پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 13 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

آنچه از دنیا به دست می‌آوریم؛ سه دسته است: یا معلوم است که حلال است... یا روشن است که حرام است... یا حلالی و حرامی‌اش معلوم نیست... گاهی همین هم معلوم نیست که حلال و حراممان تا چه اندازه است.


مهمان نوازی
مهمانی و میزبانی

اگر میزبان کسانی شدی؛ غذایت را زود آماده کن... کسی را که برایش حضور در مهمانی دشوار است، دعوت نکن...

- امام ششم: جعفر بن محمد(ع) فرمودند : اگر روزه بودی و به خانه دوستت رفتی و نگذاشتی که بفهمد روزه‌ای و پنهانی افطار کردی؛ خدا پاداش یک سال روزه خالصانه را به تو می‌بخشد .

 

آداب مهمانی

آداب مهمانی را رعایت کن: اگر دوست با ایمانت تو را دعوت کرد، دعوتش را بپذیر... میان دعوت دوست فقیر با دوست ثروتمندت، تفاوتی نگذار... وقتی دعوت به مهمانی شدی، دوری یا نزدیکی راه را در نظر نگیر!

 

قرض

خداوند، پاداش قرض  دهنده را از پاداش صدقه دهنده بیشتر خواهد داد... (زیرا قرض را بیشتر کسانی می‌گیرند که تا آن روز، آبرومند و بی نیاز بوده‌اند؛ اما به دلیلی دچار مشکل شده‌اند و قرض دادن، آبرویشان را می‌خرد).



ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : آداب مهمانی را رعایت کن: اگر دوست با ایمانت تو را دعوت کرد، دعوتش را بپذیر... میان دعوت دوست فقیر با دوست ثروتمندت، تفاوتی نگذار... وقتی دعوت به مهمانی شدی، دوری یا نزدیکی راه را در نظر نگیر! پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید : می‌دانی در قیامت که همه مردم مضطرب و وحشت زده‌اند، کدام از بندگان خدا، در سایه آرامش او خواهند بود؟... کسانی که قرضی را به کسی داده باشند و زمان پس گرفتن رسیده باشد و مهلت دهند... و بهتر از این گروه، کسانی هستند که بدانند قرض گیرنده توان پس دادن ندارد و حقشان را به او ببخشند- وقتی کسی حق مردم را بخورد و پولی را که حق مردم بوده به آنان ندهد و با آن پول به سفر حج برود؛ هنگامی که فریاد بکشد:«لَبَّیک... الّلهُمَّ لَبَّیک»، خداوند، بدترین پاسخ را به او خواهد داد. حلال و حرام آنچه از دنیا به دست می‌آوریم؛ سه دسته است: یا معلوم است که حلال است... یا روشن است که حرام است... یا حلالی و حرامی‌اش معلوم نیست... گاهی همین هم معلوم نیست که حلال و حراممان تا چه اندازه است. مرز میان هدیه و رشوه چیست؟ مرز میان هدیه و رشوه، مرز میان حلالی و حرامی است و بسیار باریک است. نشانه‌ها را با هم مقایسه کن: اول، کسی، چیزی را برای برادر یا برادران دینی‌اش می‌فرستد و جز شاد کردنشان هیچ خواسته‌ای ندارد... این، هدیه است و حلال و پاداش هم دارد. دوم، کسی که نیازمند است دل کسی را به دست آورد تا چیزی از او بگیرد... این هدیه هم حلال است و بهتر است گیرنده هدیه، به روی خودش نیاورد و او هم برای فرستنده، چیزی بفرستد. آنچه از دنیا به دست می‌آوریم؛ سه دسته است: یا معلوم است که حلال است... یا روشن است که حرام است... یا حلالی و حرامی‌اش معلوم نیست... گاهی همین هم معلوم نیست که حلال و حراممان تا چه اندازه است سوم، کسی هدیه‌ای را برای کسی می‌فرستد تا او راضی شود در کاری با فرستنده هدیه همراه شود... اگر کاری که در نظر گرفته، کار خیری باشد، هدیه حلال خواهد بود و اگر آسیبی به حق کسی می‌خورد، هدیه، حرام خواهد بود. چهارم، گاهی کسی هدیه‌ای را برای کسی که مقامی دارد می‌فرستد تا او، خوشش آید و دوستی تازه‌ای شکل گیرد... اما هدف فرستنده، فقط دوستی نباشد و بخواهد که از راه آن دوستی، به مقامی برسد... این هدیه، حرام است. رشوه پیامبر اکرم(ص) کسی را برای جمع کردن زکات مردم منطقه‌ای فرستاد. وقتی مرد برگشت، بخشی از کالاهای همراهش را تحویل داد و بخش دیگر را نداد و گفت: - یا رسول الله!... این کالاها را هم به عنوان هدیه به خودم داده‌اند. پیامبر، نگاهی به کالاها کرد و گفت: - اگر خودت را دوست داشته‌اند و این هدیه‌ها را به تو داده‌اند؛ چرا تا امروز که در خانه خودت زندگی می‌کردی و مأمور من نبودی، هدیه‌ای را برایت نمی‌فرستادند؟! کم خواستن(وَرَع) خداوند از محاسبه اعمال کسانی که صفت وَرَع را داشته باشند، شرمگین می‌شود... زیرا در دنیا با آنکه نیاز داشته‌اند، از اموالی که فقط حدس می‌زدند حرام اند، استفاده نکرده اند. در این بخش، صفت‌های انسانی مرور می‌شوند تا کسی که دوست دارد تحولی در رفتار و کردارش ایجاد کند، بتواند با شناختی درست، قدم در راهی بگذارد که خود نویسنده محترم کتاب معتقد بوده نیازمند اراده فردی و تصمیم گیری درست است. حَسَد اگر دوست داری چیزی که صلاح کسی در آن نیست از او دور شود، حسود نیستی؛ این، نشان می‌دهد که تا چه اندازه درباره دوستانت غیرتمندی. خداوند از محاسبه اعمال کسانی که صفت وَرَع را داشته باشند، استفاده نکرده اند غبطه خوردن را فراموش کن ! اگر بخواهی خدا، شبیه ثروت یا دارایی یا رفتاری را که دیگری دارد و تو نداری به تو عنایت کند، غبطه خورده‌ای و این را نیز حسادت نمی‌نامند. آدم حسود، مشتاق است مال یا رفتاری را که دیگری دارد و او ندارد؛ از صاحبش گرفته شود و به او داده شود... برای همین هم آدمی که حسود است، ممکن است آسیبی هم به دیگران بزند. بزرگان معتقدند حسادت، از همه صفت‌های ناشایسته دیگر بزرگ‌تر و پر دردسرتر است... زیرا آدم‌ها مدام در تلاشند و تا حسود سعی می‌کند با داشته و ثروت کسی کنار بیاید، متوجه می‌شود داشته دیگری به دست طرف مقابل او رسیده... برای همین هم آدم حسود، همیشه در حال غصه خوردن است! سهم هر کس در دنیا مشخص است و حسادت حسود، نه روزی خودش را زیادتر می‌کند و نه مخاطب حسادتش را از چیزی محروم می‌کند. به اندازه‌ای که حسادت می‌کنی، خدا در قیامت، از اعمال شایسته‌ات برمی دارد و به اعمال «حسادت شده» اضافه می‌کند. به دو نفر غبطه بخور! پیامبر اکرم(ص) فرمودند: به حال دو کس غبطه بخور: یکی ثروتمندی که درآمدش حلال است و ثروتش را در راه خشنودی خدا مصرف می‌کند. دیگر، به حال دانشمندی که علم و دین را خوب فهمیده و به آن عمل می‌کند... و به دیگران هم می‌آموزد . به اندازه‌ای که حسادت می‌کنی، از اعمال شایسته‌ات برمی دارد و به اعمال «حسادت شده» اضافه می‌کند مراحلی برای حسادت ورزیدن حسودی، چهار مرحله دارد: اول، می‌داند چیزی به او نخواهند داد؛ اما فقط با این که اموال یا دارایی معنوی کسی دیگر، از بین برود، آرام می‌شود... این، پست‌ترین شکل حسادت است. دوم، دوست دارد از دیگری گرفته بشود و به او بدهند... پیامبر اکرم(ص) فرمودند :به حال دو کس غبطه بخور:یکی ثروتمندی که درامدش حلال است و ثروتش را در راه خشنودی خدا مصرف می‌کند. دیگر، به حال دانشمندی که علم و دین را خوب فهمیده و به آن عمل می‌کند... و به دیگران هم می‌آموزد سوم، اگر مشابه همان را که دیگری دارد به او بدهند، راضی می‌شود... اما چون همان را هم ندارد، فقط دلش می‌خواهد دیگری، آن چیز را نداشته باشد، همین! چهارم، از این که دیگری چیزی دارد و او آن را ندارد، ناراحت است، اما کاری هم در راه گرفتن از دست صاحب آن چیز نمی‌کند و هم اگر بشنود که از دست دیگری گرفته شده، خوشحال نمی‌شود... کسی که حسودی‌اش این اندازه است، حال آخرتی‌اش بهتر از بقیه خواهد بود. درمانی برای حسادت حسد اگر باور کرده‌ای که حسودی؛ هر جا می‌روی، از خوبی‌های کسی که به او حسادت می‌کنی، تعریف کن و آنقدر تکرار کن تا واژه‌های تعریفت بر جانت بنشینند و از درون قلبت دوستش داشته باشی... و یقین داشته باش که محبت، محبت خواهد آورد. اگر با دیدن کسی که به او حسودی‌ات می‌شود، چیزی از درونت می‌جوشد و مجبورت می‌کند که با او رفتار مناسبی نکنی؛ خودت را مجبور کن بیش از همیشه به او احترام بگذاری. پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند در قیامت، با بنده‌ای که در دنیا خیرخواه مردم بوده، با احترام فراوان برخورد خواهد کرد. بزرگان معتقدند حسادت، از همه صفت‌های ناشایسته دیگر بزرگ‌تر و پردردسرتر است... زیرا آدم‌ها مدام در تلاشند و تا حسود سعی می‌کند با داشته و ثروت کسی کنار بیاید، همیشه در حال غصه خوردن است! اهانت اگر میانه‌ات با خدا خوب است، وقتی کسی به تو اهانتی کرد، پاسخش را به خدا بسپار که هیچ وقت نمی‌توانی بیشتر از خدا پاسخی بدهی. امام ششم: جعفر بن محمد(ع) فرمودند : کسی که به پیران احترام نمی‌گذارد و دلش برای کودکان نمی‌سوزد؛ چطور می‌گوید از دوستداران خاندان ماست؟!،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(5)
بر سفره رنگین رمضان(5)


 





 
ماه رمضان، از طعام مادی تا طعام معنوی
براساس سخنان بزرگان، همانگونه كه جسم انسان به غذای مادی نیاز دارد، روح او به غذای معنوی محتاج است. همانگونه كه اگر به جسم انسان برای مدتی غذا نرسد، خواهد مرد، روح او نیز بر اثر بازماندن از غذای روحی و ملكوتی، خواهد مرد. به تعبیر مولوی:
بریان نخورم كه هم زیان است
من نور خورم كه قوت جان است1
فیلسوف شرق، ملاصدرای شیرازی، درباره غذای ملكوتی كه برای انسان، لطیف و از جنس نور است، می‎گوید:
خداوند بزرگ، به پیغمبر خویش ـ كه پیغمبر همه جهانیان است ـ فرمود: «ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛ بر اساس حكمت و پند دادن نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با مخالفان به طریقی كه نیكوتر است، مجادله كن!» (نحل: 125) بدان كه این خواندن، خواندن به سوی قرآن است؛ چرا كه آن به منزله طعامی معنوی و خوانی آسمانی است كه از آسمان به زمین فرود آمده و در آن غذاهایی از آسمان جهان عقول موجود است و در آن، برای هر گروهی از انسان به اندازه گنجایش آنها غذاهایی معنوی آماده شده است. برای توده مردم، رزقی مشخص و بهره‎ای معین است و برای خاصان نیز غذاهایی لطیف و میوه‎هایی آسمانی است كه نه تمام می‎شود و نه مانعی برای خوردن آنها وجود دارد.2
بنابراین، همانگونه كه خداوند برای انسان خوان زمینی قرار داده، خوان آسمانی نیز برای او گسترده و همانگونه كه وجود مادی او به طعام مادی نیازمند است، وجود معنوی او نیز به طعام معنوی نیاز دارد. البته این طعام معنوی و مائده آسمانی، در دسترس همگان نیست و بهره یافتن از آن، نیازمند شرایطی روحی است. دهان مادی در فرصت‎هایی چون ماه مبارك رمضان، از غذا و طعام بسته و شخص از پرخوری و شكم‌پرستی دور می‌شود، تا بر اثر آن، دهان معنوی باز و آدمی خورنده لقمه‎های راز و مائده آسمانی گردد. به تعبیر زیبای مولوی:

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : این دهان بستی، دهانی باز شد تا خورنده، لقمه‎های راز شد چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان كن چند روزی در صیام دست بردار از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی كن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی كنی پُر زگوهرهای اجلالی كنی طفل جان از شیر شیطان بازدار بعد از آنش با مَلَك انباز3 دار محی‌الدین بن عربی می‎نویسد: در روایت، خدواند، لقا و دیدارش را به منزله افطار روزه‎دار و غذای معنوی او قرار داده است، چنان‌كه در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله می‎خوانیم: «للصائم فرحتان؛ فرحه عند فطره و فرحه عند لقاء ربه؛ روزه‎دار را دو سرور و خوشحالی است: یكی خوشحالی هنگام افطارش و دیگری هنگام دیدار پروردگارش.» اما خوشحالی افطار روزه‎دار از آن جهت است كه از غذای طبیعی می‎خورد و آن غذای جسمانی اوست؛ چرا كه روزی‌دهنده خداست و اما خوشحالی ملاقات پروردگارش، غذای حقیقی اوست كه بقایش بدان بستگی دارد».4 خداوند و پذیرایی از جنس گرسنگی در ماه مبارك رمضان، خداوند، میزبان و روزه‎دار، مهمان اوست و در اینكه خداوند بهترین میزبان است، تردیدی نیست. پرسش این است كه آیا پذیرایی خدا مانند پذیرایی بندگان از یكدیگر در مهمانی‎هاست یا تفاوت دارد‎؟ شكی نیست كه جنس پذیرایی خداوند از روزه‎دار، با پذیرایی بندگان از یكدیگر متفاوت است. آنجا كه گرسنگی، سرچشمه بركات جسمانی و روحی است و سلامت جسم و روح روزه‎دار را تضمین می‎كند و «خورش مؤمن و غذای روح و خوراك قلب است»، 5 یكی از بهترین پذیرایی خداوند از بندگان روزه‌دارش، گرسنگی دادن به آنهاست. استاد اخلاق، مرحوم آیت‎الله علی قاضی می‎فرمود: در زمان یكی از پیامبران گذشته، سه نفر رفیق، گذرشان به دیار غربت افتاد. شب فرا رسید و هر یك از آنها برای تحصیل غذا به گوشه‎ای از شهر رفتند و به یكدیگر قول دادند كه فردا در وقت و مكان معین، یكدیگر را ببینند، اما دو نفر از آنها هر كدام، مهمان شخصی شدند و چون سومی جایی نداشت، با خود گفت: من به عبادتگاه عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسجد] می‎روم و مهمان خدا می‎شوم. و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقی ماند. صبحدم در میعادگاه، هر سه نفر حضور یافتند و هر یك سرگذشت خود را بیان كردند. از سوی خداوند به پیامبر آن زمان وحی رسید كه به آن مهمان عزیز ما بگو: ما مهمانی او را قبول كردیم و خود، میزبان او شدیم و برای او درصدد تهیه بهترین غذاها برآمدیم، لكن در خزانه غیب خود، تفحص كردیم و بهتر از گرسنگی، غذایی برای او نیافتیم.6 روزه‎دار و بوی خوش دهانش انسان در تنگنای حواس مادی گرفتار و دانشش اندك و ناچیز است. از این‌رو، در بسیاری از موارد، قضاوت‌ و داوری وی درباره رویدادها و آنچه در ظاهر می‌بیند، با داوری پروردگار در این‌باره متفاوت است. چه بسا امور خوشایند ما، ناخوشایند پروردگار است و ای بسا كارهایی كه انجام دادن آن برای ما تلخ و ناگوار است، در پیشگاه خداوند، شیرین و گواراست و چه بسا اموری كه برای ما زیباست، برای آفریدگار، زشت و نازیباست. بر همین اساس، ای بسا ما از بوی دهان روزه‎دار، بیزار و روی‌گردانیم، در حالی كه این بو نزد خداوند، از مشك، خوشبوتر است. امام صادق علیه السلام در این‌باره فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد كه چرا با من مناجات نمی‎كنی؟ عرض كرد: خدایا! روزه دارم و در حال روزه، دهان، خیلی معطر نیست. خداوند فرمود: ای موسی! بوی دهان روزه‎دار نزد من، از مشك خوشبوتر است.»7 در كلامی دیگر از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: اگر كسی در روز گرمی روزه بگیرد و تشنه شود، خدای سبحان هزار فرشته را موكل می‎كند تا چهره او را مسح كنند و تا هنگام افطار به او بشارت دهند و هنگام افطار، خداوند می‎فرماید: «ما اطیب ریحك و روحك! یا ملائكتی اشهدوا انی غفرت له؛ عجب عطری و چه بوی خوبی داری! ای فرشتگان من! شاهد باشید كه اورا آمرزیدم.8 «انسانی كه می‎خواهد در آن عالم معطر باشد، باید بداند كه آنجا دیگر سخن از آهو و نافه آهو نیست كه عطری داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطر می‎كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور می‎كند؛ آن هم در سطح بدن و اما مافوق آن را خدای سبحان می‎داند كه چیست. اگر خداوند چیزی را به عظمت بستاید، دیگر نمی‎شود آن را به نافه آهو و مشك نافه او همانند كرد كه مشك، چیزی نیست جز برآمده از بعضی از خون غزال و با عطری كه خدای سبحان از آن تعریف می‎كند، قابل قیاس نخواهد بود».9 محی‌الدین ابن عربی در این‌باره سخنی شنیدنی دارد. وی می‎گوید: اینكه در روایت فرمود: «بوی دهان روزه‎دار از بوی مشك خوشبوتر است»، از آن روست كه بوی مشك، امری وجودی است و شامه ما آن را درك می‎كند و كسی كه دارای مزاج سالم و معتدلی باشد، از آن لذت می‎برد، اما اینكه بوی دهن روزه‎دار در نزد خدا خوشبوتر از مشك است و برای ما این‌گونه نیست، برای این است كه فراتر از ادراك شامه ماست و ادراك بوها از سوی خداوند، با ادراك بوها از سوی ما حتی فرشتگان متفاوت است. بنابراین، شگفت نیست كه چیزی نزد ما و حتی نزد فرشتگان بدبو باشد، ولی نزد خداوند، خوشبو باشد و برای من در این‌باره واقعه‎ای است كه آن را نقل می‌كنم و آن اینكه: من نزد موسی بن محمد در حرم مكه بودم و او در آنجا اذان‎گو بود. غذایی داشت كه از بوی آن هر كس استشمام می‎كرد، اذیت می‎شد و من در خبری نبوی دیده بودم كه فرشتگان، از انچه آدمیان اذیت می‎شوند، اذیت می‎گردند و دین مقدس، نهی كرد كه كسی با بوی پیاز و تره به مساجد نزدیك شود. من آن شب آنجا ماندم و قصد داشتم به آن مرد بگویم كه آن غذا را از مسجد بیرون ببرد. همان شب خواب دیدم كه حق‌تعالی به من فرمود: «چیزی درباره غذا به او مگو؛ زیرا بوی آن نزد ما، مانند بویش نزد شما نیست.» چون صبح شد، موسی بن محمد، طبق عادتش نزد من آمد و من انچه را در خواب دیدم، برایش نقل كردم. او گریست و سجده شكر به جا آورد و سپس به من گفت: ای سرور من! با این همه، ادب نگه داشتن برای شرع، سزاوارتر است و آن غذا را از مسجد بیرون برد.10 پاداش روزه، از بهشت تا بهشت‌آفرین عبادت‌كنندگان خدا گوناگونند. برخی خدا را می‎پرستند، تا گرفتار دوزخ نگردند، برخی‎ او را عبادت می‎كنند تا به بهشت درآیند، ولی گروهی خداوند را فقط برای او و رسیدن به بهشت دیدار و قرب به او می‎پرستند. این گروه، فراتر از ترس دوزخ و طمع بهشت و فقط به عشق و شوق پروردگار، او را عبادت می‎كنند و اگر دوزخ و بهشتی نبود، همچنان عاشقانه خدا را می‎پرستیدند. در حكایت است كه: عیسی مسیح علیه السلام روزی از كنار سه مرد می‌گذشت كه نزار شده بودند و رنگ بر رخسار نداشتند. از آنها پرسید: «چگونه به این روز افتاده‎اید؟» گفتند: «دلیل آن خوف از آتش دوزخ است.» آن حضرت فرمود: «خداوند به یقین، به خائفان امنیت ارزانی می‎دارد.» سپس عیسی مسیح علیه السلام سه مرد دیگر را دید كه نزارتر و رنگ‌پریده‎تر بودند. از آنها پرسید: «چه چیزی شما را به این حال گرفتار كرده است؟» گفتند: «شوق بهشت.» آن حضرت فرمود: «امید است خداوند آنچه را بدان امید دارید، به شما ارزانی دارد.» سرانجام، عیسی مسیح علیه السلام بر سه مرد دیگر گذشت كه نحیف‎تر از دو گروه قبل بودند و چهره‎هایشان مانند آیینه می‎درخشید. آنها در پاسخ به این پرسش عیسی مسیح علیه السلام كه «چگونه به این حال درآمده‎اید؟» گفتند: «ما خداوند را دوست داریم و او را از سر عشق و نه از خوف دوزخ و امید به بهشت می‎پرستیم.» آن حضرت فرمود: «شما از مقربان هستید، شما از مقربان هستید».11 با نگاهی به دعاهای ماه مبارك رمضان درمی‎یابیم در برخی دعاها، سخن از تمنای رهایی از دوزخ و درآمدن به بهشت نیست، بلكه سخن از جمال و جلال خداست و اینكه شخص، فقط قرب خدا را می‎خواهد و فقط به او می‎اندیشد. ماه رمضان، ماه آزادی آزاد نخوانند گرفتار هوا را گر صاحب صد دل چو صنوبر شده باشد صائب تبریزی ماه مبارك رمضان، بهترین فرصت برای آزادی و رهایی است. آن‌كه در اسارت خواسته‎های نفس و زیاده‎خواهی‎های آن به سر می‎برد، آزاد نیست. ماه رمضان، ماه آزادپروری است؛ زیرا بیشترین تأثیر را در رهایی انسان از دام هواهای نفس دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه‎ای در آخرین جمعه ماه شعبان، درباره آثار و بركات ماه مبارك رمضان فرمود: «یا ایها الناس أن انفسكم مرهونه باعمالكم ففكوها باستغفاركم؛ مردم! جان‌هایتان در گرو و اسارت عملكردهای عجل الله تعالی فرجه الشریف ناشایست] شماست. پس با استغفار، آن را عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اسارت] رها كنید.»11 در حقیقت، در این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله راهكاری برای آزادی از هواهای نفس بیان شده است. «باری، معصومان علیهم السلام در بسیاری از كلمات به ما اموختند كه آزاد بشوید و آزاد باشید. البته آزاد شدن از دشمن بیرونی، چندان مهم نیست. آنچه مهم است، آزاد شدن از دشمن درونی است. راه تشخیص اینكه شخص، بنده است یا آزاد نیز این است كه اگر به دلخواه خود عمل می‎كنیم، معلوم می‎شود در قفس هوای نفس و آز و طمع زندانی هستیم و اگر به خواسته خدای سبحان عمل كنیم، آزاد هستیم. از برجسته‎ترین وظایف در ماه مبارك رمضان، آزاد شدن و رهیدن است. راه آزادی نیز استغفار و طلب آمرزش است. كسانی كه گرفتار اسارت نفس هستند، هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از رها شدن می‎ترسند. اسلام این دو اصل را محكوم و دو اصل دیگر را جانشین آن كرده است: یكی اینكه به طبیعت دل نبندید و دیگر آنكه از ماورای طبیعت نترسید و ماه مبارك رمضان، یكی از بهترین فرصت‎هاست كه اصل آزادی تحقق یابد و انسان روزه‌دار به مقام والای آزادگی و در جمع آزادگان راه یابد».12 پی‌نوشت‌ها: 1. مولوی، کلیات شمس تبریزی، ص 115. 2. صدرالمتألهین شیرازی، مفاتیح الغیب، ترجمه و تعلیق: محمد خواجوی، صص399 و 400. 3. شریک. 4. الفتوحات المکیة، ج 2، ص 322 (باب 69). 5. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‎خوانیم: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب؛ گرسنگی، خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب است.» سید محمدحسین طهرانی، رساله لب اللباب، ص127. 6. سید محمدحسین طهرانی، صص 128 و 129. 7. محمدتقی مجلسی، روضة المتقین. (شرح من لایحضره الفقیه، ج3، ص 229.) 8. همان. 9. حکمت عبادات، صص 141 و 142. 10. الفتوحات المکیة، ج 3، ص 64 (باب هفتاد و یکم). 11. آنه ماری شیمل، عیسی و مریم در عرفان اسلامی، ترجمه و تحقیق: محمدحسین خواجه‌زاده، ص53. 11. شیخ صدوق، امالی، ص 85 (مجلس 20)، ح4. 12. حکمت عبادات، صص 129 و 130،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند .


آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟
ویژگیهای عبادالرحمن (پرهیز شدید از گواهی دروغ و شرکت در مجالس گناه)

قرآن در مورد یکی از مهم‌ترین ویژگی بندگان ممتاز خدا چنین می‌فرماید: «والذین لایشهدون الزور.» (1) آن‌ها از گواهی به باطل (و شرکت در مجالس باطل) دوری می‌کنند.

این ویژگی از صفات برجسته بندگان ممتاز خداوند است که موجب رعایت حقوق دیگران، و آلوده نشدن به هرگونه بیهوده گرایی و امور باطل و پوچ خواهد شد، و نیز نقش به سزایی در واقع گرایی و استفاده مفید از وقت و بهسازی خواهد داشت.

واژه «زور» در اصل به معنی انحراف از حق است، و این معنی دارای مصادیق متعددی مانند: باطل، دروغ، موسیقی حرام، ظلم و تعدی می‌باشد، اما بر اساس روایات، این واژه بیشتر در مورد دروغ، تهمت و مجالس بیهوده و غنا و باطل استعمال شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، 
برچسب ها : در مورد معنی «شهادت زور» که در آیه بالا از آن نهی شده و ترک آن از ویژگی‌های بندگان ممتاز خداوند شمرده شده است، مفسران دو معنی ذکر کرده‌اند که هیچ مانعی ندارد که منظور از آیه فوق، هر دو معنی باشد: 1 - آنان گواهی به دروغ نمی‌دهند، امضای ناحق نمی‌کنند، امور باطل را تایید نمی‌نمایند. 2 - آن‌ها در مجالس عیاشی و ساز و آواز باطل شرکت نمی‌کنند، و با حضور خود، مجالس لغو و بیهوده و پدید آورندگان آنان را تایید نمی‌نمایند، بنابراین، این آیه بیانگر پرهیز از دو آفت بزرگ و ویرانگر حقوقی و اجتماعی است که اگر وارد جامعه شود، بزرگ‌ترین ضربه را بر امنیت، روابط حسنه و عدالت می‌زند، و انسان‌ها را به راه‌های خطرناک انحرافی می‌کشاند. بنابراین لازم است به شرح هر یک از دو معنی بپردازیم تا زشتی این دو گناه و آفت بزرگ برای ما روشن‌تر گردد. ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، و صفتی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» 1 - پرهیز از گواهی دروغین گواهی دروغ یا امضای ناحق، همان تهمت است که از گناهان کبیره و حق‌الناس بوده، و در زبان آیات و روایات به عنوان بهتان مطرح است که گناه مضاعف می‌باشد، زیرا هم دروغ است و هم با گواهی به آن حقی را باطل و باطلی را حق جلوه می‌دهد و موجب پایمال شدن حقوق دیگران می‌شود. آفت گواهی دروغین به قدری زشت و مفسده انگیز است که قرآن آن را در کنار بت پرستی قرار داده و به شدت از آن نهی فرموده، آنجا که می‌فرماید: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»(2) از پلیدی‌های بت‌ها اجتناب کنید، و از سخن باطل بپرهیزید. بزرگی گناه بهتان و تهمت که همان گواهی به دروغ است آن چنان در نابودی ایمان اثر دارد که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا اتهم المؤمن اخاه، انمات الایمان فی قلبه، کما ینمات الملح فی الماء» (3) کسی که به برادر دینی‌اش تهمت بزند، ایمان در قلب او چنان ذوب می‌شود که نمک در میان آب ذوب می‌گردد. به همین نسبت، مجازات الهی و کیفر اخروی تهمت زننده، بسیار سخت و کمر شکن است، ابی یعفور نقل می‌کند؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون می‌آورد.» (4) گناه و از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده فرمود: «من شهد شهادة زور علی رجل مسلم او ذمی او من کان من الناس غلق بلسانه یوم القیامة و هو مع المنافقین فی الدرک الاسفل من النار» (5) کسی که گواهی دروغین بر مسلمان یا کافر ذمی و یا هر انسان دیگری بدهد، در روز قیامت به زبانش بسته می‌شود و او همراه منافقین در پایین‌ترین درکه‌های دوزخ می‌باشد. در حدیث دیگر آمده: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه، اقامه الله یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه» (6) کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، یا چیزی به آن‌ها نسبت دهد که در آن‌ها نیست، خداوند او را در قیامت بر روی تلی از آتش، متوقف می‌کند، تا از بند آن تهمت (با راضی شدن متهم) آزاد گردد. راه‌هایی برای گواهی به دروغ باید توجه داشت که گواهی به دروغ، گوناگون است مانند: تهمت‌های سیاسی، تهمت‌های ناموسی، تهمت‌های مالی و اقتصادی، و ... در میان این تهمت‌ها و گواهی‌های دروغین، تهمت‌های سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمت‌ها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری می‌یابد، کم‌ترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیده‌اند، پاک کند، و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفته‌ام و آن کس منزه از این نسبت‌های ناروا است. مانند تهمتی که قارون می‌خواست توسط یک زن آلوده به حضرت موسی (علیه السلام) بزند، ولی خداوند موسی علیه السلام(علیه السلام) را از آن تهمت حفظ کرد، و چنان بر قارون غضب نمود که به زمین فرمان داد تا قارون و اموالش را در کام خود فرو ببرد، و زمین نیز این فرمان را اجرا نمود. (7). یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، شرکت در مجالس بیهوده و باطل و حضور در آن مجالس است، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود تهمت ناموسی؛ شدیدترین گناه و سنگین‌ترین مجازات تهمت ناموسی دارای گناه شدید تر و مجازات سنگین‌تر است، به طوری که علاوه بر مجازات سخت اخروی در دنیا نیز دارای کیفر سخت است. چنان که در قرآن کریم می‌خوانیم: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون»(8) و کسانی که به زنان پاک‌دامن تهمت می‌زنند، سپس چهار شاهد (در نزد قاضی) برای مدعای خود نمی‌آورند، آن‌ها را هشتاد تازیانه بزنید، و گواهیشان را هرگز نپذیرید، و آن‌ها همان فاسقانند. این آیه بیانگر آن است که اگر انسان به زن پاک‌دامن نسبت ناروای ناموسی بدهد، هرچند راست بگوید، باید چهار شاهد اقامه کند وگرنه به عنوان مجرم، باید هشتاد تازیانه بخورد ... این حد همان است که در فقه اسلامی به «حد قذف» معروف است که شامل نسبت زنا و لواط می‌شود که اگر کسی مرتکب آن شد، باید هشتاد تازیانه به عنوان حد قذف بر او جاری ساخت، و اگر این تهمت چهار بار تکرار گردد، و پس از هر بار، حد بر او جاری شود، پس از چهار بار، حکم او اعدام است. (9) 2 - پرهیز از شرکت در مجالس باطل یکی از مصداق‌های «گواهی زور» که ترک آن در آیه مورد بحث از صفات ویژه بندگان ممتاز خدا معرفی شده، زیرا این حضور یک نوع تایید باطل و رونق دادن به مجالس لهو و باطل خواهد بود. همچنین هم‌نشینی با افراد ناصالح که معمولاً گناه می‌کنند، یکی از مصادیق شاهد زور است، زیرا موجب تایید عمل آن‌ها و تشویق آن‌ها به گناه خواهد شد، مگر این که فریضه نهی از منکر اقتضا کند که انسان در آن مجالس شرکت نموده و موجب تغییر آن مجالس گردد. گناه پارتی در قرآن مجید، با تعبیرات گوناگون از شرکت در مجالس لهو، نهی شده است از جمله می‌خوانیم: «و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزا بها فلاتقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره ...»(10) و خداوند در قرآن این فرمان را به شما داده است که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند در کنار آن‌ها ننشینید، تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه شما هم مثل آن‌ها خواهید بود، خداوند، همه منافقان و کافران را در دوزخ جمع می‌کند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لاینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه، و لا یقدر علی تغییره» (11) شایسته نیست مؤمن در مجلسی شرکت کند که در آن معصیت خدا می‌شود و آن مؤمن قدرت بر دگرگونی آن مجلس را ندارد. نتیجه و جمع بندی یک انسان مسلمان، از نظر قرآن و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیه السلام) مسئول است که در تایید حق و دفاع از حق بکوشد و جامعه را به سوی خدا و مظاهر دین سوق دهد، چنین وظیفه‌ای اقتضا می‌کند که هرگز شاهد زور نباشد; یعنی نه گواهی به دروغ بدهد، و نه موجب تایید و تشویق گناه شود، چنان که قرآن می‌فرماید: «و تعاونوا علی البر والتقوی و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان » (12) در راه نیکی و پرهیزکاری با هم همکاری کنید، و برای گناه و تعدی همکاری نکنید . باید توجه داشت که یکی از مصداق‌های شاهد زور، شرکت در مجلسی است که در آن ساز و آواز و غنا وجود دارد، چنان که در بعضی از جشن‌ها به خصوص جشن عروسی‌ها مرسوم است، قطعاً حضور در این گونه مجلس‌ها حرام و موجب تایید فسق و فجور و تشویق کارهای حرام است، که بندگان ممتاز خداوند قطعاً از آن پرهیز می‌کنند . در حدیثی می‌خوانیم عبد الا علی از امام باقر (علیه السلام) پرسید: منظور از این آیه که می‌فرماید: «واجتنبوا قول الزور» (13) از سخن زور اجتناب کنید، چیست؟ فرمود: «الغنا» منظور غنا و موسیقی حرام است . (14) نیز طبق روایات متعددی که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده، منظور از واژه زور در آیه مورد بحث «لایشهدون الزور» غنا (یعنی موسیقی‌های حرام) است، و در ذیل این آیه فرمودند: «یعنی بندگان ممتاز خدا از شرکت در مجالس فاسقان، و حضور در مجالس باطل و بیهوده، پرهیز می‌کنند .» (15) پی‌نوشت‌ها: 1 . فرقان (25) آیه 72 . 2 . حج (22) آیه 30 . 3 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 613 . 4 . همان، ص 603 . 5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 76، ص 364 . 6 . وسائل الشیعه، ص 603 و 604 . 7. چنانکه این مطلب در آیه 81 سوره قصص آمده است . 8. نور (24) آیه 4 . 9. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 474 و 476 . 10. نساء (4) آیه 140 . نظیر این مطلب در آیه 68 انعام آمده است . 11. شیخ کلینی، اصول کافی، ص 374 . 12. مائده (4) آیه 2 . 13. حج (22) آیه 30 . 14. بحارالانوار، ج 79، ص 245 . 15. شیخ عبد علی بن جمعه حویزی، نورالثقلین، ج 4، ص 41 .،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic