پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر
حقیقت بهشت و جهنم چیست؟
حقیقت بهشت تجلّى رحمت و مغفرت خداست و جهنم تجلّى غضب و لعنت خداست. توضیح مطلب اینكه؛
اولاً گاهى این چنین گمان مى‏شود كه «بهشت» و «جهنم» دو موضوع جداگانه بوده، مستقلاً مطرح است. امّا این پندارى بیش نیست؛ بلكه حقیقت آن است كه بهشت و جهنم، جدا از مسأله لقاى پروردگار نمى‏باشد.
به عبارت دیگر، بهشت و بهشت‏ها و جهنم و جهنم‏ها مقصد و مقصود، در سیر و حركت نیستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار است؛ نه اینكه حركت‏ها به سوى بهشت‏ها و جهنم‏ها باشد و به آنها منتهى گردد.

ادامه مطلب


نوع مطلب : چیست ها...، دین و اندیشه، 
برچسب ها : هر حركتى در نهایت به مبدأ متعال منتهى مى‏گردد و بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار چگونگى لقاءها و رسیدن‏ها است؛ یعنى، بهشت و بهشت‏ها، از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با «اسماى رحمت و مغفرت» و جهنم و جهنم‏ها هم از آثار و تبعات لقاىِ پروردگار با «اسماى غضب و سخط» است. ثانیاً براى روشن شدن حقیقت بهشت و جهنم لازم است، به صورت مقدمه، مطالبى را در حقایق اسماى ربوبى مطرح كنیم تا معناى آنكه بهشت از آثار «لقاى حضرت حق با اسماى رحمت» و جهنم از آثار «لقاى پروردگار با اسماى غضب» بوده، درست تحلیل و تفهیم شود. «اسماى حسنى» یك سلسله عناوین محض و اعتبارى نیست؛ بلكه آنها منشأ آثارند و اصولاً هر وجودى و هر موجودى در دنیا و نظام‏هاى دیگر و عوالم برتر و حتى آخرت، از آثار اسماى حسنى‏ است. عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسما بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏كند. به بیان دیگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبیت موجودات، هر موجودى را، با اسم و صفت خاص ربوبیت مى‏كند. اسم «رب» داراى شاخه‏ها و انشعاباتى است و در واقع اسماى حسنى‏ شاخه‏هاى اسم «ربّ»اند: ربّ رزاق، ربّ مصوّر، ربّ قدیر، ربّ علیم، ربّ هادى، ربّ غفور، ربّ منتقم، ربّ شدید العقاب و ... . خداوند متعال در مقام ربوبیت، داراى اسما و صفات مختلف بوده، همه را با این اسماى گوناگون تربیت مى‏كند؛ مثلاً در مقام ربوبیتش به شیطان با «منتقم» و «شدیدالعذاب» تجلّى مى‏كند و به حضرت رسول‏اكرم(ص) با «هادى»، «رحیم» و «غفور» تجلى مى‏كند. گیاهى كه صورت و شكلى به خود مى‏گیرد، با اسم «مصوّر» پیش مى‏آید و هنگامى كه خاك را مى‏شكافد و بیرون مى‏آید، با ربّ «خالق» پیش مى‏آید. به هر صورت، هر موجودى در این نظام هستى، با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت - كه در درون خود دارد - در مقام ربوبیّت با اسمى از اسماى حسناى الهى، در ارتباط است. آدمى اگر در مقام طاعت خداوند باشد، با ربّ «هادى» روبه‏رو است و خداوند با این اسم او را ربوبیت مى‏كند؛ امّا اگر انسان در مقام طغیان و مخالفت با حضرت حق باشد، ربّى كه او را تربیت مى‏كند، ربّ «هادى» نخواهد بود؛ بلكه ربّ «منتقم» و «شدید العذاب» خواهد بود. نتیجه آنكه، هر كسى از مسیر خود با اسمى از اسماى ربوبى در ارتباط است و از این رو، من و شما لحظه به لحظه با صفت و اسم خاصى از خداوند متعال، با او در ارتباط هستیم و به همین دلیل است كه خداوند با لحن خاصى گفته است كه از مقام ربوبیّت بترسید: (مَنْ خافَ مَقامَ رَبّهِ)؛نگاه كنید به: الرحمن (55)، آیه 46 و نازعات (79)، آیه 40. به هر روى، تمام هستى و از جمله انسان لحظه به لحظه با «ربّ» با چهره‏هاى مختلف در ارتباط است و هر یك از اسماى حسنى، انسان را بسته به نوع عمل، فكر، صفت و اخلاق، ربوبیت مى‏كند. در حقیقت این انسان است كه با انتخاب مسیر، راه، عملكرد و مقصد، خود را در تحت یكى از اسماى ربوى مى‏اندازد، چرا كه اسماى الهى، واسطه‏هاى فیض بوده و كل وجود و هستى به آنها منتهى مى‏شود و از آنها نشأت مى‏گیرد. اگر به دقت به اطراف و جوانب وجود نگاه كنیم، همه جا آثار و جلوه‏هاى اسماء را خواهیم یافت: «وَ بَأَسْمائِكَ الّتى‏ مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ»؛دعاى كمیل. «[ بارالها! به درستى من مى‏خواهم از تو ]به نام‏هایت و به اسمائت كه اركان هر چیز را پر كرده است». آیا روبه رو شدن با اسماى ربوبى، آثار دارد یا خیر؟ قطعاً اثر دارد، اینكه انسان در دعاهاى خود و در خواسته‏هایش و در هر نیازى، به اسم متناسب با آن احتیاج متوجه گشته، خداى متعال را با همان اسم مى‏خواند؛ دلالت بر همین حقیقت دارد كه: گویا آدمى به طور فطرى متوجه همین واقعیت است كه هر چیزى متأثر از اسمى از اسماى خدا است. شخصى كه مریض است، به اسم «شافى» متوجه مى‏شود و شفاى خود را از خداوند متعال با این اسم مى‏خواهد؛ چرا كه شفا را اثر این اسم مى‏داند. كسى كه رزق و وسعت رزق مى‏طلبد، به اسم «خیرالرازقین» توجه دارد. فردى كه مغفرت مى‏خواهد، با اسم «غفور»؛ كسى كه نصرت مى‏خواهد با اسم «نصیر» و «ناصر»؛ كسى كه هدایت مى‏طلبد، به اسم «هادى»؛ محفوظ ماندن از خطرات را مى‏خواهد، به اسم «حافظ» و «حفیظ» و كسى كه روشنایى باطن مى‏خواهد، به اسم «نور» متوجه مى‏گردد و خداى سبحان را با آن مى‏خواند، چرا كه هر یك از اینها را آثار اسماى ربوبى مى‏داند. از صفت و زنام چه زاید خیال و آن خیالش هست دلال وصال‏ دیده‏اى دلال بى مدلول هیچ تا نباشد جاده نبود غول هیچ‏ هیچ نامى بى‏حقیقت دیده‏اى یا زگاف و لام گل، گل چیده‏اى‏ اسم خواندى رومسمّا را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو مثنوى معنوى، دفتر اول، ابیات 3454 - 3457. با توجه به توضیحات بالا، مشخص مى‏گردد كه بهشت‏ها، از آثار و جلوه‏هاى اسماى «رحمت» بوده و جهنم‏ها هم از آثار «غضب و سخط» است؛ چرا كه وقتى همه وجود و همه عوالم هستى، از آثار و مظاهر اسماى حسناى الهى باشد، قهراً بهشت و جهنم نیز به عنوان نظام و عالم خاصى از وجود، از این حقیقت مستثنا نیست. حال براى روشن شدن اینكه بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار اسماى «رحمت» و «غضب» حضرت حق است، به بعضى از آیات قرآنى اشاره مى‏كنیم. 1. (وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ)؛آل‏عمران (3)، آیه 132 و 133. «و اطاعت كنید خدا و رسول او را شاید مشمول رحمت شوید و سرعت و شتاب كنید، به سوى مغفرتى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنایش [ به قدر ]آسمان‏ها و زمین است و براى پرهیزكاران آماده شده است». این آیات، انتهاى سیر و حركت اطاعت‏كنندگان از خدا و رسول را، رحمت حق و رسیدن به رحمت او و لقاى او با اسماى «رحمت» مى‏داند (لعلكم ترحمون) و نیز دستور مى‏دهد كه به سوى مغفرت و غفران الهى، شتاب كنید و بكوشید كه با غفران او مواجه گشته و به مغفرت او برسید؛ یعنى، او را با اسم «غفور» ملاقات كنید كه از آثار این لقا، بهشت است با آن خصوصیات كه در ادامه آیه فرموده است. 2. (یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً)؛نساء (4)، آیه 174 و 175. «اى مردم: حقیقت این است كه براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده و ما به طرف شما نور روشنگرى را فروفرستاده‏ایم و امّا آنانى كه به خداى متعال ایمان آورده و به این [ برهان و نور الهى ]تمسّك جستند، به زودى خداوند آنان را در جوار رحمت فضل خاص خویش داخل كرده، ایشان را به سوى خود، به راهى راست [ كه به سوى او نزدیك‏تر مى‏كند ]هدایت كند». این آیات به روشنى گویاى این حقیقت است كه خداوند متعال، مؤمنان و پیروان قرآن و رسول اكرم(ص) را به زودى در رحمت و فضل خود داخل مى‏گرداند؛ به این معنا كه به لقاى او با اسماى رحمت و فضل رسیده، در عالمى كه جلوه‏گاه رحمت و فضل او است، وارد مى‏شوند. این تعبیر بیانگر این است كه لقاى خداوند با اسماى رحمت، ورود به عالم رحمت و فضل - كه همان بهشت‏ها است - مى‏باشد. از دیدگاه قرآن، جهنم و جهنم‏ها نیز از آثار لقاى پروردگار با اسماى غضب، سخط، انتقام، طرد و ردّ است. در این باب نیز آیات زیادى وجود دارد كه به دو مورد اشاره مى‏كنیم: 1. (أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ خالِدِینَ فِیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ)؛آل‏عمران (3)، آیه 87 و 88. «آنان، سزایشان این است كه لعنت [ و طرد ]خداوند و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها است، در آن [ لعنت و طرد حق همیشه و] جاودانه بمانند [ و هیچ‏گاه‏] نه عذاب از آنان كاسته گردد و نه مهلتى یابند (یا نظرى به آنان شود)». این آیات مى‏فرماید كافران و ستمگران مشمول لعن و غضب الهى مى‏شوند و بعد از آن مى‏فرماید. در این طرد و ردّ الهى جاودانه مى‏مانند و سپس اشاره مى‏كند: هیچ وقت عذاب آنان تخفیف نمى‏یابد. پس اوّلاً، آنان به خداوند متعال در حالى كه او، آنان را لعن و طرد مى‏كند، مى‏رسند (لقا با اسماى غضب) و ثانیاً، غضب و لعن همیشگى است و ثالثاً، این روبه‏رو شدن با اسماى غضب همان جهنم است؛ یعنى، عذاب و جهنم از آثار لقا با اسماى غضب خداوند است. 2. (أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ)؛همان، آیه 162. «آیا كسى كه خشنودى خدا را پیروى مى‏كند [ و طالب رضوان است ]مانند كسى است كه روى به خشمى از خدا آورده [ و دچار غضب و سخط از خداگردیده‏] و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى [ و نقطه برگشت بدى‏] است». این آیه به روشنى گویاى این حقیقت است كه عده‏اى از انسان‏ها، رو به غضب الهى مى‏آورند و او را با اسماى غضب ملاقات مى‏كنند كه از آثار آن جهنم است و آنان را در آنجا جاى مى‏دهند.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : صفدر

درجات بهشت بر اساس میزان عقل

بهشت


حجت‌الاسلام والمسلمین جاودان، استاد و مدرس اخلاق، در جلسه درس اخلاق خود به شرح کوتاهی از حدیث جنود عقل و جهل پرداخت و گفت: اگر انسان در مسیر بدست آوردن هر کدام از جنود عقل بکوشد، عقلش کامل می‌شود و به وسیله آن می‌توان بهشت را بدست آورد.

آنچه در ذیل می‌آید متن کامل سخنان ایشان است:



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : حدیث جنود عقل و جهل امام صادق (ع) می‌فرماید: خداوند عقل را آفرید که اولین مخلوق خدا از مجموعه مخلوقات روحانی حضرت حق بود و آن را از سمت راست عرش خود و از نور خود خلق کرد، پس به آن گفت رو کن و عقل رو کرد و سپس به آن گفت پشت کن، پس عقل پشت کرد. خداوند فرمود من تو را مخلوق عظیمی قرار دادم و بر تمام مخلوقاتم برتری دادم. امام صادق (ع) در ادامه می‌فرماید: سپس خداوند جهل را از دریایی ظلمانی خلق کرد و به آن فرمود پشت کن، پشت کرد و سپس فرمود رو کن اما روی نیاورد. خداوند فرمود تو استکبار ورزیدی، سپس خداوند او را لعنت کرد، آن‌گاه برای عقل 75 لشکر قرار داد و وقتی جهل مشاهده کرد خداوند چگونه عقل را کرامت بخشیده، عداوت و دشمنی او را در دل گرفت، جهل گفت خدایا این عقل هم مخلوقی است مثل من، او را خلق کردی و کرامت و قوت دادی، من هم مانند او هستم پس مرا نیز به همان مقدار لشکر مجهز کن، خداوند قبول کرد و سپس فرمود اگر بعد از این عصیان بورزی من تو و لشکر تو را از رحمت خودم خارج می‌کنم و سپس به آن 75 لشکر عطا کرد. خیر وزیر عقل، شر وزیر جهل یکی از لشکرهای 75 گانه‌ای که خداوند به عقل عطا کرد خیر و خوبی است که همین خیر وزیر عقل نیز هست و ضد آن را شر قرار داد که وزیر جهل است، از اینجا معلوم می‌شود که اگر انسانی سراسر وجودش شر است و تمام اعمال او در دایره شر قرار می‌گیرد مشمول لعنت الهی قرار می‌گیرد زیرا خداوند جهل را لعنت کرده و شر نیز از لشکر جهل است. جنود دیگر عقل و جهل ایمان، امید، عدل، رضا، شکر، توکل، از جمله لشکریان عقل و ضد آن‌ها یعنی کفر، یأس، ظلم، سخط، کفران، حرص از جمله جنود جهل هستند. اگر حضرت ابوالفضل می‌توانست آب بیاورد، شاید رضایتی از این موضوع در دلش پدید می‌آمد اما همین که نتوانست آب بیاورد باعث شد به مرحله کمال‌النقطاع که در مناجات شعبانیه آمده است، برسد. اگر فردی به این مرحله رسید هر حاجتی نزد خدا داشته باشد رد نمی‌شود. تنها سرمایه آخرتی انسان عقل است آنچه از این حدیث استفاده می‌شود، این است که تمام خوبی‌هایی که انسان دارد تحت عنوان عقل قرار می‌گیرد، به عبارت بهتر تنها سرمایه آخرتی انسان عقل است و هر کدام از این 75 لشکر در زیر لقای عدل قرار دارند، به عنوان مثال اگر انسان، پاک‌دامنی به خرج دهد دارد، عمل عقلانی انجام می‌دهد و با ادامه این پاک‌دامنی و تمرین عقل می‌تواند برای خود مقداری از بهشت را بخرد. درجات بهشت بر اساس میزان عقل عطا می‌شود همه درجاتی که خداوند به انسان می‌دهد بر اساس بهایی است که از عقل خود یعنی از مجموعه جنود عقل و جهل می‌پردازد. این عقل ربطی به عقلی که از ریاضیات به کار می‌رود ندارد، بلکه این عقل، عقلی است که می‌توان با آن خوبی کرد، به عنوان مثال هر بار که انسان شجاعت به خرج می‌دهد و مثلاً در مقابل مفسده‌ای امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، ساختمان عقل خود را کامل می‌کند و به تعبیر قرآن طبقاتی را بر روی طبقات دیگر بنا می‌نهد. تمرین صفات خوب باعث می‌شود، انسان دارای ساختمانی کامل از عقل شود. انسان عاقل حتی یک لحظه را نیز از دست نمی‌دهد کسانی که اعتقادشان قوت گرفت، حتی یک لحظه را نیز از دست نمی‌دهند، چون می‌دانند که هر کدام از این جنود عقل را که از دست بدهند آجری از ساختمان بهشتی خود را برای همیشه از دست داده‌اند، چون تنها در لحظات حساس و خاصی است که انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که می‌تواند مثلاً پاک‌دامنی به خرج دهد که اگر این کار را نکند تا ابد باید حسرت آن را بخورد. از مرحوم آیت‌الله بروجردی نقل شده است که گفتند من عمرم را هیچ ضایع نکردم، خیلی حرف عظیمی است، یعنی ایشان حتی یک لحظه از عمر خود را نگذاشته حرام شود و همه آن را در مسیر عقل مصرف کرده است. اگر انسانی سراسر وجودش شر است و تمام اعمال او در دایره شر قرار می‌گیرد مشمول لعنت الهی قرار می‌گیرد زیرا خداوند جهل را لعنت کرده و شر نیز از لشکر جهل است حتی در خواب هم می‌توان سلوک کرد مکرر در مورد خواب صحبت کرده‌ایم، فرض کنیم تمام یک روز یک فرد در حال انجام کار خوب و عقلانی است، یعنی وظیفه‌ای را که بر عهده‌اش است به خوبی انجام می‌دهد و قبل از خواب نیز در بستر به ذکر خداوند می‌پردازد. بعد از اینکه از خواب برمی‌خیزد طبق احادیث سجده می‌رود و این ذکر را می‌گوید «الحمدلله الّذی احیانی بعد ما اماتنی و الیه النّشور» و سپس وضو می‌گیرد و بقیه کارهای خود را شروع می‌کند. با تمام این اوصاف مقداری که خوابیده را از دست داده است، مثلاً ثلث یا ربع عمر خود را از دست می‌دهد اما در مورد بزرگان این‌گونه نبوده و آن‌ها حتی در خواب خود به سمت حضرت حق سلوک می‌کردند. بهشت داستانی از مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی میرزا جواد ملکی تبریزی می‌فرمود در نجف با پیروی از دستورات استادم به جایی رسیده بودم که شبی نبود در خوابم اولیای خدا را نبینم و به محضرشان مشرف نشوم، یعنی ایشان در خواب هم زندگی می‌کردند. به عبارت بهتر برای انسان قوت یافته خواب نتیجه زندگی روزانه آن‌هاست و هر چه در روز زحمت می‌کشند، در شب نتیجه‌اش را می‌بینند. داستانی از مرحوم شیخ مرتضی جاودان مرحوم جدمان شیخ مرتضی جاودان می‌گفت هر شب سحرگاه ندایی مرا برای نماز شب بیدار می‌کرد، اما این ندا با عبارات مختلفی می‌رسید، گاهی مرتضی خطابم می‌کرد، گاهی شیخ مرتضی و گاهی آقا شیخ مرتضی، هنگامی که نگاه می‌کنم می‌بینم این خطاب‌ها بستگی به زحماتی دارد که در طول روز کشیده‌ام. آدمی که گناه می‌کند احترام ندارد اینکه شخصی را آقا خطاب کنند، یعنی آن شخص دارای احترام شده است و بارها گفته‌ایم که احترام ویژه شخصی است که گناه نمی‌کند و تمام عمر خود را در راه اطاعت حق خرج می‌کند. با عقل می‌توان بهشت را خرید در روایت آمده است عقل آن است که به وسیله آن خداوند رحمان عبادت می‌شود و با آن بهشت بدست می‌آید یعنی تنها بهای بهشت عقل است و همان‌طور که گفتیم این عقل به وسیله صفات خوبی که در جنود عقل قرار دارند بدست می‌آید و با آن می‌توان بهای بهشت را پرداخت اما بدست آوردن این صفات خوب نیز احتیاج به تمرین دارد، به عنوان مثال تمرین شجاعت باعث زیاد شدن آن و در نهایت بدست آوردن صفت و ملکه شجاعت می‌شود، در نتیجه انسان می‌تواند با عمری تمرین کردن صفات خوب بهای بهشت را بدست آورد. میرزا جواد ملکی تبریزی می‌فرمود در نجف با پیروی از دستورات استادم به جایی رسیده بودم که شبی نبود در خوابم اولیای خدا را نبینم و به محضرشان مشرف نشوم، یعنی ایشان در خواب هم زندگی می‌کردند. عاقلان اصحاب بهشت و صاحب دارالسلام هستند تعبیر قرآن در مورد افراد خوب این است که آنان اصحاب و یاران بهشت اند و در جای دیگر می‌فرماید دارالسلام مال چنین افرادی است. اگر صفات خوب در انسان آمد انسان می‌تواند به دارالسلام دست یابد و این دارالسلام طبق فرموده خداوند در همسایگی پروردگار است و همسایگی چنین فرد غنی و سرشاری باعث افزودگی همیشگی انسان است. حضرت ابوالفضل(ع) تاجری که سود کرد می‌توان از حضرت عباس (ع) به عنوان تاجری یاد کرد که در تجارت خود سود کرد. در روایت آمده است هنگامی که حضرت ابوالفضل (ع) نزد برادر خود آمد که برای میدان اذن بگیرد، عرض کرد، «بگذار بروم انتقام برادرانم را بگیرم». در اینجا به تعبیر بنده، امام حسین می‌فرماید «برادرانت را کنار بگذار و برو برای بچه‌های من آب بیاور»، یعنی به حضرت ابوالفضل می‌فرماید خودت را کنار بگذار و تنها خدا و ولی‌خدا را در نظر داشته باش. اگر حضرت ابوالفضل می‌توانست آب بیاورد، برسد. اگر فردی به این مرحله رسید هر حاجتی نزد خدا داشته باشد رد نمی‌شود.،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات