پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

بر سفره رنگین رمضان(1)
بر سفره رنگین رمضان(1)


 

نویسنده:سید محمود طاهری




 
ماه رمضان آمد، ای یار قمر سیما!
بربند سر سفره، بگشای ره بالا!
ای یاوه هر جایی، وقت است كه باز آیی
بنگر سوی حلوایی1 تا كی طلبی حلوا
یك دیدن حلوایی ز انسان كندت شیرین
كه شهد تو را گوید: «خاك توام ای مولا»
گر توبه ز نان كردی، آخر چه زیان كردی
كو سفره نان‌افزار؟ كو دلبر جان‌افزا؟
از دُرد به صاف آییم2 وز صاف به قاف اییم
كز قاف صیام ای جان، عصفور3 شود عنقا4
مولانا
فراخوانی دیگر و صلایی دوباره طنین‎انداز شد و در جان و دل عاشقان، جنب‌وجوشی دیگر پدید آمد. زهی سعادت! كه پروردگار مهربان در یك فراخوان عمومی، بندگانش را به مهمانی خویش خوانده است تا كام تشنه آنان را در این صحرای سوزان جهان مادی، سیراب سازد و روح سرگردان آنان را به بركت روزه و نماز و دعا و نیایش، به آرامش برساند و غبارها و تیرگی‎های گناهان را از صفحه جانشان بزداید. در این میان، تنها اظهار شوق معشوق جهان به عاشقان خویش باشكوه است. به تعبیر زیبای حكیم نظامی گنجه‎ای، حضرتش «شیفته» كسی می‎شود كه «شیفته» او شود و صدها برابر راغب كسی می‎شود كه به او رغبت ورزد:
شیفته‎ شیفته خویش بود
رغبتی از من، صد از او بیش بود5
نیز به تعبیر حافظ:
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق، چه شد
ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود6
ـ این فراخوان و این اظهار رغبت معبود و این فرصت طلایی ضیافت را دریابیم و قدر بدانیم كه بهشت وصال حضرت معبود، به اقتضای مقام كبریایی آن ذات پاك، گاه‌گاهی ممكن می‎شود.
غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه
كه این معامله تا صبحدم نخواهد بود7
از دیدگاه محی‌الدین عربی، رمضان، اسمی از اسم‌های خداست. پس باید برای آراسته شدن به این اسم، قیام كرد و خود را آماده ساخت تا به دیگر اسم‌ها و صفات الهی، آراسته شد. «رمضان، اسمی از اسماء تعالی است. پس قیام در این ماه، از برای این اسم و آراسته شدن به آن است. خداوند می‎فرماید: «یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛ روزی كه همه مردمان به فرمان پروردگار جهانیان بایستند.» (مطففین: 6) لذا عارف برای اجلال و بزرگداشت این اسمی كه اختصاص به این ماه ارجمند دارد، قیام می‎كند. در حقیقت، این ماه را از صفات حق‌تعالی، حكمی است كه غیر این ماه را نیست و آن وجوب روزه است بر بندگان الهی و آن روزه، صفتی است صمدانی كه انسان در آن عجل الله تعالی فرجه الشریف صفت و ماه] از خوردن و نوشیدن و زناشویی و غیبت دور است و اینها تمامی، صفات الهی است كه بنده در روزه‎اش بدان‌ها متصف می‎شود».8
اوج بزرگی ماه رمضان، در بنده روزه‎دار بروز می‎كند؛ آیینه‌داری خدا و با او هم‌جوار شدن. چنین كسی در كنار بهشت دیدار خدا، دنیا و نعمت‎هایش و بهشت و موهبت‎هایش را نیز خواهد داشت، همانگونه كه در این نیایش دل‌نشین از امام سجاد علیه السلام می‎خوانیم: «ولا تقطعنی عنك و لا تبعدنی منك یا نعیمی و جنتی و یا دنیای و آخرتی؛ عجل الله تعالی فرجه الشریف خدایا! ارتباط من با خود را] قطع نكن! و مرا از خود دور نگردان! ای نعمت من و بهشت من و دنیا و آخرت من!»9

ادامه مطلب


نوع مطلب : شهر رمضان، 
برچسب ها : یازده ماه پیشباز ماه رمضان ماه رمضان، ماه مهمانی خدا، ماه جبران گذشته‎ها، ماه دریافت امان‎نامه ابدی از خدا، ماه رهایی از دوزخ، ماه بهشتی شدن، ماه سامان بخشیدن به دنیا و آخرت، ماه كشف و كرامت و ماه شایستگی برای لقاءالله و دیدار خداست. پس شگفت نخواهد بود اگر از یازده ماه قبل، به پیشبازش برویم و یازده ماه خود را برای چنین مهمانی سودآوری آماده كنیم. آن‌كه ماه رمضان را می‎شناسد، این‌گونه است: او از فردای عید فطر، در اندیشه ماه رمضان بعد است و از همان زمان، مراقب دل و جان خویش است تا دوباره به این ضیافت نور دعوت و خوشه‌چین این خرمن انبوه شود. احمد غزالی در این باره می‎نویسد: «اكنون در سالی، ماهی را روزه فرمودند و این سال را به عدد، سیصد و شصت روز كردند، اما روز و سالِ خاصه‌گیان حق، مشاهده حق است و این را بر دوازده ماه كردند و یك ماه را از این برگزیدند. بر وی رقم صیام كشیدند تا بندگان، بدو از طعام و شراب10 امساك آرند. از درون تو، ماهی نهادند كه آن را ماه محبت گویند و آن اقبالِ آفتابِ دوستی است. ماه دیگر شرف نهادند و آن اقبالِ آفتاب نیازمندی است و ماه ارادت نهادند و این، اقبالِ آفتاب گرفتاری است و ماه صدق نهادند و آن، آفتابِ راستی است و ماه تسلیم نهادند، و آن، اقبال آفتابِ حكم برداشتن است و ماه رضا نهادند و آن، اقبال آفتابِ حقیقت است و ماه وجد نهادند و آن، اقبال آفتابِ بی‌خودی است و ماه وقت نهادند و آن، اقبال آفتابِ ربایش حقی است و ماه انس نهادند و آن اقبال آفتابِ سعادت دوستی است و ماه دیگر، حدیث نهادند و آن اقبالِ آفتاب قبول حقی است. این یازده ماه را باید گذرانید تا آنگاه به ماه صیام رسید و انآ اقبال آفتابِ مشاهده دوست است كه امساك باید آورد از طعام و شراب و بدانجا رسد كه چون ذكر با اخلاص ‎گوید، طعام و شرابِ وی شود كه بقا یابد از او و نوری در باطن وی بتابد كه سرّ او برایش كشف شود. و او، یك شادی‌اش در وقت افطار باشد و در آن مناجات كه در افطار این صوم كند، آن است كه حق‌تعالی وی را بشارت دهد كه: وصال من، مر تو راست، باش در وفای این تا وقتی كه همه به شراب و طعام مشغول آیند، تو به رؤیت و تماشای من درآیی كه اجر چنین روزه‎دارانی به نزد من، جز لقای من نباشد».11 ماه رمضان، فرصتی معنوی و زودگذر فرصت‎ها زودگذرند و چه بسا تكرارناپذیر. پس باید از این لحظه‌ها استفاده بهینه كرد. ماه مبارك رمضان، یكی از این فرصت‎هاست كه هر سال، فقط یك‌بار رخ می‌دهد. آنان‌كه به تكرار فرصت‎ها اطمینان ندارند، نه‌تنها مراقب چنین فرصتی هستند، بلكه از چنین فرصتی بیشترین بهره را می‎برند؛ زیرا می‌دانند شاید این فرصت دیگر تكرار نشود و در نتیجه، برای همیشه به اندوه و حسرت گرفتار آیند. ماه رمضان، یكی از آن نسیم‎های ربانی است كه چون می‎وزد، باید خود را در معرض آن قرار داد كه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید: ان لربكم فی ایام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها لعله ان یصیبكم نفحه منها فلا تشقون بعدها ابدا.12 همانا در روزگار شما، پروردگارتان نسیم‎هایی می‎وزاند. آگاه باشید كه در این هنگام، خود را به آن نسیم‎ها بسپارید، شاید نسیمی به شما برخورد كه پس از آن، هرگز گرفتار بدبختی و شقاوت نشوید. مولوی با استناد به این حدیث شریف سروده است: گفت پیغامبر كه نفحت‎های حق اندرین ایام می‎آرد سَبَق13 گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات14 را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر كه را می‌خواست، جان بخشید و رفت نفحه دیگر رسید آگاه باش تا از این هم وانمانی خواجه تاش15 بر این اساس، بزرگان به فرصت‎ها و استفاده بهینه از آن اهتمام ویژه‎ای داشتند و همگان را به آن سفارش می‎كردند. عزیزالدین نسفی درباره استفاده از فرصت‎ها می‎نویسد: ای درویش! حیات را به غنیمت‎دار و صحت را به غنیمت‎دار و جوانی به غنیمت‎دار و جمعیت و فراغت را به غنیمت‎دار و یاران موافق را و دوستان مشفق را به غنیمت‎دار كه هر یكی نعمتی عظیمند و مردم از این نعمت‎ها غافلند و هركه نعمت نشناسد، از آن نعمت، برخورداری نیابد و این نعمت‎ها هیچ بقا و ثبات ندارند. اگر درنیابی، خواهند گذشت و چون بگذرد، هرچند پشیمانی خوری، سود ندارد. امروز كه داری، به غنیمت‌دار و هر كار كه امروز می‎توانی كردن، به فردا مینداز كه معلوم نیست كه فردا چون باشد. ای درویش! تو از اینها مباش كه چون نعمت فوت شود، آنگاهش قدر بدانی كه بعد از فوت نعمت، قدر دانستن، هیچ فایده ندهد. با وجود نعمت، اگر قدر نعمت را بدانی، توانی كه آن را به غنیمت داری.16 مشو غافل ز پاس وقت وگر از دور بینانی كه چون شد فوت، نتوان این عبادت را قضا كردن17 جانسوزتر ز مرگ طبیعی است فوت وقت كاین انقطاع حق بود، آن انقطاع خلق18 پی‌نوشت‌ها: 1. مقصود، خداوند است. 2. یعنی از آلودگی‎ها صاف و زلال شویم. 3. گنجشک. 4. مولانا، کلیات دیوان شمس تبریزی، تصحیح: بدیع‌الزمان فروزانفر، ص48. 5. حکیم نظامی گنجه‎ای، کلیات خمسه، ص47. 6. دیوان حافظ، تصحیح: غنی، قزوینی، ص 198، غزل 206. 7. همان. 8. محی‌الدین ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج2، ص321. 9. بحارالانوار، ج91، ص 147 (مناجات المریدین). 10. نوشیدنی. 11. احمد غزالی، مجموعه آثار، به کوشش: احمد مجاهد، صص47 و 48. 12. سیوطی، جامع الصغیر، ج1، ص80. 13. می‎آرد سَبَق: یعنی از پیِ هم می‎وزد. 14‎. نسیم‎ها. 15. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت‎های 1960 ـ 1963. 16. عزیزالدین نسفی، انسان کامل، ص 323. 17. دیوان صائب تبریزی، تصحیح: محمد قهرمان، ص1242. 18. همان، ص 1052.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
حقیقت بهشت و جهنم چیست؟
حقیقت بهشت تجلّى رحمت و مغفرت خداست و جهنم تجلّى غضب و لعنت خداست. توضیح مطلب اینكه؛
اولاً گاهى این چنین گمان مى‏شود كه «بهشت» و «جهنم» دو موضوع جداگانه بوده، مستقلاً مطرح است. امّا این پندارى بیش نیست؛ بلكه حقیقت آن است كه بهشت و جهنم، جدا از مسأله لقاى پروردگار نمى‏باشد.
به عبارت دیگر، بهشت و بهشت‏ها و جهنم و جهنم‏ها مقصد و مقصود، در سیر و حركت نیستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار است؛ نه اینكه حركت‏ها به سوى بهشت‏ها و جهنم‏ها باشد و به آنها منتهى گردد.

ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : هر حركتى در نهایت به مبدأ متعال منتهى مى‏گردد و بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار چگونگى لقاءها و رسیدن‏ها است؛ یعنى، بهشت و بهشت‏ها، از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با «اسماى رحمت و مغفرت» و جهنم و جهنم‏ها هم از آثار و تبعات لقاىِ پروردگار با «اسماى غضب و سخط» است. ثانیاً براى روشن شدن حقیقت بهشت و جهنم لازم است، به صورت مقدمه، مطالبى را در حقایق اسماى ربوبى مطرح كنیم تا معناى آنكه بهشت از آثار «لقاى حضرت حق با اسماى رحمت» و جهنم از آثار «لقاى پروردگار با اسماى غضب» بوده، درست تحلیل و تفهیم شود. «اسماى حسنى» یك سلسله عناوین محض و اعتبارى نیست؛ بلكه آنها منشأ آثارند و اصولاً هر وجودى و هر موجودى در دنیا و نظام‏هاى دیگر و عوالم برتر و حتى آخرت، از آثار اسماى حسنى‏ است. عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسما بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏كند. به بیان دیگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبیت موجودات، هر موجودى را، با اسم و صفت خاص ربوبیت مى‏كند. اسم «رب» داراى شاخه‏ها و انشعاباتى است و در واقع اسماى حسنى‏ شاخه‏هاى اسم «ربّ»اند: ربّ رزاق، ربّ مصوّر، ربّ قدیر، ربّ علیم، ربّ هادى، ربّ غفور، ربّ منتقم، ربّ شدید العقاب و ... . خداوند متعال در مقام ربوبیت، داراى اسما و صفات مختلف بوده، همه را با این اسماى گوناگون تربیت مى‏كند؛ مثلاً در مقام ربوبیتش به شیطان با «منتقم» و «شدیدالعذاب» تجلّى مى‏كند و به حضرت رسول‏اكرم(ص) با «هادى»، «رحیم» و «غفور» تجلى مى‏كند. گیاهى كه صورت و شكلى به خود مى‏گیرد، با اسم «مصوّر» پیش مى‏آید و هنگامى كه خاك را مى‏شكافد و بیرون مى‏آید، با ربّ «خالق» پیش مى‏آید. به هر صورت، هر موجودى در این نظام هستى، با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت - كه در درون خود دارد - در مقام ربوبیّت با اسمى از اسماى حسناى الهى، در ارتباط است. آدمى اگر در مقام طاعت خداوند باشد، با ربّ «هادى» روبه‏رو است و خداوند با این اسم او را ربوبیت مى‏كند؛ امّا اگر انسان در مقام طغیان و مخالفت با حضرت حق باشد، ربّى كه او را تربیت مى‏كند، ربّ «هادى» نخواهد بود؛ بلكه ربّ «منتقم» و «شدید العذاب» خواهد بود. نتیجه آنكه، هر كسى از مسیر خود با اسمى از اسماى ربوبى در ارتباط است و از این رو، من و شما لحظه به لحظه با صفت و اسم خاصى از خداوند متعال، با او در ارتباط هستیم و به همین دلیل است كه خداوند با لحن خاصى گفته است كه از مقام ربوبیّت بترسید: (مَنْ خافَ مَقامَ رَبّهِ)؛نگاه كنید به: الرحمن (55)، آیه 46 و نازعات (79)، آیه 40. به هر روى، تمام هستى و از جمله انسان لحظه به لحظه با «ربّ» با چهره‏هاى مختلف در ارتباط است و هر یك از اسماى حسنى، انسان را بسته به نوع عمل، فكر، صفت و اخلاق، ربوبیت مى‏كند. در حقیقت این انسان است كه با انتخاب مسیر، راه، عملكرد و مقصد، خود را در تحت یكى از اسماى ربوى مى‏اندازد، چرا كه اسماى الهى، واسطه‏هاى فیض بوده و كل وجود و هستى به آنها منتهى مى‏شود و از آنها نشأت مى‏گیرد. اگر به دقت به اطراف و جوانب وجود نگاه كنیم، همه جا آثار و جلوه‏هاى اسماء را خواهیم یافت: «وَ بَأَسْمائِكَ الّتى‏ مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ»؛دعاى كمیل. «[ بارالها! به درستى من مى‏خواهم از تو ]به نام‏هایت و به اسمائت كه اركان هر چیز را پر كرده است». آیا روبه رو شدن با اسماى ربوبى، آثار دارد یا خیر؟ قطعاً اثر دارد، اینكه انسان در دعاهاى خود و در خواسته‏هایش و در هر نیازى، به اسم متناسب با آن احتیاج متوجه گشته، خداى متعال را با همان اسم مى‏خواند؛ دلالت بر همین حقیقت دارد كه: گویا آدمى به طور فطرى متوجه همین واقعیت است كه هر چیزى متأثر از اسمى از اسماى خدا است. شخصى كه مریض است، به اسم «شافى» متوجه مى‏شود و شفاى خود را از خداوند متعال با این اسم مى‏خواهد؛ چرا كه شفا را اثر این اسم مى‏داند. كسى كه رزق و وسعت رزق مى‏طلبد، به اسم «خیرالرازقین» توجه دارد. فردى كه مغفرت مى‏خواهد، با اسم «غفور»؛ كسى كه نصرت مى‏خواهد با اسم «نصیر» و «ناصر»؛ كسى كه هدایت مى‏طلبد، به اسم «هادى»؛ محفوظ ماندن از خطرات را مى‏خواهد، به اسم «حافظ» و «حفیظ» و كسى كه روشنایى باطن مى‏خواهد، به اسم «نور» متوجه مى‏گردد و خداى سبحان را با آن مى‏خواند، چرا كه هر یك از اینها را آثار اسماى ربوبى مى‏داند. از صفت و زنام چه زاید خیال و آن خیالش هست دلال وصال‏ دیده‏اى دلال بى مدلول هیچ تا نباشد جاده نبود غول هیچ‏ هیچ نامى بى‏حقیقت دیده‏اى یا زگاف و لام گل، گل چیده‏اى‏ اسم خواندى رومسمّا را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو مثنوى معنوى، دفتر اول، ابیات 3454 - 3457. با توجه به توضیحات بالا، مشخص مى‏گردد كه بهشت‏ها، از آثار و جلوه‏هاى اسماى «رحمت» بوده و جهنم‏ها هم از آثار «غضب و سخط» است؛ چرا كه وقتى همه وجود و همه عوالم هستى، از آثار و مظاهر اسماى حسناى الهى باشد، قهراً بهشت و جهنم نیز به عنوان نظام و عالم خاصى از وجود، از این حقیقت مستثنا نیست. حال براى روشن شدن اینكه بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار اسماى «رحمت» و «غضب» حضرت حق است، به بعضى از آیات قرآنى اشاره مى‏كنیم. 1. (وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ)؛آل‏عمران (3)، آیه 132 و 133. «و اطاعت كنید خدا و رسول او را شاید مشمول رحمت شوید و سرعت و شتاب كنید، به سوى مغفرتى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنایش [ به قدر ]آسمان‏ها و زمین است و براى پرهیزكاران آماده شده است». این آیات، انتهاى سیر و حركت اطاعت‏كنندگان از خدا و رسول را، رحمت حق و رسیدن به رحمت او و لقاى او با اسماى «رحمت» مى‏داند (لعلكم ترحمون) و نیز دستور مى‏دهد كه به سوى مغفرت و غفران الهى، شتاب كنید و بكوشید كه با غفران او مواجه گشته و به مغفرت او برسید؛ یعنى، او را با اسم «غفور» ملاقات كنید كه از آثار این لقا، بهشت است با آن خصوصیات كه در ادامه آیه فرموده است. 2. (یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً)؛نساء (4)، آیه 174 و 175. «اى مردم: حقیقت این است كه براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده و ما به طرف شما نور روشنگرى را فروفرستاده‏ایم و امّا آنانى كه به خداى متعال ایمان آورده و به این [ برهان و نور الهى ]تمسّك جستند، به زودى خداوند آنان را در جوار رحمت فضل خاص خویش داخل كرده، ایشان را به سوى خود، به راهى راست [ كه به سوى او نزدیك‏تر مى‏كند ]هدایت كند». این آیات به روشنى گویاى این حقیقت است كه خداوند متعال، مؤمنان و پیروان قرآن و رسول اكرم(ص) را به زودى در رحمت و فضل خود داخل مى‏گرداند؛ به این معنا كه به لقاى او با اسماى رحمت و فضل رسیده، در عالمى كه جلوه‏گاه رحمت و فضل او است، وارد مى‏شوند. این تعبیر بیانگر این است كه لقاى خداوند با اسماى رحمت، ورود به عالم رحمت و فضل - كه همان بهشت‏ها است - مى‏باشد. از دیدگاه قرآن، جهنم و جهنم‏ها نیز از آثار لقاى پروردگار با اسماى غضب، سخط، انتقام، طرد و ردّ است. در این باب نیز آیات زیادى وجود دارد كه به دو مورد اشاره مى‏كنیم: 1. (أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ خالِدِینَ فِیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ)؛آل‏عمران (3)، آیه 87 و 88. «آنان، سزایشان این است كه لعنت [ و طرد ]خداوند و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها است، در آن [ لعنت و طرد حق همیشه و] جاودانه بمانند [ و هیچ‏گاه‏] نه عذاب از آنان كاسته گردد و نه مهلتى یابند (یا نظرى به آنان شود)». این آیات مى‏فرماید كافران و ستمگران مشمول لعن و غضب الهى مى‏شوند و بعد از آن مى‏فرماید. در این طرد و ردّ الهى جاودانه مى‏مانند و سپس اشاره مى‏كند: هیچ وقت عذاب آنان تخفیف نمى‏یابد. پس اوّلاً، آنان به خداوند متعال در حالى كه او، آنان را لعن و طرد مى‏كند، مى‏رسند (لقا با اسماى غضب) و ثانیاً، غضب و لعن همیشگى است و ثالثاً، این روبه‏رو شدن با اسماى غضب همان جهنم است؛ یعنى، عذاب و جهنم از آثار لقا با اسماى غضب خداوند است. 2. (أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ)؛همان، آیه 162. «آیا كسى كه خشنودى خدا را پیروى مى‏كند [ و طالب رضوان است ]مانند كسى است كه روى به خشمى از خدا آورده [ و دچار غضب و سخط از خداگردیده‏] و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى [ و نقطه برگشت بدى‏] است». این آیه به روشنى گویاى این حقیقت است كه عده‏اى از انسان‏ها، رو به غضب الهى مى‏آورند و او را با اسماى غضب ملاقات مى‏كنند كه از آثار آن جهنم است و آنان را در آنجا جاى مى‏دهند.،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات