پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(3)
ظرف نزول وحی و تنزل فرشتگان(3)


 

نویسنده:حضرت آیت‎الله جوادی آملی
تنظیم و نگارش: عباس فتحیه




 

همتایی نیمه شعبان با شب قدر
 

وقتی امام معصوم علیه السلام به دنیا می‌آید و به عبارت دیگر انسان كاملی از مخزن غیب تنزل پیدا می‎كند، مانند آن است كه قرآن كریم، از مخزن غیب الهی تنزل پیدا كرده و چون قرآن و عترت، دو ثقل ثقیل و وزنه سنگین نظام افرینش هستند كه از یكدیگر جدایی ندارند، ازاین‌رو حكم هر یك مانند حكم دیگری است؛ زیرا اثر متزمن در زمان ظهور می‎كند. بنابراین، اگر نزول قرآن، لیلة‌القدر را مبارك می‎كند، میلاد مبارك عصاره خلقت نیز نیمه شعبان را مبارك می‎گرداند، چنا‎ن‌كه همین جدایی‎ناپذیری سبب می‎شود عظمت لیله‎القدر و شب نیمه شعبان به یكدیگر پیوندی نگسستنی بخورند.
براساس روایات، همانگونه كه شب و روز قدر31 در مقایسه با دیگر لیالی و ایام شهر الله المبارك، فضیلت یافته است، شب و روز نیمه شعبان‎المعظم نیز به بركت بروز و ظهور عصاره‎ آفرینش از خزانه غیب الهی، برجستگی خاصی در میان دیگر لیالی و ایام شهر الرساله و النبوه پیدا كرده است.32
درباره شب قدر آمده است: در این شب، دعای كسی رد نمی‎شود، مگر عاق والدین، قاطع رحم، شراب‌خوار یا فردی كه در قلبش دشمنی مؤمن باشد.33 از امام صادق علیه السلام نیز نقل است كه «خدا در شب نیمه‎ شعبان، به اندازه موی گوسفندان قبیله بنی‌كلب، بندگانش را می‎آمرزد: «یغفر الله لیله النصف من شعبان من خلقه بقدر شعر معزی بنی‌كلب».34
وقتی از خامس الحجج، حضرت باقرالعلوم علیه السلام ، درباره فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد، فرمود: «با فضیلت‎ترین شب پس از لیله‌القدر، شب نیمه شعبان است و خدا در این شب، فضل خود را بر بندگانش ارزانی می‎دارد و با منّ و كرم خود آنها را می‎آمرزد. پس برای قرب به خدای سبحان، در این شب بكوشید؛ زیرا خدا سوگند یاد كرده است هیچ سائلی را تا زمانی كه امر ناپسند و گناهی طلب نكند، محروم نگرداند. انگاه فرمود: این شب، شبی است كه خدای سبحان برای ما اهل بیت قرار داده؛ به ازای لیله‌القدر كه برای پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله قرار داده است».35
بنابراین، شب نیمه شعبان نیز به تعبیری شب قدر است؛ چون اگر یكی از شب‎های سه‎گانه‎ ماه مبارك رمضان، ظرف نزول قرآن كریم است، نیمه‎ شعبان، ظرف تجلی قرآن ناطق از ماورای طبیعت به نشئه طبیعت و جهان ماده است.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در شب نیمه شعبان به عایشه فرمود: «آیا نمی‎دانی این شب چه شبی است؟ این شب، شب نیمه شعبان است كه اجل‎ها در آن نوشته می‎شود و ارزاق در آن تقسیم می‎گردد. خدای (عزوجل) در این شب، بیش از موهای گوسفندان قبیله بنی‌كلب، بندگان خودش را می‎آمرزد. در این شب، خداوند فرشتگانی را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل می‎كند و در نازل شدن به زمین، نخست در مكه نازل می‎شوند».36
تقسیم ارزاق، نوشته شدن مرگ‌ها و نزول فرشتگان به صورت ویژه، از ویژگی‌های شب قدر است. در روایت امام رضا علیه السلام ، در بیان سیره امیرمؤمنان علی علیه السلام به این معنا اشاره شده است: «... و لیله النصف من شعبان و فیها تقسم الارزاق و الاجال و ما یكون فی السنه».37


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : میزبانان فرشتگان، در شب قدر امامان علیهم السلام میزبان تنزل و محل تردد فرشتگان در شب قدر و دیگر لیالی و ایام هستند. فرشتگان هنگام نزول، برای ماموریت‎های خود، در صحرا فرود نمی‎ایند، چنان كه بر دریا نمی‎نشینند، بلكه قلب مبارك انسان كامل هر عصری، محل نزول آنهاست یا اینكه خود انسان كامل، فرشته را از باطن جهان طبیعت، ظاهر و نازل می‎كند. بنابراین، همه فرشتگان برای نازل كردن هر امری یا بالا بردن هر عمل، اعتقاد یا اخلاق در هر زمان، از در ولایت امام معصوم همان زمان، وارد و خارج می‎شوند و بین عالم غیب و شهود رابطه برقرار می‎كنند: «ما من ملك یهبطه الله فی امر ما یهبطه الا بدا بالامام فعرض ذلك علیه و آن مختلف الملائكه من عندالله تبارك و تعالی الی صاحب هذا الامر؛ هیچ فرشته‎ای را خداوند برای كاری نازل نمی‎كند، جز انكه نخست بر امام وارد می‎شود و ماموریت خویش را بر او عرضه می‎دارد.38 به یقین محل آمد و شد فرشتگان، میان خدای تبارك و تعالی و میان صاحب این امر است. ازاین‌رو، ائمه دروازه فیض الهی هستند: (این باب الله الذی منه یؤتی)39 و در زیارت ال یاسین، خطاب به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین آمده است؟ «السلام علیك یا باب الله».40 افزون بر این، فرشتگان تحت فرمان انسان كامل هستند و برای گرفتن دستور و شرح وظایف خود بر او نازل می‎شوند. بدین ترتیب، روشن می‎شود كه فرشتگان، پیوسته در حال رفت و آمد به حضور انسان كامل هستند و او مختلف الملائكه است. همچنین، دروازه فیض الهی است كه همیشه پرتردد است. از ویژگی‌های برجسته شب قدر، نزول فرشتگان در آن شب است: (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ).41 البته نزول فرشته، به شب قدر اختصاص ندارد، بلكه آنان برای انجام دادن مأموریت‎های خود، مدام در حال رفت و امد به زمین هستند. آنچه شب قدر را از این جهت ممتاز می‎كند، نزول استثنایی و ویژه فرشتگان در آن شب است؛ زیرا براساس قرآن، تمام فرشتگان مربوط به كارهای زمین و اهل زمین در آن شب نازل می‎شوند.42 روح كه همان جبرئیل یا فرشته‎ای بزرگ‌تر از اوست نیز در آن شب نازل می‎شود. مأموریت همه این فرشتگان آن است كه تمام امور مربوط به یك سال را در آن شب بر انسان كامل كه امام معصوم عصر است، عرضه كنند. امام صادق علیه السلام می‎فرماید: «پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، جبرئیل علیه السلام همواره به حضور فاطمه زهرا علیه السلام می‎آمد. به او تسلیت و تعزیت می‎داد، از حال پدرش می‎گفت و اخبار آینده را به او ابلاغ می‎كرد و امیرمؤمنان علی علیه السلام آنها را می‎نوشت. این، همان چیزی است كه مصحف فاطمه علیه السلام نام گرفت».43 همین محادثه و سخن گفتن جبرئیل علیه السلام و دیگر فرشتگان با حضرت زهرا، سبب شد آن حضرت محدثه لقب بگیرد. گفتنی است تعبیر «كان جبرئیل یأتیها؛ جبرئیل عجل الله تعالی فرجه الشریف در این 75 یا 95 روز، مرتب پیش او می‎آمد»، به همان معنای تنزل و تردد فرشتگان بر انسان كامل است. احتجاج با سوره‎ قدر بر ولایت معصومان علیهم السلام از مصداق‌های برجسته و آشكار نزول وحی و تنزل فرشته بر ائمه اطهار علیهم السلام، وقایع شب قدر است. ازاین‌رو، به پیروان خود فرمودند: با سوره مباركه قدر بر امامت ما احتجاج كنید و بدانید كه در بحث و استدلال، پیروز می‎شوید؛ چون پس از رسول اكرم صلی الله علیه و آله، حجت خدا بر خلق او همین سوره، است. این سوره سرور دین و بزرگ‌ترین دلیل مذهب شما و نهایت داشتن ماست. امام باقر علیه السلام نیز فرمود: «یا معشر الشیعه! خاصموا بسوره (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله آنها لحجه الله تبارك و تعالی علی الخلق بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و آنها لسیده دینكم وانها لغآیه علمنا...».44 آن بزرگواران، روش استدلال را این‎گونه آموخته‎اند كه: به منكران امامت ما بگویید آیا با رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، شب قدر نیز از بین رفت یا باقی است؟ بی شك، باید بگویند باقی است.45 پس از آن بگویید: اگر هر سال، شب قدر دارد و فرشتگان در آن نازل می‎شوند و اسرار سالانه (من كل امر) را با خود می‎آورند، فرشتگان بر چه كسی نازل می‎شوند و چرا این اسرار را می‎آورند؟ اگر این اسرار را میآورند كه برگردانند، چرا می‌آوردند و چرا نازل می‌شوند؟ و اگر این اسرار را به قصد دادن به كسی می‎آورند، آن فرد كیست؟ ناچار باید بگویند انسان كامل و ولی آن عصر، محل نزول فرشتگان و میزبان آنان است و فرشتگان، اسرار سالانه را می‎آورند تا به او بدهند.46 نزول ملائكه در شب قدر و شرفیابی آنها به حضور امام معصوم علیه السلام، چنان زیاد است كه در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: «ان الملائكة یطوفون بنا فیها؛ همه فرشتگان در شب قدر به دور ما طواف می‌كنند طواف می‎كنند».47 اگر این همه فرشته بر امامان معصوم علیه السلام نازل می‎شوند و این همه علوم را برای آنان میآورند، ناگزیر ایشان «مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَة» و «مَهْبَطُ الْوَحْیِ» و «خُزّان العلم» خواهند بود. پی‌نوشت‌ها: 31. مرحوم میرزا جواآقا ملکی تبریزی می‌فرماید: «در اخبار ائمه علیهم السلام وارد شده که شرافت روز و شب، ملازم یکدیگر است؛ بدین معنا که شرافت شب به روز سرایت می‎کند، چنانکه شرافت روز نیز به شب تسری می‎یابد. از این جهت روزهای قدر را مثل شب‌های آن باید قدر دانست. المراقبات، ص156. 32. البته این سخن درباره همه امامان معصوم علیهم السلام و مولد آنان صادق است. لیکن چون عصاره چهارده معصوم و عصاره همه انسان‌های کامل، خاتم الاولیا و خاتم الاوصیا، حضرت بقیه‌الله (ارواح من سواه فداه) است، این کلام درباره مولد او وارد شده است. 33. المراقبات، ص145. 34. بحارالانوار، ج94، ص86. 35. دستور به خواندن صلوات مخصوص «اللهم صل علی محمد وال محمد شجره النبوه و موضع الرساله و مختلفت الملائکه...» در شب نیمه شعبان که در آن به برخی از فضایل ائمه علیهم السلام اشاره شده، در این موضوع قابل توجه است. 36. مکه از آن جهت که نقطه آغازین نزول وحی بود و دحو الارض از آنجا شروع شد و کعبه معظمه، که مقابل عرش و بیت المعمور است، در آنجا قرار دارد و نقطه ظهور نجات‎بخش آن ذخیره خدای سبحان خواهد بود و... بهترین نقطه زمین است، وجود گرامی حضرت ولی عصر علیه السلام در آن شب بابرکت در آن سرزمین مقدس حضور خواهند داشت و فرشتگان در انجا بر او نازل خواهند شد. 37. وسائل الشیعه، ج8، ص110. 38. الكافی، ج 1، ص 394. 39. مفاتیح الجنان، ص884 دعای ندبه. 40. همان، ص863، زیارت آل یاسین. 41. قدر: 4. 42. چون «ملائکه» جمع محلا به « ال» است و دلالت بر عموم می‎کند، ولی عمومیت آن به اندازه خودش است. برای مثال، اگر گفته شود تمام متخصصان در فلان همایش پزشکی شرکت کردند، معنایش این نیست که متخصصان رشته‎های علوم مختلف شرکت کردند، حتی به معنای شرکت متخصصان رشته‎های مختلف پزشکی نیست، بلکه بدین معناست که متخصصان همان رشته خاص پزشکی شرکت کردند. در اینجا نیز وقتی گفته می‎شود همه فرشتگان به زمین نازل می‎شوند، فرشتگان مربوط به زمین و اهل زمین، مراد است، ولی نسبت به دیگر فرشتگان نفیاً و اثباتاً دلالتی ندارد و درباره آنان باید به سراغ ادله دیگر رفت. 43. الکافی، ‌ج 1، ص‌41. 44. همان، ص249. 45. «تنزل» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می‌کند. ابوذر (رضی الله عنه) نیز می‎گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: ایا لیلة القدر اختصاص به عصر انبیا دارد و پس از انان از بین می‎رود یا ادامه دارد؟ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: تا روز قیامت باقی است. نورالثقلین، ج5، ص620. 46. نك: الکافی، ج1، ص249). 47. نورالثقلین، ص639، ح105.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

معارفی از جزء یازدهم قرآن کریم

1 یا دو امتحان اصلی در سال


در یازدهمین بخش از سلسله بحث‌های تفسیری «معارفی از قرآن» که با هدف انس معنوی و معنایی بیشتر با قرآن کریم تدوین می‌شود به یازدهمین جزء از این کتاب نور و هدایت می‌پردازیم به امید آنکه دل به نور معارفش روشن کنیم و رهنمودهایش را در زندگی به کار بریم.


قرآن مجید
انفاق، غرامت نیست موجب قربت و نزدیکی به خداست

وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ مَغْرَمًا ...(98) وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ الرَّسُولِ  أَلَا إِنهََّا قُرْبَةٌ لَّهُمْ  سَیُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فیِ رَحْمَتِهِ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(99)

ابتدا به گروهی از عرب‌های بادیه‌نشین اشاره می‌کند که بر اثر نفاق یا ضعف ایمان هنگامی که چیزی را در راه خدا انفاق کنند، آن را ضرر و زیان و غرامت محسوب می‌کنند؛ نه یک موفقیت و پیروزی و یا یک تجارت پر سود.

سپس به گروه دوم یعنی مؤمنان با اخلاص بادیه‌نشین اشاره کرده می‌گوید: گروهی از این عرب‌های بادیه‌نشین کسانی هستند که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند؛ به همین دلیل هیچ‌گاه انفاق در راه خدا را غرامت و زیان نمی‌دانند، بلکه با توجه به پاداش‌های وسیع الهی در این جهان و سرای دیگر، این کار را وسیله نزدیکی به خدا و مایه توجه و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله که افتخار و برکت بزرگی است می‌دانند.

آنگاه خداوند این طرز فکر را با تاکید فراوان تصدیق می‌کند و می‌فرماید: آگاه باشید که این انفاق‌ها به طور قطع مایه تقرب آن‌ها به پیشگاه خداوند است بر این اساس به زودی خدا آنان را داخل رحمت ویژه خود کرده و اگر لغزش‌هایی هم از آنان سرزده باشد به خاطر ایمان و اعمال پاکشان آن‌ها را می‌بخشد؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.(1)

 

با پرداخت واجبات مالی جان خود را پاک و نورانی کنید

خُذْ مِنْ أَمْوَالهِِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بهَِا وَ صَلّ‌ِ عَلَیْهِمْ  إِنَّ صَلَوتَکَ سَکَنٌ لهَُّمْ  وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(103- توبه)

این آیه که در مورد پرداخت زکات مال است(2) به پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان ولی امر مسلمین دستور می‌دهد تا زکات اموال مسلمانان را گرفته و بعد از دریافت برای آن‌ها دعا کند. این آیه در ماه رمضان سال دوّم هجری در مدینه نازل شد و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود ندا دهند که خداوند، زکات را نیز همچون نماز واجب ساخت. پس از یک سال نیز فرمان داد که مسلمانان زکاتشان را بپردازند.(3)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : پرداخت وجوهات شرعی مانند زکات و خمس و به طور کلی، انجام وظایف دینی، عامل پاکی روح و موجب رشد فضایل اخلاقی در فرد و جامعه خواهد بود مفسرین در فاعل « تُطَهِّرُهُمْ » اختلاف دارند که پاک کننده کیست یا چیست؟ خلاصه نظر آیت الله جوادی آملی این است که: « تُطَهِّرُهُمْ » جمله وصفیه است برای صدقه؛ یعنی صدقه‌ای که پاک می‌کند آن‌ها را و این اختصاصی به زکات واجب ندارد بلکه تمام عبادات این‌گونه اند که باعث تطهیر و تزکیه فاعل آن می‌شوند.(4) بر این اساس، عامل پاکی روح و موجب رشد فضایل اخلاقی در فرد و جامعه خواهد بود. چیزی از دید خدا و رسولش و نیز شاهدان اعمال، مخفی نیست وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیرََی اللَّهُ عَمَلَکمُ‌ْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَترَُدُّونَ إِلیَ‌ عَالِمِ الْغَیْبِ وَ الشهََّادَةِ فَیُنَبِّئُکمُ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(105- توبه) از اهداف تربیتی این آیه وادار کردن مردم به مراقبت در کارهایشان است و نیز فراموش نکنند که برای اعمال نیک و بدشان حقایقی وجود دارد که به هیچ وجه پنهان نمی‌ماند و برای تک تک افراد بشر مراقب‌هایی هست که از اعمال ایشان اطلاع یافته و حقیقت آن را می‌بینند معنای آیه این است: ای رسول ما! بگو هر کاری می‌خواهید، بکنید؛ چه خوب، چه بد؛ اما بدانید که به تحقیق خدای سبحان و نیز رسول او و مؤمنینی که شاهدان اعمالند حقیقت عمل شما را می‌بینند و آن وقت که به عالم غیب و شهود بازگشتید، حقیقت عمل شما را به شما نشان می‌دهد. به عبارت دیگر آنچه را که انسان پس از مرگ و در قیامت از حقیقت اعمال خود مشاهده می‌کند همان در دنیا مشهود خدا و رسول و مؤمنین شاهد اعمال است.(5) از اهداف تربیتی این آیه وادار کردن مردم به مراقبت در کارهایشان است و نیز فراموش نکنند که برای اعمال نیک و بدشان حقایقی وجود دارد که به هیچ وجه پنهان نمی‌ماند و برای تک تک افراد بشر مراقب‌هایی هست که از اعمال ایشان اطلاع یافته و حقیقت آن را می‌بینند. چند نکته: «سین» در «فَسَیرََی» به معنای آینده نزدیک نیست و برای تحقیق و تاکید است زیرا در مورد دیدن حقیقت فعل آن هم از سوی خدا متعال معنا ندارد که آن را موکول به آینده کنیم. مراد از دیدن عمل دیدن حقیقت و باطن آن است زیرا دیدن ظاهر عمل برای همه مقدور است و معنا ندارد آن را منحصر در عده خاصی دانست. این دیدن هم مربوط به همین دنیاست زیرا دیدن در آن دنیا ضمن آنکه در پایان آیه و بعد از این مرحله مطرح است برای همگان ممکن خواهد بود.(6) بنا بر روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام منظور از مؤمنینی که در این دنیا شاهد حقایق اعمالند امامان معصوم علیهم السلام است.(7) مقصود از تفقه در دین فهمیدن همه معارف دینی از اصول و فروع آن است، نه خصوص احکام عملی، که در اصطلاح به آن فقه گفته می‌شود. زیرا با گفتن مسائل شرعی انذار صورت نمی‌گیرد و نیاز به بیان اصول عقاید هم دارد واجب است که عده‌ای بروند و درس دین بخوانند و برگردند وَ مَا کاَنَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَافَّةً فَلَوْ لَا نَفَرَ مِن کلُ‌ِّ فِرْقَةٍ مِّنهُْمْ طَائفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فیِ الدِّینِ وَ لِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیهِْمْ لَعَلَّهُمْ یحَْذَرُونَ(122- توبه) معنای آیه این است: برای مؤمنین سایر شهرستان‌های غیر مدینه جایز نیست که همگی به جهاد بروند؛ چرا از هر شهری یک عده به سوی مدینه الرسول کوچ نمی‌کنند تا در آنجا احکام دین را یاد گرفته و عمل کنند و در مراجعت به دیارشان، هم وطنان خود را با نشر معارف دین از آثار مخالفت با اصول و فروع دین، آگاه کنند تا شاید بترسند و به تقوا بگرایند؟ از اینجا معلوم می‌شود که: 1. مقصود از تفقه در دین فهمیدن همه معارف دینی از اصول و فروع آن است، که در اصطلاح به آن فقه گفته می‌شود. زیرا با گفتن مسائل شرعی انذار صورت نمی‌گیرد و نیاز به بیان اصول عقاید هم دارد. 2. وظیفه هجرت برای جهاد، از کسانی که لازم است بروند و علوم دینی را بیاموزند برداشته شده است.(8) مفسران در بیان منظور از این آزمایش سالانه که یک یا دو برگزار می‌شود اظهار نظرهایی کرده‌اند: بعضی آن را بیماری‌ها و بعضی گرسنگی و شدائد دیگر و برخی مشاهده آثار عظمت اسلام و حقانیت پیامبر ص را در میدان‌های جهاد که منافقان به حکم اجبار محیط در آن شرکت داشتند و بعضی پرده بر داشتن از اسرار آن‌ها، می‌دانند یک یا دو امتحان اصلی که هر سال از ما می‌گیرند أَ وَ لَا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فیِ کُلّ‌ِ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَینْ‌ِ ثمُ‌َّ لَا یَتُوبُونَ وَ لَا هُمْ یَذَّکَّرُونَ(126- توبه) معنا آیه چنین است: چرا ایشان تفکر نمی‌کنند و عبرت نمی‌گیرند، با اینکه می‌بینند در هر سال، یک یا دو بار مورد امتحان قرار می‌گیرند و در همه نوبت‌ها از امتحان مردود گشته و نمی‌توانند از امتحان خدایی سربلند بیرون آیند و توبه نمی‌کنند و متذکر نمی‌شوند که اگر در این باره فکر می‌کردند قطعاً بیدار می‌شدند و وظیفه واجب و حیاتی خود را تشخیص می‌دادند.(9) مفسران در بیان منظور از این آزمایش سالانه که یک یا دو بار برگزار می‌شود اظهار نظرهایی کرده‌اند: بعضی آن را بیماری‌ها و بعضی گرسنگی و شدائد دیگر و برخی مشاهده آثار عظمت اسلام و حقانیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در میدان‌های جهاد که منافقان به حکم اجبار محیط در آن شرکت داشتند و بعضی پرده بر داشتن از اسرار آن‌ها، می‌دانند.(10) اما منظور هر چه باشد یک چیز مسلم و یقینی است و آن این است که هر انسان جدای از آزمون‌های روزانه که مرتب برگزار می‌شود در یک یا دو آزمون نیز شرکت می‌کند که به صورت سالانه از شخص او گرفته می‌شود. با یک مقایسه ساده می‌توان به اهمیت، ارزش و تأثیرگذاری امتحانات سالانه در سرنوشت آدمی نسبت به آزمون‌های روزانه پی برد. به فرموده حضرت آیت جوادی آملی هر کس هر کاری که می‌کند در محدوده خانه جان خود می‌کند. اگر گناه می‌کند درون این خانه چاهی کنده و آن را پُر از فاضلاب و نجاسات متعفن می‌کند و اگر عمل صالح انجام می‌دهد در حیاط این خانه باغچه‌ای پُر از گل‌های عطرآگین کاشته و پرورش می‌دهد. اما برای دیگرانی که از پشت دیوار این خانه عبور می‌کنند در نهایت دو تأثیر و حالت وجود دارد؛ یا بینی خود را گرفته و با قدری اذیت به سرعت عبور می‌کنند و یا لذتی برده و صاحب گل‌ها را دعا می‌کنند. خدا به کسی ظلم نمی‌کند؛ اگر ظلمی هست ساخته و پرداخته خود ماست هر چه کنی به خود کنی یَأَیهَُّا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلیَ أَنفُسِکُم (23- یونس علیه‌السلام) شاید تصور کسانی که بی‌باکانه در کوی و برزن شعار اسلامی را به عمد زیر پا می‌گذارند این باشد که با این کار می‌توان ضرر و آسیبی به اسلام و جامعه اسلامی وارد کرد. قرآن کریم در این آیه خط بطلان بر چنین پنداری کشیده و تمام ضررهای آن کار را متوجه خود آن گناه‌گار می‌داند و می‌فرماید: ای مردم بدانید هر گونه ظلم و ستمی که مرتکب شوید و هر انحرافی که از حق پیدا کنید ضرر و زیانش دامن‌گیر خود شماست. به فرموده حضرت آیت جوادی آملی هر کس هر کاری که می‌کند در محدوده خانه جان خود می‌کند. اگر گناه می‌کند درون این خانه چاهی کنده و آن را پُر از فاضلاب و نجاسات متعفن می‌کند و اگر عمل صالح انجام می‌دهد در حیاط این خانه باغچه‌ای پُر از گل‌های عطرآگین کاشته و پرورش می‌دهد. اما برای دیگرانی که از پشت دیوار این خانه عبور می‌کنند در نهایت دو تأثیر و حالت وجود دارد؛ یا بینی خود را گرفته و با قدری اذیت به سرعت عبور می‌کنند و یا لذتی برده و صاحب گل‌ها را دعا می‌کنند. خدا به کسی ظلم نمی‌کند؛ اگر ظلمی هست ساخته و پرداخته خود ماست ؛ إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیًْا وَ لکنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ(44- یونس علیه‌السلام) مومن آیه بیانگر یکی از مهم‌ترین قوانین الهی است که با آن می‌توان سوالات فراوانی را مورد خداوند متعال پاسخ داد. بنابر این آیه اگر کاری مستند به خداوند متعال بود پس قطعاً مبرا از هر گونه ظلم و ستم است و اگر کاری در آن شائبه ستمگری بود بی شک چهره ظالمانه آن ربطی به خدا ندارد و این ناشی از خود بشر است. والدینی که دستورات شرع و توصیه‌های پزشکی را رعایت نمی‌کنند به ناچار می‌بایست رنج یک عمر فرزند معلول را تحمل کنند و انسان‌هایی که با بی تقوایی عذاب را خدا را به سوی خد سرازیر می‌کنند و آنان که با گناه به روح پاک الهی خود ستم می‌کنند و مانع کمال و سعادت او مس شوند همه و همه مقصرانی هستند که باید خود را سرزنش کنند و ظلم خود کرده را به دیگری نسبت ندهند. نجات مؤمنین، وعده حتمی خداست ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنَا وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ کَذَالِکَ حَقًّا عَلَیْنَا نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ(103- یونس علیه‌السلام) این آیه، وعده امید بخش خداوند متعال به مؤمنین است که اگر به واقع مؤمن بودند یعنی در عقیده به اصول دین باور داشتند و در عمل به قدر توان به دستورات دین عامل بودند؛ خداوند آن‌ها را در زمانی که قرار شده عذابی نازل شود و کافران را نابود کند از خطر حفظ کرده و نجات می‌دهد. بنا بر این اصل در قانون خدا هیچ‌گاه تر و خشک با هم نمی‌سوزند و عذاب تنها دامن‌گیر کافران و تبهکاران می‌شود.(11) پی نوشت ها : (1) نمونه، ج8، ص95-96 (2) المیزان، ج9، ص377 (3) تفسیر نور، ج5، ص138 (4) این مطلب را ایشان به مناسبت تفسیر آیه 4 مؤمنون در درس تفسیر خود بیان کردند. (5) المیزان، ص379 (6) همان (7) مجمع‌البیان، ص104 (8) المیزان، ص404 (9) المیزان، ص411 (10) نمونه، ص203 (11) ر.ک به نمونه، ص394،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

نهمین قسمت از سلسله بحث‌های معرفی قرآن کریم که برای انس معنایی بیشتر با قرآن کریم تدوین می‌شوند به نهمین جزء از قرآن کریم اختصاص دارد. آنچه در ادامه می‌آید فرازهایی از آیات این جزء است که به همراه نکاتی تفسیری تقدیم میهمانان ماه خدا می‌شود.


قرآن مجید
ایمان و عمل ما درست شود، برکات هم نازل می‌شود

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِْم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (96- اعراف)

در این آیه خداوند متعال به صراحت وعده می‌دهد که اگر باورهای مردم باورهای توحیدی شود و از شرک و خرافه پاک گردد و در عمل هم به آنچه خدا گفته است به قدر میسور عمل کنند درهای رحمت و برکت الهی از آسمان و زمین به روی مردم گشوده می‌شود.

از اهل القری؛ مردم یک منطقه به دست می‌آید که ملاک نزول برکات، ایمان و عمل اکثری مردم است پس اگر بیشتر مردم دین باور و دین دار بودند وعده حق عملی خواهد شد و بی مبالاتی تعدادی از مردم، تأثیری در عملی شدن آن وعده نخواهد داشت اما اگر برعکس شد درهای رحمت نیز بسته می‌شوند و دین داری عده‌ای هم نمی‌تواند آن‌ها را باز کند.(1)

 

سه ویژگی که متکبران دارند

سَأَصْرِفُ عَنْ ءَایَاتیِ‌َ الَّذِینَ یَتَکَبرَُّونَ فیِ الْأَرْضِ بِغَیرِْ الْحَقّ‌ِ وَ إِن یَرَوْاْ کُلَّ ءَایَةٍ لَّا یُؤْمِنُواْ بهَِا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَیّ‌ِ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا  (146- اعراف)

طبق این آیه متکبرانی که مانند ابلیس(2) از دین و دستور خداوند متعال روی برمی گردانند کسانی‌اند که دارای این سه ویژگی‌اند:

1. آن‌ها اگر تمام آیات و نشانه‌های الهی را ببینند، ایمان نمی‌آورند.

2. اگر راه راست و طریق درست را مشاهده کنند، انتخاب نخواهند کرد.

3. اگر راه منحرف و نادرست را ببینند، راه خود انتخاب می‌کنند.(3)



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفسیر قران کریم، 
برچسب ها : «فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد بشارتی که قرآن به گنه‌کاران پشیمان می‌دهد الَّذِینَ عَمِلُواْ السَّیَِّاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَ ءَامَنُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ. (153- اعراف) کسانی که گناه کردند اما بعد پشیمان شده و به واقع توبه کنند و ایمان بیاورند، یعنی از عقاید گذشته خود که ریشه گناهانشان بوده دست شسته و باورهای خود را بر اساس اسلام قرار دهند؛ خداوندی که بسیار آمرزنده و رحیم است از گناهانشان در گذشته و سعادت دنیا و آخرت آن‌ها را تضمین می‌کند. هر چند توبه و بازگشت به آغوش مهر پروردگار برای همه ممکن است اما نباید پنداشت که هر بازگشتی با یک استغفاری که به زبان جاری می‌شود محقق می‌گردد. توبه شرایطی دارد که پشیمانی قلبی و جبران کاستی‌های گذشته(4) از شرایط آن است. گوسفند بره نفاق گرگ کسی که در قرآن تشبیه به سگ شد وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی ءَاتَیْنَاهُ ءَایَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَکاَنَ مِنَ الْغَاوِینَ(175) وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهَِا وَ لَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلیَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ (176- اعراف) این دو آیه مربوط به کسی است که با وجود علم و بهره از برخی موهبت‌های خدادادی؛ خدا او را به سگ تشبیه کرد. قرآن کریم به عنوان کتابی که هم بیماری را نشان می‌دهد و هم ریشه و درمان آن را بیان می‌کند علت این سقوط را چنین تحلیل کرده است: «فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد.(5) قرآن قدمی جلوتر رفته و علت این مشکل او را هم بیان می‌کند و آن میل او به دنیا و تبعیتش از هوای نفس بود که سبب شد دانسته‌ها و «دین دانی» اش تبدیل به «دین داری» نشود. وقتی آژیر شیطان را شنیدید به پناهگاه خدا بروید وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(200- اعراف) زمانی که آژیر خطر به صدا در می‌آمد گوینده‌ای با صدای دلهره‌آورش چنین می‌گفت: توجه! توجه! علامتی که هم اکنون می‌شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است بعد می‌گفت محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید. بلافاصله بعد از پیام او صدای آژیر گوش خراشی در همه جا طنین انداز می‌شد و مردمی را می‌دیدی که با دستپاچگی و سرعت خاصی برای حفظ جان خود به سوی محل امنی در حال دویدن‌اند. قطعاً خیلی مضحک و خنده دار خواهد بود که کسی در این وضعیت قرار بگیرد و به جای فرار به سوی پناهگاه در معرض خطر بایستد و زیر لب مدام تکرار کند «من به پناهگاه می‌روم». این داستان بسیار شبیه جریانی است که قرآن کریم نقل می‌کند. قرآن می‌فرماید: وقتی وسوسه شیطان را حس کردید به خدا پناه ببرید(6) که او هم به خواسته شما ترتیب اثر می‌دهد و هم اینکه می‌داند شما را چگونه نجات دهد. پناه بردن به خدا باید با تمام وجود باشد درست به مانند همان مضطر زیر بمباران؛ والا اگر بایستد و مدام بگوید اعوذ بالله اعوذ بالله کاری از پیش نخواهد برد. دو چیز در این دنیا می‌تواند مانع نزول عذاب الهی شود که یکی از آن دو رفت و دیگری همچنان در دست شماست به آن خوب چنگ بزنید و محکم آن را بگیرید. بعد فرمودند: آن امانی که از دست شما رفت رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود و آن دیگری که همچنان در بین شماست استغفار است و بعد همین آیه را تلاوت کردند تا دلیل سخنشان را هم ذکر کرده باشند. این گروه حقاً که مؤمن اند إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبهُُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتُهُ زَادَتهُْمْ إِیمَانًا وَ عَلیَ‌ رَبِّهِمْ یَتَوَکلَُّونَ(2)الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(3)أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا (4- انفال) قرآن کریم در این بخش به پنج ویژگی کسانی که به واقع مؤمن هستند اشاره می‌کند و در پایان با عبارت «أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا» حقانیت ایمان آن‌ها را امضاء می‌کند. آن ویژگی‌ها که سه قسمت آن جنبه معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه علمی و خارجی، عبارتند از: احساس مسئولیت، تکامل ایمان، توکل، ارتباط با خدا و ارتباط و پیوند با خلق خدا.(7) که در آیه به این ترتیب آمده است: 1. هر وقت نام خدا برده شود، دل‌های آن‌ها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می‌گردد. 2. هنگامی که آیات خدا بر آن‌ها خوانده شود بر ایمانشان افزوده می‌شود. 3. تنها بر پروردگار خویش تکیه و توکل می‌کنند. 4. نماز را (که مظهر رابطه با خداست) بر پا می‌دارند. 5. از آنچه به آن‌ها روزی داده‌ایم در راه بندگان خدا انفاق می‌کنند. دین، مایه حیات انسان و جوامع بشری است یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یحُْیِیکُمْ (24- انفال) این تعبیر کوتاه‌تر ین و جامع‌ترین تعبیری است که درباره اسلام و آئین حق آمده است. اگر کسی بپرسد اسلام هدفش چیست؟ و چه چیز می‌تواند به ما بدهد؟ در یک جمله کوتاه می‌گوییم هدفش حیات بخشیدن به بشر در تمام زمینه‌هاست.(8) آیه می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبر را به هنگامی که شما را به چیزی می‌خواند که شما را زنده می‌کند و این صراحت دارد در اینکه دعوت اسلام، دعوت به سوی حیات و زندگی است حیات معنوی، حیات مادی، حیات فرهنگی، حیات اقتصادی، حیات سیاسی به معنای واقعی، حیات اخلاقی و اجتماعی، و بالاخره حیات و زندگی در تمام زمینه‌هاست. نا گفته پیداست که این روح وقتی در کالبد فرد یا جامعه دمیده می‌شود که اسلام واقعی به خوبی شناخته شده و به دقت بدان عمل شود وگرنه اسم اسلام یا اسلام آمریکایی که خود مرده است قطعاً نمی‌تواند حیات بخش باشد. تقوا پیشه کنید تا در کارهایتان در نمانید مراحل تقوا یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ یجَْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا وَ یُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیَِّاتِکمُ‌ْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ(29- انفال) تقوا یا همان خداترسی که در پرهیز از محرمات الهی نمود پیدا می‌کند عاملی است که برای کسب بصیرت. بصیرت آن دید با نفوذی است که پوسته ظاهر را شکافته و به واقعیت درونی راه پیدا می‌کند. یکی از کاربردهای مهم این حالت که خداوند آن را در اثر تقواپیشگی نصیب انسان می‌کند در تشخیص حق از باطل است. «فرقان» به معنی چیزی است که میان دو چیز فرق می‌گذارد که در آیه مورد بحث مراد ابزار فرق گذاری میان حق و باطل است، چه در اعتقادات (جدا کردن ایمان و هدایت است از کفر و ضلالت) و چه در عمل (جدا کردن اطاعت از معصیت و چه در رأی و نظر (جدا کردن فکر صحیح از فکر باطل)؛ آنچه مهم است این است که همه این‌ها نتیجه و میوه‌ای است که از درخت تقوا به دست می‌آید.(9) که البته باید برداشتن آثار گناه و بخشش آن‌ها را هم به این نتیجه اضافه کرد. تا زمانی از عذاب الهی در امانیم که استغفار در بینمان رواج داشته باشد وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِیهِمْ وَ مَا کاَنَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ(33- انفال) این کریمه دو عامل را مانع نزول بلاهایی معرفی می‌کند که در اثر و کفر و طغیان بر سر اقوام گذشته آمد. این دو عامل یکی وجود رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود که از این دنیا رخت بر بست و عالمی را در حسرت حضورش گذاشت دیگری استغفار یا طلب بخشش الهی است که تا انسان در این عالم وجود دارد آن هم می‌تواند جریان داشته باشد. تنها کسانی حق سرپرستی و تولیت خانه خدا را دارند که موحد و پرهیزگار باشند. بنابراین غیر مسلمانان و نیز کسانی که جانب تقوا را رعایت نمی‌کنند نمی‌توانند تولیت و مدیریت مسجدالحرام را تصاحب کنند امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کلامی گهربار این نکته را مطرح کرده می‌فرمایند: «کَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ»(10) دو چیز در این دنیا می‌تواند مانع نزول عذاب الهی شود که یکی از آن دو رفت و دیگری همچنان در دست شماست به آن خوب چنگ بزنید و محکم آن را بگیرید. بعد فرمودند: آن امانی که از دست شما رفت رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود و آن دیگری که همچنان در بین شماست استغفار است و بعد همین آیه را تلاوت کردند تا دلیل سخنشان را هم ذکر کرده باشند. سرپرستی بیت الله الحرام فقط با پرهیزگاران است إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(34- انفال) پیام آیه روشن است: تنها کسانی حق سرپرستی و تولیت خانه خدا را دارند که موحد و پرهیزگار باشند. بنابراین غیر مسلمانان و نیز کسانی که جانب تقوا را رعایت نمی‌کنند نمی‌توانند تولیت و مدیریت مسجدالحرام را تصاحب کنند. گر چه این حکم در باره مسجدالحرام گفته شده است، ولی در واقع شامل همه کانون‌های دینی و مساجد و مراکز مذهبی می‌شود؛ حکمی که بر اساس آن «متولیان» آن‌ها باید از پرهیزکارترین و فعال‌ترین مردم باشند که این کانون‌ها را پاک و زنده و مرکز تعلیم و تربیت و بیداری و آگاهی قرار دهند؛ نه مشتی افراد کثیف و وابسته و خود فروخته و آلوده که این مراکز را تبدیل به محل کسب و یا مرکز تخدیر افکار و بیگانگی از حق سازند. اگر مسلمانان همین دستور اسلامی را در باره مساجد و کانون‌های مذهبی اجرا می‌کردند امروز جوامع اسلامی شکل دیگری داشت.(11) دیگر امروز کسانی که بویی از تقوا و خداترسی نبرده اند نمی‌توانستند خود را خادم حرمین شریفین بخوانند و بر مسند تولیت این مکان مقدس تکیه بزنند. پی نوشت ها : (1) ر.ک به المیزان، ج8، ص201 (2) آیه 13 سوره اعراف (3) نمونه، ج6، ص367 (4) آیه 39 سوره مائده (5) ر.ک به نمونه، ج7، ص12 (6) نمونه، ص63 (7) همان ص86 (8) نمونه، ص127 (9) المیزان، ج9، ص56 (10) نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش88 (11) نمونه، ص،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

شاید مقصود این باشد که به خاطر آگاهی از زشتی عمل از دیدگاه عقل و فطرت و شرع توبه نماید. و به دیگر سخن: محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است.


توبه

بیاییم با قرآن آشتی کنیم. آیه هشتم سوره تحریم را مطالعه و در آن دقت کنیم. خدای متعال می‌فرماید: ” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا ”‌، ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به درگاه خدا توبه کنید، توبه‌ای راستین و خالص. توبه‌ای واقعی.

«نُصح» در لغت عرب به معنی خالص است، چنان که به عسلی که خالص از موم باشد می‌گویند: «عَسلٌ نَصُوحٌ». اکنون باید دید مقصود از توبه خالص چیست؟

 شاید مقصود این باشد که به خاطر آگاهی از زشتی عمل از دیدگاه عقل و فطرت و شرع توبه نماید. و به دیگر سخن: محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است.

در این جا احتمال دیگری نیز بیان شده است و آن این که:

«نُصح» در لغت عرب به معنی سیراب کردن بکار می‌رود، چنان که گفته می‌شود:«نَصَحَ الْغَیْثُ الْبَلَدَ» باران منطقه را سیراب کرد. در این صورت، می‌تواند مقصود از توبه‌ی نصوح، آن توبه‌ای باشد که قلب مُرده به وسیله معاصی، بار دیگر زنده گردد و از تیرگی‌های گناه پاک شود. در نتیجه، مقصود این است که توبه‌ی او حقیقی باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چگونه ها...، 
برچسب ها : محرک او برای توبه، از احساس عبودیت و بندگی او سرچشمه بگیرد، نه از جهت مذمت و نکوهش مردم و یا ترس از عقاب اخروی. در این صورت، چنین توبه‌ای درجه کاملی را خواهد داشت، هر چند توبه به خاطر ترس از عقاب خدا نیز نجات بخش است، ولی میان این دو نوع توبه از نظر سازندگی فاصله زیادی است برخی گفته‌اند مقصود از «نصوح»، توبه‌ی صادقانه است. جَزَری در «نهایه» خود که پیرامون لغات حدیث نوشته است، می‌گوید: «اُبَی بن کعب» از رسول گرامی (صلی الله علیه و آ له و سلم)پرسید: مقصود از توبه نصوح چیست؟ فرمود: توبه‌ای که صادقانه باشد، یعنی بار دیگر به گرد گناه نگردد.([ منشور جاوید، ج8، ص 242.]) گناه دارای امواج منفی هم هست. آثار گناه زیاد است. مثلاً در مقاله‌ای که یکی از اطباء نوشته بود بیان شده بود که گناه‌های زبان مانند دروغ، غیبت، و… جدای از اینکه گناه است، باعث بوی بد دهان هم می‌شود مراحل توبه از نگاه رسول خدا(ص) در این روایت شریفه رسول خدا –صلی الله علیه و آ له و سلم- سه مرحله توبه نصوح را بیان می‌فرمایند(منتخب میزان الحکمة.ج1، ص170، ح995) حضرت می‌فرمایند که :« التوبة النصوح الندم علی الذنب حین یفرط منک.» اولین مرحله توبه نصوح، پشیمانی از گناهی است که مرتکب شده‌ای. آن گناهی را که مرتکب شدی اثر بدی را بر روح و جسمت گذاشته. باید بدانیم که گناه دارای امواج منفی هم هست. آثار گناه زیاد است. مثلاً در مقاله‌ای که یکی از اطباء نوشته بود بیان شده بود که گناه‌های زبان مانند دروغ، باعث بوی بد دهان هم می‌شود. یعنی هنگامی که با زبان گناه می‌کنی این گناه سبب می‌شود که دهان بوی بد تولید کند. یعنی سیستم فعالیت دهان را از چرخه طبیعی‌اش خارج می‌کند. این یکی از آثار فیزیکی گناه است. هر گناه آثار خاصی دارد. در کنار آثاری که گناهان بر جسم دارند آثاری هم بر روح دارند. امیرالمؤمنین-علیه السلام- فرمودند: السامع للغیبة کالمغتاب.( غررالحکم.ح1171-منتخب میزان الحکمة.ج2، ص786، ح4917) شنونده غیبت مانند غیبت کننده است امواج منفی گناهان یکی از محققین می‌گفت که گناهان امواج منفی تولید می‌کنند که بر همه چیز حتی روح هم اثر می‌گذارند. در درجه اول بر روح فاعل گناه، در درجه دوم بر روح کسانی که در مجلس گناه حضور دارند. برای همین است که مثلاً درباره غیبت داریم که امیرالمؤمنین-علیه السلام- فرمودند: السامع للغیبة کالمغتاب.( غررالحکم.ح1171-منتخب میزان الحکمة.ج2، ح4917) شنونده غیبت مانند غیبت کننده است. شاید یکی از دلایلش همین آثار روحی غیبت باشد. دومین مرحله را که رسول گرامی اسلام-صلی الله علیه و آ له و سلم- بیان می‌فرمایند: فستغفر الله. یعنی بعد از اینکه از آن گناه پشیمان شدی به درگاه حضرت حق استغفار کن. یعنی در مرحله اول حسابت را با خودت صاف می‌کنی و در مرحله دوم این اشتباه و پشیمانی را به خدا عرضه می‌کنی. در مرحله سوم حضرت فرمودند: ثم لا تعود الیه ابداً. یعنی هرگز به آن گناه باز نگردی. مرحله آخر برای انجام توبه نصوح آن است که آن گناه را دیگر انجام ندهی. این سه مرحله را حضرت برای انجام یک توبه نصوح سفارش فرمودند. یک توبه کامل برای جبران گذشته و ساختن آینده. توبه و دوری از گناه نشاط می‌آورد، شادابی می‌آورد. در روایت هم داریم که گناه قلب را سیاه می‌کند. این همان اثر روحی گناه است. زندگی را به بن بست کشیدن از آثار گناه است اثر توبه نصوح چیست ؟ اثر توبه نصوح، اول از همه برای خود توبه کننده است. توبه و دوری از گناه نشاط می‌آورد، شادابی می‌آورد. در روایت هم داریم که گناه قلب را سیاه می‌کند. این همان اثر روحی گناه است. زندگی را به بن بست کشیدن از آثار گناه است. تیرگی دل باعث می‌شود که زندگی هم تیره شود. گناه افسردگی میاورد. در مقابل، توبه و دوری از گناه نشاط می آورد. روا نشناسی امروز تازه با برخی از آثار روحی گناهان آشنا شده است. حرفی را که قرن‌ها پیش اسلام زده را کم کم داریم درک می‌کنیم، آن هم نه صد در صد. این نشاط و شادابی توبه و دوری از گناه، هم افکار را سالم می‌کند و هم رفتار و کردار را. کسی که توبه نصوح می‌کند، کسی که قصد بازگشت به گناه را در خود می میر اند، می‌خواهد روح را درمان کند. می‌خواهد فکر را نجات دهد. فکر و اندیشه که سالم شد، رفتار درست و انسانی می‌شود. روح آرامش می‌یابد. استرس کم می‌شود یعنی اینکه توبه کننده حالا که خودش خواسته که از پلیدی‌ها و سیاهی‌ها دور شود، یعنی افسردگی را کنار زده و به سوی نور در حال حرکت است. شروع به گردگیری شیشه دل کرده است. این همه حرکت رو به جلو امید را زیاد می‌کند، همان چیزی که در دنیای مدرن امروز نایاب شده است. در اخبار میگویند که مثلاً در فلان شهر یا کشور امید به زندگی کم شده است. این‌ها همه از آثار مخرب روحی و روانی گناه است. زندگی ماشینی جوابگوی نیازهای روحی انسان نیست. روح انسان خیلی لطافت دارد. ما یک سرماخوردگی ساده را خیلی جدی می‌گیریم اما از بیماری‌های روحی بی خبریم. کسی که توبه نصوح می‌کند، رفتار درست و انسانی می‌شود. روح آرامش می‌یابد. استرس کم می‌شود. افزایش استرسی که امروزه مشاهده می‌کنیم بخش عمده‌اش به خاطر همین تیشه‌ای است که خودمان به ریشه خود می‌زنیم. برای رسیدن به آرامش باید ترک عادات زشت و ناپسند کرد. قصد انجام پلیدی‌ها را باید از ذهن دور نمود. جامعه‌ای که دچار فساد و هرزه گی است بیماری روحی و روانی را شاهد خواهد بود. در جامعه ای که دختران، با هزار و یک جور آرایش خود نمایی می‌کنند و پسران، مردانگی خود را کنار گذاشته‌اند و هرزگی می‌کنند، روح مریض می‌شود. آرامش و امنیت از بین می‌رود. چشم و گوش و سایر حواس به خاطر فراموش کردن ارزش‌ها و تشدید بیماری روحی از گناه سیر نمی‌شود. همه این مسایل دست به دست هم داده و انسان را به ورطه نابودی می‌کشاند. جوانی که باید شاداب و پر نشاط رو به جلو حرکت کند، می‌ایستد، افسرده می‌شود، استرس شدید آرامشش را می‌گیرد. فروش آرام بخش‌ها بالا می‌رود تا شاید بتوانند دقایقی آرامش را هدیه دهند. در جامعه ای که دختران، روح مریض می‌شود رابطه گناه و نابودی گناه سم مهلک است و انسان را نابود می‌کند. بعضی از گناهان به سرعت نابود می‌کند مانند قتل و خود کشی، بعضی از گناهان هم نابودی تدریجی را به ارمغان می‌آورند. به واسطه همین خلأ معنویت و شیوع گناهان، ذهن‌ها آرامش ندارند. در جامعه‌ای که فساد شیوع پیدا کند هیچ کسی رنگ آرامش را نخواهد دید. چشم را که وامی کنی از نامحرمان پر می‌شود، صحنه‌ای را هم که می‌بینی به کمک مغز تصویر برداری می‌کنی. دیگر در تنهایی هم مشغول می‌شوی. گوش به همین صورت، زبان همین گونه الی آخر. جامعه‌ای را که فساد بگیرد، قتل و غارت و دزدی و زنا و… زیاد می‌شود. دیگر امنیت جانی نخواهی داشت. امنیت مالی نخواهی داشت. امنیت ناموسی نخواهی داشت. چون گناه رشد کرده و جامعه را فلج نموده است. توبه روحمان را واکسینه کنیم! کسی که توبه می‌کند و نیت می‌کند که دیگر گرد گناه نرود و تلاش می‌کند، نشاط و شادابی از دست رفته را باز می‌یابد. سعی در اصلاح گذشته می‌کند. بهداشت فکری که حاصل شد، بهداشت رفتاری هم می‌آید. کارهای زشت جلو گیری می‌شود و کارهای پسندیده جلوه گر. امراض روحی روانی فرار می‌کنند، چون شخص توبه کننده دارد سم زدایی می‌کند. دارد واکسن روحی میزند. جامعه‌ای که در مرحله سقوط بود نجات پیدا می‌کند. دوده گناهی که آسمان را تیره و تار کرده بود کنار می‌رود و آسمان آبی نمایان می‌شود. جامعه‌ای که مریض بود و در بستر گناه افتاده بود دوباره نشاط خود را بدست می‌آورد و به سمت رشد و کمال به حرکت می‌افتد. پس برای نجات خود و دیگران و جامعه و طبیعت، همین الآن نیت کنیم و در کنار نیت، دست به کار شویم برای بازگشت به سوی خوبی‌ها. دور گناه را خط بکشیم و از خدا بخواهیم گذشته ما را ببخشد. کمکمان کند برای آینده.،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو