پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 15 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

از سال‌ها قبل، در واقع از وقتی موضوع حجاب زن به صورت جدی در دنیا مطرح شد، مخالفین حجاب، سعی می‌کردند حجاب را با موضوع رنگ آن طرد کنند. برای موافقین هم رفته رفته این شبهه قوت گرفت که «چرا رنگ مشکی؟». در واقع هر کس می‌خواست چادر را زیر سوال ببرد، رنگ مشکی را زیر سوال می‌برد.


چادر مشکی

معمولاً مشکی رنگ افسردگی، عزا و اندوه و غم است. افسردگی به عنوان یک بیماری پاتولوژیک، عزا به مفهوم یک سنت، و غم و اندوه هم به معنی یک فرآیند زمینه‌ساز برای تخلیه هیجان. همه این موارد هم درست و هم غلط است. درست است از این جهت که رنگ مشکی به عنوان نمادی برای همه این موارد است و به این‌ها کمک می‌کند، اما محدود به این مفاهیم نیست. در واقع نمی‌شود تنها این مفاهیم را از رنگ مشکی برداشت کرد.

رنگ تیره موجب استتار و اختفای اشیاء و مانع از دیدن آنهاست. چشم در تاریکی جایی را نمی‌بیند و پارچه یا پرده سیاه مایه احتجاب اشیایی است که در پس پرده قرار دارند. لذا بانوان عفیف مسلمان، رنگ لباس‌های ظاهر ـ اعمّ از چادر، مانتو و روسری ـ را از رنگ‌های تیره برگزیده‌اند تا اندامشان از چشم نامحرمان پوشیده‌تر باشد و بدین وسیله «گوهر عفاف» خود را محفوظ‌تر بدارند و استفاده از رنگ‌های شاد و مهیّج و هرگونه مجلس‌آرایی را به خلوت خانه و در جمع محارم خویش اختصاص می‌دهند.

در روانشناسی رنگ‌ها، همان گونه که نوع رنگ در ایجاد گرسنگی، سیری، خشم و آرامش تأثیر مستقیم دارد، در شعله‌ور شدن غرایز جنسی نیز دخالت مستقیم دارد. رنگ سیاه باعث کاهش شهوت است؛ چنان که امام صادق ـ علیه‌السلام ـ در این زمینه خطاب به «حنّان بن سُدَیر» که نعلین سیاه پوشیده بود، فرمودند: «آیا نمی‌دانی رنگ سیاه مایه تقلیل شهوت است». (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 386)



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : رنگ تیره موجب استتار و اختفای اشیاء و مانع از دیدن آنهاست. چشم در تاریکی جایی را نمی‌بیند و پارچه یا پرده سیاه مایه احتجاب اشیایی است که در پس پرده قرار دارند. لذا بانوان عفیف مسلمان، رنگ لباس‌های ظاهر ـ اعمّ از چادر، مانتو و روسری ـ را از رنگ‌های تیره برگزیده‌اند تا اندامشان از چشم نامحرمان پوشیده‌تر باشد و بدین وسیله «گوهر عفاف» خود را محفوظ‌تر بدارند و استفاده از رنگ‌های شاد و مهیّج و هرگونه مجلس‌آرایی را به خلوت خانه و در جمع محارم خویش اختصاص می‌دهند نگاه مثبت به رنگ مشکی از طرف دیگر رنگ سیاه، رنگ تشخص و هیبت است و در میان رنگ‌ها ابهت بیشتری دارد. در ریشه‌یابی لغات رنگ سیاه در عربی به نام اسود است و به معنی آقایی، برتری و سیادت است. – به جز آن سیادتی که ما به طور اخص استفاده می‌کنیم. سودت ریشه مشترک سیاه و سیادت است. خانه کعبه با آن پرده سیاه و تیره‌ای که دارد، پر از شکوه و ابهت و جذبه است. در روایاتی که برخی علائم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) را بیان می‌کنند، می‌خوانیم که آن حضرت (عج) با بیرق رسول خدا خروج می‌کند که از پارچه مخمل سیاه و چهارگوش بوده و در آن صلابت است. (الملاحم و الفتن، سید بن طاووس، ترجمه محمد جواد نجفی، ص 57) چنان که امام صادق ـ علیه‌السلام ـ در این زمینه خطاب به «حنّان بن سُدَیر» که نعلین سیاه پوشیده بود، فرمودند: «آیا نمی‌دانی رنگ سیاه مایه تقلیل شهوت است رنگ مشکی در یک نگاه دیگر رنگ وقار و اقتدار و از رنگ‌های صامت است که نگاه را سریع به سمت خود جذب نمی‌کند. از هنگام نزول آیه جلباب، زنان با پوشش تیره در جامعه حضور می‌یافتند و رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز آن‌ها را نهی نمی‌کرد و این نهی نکردن رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ خود بیانگر مقبولیت این عمل است؛ چنان که در روایتی از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ آمده است که فرمودند: «لباس سیاه مکروه است مگر در خَف، عمامه و عبا» (وسایل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 8، ص 382) و خف نوعی کفش چرمی است. این، نشان دهنده آن است که استفاده معقول از رنگ سیاه، نه تنها مکروه نیست، بلکه پسندیده و مورد قبول خدا، رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد. البته رنگ سیاه به عنوان زمینه و متن زندگی، هرگز پسندیده نیست و اسلام نیز آن را قبول نمی‌کند و در برابر آن، رنگ‌های باز و روشن و فرح بخش را توصیه می‌کند، امّا از این که این رنگ در حاشیه متن اصلی و دائمی زندگی به کار رود، مانع نمی‌شود؛ بلکه بعضاً ترغیب هم می‌کند. در روایتی از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ آمده است که فرمودند: «لباس سیاه مکروه است مگر در خَف، ص 382) و خف نوعی کفش چرمی است. اصرار و تشویق پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر پوشیدن لباس سفید و توصیه امام صادق ـ علیه‌السلام ـ به «حنّان بن سُدیر» به پوشیدن نعلین زرد (سیاه پوشی در سوگ ائمه نور ـ علیهم السّلام ـ، علی ابوالحسنی ص 280) و دیگر تشویق‌ها و دستورات پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ بیانگر این است که استفاده از رنگ‌های مختلف ـ اعم از تیره و روشن ـ صبغه مذهبی دارد. کراهت رنگ مشکی آنچه در باب رنگ مشکی بسیار مطرح است، کراهت رنگ مشکی است. کراهت یک مفهوم درون دینی است، بنابراین وقتی در باب کراهت این رنگ به منابع دینی رجوع می‌کنیم، می‌بینید به 5 دلیل مستحب است که رنگ حجاب، رنگ مشکی باشد. و کراهت آن به عنوان یک تبصره است. چادر مشکی در روایات داریم افرادی که غاصب حق ولایت اهل بیت (ع) هستند، از بنی‌امیه و بنی‌عباس، رنگ مشکی را به عنوان نماد مخالفت با پذیرش وصایت بلا فصل امیرالمؤمنین علی(ع) و مخالفت با جانشینی اهل بیت بعد از پیامبر استفاده می‌کردند. زمانی که امام رضا به اجبار به عنوان ولیعهد انتخاب می‌شوند، مأمون به عنوان نماد پذیرش این ولایتعهدی، اعلام می‌کند که همه پوشش‌های سیاه را به رنگ سبز علوی تغییر دهند. او با تغییر نماد، اختلال اجتماعی را برای طرفداران بنی‌عباس، ایجاد کرد. بنابراین، در زمان امام رضا آن نماد کاملاً تغییر کرد. تا زمانی که رنگ مشکی رنگ مخالفت با خوبی‌ها بود، ائمه با انتخاب آن به عنوان رنگ پوشش مخالفت می‌کردند. در واقع هر زمان رنگ، مفهوم غیر ارزشی و ضد ارزشی پیدا کرد، آن رنگ مطرود خواهد بود؛ چرا که رنگ گناه ویژه‌ای ندارد. در مورد عدم کراهت استفاده از کفش و عبا و عمامه سیاه در روایتی به نقل از امام صادق(ع) آمده است: «رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ استفاده از رنگ سیاه را در پوشش‌ها ناخوش داشت؛ مگر در سه چیز: در کفش و عبا و عمامه.» دین مبین اسلام، با توجه به آیات تکوینی خداوند در پهنه طبیعت و آیات تشریعی موجود در قرآن کریم، بهره گیری از پوشش‌های رنگی را جز در موارد ذیل مجاز دانسته است: یکی از ایرادات ما در مباحث فرهنگ دینی این است که برخی موادی را که مشروط است، مطلق می‌کنیم و دچار خطا می‌شویم. یا گاهی موارد مطلق را مشروط می‌کنیم. مثلاً بارها شنیده‌اید وضو گرفتن با آب گرم مکروه است. این را شرح می‌دهند که آب سرد نشاط می‌آورد و یا... بله، این موارد صحیح است، اما در متن دین ما آمده که وضو با آبی که با نور خورشید گرم شود، مکروه است. به عبارت دیگر در ابتدا باید بدانیم دین چه گفته و بعد برای آن تحلیل علمی بیاوریم. این‌ها خطاهای فرهنگی- دینی جامعه عامیانه ماست که گاهی به خواص هم کشیده می‌شود. دین مبین اسلام، بهره گیری از پوشش‌های رنگی را جز در موارد ذیل مجاز دانسته است: 1. پوشش‌های رنگینی که شعار و علامت دشمنان اسلام است. استفاده از این پوشش‌ها تا وقتی که ویژگی این گروه است، مجاز نیست. چادر 2. پوشش‌های رنگینی که موجب انگشت نما شدن فرد در نزد دیگران می‌شود (لباس شهرت). 3. پوشش‌های رنگینی که اثر روحی نامطلوبی بر انسان یا اعمال عبادی او می‌گذارد. 4. پوشش‌های رنگینی که برخلاف شؤونات اجتماعی اسلام و عرف مذهبی است. امام صادق(ع) خطاب به عبید بن زیاد فرمود: ایاک ان تزینّ إلاّ فی أحسن زی قومک«خود را تزیین مکن مگر مثل قوم خود.» و نیز فرمود: «خیر لباس کل زمان، لباس اهله»؛ «بهترین پوشش هر عصری لباس مردم همان زمان است.» البته در این موارد مؤمنین اهل تقوا معیار محسوب می‌شوند. امروز لباس به خودی خود نقش یک"رسانه"را بازی می‌کند. مثلاً اگر یک دختر فرانسوی تنها یک روسری به لباس‌هایش اضافه کند و در کنار او خانم را هبه‌ای هم باشد، راهبه اجازه ورود به استادیوم ورزشی را دارد، اما دختر محجبه فرانسوی خیر. هر چند در ظاهر پوشش راهبه کامل‌تر هم به نظر می‌رسد. اما پوشش دختر فرانسوی مفهوم ویژه‌ای را منتقل می‌کند 5. پوشش‌های رنگین زن در عده وفات شوهر. 6. پوشش‌های رنگین و جذاب زن و مرد برای نامحرمان. 7. پوشش‌های رنگین مخصوص زنان از سوی مردان و بالعکس. لباس در فرآیند اجتماعی جدی‌تر از آن است که فکر می‌کنیم. فرانسه، مهد آزادی، با پوشش اسلامی دختران مسلمان مشکل دارد. در واقع امروزه مفهوم لباس بسیار جدی‌تر و حساس‌تر از گذشته است، چرا که پیام‌هایی را که منتقل می‌کند بسیار مؤثرتر است.به عبارت دیگر امروز لباس به خودی خود نقش یک"رسانه"را بازی می‌کند. مثلاً اگر یک دختر فرانسوی تنها یک روسری به لباس‌هایش اضافه کند و در کنار او خانم راهبه‌ای هم باشد، اما دختر محجبه فرانسوی خیر. هر چند در ظاهر پوشش راهبه کامل‌تر هم به نظر می‌رسد. اما پوشش دختر فرانسوی مفهوم ویژه‌ای را منتقل می‌کند. استفاده از رنگ ها در اسلام بنابراین وقتی قرار است حضور اجتماعی مقتدرانه و رسمی باشد، رنگ مشکی را انتخاب می‌کند. این رنگ نوعی اقتدار و «دورباش» را به مخاطب القا می‌کند. گاهی نوع پوشش ما به دیگران این اجازه را می‌دهد که حریم خصوصی‌مان را بشکنند. یعنی رنگ انتخابی ما به قدری دورباش کمی دارد، که احتمال دارد دیگران به این حریم وارد شوند اسلام در خصوص رنگ دو دسته‌بندی، یکی برای حضور اجتماعی، و دیگری حضور در خلوت محارم دارد. رنگ اول اسلام در خلوت، سفید است و برای آن دلایل متعددی بیان می‌شود. سفید نماد پاکی، شادی و آرامش است. برای مثال، در آداب یک مسلمان شیعی هست که وقتی به زیارت یک امام می‌روی، لباس نو سفید رنگ بخر یا در اعیاد ذکر می‌شود که لباس نو سفید به تن کنید، شاید که با تاکید بر این فرآیند که پاکی بیرون به پاکی درون هم منتقل بشود. اما در عرصه فعالیت‌های اجتماعی، رنگ اول اسلام به عنوان «پوشش نهایی» رنگ سیاه است. بنابراین وقتی قرار است حضور اجتماعی مقتدرانه و رسمی باشد، که احتمال دارد دیگران به این حریم وارد شوند. در بحث حجاب هم رنگ مشکی این دورباش را به نامحرم می‌دهد، ضمن اینکه به دلیل صامت بودنش جلب توجه هم نمی‌کند. نکته‌ای را هم که در روایات‌مان بدان اشاره می‌شود این است که رنگ مشکی، شهوت را کم می‌کند. رنگ مشکی به عنوان نماد اجتماعی برای زن و مرد یکسان است، اما به دلیل اینکه حجاب ظاهری زن ظرافت‌های بیشتری دارد، اولویت با خانم‌ها خواهد بود.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

حفظ کرامت همه انسان‌ها به ویژه زنان در رأس برنامه‌های دین مبین اسلام قرار دارد و از میان آموزه‌های اسلامی که در آن‌ها کرامت و عزت زن به عنوان اصلی خدشه ناپذیر عنوان شده، ستر و پوشش (حجاب) جایگاه ویژه‌ای دارد . 


چادر

اهمیت پوشش برای دختران و زنان

در اهمیت ستر و پوشش (حجاب) همین بس که احکام جزئی نماز - با همه اهمیتی که دارد - در قرآن کریم بیان نشده و همه تاکید قرآن بر اصل وجوب نماز، به پا داشتن و اوقات آن است؛ اما حدود ستر و پوشش (حجاب) زنان در قرآن کریم بیان شده است. این امر نشانگر اهتمام شارع مقدس بر حجاب و پوشش دختران و بانوان است.

 

جایگاه حجاب در اسلام

اصل حجاب به عنوان یکی از دستورات اسلامی از صدر اسلام تاکنون امری مسلم بوده و انکار اصل حجاب اگر به انکار قرآن یا پیامبر باز گردد موجب خروج از دین می‌شود. (نک: امام خمینی، استفتائات، ج‌3، ص 253؛ مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج‌2، ص 348)

حدود ستر و پوشش (حجاب) زنان در قرآن کریم بیان شده است. این امر نشانگر اهتمام شارع مقدس بر حجاب و پوشش دختران و بانوان است


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : حجاب مقابل همه نامحرم‌ها حجاب در مقابل هر نامحرمی لازم و واجب است و هیچ فرقی بین نامحرمان نسبت به یک خانم وجود ندارد. از این رو افراد بیگانه برای یک زن که آن‌ها را نمی‌شناسد از لحاظ حجاب، تفاوتی با برادر شوهر یا پسر خاله و یا پسر عمو ندارند و همه در یک حد نامحرم هستند. بنابراین حجاب ناقص در برابر پسر خاله، پسر عمو، برادر شوهر و ... به خاطر آنکه از دوران کودکی با هم بزرگ شده‌اند یا به جهت ارتباط فامیلی وجه شرعی ندارد و حکمش مثل دیگر نامحرم‌هاست همچنان که حجاب ناقص زن عمو در برابر برادر زاده شوهرش به این دلیل که زن عمو او را از هنگام تولد در آغوش می‌گرفته یا او را مثل فرزند خودش تربیت کرده فاقد توجیه شرعی است. محدوده حجاب رعایت ستر و پوشش برای بانوان در مقابل نامحرمان واجب است و تمام بدن و موهای زن باید پوشیده باشد. اگر صورت و دست‌ها بدون آرایش باشند ظاهر کردن آن‌ها اشکالی ندارد. برخی از بانوان محترم گمان می‌کنند که چون پوشانیدن روی پا تا مچ در نماز (اگر نامحرمی وجود ندارد) واجب نیست پس می‌توانند در برابر نامحرم نیز بدون پوشش پا ظاهر شوند اما این اشتباه است و ظاهر ساختن پاها تا مچ در برابر نامحرم حرام است. حجاب در مقابل هر نامحرمی لازم و واجب است و هیچ فرقی بین نامحرمان نسبت به یک خانم وجود ندارد. از این رو افراد بیگانه برای یک زن که آن‌ها را نمی‌شناسد از لحاظ حجاب، تفاوتی با برادر شوهر یا پسر خاله و یا پسر عمو ندارند و همه در یک حد نامحرم هستند آشکار ساختن دست‌ها بیش از مچ دست در برابر نامحرم حرام است و ساعد بانوان نباید در معرض دید نامحرم قرار گیرد. گردی صورت که مجاز است پوشیده نباشد شامل گردن نمی‌شود و لذا ظاهر ساختن گردن برای نامحرم حرام است. پوشانیدن بدن باید به گونه‌ای باشد که حجم بدن و برآمدگی‌های بدن زن را بپوشاند، بنابراین ظاهر کردن لباس‌های تنگ و چسبان در مقابل نامحرم از لحاظ شرعی حرام است. نمایان کردن آرایش صورت و دست‌ها و به طور کلی هر چیزی که آرایش محسوب شود در مقابل نامحرمان جایز نیست. شایان ذکر است که پوشیدن هر چیزی که باعث خودنمایی و تهییج و تحریک نامحرم شود جایز نیست هرچند تمام بدن و موها را پوشانده باشد. این نوع پوشش گاهی با تنگ بودن یا کوتاه بودن لباس و گاهی با رنگ خاص و مهیج آن یا مدل بسیار خاص و نا معمول و یا دیگر موارد تحقق می‌یابد. از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولاً تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیاً مهیج، محرک، تنگ و چسبان نباشد و برآمدگی‌های بدن را بپوشاند. این گونه لباس برای حجاب کافی است اما به نظر علمای دین، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچ‌گاه باعث جلب توجه نامحرم نمی‌شود و علاوه از آن، حالت چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می‌پوشاند مقام معظم رهبری می‌فرماید: پوشیدن چیزی که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبی شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست. (مقام معظم رهبری، اجوبه الاستفتائات، ص 305) نوع حجاب از منظر اسلام و حجاب برتر از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولاً تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیاً مهیج، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچ‌گاه باعث جلب توجه نامحرم نمی‌شود و علاوه بر آن، حالت چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می‌پوشاند. در این باره حضرت امام خمینی (ره) می‌فرماید: زن باید تمام بدن را- به استثناء دست‌ها تا مچ و صورت- از مرد نامحرم بپوشاند، و در حجاب لباس خاصّی معتبر نیست، اگر چه پوشیدن چادر بهتر است و از لباسهائی که جلب توجّه نامحرم کند اجتناب شود. (امام خمینی، استفتائات ج 3، ص 253) در قرآن کریم، فایده و فلسفه پوشش زنان، ‌ محفوظ ماندن از آزارها و مزاحمت جنسی مردان معرفی شده است.[احزاب 59] هم‌چنین رعایت حریم جنسی میان زن و مرد به عنوان عامل رشد و تعالی بیان شده است یعنی پوشش و کنترل نگاه موجب حفظ سلامت جنسی انسان شده او را رشد و ارتقاء می‌دهد همچنان که حجاب برای بانوان واجب است، چشم پوشی از نامحرم نیز بر مردان واجب است. قرآن کریم، لباس را وسیله‌ای می‌داند که اندام‌های انسان به ویژه اندام جنسی را از دیدگان دیگران مستور می‌دارد. قرآن برهنگی را زشت و ناروا می‌داند و از همین روست که می‌فرماید: «ای انسان‌ها مراقب باشید که همان‌گونه شیطان لباس پدر و مادرتان آدم و حوا را ربود و آن دو را برهنه کرد شما را نفریبد( و لباس تقوا را از شما نرباید)[اعراف 27].» فلسفه لباس و پوشش آنچنان که ایشان تصور کرده‌اند نمایاندن لباس و ارائه زیبایی‌های لباس نیست. در قرآن کریم، ‌ محفوظ ماندن از آزارها و مزاحمت جنسی مردان معرفی شده است.[احزاب 59] هم‌چنین رعایت حریم جنسی میان زن و مرد به عنوان عامل رشد و تعالی بیان شده است یعنی پوشش و کنترل نگاه موجب حفظ سلامت جنسی انسان شده او را رشد و ارتقاء می‌دهد[4نور30]. البته لباس، کارکردهای دیگری از قبیل پوشاندن بدن در برابر سرما و آفتاب و آسیب‌های طبیعت نیز داراست. قرآن کریم در یکی از آیات خود لباس انسان را به پر پرندگان تشبیه کرده است[اعراف 26] که برخی از مفسران این را به معنای عاملی برای پوشاندن بدن تفسیر کرده و برخی دیگر گفته‌اند لباس موجب زیبایی انسان نیز می‌شود . اما این زیبایی بدین معناست که با پوشیده ماندن اندام‌ها به ویژه اندام‌های جنسی، انسان ظاهری مناسب و زیبا پیدا می‌کند . در اسلام نمایاندن و جلوه دادن لباس مورد نظر نیست و لباس نمایی هدف نیست. حجاب چادر و رنگ مشکی بعضی در اظهارات خود بیان کرده‌اند که رنگ مشکی نشانه تکبر است اما باید این نکته را یادآوری کرد که رنگ مشکی رنگ عظمت و بزرگی و شکوه و جلال است و این با تکبر و خود را بزرگ و برتر دیدن متفاوت است. نکته دیگر این که اتفاقاً در سختی از حضرت علی (ع) آمده است که چند خصلت در مردان وجود دارد که در زنان ضدّ آن‌ها مطلوب است، از جمله آن‌ها تواضع در مردان است که در زنان تکبر در برابر نامحرم مطلوب است. بنابراین بر فرض اگر رنگ مشکی پوشش زنان در مقابل نامحرم نشانه تکبر و عدم تواضع در برابر نامحرم باشد، مورد تأیید دین است. البته تکبر در اینجا معنای عامّ تکبر را ندارد مقصود این است که زن در برابر نامحرم خود را کنار بکشد، صمیمی نشود و به نامحرم راه نفوذ ندهد تا زمینه انحراف اخلاقی و جنسی پدید نیاید. در روایاتی که پوشش سیاه مکروه شمرده شده است چندین چیز استثناء شده است، بر اساس روایات در کلاه، عمامه، کفش و کساء رنگ مشکی مکروه نیست و کساء، امروزه همان عبا و لباس رو برای آقایان و چادر یا مانتو و یا دیگر لباس‌های رو برای خانم‌ها محسوب می‌شود مکروه بودن رنگ سیاه مکروه بودن رنگ سیاه که در روایات آمده است: اولاً اختصاص به مردان دارد و شامل زنان نمی‌شود چنان که بسیاری از فقیهان شیعه به این نکته اشاره کرده‌اند.[ر.ک به: محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 8، ص 235.]ثانیاً بر فرض که رنگ سیاه برای همگان مکروه باشد، در روایاتی که پوشش سیاه مکروه شمرده شده است چندین چیز استثناء شده است، امروزه همان عبا و لباس رو برای آقایان و چادر یا مانتو و یا دیگر لباس‌های رو برای خانم‌ها محسوب می‌شود.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.».


امام زمان

آیا امام زمان معجزه ای دارند ؟

قبل از پاسخ به این سؤال، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.

محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد: معجزه، در اصطلاح، این است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]

چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه»

جمیع مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست

نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:

«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...»[2]

ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، كتاب و میزان نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.». [3]

حال، با توجّه به این كه جمیع مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به كتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنیم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسكرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است: الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند. 1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل از امام حسن عسكرى(علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.». حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.».[5] چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود [6] و تا روزى كه موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است. 2- قرآن خواندن در بدو تولّد هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.[7] امام زمان 3- شفاى مریض لاعلاج محمّد بن یوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافیه خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا پیدا كردم و وقتى پزشكان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».[8] 4- طلا شدن سنگریزه یكى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیكى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما كه ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى كرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یک سنگ، این قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم كه در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدینه سوال كردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».[9] 5- خبر دادن از غیب از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم و الّا آن را صدقه مى دهم.». مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم.[10] ب) معجزاتى كه امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.».[11] بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد. پی نوشت ها : [1]. آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، ص 3، (به نقل از: إیضاح المراد فى شرح كشف المراد، ص 345، ربانّى گلپایگانى). [2]. الحدید: 25. [3]. بحارالأنوار، ج 11، ص 71. [4]. الإلهیات من شرح المواقف، تحقیق على ربانى گلپایگانى، ص 132. [5]. مدینة المعاجز، سیدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق. [6]. قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علمیه ى اسلامیه، چاپ پنجم، 1407 هـق. [7]. تبصرة الولى، ج 18. [8]. بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول كافى، ج 1، ص 519. [9]. اصول كافى، ص 332; مدینة المعاجز، ص 71. [10]. الغیبة، شیخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، 1411 [11]. منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312، مكتبة الصدر، چاپ سوم.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

کسانی که با اختیار خودشون فرسنگ ها از حقیقت خودشون و از خدای خودشون فاصله گرفتن جایی توی این مهمونی ندارند اصلا این دوریشون از حقیقت بهشون این اجازه رو نمیده که سر سفره آسمان بنشینند.


رمضان در جنوب ایران

«فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یشْرِکُونَ * لِیکْفُرُوا بِمَا آتَینَاهُمْ وَلِیتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ یعْلَمُونَ» (سوره مبارکه عنکبوت آیه 65 و 66)  ؛ چون به کشتی نشستند خدا را با اخلاص در دین او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشکی آورد ، شرک آوردند. تا نعمتی را که به آنان عطا کرده بودیم کفران کنند و برخوردار شوند زودا که خواهند دانست .

این افراد هنگامی که سوار بر کشتی زندگی ،حیاتشان با امواج خطرات به تلاطم می افتد خدا را مخلصانه می خوانند و زمانی که خدا آنها را( دستگیری می کند و) به ساحل نجات می رساند باز مشرک می شوند.تا به نعمت هایی که مابه آنها داده ایم کفران ورزند و تا مدتی بهرمند باشند، اما به زودی خواهند دانست.

همیشه ما قضیه روزه خواری رو از این طرف و از طرف خودمون نگاه می کنیم، اما با یک دید دیگه هم می شه به این قضیه نگاه کرد؛ خیلی ها گمان می کنند که مهمانی خدا برای همه است و خدا همه افراد رو از دم کنار مهمونای خاصش می نشونه…نه! به نظر نمیرسه اینطوری باشه! کسانی که با اختیار خودشون فرسنگ ها از حقیقت خودشون و از خدای خودشون فاصله گرفتن جایی توی این مهمونی ندارند اصلا این دوریشون از حقیقت بهشون این اجازه رو نمیده که سر سفره آسمان بنشینند.

در روایات چنین اشخاصی به شدت سرزنش شده اند؛ مثلاً در روایتی از امام صادق آمده است:”‌‌من افطر یوماً من شهر رمضان خرج الایمان منه؛ هر کسی یک روز از ماه رمضان (بدون عذر) روزه خود را بخورد ایمان از او به کنار رود.”‌‌(وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10، ص 251، مؤسسة آل البیت.)



ادامه مطلب


نوع مطلب : چرا ها ...، 
برچسب ها : ای بنده من، من میدونم که تو ضعف داری ومن بر تو سخت نمی گیرم ولی اگر میخوای یک روزی روت بشه که باز بگی خدا! و اون روزی که روز حسابه کنار من باشی و من هواتو داشته باشم، من درحد توانت، فقط در حد توانت ! از تو میخوام که در راه من قدم برداری قدمی که برای سعادت خودت بر میداری چون من که بی نیازم اما این تویی که به من نیاز داری و باید برای به جایی رسیدن دست عنایت من بالای سرت باشه، پس روزه بگیر، روزه ای که امت های قبل از تو هم می گرفتند و پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند: ”‌لِلصّائمِ فَرحَتانِ، حینَ یفْطِرُ و حینَ یلْقى ربَّهُ”‌‌ ( کنزالعمال، ج 8، ص 448 حدیث 23593) «براى شخص روزه دار دو شادى است، یکى هنگامى که افطار مى کند و دیگرى هنگامى که پروردگارش را ملاقات کند» و بر عکس کسانی که در این مهمانی پر سرور حضور ندارند در هنگام الله اکبر اذان مغرب و البته پس از مرگ و در پیشگاه خدا غمگین و سرافکنده اند. شاید اگر از کسانی که روزه نمی گیرن علت این کار رو بپرسی بگن: چرا روزه بگیرم؟ یا دلم نمی خواد بگیرم! و یا اینکه خدا چه احتیاجی به روزه ی ما داره!!؟ شایدم بگن، ای بابا این حرفا کشکه! یا اینکه من خیلی گناهکارم و این حرفا دیگه از ما گذشته! بعضیا هم میگن تو این گرما و سختی کار کی میتونه روزه بگیره؟! یه عده هم میگن هی آقا! می دونم یه روزی پشیمون می شم اما نمی گیرم! یا اگه یکی خیلی رک باشه میگه:یک کلوم خدا میگه نخور! شکم میگه بخور، ما بنده ی شکمیم!! و ..... نماز گزاران رمضان خدایی که ما رو خلق کرده و همه ما بالاخره یک روزی رو به او می کنیم و می فهمیم که فقط کار دست اونه و فقط مشکل ها رو اون میتونه حل کنه و مواقعی که کارمون گیر می کنه با زاری در خونش میریم که البته اون کریم تر از این هاست که جوابمون رو نده، به ما میگه: ای بنده من، روزه ای که امت های قبل از تو هم می گرفتند که این برای سلامت جسم و روحت لازمه که روزه زکات نعمت سلامتیه اما اگر مریضی خوب وقتی سلامت شدی بگیر، اگر مسافری وقتی در وطنت مستقر شدی بگیر ؛اگر واقعا برات مشقت داره و از توانت بیرونه نگیر و آنچه از دستت بر میاد برای جبران انجام بده، خدا با مؤمنین و بندگانش مهربونه و درِ خونش برای همه ی انسان های آزاده و اهل تفکر و دقت نظر بازه. اما اون کسی که بخاطر اینکه بار گناهش زیاده دیگه در خونه خدا نمیاد من پیغامی از طرف اهل بیت براش دارم که این ناامیدیش از خدا از تمام اون گناهانش بزرگتره! اما فکرشو بکن که این ماه رمضان، ماه رمضان آخر عمرت باشه! چه کسی میتونه تضمین کنه که حتی یک روز دیگه زندست!، همه چیز دست اون بالاییه، تا حالا این صحنه رو دیدی که صورت میتی رو در قبر روی خاک میذارن همون کسی که تا دیروزش بین ماها راه میرفته و فکرشم نمی کرده که روز آخر عمرش باشه اما دیگه فرصتش در این دنیا تموم میشه و کرده هاش رو با خودش به پیشگاه خالق متعال میبره!…واقعا که چه چیزی یا چه کسی توی همه عالم بیشتر از خدا ارزششو داره که انسان کاری رو برای اون انجام بده و اما روزه گرفتن در گرمای طاقت فرسا و سختی کار؛امیر المومنین علیه السلام می فرمایند که: ”‌من روزه گرفتن در تابستان را دوست دارم”‌‌؛بله! اگر مسیر، مسیر عشق است، فرهاد کوه کَن اجر و قرب بیشتری در چشم معشوق دارد و از رسول خدا و همچنین فرزندش امام صادق به ترتیب روایت شده که روزه در گرما جهاد و یا برترین جهادهاست. (وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل) اما فکرشو بکن که این ماه رمضان، ماه رمضان آخر عمرت باشه! چه کسی میتونه تضمین کنه که حتی یک روز دیگه زنده است!، تا حالا این صحنه رو دیدی که صورت میتی رو در قبر روی خاک میذارن همون کسی که تا دیروزش بین ماها راه میرفته و فکرشم نمی کرده که روز آخر عمرش باشه اما دیگه فرصتش در این دنیا تموم میشه و کرده هاش رو با خودش به پیشگاه خالق متعال میبره!…واقعا که چه چیزی یا چه کسی توی همه عالم بیشتر از خدا ارزششو داره که انسان کاری رو برای اون انجام بده و چه چیزی ارزش این رو داره که انسان به خاطر اون به خدای مهربون پشت کنه!؟ در پایان باید به شما دوستان عرض کنم که بدونید خدایی که از مادر به شما مهربون تره و از همه ی عالِم ها، عالِمتره و بلکه عالم حقیقی اونه، اگر راه بهتری برای سعادت و سلامت ما سراغ داشت اون راه رو جلوی پای ما می گذاشت و… «لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» ؛ اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است. (آیه 7 سوره ابراهیم) (شاید تذکر این نکته خالی از لطف نباشد و آن اینکه روی این مطلب با کسانی است که به هر دلیل، بدون عذر شرعی اقدام به عمل روزه خواری بنمایند و نه کسانی که به علت ضرر روزه برای بدن آنها و بیماری و دلایل شرعی دیگر توان روزه گرفتن نداشته اند که آنها در ثواب روزه داران شریک خواهند بود ان شاالله.)،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
جن و ...!

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مى‏نشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.

قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:

1- استراق سمع: استراق از ماده ”‌سرقت”‌‌ به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.‏[3]

2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]

3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]

 

مضمون همین آیه در دو سوره دیگر قرآن نیز تکرار شده است:

یک. سوره صافات؛ ”‌مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب مى‏کند”‌‌![6]

دو. سوره حجر؛ ”‌مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند)”‌‌.[7]

آیه نهم سوره جن و هم چنین دو آیه دیگر اشاره شده، از آیاتى هستند که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته و برداشت های متفاوتی از آن کرده اند، از جمله:

الف- بعضى مانند نویسنده «تفسیر فى ظلال» به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان این که اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مسئله صرف نظر نموده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع دریابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند او با اعتراف به ناتوانی درک این حقایق، مى‏گوید: «شیطان و چگونگی استراق سمع او و همچنین این که شیطان چه چیزی را استراق سمع می کند؟! از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه‏اى ندارد؛ زیرا بر اعتقادات ما چیزى نمى‏افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقی او در این زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت».[8] صاحب تفسیر نمونه در پاسخ چنین برداشتی می نویسد: «البته نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط با زندگی انسان ها نداشته باشد مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى است، چرا که قرآن نور و کتاب مبین است و براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل شده است، پس چگونه فهم این آیات به ما ارتباطی ندارد؟ به هر حال ما این طرز موضع‏گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى‏پسندیم».[9] ب- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصاً مفسران پیشین، اصرار دارند که معناى ظاهرى آیات را کاملاً حفظ کنند ایشان می گویند: جن «سماء» اشاره به همین آسمان است، و «شهاب» اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه‏هاى سرگردانى است که در این فضاى بی کران در گردش اند و گاهی در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند و به سوى زمین کشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاکستر مى‏شوند) و «شیطان» همان موجودات خبیثه متمرد هستند که مى‏خواهند به آسمان ها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما که در آسمان ها منعکس است را، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) دریابند، ولى شهاب ها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.[10] آلوسى در «روح المعانى» بعد از ذکر این تفسیر ظاهری، اشکالات مختلفى را که با در نظر گرفتن هیئت قدیم و افلاک پوست پیازى و امثال آن متوجه این تفسیر مى‏شده به تفصیل بیان کرده و به پاسخ آن پرداخت. برای دریافت توضیحات به تفسیر ایشان مراجعه شود.[11] ج- صدر آیه 9 جن اگر با آیه قبلى ضمیمه شود، این معنا استفاده مى‏شود: «پر شدن آسمان از نگهبانان قوی اخیرا پیش آمده، و قبلا چنین نبوده، بلکه جنیان آزادانه به‏ آسمان بالا مى‏رفتند، و در جایى که خبرهاى غیبى و سخنان ملائکه به گوششان برسد مى‏نشستند». و از ذیل آیه که با ”‌فاء”‌‌ تفریع فرموده: «فمن …» استفاده مى‏شود که جنیان خواسته‏اند بگویند از امروز هر کس از ما بخواهد در آن نقطه‏هاى قبلى آسمان به گوش بنشیند، تیرهاى شهابى را مى‏یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازى در کمین دارد. آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، و از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهاب ها به آنها آن است که آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند در نتیجه از مجموع دو آیه مربوط به این ماجرا به دست مى‏آید که: جنیان به یک حادثه آسمانى برخورده‏اند، حادثه‏اى جدید که مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) رخ داده، و آن عبارت از این است که با بعثت آن جناب، جنیان از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده‏اند.[12] علامه طباطبایی در جایی دیگر می گوید: «آنچه به عنوان یک احتمال مى‏توان در این جا گفت این است که این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى‏شود، همان گونه که خداوند مى‏فرماید: «اینها مثال هایى است که براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى‏کنند».[13] و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب. بنابراین، این گونه می توان مطرح کرد که منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند و مى‏رانند.[14] از میان تفسیر های متفاوت ارائه شده، به نظر می آید که موارد مطرح شده از مشهورترین اقوال در تفسیر این آیه و آیات مشابه باشد. پی نوشت ها : [1] جن، 9 [2] لسان العرب، ج10، ص156 [3] طیب، سید عبد الحسین، اطیب القرآن، ج 8، ص20، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، 1378ش. [4] راغب، مفردات فی غریب القرآن، ج 1، ص 465 [5] قاموس قرآن، ج 3، ص 101 [6] ”‌إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ”‌‌. [7] ”‌إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ”‌‌. [8] شاذلی، سیدبن قطب، تفسیر فی ظلال قرآن، ج 4، ص2133، ناشر دارالشروق، چاپ هفدهم، بیروت، 1412ق. [9] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11، ص43، دارالکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10] مکارم شیرازی، ص 43 [11] آلوسی، سیدمحمود، روح المعانی، ج 7، ص 270، دارالکتب الاسلامیة، 1415ق. [12] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، ج 20، ص 64 [13] عنکبوت، 43، «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ». [14] المیزان، ج 17، ص187 ـ 186،
لینک های مرتبط :
راهكارهای قرانی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی

مریم بذرگرگل خطمی

.: به نقل از maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,5503






1- ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش زن
2- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم در سوره نور (24) آیه 31 ، كه شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.
20 راهكار قرانی جلوگیری از بدحجابی
1.ارائه یك چهار چوب صحیح برای پوشش
2 معرفی افراد محرم و نامحرم در قران كریم
3 آشكار نكردن زینتها
4 تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد
5 نهی از تبرج مذموم
6 عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
7  ترویج فرهنگ غیرت در مردان
8 حفظ نگاه
9 تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
10 آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی
11 صبر و استقلامت در ترك عادت
12 تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده
13 مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها
14 ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان
15 ا
یجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار
16 كمك های اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی
17 اجرای حدود و تعزیرات
18 تعاون فرهنگی
19 احیای امر به معروف و نهی از منكر

20 ترویج فرهنگ نماز در بین زنان

3- آشكار نكردن زینتها
كه در این باره می توان گفت كه اسلام دستور به زینت نكردن نداده است بلكه از زینت كه باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است.

قران كریم در این باره می فرماید:
«... لایبدین زینتهن 1...»
زنان زینتهای خود را آشكار نكنند

4- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد

كه به سه قسم تقسیم می شود:
الف: زینت برای غیر محارم كه آشكار نكردن زینتهای پنهان است و نگاه به زینتهای آشكار در صورتی خالی از اشكال است كه خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با رالالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.
ب: زینت برای شوهر، كه زینت علی الاطلاق می باشد و شامل تمام بدن می باشد.2
ج- زینت برای سایر محارم
از ابی جعفر علیه السلام وارد شده :
«واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله»3
قسمت سوم ، مربوط به زینت برای سایر محارم است كه شامل محل گردنبند و بالای ان، بازوبند و زیر ان و خلخال و انچه پائین آن است می شود. بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم كه از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامنهای كوتاه با پاهای برهنه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری كنیم و جواز نگاه كردن به زینتهای باطنی زنان ان هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه فسادی در بین نباشد.

5- نهی از تبرج مذموم
در قران كریم در این باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی....» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه گری زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده كه سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است.4 در تفسیر قمی5 روایتی باشند كه از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه ... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی ... آمده است و این است كه «به زودی جاهلیت دیگری میآید» و در تفسیر التبیان6 آمده است كه منظور از جاهلیت اخری زمانی است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل می شده است.7

امروز شاهد این تبرج ها و جلوه گری های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یاد شده است: یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء8 و از چنین زنانی این چنین یاد شده است نسوه كاشفات عاریات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.9

6- راهكار عدم حضور غیر ضروری زن در جامعه
با توجه به آیه شریعه:و قرن فی بیوتكن و لاتبرجن تبرح الجاهلیه الاولی...10
در خانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و بی حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید و مانند دورة جاهلیت پیشین ارایش و خودارائی مكنید.
زنان مؤمنه به پیروی از این آیه مباركه باید از هرگونه حضور غیر ضروری در جامعه خودداری كند تا الگو و نمونه برای سایر زنان مسلمان باشند.
7-راهكار ترویج فرهنگ غیرت در مردان
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می فرماید : چگونه مردی است در حالی كه تزئین می كند همسرش و خارج می شود از خانه اش به حالتی كه تزئین كرده و عطر زده و شوهرش بر این امر راضی باشد پس می سازد برای همسرش آن زن هر قدم خانه اش در آتش.11
8-راهكار حفظ نگاه
قل للمومنین یعضوا من ابصارهم... و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن 12

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مومن یك مبارزة منفی با زنان جلوه گر می باشد و چون چنین زنانی را مورد بی توجهی قرار دهند یك اثر تربیتی دارد آنها متوجه خواهند شد كه تنها با این وضع مورد توجه بیمار دلانی قرار خواهند گرفت كه خود فاقد ارزش انسانی هستند.

9-تبیین فلسفه حجاب برای جامعه
حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود، مقاله، دین و اندیشه، 
برچسب ها : حجاب مایة ارزش احترام زن می باشد و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایة تحكیم پیوند زوجین می شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی می باشد حجاب پرچم پاكدامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می شود حجاب عاملی برای موفقیتهای معنوی است و حجاب ... 10-آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی بدحجابی باعث عدم امنیت زن در جامعه می شود، بدحجابی عاملی برای بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابی باعث بی ارزش شدن زن در جامعه می شود بدحجابی باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بیگانه، فلج كردن نیروی كار در جامعه، تبدیل شدن زن به موجودی مصرفی استعمار كشیده شدن كشور و ... می شود، و علاوه بر ان عذابهای اخروی را نیز به دنبال دارد. 11- صبر و استقلامت در ترك عادت افرادی كه سعی بر این دارند كه بهبود در وضعیت پوشش خود به وجود آورند مسلما با مشكلاتی چون فشار از ناحیة اطرافیان، تمسخر عده ای نادان و ... قرار خواهند گرفت اما زنی كه الگوی خو را فاطمة زهرا سلام ا... علیها و زینب كبری سلام ا... علیها قرار دهد سختی این كار در برابر سختیها كه این بزرگان كشیده اند بسیار ناچیز است. 12- تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده امام رضا علیه السلام در مجلس فرمودند: هنگامی كه دختر شش ساله شد مرد نامحرم نباید او را در آغوش بگیرد یا ببوسد. بنابراین در مساله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نیز پدر و مادر باید مرحله به مرحله او را به فلسفه و خوبیهای حجاب آشنا كرده و در خور درك فرزند به راهنمائی او بپردازند و فرزند تحت تربیت تدریجی و عملی پدر و مادر قرار گیرد. باید به این نكته توجه داشته باشیم كه غالبا پیروزیهای نهایی و كامل در دراز مدت به دست می آید. 13- مراقبت در معاشرتها و همنشینی ها حضرت علی علیه السلام می فرماید : با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نكن زیرا طبیعت توناخودآگاه از او متاثر می شود.13 بنابراین زنان مومنه باید مراقب باشند دوستان صمیمی و همدل خود را از زنان عفیف و با حیاء انتخاب كنند و از دوستی با افراد بی بند و بار خودداری كنند هر چند باید تلاش بر منشاء اثر بودن روی این افراد باشند. 14- ترویج فرهنگ قناعت و ساده پوشی در زنان پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله سلم می فرمایند: استعینوا علی النساء بالعری ان احداهن اذا كثرت ثیابها و احسنت زینتها اعجبها الخروج 14 زنان را لباس ساده بپوشانید هنگامی كه زیاد شود لباسها و نیكو شود زینت هایش وسوسه می شود او بر خروج از خانه اسراف و زیاده روی و مد پرستی در تهیه لباس علاوه برابر انگیختن حس خودنمائی عاملی برای فقر خود ساخته این زنان می شود كه آسیب های فراوان دیگری را به همراه دارد. 15- ایجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای كار زنان مؤمنه باید سعی كنند وقت خود را با كارهای نیك پر كنند از جمله تربیت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهی، و همچنین كارهای هنری مفید برای زنان از جمله پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: نعم اللهو المعزل للمراه الصالحه 15 بافندگی برای زن صالحه سرگرمی خوبی است. 16- كمكهای اقتصادی در رفع مشكل بدحجابی بعضی از بدحجابی علل و ریشة آن در عواملی چون فقر فرهنگی فقر اقتصادی، فراهم نمودن عوامل ازدواج ... می باشد كه وظیفة سرمایه داران و خیرین است كه با كمك دولت در رفع این مشكلات بكوشند. 17- اجرای حدود و تعزیرات اجرای قوانین اسلامی پس از آگاهی كامل افراد جامعه و تبلیغات كافی و تبیین مسئله حجاب در جامعه اسلامی برای افراد می تواند مثمرثمر طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامی زنانی كه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محكوم خواهند شد.16 18- تعاون فرهنگی در مراودات دو سویه سایر كشورهای اسلامی زمانی كه آنان شاهد این امر باشند كه زنان مسلمان با حفظ حجاب موفقیتهای بیشتری را در عرصه فعالیتهای اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارند و بسیاری از معضلات اجتماعی كه در غرب در اثر برهنگی زد ایجاد شده است در یك كشور اسلامی جایی برای گسترش ندارد و در واقع كشورهای اسلامی عملا به تبلیغ ایده آلهای فرهنگی خود پرداخته اند. 19- احیای امر به معروف و نهی از منكر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: اگر شخصی در نهان معصیتی را مرتكب شود فقط به شخص او ضرر وارد می شود و اگر در ملاء عام گناهی را انجام دهد و دیگران او را نهی از منكر نكنند همة مردم زیان می بینند.17 البته باید توجه داشت در پیش گیری و درمان بدحجابی و بی حجابی باید امر به معروف با شیوه های منكر و بدون توجیه منطقی و خارج از حدود شرعی مشخص شده نباشد تذكرات باید صحیح باشد و مرحله به مرحله اجرا شود. 20- ترویج فرهنگ نماز در بین زنان زنان در حال نماز خواندن مكلف به داشتن حجاب كامل هستند؛ از طرفی بهترین نوع ارتباط معنوی بنده با خدای خویش در حالت نماز می باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز كه بهترین حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جایگاه حجاب پی می بریم از طرفی زنان مومن برای انجام فرضیه الهی نماز در روز چندین بار داشتن پوشش كامل را عملا تمرین و تكرار می كنند علاوه بر آن با توجه به آیه مباركه «وقرن فی بیوتكن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می كند كه شرح و جلوه گری نكنید و اگر می خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشاء منكر باز می دارد. نماز خواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است. پی نوشتها: 1- سوره نور (24)، ایه 31. 2- ر. ك : حسین بن احمدبن عبدالعظیمی الحسینی : «تفسیر اثنی عشری»، تهران، میقات، چاپ اول، 1363، ج 9، ص 231. 3- ر.ك : میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل، ج 14، ص 275. 4- ابوعلی الفضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 17، ص 127. 5- ناصر، مكارم شیرازی؛ «تفسیر نمونه» تهران، ص 298. 6- علی بن ابراهیم، القمی: «تفسیر القمی» قم، دارالكتب لطباعه و النشر، چاپ سوم، ج 2، ص 193. 7- ابوجعفر محمدبن الحسن بن علیع الطوسی، «تفسیر التبیان القران» قم، مكتب الاعلام الاسلامیه، 1409، هـ، ق، ج 8، ص 338. 8- حر، عاملی «وسائل الشیعه» ج 15، ص 434. 9- محمد بن علی بن بابویه قمی، ‹‹ من لا یحضره الفقیه›› ج 3، ص 390 10- سوره احزاب (33) آیه 33 11- تاج الدین محمدبن حیدر، شعیری؛ «جامع الاخبار» قم رضی، 363، ص 158. 12- سوره نور (24) آیه 30. 13- عبدالحمید ابن الحدید معتزلی ‹‹ شرح نهج البلاغه ›› قم، كتابخانه آیت ا... مرعشی 1404، ه.ق .ج 20 ص 272 14- عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه آیت ا.. مرعشی، 1404 هـ. ق جلد 12 ص 69. 15- شیخ حر عاملی وسائل الشیعه، ج 5، موسسه آل بیت قم 1405 ه . ق ص 318 16- حسن، عابدزاده «قانون مجازات اسلامی» تهران، موسسه فرهنگی عابدزاده، 1375، ص 53. 17- محمدباقر مجلسی: «بحار الانوار»، ج 100، ص 78،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

حق همسر در کلام امام سجاد علیه‌السلام


یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.


علاقه همسر

وجود همسری وفادار و مهربان، که در مشکلات و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها همراه و همدم انسان بوده همسفری مطمئن و دل سوز در سفر پرفراز و نشیب زندگی می‌باشد؛ «وَمِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَاجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیها...(روم / 21)؛ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید.» و البته این امر در صورتی تحقق پیدا می‌کند که فضای حاکم بر زندگی مشترک فضایی همراه با صفا و صمیمیت و محبت باشد و اصول و قواعد آن بر سیره ی ائمه‌ی اطهار علیهم السلام منطبق باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : در این بخش به کلام امام سجاد علیه‌السلام در مورد حق همسر و وظیفه‌ی هر کدام نسبت به دیگری می‌پردازیم؛ «و أمّا رعیّک بملک النّکاح فأن تعلم أنّ الله جعله سکناً و مستراحاً و أنساً و واقیة و کذلک ...»؛ «و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست.» بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته، در معاشرت با او، خوش رفتاری و رفق پیشه کنی؛ اگر چه حق تو بر زن سخت‌تر و رعایت مکروه و محبوب اگر معصیت و زیاده خواهی نباشد، بر او لازم‌تر است؛ ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش، غریزه‌ای است که گریزی از انجام آن نیست و این حق بزرگی است. (قاسم نصیر زاده، سیری در رساله‌ی حقوق امام سجاد علیه‌السلام، ج 2، ص 148) اخلاق محوری در خانواده مطابق آنچه در آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه آمده، یکی از بخش‌های مهم معارف اسلام مسأله‌ی اخلاق و آراستن روح به ارزش‌های انسانی است. این بخش مکمل اعتقادات و اساس و پایه‌ی مسائل بعدی مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز می‌باشد. در حقیقت هر عمل خوبی که از انسان سر می‌زند، به پیرو خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر می‌زند، مربوط به اخلاق فاسد می‌باشد. حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست به تعبیر روشن‌تر، تمام ارزش‌های انسانی معلول اخلاق نیک اوست. انسان تا به تمرین و مجاهده‌ی عملی اخلاقی نیک را در خود ایجاد نکند، ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگر دانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. (محمّد حسینی بهاران چی، آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، ص 240) امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌فرماید: «إنّ أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً؛ کامل‌ترین مؤمنان از جهت ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند».(کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج 3، ص 227) همسر یا دوستان قدیمی ؟! حسن معاشرت در زندگی زناشویی همان چیزی است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر است. زن و شوهر طبق قانون آفرینش، عاشق و طالب یکدیگر آفریده شده‌اند. پس خودشان نیز بایستی در استحکام این عشق فطری بکوشند و از محبت و تکریم به یکدیگر که شالوده‌ی اصلی این استحکام بخشی است، غافل نباشند. عاشق، تمام مظاهر خیر و زیبایی، مجد و شرف و جمال را در معشوق خود فرض می‌کند، او را از خود بزرگ‌تر و شریف‌تر می‌داند. (حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 150) درک روحیات طرفین هر یک از زن و شوهر برای موفقیت در انجام وظیفه و حسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش، باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب؛ روحیه‌ی همسرش می‌باشد، او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد؛ شاید سرّ اینکه بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید، جمله‌ی «من به تو افتخار می‌کنم»، است. همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد (سکینه نیک، حقوق زن و شوهر در اسلام، ص 164). در همین راستا پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرموده است: «قول الرّجل للمرأة إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً؛ این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.» (کلینی، ج 5، ص 569) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند نکاتی چند از سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان در این بخش از مقاله گوشه‌ای از سیره عملی اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین در رابطه با خانواده و روابط ایشان با یکدیگر پرداخته می‌شود. امید آن است که رفتار و منش این بزرگ مردان تاریخ اسلام الگو و اسوه‌ای برای همسران جوان باشد. گفتنی است که در برخی موارد به دلیل نداشتن ترجمه‌ی فارسی فقط به ذکر عربی آن اکتفا شده است. 1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم افزون بر اینکه مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند. «در خانه‌اش خجول‌تر از دوشیزگان بود. از اهل خانه نه غذایی می‌طلبید و نه علاقه‌اش به خوردنی‌ها را ابراز می‌کرد ... در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می‌کرد. بیشتر دوخت و دوز می‌کرد و چون به منزل می‌آمد، وقت خود را به سه قسمت تنظیم می‌کرد، بخشی برای خدا، بخشی برای خود. در خانه را خود باز می‌کرد. گوسفندان را نیز می‌دوشید. به خانواده‌اش غذای خوب می‌داد و کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد» (حسین سیدی، همنام گل‌های بهاری، ص 46) حضرت علی و حضرت فاطمه 2. «إنّ فاطمة علیها السلام ضمنت لعلی علیه السلام عمل البیت و العجین و الخبز و قم البیت و ضمن لها علی علیه السلام ما کان خلف الباب نقل الحطب و أن یجیء بالطعام؛ همانا فاطمه علیها السلام متعهد شد برای علی علیهم السلام که کارهای خانه و پختن نان و ماندن در خانه (را انجام دهد) و علی علیهم السلام برای فاطمه علیها السلام متعهد شد برای کارهای بیرون از خانه (از جمله) آوردن هیزم و تهیه روزی».(محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 252) 3. مرحوم کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کان امیرالمؤمنین علیه السلام یحطب و یستقی و یکنس و کانت فاطمة علیها السلام تطحن و تعجن و تخبز؛ وضع خانه‌ علی علیه‌السلام این گونه بود که امیرالمؤمنین هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را نظافت می‌کرد و فاطمه علیها السلام آرد می‌ساخت و آن را خمیر کرده و نان می‌پخت».(علامه مجلسی، روضة المتقین، ج 8، ص 370) 4. قال علی علیه السلام: «فوالله ما أغضبتها و لا أکرهتها من بعد ذلک علی أمر حتی قبضها الله عزّوجلّ و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمراً و لقد کنت إلیها فتنجلی عنی الغموم و الأحزان بنظرتی إلیها؛ به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک نساخت، وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا علیهاالسلام می‌نگریستم، همه‌ غم و اندوه‌ها کنار می‌رفت».(همان) نتیجه گیری اخلاق حسنه گوهر زیبنده‌ای است که هر کسی می‌تواند خود را به آن بیاراید. وقتی افراد ملاک زندگی خود را امری جدا از اخلاق قرار دهند، به علت سست و بی بنیان بودن آن، به هدف مطلوب و مورد نظر خود دست نمی‌یابند و سرانجام یا به جدایی می انجامد و یا گذران سخت و دشوار زندگی توأم با رنج و غم. اما اگر هر خانواده‌ای افق دید خود را اخلاقی نماید و سیره ی رفتاری ائمه اطهار را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهد، خواهد توانست فراز و نشیب‌های زندگی را به راحتی در نوردد و آسمان زندگی‌اش همیشه صاف و آبی باقی بماند.،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند .


آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟
ویژگیهای عبادالرحمن (پرهیز شدید از گواهی دروغ و شرکت در مجالس گناه)

قرآن در مورد یکی از مهم‌ترین ویژگی بندگان ممتاز خدا چنین می‌فرماید: «والذین لایشهدون الزور.» (1) آن‌ها از گواهی به باطل (و شرکت در مجالس باطل) دوری می‌کنند.

این ویژگی از صفات برجسته بندگان ممتاز خداوند است که موجب رعایت حقوق دیگران، و آلوده نشدن به هرگونه بیهوده گرایی و امور باطل و پوچ خواهد شد، و نیز نقش به سزایی در واقع گرایی و استفاده مفید از وقت و بهسازی خواهد داشت.

واژه «زور» در اصل به معنی انحراف از حق است، و این معنی دارای مصادیق متعددی مانند: باطل، دروغ، موسیقی حرام، ظلم و تعدی می‌باشد، اما بر اساس روایات، این واژه بیشتر در مورد دروغ، تهمت و مجالس بیهوده و غنا و باطل استعمال شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : در مورد معنی «شهادت زور» که در آیه بالا از آن نهی شده و ترک آن از ویژگی‌های بندگان ممتاز خداوند شمرده شده است، مفسران دو معنی ذکر کرده‌اند که هیچ مانعی ندارد که منظور از آیه فوق، هر دو معنی باشد: 1 - آنان گواهی به دروغ نمی‌دهند، امضای ناحق نمی‌کنند، امور باطل را تایید نمی‌نمایند. 2 - آن‌ها در مجالس عیاشی و ساز و آواز باطل شرکت نمی‌کنند، و با حضور خود، مجالس لغو و بیهوده و پدید آورندگان آنان را تایید نمی‌نمایند، بنابراین، این آیه بیانگر پرهیز از دو آفت بزرگ و ویرانگر حقوقی و اجتماعی است که اگر وارد جامعه شود، بزرگ‌ترین ضربه را بر امنیت، روابط حسنه و عدالت می‌زند، و انسان‌ها را به راه‌های خطرناک انحرافی می‌کشاند. بنابراین لازم است به شرح هر یک از دو معنی بپردازیم تا زشتی این دو گناه و آفت بزرگ برای ما روشن‌تر گردد. ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، و صفتی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» 1 - پرهیز از گواهی دروغین گواهی دروغ یا امضای ناحق، همان تهمت است که از گناهان کبیره و حق‌الناس بوده، و در زبان آیات و روایات به عنوان بهتان مطرح است که گناه مضاعف می‌باشد، زیرا هم دروغ است و هم با گواهی به آن حقی را باطل و باطلی را حق جلوه می‌دهد و موجب پایمال شدن حقوق دیگران می‌شود. آفت گواهی دروغین به قدری زشت و مفسده انگیز است که قرآن آن را در کنار بت پرستی قرار داده و به شدت از آن نهی فرموده، آنجا که می‌فرماید: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»(2) از پلیدی‌های بت‌ها اجتناب کنید، و از سخن باطل بپرهیزید. بزرگی گناه بهتان و تهمت که همان گواهی به دروغ است آن چنان در نابودی ایمان اثر دارد که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا اتهم المؤمن اخاه، انمات الایمان فی قلبه، کما ینمات الملح فی الماء» (3) کسی که به برادر دینی‌اش تهمت بزند، ایمان در قلب او چنان ذوب می‌شود که نمک در میان آب ذوب می‌گردد. به همین نسبت، مجازات الهی و کیفر اخروی تهمت زننده، بسیار سخت و کمر شکن است، ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» (4) گناه و از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده فرمود: «من شهد شهادة زور علی رجل مسلم او ذمی او من کان من الناس غلق بلسانه یوم القیامة و هو مع المنافقین فی الدرک الاسفل من النار» (5) کسی که گواهی دروغین بر مسلمان یا کافر ذمی و یا هر انسان دیگری بدهد، در روز قیامت به زبانش بسته می‌شود و او همراه منافقین در پایین‌ترین درکه‌های دوزخ می‌باشد. در حدیث دیگر آمده: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه، اقامه الله یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه» (6) کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، یا چیزی به آن‌ها نسبت دهد که در آن‌ها نیست، خداوند او را در قیامت بر روی تلی از آتش، متوقف می‌کند، تا از بند آن تهمت (با راضی شدن متهم) آزاد گردد. راه‌هایی برای گواهی به دروغ باید توجه داشت که گواهی به دروغ، گوناگون است مانند: تهمت‌های سیاسی، تهمت‌های ناموسی، تهمت‌های مالی و اقتصادی، و ... در میان این تهمت‌ها و گواهی‌های دروغین، تهمت‌های سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمت‌ها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری می‌یابد، کم‌ترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیده‌اند، پاک کند، و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفته‌ام و آن کس منزه از این نسبت‌های ناروا است. مانند تهمتی که قارون می‌خواست توسط یک زن آلوده به حضرت موسی (علیه السلام) بزند، ولی خداوند موسی علیه السلام(علیه السلام) را از آن تهمت حفظ کرد، و چنان بر قارون غضب نمود که به زمین فرمان داد تا قارون و اموالش را در کام خود فرو ببرد، و زمین نیز این فرمان را اجرا نمود. (7). یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، شرکت در مجالس بیهوده و باطل و حضور در آن مجالس است، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود تهمت ناموسی؛ شدیدترین گناه و سنگین‌ترین مجازات تهمت ناموسی دارای گناه شدید تر و مجازات سنگین‌تر است، به طوری که علاوه بر مجازات سخت اخروی در دنیا نیز دارای کیفر سخت است. چنان که در قرآن کریم می‌خوانیم: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون»(8) و کسانی که به زنان پاک‌دامن تهمت می‌زنند، سپس چهار شاهد (در نزد قاضی) برای مدعای خود نمی‌آورند، آن‌ها را هشتاد تازیانه بزنید، و گواهیشان را هرگز نپذیرید، و آن‌ها همان فاسقانند. این آیه بیانگر آن است که اگر انسان به زن پاک‌دامن نسبت ناروای ناموسی بدهد، هرچند راست بگوید، باید چهار شاهد اقامه کند وگرنه به عنوان مجرم، باید هشتاد تازیانه بخورد ... این حد همان است که در فقه اسلامی به «حد قذف» معروف است که شامل نسبت زنا و لواط می‌شود که اگر کسی مرتکب آن شد، باید هشتاد تازیانه به عنوان حد قذف بر او جاری ساخت، و اگر این تهمت چهار بار تکرار گردد، و پس از هر بار، حد بر او جاری شود، پس از چهار بار، حکم او اعدام است. (9) 2 - پرهیز از شرکت در مجالس باطل یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود. همچنین هم‌نشینی با افراد ناصالح که معمولاً گناه می‌کنند، یکی از مصادیق شاهد زور است، زیرا موجب تایید عمل آن‌ها و تشویق آن‌ها به گناه خواهد شد، مگر این که فریضه نهی از منکر اقتضا کند که انسان در آن مجالس شرکت نموده و موجب تغییر آن مجالس گردد. گناه پارتی در قرآن مجید، با تعبیرات گوناگون از شرکت در مجالس لهو، نهی شده است از جمله می‌خوانیم: «و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره ...»(10) و خداوند در قرآن این فرمان را به شما داده است که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند در کنار آن‌ها ننشینید، تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه شما هم مثل آن‌ها خواهید بود، خداوند، همه منافقان و کافران را در دوزخ جمع می‌کند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لاینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه، و لا یقدر علی تغییره» (11) شایسته نیست مؤمن در مجلسی شرکت کند که در آن معصیت خدا می‌شود و آن مؤمن قدرت بر دگرگونی آن مجلس را ندارد. نتیجه و جمع بندی یک انسان مسلمان، از نظر قرآن و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیه السلام) مسئول است که در تایید حق و دفاع از حق بکوشد و جامعه را به سوی خدا و مظاهر دین سوق دهد، چنین وظیفه‌ای اقتضا می‌کند که هرگز شاهد زور نباشد; یعنی نه گواهی به دروغ بدهد، و نه موجب تایید و تشویق گناه شود، چنان که قرآن می‌فرماید: «و تعاونوا علی البر والتقوی و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان » (12) در راه نیکی و پرهیزکاری با هم همکاری کنید، و برای گناه و تعدی همکاری نکنید . باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند . در حدیثی می‌خوانیم عبد الا علی از امام باقر (علیه السلام) پرسید: منظور از این آیه که می‌فرماید: «واجتنبوا قول الزور» (13) از سخن زور اجتناب کنید، چیست؟ فرمود: «الغنا» منظور غنا و موسیقی حرام است . (14) نیز طبق روایات متعددی که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده، منظور از واژه زور در آیه مورد بحث «لایشهدون الزور» غنا (یعنی موسیقی‌های حرام) است، و در ذیل این آیه فرمودند: «یعنی بندگان ممتاز خدا از شرکت در مجالس فاسقان، و حضور در مجالس باطل و بیهوده، پرهیز می‌کنند .» (15) پی‌نوشت‌ها: 1 . فرقان (25) آیه 72 . 2 . حج (22) آیه 30 . 3 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 613 . 4 . همان، ص 603 . 5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 76، ص 364 . 6 . وسائل الشیعه، ص 603 و 604 . 7. چنانکه این مطلب در آیه 81 سوره قصص آمده است . 8. نور (24) آیه 4 . 9. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 474 و 476 . 10. نساء (4) آیه 140 . نظیر این مطلب در آیه 68 انعام آمده است . 11. شیخ کلینی، اصول کافی، ص 374 . 12. مائده (4) آیه 2 . 13. حج (22) آیه 30 . 14. بحارالانوار، ج 79، ص 245 . 15. شیخ عبد علی بن جمعه حویزی، نورالثقلین، ج 4، ص 41 .،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو