پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

مفهوم حبط و کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: ”‌حبط عمله حبطا بطل ثوابه ”‌عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر  آمده ”‌حبط العمل حبطا … فسد و هدر”‌‌[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.


باطل کردن

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در قرآن و روایات و در ادامه به بیان اهمیت حفظ اعمال نیک، می پردازیم.

در قرآن و روایات برخی از اعمال ناپسند سبب حبط و از بین رفتن اعمال پسندیده و خوب معرفی شدند که به ترتیب در قرآن و روایات آن را بررسی می کنیم.

 

الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1 - کفر و شرک

الف. ”‌مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ”‌‌؛[3] ”‌هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود”

‌‌ب. ”‌ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‏”‌‌؛[4] ”‌مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند”‌‌.

در این دو آیه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکین و کفار می داند.

برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : 2 - نفاق ”‌وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین‏”‌‌؛[5] ”‌آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: ”‌آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى، ) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند”‌‌. 3 تکذیب آیات خداوند و روز قیامت ”‌وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون‏”‌‌؛[6] ”‌و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد، آیا جز آن چه را عمل مى‏کردند پاداش داده مى‏شوند؟!”‌‌. ب. حبط در روایات: 1 - ترک نماز بدون مرض و علت. عبید بن زراره می گوید: از حضرت صادق (ع) پیرامون تفسیر آیه: ”‌‌ هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه می شود”‌‌.[7] پرسیدم، فرمود: مقصود آن کسى است که کردارى که به آن اقرار و اعتراف کرده، ترک کند، عرض کردم: مرتبه ترک آن عمل چیست؟ همه آن را رها کند؟ فرمود از آن جمله است کسى که عمداً بدون این که مست باشد و یا علّتى داشته باشد، نماز را ترک کند.[8] 2 - با شک و تردید عمل کردن در اصول دین. یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: کسی که تردید یا گمان داشته باشد و بر آن پا برجا باشد، خدا عملش را تباه می کند، حجت خداوند حجت روشن است.[9] مجلسی (ره) در توضیح حدیث می فرماید: برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند.[10] باطل کردن 3 - زنی که به شوهرش بگوید من از تو هیچ خیری ندیدم با این که در ارتباط زندگی زن و مرد، بسیاری از زحماتی را که زن در تدبیر و رسیدگی منزل از نظافت و آشپزی و بچه داری و… متحمل می شود از وظائف واجب او نیست و خداوند در مقابل این امور پاداش فراوان به او می دهد، ولی اگر زحمات او همراه با آزردن شوهر و منّت همراه باشد اجر کارهای او تباه می شود، در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید :هر زنی که به شوهرش بگوید که من از تو خوبی ندیدم، پاداش عمل او از بین می رود.[11] 4 - کافر شدن به ولایت علی(ع) ابی حمزه می گوید از امام باقر (ع) از تفسیر سخن خداوند، ”‌وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین”‌‌ ‏پرسیدم؟حضرت فرمود: تفسیر باطنی این آیه کافر شدن به ولایت امیر المؤمنین(ع) است، چرا که مراد از ایمان، حصرت علی (ع) می باشد.[12] از مجموع مطالب بالا معلوم می شود که حبط مربوط به مورد خاصی از اعمال نیک نیست، بلکه در تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی جریان دارد. در نقطه مقابل حبط تکفیر وجود دارد به همین مناسبت توضیح اندکی پیرامون آن نیز ارائه می کنیم. همان طور که اعمال نیک با انجام کارهای زشت از بین می رود، اعمال زشت گناهان نیز با انجام خوبی ها از بین رفته و چه بسا که تبدیل به خوبی شود؛ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. 1- انجام نمازهای واجب. ”‌وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏”‌‌؛[13] ”‌در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏”‌‌. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد 2 - اجتناب از گناهان کبیره. الف. ”‌إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ”‌‌؛[14] ”‌اگر از گناهان بزرگ که از آن نهى شده‏اید بپرهیزید، بدی هاى شما را مى‏زداییم. ب. ”‌الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ”‌‌ [15] کسانى که از گناهان بزرگ و زشت هاى آن کناره گیرند جز پاره‏اى یا به طرز سطحى و گذرا، بی گمان پروردگارت آمرزشى دامن گستر دارد. با توجه به نقش تربیتی که احباط و تکفیر در زندگی انسان ها دارند، از این رو بیان اهمیت حفظ اعمال نیز، خالی از لطف نیست. یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد. در روایتی از رسول گرامی اسلام در فضیلت تسبیحات اربعه آمده است: خداوند به عدد هر یک از اذکاری که مؤمن می گوید، درختی در بهشت برای او می کارد. شخصی عرض کرد: پس درختان ما در بهشت چقدر زیاد است! حضرت فرمود: بله، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند سپس این آیه را قرائت نمود: ”‌ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت خدا و رسول کنید و اعمال خود را باطل نکنید”‌‌.[16] پی نوشت ها : [1]. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 3، ص 1118، دار العلم، بیروت، 1990 م. [2]. الفیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 118 [3]. مائدة، 5 [4]. توبة، 17 [5]. مائدة، 53 [6]. اعراف، 147 [7]. مائدة، 5 [8]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 387، ح 12، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش. [9]. همان، ص 400، ح 8 . [10]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول، ج 11، ص 186، 1404 هـ ق. [11] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 20، ص 162، ح 7، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 هـ ق. [12] مجلسی، بحار الأنوار، ج 35، ص 369، ح 14، مؤسسة الوفاء، 1404هـ ق. [13]. هود، 114 [14]. نساء، 31 [15]. نجم، 32 [16]. محمد، 33؛ صدوق، محمد بن علی، الامالی ج 1 ص 607، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 هـ ش.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر
وهابیت زیارت قبور را بدعت و حرام می­داند و در این حرمت حتی زیارت قبر رسول گرامی اسلام را استثنا نمی­داند و کار را تا آنجا پیش می­برد که سفر به قصد زیارت رسول گرامی اسلام را حرام و نماز را در این سفر کامل می­داند.
مسجد النبی

قسطلانى[1] و ابن حجر در الجوهر المنظم از ابن تیمیه نقل كرده اند؛ وى زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را منع و آن را ـ چه با شدّالرحال[2] و چه بدون شدّالرحال ـ تحریم كرده است. با فتوا به تحریم زیارت قبر نبى(صلى الله علیه وآله)، زیارت سایر قبور به طریق اولى حرام مى شود.

اما به اعتقاد شیعه زیارت به چهار دلیل امرى مشروع است:

1ـ قرآن

یکی از مهمترین ادله مشروعیت زیارت آیات قرآن کریم است که به یکی از آنان اشاره می­گردد.

خداوند عزوجل مى فرماید:

«...لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»[3]

«هر گاه آنان زمانى بر خویش ستم كرده­اند نزد تو ]اى رسول خدا [بیایند و استغفار كنند و پیامبر براى آنان طلب آمرزش كند، خداوند را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت».

  زیارت نوعى حاضر شدن نزد زیارت شونده است خواه براى استغفار باشد یا غیر آن. وقتى رجحان چنین عملى در حیات رسول گرامی اسلام (ص) ثابت شد، همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت می­گردد، چون نبى اكرم داراى حیات برزخى است و سلام زائر را مى شنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه مى شود.

«حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم»


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و اندیشه، 
برچسب ها : سمهودى از سبكى نقل مى كند: علما از این آیه عموم فهمیده اند یعنى، حضور در نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اینكه از او بخواهند درباره آنان از خداوند طلب آمرزش كند، اختصاصى به زمان حیات آن حضرت ندارد بلكه زمان رحلت وى را هم شامل مى شود از این رو علما خواندن این آیه را نزد قبر آن حضرت، مستحب مى دانند.[4] همچنین در تأیید حیات رسول گرامی اسلام در عالم برزخ و ارتباط ایشان با این دنیا ابن زرعه عراقى از ابن مسعود نقل مى كند كه پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «قال رسول الله- حیاتی خیر لكم تُحدِّثون و یحدَّث لكم، ووفاتی خیر لكم، تُعرض علی أعمالكم، فما رأیت من خیر حمدت اللّه علیه، وما رأیت من شرّ استغفرت اللّه لكم.»5 «حیات من براى شما خیر است چون شما با من سخن مى گویید و نیز من با شما صحبت مى كنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مى شود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده كنم، خداوند را بر آن ستایش مى كنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مى كنم». 2 ـ روایات احادیث بسیارى به طرق مختلف و با مضمون هاى گوناگونى وارده شده است: الف. از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه فرمود: «هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعتش بر من لازم مى گردد»[5] این حدیث داراى 40 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. مؤلفان این كتاب ها از حافظان و ائمه حدیث مى باشند. ب. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر كس حجّ گزارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت كند، مانند كسى است كه در حیاتم مرا زیارت نموده است».[6] این حدیث مرفوعاً از ابن عمر نقل شده. این حدیث داراى 25 منبع از كتاب هاى اهل سنت است. «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، سپس به محمد اجازه داده شد كه قبر مادرش را زیارت كند. از این پس قبور را زیارت كنید كه آخرت را به یاد مى آورد» ارباب صحاح ـ به غیر از بخارى ـ این روایت را نقل كرده اند، روایت از ترمذى چنین نقل شده است: «میت به زائر، خو مى گیرد و با دعایى كه زائر براى او مى كند و نیز قرآنى كه برایش مى خواند و با صدقه اى كه برایش مى بخشد، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است ج. «هر كس حج خانه خدا را انجام دهد و مرا زیارت نكند، به من جفا كرده است». بسیارى از علمای طراز اول اهل سنت[7] این حدیث را نقل كرده اند. د. سلیمان بن بریده از پدرش، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل كرده است:«شما را از زیارت قبور نهى كردم، آگاه باشیدكه از این به بعد قبور را زیارت كنید».[8] شیخ منصور مى گوید: عموم علما از امر پیامبر(صلى الله علیه وآله) «قبور را زیارت كنید (فزوروها)» استحباب را فهمیده اند و ابن حزم معتقد است: امر در این روایت دال بر وجوب است كه آدمى در طول عمرش، یک بار هم كه شده، باید به زیارت نبى(صلى الله علیه وآله)برود.[9] ه. پیامبر (ص) فرمود: «من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، بهره مند مى گردد و این همان حكمت زیارت قبور است.[10] 3 ـ عمل اصحاب 1. ابوجعفر(علیه السلام) مى فرماید: فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)همیشه قبر حضرت حمزه را ـ كه خدا از او خشنود باد ـ زیارت مى كرد و آن را تعمیر و بازسازى نموده و سنگى را به عنوان علامت روى قبر گذاشت.[11] 2. على(علیه السلام) مى فرماید: «حضرت فاطمه هر جمعه قبر عمویش، حمزه را زیارت مى كرد و در آنجا نماز مى گزارد و گریه مى نمود».[12] مسجد النبی (ص) 3. عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام، وقتى وارد مدینه شد، اولین اقدامش این بود كه به مسجد آمد و بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلام فرستاد.[13] 4. ابن عون مى گوید: مردى از نافع سؤال كرد: آیا ابن عمر بر قبر نبى اكرم(صلى الله علیه وآله) سلام مى فرستاد؟ نافع گفت: بله، او را صدبار یا بیش از صدبار دیدم كه مى آمد كنار قبر و نزد آن مى ایستاد و مى گفت: سلام بر پیامبر(صلى الله علیه وآله).[14] 5 .بلال مؤذن رسول خدا(ص) در عهد عمر بن الخطاب در شهر شام اقامت داشت. شبى در خواب پیامبر را دید كه به وى فرمود: «ما هذه الجفوة یا بلال؟!اما آن لك ان تزورنى یا بلال؟ فانتبه حزینا وجلا خائفا فركب راحلته و قصد المدینة فاتى قبر النبى (ص) فجعل یبكى عنده و یمرغ وجهه علیه فاقبل الحسن و الحسین (ع) فجعل یضمهما و یقبلهما». «اى بلال! این چه ظلمى است در حق من روا داشته اى؟ آیا وقت آن نرسیده است كه مرا زیارت كنى؟ از خواب بیدار شد ناراحتى و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود با سرعت وسائل سفر را بسته و بر مركبش سوار شد و به طرف مدینه حركت نمود. وقتى به شهر مدینه رسید كنار قبر رسول الله آمد در حالی كه گریه می كرد صورت خود را بر قبر حضرت مالید در این هنگام امام حسن و امام حسین را دید كه به طرف قبر جدشان مى آیند آن دو عزیز را در آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت.»[15] 4 ـ عقل عقل مى گوید: تعظیم كسى كه خداوند تبارک و تعالى او را بزرگ داشته است نیكو است. زیارت هم نوعى تعظیم است زیارت رسول گرامی اسلام (ص) كه نوعى احترام به آن حضرت است از شعائر الهى به حساب می­آید و جایز و پسندیده است، چرا كه این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است. مسجد النبی مطالب گذشته در مورد زیارت قبر رسول اکرم (ص) بوده است اما زیارت سایر قبور مثل زیارت قبر پیامبر(ص) بوده و در مشروعیت آن نزاعى نیست و خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زیارت قبور مى­شتافت و مسلمین را بر این عمل ترغیب مى كرد. آن حضرت به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب مى رفت. سیره مسلمانان نیز چنین بود كه به زیارت قبور مسلمین مى شتافتند . 5- آراى فقهاى اهل سنت 1. عسقلانى از انس نقل مى كند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) از كنار زنى عبور مى كرد در حالى كه آن زن در كنار قبرى گریه مى كرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وى فرمود: خوددار باش و صبر كن عسقلانى مى گوید: طبق این حدیث استدلال بر جواز زیارت قبور شده است خواه زائر مرد باشد، یا زن و خواه زیارت شونده مسلمان باشد یا كافر چون حدیث در این زمینه تفصیل ندارد[16] و به طور مطلق حكم را بیان كرده است. 2. از مالک در مورد زیارت قبور سؤال شد، در جواب گفت: پیامبر از آن نهى فرمود: سپس بدان اذن داد و اگر كسى زیارت قبور را انجام بدهد و چیزى جز خیر نگوید، اشكالى در آن نمى بینم.[17] 3- امام مالک با منصور دوانیقى در آداب زیارت گفتگوی جالبی دارد که به نقل آن می­پردازیم: ابو جعفر منصور دوانیقى در مسجد پیامبر (ص) مشغول زیارت بود، و سلام ها و دعاها را با صداى بلند مى‏خواند، مالک، امام و پیشواى مذهب مالکی در مسجد حضور داشت، به منصور اعتراض كرد و گفت: صدایت را در مسجد پیامبر بلند مكن، زیرا خداوند گروهى از مردم را ادب نموده وفرموده است:«لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِ‏ّ وَلَاتَجْهَرُواْ لَهُ‏و بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَلُكُمْ وَأَنتُمْ لَاتَشْعُرُونَ»[18]، ؛‌صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مكنید، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‏گویید با او سخن مگوئید، مبادا بى‏آنكه بدانید كرده‏هایتان تباه شود. و گروهى دیگر را ستوده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَل-ِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‏ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ» [19] ؛‌آنان كه پیش پیامبر خدا، صدایشان را فرو مى‏كشند افرادى هستند كه خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان كرده است، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است. و گروهى دیگر را مذمّت و سرزنش نموده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ ینَادُونَكَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ أَكْثَرُهُمْ لَایعْقِلُونَ»، [20] مسجد النبی (كسانى كه تو را از پشت اتاقها به فریاد مى‏خوانند، بیشترشان نمى‏فهمند). اى منصور! پیامبر خدا زنده و مرده‏اش احترام دارد. منصور دوانیقى در برابر سخنان مالک متواضع شد و آرام گرفت، سپس پرسید:آیا رو به قبله قرار بگیرم و دعا بخوانم، یا رو به پیامبر؟ مالک گفت: صورتت را از قبر پیامبر برنگردان و در حالیكه مقابل قبر ایستاده‏اى دعا كن، پیامبر خدا وسیله تو و پدرت حضرت آدم‏ براى تقرّب به خدا در قیامت خواهد بود، پس برابر رسول خدا (ص) و قبر او به ایست، و از او طلب شفاعت كن، كه خداوند شفاعت او را مى‏پذیرد. وی در پایان استدلال به این آیه قرآن می­کند که خداى متعال در قرآن مى‏فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» [21] پی نوشت ها : [1]. قسطلانی، ارشاد السارى، بی­تا، بی­جا، ج 2، ص 329. [2]. امین، سید محسن، كشف الارتیاب، مكتبة سید الحرمین، قم، ص 365 عبارت شدّالرحال، كنایه از مسافرت است شدّالرحال یعنى، بستن كوله بار كه كنایه از سفر است چون حدیث شدّالرجال، معروف است، لذا از این كلمه بدون ترجمه استفاده مى شود. [3]. نساء (4)، آیه 64. [4]. امین، ص366. 5 . سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، دارالفکر، بیروت، 1401ه.ق، اول، ج1، ص528 [5]. دارقطنی، سنن دارقطنی، دارالکتب العلمیة، 1417ه، ص 278 قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، انتشارات دارالفکر، 1409ه، ج 5، ص 194 [6]. طبرانی، المعجم الکبیر، حمدی عبدالمجید السلفی (تحقیق و تخریج )، داراحیاء التراث العربی، لبنان، دوم، ج 12، ص 310 سنن الدار قطنى، ص 278 [7]. شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار، دارالجیل، 1973م، ج، 5 ص 108، سبکی، تقی الدین، شفاء السقام، چهارم، 1419ه، ص 27. [8]. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic