پورتال فرهنگی مذهبی قران فارسی
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : صفدر

قرآن کتاب زندگی و آموزه‌های آن، برنامه‌ی سلوک اجتماعی‌ـ فردی انسان و راهی به سوی مقصد والا و مقصود اعلاست. مؤمنان و عالمان هوشمندی که در عینیت جامعه حضوری جدّی داشته‌اند و چون از این منظر به قرآن نگریسته‌اند، در رسیدن به مقصود و رهیدن از تنگناها، از قرآن و تعالیم آن فراوان بهره برده‌اند.

به دیگر سخن توان گفت، آنان که درگیر بوده‌اند (درگیر با مسایل سیاسی‌ـ اجتماعی و فرهنگی‌ـ تربیتی) از قرآن که برنامه زندگی است و آیین‌نامه انقلاب و حرکت، بیشتر بهره گرفته‌اند.

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی از عالمان و دانش‌آموختگان حوزه است که در «عینیت جامعه» حضور جدی داشته و در میدان درگیری جلوه‌ای ستودنی ـ‌و این بُعد از زندگی ایشان مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشدـ او در این حضور و درگیری است که به قرآن می‌رسد.

کاوشهای او و بهره‌گیریهای او از این منبع نورانی، خواندنی و شنیدنی است.

در دیداری، مسؤولان و بانیان «بشارت» فرصت را مغتنم داشتند تا فرآیند اندکی از حضور و زندگی «در سایه قرآن» و همگامی با آموزه‌های آن را که آن بزرگوار در زندگانی داشته است را فراگیرند و گزارش کنند، که بی‌گمان سودمند و کارآمد خواهد بود و اکنون این شما و آنچه در آن فرصت کوتاه ما را ارمغان شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مصابحه های قرانی، 
برچسب ها : ضمن تشکر از جناب‌عالی که دعوت ما را پاسخ دادید، در آغاز قدری از سابقه انس خودتان با قرآن بفرمایید. ـ ‌آشنایی من با قرآن، بیشتر به دوران طفولیت باز‌می‌گردد. پدرم خیلی با قرآن مانوس بود ـ البته ایشان یک دانشمند قرآن شناس نبود، ولی در حدود تحصیلات مقدماتی‌اش در قرآن کار کرده بود ـ و ما در خانه به قرآن علاقه‌مند شدیم. در همان اوّل طلبگی به فکر حفظ قرآن افتادم‌ـ البته آن موقع حفظ قرآن مرسوم نبود‌ـ امتحانی هم پیش مرحوم آیت‌الله بروجردی(ره) دادم که منجر به جایزه گرفتن از ایشان شد و این عمل مرا بیشتر به قرآن نزدیک کرد‌ـ بالاخره تشویق خیلی موثر است، مخصوصاً برای جوانان‌ـ ایشان هم به من جایزه دادند و هم شهریه برایم مقرر کردند. همیشه یکی از دعاهایم توفیق حفظ قرآن بود، مثلاً در حرم یا در مواقع اعتکاف و یا در جوانی که به مکّه مشرف شدم، همیشه و هرجایی که فکر می‌کردم محل استجابت دعاست، یکی از خواسته‌هایم این بود که بتوانم قرآن را حفظ کنم ـ‌البته به تلاش خود فرد هم بستگی دارد ـ و من باید همّت می‌کردم، فکر می‌کردم خیلی مشکل است و احتیاج به لطف خاص خداوند دارد. به چه مقدار از حفظ قرآن کریم موفق شدید؟ ـ توفیق پیدا کردم که بیست جز از اوّل و پنج جز از آخر را حفظ کنم، یعنی بیست و پنج جز را حفظ کردم و قدری هم به صورت پراکنده؛ ولی متاسفانه برایم نمانده است و نتوانسته‌ام آن را نگهدارم. در زندان که بودم حفظ می‌کردم و تکرار می‌کردم، ولی بعد که مشغول کار شدم دیگر نتوانستم. در واقع مسایل گوناگون مانع شد. ‌در دوران مبارزه و بعد از آن، در حاکمیت بر اداره کشور چقدر قرآن در کار شما حاضر بود؛ چقدر به قرآن اتکا و از آن استفاده می‌کردید؟ ـ در دوران مبارزه قرآن برای ما خیلی مهم بود. در واقع انرژی خود را از قرآن می‌گرفتیم و هیچ‌چیز به اندازه قرآن برایمان انرژی‌بخش نبود. نهج‌البلاغه، روایات و کتب تاریخی ـ‌خصوصاً‌تاریخ شهادتهاـ جای خودشان را دارند، ولی نسبت به قرآن احساس اثر فوری می‌کردیم. مخصوصاً آیاتی که به مجاهده، مبارزه، صبر، تحمل و ایثار مربوط است، بسیار سازنده است ـ‌گمان می‌کنم بقیه مبارزان اسلامی هم این‌گونه بودند‌ـ مسأله دیگر که برای ما مهم و اساسی بود، این بود که آن زمان تردیدهایی وجود داشت که خیلی جدّی بود. علما درباره‌مبارزه یک موضع واحد نداشتند و ما هم حق خودمان نمی‌دیدیم که داور میان علما باشیم؛ فقط می‌دیدیم فلان شخصیت ـ‌که به او احترام هم می‌گذاریم‌ـ مبارز نیست، ولی دیگری مبارز است. گاه می‌دیدیم که همدیگر را تخطئه می‌کردند و این برای ما که آماده می‌شدیم تا مشکلات را تحمل کنیم و حتی جانمان را هم بدهیم، آزار دهنده بود. وقتی می‌توانستیم فهم خودمان را با قرآن تغذیه کنیم، راحت می‌شدیم. یک چیزی را که از قرآن می‌فهمیدیم ـ‌در حد مقدورمان‌ـ تحقیق می‌کردیم، تفاسیر را نگاه می‌کردیم، تا ببینیم درست فهمیده‌ایم یا نه. این‌گونه کارکردن ما را به قرآن خیلی نزدیک می‌کرد. بنده خودم مشکلات فکریم را بیشتر با قرآن حل می‌کردم و خیالم هم راحت بود. بر طبق فهم خودم ـ‌که برای خودم حجّت است‌ـ نظر قرآن را دریافته بودم، تردیدی که دیگران ایجاد می‌کردند، در من تأثیری نداشت. مگر اینکه در مبنای فهم اثر می‌گذاشت که آنهم آسان نبود. این در بیرون زندان بود. در زندان آسان‌ترین کار انس با قرآن بود. زندان‌بانها و ساواکی‌ها از دادن هر چیزی و هر کتابی امتناع می‌کردند و همه‌چیز را با شک نگاه می‌کردند، ولی با قرآن کاری نداشتند. قرآن را همان روزهای اوّل می‌دادند. اگر آدم می‌خواست بخواند، قرآن به راحتی پیدا می‌شد. خوب آن ابعاد معنوی و الهی قرآن در زندان خیلی مؤثر است، در زندان وقت ما صرف انس با قرآن می‌شد. آن تنهایی و فراغت در زندگی معمولی به دست نمی‌آید و من که نتوانستم چه قبل از زندان و چه بعدش حالت قرب و انس با قرآن را هیچ وقت به اندازه دوران زندان در خودم ایجاد کنم ـ‌شاید خیلی‌ها در این جهت از من قوی‌تر بوده‌اند و توانسته باشند که من خبر ندارم‌ـ تجربه خودم این بود که قرآن مرا حفظ کرد و در مشکلات و از تردیدها نجات داد و در مسیر درست و صراط مستقیم خود نگه داشت. لذا من همه‌هستی خودم را مرهون قرآن می‌دانم. در دوران مسؤولیت، تحیرها بیشتر می‌شود. آدم هر روز با دو بلکه چند راهی مواجه است و باید انتخاب کند. انتخابها هم از نوع قبلی نیست. الان باید جوابگوی خلق باشیم، مال مردم، زندگی مردم، جان مردم و خیلی چیزهای دیگر مطرح است. آشنایی با قرآن در تصمیم‌گیری‌ها و رفع تحیرها و دودلی‌ها به یک مسؤول خیلی کمک می‌کند. آیا به طور مشخص می‌توانید بیان کنید که در کجاها و چگونه قرآن به کمک شما آمده و راهنمایی کرده است؟‌ ـ من الان در آن فکر نیستم که یک مورد معین را ذکر کنم، ولی تقریباً‌قرآن همیشه این طوری است؛ یعنی ما در بحث‌هایی که می‌کنیم از قرآن الهام می‌گیریم، مثلاً‌در جلسات مشورتی که برای تصمیمات مهم داشتیم، گاهی امام هم نظر روشنی نمی‌دادند و به خودمان واگذار می‌کردند، ما هم می‌رفتیم به سراغ برداشتهای خودمان از اسلام. مثلاً‌در زمان جنگ، گاهی سؤالات آزار دهنده‌ای پیش می‌آمد. با توجه به اینکه جنگ بین دو کشور مسلمان بود و تلفات جنگ مجموعاً‌از جیب جامعه اسلامی می‌رفت و به نفع دشمنان اسلام بود. سؤالاتِ عجیب و غریبی پیش می‌آمد. اگر کسی می‌خواست با منطق اسلام کارش را توجیه کند، انتخاب راهی که بتواند در آن ثابت قدم باشد و با خیال راحت بتواند حرکت کند، مشکل بود. باید دعوت به جهاد و آن هزینه هایی که می‌کردیم، بر خلاف رضای خدا نباشد. گاهی با خود می‌گفتیم: امام فرمانده جنگ است، رهبری و سیاست مال ایشان است، ما هم سربازیم، این آسان بود. هر کس با خیال راحت وارد کار می‌شد. ولی اگر کسی می‌خواست منطقاً‌هم توجیه شود که اشتباه نمی‌کند، کار مشکلی بود. من در زمان جنگ، خیلی جاها مسأله‌ام را با قرآن حل کردم، آخرش هم که خواستیم به صلح برسیم، این‌گونه بود. ‌شما دو دوره را پشت سر گذاشته‌اید، در یک دوره با حاکمان مملکت و مدیران کشور مبارزه می‌کردید و در دوره بعد خودتان مدیر کشور شدید؛ چه تفاوتی میان فهم و برداشتتان از قرآن در این دو دوره احساس می‌کنید؟ آیا وقتی که به پشت سر نگاه می‌کنید، تغییری در نگاهتان به قرآن می‌یابید؟ به نکته یا تفسیر جدیدی رسیده‌اید؟ ـ البته در میدان عمل، آدم تفاوتهای اساسی را می‌تواند بفهمد؛ مثلاً من در دوران مبارزه، زیاد به فکر موفقیت مادی نبودم، روحیه حاکم بر ما انجام وظیفه بود. فکر می‌کردیم ما باید از دین خدا دفاع کنیم و آن خداوند است که مشیت خودش را اجرا می‌کند. این یک طرز فکر بود. امّا در زمان مسؤولیت‌های اجرایی یک چیز دیگر هم اضافه شده بود ـ‌با همان روحیه‌ـ و آن این بود که ما اگر مسایل مادی و محسوس را در حرکتمان در سطح جامعه اسلامی لحاظ نکنیم، معلوم نیست رضایت خداوند را جلب کرده باشیم. هر چند باز هم مطمئن هستیم که اگر وظیفه‌مان را انجام دهیم، پیش خدا سرافرازیم و برایمان حجّت است؛ اما تشخیص وظیفه فرق می‌کند، اینجا فقط وظیفه این نیست که یک حرکتی بکنیم و بقیه را به مشیت خدا واگذاریم، باید برنامه‌هایمان را جوری اجرا کنیم که جامعه اسلامی ساخته شود، این‌گونه نیست که ما کار خودمان را بکنیم و بگوییم خداوند خودش درست می‌کند، باید حساب کنیم و ببینیم اصلاً‌این کار وظیفه هست یا نه. آنجا که مبارزه می‌کردیم کار آسانتر بود، اینجا قدری دشوارتر است. باید با واقع بینی ببینیم که محصول کار چیست و اصولاً‌وظیفه را با توجّه به حاصل کار باید تشخیص بدهیم. ‌یعنی باید برای ساختن این جهان و اداره‌زندگی این جهانی و بدست آوردن نتایج این جهانی هم از قرآن استفاده کرد و اصولاً‌قرآن به ما در بدست آوردن حاصل این جهانی کمک می‌کند؟ ـ اینکه قرآن کمک می‌کند، بحث دیگری است. من می‌خواهم بگویم، برداشت تفاوت می‌کند. یک‌وقت می‌گفتیم: ما وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم هر چه بادا‌باد. اما حالا در تشخیص تکلیف مشکل پیدا می‌کنیم. آیا این کار خاص تکلیف ما هست یا نه؟ مثلاً در زمان جنگ ـ‌یا هر مشکلی که پیش می‌آید‌ـ می‌خواهیم از اسلام دفاع کنیم. آیا تکلیف این است که ما خودمان را راضی کنیم و بگوییم دفاع کردیم یا باید یک راه دیگری انتخاب کنیم؟ بین خیلی مرسوم است که می‌گویند: ما داریم برای خدا و دین خدا کار می‌کنیم. ولی باید پرسید که مصداق برای خداوند کارکردن چیست؟‌پیدا کردنش دشوار است و باید توأم با کارشناسی باشد. نمی‌شود مثل سابق بگوییم که تشخیص داده‌ایم باید مبارزه کنیم. امروز باید روزانه برنامه اجرا کنیم، الان باید با کارشناسی ببینیم که آیا داریم بهترین کار را می‌کنیم یا نه؟ کارشناسی باید منظم باشد و تشخیص موضوع، بسیار مشکل است. ‌البته مبنای تشخیص موضوع نیاز به کارشناسی دارد ولی آیا قرآن به این تشخیص موضوع‌ها و گره‌گشایی‌های مصداقی هم کمک می‌کند؟‌ ـ من از این جهت، هیچ وقت به قرآن نگاه نمی‌کردم که از قرآن بفهمم، ما باید الان این جور بجنگیم یا ‌جور دیگر. از قرآن بفهمم باید آن برنامه را اجرا کنم یا این را، اینها نیست. پس فقط از قرآن می‌توان چارچوب‌ها و خط مشی‌های کلّی را گرفت؟ ـ بحث بر سر این است که ما باید با ضوابط قرآنی بفهمیم و تشخیص بدهیم که، آیا این کاری که انجام می‌دهیم همانی است که باید بشودیا نه؟ و این تشخیص موضوع در زمان مسؤولیت خیلی دشوارتر از زمان مبارزه است و اگر بخواهیم مبانی فرهنگ اسلامی مبدأ حرکت فردای جوانهایمان باشد، اول باید جوابهای مشخص کارشناسانه منطبق با واقعیت‌های زندگی را از آن بیرون بیاوریم، بعد اختلافات هم قابل تحمل است. همانطور که در مسایل حقوقی و قوانین، اختلافات قابل تحمل است. ‌با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید اگر در پایان راجع به بشارت و کارهای قرآنی مطلبی هست بفرمایید. ـ من هم از شما متشکرم. من به این‌گونه کارها علاقه‌مندم، گمان می‌کنم در گذشته روی قرآن کم کار شده است. قرآن دریایی است که به عمقش نمی‌رسیم؛ بنابراین هر چه کار بشود، کم است و بنده از کارهای متنوع قرآنی استقبال می‌کنم. البته الان وضع خوب است، چند سالی است که توجه به قرآن در جامعه زیاد شده است. هر چند یک قدری سطحی است، در حد همان قرائت و حفظ و اینهاست، ولی بالاخره از همین کارهای سطحی بعضی‌ها به عمق می‌روند. باید تلاش کنید تا با استفاده از این فضا، فرهنگ قرآن را در مردم تعمیق بدهید، یک کار ماندگار و سازنده‌ای بشود و امیدوارم موفق باشید.،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات أن لهم أجرا كبیرا»

مدیر وبلاگ : صفدر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic