پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ماه رمضان، اقتصاد در كنار معنویت
ماه رمضان، اقتصاد در كنار معنویت


 





 
بخشی از دعاهای اهل‌بیت علیهم السلام در ماه مبارك رمضان، درخواست رزق و روزی از خداوند است. بیان این‌گونه درخواست‎های اقتصادی در كنار خواسته‎های معنوی، نشانه اهمیت اقتصاد در زندگی انسان و نقش آن در سامان دادن به امور معنوی است. در دعای ابوحمزه ثمالی می‎خوانیم: «پروردگارا! از فضل گسترده‎ات به من رزق و روزی عطا فرما!» در دعای هر روزه ماه مبارك رمضان نیز می‎خوانیم: «اللهم انی اسئلك... ان توسع علی رزقی؛ پروردگارا! از تو درخواست می‎كنی... كه به من روزی گسترده عطا فرمایی!»
بی‌شك، رزق و روزی، از امور آرامش‌بخش در وجود انسان است، چنان‌كه سعدی گفته است:
خداوند روزی، به حق مشتغل
پراكنده روزی، پراكنده دل
امام رضا علیه السلام نیز می‌فرماید: «ان الانسان اذا ادخر طعام سنته، خف ظهره و استراح؛ چون آدمی خوراك سالیانه خویش را ذخیره كند، بارش سبك می‎شود و آسایش می‎یابد».1
با فراهم بودن رزق و روزی، راه بندگی و عبادت خدا نیز هموارتر می‎شود. امام سجاد علیه السلام در دعای مكارم الاخلاق، در این‌باره می‌فرماید: «خدایا! از پی روزی می‎روم و از تو می‎خواهم، مرا در سختی‎ها و گرفتاری‎های آن كفایت فرمایی تا از بندگی تو باز نمانم!»2 در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در این‌باره آمده است: «اللهم بارك لنا فی الخبز و لا تفرق بیننا و بینه! فلولا الخبز، صلینا و لا صمنا ولا ادینا فرائض ربنا عزوجل؛ پروردگارا! نان را بر ما مبارك گردان و میان ما و نان جدایی مینداز، كه اگر نان (غذا) نبود، بر انجام دادن نماز و روزه و واجبات پروردگارمان توانا نبودیم.»3 بنابراین، ماه مبارك رمضان هم تجلی دنیاست و هم تجلی آخرت، هم رو به سوی معنویات دارد و هم رو به سوی اقتصاد؛ زیرا در بیشتر موارد، گره‌های اقتصادی و مادی به گره‌های معنوی می‎انجامد. از این رو، دعای روزه‎دار برای گشایش اقتصادی و مادی، می‎تواند دعا برای گشایش معنوی باشد.
ماه رمضان و قرآن
قرآن كریم در ماه مبارك رمضان نازل شده است، پس ماه رمضان، ماه قرآن است. بنابراین، روزه‎دار در این ماه، بیش از هر ماه دیگر باید با قرآن مانوس باشد و با تامل و تدبر، آن را قرائت كند. نقل شده است امام خمینی رحمه الله «در ماه رمضان، هر روز ده جزء قرآن می‎خواند؛ یعنی هر سه روز، یك مرتبه قرآن ختم می‎كرد. بعضی از برادران خوشحال بودند كه دو دوره قرآن را در این ماه خوانده‎اند، ولی بعد متوجه می‎شدند كه امام، ده یا یازده دور قرآن را در طول این ماه شریف خوانده‎ است».4
«امام در ماه مبارك رمضان، وقتی نجف بودند، هر سه روز یك دوره قرآن را ختم می‎كردند و زمانی كه در جماران بودند، به خاطر كهولت سن، هر ده روز یك بار، قرآن را ختم می‎كردند. در ایام سال، ماهی یك بار قرآن را ختم می‎كردند. ایشان همواره با قرآن مانوس بودند. یك جزء قرآن را هشت قسمت كرده و هر قسمت را در زمان خاصی قرائت می‎كردند. گاهی مدت‌ها روی یك ایه قرآن، مكث می‎كردند».5
امام خمینی رحمه الله درباره اهمیت قرآن كریم می‎فرماید: «این كتاب شریف، چنانچه خود عجل الله تعالی فرجه الشریف خدا] بدان تصریح فرموده، كتاب هدایت و راهنمای سلوك انسانیت و مربی نفوس و شفای بیماری‎های قلبیه است. خدای تبارك و تعالی، به واسطه رحمت بر بندگان، این كتاب شریف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده و برحسب تناسب عوالم، تنزل داده است تا در این زندان تاریك دنیا، دست انسان‌هایی كه در غل و زنجیر ارزوها و شهوات به سر می‎برند، گرفته، آنها را از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت، به اوج كمال و قوت و انسانیت و از هم‌نشینی با شیطان، به مصاحبت با مقربین الهی برساند. از این جهت، این كتاب، كتاب دعوت به حق و سعادت است و بیان چگونگی وصول به این مقام است و انچه در آن آمده است، چیزی است كه سالك و مسافر الی‌الله را كمك می‎كند تا به مقصودی كه سزاوار آن است، برسد».6

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : روزه اولی‎ها از زیباترین و به یادماندنی‌ترین ماه‌های رمضان، ماه رمضان روزه اولی‎هاست؛ كسانی كه تازه به سن تكلیف رسیده‌اند و نخستین ماه رمضانی است كه روزه می‎گیرند. نخستین روزه، به‌ویژه برای دختر‌ها كه زودتر از پسرها به بلوغ می‎رسند و سن و سال كمتری دارند، لذت و خاطره بیشتری دارد. آنها هیچ‌گاه نخستین ماه رمضان خویش را از یاد نخواهند برد و برای آنها شیرین‎ترین ماه رمضان خواهد بود. از این رو، پدر و مادر باید برای شكل گرفتن بهترین و خاطره‌انگیزترین ماه رمضان برای فرزند نو بالغشان، همه شرایط را فراهم آورند، تا در ذهن آنان هیچ خاطره ناگواری از این ماه عزیز بر جای نماند. پدر و مادر باید زمینه‎ای فراهم كند تا فرزندش هم استراحت كافی داشته باشد و هم به اندازه كافی از غذای سالم و مقوی استفاده كند. بسیاری از بزرگان برای بلوغ فرزندشان جشن می‌گیرند تا فرزندشان را از این موهبت خداوندی آگاه كنند و فرزندشان از موقعیتی كه در آن قرار گرفته است، با خبر شود و قدر همه لحظه‎های آن را بداند. عالم بزرگ، سید بن طاووس برای فرزندش می‎نویسد: اینك ای فرزند من ـ كه خداوند بزرگ به همه اوصاف و كمال الطاف خود، تو را جمال بخشد ـ وقتی تو را به شناخت خداوند و شناخت جدت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و به شناخت عترت او آگاه كردم، شرح دریچه‎ای از دانش را كه خداوند به روی من گشود، برای تو بیان می‎كنم تا هنگام بلوغ، به محض آنكه حق‌تعالی خرد را در تو برانگیزد و آن را فرستاده خود و راهنمای تو به سوی خویش قرار دهد، تو را سودمند افتد... . پس وقتی به لحظه‎ای رسیدی كه خداوند بزرگ، تو را به كمال عقل، مشرف فرمود و به تو چنان اهلیتی داد كه با مجالست و گفت‌وگو در ساحت قدس او سربلند گردی و به طاعت مقدس حضرتش وارد شوی، تاریخ چنان لحظه‎ای را نزد خود به یاد دار و آن را برترین زمان‌های جشن زندگی خویش به شمار آور و همه ساله، وقتی عمر مباركت به آن تاریخ رسید، خدا را از نو سپاس گوی و به پیشگاه بخشنده خرد كه تو را به شرف دین و دنیا رسانده است، صدقات و خدمات تقدیم كن! اگر من در روز بلوغ تو زنده بمانم، آن روز را به خاطر مشرف شدن تو به شرف تكلیف الهی، جشن خواهم گرفت و در آن روز، به مقدار سن و سالی كه از تو گذشته، بابت هر سال، ده دینار تصدق خواهم داد... . ای فرزندم! امیدوارم خدای بزرگ، تو را مانند كسانی كه عزیزشان می‎دارد، حفظ نماید. بكوش در تاریخی كه بالغ شده‎ای، از آنجا كه خداوند، تو را با كمال عقل افرید و تشرف تكلیف ارزانی داشت، از هر چه جز یاد مولای خود فارغ باشی و به یاد داشته باشی كه او تو را می‎بیند. پس پیش از لحظه بلوغ، به غسل توبه، بدن را پاكیزه گردان و خانه دل را از آنچه تو را از مولای تو مشغول دارد، پیراسته دار و قلب و همه اعضای خود را با ادب و فروتنی در محضر خدای عزوجل آماده ساز... و اگر لحظه‎ای كه بالغ شده‎ای، با وقت نماز واجب یا نافله یا عبادتی دیگر همراه گردد، با سپاس و ثنای الهی و شادمانی و صفا و وفا با آن روبه‎رو شو. پس نعمت‎های گذشته و فعلی خود را كه داری، به یاد آور و به خاطر آور كه خداوند بزرگ، پیش از آنكه تحفه سعادت خدمتگزاری خود را به تو عنایت نماید، تو را به شرف معرفت خود رساند و آسمان‎ها و زمین را به دست قدرت خود، برای تو به وجود آورد و او این اكرام را نه در حق فرشتگان خود كرد و نه درباره هیچ یك از آفریدگان خود. پس همواره به یاد او باش و از نعمت‎های بی‎شمار او سپاس‌گزاری نما!7 پی‌نوشت‌ها: 1. محمدرضا، محمد و علی حکیمی، الحیاة، ج6، صص 180 و 181. 2. صحیفه سجادیه، دعای بیستم. 3. کلینی، کافی، صص 286 و287. 4. برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، به کوشش: غلامعلی رجایی، ج3، ص8. 5. همان. 6. امام خمینی رحمه الله، آداب الصلوة، صص 184 و 185 (با اندکی تغیییر). 7. سید بن طاووس، کشف المحجة الثمرة المهجه، ترجمه: علی نظری منفرد، صص 158 ـ 161.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

قرآن کریم در این آیه شریفه 55 سوره مبارکه «مائده»، ولی مؤمنین را «خدا» و «رسول خدا» و حضرت علی(ع) معرفی می‌کند.


قرآن

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و به فرموده اهل بیت علیهم السّلام بهار آن است. اگرچه تلاوت آیات قرآن و حتی نگاه کردن به صفحات قرآن کریم نیز دارای اجر و پاداش الهی است؛ اما تدبّر در آیات قرآن دستور اکید خود قرآن و سفارش جدی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه اطهار علیهم السّلام است، تا جایی که فرموده‌اند در تلاوت قرآنی که همراه با تدبر نباشد، خیری نیست.

 

فضائل امیرالمؤمنین در قرآن / آیه ولایت

اما امروز آیه 55 سوره «مائده» است: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»؛ ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.

بسیاری از آیات قرآن کریم درباره فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) است. جدای آن، آیاتی که تأویل یا باطنش درباره ولایت حضرت علی(ع) است، بسیاری از آیات نیز در حیطه ظاهری خویش، بر ولایت، محبت و یا فضائل امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارند.

یکی از مهم‌ترین آیات قرآن در این باره همین آیه است که به آیه ولایت معروف گشته است. قرآن کریم در این آیه شریفه ولی مؤمنین را معرفی می‌کند که خدا و رسول و امیرالمؤمنین(ع) می‌باشند.

مصداق آیه «َالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» کیست؟ در روایت شأن نزول این آیه شریفه که شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند؛ آمده است که سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد. کسی به او چیزی نداد. در همین حال، علی(ع) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد... رسول خدا با اطلاع از این مطلب شروع کردند در حق علی(ع) دعا کردند و از ابوذر نقل است که هنوز دعای رسول خدا(ع) تمام شده بود که جبرئیل نازل شد و این آیه را برای رسول‌الله (ع) تلاوت کرد


ادامه مطلب


نوع مطلب : از منظر قران کریم، 
برچسب ها : چند نکته مهم تفسیری در این آیه وجود دارد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم. اولاً؛ درباره معنای ولی و ولایتی که در آیه از آن بحث شده است شبهه کرده‌اند. برخی مفسران ادعا کرده‌اند که ولایت در این آیه به معنای محبت و دوستی و یا نصرت و یاری کردن است، نه به معنای سرپرستی و خلافت. علامه طباطبایی(ره) در تفسیرگران سنگ «المیزان» حدود 5 صفحه را به بیان شبهات و پاسخ آن‌ها اختصاص داده است و در آخر اثبات کرده است که ولایت در این آیه شریفه به معنای سرپرستی است. ثانیاً؛ مصداق آیه «َالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» کیست؟ در روایت شأن نزول این آیه شریفه که شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند؛ آمده است که سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد. کسی به او چیزی نداد. در همین حال، علی(ع) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد... رسول خدا با اطلاع از این مطلب شروع کردند در حق علی(ع) دعا کردند و از ابوذر نقل است که هنوز دعای رسول خدا(ع) تمام شده بود که جبرئیل نازل شد و این آیه را برای رسول‌الله (ع) تلاوت کرد. به قول شهریار : «برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را یکی از مهم‌ترین آیات قرآن در این باره همین آیه است که به آیه ولایت معروف گشته است. قرآن کریم در این آیه شریفه ولی مؤمنین را معرفی می‌کند که خدا و رسول و امیرالمؤمنین(ع) می‌باشند ثالثاً؛ برخی دانشمندان اهل سنت سؤال کرده‌اند که اگر مراد از قسمت پایانی آیه، حضرت علی(ع) می‌باشد، پس چرا آیه به صورت جمع آمده است؟ علامه طباطبایی در «المیزان» پاسخ این سؤال را به این صورت داده است که این مسئله فقط شامل این آیه نمی‌شود و آیات زیاد دیگری نیز وجود دارد که شأن نزول آن درباره یک نفر است اما آیه به صورت جمع نازل شده است. مثلاً آیه 365 سوره مبارکه «بقره» آیه 274 سوره مبارکه «بقره» و یا آیه 52 سوره مبارکه «مائده» که در تمام این آیات، سبب نزول پیرامون را نفرات اما آیه به صورت جمع نازل شده است. سوال می‌کنند که مگر حضرت علی(ع) همان کسی نیست که تیر از پای او در حین نماز، خارج کردند و او هیچ نفهمیده از بس که غرق در مناجات و حضور بود. حالا چطور در حین نماز، انگشتر به سائل می‌دهد؟ باید در جواب گفت که علی(ع) در نماز غرق خدا و یاد خدا و متوجه امور خدایی است و از امور دنیوی مانند تیر کشیدن از پا کاملاً جدا و منفک است جالب اینجاست که به قول مرحوم علامه طباطبائی، چطور است که فقط در این آیه چنین سؤالی مطرح می‌شود و نسبت به آیات دیگر سکوت اختیار می‌شود؟! رابعاً؛ سوال می‌کنند که مگر حضرت علی(ع) همان کسی نیست که تیر از پای او در حین نماز، انگشتر به سائل می‌دهد؟ باید در جواب گفت که علی(ع) در نماز غرق خدا و یاد خدا و متوجه امور خدایی است و از امور دنیوی مانند تیر کشیدن از پا کاملاً جدا و منفک است. اما عطا به سائل، امر دنیوی نیست بلکه مستحبی موکد است که بسیار مورد توجه و رضای خداوند است و منافاتی ندارد که کسی که در حال نجوا با قاضی‌الحاجات باشد و در حین عبارتش حاجت بنده خدا را برآورده. این عبارتی در عبادتی دیگر است و از داستان تیر کشیدن از پای مولا کاملاً جدا است. از این آیه شریفه علاوه بر ولایت حضرت علی(ع) و معرفی ایشان به عنوان سرپرست مسلمانان، در مهم دیگری گرفته می‌شود که آن در اهمیت انفاق به انسان نیازمند است. اهمیت برآوردشدن حاجت یک مسلمان تا جایی است که مولای متقیان در حین نمازش این کار را انجام می‌دهد و تا پایان نماز صبر نمی‌کند. امیدواریم حضرت حق توفیق انفاق از دل و جان را به تمام دوستداران مرتضی علی(ع) عطا کند و ما را از بهترین موالیان و شیعیان تحت ولایت ایشان قرار دهد. پی‌نوشت‌ها: 1. ر.ک. ترجمه تفسیر المیزان، ج6، ص 4 تا 9 2. ترجمه تفسیر جوامع الجام، ج2، ص90 و ترجمه مجمع‌البیان، ج7، ص89 3. ر.ک. ترجمه تفسیر المیزان، صپ،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

نهمین قسمت از سلسله بحث‌های معرفی قرآن کریم که برای انس معنایی بیشتر با قرآن کریم تدوین می‌شوند به نهمین جزء از قرآن کریم اختصاص دارد. آنچه در ادامه می‌آید فرازهایی از آیات این جزء است که به همراه نکاتی تفسیری تقدیم میهمانان ماه خدا می‌شود.


قرآن مجید
ایمان و عمل ما درست شود، برکات هم نازل می‌شود

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِْم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (96- اعراف)

در این آیه خداوند متعال به صراحت وعده می‌دهد که اگر باورهای مردم باورهای توحیدی شود و از شرک و خرافه پاک گردد و در عمل هم به آنچه خدا گفته است به قدر میسور عمل کنند درهای رحمت و برکت الهی از آسمان و زمین به روی مردم گشوده می‌شود.

از اهل القری؛ مردم یک منطقه به دست می‌آید که ملاک نزول برکات، ایمان و عمل اکثری مردم است پس اگر بیشتر مردم دین باور و دین دار بودند وعده حق عملی خواهد شد و بی مبالاتی تعدادی از مردم، تأثیری در عملی شدن آن وعده نخواهد داشت اما اگر برعکس شد درهای رحمت نیز بسته می‌شوند و دین داری عده‌ای هم نمی‌تواند آن‌ها را باز کند.(1)

 

سه ویژگی که متکبران دارند

سَأَصْرِفُ عَنْ ءَایَاتیِ‌َ الَّذِینَ یَتَکَبرَُّونَ فیِ الْأَرْضِ بِغَیرِْ الْحَقّ‌ِ وَ إِن یَرَوْاْ کُلَّ ءَایَةٍ لَّا یُؤْمِنُواْ بهَِا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَیّ‌ِ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا  (146- اعراف)

طبق این آیه متکبرانی که مانند ابلیس(2) از دین و دستور خداوند متعال روی برمی گردانند کسانی‌اند که دارای این سه ویژگی‌اند:

1. آن‌ها اگر تمام آیات و نشانه‌های الهی را ببینند، ایمان نمی‌آورند.

2. اگر راه راست و طریق درست را مشاهده کنند، انتخاب نخواهند کرد.

3. اگر راه منحرف و نادرست را ببینند، راه خود انتخاب می‌کنند.(3)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد بشارتی که قرآن به گنه‌کاران پشیمان می‌دهد الَّذِینَ عَمِلُواْ السَّیَِّاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَ ءَامَنُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ. (153- اعراف) کسانی که گناه کردند اما بعد پشیمان شده و به واقع توبه کنند و ایمان بیاورند، یعنی از عقاید گذشته خود که ریشه گناهانشان بوده دست شسته و باورهای خود را بر اساس اسلام قرار دهند؛ خداوندی که بسیار آمرزنده و رحیم است از گناهانشان در گذشته و سعادت دنیا و آخرت آن‌ها را تضمین می‌کند. هر چند توبه و بازگشت به آغوش مهر پروردگار برای همه ممکن است اما نباید پنداشت که هر بازگشتی با یک استغفاری که به زبان جاری می‌شود محقق می‌گردد. توبه شرایطی دارد که پشیمانی قلبی و جبران کاستی‌های گذشته(4) از شرایط آن است. گوسفند بره نفاق گرگ کسی که در قرآن تشبیه به سگ شد وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی ءَاتَیْنَاهُ ءَایَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَکاَنَ مِنَ الْغَاوِینَ(175) وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهَِا وَ لَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلیَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ (176- اعراف) این دو آیه مربوط به کسی است که با وجود علم و بهره از برخی موهبت‌های خدادادی؛ خدا او را به سگ تشبیه کرد. قرآن کریم به عنوان کتابی که هم بیماری را نشان می‌دهد و هم ریشه و درمان آن را بیان می‌کند علت این سقوط را چنین تحلیل کرده است: «فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد.(5) قرآن قدمی جلوتر رفته و علت این مشکل او را هم بیان می‌کند و آن میل او به دنیا و تبعیتش از هوای نفس بود که سبب شد دانسته‌ها و «دین دانی» اش تبدیل به «دین داری» نشود. وقتی آژیر شیطان را شنیدید به پناهگاه خدا بروید وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(200- اعراف) زمانی که آژیر خطر به صدا در می‌آمد گوینده‌ای با صدای دلهره‌آورش چنین می‌گفت: توجه! توجه! علامتی که هم اکنون می‌شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است بعد می‌گفت محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید. بلافاصله بعد از پیام او صدای آژیر گوش خراشی در همه جا طنین انداز می‌شد و مردمی را می‌دیدی که با دستپاچگی و سرعت خاصی برای حفظ جان خود به سوی محل امنی در حال دویدن‌اند. قطعاً خیلی مضحک و خنده دار خواهد بود که کسی در این وضعیت قرار بگیرد و به جای فرار به سوی پناهگاه در معرض خطر بایستد و زیر لب مدام تکرار کند «من به پناهگاه می‌روم». این داستان بسیار شبیه جریانی است که قرآن کریم نقل می‌کند. قرآن می‌فرماید: وقتی وسوسه شیطان را حس کردید به خدا پناه ببرید(6) که او هم به خواسته شما ترتیب اثر می‌دهد و هم اینکه می‌داند شما را چگونه نجات دهد. پناه بردن به خدا باید با تمام وجود باشد درست به مانند همان مضطر زیر بمباران؛ والا اگر بایستد و مدام بگوید اعوذ بالله اعوذ بالله کاری از پیش نخواهد برد. دو چیز در این دنیا می‌تواند مانع نزول عذاب الهی شود که یکی از آن دو رفت و دیگری همچنان در دست شماست به آن خوب چنگ بزنید و محکم آن را بگیرید. بعد فرمودند: آن امانی که از دست شما رفت رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود و آن دیگری که همچنان در بین شماست استغفار است و بعد همین آیه را تلاوت کردند تا دلیل سخنشان را هم ذکر کرده باشند. این گروه حقاً که مؤمن اند إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبهُُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتُهُ زَادَتهُْمْ إِیمَانًا وَ عَلیَ‌ رَبِّهِمْ یَتَوَکلَُّونَ(2)الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(3)أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا (4- انفال) قرآن کریم در این بخش به پنج ویژگی کسانی که به واقع مؤمن هستند اشاره می‌کند و در پایان با عبارت «أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا» حقانیت ایمان آن‌ها را امضاء می‌کند. آن ویژگی‌ها که سه قسمت آن جنبه معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه علمی و خارجی، عبارتند از: احساس مسئولیت، تکامل ایمان، توکل، ارتباط با خدا و ارتباط و پیوند با خلق خدا.(7) که در آیه به این ترتیب آمده است: 1. هر وقت نام خدا برده شود، دل‌های آن‌ها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می‌گردد. 2. هنگامی که آیات خدا بر آن‌ها خوانده شود بر ایمانشان افزوده می‌شود. 3. تنها بر پروردگار خویش تکیه و توکل می‌کنند. 4. نماز را (که مظهر رابطه با خداست) بر پا می‌دارند. 5. از آنچه به آن‌ها روزی داده‌ایم در راه بندگان خدا انفاق می‌کنند. دین، مایه حیات انسان و جوامع بشری است یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یحُْیِیکُمْ (24- انفال) این تعبیر کوتاه‌تر ین و جامع‌ترین تعبیری است که درباره اسلام و آئین حق آمده است. اگر کسی بپرسد اسلام هدفش چیست؟ و چه چیز می‌تواند به ما بدهد؟ در یک جمله کوتاه می‌گوییم هدفش حیات بخشیدن به بشر در تمام زمینه‌هاست.(8) آیه می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبر را به هنگامی که شما را به چیزی می‌خواند که شما را زنده می‌کند و این صراحت دارد در اینکه دعوت اسلام، دعوت به سوی حیات و زندگی است حیات معنوی، حیات مادی، حیات فرهنگی، حیات اقتصادی، حیات سیاسی به معنای واقعی، حیات اخلاقی و اجتماعی، و بالاخره حیات و زندگی در تمام زمینه‌هاست. نا گفته پیداست که این روح وقتی در کالبد فرد یا جامعه دمیده می‌شود که اسلام واقعی به خوبی شناخته شده و به دقت بدان عمل شود وگرنه اسم اسلام یا اسلام آمریکایی که خود مرده است قطعاً نمی‌تواند حیات بخش باشد. تقوا پیشه کنید تا در کارهایتان در نمانید مراحل تقوا یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ یجَْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا وَ یُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیَِّاتِکمُ‌ْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ(29- انفال) تقوا یا همان خداترسی که در پرهیز از محرمات الهی نمود پیدا می‌کند عاملی است که برای کسب بصیرت. بصیرت آن دید با نفوذی است که پوسته ظاهر را شکافته و به واقعیت درونی راه پیدا می‌کند. یکی از کاربردهای مهم این حالت که خداوند آن را در اثر تقواپیشگی نصیب انسان می‌کند در تشخیص حق از باطل است. «فرقان» به معنی چیزی است که میان دو چیز فرق می‌گذارد که در آیه مورد بحث مراد ابزار فرق گذاری میان حق و باطل است، چه در اعتقادات (جدا کردن ایمان و هدایت است از کفر و ضلالت) و چه در عمل (جدا کردن اطاعت از معصیت و چه در رأی و نظر (جدا کردن فکر صحیح از فکر باطل)؛ آنچه مهم است این است که همه این‌ها نتیجه و میوه‌ای است که از درخت تقوا به دست می‌آید.(9) که البته باید برداشتن آثار گناه و بخشش آن‌ها را هم به این نتیجه اضافه کرد. تا زمانی از عذاب الهی در امانیم که استغفار در بینمان رواج داشته باشد وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِیهِمْ وَ مَا کاَنَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ(33- انفال) این کریمه دو عامل را مانع نزول بلاهایی معرفی می‌کند که در اثر و کفر و طغیان بر سر اقوام گذشته آمد. این دو عامل یکی وجود رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود که از این دنیا رخت بر بست و عالمی را در حسرت حضورش گذاشت دیگری استغفار یا طلب بخشش الهی است که تا انسان در این عالم وجود دارد آن هم می‌تواند جریان داشته باشد. تنها کسانی حق سرپرستی و تولیت خانه خدا را دارند که موحد و پرهیزگار باشند. بنابراین غیر مسلمانان و نیز کسانی که جانب تقوا را رعایت نمی‌کنند نمی‌توانند تولیت و مدیریت مسجدالحرام را تصاحب کنند امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کلامی گهربار این نکته را مطرح کرده می‌فرمایند: «کَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ»(10) دو چیز در این دنیا می‌تواند مانع نزول عذاب الهی شود که یکی از آن دو رفت و دیگری همچنان در دست شماست به آن خوب چنگ بزنید و محکم آن را بگیرید. بعد فرمودند: آن امانی که از دست شما رفت رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود و آن دیگری که همچنان در بین شماست استغفار است و بعد همین آیه را تلاوت کردند تا دلیل سخنشان را هم ذکر کرده باشند. سرپرستی بیت الله الحرام فقط با پرهیزگاران است إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(34- انفال) پیام آیه روشن است: تنها کسانی حق سرپرستی و تولیت خانه خدا را دارند که موحد و پرهیزگار باشند. بنابراین غیر مسلمانان و نیز کسانی که جانب تقوا را رعایت نمی‌کنند نمی‌توانند تولیت و مدیریت مسجدالحرام را تصاحب کنند. گر چه این حکم در باره مسجدالحرام گفته شده است، ولی در واقع شامل همه کانون‌های دینی و مساجد و مراکز مذهبی می‌شود؛ حکمی که بر اساس آن «متولیان» آن‌ها باید از پرهیزکارترین و فعال‌ترین مردم باشند که این کانون‌ها را پاک و زنده و مرکز تعلیم و تربیت و بیداری و آگاهی قرار دهند؛ نه مشتی افراد کثیف و وابسته و خود فروخته و آلوده که این مراکز را تبدیل به محل کسب و یا مرکز تخدیر افکار و بیگانگی از حق سازند. اگر مسلمانان همین دستور اسلامی را در باره مساجد و کانون‌های مذهبی اجرا می‌کردند امروز جوامع اسلامی شکل دیگری داشت.(11) دیگر امروز کسانی که بویی از تقوا و خداترسی نبرده اند نمی‌توانستند خود را خادم حرمین شریفین بخوانند و بر مسند تولیت این مکان مقدس تکیه بزنند. پی نوشت ها : (1) ر.ک به المیزان، ج8، ص201 (2) آیه 13 سوره اعراف (3) نمونه، ج6، ص367 (4) آیه 39 سوره مائده (5) ر.ک به نمونه، ج7، ص12 (6) نمونه، ص63 (7) همان ص86 (8) نمونه، ص127 (9) المیزان، ج9، ص56 (10) نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش88 (11) نمونه، ص،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic