پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مفهوم حبط و کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: ”‌حبط عمله حبطا بطل ثوابه ”‌عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر  آمده ”‌حبط العمل حبطا … فسد و هدر”‌‌[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.


باطل کردن

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در قرآن و روایات و در ادامه به بیان اهمیت حفظ اعمال نیک، می پردازیم.

در قرآن و روایات برخی از اعمال ناپسند سبب حبط و از بین رفتن اعمال پسندیده و خوب معرفی شدند که به ترتیب در قرآن و روایات آن را بررسی می کنیم.

 

الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1 - کفر و شرک

الف. ”‌مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ”‌‌؛[3] ”‌هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود”

‌‌ب. ”‌ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‏”‌‌؛[4] ”‌مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند”‌‌.

در این دو آیه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکین و کفار می داند.

برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : 2 - نفاق ”‌وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین‏”‌‌؛[5] ”‌آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: ”‌آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى، ) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند”‌‌. 3 تکذیب آیات خداوند و روز قیامت ”‌وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون‏”‌‌؛[6] ”‌و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد، آیا جز آن چه را عمل مى‏کردند پاداش داده مى‏شوند؟!”‌‌. ب. حبط در روایات: 1 - ترک نماز بدون مرض و علت. عبید بن زراره می گوید: از حضرت صادق (ع) پیرامون تفسیر آیه: ”‌‌ هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه می شود”‌‌.[7] پرسیدم، فرمود: مقصود آن کسى است که کردارى که به آن اقرار و اعتراف کرده، ترک کند، عرض کردم: مرتبه ترک آن عمل چیست؟ همه آن را رها کند؟ فرمود از آن جمله است کسى که عمداً بدون این که مست باشد و یا علّتى داشته باشد، نماز را ترک کند.[8] 2 - با شک و تردید عمل کردن در اصول دین. یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: کسی که تردید یا گمان داشته باشد و بر آن پا برجا باشد، خدا عملش را تباه می کند، حجت خداوند حجت روشن است.[9] مجلسی (ره) در توضیح حدیث می فرماید: برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند.[10] باطل کردن 3 - زنی که به شوهرش بگوید من از تو هیچ خیری ندیدم با این که در ارتباط زندگی زن و مرد، بسیاری از زحماتی را که زن در تدبیر و رسیدگی منزل از نظافت و آشپزی و بچه داری و… متحمل می شود از وظائف واجب او نیست و خداوند در مقابل این امور پاداش فراوان به او می دهد، ولی اگر زحمات او همراه با آزردن شوهر و منّت همراه باشد اجر کارهای او تباه می شود، در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید :هر زنی که به شوهرش بگوید که من از تو خوبی ندیدم، پاداش عمل او از بین می رود.[11] 4 - کافر شدن به ولایت علی(ع) ابی حمزه می گوید از امام باقر (ع) از تفسیر سخن خداوند، ”‌وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین”‌‌ ‏پرسیدم؟حضرت فرمود: تفسیر باطنی این آیه کافر شدن به ولایت امیر المؤمنین(ع) است، چرا که مراد از ایمان، حصرت علی (ع) می باشد.[12] از مجموع مطالب بالا معلوم می شود که حبط مربوط به مورد خاصی از اعمال نیک نیست، بلکه در تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی جریان دارد. در نقطه مقابل حبط تکفیر وجود دارد به همین مناسبت توضیح اندکی پیرامون آن نیز ارائه می کنیم. همان طور که اعمال نیک با انجام کارهای زشت از بین می رود، اعمال زشت گناهان نیز با انجام خوبی ها از بین رفته و چه بسا که تبدیل به خوبی شود؛ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. 1- انجام نمازهای واجب. ”‌وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏”‌‌؛[13] ”‌در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏”‌‌. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد 2 - اجتناب از گناهان کبیره. الف. ”‌إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ”‌‌؛[14] ”‌اگر از گناهان بزرگ که از آن نهى شده‏اید بپرهیزید، بدی هاى شما را مى‏زداییم. ب. ”‌الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ”‌‌ [15] کسانى که از گناهان بزرگ و زشت هاى آن کناره گیرند جز پاره‏اى یا به طرز سطحى و گذرا، بی گمان پروردگارت آمرزشى دامن گستر دارد. با توجه به نقش تربیتی که احباط و تکفیر در زندگی انسان ها دارند، از این رو بیان اهمیت حفظ اعمال نیز، خالی از لطف نیست. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد. در روایتی از رسول گرامی اسلام در فضیلت تسبیحات اربعه آمده است: خداوند به عدد هر یک از اذکاری که مؤمن می گوید، درختی در بهشت برای او می کارد. شخصی عرض کرد: پس درختان ما در بهشت چقدر زیاد است! حضرت فرمود: بله، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند سپس این آیه را قرائت نمود: ”‌ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت خدا و رسول کنید و اعمال خود را باطل نکنید”‌‌.[16] پی نوشت ها : [1]. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 3، ص 1118، دار العلم، بیروت، 1990 م. [2]. الفیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 118 [3]. مائدة، 5 [4]. توبة، 17 [5]. مائدة، 53 [6]. اعراف، 147 [7]. مائدة، 5 [8]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 387، ح 12، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش. [9]. همان، ص 400، ح 8 . [10]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول، ج 11، ص 186، 1404 هـ ق. [11] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 20، ص 162، ح 7، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 هـ ق. [12] مجلسی، بحار الأنوار، ج 35، ص 369، ح 14، مؤسسة الوفاء، 1404هـ ق. [13]. هود، 114 [14]. نساء، 31 [15]. نجم، 32 [16]. محمد، 33؛ صدوق، محمد بن علی، الامالی ج 1 ص 607، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 هـ ش.،
لینک های مرتبط :
.غیبت در کلام امام باقر(ع)
  شمار روایاتی که امام باقر(ع) درباره ی غیبت فرموده اند، بیشتر از روایات امامان پیشین ایشان است.اگر چه تعداد این روایت ها قابل توجه است، اما با دقت دراسناد روایات متوجه می شویم که نفراتی که بی واسطه از امام باقر روایت کرده اند، انگشت شمارند واین تعدّدها مرهون تعدد راویان طبقات بعدی است. اسامی راویان بی واسطه از امام باقر، به ترتیب الفبا، عبارت اند از:
إبراهیم ابن عمر الیمانی،(1) أبوبصیر (هفت روایت)،(2) أبوجارود (دو روایت)، (3) ام هانی (سه روایت)، (4) جابر،(5) زرارة (سه روایت)، (6) عبدالمک بن أعین(7) ومحمد بن مسلم الثقفی(8) ومعروف بن خربوذ.(9)
غیر از ام هانی - که ناشناخته است - بقیه افراد از بزرگان ومعتمدان امام باقر وشیعه هستند. چهار نفر از ایشان درشمار گروه اول از اصحاب اجماع هستند. البته زیاد بن منذر ابوالجارود نیز درامامی بودن وزیدی بودنش تردید است، ولی می توان وثاقت وملازمتش با امام باقر را پذیرفت.هر چند ام هانی وبعضی از اسامی سند روایتش ناشناخته اند، اما به نظر می رسد که کلینی وصدوق روایت او را به عنوان دلیل نیاورده اند، بلکه به دید مؤید به آن نگریسته اند؛ چه این که روایات دیگری را در ابواب مربوط با اسناد معتبر گزارش کرده اند.
گذشته از روایات ام هانی، دیگر گزارش های متعدد فوق اطمینان به صدور را همراه دارد، اما قراین مختلف، بیانگر آن است که از جهت کمی، این گونه روایات درمحافل فوق العاده خاص وبرای خواص بیان شده است. ودلیل متقنی از بیان عمومی مباحث غیبت در دست نیست.






به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : بررسی محتوایی 1. دربیشتر این روایات- چنان که شیوه ی اهل بیت بوده - از حجت غایب با عنوان «قائم» یاد شده است. روایات این دوران بیانگر آن است که اعتقاد به قائم دربین شیعه ریشه دوانیده است، اما این که قائم کیست وقیامش درچه زمانی است، مورد سؤال بوده است؛ حتی درمواردی گمان راویان این است که چه بسا قائم خودِ امام باقر است واز ایشان دراین باره پرسش می کنند. گاهی نیز امام پنجم با عنوان «غلام: جوان»، (10) «صاحب هذا الامر»(11) ویا «مهدی» (12) از ایشان یاد می کنند. 2. مفاد روایات گویای حقایقی از غیبت است واین نخستین باری است که اهل بیت به زوایای گوناگونی از غیبت می پردازند؛ مثلاً در روایت امام باقر وجود وحتمیت غیبت وهمراهی آن با سرگردانی وحیرت شیعیان بیان شده است(13) وگفته شده که قیام به یقین، پس از غیبت خواهد بود، (14) وقائم دوغیبت پیش رو دارد.(15) وحتی به سال غیبت نیز اشاره شده است. (16) همچنین، از چرایی غیبت نیز امام سخن گفته اند.(17) 3.به نظر می رسد که درمیان این روایات ظهوروقیام نزدیک جلوه داده شده است، به گونه ای که امام به مخاطبان خود می گوید: «إن أدرکت زمانه قرت عینک».(18) «إذا سمعتم به فأتوه ولو حبوا علی الثلج»، (19) «یا طوبی لک إن أدرکتیه، ویا طوبی لمن أدرکه».(20) هر چند می توان احتمال داد که شیوه سخن گفتن، چنین اقتضایی داشته است وضرورتاً تلازمی با زمان قیام ندارد. 4. دریکی از روایات امام باقر آمده است که «صاحب هذا الامر» دارای سننی از پیامبران است؛ سنت به ارث برده او از یوسف «السجن والغیبة»(21)است.آوردن عبارت «سجن»، با تمام روایات مشابه، حتی از امام باقر، سازگار نیست . دواحتمال قابل تأمل است؛ اول آن که در سند این روایت، نام دوتن از واقفیان دیده می شود: «حسن به علی بن أبی حمزة از رؤسا وبزرگان واقفی» و«عبد الله بن جبلة». بعید نیست آنان برای اثبات قائم بودن امام کاظم از مسأله ی زندان ایشان سوء استفاده کرده باشند و روایات را این گونه تحریف کرده باشند.احتمال دوم، آن است که تصحیف رخ داده است وعبارت «الحیرة» تبدیل به «السجن» شده باشد. مؤید این نکته، روایات مشابه است، بویژه آن که بعضی از آنها را همین راوی (ابو بصیر) از امام باقر (ع) روایت کرده است: و روی أبوبصیر، عن أبی جعفر(ع) قال: فی القائم شبه من یوسف، قلت: وما هو؟ قال: الحیرة والغیبة.(22) اکنون متن کامل یکی از روایات امام باقر (ع) را می خوانیم: زراره گوید از امام باقر شنیدم که می فرمود: برای قائم غیبتی است، پیش از آن که ظهور کند. پرسیدم که دلیل غیبتش چیست؟ فرمود: می هراسد -وبه شکمش اشاره کرد -زراره گفت: مقصود، کشتن است.(23) بنابرآنچه گذشت، تردیدی نیست که بحث غیبت درعصر امام باقر مطرح شده است، ولی باید توجه داشت که این آغازین بیانات امامان دراین باره باخواص جامعه شیعی است.دانشمندان شیعه نیز هنوز تصوری درست از غیبت نداشتند واین بسیار طبیعی است؛ چرا که تا عصر امام باقر هیچ زمانی نبوده که شیعیان از ارتباط با امام به طور کامل محروم باشند. از این رو، لذا اگر کسانی همچون زراره نیز از هضم مسأله ی غیبت در آغاز آگاهی از آن، متعجب می شوند، ایرادی برآنها نیست.(24) 2. غیبت در کلام صادق آل محمد(ع) مسأله ی غیبت درعصر امام صادق(ع)، بیش از دوران های پیش مطرح گردید . فزونی روایات، تعدد راویان وگوناگونی روایات، بیانگر آن است که مطالب مربوط به غیبت برای بیشتر خواص، تقریباً روشن شده بود ودرمیان راویان گفتگوهایی درباره ی این مسأله دیده می شود. بی تردید، شرایط سیاسی این دوران تأثیر مستقیمی درگسترش این مباحث داشته است؛ چه این که نازعات موجود بین عباسیان وامویان سبب شده بود شیعیان درناملایمات پیش آمده انتظار قیام قائم را در میان آل محمد داشته باشند.ودرمواردی هم از امام صادق درخواست قیام می کنند.گذشته از مردم کوفه- که دراین دوران، بسیاری از شیعیان آن، در ارادت به اهل بیت زبانزد هستند، حتی شیعیان خراسان نیز - که در دوردست ترین مکان های بلاد اسلامی به سر می برند- بی صبرانه درانتظار قیام قائم هستند.(25) درچنین فضایی باید امام، شیعیان را از غیبت پیش از قیام آگاه کند وبه آنان بگوید که غیبت قائم حتمی است وعلائمی دیگر از قائم را هویدا سازد. درروایاتی با عبارت «لابد» از وقوع غیبت یاد شده که به نظر می رسد به همین منظور است.(26) بررسی سندی تعداد راویان روایات غیبت از امام صادق(ع) چشمگیر است.اسامی این افراد، به ترتیب الفبا، چنین است: أبوبصیر، (27) إسحاق بن عمار، (28) حازم بن حبیب، (29) حماد بن عبدالکریم الجلاب، (30) حمیری، (31) زرارة بن أعین، (32) زید الشحام، (33) سدیر الصیرفی، (34) صفوان بن مهران، (35) عبدالاعلی مولی آل سام، (36) عبدالرحمن بن سیابة، (37) عبدالله بن أبی یعفور، (38) عبدالله بن الفضل الهاشمی، (39) عبدالله بن سنا، (40) عبید بن زرارة، (41) علی بن عمر بن علی بن الحسین، (42) محمد بن مسلم الثقفی، (43) مسعدة بن صدقة، (44) مفضل بن عمر، (45) هشام بن الحکم، (46) یحیی بن أبی القاسم، (47) ویمان التمار.(48) درمیان این راویان، زرارة بن أعین ومفضل بن عمر وپس از این دو، ابو بصیر بیشترین حدیث غیبت را از امام صادق نقل کرده اند. سه راوی نیز به صورت مشترک، از صادقین(ع) روایات غیبت را گزارش کرده اند که عبارت اند از: أبوبصیر، زرارة ومحمد بن مسلم ثقفی.شاید همین اشتراک ها سبب شده بعضی از روایات - که از جهت متنی یکی است- در نقلی به امام باقر ودر نقل دیگر به امام صادق نسبت داده شود؛ به عنوان نمونه به این متن توجه کنید: ...عن ابنی بُکیر، عَن زُرَارَةَ قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِاللهِ(ع) یقُولُ: إنَّ لِلقَائِمِ غَیبَةً قَبلَ أن یقُومَ إنَّهُ یخَافُ وَأومَاً بِیدِهِ إِلَی بَطنِهِ یعنِی القَتل؛ (49) زراره گوید: شنیدم می فرمود: به راستی قائم(عج) پیش از آن که قیام کند، غیبتی دارد؛ زیرا برجان خود می ترسد وبا دستش اشاره به شکمش کرد، یعنی از کشتن. متن حدیث فوق در حدود نُه بار از زراره با اسناد مختلف، درکتاب های گوناگون نقل شده است.(50) تعدد نقل یک متن واحد قابل بررسی است. مطلب آخر، این که در اسناد روایات امام صادق در مسأله ی غیبت، تعداد قابل توجهی از اسناد صحیح ویا موثق هستند؛ به گونه ای که یقین به صدور حاصل گردیده وافزون برآن، خواننده اطمینان می کند که بنای امام آن بوده که مباحث غیبت را پررنگ تر از گذشته بیان نماید. بن مایه های غیبت امام عصر علیه السلام در روایات(2) موضوعا ت روایات تنوع مطالب موجود در روایات امام صادق گویای آن است که آن حضرت به زوایای مختلفی از غیبت اشاره کرده اند تا بدین روش مخاطبان را از چند و چون غیبت آگاه ساخته وزمینه ی آمادگی برای مدتی به دور از امام زیستن را فراهم آورند. موضوعات اصلی در روایات آن امام را می توان در موضوعات زیر مشاهده کرد: 1. وقوع یقینی غیبت، (51) 2. اوصاف غیبت:( مانند طولانی بودن دوران غیبت، (52) دوگانه بودن آن، (53) عدم دستیابی به امام، (54) حیرت وگرفتاری های شیعه د رعصر غیبت)، (55) 3. بن مایه های غیبت در ادیان پیشین، (56) 4. چرایی غیبت. (57) درنگی در روایات امام ششم - به نظر می رسد که مباحث غیبت در دوره ی طولانی امامت امام صادق به تدریج، بیان شده است. درابتدا، می گوید اصل غیبت را انکار نکنید:«إن بلغکم عن صاحب هذا الامر غیبة فلا تنکروها». نظیر این مطلب را امام هم به محمد بن مسلم (58) وهم به ابوبصیر(59) فرموده است، اما در دوره های بعدی، امام به حتمیت آن تصریح وقاطعانه می فرمودند:«إن لصاحب هذا الامر غیبتة لابد منها یرتاب فیها کل مبطل».(60) ودرنهایت، به بیان زوایای گوناگون این رخداد عظیم اشاره می کنند. - روایات مربوط به غیبت از اجداد امام صادق در دست، حداقل، خواص بوده است؛ چه این که حمیری به امام می گوید: «فقلت له: یا ابن رسول الله! قد روی لنا أخبار عن آبائک فی الغیبة وصحة کونها، فأخبرنی بمن تقع».(61) بنابراین، حمیری رخداد غیبت را مسلّم دانسته و تنها می پرسد که: (فأخبرنی بمن تقع؟) - به نظر می رسد که از مهم ترین مأموریت های امام، آماده سازی شیعه برای غیبت بوده است؛ چه این که امام برای نیل به این هدف بزرگ، از فرصت ها به خوبی بهره برداری کرده اند؛ مثلاً امام نظرش به کوه رضوی می افتد، به یارِ همراه خودعبدالاعلی مولی آل سام می فرماید: تری هذا الجبل هذا جبل یدعی رضوی من جبال فارس أحبنا فنقله الله إلینا، أما إن فیه کل شجرة مطعم، ونعم أمان للخائف مرتین.أما إنّ لصاحب هذا الامر فیه غیبتین، واحدة قصیرة، والاخری طویلة.(62) - بیان غیبت در جلسات عمومی واقع درمنزل امام- که ظاهراً باید فقط شیعیان ویژه ای بوده باشند- از نکات ویژه در روایات امام صادق است که پیش تر سابقه نداشته است.گزارشی را مفضل نقل می کند که درابتدای آن آمده است: « کنت عند أبی عبدالله (ص) وعنده فی البیت أناس»(63) وتمام ضمایر روایت نیز به صورت جمع آمده است.(64) - درعصر امام صادق همچنان به غیبت در ردیف اسرار باقی مانده است، اما گستره آگاهان از اسرار بیشتر شده است؛ چه این که امام به مفضل گوید: «لاتحدث به السفل فیذیعونه».(65) بنابراین، بسیاری از خواص شیعیان از اصل مسأله ی غیبت آگاه بودند. مرحله ی سوم. دوره ی تثبیت (نیمه ی دوم قرن دوم هجری) 1. غیبت در کلام امام کاظم(ع) تنها پنج نفر از یارانِ امام کاظم(ع) مطالبی را درباره ی غیبت از ایشان روایت کرده اند. این پنج نفر عبارت اند از «علی بن جعفر، (66) أبوأحمد محمد بن زیاد الازدی(= محمد بن ابی عمیر)، (67) یونس بن عبد الرحمن، (68) عباس بن عامر (69) وداود بن کثیر رقی (71)». غیر از داود بن کثیر، چهار نفر دیگر از بزرگ ترین راویان شیعه هستند.(71)، (72) نکاتی درباره ی روایات امام کاظم(ع) 1. بیشتر این روایات صحیح هستند؛ مانند یکی از دو روایت علی بن جعفر درکمال الدین، (73) روایت ابن ابی عمیر، (74) روایت یونس بن عبدالرحمان(75) و روایت عباس بن عامر.(76) 2. دراین روایات، بیشتر به «چرایی غیبت» و«لوازم آن» پرداخته شده است ونشان می دهد که اصل غیبت برای خواص به خوبی جا افتاده است. 3. استفاده از عبارت دقیق «الخامس من ولد السابع»، برای معرفی صاحب الامر وپیشگیری از استفاده های سود جویانه جریان واقفیان است. 4. حالت آماده سازی برای غیبت- که پیش از این توسط صادقین (ع) آغاز شده بود- همچنان ادامه دارد.این آماده سازی ها به همان شیوه های پیشین، مانند استفاده از فرصت ها ویا سؤال به صورت مطلق پی گرفته می شود:«إذا فقدتم إمامکم فلم تروه فماذا تصنعون».(77) 5.از فضای روایات می توان دریافت که در این برهه، نه تنها خواص، بلکه جمعی ازعموم شیعه نیزبا مسأله ی غیبت آشنا شده اند. غیبت در کلام امام رضا(ع) انتظار قیام قائم از خاندان پیامبر خدا در دوران امام رضا بیشتر قوت گرفت؛ چه این که پس از شهادت امام کاظم وادعای گروه واقفیان تا مدتی شک وتردید در بدنه جامعه شیعی گسترش پیدا کرد. هر چند در گذر زمان بیشتر شیعیان به امامت امام رضا شهادت دادند و وقتی که امام ولایت عهدی را پذیرفت، آرامشی در دل های شیعیان نشست که قیام قائم با این پذیرش امام سرعت می یابد وچه بسا قائم خود اوست. این برداشت با روایات قبلی- که انجام قیام را پس از شک وتردیدها در دوران غیبت پیش بینی کرده بود - سازگاری داشت؛ چه این که شیعه از آن حالت تردیدهای پس از شهادت امام هفتم خارج شده بود ودر نزدیکی حکومت عباسی به امام وپذیرش ولایت عهدی را زمینه ساز قیام و حکومت قائم ارزیابی می کرد.این مطلب را از فضای حاکم برروایت غیبت از امام هشتم می توان برداشت کرد؛ چنان که «ایوب بن نوح»(78) و «ریان بن صلت»(79) امیدوار بود که صاحب الامر امام رضا (ع) باشد. اشعار دعبل خزاعی (شعر معروف به «مدارس آیات») نزد امام رضا(ع) گویای آن است که شیعیان، بی تردید، منتظر خروج نزدیک امام عدل گستر بوده اند که البته امام در همان مجلس نیز سخن از حتمیت غیبت برزبان می راند.(80) به هر روی، درعصر امام رضا(ع) بسیاری از مطالب مربوط به امام قائم درمیان شیعه گسترش یافته بود وتقریباً جامعه خواص شیعه با راهنمایی های امام هشتم با بسیاری از زوایای ناپیدای مسأله قیام آشنا شدند. بررسی سندی روایت های مربوط به غیبت را این افراد از امام رضا روایت کرده اند: أحمد بن زکریا، (81) أیوب بن نوح، (82) حسن بن علی بن فضال، (83) حسن بن محبوب، (84) حسین بن خالد، (85) دعبل بن علی الخزاعی، (86) ریان بن الصلت، (87) محمد بن أبی یعقوب البلخی.(88) بیشتر اسناد روایات رضوی دراین موضوع قابل اعتماد بوده واز جهت رجالی صحیح یا موثق شمرده می شوند وبرای ارزیاب اطمینان به صدور حاصل می گردد. نکاتی درباره ی روایات امام رضا(ع) 1. تصریح وتعیین فرد قائم دربعضی از روایات رضوی مشهود است.عباراتی همچون «الرابع من ولدی(89)» و «الامام بعدی محمد ابنی، وبعد محمد ابنه علی، وبعد علی ابنه الحسن، وبعد الحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته».(90) 2. دربیشتر این روایات نگرانی شدید امام از سختی های شیعه در دوران غیبت به وضوع روشن است. 3. به نظر می رسد که مسأله قائم برای شیعه از حالت کاملاً سرّی پیشین خارج شده وزمان آن رسیده که جامعه شیعه با او و حوادث پیرامونی آن آشنا شود، ولی همچنان نباید مخالفان از این جریانات آگاه گردند؛ چه این که امام در طلیعه سخنانش درباره ی قائم(عج) با حسین بن خالد به مسأله «ضروت تقیه تا زمان قیام» اشاره می کنند.(91) 4. امام، جامعه ی شیعه را برای پیروی از امام کوچک، خردسال وعدم انکار امام آماده می سازد.(92) 5. پاره ای از روایات مربوط به غیبت از امام کاظم(ع) وامامان پیشین توسط واقفیان پس از شهادت امام هفتم در این دوره در میان عموم شایع شد.آنچه مهم است این است که پاره ای از روایات آنان ساختگی ویا تحریف شده است؛ به گونه ای که بیشتر آنها آشکارا غایب وقائم را امام کاظم معرفی کرده است.(93) مرحله ی چهارم .دوره ی آماده سازی (نیمه ی اول قرن سوم هجری) غیبت در کلام ائمه ی متأخر(ع) از امامان متأخر (یعنی امام جواد، امام هادی وامام حسن عسکری(ع)) روایات ویژه ای درباره غیبت گزارش شده است. با مطالعه این روایات به این نکته رهنمون می شویم که لسان وفضای صدور آنها به کلی با روایات پیشین متفاوت است وهر چقدر به زمان غیبت نزدیک می شویم، عبارت ها متفاوت تر وتصریح ها آشکارتر است.همچنان برخی از شیعیان، مانند گذشته، امیدوارند که امام عصرشان، یعنی امام جواد، قائم آل محمد(ص) باشد، حتی شخصیتی چون عبدالعظیم نیز از این سرّ آگاه نیست.(94) اما در دوران امام هادی (ع) وامام عسکری(ع) کسی انتظار ندارد که این دو بزرگوار قائم آل محمد باشند؛ چرا که: 1. آنان کاملاً تحت مراقبت حکومت بوده وشیعه قیام آنان را تصور نمی کرد؛ 2. امام هادی (ع) بارها از امامت فرزندش امام حسن (ع) سخن گفته بود وشیعه درزمان حیات ایشان می دانستند امام بعدی کیست. درجریان وفات فرزند بزرگ امام - که امید امامت به او بود - امام د رحضور عموم اعلام می دارند که امام بعدی امام حسن است واین گونه معرفی در دوره های پیشین امامت سابقه نداشته است؛ 3. بیانات متعدد امام هادی مبین آن است که غیبتی در راه است وآن پس از امامت امام بعدی است؛ 4. امام هادی از فرصت ها استفاده نموده ودر برهه های مختلف از غیبت جانشینِ جانشینش سخن می گفت. دوران امام هادی را باید نقطه عطفی درتبیین مسأله ی غیبت دانست .گویا طلایی ترین فرصت برای آماده سازی مردم با قائم وحوادث بعدی، این دوران است. به عنوان نمونه، سه روایت ازچهار روایت امام جواد(ع) درباره غیبت را جناب عبدالعظیم حسنی روایت کرده است.درهیچ کدام از آنها امام جواد برای ایشان، به صورت معین، امام قائم رامعرفی نکرده اند وتنها به توصیفات ومسأله ی غیبت پرداخته اند؛ حال آن که وقتی عبدالعظیم در اواخر عمر به خدمت امام هادی (ع) رسیده ودینش را عرضه می دارد ویکایک امامان را تا امام هادی برمی شمرد، گویا از امامان بعدی ناآگاه است.امام دراین روایت، او را این گونه راهنمایی می کند: «ومن بعدی الحسن ابنی، فکیف للناس بالخلف من بعده». وعبدالعظیم - که نمی داند چه حوادثی پس از جانشینِ جانشین امام در راه است - می پرسد: «کیف ذاک یا مولای؟» وپاسخ می شنود که : «لانه لایری شخصه ولایحل ذکره باسمه حتی یخرج فیملاً الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً».(95) سؤالی که امام هادی بارها، پس از معرفی فرزندشان به عنوان جانشین امامت، (96) از شیعیان می پرسند، این است: «فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف؟... لانکم لا ترون شخصه و لا یحل لکم ذکره باسمه».(97) این عبارات را می توان بارزترین معرفی و آماده سازی برای غیبت فرض کرد. امام، این گونه مطالب و سؤالات را از عوام وخواص شیعه حتی درنامه نگاری ها مطرح می کردند.متن چند نامه در دست است که درتمام آنها امام به کسانی همچون علی بن مهزیار (98)، علی بن محمد بن زیاد (99) وحتی در پاسخ به جماعت شیعه، مسائل مربوط به غیبت قریب الوقوع حجت آل محمد(ص) را گوشزد می کردند.روایت زیر را صدوق گزارش کرده است: علی بن عبدالغفار گوید چون ابوجعفر دوم درگذشت، شیعه به ابوالحسن صاحب العسکر(ع) نوشتند واز او از امر امامت پرسیدند. فرمود: تا زنده ام با من است وچون تقدیر خدای - عز وجل - به من نازل شود، جانشین من برای شما آید وچگونه خواهید بود با خلف بعد از این خلف.(100) در دوران امام هادی بخش قابل توجهی از جامعه شیعه به خوبی با مسأله ی غیبت آشنا شده بودند. وچه بسا سختگیری های حکومتی برامام حسن عسکری(ع)، ناشی از همان هراس حاکمان از تولد قائم آل محمد بوده است.در دوران امام حسن عسکری، اگر پرسشی را کسانی نظیر احمد بن اسحاق ویا محمد بن عثمان درباره جانشینی امام حسن مطرح می سازند، بدین جهت است که فرزندی را که پیش تر نوید ولادتش داده شده بود نمی دیدند. از این رو، امام، فرزند برومندشان را به این دو بزرگوار نشان می دهند، ولی آنان باید بدانند که: «هذا أمر من أمر الله، و سر من سر الله، وغیب من غیب الله»(101) است وبدین ترتیب، احمد - که به دنبال علامتی برامامت وغیبت فرزند امام عسکری است- قلبش مطمئن می گردد.(102) در دوران امام عسکری شیعیان فهیم خود به این نتیجه رسیده بودند که امام نباید درمرآی ومنظر عموم باشد؛ چه این که ائمه ی متأخر همگی درسنین جوانی به شهادت رسیده اندو از سوی دیگر، شیعه آموخته که می تواند بدون حضور ظاهری امام آموزه های دینی اش را از وکیلان و عالمان دینی بیاموزد. پس اگر مدتی امام در نقطه ای دیگر حضور داشته باشد، به گونه ای که دست اجانب بدو نرسد، مایه ی خرسندی شیعه خواهد شد. در روایات امام عسکری به دونکته اشاره شده است: نکته ی اول. حیرت وتردیدها درمیان شیعه:«إن له غیبة یحار فیها الجاهلون، ویهلک فیها المبطلون، و یکذب فیها الوقاتون»(103) و «إن لولدی غیبة یرتاب فیها الناس إلا من عصمه الله عز وجل».(104) نکته ی دوم. اشاره به طولانی بودن غیبت :«طول الغیبة»، (105) «إن ابنی هو القائم من بعدی وهو الذی یجری فیه سنن الانبیاء(ع) بالتعمیر والغیبة حتی تقسو القلوب لطول الامد».(106) راویان غیبت در دوره امامان متأخر راویان روایات غیبت از امام جواد(ع) عبارت اند از: «عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، (107) صقر ابن أبی دلف(108)» واز امام هادی (ع) «ابوهاشم داود بن قاسم جعفری، (109) بنان بن حمدویه، (110) داود بن قاسم، (111) عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، (112) علی بن عبدالغفار، (113) علی بن محمد بن زیاد(114) وعلی بن مهزیار(115)» ونیز راویان از امام عسکری (ع) «أحمد ابن إسحاق بن سعد اشعری، (116) حسن بن محمد بن صالح بزاز، (117) محمد بن عثمان العمری(118) وموسی بن جعفر بن وهب البغدادی(119)» هستند. نتایج روایات پیشگویی اهل بیت(ع) پس از بررسی روایات اهل بیت درپیشگویی غیبت این نتایج به دست آمد: الف: درسده ی اول هجری بیان مسأله ی غیبت به صورت اجمالی، اشارات کلی وبسیار سری بوده است.اگر درمحفلی هم گفته شده، اعضای آن ازخواص ومعتمدان اهل بیت بوده اند. طبیعی است که از بیانات رمز گونه واشاره ای، تصوری درست ویا تصدیقی منطقی برای مخاطبان حاصل نمی شود .بیان اجمالی درسده ی اول، تنها به جهت آشنایی وایجاد خراش های ذهنی در اذهان بزرگان شیعه بوده است. ب .در نیمه ی اول سده ی دوم با توجه به حوادث سیاسی، ناآرامی ها و...، انتظار قیام قائم آل محمد درمیان شیعیان شکل گرفت. صادقین (ع) از فرصت پیش آمده برای معرفی قائم خوب استفاده کردند.در لابه لای معرفی مهدی، به پیش آمدهای قبل وبعد از قیام نیز پرداخته شد، که از آن جمله مسأله ی غیبت و زوایای ناپیدای آن است. اگر چه روایات متعدد این دوامام نشان از شیوع مسأله غیبت دارد، اما همچنان به عنوان یک سر درون گروهی است که نباید فاش شود. از شیوه ی تعامل راویان این دوره می توان دریافت که نگاه آنان از یک تصور اجمالی از غیبت فراتر رفته است، ولی هنوز تا در تفصیلی آن فاصله دارند. ج. در نیمه ی دوم قرن سوم با زندانی شدن امام کاظم و دور از دسترس بودن ایشان، می رفت که شیعه، به تدریج، با غیبت آشنا شود ونه تنها دانشمندان بزرگ عصر امام کاظم وامام رضا از مسأله ی غیبت آگاه بودند، بلکه بخش هایی از عموم شیعیان نیز با مسأله ی ضرورت غیبت قائم آشنا شده بودند.از گزارش ها چنین بر می آید که امام رضا حتی در جلسات عمومی در خراسان - که حتماً جاسوسان حکومتی هم حاضر بوده اند- از مهدی، قیام و غیبت ایشان سخن به میان آورده اند. با توجه به ادعای باطل واقفیان، دراین دوران، غیبت امام کاظم، زمینه ی خوبی برای نشر روایات صحیح غیبت توسط اندیشمندان امامیه پیش آمد. د. در دوران ائمه متأخر (ع) (نیمه ی اول سده ی سوم هجری) بخش قابل توجهی از جامعه شیعه به خوبی با مسأله ی غیبت آشنا شده بودند. روایات این دوران شیعه را برای غیبت آماده می کند و«غیبت » را بسیار «قریب الوقوع» معرفی می کند. بیانات متعدد امام هادی کاملاً مبین آن است که غیبتی در راه است وآن پس از امامت امام بعدی است، و آن حضرت دربرهه های مختلف از غیبت جانشینِ جانشینش سخن می گفت. در دوران امام عسکری شعیان فهیم خود به این نتیجه رسیده بودند که امام نباید در مرآ ومنظر عموم باشد؛ چه این که ائمه ی متأخر، همگی، در سنین جوانی به شهادت رسیده اند واز سوی دیگر، شیعه آموخته که می تواند بدون حضور ظاهری امام آموزه های دینی اش را از وکیلان وعالمان دینی بیاموزد. بنابراین، با توجه به آماده سازی ائمه، پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) و وقوع غیبت، جامعه شیعه، بدون هیچ تزلزل جدی وانشعابات متعدد، به خوبی غیبت را پذیرفت. چند انشعاب پیش آمده در این دوران، طرفدارانی اندک به خود دیده وعمری کوتاه داشته اند.اکثریت جامعه شیعی مسأله ی غیبت را پذیرفتند ودر انتظار پایان دوره ی غیبت وظهور منجی گردیدند.به امید روزی که آن وجود نازنین از پس پرده رخ بنمایاند. پی‌نوشت‌ها: * مدرس دانشکده ی علوم حدیث. 1- الغیبة(نعمانی)، ص 171، ح3. 2- همان، ص 164، ح 5 و ص 172 و ح 7؛ دلائل الامامة، ص 535، ح 520؛ کمال الدین، ص 325، ح 3 وص ص 329، ح 11؛ الغیبة (طوسی)، ص 158، ح 115و ص 162، ح 121 و ص 163، ح 125و ص 424، ح 408؛ مختصر بصائر الدرجات، ص 195. 3- کمال الدین، ص 326، ح 5؛ الغیبة (نعمانی)ف ص 154، ح 12؛ دلائل الامامة، ص 455، ح 435. 4- الکافی، ج1، ص 341، ح 22 و ح 23 وص 324، ح 1 و ص 330، ح 14؛ الغیبة (طوسی)، ص 159، ح 116؛ الغیبة(نعمانی)، ص 149، ح 6، و ص 150، ح 7. 5- کمال الدین، ص 330، ح 15. 6- الغیبة(نعمانی)، ص 176، ح 18و ح 19 و ص 177، ح 20؛ کمال الدین، ص 481، ح 8 وح 9. 7- الغیبة (نعمانی)، ح 19. 8- کمال الدین، ص 327، ص 7؛ الغیبة(نعمانی)، ص 173، ح 8؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج3، ص 329. 9- الکافی، ص 338، ح 8. 10- الغیبة (نعمانی)، ص 177، ح 20. 11- الغیبة (نعمانی)، ح 3؛ الغیبة (طوسی)، ص 162، ح 121. 12- کمال الدین، ح 14. 13- «تکون له حیرة وغیبة یضل فیها أقوام، و یهتدی فیها أقوام».(همان، ح 14). 14- «إن اللغلام غیبة قبل أن یقوم». (الغیبة (نعمانی)، ح 20). 15- «إن للقائم غیبتین یقال له فی إحدیهما: هلک ولا یدری فی أی واد سلک».(الغیبة (نعمانی)، ح 8). 16-«إمام یخنس سنة ستین ومائتین، ثم یظهر کالشهاب یتوقد فی الیلة الظلماء».(الکافی، ح 22 وح 23) علامه مجلسی می نوسد دراین سال امام عسکری وفات یافت وامامت قائم وغیبت آغاز شد.گفتنی است اسناد این دو روایت الکافی درمیان روایات دیگر امام باقر ضعیف ترین اسناد است. گذشته از این، بیان سال غیبت با روایات مشابه سازگار نیست. 17- «قلت: ولم قال: یخاف- وأوما بیده إلی بطنه - قال زرارة: یعنی القتل.(کمال الدین، ح 9) 18- الکافی، ح 22. 19- کمال الدین،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic