این وسیله خود را در درگاه خداوند ضامن مردم قرار داده، آن‌ها را شفاعت کنند. چرا که خداوند آن‌ها را برای امت مایه رحمت قرار داده است و نیز آن‌ها را شفیع مردم قرار داده تا به هنگام توسل از مردم دستگیری کنند. همان گونه که خدا به پیامبرش دستور می‌دهد تا به خاطر گناهان مردم استغفار کند. خدا در قرآن می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» (2) ؛ پس به [برکتِ] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدی، و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند. پس، از آنان درگذر و به رایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می‌دارد. و یا می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (3) ؛ و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهی از او اطاعت کنند. و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیرِ مهربان می‌یافتند. و نیز می‌فرماید: دعا «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَی أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (4)؛ جز این نیست که مؤمنان کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند، و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند، تا از وی کسب اجازه نکنند نمی‌روند. در حقیقت، کسانی که از تو کسب اجازه می‌کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و به رایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است. » و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَی أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ به بهتان یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » (5) ؛ ای پیامبر، چون زنان باایمان نزد تو آیند که [با این شرط] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند، و دزدی نکنند، و زنا نکنند، و فرزندان خود را نکشند، و بچه‌های حرامزاده‌ای را که پس انداخته‌اند با بُهتان [و حیله] به شوهر نبندند، و در [کار] نیک از تو نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه، زیرا خداوند آمرزنده مهربان است.» و یا در ماجرای حضرت یوسف می‌فرماید: «قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ » (6) ؛ گفتند: ای پدر، برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم. که بیان می‌دارد، هنگامی که برادران یوسف نزد پدر خویش آمدند در حالی که از گناه خویش پشیمان بودند از او تقاضا کردند تا به خاطر گناهی که انجام داده بودند از خدا استغفار بطلبد. و در ادامه از زبان حضرت یعقوب می‌فرماید: «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ » (7) ؛ گفت: به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است. استغفار خود عبادتی مطلق است که الزاما نباید پس از انجام گناه صورت گیرد. امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرمایند که رسول خدا فرمودند:«خیر الدعائ الاستغفار» (9) ؛ بهترین دعا استغفار است که حضرت یعقوب به آن‌ها قول می‌دهد تا از خدا برای آن‌ها استغفار بطلبد. 2-و ممکن است به دلیل اوج نزدیکی به ساحت مقدس پروردگار، از حسنات خویش استغفار کنند. چرا که «حسنات الابرار سیئات المقربین» و کارهای نیک خود را شایسته مقام ربوبی پروردگار ندانند و این در حالی است که از آن‌ها گناه و یا مکروه و یا ترک اولایی نیز صادر نشده است. البته برای افرادی مثل ما درک چنین حالات و مقاماتی غیر ممکن است و در نتیجه کیفیت استغفار از این کارهای نیک نیز پوشیده است. 3- دیگر آنکه پیامبر و امامان دارای دو نوع ثروت هستند. سرمایه اولیه که خداوند آن را به آن‌ها عطا کرده و هنگامی که به دنیا می‌آیند آن را به همراه دارند از قبیل علم، عصمت و . . و سرمایه اکتسابی که بر حسب اختیار خویش در این دنیا کسب می‌کنند. در نتیجه مقامات آنان بالاتر می‌رود. بنابراین دائما در حال ترقی و بالا رفتن هستند. عبارت «و تقبل شفاعته فی امته و ارفع درجته » که در رساله‌های عملیه موجود است و مستحب است که در دنبال تشهد خوانده شود همین مطلب را بیان می‌کند. در صلوات عصر جمعه که در مفاتیح الجنان نقل شده است، می‌خوانیم:«اللهم... وارفع درجته و اضئ نوره و بیض وجهه و اعطه الفضل و الفضیله والمنزله و الوسیله و الدرجه الرفیعه و ابعثه مقاما محمودا» که ترفیع درجه و بالا رفتن مقامات پیامبر را بیان می‌کند. حال، پیامبر و ائمه در اثر این بالارفتن و شدت خضوع بیشتر در برابر پروردگار، از اعمال انجام داده در اوقاتی که در مقامات پایین‌تر بودند استغفار می‌کنند و این در حالی است که از آن‌ها گناه، مکروه و حتی ترک اولایی نیز صادر نشده است، بلکه کارها و اعمال گذشته خویش را شایسته مقام پروردگار نمی‌بینند. 4- و نیز ممکن است در اثر مراوده و برخورد با مردم در مسائل مختلف، آن توجه خاص به معبود یگانه را که در هنگام عبادت و نماز دارند نداشته باشند. که بر حسب فرموده پیامبر که: «و انه لیغان علی قلبی وانی لاسغفر بالنهار سبعین مره » ؛ یعنی تاریکی‌هایی درونم را فرا می‌گیرد و من برای رهاشدن از آن‌ها هر روز هفتاد بار استغفار می‌کنم. مرد دعا این مسئله حجابی را بر روی قلب آن‌ها قرار دهد که برای برطرف شدن آن و نزدیکی بیشتر به خداوند از آن استغفار می‌کنند. البته باید توجه داشت که آنان در برخورد با مردم و گفتگو با آن‌ها، هرگز کار غیر خدایی و کاری که آن‌ها را از خدا دور کند ( معصیت)، چه سهوا و چه عمدا انجام نمی‌دهند. بلکه تمام کارهای آن‌ها برای نزدیکی به ساحت ربوبی است. اما ممکن است توجه خاص به آن ذات یگانه را، که مثلا باید در نماز شب داشته باشند، در آن لحظات نداشته باشند، که به این خاطر استغفار می‌کنند و این مسئله نیز در قلمرو درک و عقل ما نمی‌گنجد. 5- استغفار خود عبادتی مطلق است که الزاما نباید پس از انجام گناه صورت گیرد. امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرمایند که رسول خدا فرمودند:«خیر الدعائ الاستغفار» (9) ؛ بهترین دعا استغفار است. و نیز امام صادق(ع) فرمودند: «کان رسول الله یتوب الی الله و یستغفر فی کل یوم و لیله مائه مره من غیر ذنب» (10) ؛ رسول خدا در هر شبانه روز صد مرتبه استغفار می‌کرد بدون آن که گناهی انجام داده باشد. استغفار پیامبران و امامان از درگاه خدا نه به خاطر تعلیم شیعیان بوده است و نه عصمت آن‌ها را خدشه دار می‌کند بلکه دلیل بر مراقبت نفس و خوف از خدا و نیز اوج مقامات و کمالات و فضایل آن‌ها است بنابراین یکی از بهترین شاخه‌های عبادت و بندگی خداوند استغفاراست که تواضع و کوچک بینی انسان را در برابر خدا می‌رساند و طلب رحمت و غفران از درگاه خداوند منان است بلکه نیاز انسان به بخشایش خدای کریم و نشان عظمت و بزرگی و ترس ازهیبت و جلال او و این که بشر جز او پناهی ندارد را می‌رساند. نتیجه: استغفار پیامبران و امامان از درگاه خدا نه به خاطر تعلیم شیعیان بوده است و نه عصمت آن‌ها را خدشه دار می‌کند بلکه دلیل بر مراقبت نفس و خوف از خدا و نیز اوج مقامات و کمالات و فضایل آن‌ها است. پی نوشت ها: 1-إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ* قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ * إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ * 2- آل عمران 159 3- نسائ 64 4- نور 62 5- ممتحنه 12 6- یوسف 97 7- یوسف 98 8- محجة البیضاء، ج 7، ص 17 9- تفسیر البرهان ج 5 ص 184 10- تفسیر البرهان ج 5 ص 184،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

مسلمانان باید با پوشیدن لباس‌های پاک و مرتب و تمیز و شانه زدن موها و به کار بردن عطر و مانند آن‌ها بهره‌امند شوند و این نعمت‌ها را هرگز بر خود حرام نکنند بلکه از آن به نحو احسن بهره برداری نمایند.

وقتی نگاهی به تاریخ اسلام و همچنین درهای گوهرباری که از زبان امامان ما به ما رسیده است در می‌یابیم که اسلام اهمیت قابل توجهی به تیپ داده است و یکی از ویژگی‌های مؤمنین بیان کرده است .


لباس مردانه
زیبایی و آراستگی ظاهر از دیدگاه قرآن

روزنامه گاردین انگلیس در طی انتشار مطلبی لیستی از شیک پوش ترین های سال 2010 را منتشر کرد  که در این لیست "لئوناردو دی کاپریو" بازیگر سرشناس هالیوود و "یواخیم لو" مربی تیم ملی آلمان و "پرنس چارز" ولیعهد انگلیس نیز به عنوان شیک پوش ترین و خوش تیپ‌ترین مردهای جهان انتخاب شدند.

اما مطلبی که در اینجا حائز اهمیت می‌باشد این است که خوش تیپ بودن در اسلام چقدر اهمیت دارد و آیا اصلاً این مسأله مورد تایید دین می‌باشد یا دین به ما دستور می‌دهد تا انسان‌هایی ژولیده و با لباس‌های پاره و کهنه باشیم .

بعضی گمان می‌کنند همین مقدار که انسان ایمان محکم و باطنی پاک و آراسته داشته باشد کافی است و ظاهر و شکل و قیافه او هر گونه باشد عیب ندارد . چنین گمانی از نظر اسلام باطل می‌باشد بلکه به عکس بخشی از برنامه‌ها و دستورهای اسلامی مربوط به نظافت و زیبایی و آراستگی ظاهر ، قیافه و لباس و .. است .

بنابراین یک فرد با ایمان ابتدا می‌تواند از طریق آراستگی ظاهری مردم را به سوی خود جذب و سپس با ایمانش بر آن‌ها تأثیر بگذارد.

قرآن کریم می‌فرماید : ای فرزند آدم ! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید .... بگو چه کسی زینت‌های الهی را برای بندگان خود آفریده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است ؟(1)



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : بخشی از برنامه‌ها و دستورهای اسلامی مربوط به نظافت و زیبایی و آراستگی ظاهر، قیافه و لباس و .. است . بنابراین یک فرد با ایمان ابتدا می‌تواند از طریق آراستگی ظاهری مردم را به سوی خود جذب و سپس با ایمانش بر آن‌ها تأثیر بگذارد این آیات بیانگر آن است که مسلمانان باید با پوشیدن لباس‌های پاک و مرتب و تمیز و شانه زدن موها و به کار بردن عطر و مانند آن‌ها بهره‌امند شوند و این نعمت‌ها را هرگز بر خود حرام نکنند بلکه از آن به نحو احسن بهره برداری نمایند. وقتی نگاهی به تاریخ اسلام و همچنین درهای گوهرباری که از زبان امامان ما به ما رسیده است در می‌یابیم که اسلام اهمیت قابل توجهی به تیپ داده است و یکی از ویژگی‌های مؤمنین بیان کرده است . امیر مؤمنان علیه‌السلام بهترین الگوی آراستگی را چنین معرفی می‌کند: «إِنَّ أحْسَنَ الزِّیِّ مَا خَلَطَکَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَکَ بَیْنَهُمْ وَ کَفَّ ألْسِنَتَهُمْ عَنْک؛ (2) همانا نیکوترین شکل زندگی، آن است که تو را به مردم نزدیک کند و در میان آنان زیبایت گرداند و زبان آنان را نیز از [گفتگو درباره] تو بازدارد.» رعایت عرف و اعتدال ضرورت آراستگی مورد اتفاق همگان است؛ ولی چون سلیقه‌های افراد در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون متفاوت است، ‌ هرگز نمی‌توان الگوی ثابتی را ارائه کرد؛ ولی در مجموع می‌توان عرف و اعتدال را معیار قرار داد و بر محور آن، برنامه تزیین و تجمّل را طرّاحی کرد؛ به گونه‌ای که نه به طور کلّی از آراستگی، نظافت و تزیین بدن و لباس دست شست و نه آن را اصل قرار داد و همه همّت و درآمد را صرف تزیین و تجمل کرد. امیر مؤمنان علیه‌السلام بهترین الگوی آراستگی را چنین معرفی می‌کند: «إِنَّ أحْسَنَ الزِّیِّ مَا خَلَطَکَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَکَ بَیْنَهُمْ وَ کَفَّ ألْسِنَتَهُمْ عَنْک؛ (2) همانا نیکوترین شکل زندگی، آن است که تو را به مردم نزدیک کند و در میان آنان زیبایت گرداند و زبان آنان را نیز از [گفتگو درباره] تو بازدارد.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له درباره کوتاه کردن ناخن به مردان توصیه می‌کند: «قُصُّوا أَظَافِیرَکُمْ؛ ناخن‌های خود را کوتاه کنید.» ولی به زنان می‌فرماید:‌ «اُتْرُکْنَ فَإِنَّهُ أَزْیَنُ لَکُنَّ؛ (3)ناخن‌ها را بلند نگه دارید؛ زیرا برای شما زیباتر است.» تفاوت آراستگی زن و مرد آراسته بودن ویژگی انسان‌های مؤمن است؛ اما توجه به این نکته ضروری است که از نظر اسلام، ‌ آراسته بودن زن و مرد متفاوت است و دین مبین اسلام با توجه به روحیات و تفاوت احساسات در زن و مرد به نکات ظریفی اشاره دارد؛ برای نمونه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له درباره کوتاه کردن ناخن به مردان توصیه می‌کند: «قُصُّوا أَظَافِیرَکُمْ؛ ناخن‌های خود را کوتاه کنید.» ولی به زنان می‌فرماید:‌ «اُتْرُکْنَ فَإِنَّهُ أَزْیَنُ لَکُنَّ؛ (3)ناخن‌ها را بلند نگه دارید؛ زیرا برای شما زیباتر است.» اسلام، پیروان خویش را به آراستگی ظاهر به دور از هر گونه افراط و تفریط توصیه می‌فرماید؛ نه تعلّق و دلبستگی به زینت‌های دنیا را می‌پسندد و نه آشفتگی ظاهری را نشانه‌ی ایمان می‌داند. رسول خدا صلی الله علیه و آ له نیز درباره نگهداری از موی می‌فرماید: «مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْیُحْسِنْ وِلَایَتَهُ أَوْ لِیَجُزَّهُ؛ (5) هر کس می‌خواهد موی سر بگذارد باید آن را [با شانه کردن و نظیف داشتن]‌ نیکو نگه دارد و یا اینکه آن را کوتاه کند.» آراستگی ظاهری در جهات مختلف الف. حالات چهره و قیافه ظاهری موی سر، یکی از عناصر اصلی در شکل ظاهری هر فرد است: از امام صادق علیه‌السلام این‌گونه روایت شده است که می‌فرمود: «إِنَّ مِنْ أَجْمَلِ الْجَمَالِ الشَّعْرَ الْحَسَن ؛ (4) از جمله زیباترین زیبایی‌ها موی زیباست.» رسول خدا صلی الله علیه و آ له نیز درباره نگهداری از موی می‌فرماید: «مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْیُحْسِنْ وِلَایَتَهُ أَوْ لِیَجُزَّهُ؛ (5) هر کس می‌خواهد موی سر بگذارد باید آن را [با شانه کردن و نظیف داشتن]‌ نیکو نگه دارد و یا اینکه آن را کوتاه کند.» امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند: مردی در خانه پیامبر صلی الله علیه و آ له آمد و اجازه ورود خواست. چون آن حضرت خواست بیرون بیاید، در اتاق خود، کاسه چرمین کوچکی دید که آب داشت، کمی ایستاد و در آن نگاه کرد تا ریش خود را صاف و مرتّب کند. هنگامی که به درون خانه بازگشت عایشه گفت: «ای رسول خدا! تو سرور فرزندان آدم و فرستاده پروردگار جهانیانی! در برابر این کاسه چرمین (که کمی آب دارد) می‌ایستی و سر و ریشت را صاف می‌کنی؟!» فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تعالی یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَی إِخْوَانِهِ أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُ وَ یَتَجَمَّلَ؛ (6) خدا دوست دارد هنگامی که بنده مؤمنش نزد برادر خود می‌رود، خود را مرتّب و آراسته کند.» از دیدگاه اسلام اهمیت استشمام بوی مطبوع از دهان انسان مسلمان به اندازه‌ای است که با تمام سفارش اسلام بر حضور در مسجد، ‌ کسی که دهانش بوی سیر، پیاز و ... می‌دهد نباید در مسجد حضور یابد ب. پاکیزگی دهان بی‌شک، داشتن دندان‌های تمیز و سفید، خواسته هر فرد آراسته است؛‌ زیرا علاوه بر تأثیر بسزا در سلامت جسمی افراد، ‌ در زیبایی ظاهری نیز مؤثر است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آ له در سفارش به مسواک زدن فرموده است: «مَا زَالَ یُوصِینِی بِالسِّوَاکِ حَتَّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیَجْعَلُهُ فَرِیضَةً؛ (7) آن چنان جبرئیل، مرا به مسواک زدن سفارش می‌کرد که گمان بردم آن را واجب خواهد کرد.» از آن گذشته، ‌ بوی مطبوع دهان هنگام صحبت با دیگران، ‌ الزاماً وابستگی مستقیم به رعایت بهداشت دندان‌ها و رسیدگی به آن‌ها و در نتیجه سالم بودن آن‌ها دارد. از دیدگاه اسلام اهمیت استشمام بوی مطبوع از دهان انسان مسلمان به اندازه‌ای است که با تمام سفارش اسلام بر حضور در مسجد، پیاز و ... می‌دهد نباید در مسجد حضور یابد. (8) در تاریخ نقل شده است که هزینه عطر رسول اکرم صلی الله علیه و آ له گاه بیش از خوراک ایشان بوده است ابو ایّوب انصاری، میزبان پیامبر صلی الله علیه و آ له در مدینه می‌گوید: شبی برای آن حضرت، غذایی همراه پیاز و سیر آماده کردیم و به حضور آن حضرت بردیم. حضرت از غذا نخورد و آن را رد کرد. من به حضور آن حضرت رفتم و عرض کردم: «پدر و مادرم به فدایت! چرا از غذا نخوردی؟ آیا مشکلی داشت؟» در پاسخ فرمود: «نه به خاطر بوی غذا، آن را نخوردم.» (9) در روایات بین عطر زنانه و مردانه فرق گذاشته شده است. عطر زنانه، آن است که رنگ آن آشکار و بوی آن پنهان باشد و عطر مردانه، آن است که بوی آن آشکار و رنگ آن پنهان باشد ج. استفاده از بوی خوش برای ظاهر شدن در میان مردم، ‌ استعمال بوی خوش، ‌ مورد عنایت ویژه شارع مقدس اسلام بوده است. در تاریخ نقل شده است که هزینه عطر رسول اکرم صلی الله علیه و آ له گاه بیش از خوراک ایشان بوده است. (10) و ایشان با مُشک، خود را خوشبو می‌فرمود، ‌ چندان که مشک بر فرق سر حضرت، برق می‌زد و نیز خود را با عطر خوشبو می‌کرد... [گاه بوی این عطر به اندازه‌ای بود] که در شب تاریک پیش از آنکه دیده شود از بوی خوشش شناخته می‌شد؛ چنان که رهگذران می‌گفتند: این پیامبر است. (11) در طول تاریخ، مسلمانان از همه گروه‌ها خوش‌تیپ تر بودند ؛ به طوری که در تاریخ آندلس آمده است که هر گاه مردم می‌خواستند مسلمانان را از دیگر فرقه‌ها تشخیص بدهند از روی تیپ و لباس و نظافت آن‌ها که زبانزد عام و خاص بود می‌فهمیدند که فلانی مسلمان است درباره امام صادق علیه‌السلام نیز می‌خوانیم: جایگاه و محل عبادت آن بزرگوار در مسجد از بوی عطر آن حضرت فهمیده می‌شد. (12) البته در روایات بین عطر زنانه و مردانه فرق گذاشته شده است. عطر زنانه، آن است که بوی آن آشکار و رنگ آن پنهان باشد. (13) لباس د. لباس عامل زیبایی امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «الْبَسْ وَ تَجَمَّلْ فَإِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْیَکُنْ مِنْ حَلَالٍ؛ (14) لباس را زیبا بپوش؛ زیرا خداوند، زیباست و زیبایی را دوست دارد؛‌ اما باید از حلال باشد.» علاوه بر زیبایی، اولیای دین به نظافت لباس بسیار سفارش کرده‌اند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «بِئْسَ الْعَبْدُ الْقَاذُورَةُ؛ (15) انسان کثیف (که دیگران از او بدشان می‌آید)، ‌ بد بنده‌ای است.» بی‌شک، لباس تمیز یکی از عوامل زیبایی ظاهری به شمار می‌رود و برای یک روحانی، عامل مهمی در جذب دیگران است. این قدر این مسأله اهمیت داشت که در طول تاریخ، مسلمانان از همه گروه‌ها خوش‌تیپ تر بودند ؛ به طوری که در تاریخ آندلس آمده است که هر گاه مردم می‌خواستند مسلمانان را از دیگر فرقه‌ها تشخیص بدهند از روی تیپ و لباس و نظافت آن‌ها که زبانزد عام و خاص بود می‌فهمیدند که فلانی مسلمان است . چه خوب است که شخصیت و هویت مسلمانی خود را حفظ کرده و فکر نکنیم که کمبودی داریم و تنها با شبیه شدن به غیر مسلمانان و مدهای بی پایه و اساس آنان می‌توانیم هویتی بافته جدا بافته‌ای برای خود ایجاد نماییم . پی نوشت ها: 1- سوره اعراف- 31 و 32 6) تصنیف غررالحکم، ص 437. 8) وسائل الشیعه، ‌ حر عاملی، ج 2، ص134. 9) الکافی، ص 615. 10) من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ‌ ج 1، ص 128. 17) مکارم الاخلاق، ص 96. 19) امالی صدوق، ص 428. 20) تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 3، ص 255. 21) امتاع الأسماع، تقی الدین المقریزی، تحقیق: محمد عبدالحمید النسیمی، ج 7، ص 309. 22) مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، شریف رضی، ص 34. 23) همان، ص 33. 24) همان، ص 42. 25) شرح نهج البلاغه، ‌ ابن ابی الحدید معتزلی، 20 جلد در 10 مجلد، ج 19، ص 341 و الکافی، ‌ ج 6، ص 512. 26) وسائل الشیعه، ج 5، ص 6. 27) دعائم الاسلام، ‌ تمیمی مغربی، ج 1، ص 123.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

شرح دعای روز هفتم ماه رمضان

اللهمّ اعنّی فیهِ علی صِیامِهِ وقیامِهِ                        خدایا یاری کن مرا در این روز بر روزه گرفتن و عبـادت

وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ                                و برکنارم دار در آن از بیهودگی و گناهان

وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ                                      و روزیم کن در آن یادت را برای همیشه

بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.                                   به توفیق خودت ای راهنمای گمراهان

دعا باصدای امیر رضا عرب

 

ماه رمضان
شرح دعا

«اَللّهُمَّ اَعِنّی فیهِ عَلی صِیامِهِ وَقِیامِهِ»

خدایا کمک کن در این ماه روزه بگیریم و شب زنده داری کنیم. اگر خدا کمک کند، گرسنگی را نمی‌فهمیم. عبادت شب و سحر، دعاهای ابوحمزه ثمالی و افتتاح را انجام می‌دهیم. گاهی افرادی غصه می‌خورند که ماه رمضان چگونه روزه بگیریم؟ خوب دعا کنید و خدا کمکتان می‌کند.

روزه چیست و چه فوایدی دارد؟! روزه طبق آنچه در لغت و رساله‌های عملیه آمده است، عبارت است از: خودداری کردن شخص از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه (که در رساله‌های عملیه ذکر گردیده است) و نیز پرهیز از گناهان اعضا و جوارح و در نهایت هرگونه خودداری قلبی شخص روزه‌دار از توجه به غیر خداوند.

برای روزه فواید و آثار زیادی ذکر گردیده است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌گردد :

1- یکی از فوائد روزه در اسلام تندرستی است. چنانچه پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «روزه بگیرید تا سالم بمانید.» (بحار، ج 93، ص 255) و هرچه که علم بیشتر پیشرفت می‌کند، ابعاد مختلفی از فواید روزه‌داری معلوم می‌گردد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : روزه باعث تحریک انسان‌ها نسبت به همنوع خود می‌شود! چنانکه در روایتی آمده است: خداوند روزه را واجب کرد تا ثروتمندان و فقرا را همسان سازد. (وسائل، ج 7، ص 2) روزه باعث می‌شود تا ثروتمندان طعم تشنگی و گرسنگی را چشیده و به یاد فقرا و مستمندان بیفتند تا بدین وسیله عاطفه آن‌ها تحریک شده و بخشی از درآمد خود را به آنان اختصاص دهند 2- سپر در برابر آتش جهنم است. حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «الصوم جنه من النار»؛ روزه سپری در مقابل آتش جهنم است. (وسائل، ص 285) 3- مایه اجابت دعا. رسول خدا(صلی الله علیه وله): «لا ترد دعوه الصائم؛ دعای روزه‌دار رد نمی‌شود» (بحار، ج 93، ص 256) 4- باعث بخشیده شدن گناهان. رسول خدا(صلی الله علیه وله) می‌فرمایند: هرکس ماه رمضان را برای خدا روزه بدارد، تمام گناهانش آمرزیده می‌شود. (تفسیر مراغی، ج2، ص 69) 5- باعث می‌شود فرشتگان برایش دعا کنند. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وله) دراین‌باره می‌فرمایند: خداوند فرشتگان خود را موظف کرده است که برای روزه‌داران دعا کنند. (بحار، ص 285) فواید اجتماعی روزه البته این‌ها و ده‌ها فایده دیگر که در آیات و روایات ذکر گردیده، اشاره‌ای بود به فواید و آثار فردی روزه. برای روزه فواید اجتماعی فراوانی ذکر گردیده که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود؛ 1- روزه باعث تحریک انسان‌ها نسبت به همنوع خود می‌شود! چنانکه در روایتی آمده است: خداوند روزه را واجب کرد تا ثروتمندان و فقرا را همسان سازد. (وسائل، ص 2) روزه باعث می‌شود تا ثروتمندان طعم تشنگی و گرسنگی را چشیده و به یاد فقرا و مستمندان بیفتند تا بدین وسیله عاطفه آن‌ها تحریک شده و بخشی از درآمد خود را به آنان اختصاص دهند. ماه رمضان 2- روزه‌داری باعث خودداری شخص از خیلی از جرائم و صفات زشت اخلاقی و اجتماعی می‌گردد. از جمله آن‌ها: دروغ، مجادله و درگیری، غیبت، تهمت، فحش، سرزنش و خشم، مردم‌آزاری، معاشرت با مفسدان، سخن‌چینی، حرام‌خواری و... است بی‌تردید هر یک از این گناهان که کنترل شود، باعث جلوگیری از آسیب‌های فراوان اجتماعی شده و باعث آرامش آن می‌گردد. «و ذکر دائمی را نصیبم فرما» باید دانست قرآن کریم علاوه بر ذکر زبانی، ذکر قلبی و یاد درونی را می‌ستاید. ذکر و فکر، همراه یکدیگر ارزش است. متأسفانه کسانی که ذکر می‌گویند، ولی اهل فکر نیستند و کسانی اهل فکر هستند ولی اهل ذکر نیستند! ذکر یکی از نمونه‌های روشن عبادت است و ذکر خدا و نعمت‌های او، زمینه شکر و سپاس است، چنان که غفلت از یاد خدا، مایه کفران است. ذکر یک نوع حضور قلبی است که اثرات زیادی برای ذاکر دارد، از جمله؛ باعث توکل، معرفت، شکر، توجه دائمی به خداوند و جلوگیری از لغزش و گناه، محبت نسبت به قلب هستی یعنی خداوند، امید و رجاء و... می‌شود. ذکر مقام انسان را تا جایی بالا می‌برد که می‌فرماید: تو یاد من باش، تا من هم یاد تو باشم. (فاذکرونی اذکرکم - بقره آیه 152) «وَجَنِّبْنی فیهِ مِنْ هَفَواتِهِ وَ اثامِهِ» خدایا ماه رمضان ما را از لغزش و گناه حفظ کن. بدبختی است که آدم در ایام سال گناه کند و ماه رمضان هم به گناه ادامه دهد. در ماه رمضان باید تمام اعضا و جوارحمان روزه باشد. اگر روزه‌ای بگیریم که چشمان، زبانمان، گوشمان، نامحرم ببیند، دروغ بگوید و غیبت بشنود، روزه‌مان «عام» می‌شود. اما به ما می‌گویند که روزه خاص بگیرید، یعنی اعضا و جوارحت هم روزه باشند. حدیث داریم؛ زمانی که روزه می‌گیرید باید گوش و چشم و پوست بدنتان هم روزه بگیرند. باید اعضا و جوارحمان هم روزه باشند تا این روزه در ما اثر بگذارد. البته یک روزه دیگر هم داریم که روزه خاص الخاص است. در این روزه، قلبمان در ماه رمضان به غیر خدا متوجه نمی‌شود. حدیث است که اگر حیوانات ذکر نگویند، اسیر دام صیاد می‌شوند. این صداهایی که از حیوانات می‌شنویم، ذکرهایی است که توسط آنان بیان می‌شد. حتی درخت و بیابان و کوه و دشت هم ذکر می‌گویند «وَارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بدَوامِهِ» خدایا روزی کن که در ماه رمضان یاد تو باشم. «ذکر»، هم یاد معنا می‌کند و هم معنای ذکر زبانی را می‌دهد. دائماً باید به یاد خدا باشم. وی می‌گوید: حدیث است که اگر حیوانات ذکر نگویند، ذکرهایی است که توسط آنان بیان می‌شد. حتی درخت و بیابان و کوه و دشت هم ذکر می‌گویند. «بِتَوْفیقِکَ یاهادِی الْمُضِلّینَ» اما به توفیق خودت ای راهنمای گمراهان. ای خدایی که گمراهان را راهنمایی می‌کنی، توفیق بده این دعاهای روز هفتم درباره ما مستجاب شود. نماز شب هشتم دو رکعت در هر رکعت حمد و ده مرتبه توحید و بعد از سلام هزار مرتبه سُبْحانَ اللّهِ.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic